۱۳۹۵ بهمن ۱۲, سه‌شنبه

نظریاتی پیرامون افول و نزول و سقوط آمریکا

در دو دهه ی اخیر تعدادی از پژوهشگران و کارشناسان علوم اجتماعی و تحلیل گران سیاسی و اقتصادی پیرامون افول و نزول و سقوط آمریکا نظریاتی ابراز داشته اند که در دوره ای کوتاه مورد توجه بوده و سپس به بوته ی فراموشی سپرده شده است. پس از انتخاب " دونالد ترامپ" به ریاست جمهوری آمریکا مجددا این نظریات در گوشه و کنار جهان مطرح گردیده و مورد نقد و بحث گروه های گوناگون علمی و سیاسی قرار گرفته است. برخی از این نظریات را با یکدیگر مرور می کنیم:
در مورد سقوط امريکا
با توجه به بحران ها و چالش های مختلفی که آمریکا با آن روبرو است برخی از تحلیل گران و صاحب نظران امور سیاسی نظریه ی سقوط و افول آمریکا را مطرح نموده اند. بر اساس دیدگاه اين محققان بحران هایی مانند بحران اخلاقی, اجتماعی, اقتصادی, سیاسی و مشروعیت زمینه ساز افول و سقوط هژمونی امریکا خواهند بود.
۱ - " آمريكا بر اساس شهادت واقعيت هاى موجود و اعتراف شخصيت هاى سياسى و فرهنگى آن، به شدت گرفتار مشكلات پيچيده‏اى است كه آينده ی اين كشور را تيره و تار كرده است"؛ اكتاو يوپاز.  اكتاو يوپاز، نويسنده ی معروف غربى و برنده ی جايزه ادبى نوبل، طى مقاله‏اى با عنوان «امپراتورى آمريكا در سراشيب سقوط‏» مى‏نويسد: «چشم انداز آمريكا به هيچ وجه روى نويد و آرامش را نشان نمى‏دهد».
۲ - البته آنانى كه براى اثبات وجود ثبات در جامعه و نظام سياسى ايالات متحده به اقتدار نسبى اين كشور در عرصه ‏هاى اقتصادى، نظامى و پيشرفت هاى تكنولوژيك استناد مى‏جويند، بايد به اين حقيقت معطوف گردند كه:  «افول امپراتورى‏ها ناگهانى و آنى نيست و قدرتهاى بزرگ در تاريخ هميشه به آهستگى سير قهقهرايى خود را طى كرده‏اند و آمريكا نيز از اين قاعده مستثنا نيست»
بحرانهاى عظيم و چالش هاى خطرناك و سقوط فرهنگى، اخلاقى و سياسى الگوى جامعه مدنى غربى و بهشت موعود ليبراليسم، شرايطى را رقم زده است كه: «افول امپراتورى آمريكا اكنون سال هاست كه مورد توجه صاحب نظران و انديشمندان قرار گرفته است» (پروفسور حميد مولانا، در مصاحبه با هفته نامه ى صبح)
۳ - برخى از صاحب نظران برجسته آمريكا با بيان اين مطلب كه «آمريكا در لحظه ى مهمى از تاريخ خود قرار دارد اعلام مى‏ دارند: «امپراتورى آمريكا در حال سقوط و فروپاشى است»: (گورويدال، از برجسته‏ترين نويسندگان آمريكايى)
۴ -ريچارد نيكسون، رئيس جمهور اسبق آمريكا، مى‏نويسد: «ثروتمندترين كشور جهان نبايد به اين واقعيت تن در دهد كه در آمريكا پولى كه خرج مواد مخدر و وسايل غير مجاز مى‏شود برابر با كل هزينه كشورهاى ديگر است... ثروتمندترين كشور جهان نبايد به اين حقيقت تن در دهد كه يك طبقه محروم هميشگى به وجود بيايد و وجود آن شهرهاى ما را آن‏قدر ناامن كند كه ديگر جاى زندگى نباشد . وضع بسيارى از شهرهاى امروزه از آن روزى كه پرزيدنت جانسون برنامه ى جامعه بزرگ را به راه انداخت ‏بدتر است» : (نيكسون، ریچارد: فرصت را دريابيم, ترجمه ى حسين وفسى نژاد، تهران - انتشارات طرح نو)
۵ - رسانه ‏هاى عمومى آمريكا امروزه به عامل مهمى در تقويت و تشديد جريان انحطاط جامعه آمريكا مبدل گشته ‏اند و در حالى كه «تلويزيون و فيلمها مى‏توانند برنامه‏هايى با كيفيت عالى در اختيار بينندگان قرار دهند ولى بيشتر اوقات به پست‏ترين نوع هرزگى و خشونت متوسل مى‏شوند»: (بنجامين اسپاك، دنياى بهتر براى كودكانمان، ترجمه ى منصور حكمى)
۶ - وضعيت كنونى آمريكا حاكى از آن است كه «مادى‏ گرايى، آرمان‏ گرايى را تحت ‏الشعاع قرار داده‏» و «آمريكا خشن ترين جامعه در جهان مى‏ باشد» و «آمار مربوط به قتل و جنايات در كليه بخش هاى اين جامعه وحشت ‏آور است» و «تمايلات جنسى نيز به وحشى‏گرى و خشونت كشانده شده است»: (بنجامین اسپاک , پیشین)
۷ - ارمغان شوم مادى‏گرايى افراطى، مخاطرات عظيمى است كه آسايش را از جامعه آمريكا ربوده است. به همين علت اكنون «سرطان جنايت و خشونت، جامعه آمريكا را تهديد مى‏كند»: ( بيل كلينتون، رئيس جمهور اسبق آمريكا)
۸ - نيوت گنگريج، رئيس اسبق مجلس نمايندگان آمريكا، با اعتراف تلويحى به شرم آور بودن ادعاى رهبرى كشورش بر جهان و با ابراز تاسف از شرايط بحرانى جامعه آمريكا مى‏گويد: «ايالات متحده بايد جهان را رهبرى كند اما با كشورى كه در آن دوازده ساله‏ ها باردار مى‏شوند، پانزده ساله ‏ها همديگر را مى‏كشند، هفده ساله ‏ها به ايدز مبتلا مى‏شوند و هجده ساله ‏ها ديپلم مى‏گيرند بدون اين‏كه بتوانند بخوانند و بنويسند هيچ كس را نمى ‏شود رهبرى كرد!»
۹ - بحران مخاطره‏آميز و همه جانبه‏اى كه جهان غرب و بويژه جامعه ى آمريكا را احاطه كرده اين مهم را به اثبات مى‏رساند كه: «آمريكا و اروپا نبايد داعيه رهبرى جهان را داشته باشند زيرا كشورهاى اروپايى و آمريكايى در يك بحران عميق فرهنگى، معنوى، اجتماعى و اقتصادى گرفتار و مشغول شده‏اند»: ( زبيگينو برژينسكى، نظريه پرداز آمريكايى و مشاور اسبق امنيت ملى آمريكا)
۱۰ - «من نگران آن هستم كه موقعيت ابر قدرتى آمريكا تا حدودى متزلزل شود، فرهنگ ثروت‏ اندوزى و بوالهوسى در آمريكا براى انتقال قدرت اين كشور به نوعى اقتدار معنوى به اعتبار جهانى زيان بخش است» (برژينسكى، نظريه ی برخورد تمدن ها، ترجمه ی مجتبى اميرى): تارنمای پرسمان دانشجويي/ اندیشه ی سیاسی
نظریات فرید زکریا، تحلیلگر مسائل سیاست خارجی آمریکا   
