ه‍.ش. ۱۳۹۳ اسفند ۴, دوشنبه

دردها و ترانه ها


١ - ترانه ی درد عشق و انتظار - سراینده: گمنام - اجرا: پروین زهرایی منفرد (نوری وند)
متن ترانه
درد عشق و انتظار ، دارم زان شب یادگار
در آن شبِ سرد پاییز ، آهنگ سفر می کردی
از رهگذری محنت خیز ، دیدم که گذر می کردی
درد عشق و انتظار ، دارم زان شب یادگار
تو رفتی و دلم غمین شد ، قرینِ آهِ آتشین شد
آز آن شبی که برنگشتی
جهان که شادی آفرین بود، به چشمِ من غم آفرین شد
آز آن شبی که برنگشتی
آز آن شب سرد خزان شب ها گذشته ، داستانِ باده و مینا گذشته
روزگاری بر منِ تنها گذشته
https://www.youtube.com/watch?v=3VPRLotn0cE
٢ - ترانه ی امان از درد دوری - سراینده: گمنام - اجرا: حمیرا (پروانه امیرافشاری)
متن ترانه
تو اونجا ومن اينجا امان از درد دوري/ من ماندم و روياها نه شوق ونه سروری
امان ازدرد دوري ، امان ازدرد دوري
دوراز تو من ندارم نه شورو نه غروري/ آه ای خداي عالم تاكي غم صبوري
امان ازدرد دوري ، امان ازدرد دوري
هجرت اجباری اگه از تو جدا كرده منو/خیال نکن که لحظه ای عشقت رها کرده منو
همش به خود امید میدم به طفل دل نويد میدم
می گم تموم شد حادثه فصل رهايي می رسه/امان از درد دوری ، امان از درد دوری
دوراز تو لالۀ غمت در دل من شکفته/اشکام غمامو به همه دونه به دونه گفته
خدامی دونه بی تومن یک روز خوش ندیدم/گریه کرده هر کسی که قصه امو شنفته
امان از درد دوری ، امان از درد دوری
https://www.youtube.com/watch?v=R-u_iT_fJbk
٣ - ترانه ی سینه مالامال درد است - سراینده: حافظ - اجرا: محمدرضا شجریان
متن ترانه
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی/ دل ز تنهایی به جان آمد، خدا را همدمی
چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟/ ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم: «این احوال بین» خندید و گفت:
«صعب روزی، بوالعجب کاری، پریشان عالمی»
سوختم در چاهِ صبر از بهر آن شمع چوگل/ شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی
در طریقِ عشقبازی امن و آسایش بلاست/ ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست/ ره‌روی باید، جهانْ سوزی، نه خامی بی‌غمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم/ کز نسیمش "بوی جوی مولیان آید همی"
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق؟/ کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
https://www.youtube.com/watch?v=jlXHnZMqE8E
٤ - ترانه ی حالا که گريه دوای دردمه - سراینده: اردلان سرفراز - اجرا: داریوش اقبالی
متن ترانه
چشم من بيا منو ياری بکن/ گونه هام خشکيده شد کاری بکن
غيره گريه مگه کاری ميشه کرد/ کاری از ما نمياد زاری بکن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد/ تا قيامت دل من گريه ميخواد
هرچی دريا رو زمين داره خدا/ با تمومه ابرای آسمونا
کاشکی ميداد همه رو به چشم من/ تا چشام به حال من گريه کنن
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد/ تا قيامت دل من گريه ميخواد
قصهء گذشته های خوب من/ خيلی زود مثل يه خواب تموم شدن
حالا بايد سر رو زانوم بذارم/ تاقيامت اشک حسرت ببارم
دل هيشکی مث من غم نداره/ مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گريه دوای دردمه/ چرا چشمام اشکشو کم مياره
خورشیده روشن ما رو دزديدن/ زیره اون ابرای سنگين کشيدن
همه جا رنگه سياهه ماتمه/ فرصت موندنمون خيلی کمه
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد/ تا قيامت دل من گريه ميخواد
سرنوشت چشاش کوره نمیبینه/ زخم خنجرش ميمونه تو سينه
لب بسته سينهء غرق به خون/ قصهء موندن آدم همينه
اونکه رفته ديگه هیچوقت نمياد/ تا قیامت دل من گریه می خواد
https://www.youtube.com/watch?v=fV6_dWXcFg4
۵ - ترانه ی درد عشقی کشیده ام که مپرس - سراینده: حافظ - اجرا: بهرام گودرزی
متن ترانه
درد عشقی کشیده​ام که مپرس/ زهر هجری چشیده​ام که مپرس
گشته​ام در جهان و آخر کار/ دلبری برگزیده​ام که مپرس
آن چنان در هوای خاک درش/ می​رود آب دیده​ام که مپرس
من به گوش خود از دهانش دوش/ سخنانی شنیده​ام که مپرس
سوی من لب چه می​گزی که مگوی/ لب لعلی گزیده​ام که مپرس
بی تو در کلبه ی گدایی خویش/ رنج​هایی کشیده​ام که مپرس
همچو حافظ غریب در ره عشق/ به مقامی رسیده​ام که مپرس
https://www.youtube.com/watch?v=y2AhGPGCT_M
بخش های پیشین مجموعه ی یک آوا و بسا صدا
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_20.html
تهیه و تدوین : دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/02/blog-post_23.html