به گزارش جام نیوز، فرید زکریا، تحلیلگر  شبکه سی ان ان در برنامه روز یکشنبه ۱۱ دسامبر ۲۰۱۶ (۲۰ آذر) خود گفت: اکنون کشور آمریکا در زمینه تجارت و کسب و کار رتبه چهارم جهان را به خود اختصاص داده است و طبق تحقیق دیگری، آمریکا در رتبه پنجم جهان از لحاظ تجارت و کسب و کار قرار دارد و کشورهای کوچکی مانند سنگاپور و فنلاند در این زمینه از آمریکا سبقت گرفته اند. تحلیلگر سی ان ان افزود: به هر حال آمریکا در حال سقوط است و بخش اصلی این سقوط در دهه اخیر بوده است. زکریا ادامه داد: تنها ۵ سال قبل آمریکا از لحاظ ساخت وساز های زمینی در ۱۰ کشور برتر جهان جای داشت و اکنون آمریکا در این زمینه در رتبه بیست و چهارم جهان قرار دارد و از لحاظ ساخت و سازهای هوایی نیز رتبه دوازدهم آمریکا به سی و یکم تبدیل شده است. وی در ادامه سخنانش تصریح کرد: گذشته از اینها، آمریکا از لحاظ تعداد فارغ التحصیلان در سال، اولین کشور جهان بود که از این نظر هم به رتبه چهارم سقوط کرده و دانش آموزان این کشور در آزمون های بین المللی که بین کشورهای پیشرفته برگزار می شود، رتبه آخر را کسب می کنند. فرید زکریا ادامه داد: شمار آمریکایی هایی که مدرک مهندسی دارند نیز از سال ۱۹۸۹ تا سال ۲۰۰۰ ، حدود ۱۱ درصد کاهش یافته است: تارنمای ریسمان نور
یادداشت هایی پیرامون زندگی و آثار فرید زکریا تحلیل گر مسائل سیاست خارجی آمریکا (نوشتاری از همین نگارنده): تارنمای گزیده ای از نوشتارها
نظریات يوهان گالتونگ جامعه شناس نروژي
يوهان گالتونگ جامعه شناس نروژي به سبب پيش بيني صحيح رويداد هاي متعدد تاريخي از جمله حملات ۱۱ سپتامبر مشهور است. وي که سقوط اتحاد جماهير شوروي را نیز پيش بيني کرده بود هشدار داد زوال قدرت جهاني آمريکا در دوره ي رياست جمهوري دونالد ترامپ تسريع مي شود و اين کشور در زمان تصدي وي سقوط مي کند. روزنامه ي اينديپندنت چاپ انگليس نوشت: يوهان گالتونگ به سبب پيش بيني صحيح رويدادهاي متعدد تاريخي از جمله قيام ميدان  تيان‌آن‌مِن چين و حملات ۱۱ سپتامبر مشهور است. گالتونگ سال ۲۰۰۰ زماني سرو صداي زيادي بوجود آورد که پيش بيني کرد قدرت آمريکا در جهان، تا سال ۲۰۲۵ سقوط مي کند. در عين حال، وي در زمان دولت بوش، پيش بيني اش را به سال ۲۰۲۰ تغيير داد. اکنون گالتونگ مي گويد اين واقعيت در پي انتخاب ترامپ در حال محقق شدن است (العالم - آمریکا): تارنمای فارسی العالم
سقوط آمریکا به دسته ی دموکراسی‌های معیوب جهان
در تازه ‌ترین شاخص دموکراسی که واحد اطلاعاتی اکونومیست منتشر کرده، آمریکا به خاطر از دست رفتن اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی در این کشور، عنوان "دموکراسی کامل" را از دست داده و در دسته ی "دموکراسی‌های معیوب" جا گرفته است. واحد اطلاعاتی گروه رسانه‌ای اکونومیست در گزارش سالانه ی خود اعلام کرده که تعداد دموکراسی‌های کامل جهان از ۲۰ دموکراسی در سال گذشته به ۱۹ مورد رسیده است. آمریکا امسال پس از ژاپن و حتی ایتالیا قرار گرفته و به دسته ی دموکراسی‌های معیوب جهان سقوط کرده است. در رده ‌بندی امسال نروژ در جایگاه برترین دموکراسی جهان نشسته و ایسلند، سوئد، دانمارک، کانادا، سوئیس، فنلاند و استرالیا به ترتیب در جایگاه ‌های دوم تا دهم قرار گرفته‌اند. در قعر جدول هم ازبکستان، کنگو، عربستان، تاجیکستان، ترکمنستان، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد، سوریه و کره شمالی، به ترتیب نزولی نشسته‌ اند. ایران در این رده‌بندی پس از آذربایجان، افغانستان، سودان و لائوس در جایگاه ۱۵۴ قرار گرفته است: تارنمای دویچه وله فارسی
پیش بینی وقوع سقوط آمریکا
اگر عبارات «سقوط آمریکا» یا «پایان امپراتوری آمریکا» را در اینتریت جستجو کنید بین ۱۲۰۰۰۰۰۰ تا ۱۱۴۰۰۰۰۰۰۰ مورد را دریافت می کنید. برخی وقوع آن را تا سال ۲۰۲۰ پیش بینی کرده اند...  طبق گفته یک مطلع سیاسی بنام "ک. فیلیپس" تمامی امپراتوری های بزرگ یک سیکل سقوط قابل پیش بینی ای را طی مدت ۱۰ تا ۲۰ سال پس از اوج قدرت پیموده اند و تمامی نشانه ها یکی بوده است: حرکت سرمایه های اقتصاد از تولید به سمت احتکار و سودا گری، بالا بودن قروض، نابرابری اقتصادی در سطح وسیع و هزینه های بیش از حد نظامی. ژنرال کلوب پاشا تاریخ‌ دان انگلیسی در کتاب خود در سال ۱۹۷۸ در مورد سقوط امپراطوری های گذشته، الگوی مشترکی که سقوط برخی امپراطوری ها را در برمی گیرد توصیف کرده است. او می گوید تمامی امپراتوری ها سیکل مراحل شروع، توسعه، رشد و بلوغ، نزول و سقوط را طی می کنند. " آلفرد مک کوی " نویسنده و  پروفسور تاریخ در مورد سقوط امپراتوری ها می گوید: مدت زمان سقوط برای پرتغالی ها یک سال، برای شوروی ۲ سال، برای فرانسه ۸ سال، برای عثمانی ۱۱ سال، برای انگلیس ۱۷ سال بوده و از سال ۲۰۰۳ ، ۲۲ سال هم برای آمریکا محاسبه شده است. تاریخ نویسان حمله ی جرج بوش به عراق را آغاز سقوط آمریکا قلمداد می کنند. به جای خونریزی، سوزاندن شهرها، سلاخی کردن شهروندان به عنوان نشانه های پایان بسیاری از امپراتوری ها، سقوط امپراتوری قرن ۲۱ با سقوط اقتصادی ساکت و غیر قابل رویت و یا با جنگ سایبری همراه است . شورای امنیت ملی آمریکا در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار پذیرفت که قدرت جهانی آمریکا در مسیر سقوط قرار دارد. آمریکا در سال ۲۰۲۶ در رتبه دوم بعد از چین  و در سال ۲۰۵۰ بعد از هند قرار خواهد گرفت. چند روز پس از آنکه اوباما گفت من رتبه ی دوم را برای آمریکا نمی پذیرم، معاون وی -جو بایدن- اعتراف کرد که تحقق پیشگویی "کِنِدی" برای ایجاد یک ملت بزرگ به شکست انجامیده چون کنترل اقتصادی از دست ما خارج شده و بیش از اندازه طول کشیده است. طبق نظر سنجی که در اوت ۲۰۱۰ انجام شد ۶۵ درصد مردم آمریکا معتقدند که کشورشان اکنون در وضعیت سقوط قرار گرفته است. آنچه که تفوق آمریکا در اقتصاد جهان را تهدید می کند یکی نزول ابداعات تکنولوژیکی آمریکا و دیگری پایان وضعیت ممتاز دلار به عنوان پول رایج ذخیره جهانی است: تارنمای باشگاه استراتژیست های جوان
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_31.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۵ بهمن ۱۱, دوشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۷۰ - " داتیس" سردار نامدار هخامنشی

داتیس در فرهنگ واژه ها
داتیس = دارنده ی قدرت - دارنده ی آگاهی - پاک نیت: لغت نامه ی دهخد/ تارنمای پارسی ویکی
داتیس (در فرهنگ نام‌ ها) = سرداری از مردم ماد و از سرداران داریوش هخامنشی: تارنمای واژه یاب
داتیس = " دا " که از داد می‌آید + " تایس" که به معنی بخشنده و در جمع به معنی بخشیده ی خدا یا خداداد - یزدانبخش - ایزد داد: منابع و تارنما های گوناگون
پسر داتیس = هرمامیتر: از فرماندهان سواره نظام و یکی از افسران خشایارشا (از ایران باستان پیرنیا ص ۷۳۹): لغت نامه ی دهخد/ تارنمای پارسی ویکی
آگاهی هایی درباره ی داتیس سرداری از مردم ماد
۱ - داتیس از نسل ماد، یکی از سرداران سپاه ایران در زمان داریوش بزرگ در شاهنشاهی هخامنشیان و فرمانده ایران در جنگ های ایران و یونان بود. عده‌ای بر این باورند که وی در نبرد ماراتون (ماراتن) کشته شد ولی این مسئله اثبات نشده است. فرزندان وی بعدها فرمانده ی سوار نظام خشایارشا شدند: تارنمای ویکی پدیا
۲ - داتیس سرداری از مردم ماد و از سرداران داریوش هخامنشی و نیز پدر هرمامیتر از فرماندهان سواره نظام خشایارشاست. وی از جانب داریوش در معیت ارتافرن مأمور جنگ با اهالی ارتری و آتن گردید و در جدال ماراتن (۴۹۰ پیش از میلاد) نیز که منجر به عقب نشینی ایرانیان گشت داخل بود. هرودوت گوید: داتیس در می کُن هنگامی که بطرف آسیا می رفت خوابی دید که کس نداند چه بود، ولی صبح تفتیشی در کشتی ها کرد و هیکل مطلای آپلن (خدای یونانی) را در یکی از کشتی های فنیقی یافت و معلوم کرد که یکی از سپاهیان آن را از معبد دلیوم که متعلق به تبی هاست و در کنار دریا و مقابل کالسیس واقع است ربوده است. داتیس سوار کشتی خود شد و به دلس رفت و مجسمه را در معبد این جزیره گذاشت و تقاضا کرد که آن را به دلیوم تبی برسانند. این تقاضا انجام نشد اما بیست سال بعد اهالی تب بگفته ٔ غیب گویی به دلس رفتند و مجسمه ٔ خود را بردند. این حکایت می رساند که داتیس بنا به عقیده ٔ خود و یا بحکم داریوش مقدسات ملل رامحترم می داشته است/ برگرفته از   لغت نامه ی دهخدا: تارنمای تخصصی تاریخ ایران
۳ - بسیارند سرداران دلیر سپاه ایران برای شکوه این سرزمین اهورایی جنگیدند همانند مردونیه ، ماسیست ، داتیس و بسیار سرداران دیگر: تارنمای همخونه
۴ - داتیس یا داتوس سرداری از مردم ماد/ به زبان انگلیسی: بخش انگلیسی تارنمای ویکی پدیا
آگاهی هایی پیرامون جنگ ‌های ایران و یونان
جنگ ‌های ایران و یونان یا جنگ‌ های پارسی، به جنگ ‌هایی گفته می‌شود که میان شاهنشاهی هخامنشی و دولت یونان و شهرهای یونان باستان درگرفت. این جنگ ها در سال ۴۹۹ پیش از میلاد آغاز شد و تا ۳۹۹ پ. م نبردهایی پراکنده درمی‌گرفت تا در پایان صلح آنتالکیداس به جنگ‌ ها پایان داد. به موجب صلح آنتالکیداس، یونان حق حکمرانی و تملک هخامنشیان بر آسیای صغیر را به رسمیت شناخت. این جنگ ها به چندین دوره تقسیم می‌شود: دوره ی داریوش بزرگ، دوره ی خشایارشاه و دوره ی داریوش سوم
جنگ ‌های ایران و یونان در دوره ی داریوش بزرگ
۱. شورش ایونیه (ایونیا): از سال ۴۹۹ تا ۴۹۳ پیش از میلاد: با تحریک یونانیان اروپا، آتش جنگ استقلال طلبانه ایونیه بر ضد دولت هخامنشی آغاز شد. در همین زمان گروهی از یونانیان به شهر سارد هخامنشی حمله کردند که به آتش‌سوزی بزرگی انجامید. جنگ ایونیه، شش سال به درازا کشید و فرجام آن پیروزی کامل و قطعی داریوش بزرگ بود. ۲. نبرد ماراتون: از سال ۴۹۲ تا ۴۹۰ پیش از میلاد.
به گفته هرودوت، هیپیاس، حاکم پیشین آتن و هوادارانش با داریوش به توافق رسیدند که با فرستادن سپاهیانی به یونان، زمینه را برای انتقال قدرت در آتن فراهم کند. سپاهیان ایران در ساحل ماراتون پیاده شدند ولی خبری از تحرک نیروهای هیپیاس نشد. پس نیروهای ایرانی به کشتی‌ها بازگشتند و آتنی‌ها، این رخداد را پیروزی قلمداد کردند: تارنمای ویکی پدیا
داتیس سردار سپاه ایران در نبرد ماراتن در دوره ی داریوش بزرگ
پس از فرونشستن شورش‌ها و برگشت مستعمرات به حالت اول داریوش بزرگ به فراست از خطر یونانی ها آگاه شد و دریافت که اشتباه او از آنجا آغاز شده که به هنگام لشکر کشی قبلی به اروپا و گذشتن از بسفور به جای آنکه به چب بتازد و به یونان قدم بگذارد به سوی راست رانده و بیهوده خود و لشکرش را در سرزمین سکاها سرگردان ساخته است. پادشاه در اندیشه شد که چگونه خطری که از جانب یونانیها امپراتوری او را تهدید می‌کند مرتفع نماید. خبرهای رسیده حاکی از آن بود که علی رغم خاتمه شورشها آتنی‌ها کماکان به تحریک و آتش‌افروزی در مستعمرات ادامه می‌دهند و همزمان در حال تقویت بحریه خود هستند این بود که داریوش ابتدا تصمیم گرفت تا سفیرانی را به یونان اعزام و آنها را به اطاعت از خود فراخوانند از طرفی در همان حال جانب احتیاط را رها نکرده و برای تدارک یک جنگ مهم دستور ساخت کشتی‌های بزرگی را که قادر به حمل اسب و مهمات و آذوقه باشند صادر نمود. سفرای داریوش بزرگ قدم به یونان گذارده و به همه دولت شهرها فرمان وی را ابلاغ کردند همان‌طور که دربار پارس پیش بینی می‌کرد در جو سنگین و وحشت ناشی از سرکوب گری‌های قبلی اکثر شهرهای یونان اروپائی به غیر از آتن و اسپارت سر تسلیم فرود آورده و مطیع شاه گردیدند. اما آنچه سبب خشم مضاعف داریوش گردید و باعث شد تا عزم خود را برای لشکرکشی به یونان جزم نماید این بود که اسپارتیها علیرغم قواعد دیپلماتیک مرسوم بین ملتها سفرای داریوش را به چاهی انداخته و کشتند. آتنیها وقتی از تسلیم شدن شهرهای دیگر و کار اسپارتیها مطلع شدند دریافتند که حمله داریوش قریب‌الوقوع خواهد بود. پس بیدرنگ خود را برای دفاع آماده توسط دونده مشهور و تندرو، فیلیپ پید پیامی برای اسپارتیها فرستاده و درخواست کمک فوری نمودند. اسپارتیها در پاسخ پیغام فرستادند که به آنان کمک خواهند کرد، اما جشن‌های مذهبی خود را بهانه‌ای برای تأخیر دو هفته‌ای قرار دادند. از آن طرف داریوش بزرگ قشونی عظیم و مجهز بیاراست و فرماندهی آن را به داتیس مادی و ارتافرنس برادرزاده خود محول و آنها را سوار بر ۶۰۰ کشتی تریرم عازم یونان نمود. این قشون کشی بزرگترین قشون کشی دریائی است که تاریخ تا آنروز به خود دیده بود. ناوگان ایران پس از ورود به شبه جزیره آتیک با راهنمائی هیپ پیائوس حاکم مخلوع آتن به دشت ماراتون رفته درآنجا اردو زدند تقریباً در همان موقع به آتنی‌ها خبر رسید که ایرانیان در ماراتن در حال پیاده شدن به ساحل هستند.
آتنی‌ها که می‌دانستند در صورت حرکت پارسیها بسوی آتن دیگر نمی‌توانند آنها را متوقف نمایند با حدود ۹۰۰۰ نفر هوپلیت (پیاده‌نظام سنگین اسلحه) و تعدادی نیروهای سبک به سوی ماراتون شتافتند. بزودی اهالی شهر پلاته هم به آتنیها پیوسته و در مقابل پارسیها صف کشیدند. فرماندهی آتنی‌ها را در این نبرد کاللی ماک به عهده داشت و ده سردار دیگر تحت فرماندهی او بودند که شجاع‌ترین و با تجربه‌ترین آنها میلتیادس نام داشت. علیرغم آنکه دو طرف آماده نبرد بودند اما ایرانیان دریافته بودند که آتنی‌ها از ترس شکست و انهدام شهرشان برای جنگ در تردید هستند به همین دلیل مدام نبرد را به تأخیر می‌انداختند تا بتوانند با استفاده از نفاق درونی آتینها شهر را تصرف کنند. میلتیادس این طرح جنگی ایرانیان را حدس زد به کاللی ماک اصرار نمود که بلافاصله فرمان حمله را صادر نماید. پس از تشکیل یک شورای جنگی پرشور «کاللی ماک» به پشتیبانی از طرح جسورانهمیلتیادس رأی داد و فرمان جنگ را صادر نمود. بلافاصله نیروهای آتنی و اهالی پلاته درفاصله هشت استاد(۱۴۷۲ متر) و به روایتی یک مایل از سپاه ایران آرایش رزمی گرفتند. در این آرایش تاکتیکی، آتنی‌ها در جناح راست و اهالی پلاته در جناح چپ مستقر گردیدند «میلتیادس» جبهه یونانی‌ها را طوری گسترش داد که جناحین نیروهای متکی به دو رودخانه کوچکی گردید که به دریا جریان داشتند. این کار موجب گردید که مرکز آتنی‌ها ضعیف (۱۲ ردیف سرباز در عمق) و در مقابل سوار نظام ایران ضعیف و آسیب‌پذیر گردد. اما میلتیادس جناحین نیروهایش را با ۱۶ ردیف آرایش داد. نتیجه این آرایش آن بود که جناحین او قوی و به وسیله خط ضعیفی در مرکز جبهه به یکدیگر متصل می‌گردیدند. پس ازاین آرایش، آتنی‌ها اقدام به یورش نمودند و دوان دوان به سوی سپاهیان ایران حمله بردند. ایرانیان از این نوع شیوه کارزار که عده‌ای بدون ترس و محابا به سوی آنان می‌دوند دچار بهت و حیرت شدند و پنداشتند که آتنی‌ها (یونانی‌ها) دیوانه شده‌اند. البته این شیوه نبرد را یونانیها عمداً بکار بردند چرا که می‌دانستند علاوه بر اینکه پارسیها در تیراندازی با کمان بسیار تبحر دارند و اگر بخواهند آهسته پیشروی کنند هدف آماج تیرهای آنان قرار خواهند گرفت در صورت حرکت سواره نظام ارتش ایران دیگر قلب میدان تسخیر شده و شکست حتمی است.
همین که سربازان آتنی مقابل ایرانیان رسیدند جنگی سخت و خونین آغاز گردید. در ابتدای جنگ ایرانیان به سهولت مرکز سپاه یونانیها را شکافته به عقب راندند، زیرا در قلب لشکر ایران همیشه سربازان گارد جاویدان حضور داشت که از نظر اسلحه و آموزش نظامی قوی بوده و در نبردها به سرعت قلب دشمن را می‌شکافتند و پیش می‌رفتند اما نقطه ضعف سپاه ایران در نبردها جناحین آن بود که از نیروهای غیر پارسی که غالباً سربازان کارآزموده‌ای نبودند تشکیل می‌شد بدین ترتیب جاویدانها مجبور بودند زیاد پیش روی نکنند زیرا احتمال می‌دادند که جناحین سپاه نتواند همپای آنها پیش بیایند و آنها در قلب سپاه دشمن تنها مانده توسط جناحین دشمن محاصره و قتل‌عام شوند. اما در این حین فالانژهای سنگین اسلحه یونانی در دو طرف میمنه و میسره، جناحین نیروهای ایران را به عقب راندند. با غلبه یونانیها در جناحین، مرکز سپاه ایران نیز مجبور به عقب‌نشینی شد و پارسیها رو به دریا شروع به فرار کردند. یونانیها، نیروهای ایران را تا ساحل تعقیب نمودند ولی نتوانستند از سوار شدن آنان بر کشتی جلوگیری نمایند بدین ترتیب پارسیها سوار به کشتی‌ها به سمت دریا روان شده و سعی کردند خود را به آتن که اکنون بدون محافظ بود برسانند. اما این طرح آنها نیز بدون نتیجه ماند چرا که یونانیها با شتاب خود را به شهر رساندند. پس از این واقعه داتیس سردار سپاه ایران باقیمانده نیروهای خود را به آسیا بازگرداند. این جنگ چنان‌که یونانیها نوشته‌اند سایه به نام ایران در تاریخ افکند چه پارسیها تا این زمان هرجا می‌رفتند فاتح بیرون می‌آمدند و تنها نام مادیها یا پارسیها، یونانیان را دچار وحشت می‌کرد ولی در این نبرد برای اولین بار، سپاه ایران شکست خورد: تارنمای ویکی پدیا
نکاتی پیرامون " نبرد ماراتن" و دروغ پردازی های تاریخ نگار یونانی
آنگونه که هرودوت، تاریخ نگار یونانی نگاشته است،پارسیان از یونانیان در نبرد ماراتن در سال ۴۹۰ پیش از زایش مسیح شکست سختی خوردند. برای رساندن خبر شکست ایرانیان از یونان، یک سرباز پیاده از دشت ماراتن تا آتن را دوید تا پیک این پیروزی باشد. اما شادی او چندان نپایید و از خستگی مرد. شاید این سرباز اگر فراموش نمی کرد که می شود اسبی اختیار کرد و تا آتن رفت، این اندازه زود نمی مرد، البته اگر اسبی برای این سپاه به اصطلاح پیروز باقی مانده بود!!!.... بی گمان نبرد ماراتن را باید از روی ساخته و پرداخته های یونانی جستجو کرد و در این میان، اندکی اندیشه نیاز است... باختری ها آنچنان یاد این نبرد خیالی را گرامی می دارند که نام یکی از ورزش های دو و میدانی المپیک را ماراتن نهاده اند. باختری ها پس از گذشت دو هزار و اندی سال آنچنان این نبرد را بزرگ نشان می دهند که جای بسی شگفتی است. مرتضا ثاقب فر نویسنده و پژوهشگر ایرانی که در زمینه ی هخامنشیان کارهای بسیاری از او به بازار کتاب آمده درباره ی این بزرگ نمایی باختر زمینی ها، گفت: "این بزرگ نمایی ها در زمان خودش کاربرد داشته است، یعنی هرودوت با این کار تلاش کرده برای ملتش تاریخ بسازد و برای هم میهنانش غرور. اما چرا هنوز باختری ها به این افسانه ی ایدئولوژیک احساس نیاز می کنند. جای بسی شگفتی دارد"... (تاریخ ایران)/ بیشتر: تارنمای پارس باستان

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_30.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی

۱۳۹۵ بهمن ۹, شنبه

زنان نامدار ایران: ۳٦ - برخی از زنان نامدار خاندان قاجار


از خاندان قاجار:
١ - ضياء السلطنه قاجار
احمد ميرزا عضدالدوله در شرح حال ضياء السلطنه دختر فتحعلي شاه مي‌گويد:« شاه بيگم خانم ملقب به ضياء‌ السلطنه از بطن مريم خانم متولد شد، ضياء‌ السلطنه را مهد عليا والده خاقان در نزد خود نگاه داشته بود. بعد از فوت مهد عليا جواهر و اسباب تجمل او به ضياء السلطنه داده شد. تمام دستگاه او از حرم خانه خارج و جداگانه بود». فتحعلي‌ شاه علاقه زيادي به اين دخترش داشته ودرباره ي او شعري بدين مضمون دارد: نور چشم من ضياء‌السلطنه / يكشبه هجر تو بر ما يك سنه
٢ - فرنگيس خانم قاجار
نوه فتحعلي شاه و دختر محمود ميرزا قاجار مولف تذكره نقل مجلس بود. وي شاعره و معاصر محمد شاه قاجار بود و اشعار او  كه شامل نوحه و چند غزل مي ‌باشد با عنوان ديوان محترم ضميمه ديوان محمود ميرزا قاجار در كتابخانه ي آستان قدس رضوي در مشهد موجود است.
٣- شهربانو خانم‌ قاجار
وي دختر امير محمد ابراهيم خان ظهيرالدوله قاجار حاكم كرمان بود و دخترش شكوه السلطنه همسر ناصرالدين شاه قاجار بود. شهربانو خانم زني با تقوي، خير و عالم  و معاصر محمد شاه قاجار بوده است .
٤ - شمس‌الشعراء قاجار
حاجي گوهر، شاعره و  منجم، معاصر ناصرالدين شاه و لقبش شمس‌الشعراء بود. ‌پدرش موسي ‌خان قاجار و مادرش حاجيه طيغون خانم دختر فتحعلي شاه قاجار بود. او را زني  پاكدامن، دانشمند و نيكو خصال دانسته ‌اند.
۵ - تاج ‌السلطنه قاجار
دختر ناصرالدين شاه - از نوجواني تحت تعليم قرار گرفت و علوم و هنرهايي چون ادبيات، تاريخ، فلسفه، زبان فرانسه، موسيقي و نقاشي را آموخت. تاج ‌السلطنه نويسنده و هنرمند بود
٦ - شمس‌ الدوله قاجار
دختر سلطان احمد ميرزا عضدالدوله و همسر ناصرالدين شاه قاجار بود ، كتابي به نام منتخب الشمس از او باقي مانده است
برای آگاهی بیشتر در مورد ٦ بانوی فوق نگاه کنید به: تارنمای علمی و پژوهشی آسمان
٧ - مهدِ عُلیا قاجار
مهدِ عُلیا ملقب به ملک جهان خانم و نواب عِلیّه (۱۲۲۰ - ۱۲۹۰قمری) همسر محمدشاه و مادر ناصرالدین شاه قاجار بود ، او را از چهره‌ های درباری مهم این دوره می‌ دانند. به امر او میرزا تقی‌خان امیرکبیر برکنار شد: تارنمای ویکی پدیا
٨ - عزت‌ الدوله قاجار
ملک نسا خانم معروف به عزت‌ الدوله یا ملک‌زاده خانم دختر محمد شاه قاجار و مهدعلیا و همسر امیر کبیر بود: تارنمای ویکی پدیا
٩ - انيس ‌الدوله قاجار
فاطمه ملقب به انیس‌ الدوله (۱۲۵۸ - ۱۳۱۴ قمری) همسر مورد علاقه و سوگلی حرم‌سرای ناصرالدین‌ شاه قاجار بود. مقام انیس ‌الدوله بر سایر همسران ناصرالدین شاه برتری داشت و عملاً می‌توان او را ملکه ی سلطنتی ایران دانست. او از سوی شاه نشان حمایل آفتاب و تمثال همایونی دریافت کرده بود و مقام رئیس اندرونی را داشت و وظایفی اداری همچون پذیرا شدن زنان بزرگ را برعهده داشت: تارنمای ویکی پدیا
١٠ - عفت السلطنه قاجار
عفت السلطنه فرزند رضاقلی بیک، غلام پیشخدمت بهمن میرزا، برادر اعیانی محمد شاه بود. شاید حاجت به تذکر نباشد که غلام پیشخدمت را نباید به اصطلاحات و تعبیر این ایام با خدمتگزاران جزء ادارات همردیف و همطراز دانست. زیرا پیشخدمت های سلاطین و شاهزادگان آن دوره در اعداد مستخدمینی بودند که امروز به آن ها آجودان و منشی مخسوس و یا رئیس دفتر می گویند. عفت السلطنه در دوران ولایتعهدی ناصرالدین شاه در تبریز به عقد غیردائم وی در آمد. در ابتدا به عفت الدوله و بعدها به عفت السلطنه ملقب شد. عفت السلطنه از ناصرالدین شاه صاحب سه فرزند شد، به نام های: مسعود میرزا ظل السلطان - حسین میرزا جلال الدوله - کسرائیل خانم افتخارالدوله. به عقیده ی مولف عفت السلطنه از بانوان آرام و نیکوکار و قانع و پرهیزکار بوده است (کتاب ظل السلطان تالیف زنده یاد حسین سعادت نوری - انتشارات وحید): بسیاری از تارنماها
١١ - تاج ‌الملوک قاجار
تاج الملوک معروف به ام الخاقان (درگذشتهٔ ۱۳۲۳ قمری) ملکه ی دوره مظفرالدین شاه قاجار بود و محمدعلی شاه فرزند اوست. وی پس از اینکه محمد علی شاه را در تبریز به دنیا اورد به ام الخاقان معروف شد. او دختر میرزا تقی خان امیر کبیر و عزت ‌الدوله (خواهر ناصرالدین‌ شاه قاجار) بود: تارنمای ویکی پدیا
١٢ - ملکه جهان همسر محمدعلی شاه قاجار
ملکه جهان همسر محمدعلی شاه و ملکه ایران بود. وی فرزند کامران میرزا و نوه ی ناصرالدین شاه بود که در سال ۱۲۹۲ هجری قمری به دنیا آمد. او در ۲ شعبان ۱۳۱۰ به عقد محمدعلی میرزا فرزند مظفرالدین میرزا ولیعهد درآمد. شرطی که برای این ازدواج وجود داشت، طلاق محمدعلی میرزا از همسر صیغه‌ایش بود که پذیرفته شد. وی در سال ۱۹۴۷ میلادی (۱۳۲۶ خورشیدی) هفده سال پس از مرگ پسرش احمدشاه در فرانسه درگذشت: تارنمای ویکی پدیا
١٣ - نجم ‌السلطنه قاجار
ملک تاج، ملقب به نجم السلطنه یکی از دختران فیروز میرزا، پسر عباس میرزای نایب السلطنه بود. او سال ۱۲۳۲ خورشیدی، شش سال بعد از آغاز سلطنت ناصرالدین شاه متولد شد و در سال ۱۳۱۱ خورشیدی درگذشت. نجم ‌السلطنه سه بار ازدواج کرد و هر سه بار بیوه شد. منصوره اتحادیه در کتاب «زنانی که زیر مقنعه کلاهداری نموده‌اند» می‌نویسد تربیت کودکان خردسال و اداره امور مالی از او زنی مصمم، فعال و پرجرأت ساخت. منصوره اتحادیه در کتابش می‌نویسد نگاه انتقادی او، در پسرش محمد مصدق هم نفوذ کرده بود. محمد مصدق حاصل ازدواج دوم نجم‌السلطنه بود. هر چند نجم السلطنه مانند بسیاری دیگر از زنان هم دوره‌اش زیر سایه مردان اطرافش بود، اما باوجود زندگی سنتی و بسته، سعی کرد از این قالب خارج شود. نام نجم السلطنه از راه موقوفه وارد تاریخ اجتماعی معاصر شهر تهران شد. او سال ۱۳۰۷ شمسی تصمیم گرفت در ملکی که از شوهر سوم به او رسیده بود، بیمارستانی تأسیس کند. این بیمارستان، به نام بیمارستان نجمیه، ۱۵ آذر ۱۳۰۸ افتتاح شد. نجم السلطنه بیشتر ثروت خود را وقف ساخت این بیمارستان کرد. بر اساس وقف نامه، نجم السلطنه نظارت بیمارستان نجمیه را پس از مرگش به جای آنکه به رسم معمول به پسرانش بسپارد، به دختر بزرگش واگذار کرد. پسرش محمد مصدق در همین بیمارستان درگذشت. ستاره فرمانفرماییان، خواهر نجم السلطنه هم از زنان مشهور و تأثیرگذار قاجار بود. زنی که اولین مدرسه عالی مددکاری را در ایران تأسیس کرد: تارنمای بیتوته
١٤ - فخرالدوله قاجار
نگاه کنید به "خانم فخرالدوله پايه‌گذار تاكسيراني تهران" - نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_28.html
بخش های پیشین زنان نامدار ایران

۱۳۹۵ بهمن ۶, چهارشنبه

گفتنی های تغذیه: ۱۹ - دانستنی هایی پیرامون غذاهای ضد سرطان

تغذیه و سلامت جسم و روان
تغذیه ی افراد پیوندی ناگستنی با روح و روان آنها دارد. این پیوند از مراحل اولیه زندگی انسان سرچشمه می گیرد و نوزاد نسبت به هر نوع غذا و در مقابل هر یک از اعمال آن ، یک سلسله عکس العمل هایی از قبیل لذت یا دل زدگی ، بی نیازی یا درماندگی و پذیرش یا وازدگی نشان می دهد. همه افراد بشر علاقه مند هستند که تندرست باشند و از هر گونه بیماری یا ناراحتی در امان باشند زیرا خوشبختی ، ظرفیت کار و طول عمر بستگی به سلامتی دارد. علم تغذیه که به سرعت در حال توسعه و پیشرفت می باشد به حقایق و اطلاعات فراوانی درباره غذای مطلوب و چگونگی تاثیر آن در ایجاد یک بدن سالم و نیرومند دست یافته است. آگاهی از اصول صحیح تغذیه برای تمام افراد و آحاد یک جامعه لازم است. بعلاوه باید توجه داشت که هیچ کشوری قادر نیست نیروی لازم برای ثبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی به دست آورد مگر آنکه برای افراد خود به مقدار کافی غذای مناسب در اختیار داشته باشد. به همین جهت آگاهی از اصول صحیح تغذیه از نظر برنامه ریزی و اجرای آن در سطح کشور نیز لازم و حیاتی به نظر می رسد، زیرا بد غذایی و یا سوء تغذیه به مدت طولانی نه تنها اثرات وخیمی روی جسم انسان میگذارد ، بلکه موجب تغییرات نامطلوب در ظرفیت کار و رفتار و هوش و استعداد می شود که در نسبت کارآیی جامعه نیز تاثیر فراوان خواهد داشت.
 تغذیه و سرطان
برخی افراد متاسفانه از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به سرطان هستند ولی شیوه ی صحیح زندگی و تغذیه نقش مهمی در جلوگیری از بروز این عارضه دارد. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، سرطان یکی از مهمترین علل مرگ و میر در سراسر جهان محسوب می شود به گونه ای که طبق آمارگیری این سازمان بین المللی، ۷/۶ میلیون مرگ و میر به دلیل سرطان در سال ۲۰۰۸ گزارش شده است که ۱۳ درصد از کل آمار مرگ و میر در آن سال است. مهمترین عوامل افزایش سرطان و مرگ و میر ناشی از آن در دنیا، شیوه ی زندگی غلط، چاقی و سیگار است. علاوه بر آن عدم فعالیت بدنی، استرس و عدم مصرف میوه و سبزیجات نیز افزایش این بیماری کشنده را دامن می زند. در این میان، سرطان ریه بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است. آمار بعدی به ترتیب مربوط به سرطان های معده، کبد، روده ی بزرگ و سینه است. آمار سرطان سینه و مرگ و میر ناشی از آن نیز تکان دهنده است. میزان این بیماری از سال ۲۰۰۸ تاکنون افزایش چشمگیری داشته است و شایع ترین سرطان در ۱۴۰ کشور جهان محسوب می شود. طبق پیش بینی سازمان بهداشت جهانی، شمار مبتلایان به سرطان در سال ۲۰۲۵، به بیش از ۱۹ میلیون نفر خواهد رسید. صرف نظر از اینکه سرطان به دلایل ژنتیکی یا شیوه ی نادرست زندگی رخ دهد، یک راه ساده برای پیشگیری از آن وجود دارد و آن چیزی جز مصرف مواد غذایی مفید نیست.
فهرست ۳۰ غذای ضد سرطان
محققان فهرستی از مواد غذایی موثر در پیشگیری از انواع سرطان ارایه کرده اند. مواد غذایی ضد سرطان عبارتند از:
۱- بادام: بادام حاوی مواد ضد سرطان بسیار قوی و آنتی اکسیدان ها بعلاوه اسیدهای چرب امگا ۳ برای کاهش سطح التهاب در بدن هستند.
۲- سیب: محققان ایتالیایی مصرف دست کم روزی یک سیب را با کاهش قابل ملاحظه خطر ایجاد تومورهای سرطانی در ریه، روده، دهان، دستگاه گوارش و سینه مرتبط می دانند.
۳- آووکادو: منبع خوبی از پتاسیم، بتاکاروتن و آنتی اکسیدان می باشد. مصرف آواکادو برای درمان سرطان کبد و بیماری های کبدی مفید است
۴- حبوبات: مصرف فیبر ، میزان ابتلا به سرطان سینه را در زنان کاسته است، زیرا مانع از جذب استروژن اضافی در سلول های سینه می شود. متخصصان تغذیه ، مصرف روزانه ۲۵ گرم مواد فیبری را توصیه می کنند که از بهترین منابع فیبری می توان لوبیا قرمز، لوبیا سفید، لوبیا سبز و حبوبات دیگرمثل نخود و عدس را نام برد
۵- چغندر: دارای "فلاوونوئید" می باشد. این ماده به عنوان یک ضد سرطان شناخته شده است.
۶- بادام‌ زمینی: نحقیقات نشان داده است که مصرف رژیمی سرشار از ویتامینE احتمال ابتلا به انواع سرطان‌ها از جمله معده، ریه، کبد را کاهش می‌دهد و بهتر است مواد غذایی سرشار از این ویتامین حتما در در رژیم این افراد قرار گیرد.
۷- کلم بروکلی:.مصرف منظم کلم بروکلی با کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه، پروستات، سرطان مغز و سرطان روده بزرگ ارتباط دارد. این گیاه مانند سایر سبزیجات برگ سبز، حاوی فیبر برای از بین بردن سموم بدن است.
۸- هویج: دارای "بتاکاروتن" زیادی می باشد و برای جلوگیری از سرطان های ریه، دهان، حلق، معده، روده، کیسه صفرا ، پروستات و سینه بسیار مفید می باشد. البته نباید در مصرف آن زیاده روی کرد.
۹- گل کلم: پژوهشگران در جدید ترین گزارش های خود اعلام کرده اند که گل کلم دارای ترکیبات گوگرد است که برای از بین بردن سموم بدن و هم چنین جلوگیری از سرطان تاثیر دارد و مواد تشکیل دهنده گل کلم موجب افزایش ترشح آنزیم‌های موثر در از بین بردن سموم و مواد سرطان زاست.
۱۰- شکلات تیره: براساس تحقیقات مصرف منیزیم که به ویژه در شکلات سیاه وجود دارد می‌تواند در مقابل ابتلای افراد به سرطان لوزالمعده نقش حفاظتی داشته باشد.بررسی‌ها نشان می‌دهند، براساس آمارها سرطان لوزالمعده چهارمین علت مرگ و میر در اثر سرطان در جهان است. مصرف شکلات تیره و یا سایر غذاهای سرشار از منیزیم می‌تواند مانع از ابتلا به سرطان لوزالمعده شود.
۱۱- دانه‌ها: انواع دانه‌ها مانند دانه ی کدوتنبل، دانه ی کنجد حاوی روغن‌های مفید و ویتامین E  علاوه بر این که سبب تقویت سیستم ایمنی بدن می‌شوند، فیبر زیادی نیز برای تقویت باکتری‌های مفید روده دارند. دانه ی سویا (سوژا) داری "ایزوفلاون" می‌باشد. محصولات به دست آمده از سویا مانند توفو، شیر سویا و آجیل سویا نیز دارای این ماده می‌باشند. این ماده خطر سرطان‌های سینه، تخمدان و پروستات را کاهش می‌دهد که این کار را به وسیله محافظت سلول ‌های بدن از اثرات زیان آور استروژن ‌ها انجام می‌دهد.
۱۲- سیر: مطالعات نشان داده که خانواده پیازها، از قبیل، سیر، موسیر و تره فرنگی، در افراد سالم سلول های سرطان زا را از بین می برند و در بیماران سرطانی، رشد این سلول ها را کُند می کنند. در این رابطه، اثر سیر از همه بیشتر می باشد. به طور کلی، سیر خطر سرطان های معده، روده بزرگ، مری و سینه را کم می کند. سیر ریز ریز شده را ۱۰ دقیقه قبل از آماده شدن غذا، در غذای خود بریزید تا قدرت مبارزه با سرطان را در بدن خود افزایش دهید.
۱۳- زنجبیل: طبق مطالعات، عصاره زنجبیل دارای خواص ضدسرطان است که به کنترل سرطان پروستات کمک می کند.خواص ضد سرطان در این ریشه ی اعجاب انگیز از توانایی آن در از بین بردن التهاب و میزان بالای آنتی اکسیدان‌های شفابخش سرچشمه می گیرد.
۱۴- انگور قرمز: ماده ای دارد که از فعالیت  آنزیمی که مسئول ساخت و رشد سلول های سرطانی است، جلوگیری می کند.
۱۵- چای سبز و چای سیاه: دارای منبع طبیعی کاتچین یا کتیچین (یک نوع فنل و آنتی‌اکسیدان طبیعی و متابولیت ثانویه ی گیاه) می باشند. این ماده یک آنتی اکسیدان قوی می باشد و از رشد سرطان جلوگیری می کند. همچنین سرطان های کبد، پوست و معده را کاهش می دهد.
۱۶- لیمو ترش: دانشمندان در لیموترش خواصی پیدا کرده اند که ده هزار بار قوی تر از ترکیبات شیمی‌ درمانی می‌تواند در درمان بیماری های سرطانی عمل کرده و سلولهای سرطانی را از بین ببرد.
۱۷- عدس: کافی است زردچوبه را به همراه زنجبیل در خوراک عدستان بریزید تا هم یک غذای خوشمزه داشته باشید و هم یک داروی فوق العاده بری مقابله با انواع سرطان‌ها
۱۸- زیتون و روغن زیتون:دانشمندان آمریکایی یک کشف تعجب آور کرده‌اند. به گفته ی محققان، مولکولی در روغن زیتون وجود دارد که باعث مرگ سلول ‌های سرطانی می‌شود اما به سلول‌های سالم هیچ آسیبی نمی‌رساند.
۱۹- پرتغال و مرکبات: دانشمندان با بررسی تحقیقات انجام شده درباره ی راه های پیشگیری از سرطان و مزایای پرتقال اعلام کردند که پرتقال می تواند در پیشگیری از سرطان یک عامل تعیین کننده و مهم باشد. آب پرتقال حاوی ویتامین C و سایر مواد مغذی مهم است که آن را به کاهش خطر چاقی در بزرگسالان هم نسبت داده اند. اما یک تیم تحقیقاتی متشکل از کارشناسان برزیلی این نوشیدنی را به پیشگیری از سرطان نسبت داده اند.
۲۰- هلو: نقش به سزایی در کاهش گسترش سلول های سرطانی در انواع مختلف این بیماری به ویژه، سرطان دهان، ریه ، سینه و روده دارد. چنین خاصیتی بیش از هر چیز مدیون وجود مقادیر قابل توجهی آنتی اکسیدان درون هلو است که به مبارزه با سرطان کمک می کند.
۲۱- گردو: محققان در کره جنوبی دریافتند که عصاره گردو، اندازه تومورهای روده بزرگ را کاهش داده و پخش شدن سلول های سرطانی را کند می کند.
۲۲- زردچوبه: از سرطان های معده و روده بزرگ جلوگیری می کند. همچنین تعداد سلول های سرطانی را کم می کند.
۲۳- گوجه فرنگی: غیر از ویتامین C ، محتوی مقدار زیادی "لیکوپن" می باشد. لیکوپن ماده ای است که خطر سرطان های پروستات و تخمدان را کم می‌کند.محصولات گوجه فرنگی از قبیل: رب گوجه فرنگی، سس گوجه فرنگی و کچاپ نیز ضد سرطان دارمی باشند.
۲۴- تخمه آفتاب ‌گردان: یکی از خواص تخم آفتابگردان، داشتن ویتامین E است که از بیماری های قلبی - عروقی نیز پیشگیری می کند. تخمه‌های آفتابگردان ارزش غذایی بالایی دارند و دارای چربی های سالم، پروتئین، فیبر، مواد معدنی و ویتامین E هستند.
۲۵- توت ها: دارای ماده ای به نام آنتوسیانین هستند. این ماده یک آنتی اکسیدان قوی می باشد و در مقابل سرطان های روده بزرگ و مری از بدن محافظت می کند. بررسی های اولیه نشان داده است که توت فرنگی نیز می تواند از ابتلا به سرطان مری پیشگیری کند. به گزارش پایگاه اینترنتی روزنامه وال استریت ژورنال، محققان دانشگاه اوهایوی امریکا توانستند ثابت کنند که توت فرنگی خشک شده سرعت رشد بافت های سرطانی را کاهش می دهد.
۲۶- اسفناج: دارای لوتئین، ویتامین های A ، C و E می باشد. همه ی این مواد به عنوان آنتی اکسیدان شناخته شده اند. اسفناج سرطان های کبد، ریه، سینه، تخمدان، روده بزرگ و پروستات را از بدن دور می کند.
۲۷- ماهی وغذاهای دریایی: از آنجایی که غذاهای دریایی دارای اسیدهای چرب امگا ۳ می باشند، روی سوخت و ساز سلول ها اثر دارند و مصرف اسیدهای چرب اشباع را کم می کنند.
۲۸- انار: برای سلامت قلب و عروق، جلوگیری از تصلب شریان‌ها و بروز سکته، پیری زودرس، آلزایمر و سرطان پروستات به کار می‌آید. مصرف انار برای بیماران قلبی عروقی می‌تواند بسیار مفید باشد. از طرف دیگر انار به واسطه ی داشتن مواد آنتی‌اکسیدانی از بروز سرطان جلوگیری کرده و رشد تومور های سرطانی مانند سرطان پوست و پروستات را کند می‌کند.
۲۹- نارنج، فلفل قرمز و فلفل زرد و سیب زمینی شیرین: منبع غنی "بتا کاروتن" هستند. مصرف مداوم آنها منجر به کاهش انواع مختلف سرطان می شود.
۳۰- آناناس: دارای آنتی اکسیدان و ویتامین C می‌باشد. این میوه، بدن را در برابر سرطان‌های ریه و سینه حفظ می‌کند.

همچنین نگاه کنید به فهرست ۳۰ غذای ضد سرطان/ به زبان انگلیسی در تارنمای مایکروسافت

رباعی غذاهای ضد سرطان
سی خوراکیست در تمام جهان
که مفیدست به رزم با سرطان
بهر_ آگاهی از همه آنان
" گفتنی های تغذیه " بر خوان! 
دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
تغذیه و سلامت جسم و روان/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
بیست ماده ی غذایی ضد سرطان: تارنمای آفتاب نیوز
 تغذیه و سرطان: تارنمای تابناک
۳۰ خوراکی ضد سرطان: تارنمای دانش‌ نامه ی بهداشت، درمان و پزشکی کشور
کاتچین یا کتیچین: تارنمای ویکی‌پدیا
آنتوسیانین: تارنمای ویکی‌پدیا
فهرست ۳۰ غذای ضد سرطان/ به زبان انگلیسی: تارنمای مایکروسافت

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_25.html
بخش های پیشین مجموعه ی گفتنی های تغذیه

۱۳۹۵ بهمن ۵, سه‌شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۶۹ - شهرهای آریایی نشین قوچان و دشت میشان

اشاره: نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس‌ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ و شاهنشاهی هخامنشی را بر پا کردند. پارت‌ها قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود سرزمین فرارود (ماورالنهر) می ‌زیستند. آنان موفق به تشکیل سلسله ی اشکانی شدند: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
قوچان

موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی: قوچان یکی از شهرهای استان خراسان است و در فاصله ۱۳۰ کیلومتری مشهد (مرکز استان) و در مسیر جاده ی آسیایی و شمال شرقی ایران قرار دارد... دشت قوچان و حوزه ی رود اترک، عامل مهمی در پیدایش تمدن های پیشرفته حداقل در هزاره ی چهارم پیش از میلاد و پس از آن بوده و به دلیل اقلیم مناسب و خاک حاصلخیز از گذشته‌های دور تا به امروز مورد سکونت قرار گرفته است... شهر قوچان قدیمی ‌ترین شهر خراسان است و سلسله ی اشکانی که از ۲۵۶ سال پیش از میلاد تا ۲۲۴ میلادی بر ایران حکومت داشته‌اند اولین پایتختش در حوالی قوچان امروز بوده است.
در نوشته‌های تاریخی آمده است: آساک نام شهری بود از دهستان یا کوهستان خراسان همان‌جا که پارت نامیده می‌شود و بانی آن اشک اول بوده است. ایزید ور خاراکی معتقد است که قدیمی‌ترین پایتخت پارت ها در محلی به نام استاکا یا آرسکا در منطقه ی قوچان کنونی بوده بعد از نام آساک و آرسکا از استو و استوا نام برده شده است. بعضی بر این عقیده‌اند که محل اقامت خانواده اشکانی در آساک بود و این اسم از آنجا آمده و به اشاک و ارشک و اشک و اشکانیان تبدیل شده است. داریوش بزرگ در کتیبه خود پارت رزا با زرنکا و هرات و سارگارتی که در کویر لوت واقع بود با گرگان ارتباط می‌دهد طول این ولایت از مغرب به مشرق ۴۸۰ کیلومتر و عرض آن ۲۰۰ کیلومتر و سطح پارت اصلی ۹۶۰۰۰ کیلومتر مربع وسعت داشته است. سه رشته کوه این ناحیه را در میان گرفته است. دامان کوه یا کوه‌های اکراد که دامنه اش به سمت کویر خوارزم کشیده می‌شود «در حقیقت سلسله جبال شمالی» دیگری آلاداغ و میرآبی در وسط به اسم کوه‌های جغتای یا کوه‌های جوین در جنوب ادامه دارد. اشک نخستین بار در شهر آساک و حدود قوچان فعلی، پادشاهی خود را اعلام کرد. نیلسون دوبوار می‌نویسد اندراگوراس که از قبل انطیوکوس دوم بر پارتیا حکومت می‌کرد در این کشمش مقتول و ظاهراً ارساسیس در شهری به نام آساک که در نزدیکی قوچان در وادی اترک واقع بود تاج شاهی بر سر نهاد. هو فمان حدس زده است که آتش جاودانی شهر آساک در ایالت آستائوین که ارشک مؤسس سلسله اشکانی در حضور آن به تخت شاهی نشست با آتش آذربرزین مهر مطابقت دارد زیرا مکان این آتش در عهد ساسانیان نزدیک شهر آساک بوده است. در استاد (یکی از توابع قوچان) کنونی که بنا به روایت مردم محل به واسطه داشتن کارهای دستی و هنر به وسیله خسرو پرویز نام استاد بر آن نهاده شده است و مقدسی در حسن التقاسیم به ذکر هنر دستی آن نیز اشارت کرده محلی به نام آتشگاه وجود دارد که وجود خاکسترهای زیاد این موضوع را تأیید می‌کند و باید تحقیق اساسی و همه‌ جانبه به عمل آید زیرا امکان دارد همان محل آتشکده معروف باشد که قدمت زمان، آثار آن را از بین برده است. الفروفن گوتشمید، آستاونه را که شهر قوچان را نیز شامل است یکی از ساتراپ های هیجده گانه دوره ی اشکانی می‌داند و خبوشان فعلی را یکی از شهرهای آن بشمار می ‌آورد. در همین شهر بود که قبیله پرتی ارشاک را در سال ۲۴۹ پیش از میلاد به شاهی برگزیدند: تارنمای ویکی پدیا
مردمان: قوچان محل زندگی اقوام گوناگونی است که به رغم تفاوت های نژادی و فرهنگی، با هم متحدند. آن ها در جمع خود به زبان و لهجه ی مادری سخن می‌گویند و به آداب و رسوم نیاکان خویش پابندند از لحاظ قومیت مردم قوچان به سه دسته کرمانج، ترک و فارس، تقسیم می‌شوند. به طور کلی بسیاری از روستاهای قوچان متعلق به دو قوم کرد و ترک هستند. البته در این میان بسیاری از روستاها نیز وجود دارند که مردمش از قوم تات هستند و به زبان تاتی تکلم می‌کنند: تارنمای ویکی پدیا
کُرد ها قومی ایرانی و آریایی هستند که در خراسان و ایران غربی و ترکیه و عراق و سوریه ٔ شمالی سکونت دارند: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
تات ‌های ایران از اقوام ایرانی ‌تبار هستند و به شکل پراکنده و نقطه ‌ای در شمال ایران (از آذربایجان تا شمال خراسان) زندگی می‌کنند... قوم تات جزو گروه نژادی اقوام آریایی و خانواده ی بزرگ هند و اروپایی محسوب می شود: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
وجه تسمیه ی قوچان
درباره علت نام گذاری این شهر به قوچان نظرات گونا گونی ذکر شده است:
قوچان کوچان بوده است چون مردم آن از کردهای غرب ایران بودند که اجبارا به این شهر کوچ داده شده اند. سپس با گذشت زمان به خوچان  و قوچان  تبدیل شده است/ در حمله ی مغول بعضی از مردم این شهر فرار کردند و کسانی که مقاومت می کردند به ترکی می گفتند " فراری ها برگردید " که همان " قوچن ' باشد. سپس به یاد آن واقعه این شهر را قوچان نامیدند/ کلمه ی قوچان از  کلمه ی خبوشان که نام قدیم این شهر بوده  و امروزه نیز در محل قدیمی شهر روستایی به این نام وجود دارد گرفته شده یعنی خبوشان شده خوشان  سپس به خوچان  که برای آسان تلفظ شدن به  قوچان تبدیل  شده است/ در گذشته چون این شهر سرسبز بوده و دامداری رونق زیادی داشته است و قوچ های بسیاری در آن وجود داشته است  به قوچان یعنی شهر قوچ ها شهرت یافته است: تارنمای حقیقی
قوچان: که صورت اصلی آن خوبوشان (جایگاه زندگی خوب) بوده، می توان مأخوذ از خوشان ( جایگاه خوب) دانست. : تارنمای دریای عشق
گویند وقتی مغول ها به این منطقه حمله ور شدند و شروع به قتل و غارت کردند اهالی این محل از خانه و کاشانه خود فراری شدند و به کوهها پناه بردند در زبان ترکی فراری شدن را (قاچان) می نامند به  دلیل آنکه اهالی از این منطقه فراری شده بودند و بعد از سال ها که دوباره این محل آباد شد و اهالی به مرور برگشته بودند براساس این واقعه این محل را قاچان نامیدند و قوچان تحول یافته این اصطلاح است/ عده ای معتقدند چون این محل در نواحی کوهستانی واقع شده و بخصوص زمستان ها و پائیز هوای سرد و یخبندان دارد در گذشته اهالی از شدت سرما از این محل فرار می کردند و به مصداق فوق الذکر قاجان نامیده شد/ مولف کتاب مطلع الشمس می نویسد: "در حوالی رودخانه ی قوچان جمعی سیاه چادر نشین دیده می شدند از ایل قاچانلو و اصل این کلمه قوچ قوینلو می باشد یعنی قوچ داران و گوسفند داران. ممکن است به واسطه ی سکنی داشتن این جماعت در حوالی این شهر به این نام معروف باشد"/ در مجله ی یغما انتشار ۱۳۴۵ آمده است: "اسم شهر فعلی قوچان از این حیث نیز جالب است و احتمالا حکایت از وجود پیکرهای قوچ نگهبان در محل مزبور درگذشته دارد. در قدیم شکل و صورت های شاخدار و نقش گوسفند و قوچ را سمبلی از اهمیت به گوسفند داری و فراوانی آن می دانستند. همانطور که سر ستون های تخت جمشید و نیز آثار بابلی ها و آشوری ها موید آن است و احتمالا به دلیل فوق این محل به قوچان معروف شده است زیرا در این ناحیه به گوسفندداری اهمیت زیادی قائل هستند": تارنمای علمی آموزشی
  
دشت میشان یا میدان میشان همدان

موقعیت جغرافیایی: میدان میشان یا دشت میشان یکی از دشت‌های کوهستان الوند است. این میدان در مسیر اصلی صعود به قلهٔ الوند قرار دارد و وسعت آن حدود یک هکتار و ارتفاع آن از سطح دریا ۲۶۰۰ متر است. در قدیم عشایری که دورهٔ ییلاق خود را در دامنهٔ شمالی الوند می‌گذراندند، در میدان میشان که دارای مناظر زیبای طبیعی است، چادر می‌زدند: تارنمای ویکی پدیا
پیشینه ی تاریخی: مهاجرت ‌های اقوام آریایی‌ ماد از حدود ۳۵۰۰ سال پیش به منطقه غرب ایران و محدوده فعلی استان همدان به تدریج منجر به شکل گیری نخستین حکومت فراگیر به مرکزیت هگمتانه (همدان) در فلات قاره ایران گشت و این حکومت در ۶۵۰ پیش از میلاد در اوج اقتدار خود ضمن چیرگی بر بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی آن روزگار یعنی دولت آشور قلمرو خود ار از شرق به آسیای میانه و در غرب به آسیای کوچک گسترش داد. بر اساس نوشته‌های هرودوت مورخ یونانی به دستور دیاکو نخستین پادشاه ماد در هگمتانه (همدان) پایتخت آنان استحکامات عظیمی شامل ۷ دژ تو در تو و کاخ‌های شاهی برپا شد. بیشتر پژوهندگان علوم تاریخ و باستان ‌شناسی بر این باورند که تپه و بناهای امروزی هگمتانه در دل شهر همدان، برجای ماندهٔ بقایای همین تأسیسات می‌باشند. از دوره هخامنشیان علاوه بر سنگ نوشته‌ های میخی گنجنامه همدان تعداد قابل توجهی اشیاﺀ زرین و سیمین و نیز بقایای کاخ های سنگی بیادگار مانده‌ است... شهر همدان در دوره ی ساسانی یکی از ضرابخانه‌های این حکومت بوده وسکه‌های متعددی از این دوره در دست می‌باشد... دشت میشان یا میدان میشان یکی از دشت های وسیع و زیبای کوهستان الوند و در مسیر قله الوند همدان است.. این دشت سرشار از آب های روان و چمن زار های وسیع است: تارنمای دهکده فرهنگي ورزشي توريستي گنجنامه همدان
وجه تسمیه ی دشت میشان یا میدان میشان همدان
۱ - بمیدان میشان همدان به واسطه ی وجود احشام (گله های بزرگ قوچ و میش) و مراتع سرسبز در این ناحیه دشت میشان نام گرفت. دامپروری در این ناحیه پر رونق و با اهمیت بوده و از عمده‌ ترین فعالیت ‌های اقتصادی اهالی به شمار می‌رود: تارنماهای گوناگون 
۲ - در وجه تسمیه ی میدان میشان می توان گفت که چون تجمع عشایر و گله داران بوده، این نام را گرفته است. اما "میشان"مفهوم دیگری هم دارد: در مورد "میشان"در کتاب تاریخ ادبیات ایران تالیف ا. برتلس، مترجم کتاب آورده است که میشان نمودی از میتره = میترا = خدای آفتاب ایرانیان باستان است و میدان میشان هم که محل مناسبی برای دیدار طلوع خورشید است،می تواند از چنین مفهومی گرفته شده باشد: تارنمای کوه و کوهنوردی

یادداشت پایانی
۱ - دشت میشان یا میدان میشان همدان را نباید با دشت میشان خوزستان (که بنام دشت آزادگان نیز خوانده می شود) اشتباه گرفت. دشت آزادگان منطقه ای وسیع و هموار واقع در مغرب خوزستان است و ساکنان آن از عشایر بنی طرف (از عشایر عرب خوزستان) هستند
۲ - توجه به "دام" و "دامداری" بخشی از فعالیت های مورد علاقه ی آریایی ها بوده است و برهمین اساس در دوران آریایی و در ایران باستان احتمالا برخی از شهرها و مناطق ایران با اشاره به برخی از حیوانات نامگذاری شده است. قوچان و دشت میشان و دامغان (بنا بر برخی منابع: جایگاه دام ها) و بعضی نواحی دیگر از جمله ی این نقاط می باشند.   
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_24.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی

۱۳۹۵ دی ۲۸, سه‌شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۶۸ - شهرهای آریایی نشین فراهان و تفرش و آشتیان


فراهان
فراهان یکی از شهرستان های استان مرکزی و ‌بخشی از سرزمین تاریخی فراهان بزرگ است که منطقهٔ وسیعی از شمالِ شهر اراک تا مناطقی از شهرستان آشتیان و تفرش را در بر می‌گرفت و از غرب تا مرز استان همدان نیز می‌رسید. بیش از دویست روستای کوچک و بزرگ در فراهانِ بزرگ وجود دارد که در دشت فراهان و کوه‌ های اطراف پراکنده‌اند... برخی گفته‌اند فراهان را طهمورث بنا کرد و دارالملک (پایتخت) آن را ساروق (شهر ساروق درمنطقه ی فراهان واقع است: لغت نامه ی دهخدا) کرد برخی نیز گویند فراهان را فراهان پسر همدان بنا کرده است نام یکی از شهرهای بخش مرکزی شهرستان فراهان، فرمهین است. این شهر در شمال شهر اراک و کویر میقان واقع است; تارنمای ویکی‌پدیا
منطقه فراهان در گذشته جزء ناحيه ي كوهستاني پهناوري بوده است كه يونانيان آن را مديا (به معني معبر ارتباطي) می خواندند ولي جغرافي نويسان اسلامي آن را جَبَل يا ايالت جِبال يا بلاد جِبال گفته اند... فراهان از دوران پيش از تاريخ و شايد قبل از مهاجرت آريايي ها به ايران داير بوده است. بعضي سفال هاي تپه هاي قديمي روستاهاي كودرز (كوزدر يا كوژدر)، مجد آباد نو، فارسيجان، روستاي محسن آباد (حروران) با احتمال قريب به يقين از روستاهاي قبل از تاريخ مي باشند و نقاشي هاي نئولتيك (حجر جديد) و نقاشي هاي اطراف كوه " لره " كه نمايشگاهي از نقاشي هاي حجر جديد است و بعضي از غارهاي مسكوني منطقه و غار قلعه جوق پيدايش فراهان را همزمان با دوره ی غارنشيني و دوره ی كوچ نشيني بشر مي دانند و متجاوز از ۵۰۰۰ سال حدس زده مي شود: تارنمای فراهان آنلاین
مردمان فراهان و فرهنگ آنان
در بیشتر مناطق فراهان، مردم به زبان فارسی صحبت می‌ کنند. در روستاها فارسی با لهجه ‌های خاصی وجود دارد. خلجی از دیگر زبان های فراهان است و در تلخاب و خلجستان صحبت می‌شود. جشن تیرگان (تیر اسم روز اول ماه تیر) از رسوم قدیمی و کهن ایرانیان است که قدمتی برابر با دوران ساسانیان داشته است. جشن تیرگان امروزه با گذشت حدود ۱۶۰۰ سال هنوز در دشت فراهان برگزار می‌شود. فراهانی ‌ها همه ساله در اولین روز از فصل گرم سال با حضور در  محله ای در شهر فرمهین این روز را گرامی داشته جشن می ‌گیرند. مردم دشت فراهان در این روز از گوشه و کنار به منطقه ی زادگاه خود برگشته روز را تا شب در دامان طبیعت می‌گذرانند وبا طبخ غذاهای محلی مثل دلمه و آش ‌های محلی درکنار اقوام روز خاطره انگیزی را سپری می‌کنند. در منطقه ی فراهان به این جشن عید کوچک و یا جشن آب پاشان هم می‌گویند. برگزاری بازی ‌های محلی - پاشیدن آب به همدیگر و برگزاری مجالس پرده خوانی و شبیه خوانی از دیگر رسوم این روز است: تارنماهای گوناگون
تَفرِش
تَفرِش یکی از شهرهای استان مرکزی در ایران و مرکز شهرستان تفرش است. در دوران ساسانی استان مرکزی عراق نام داشت که بعد از حمله اعراب و تسلط آنان بر ایران این استان پهناور را عراق عجم می‌خواندند. در دوران بعد از قاجار عراق به اراک تغییر نام پیدا کرده‌ است. تفرش در شمال شرقی اراک واقع و در بین رشته کوه هایی محصور است و اب و هوایی بسیار مطبوع دارد. دیرینگی این شهر به پیش از اسلام می‌رسد و اغلب نام نخستین آن را «گبرش» می‌دانند که از «گبر» به معنی زرتشتی می‌آید. در دوران بعد از ورود اسلام و حاکمیت اعراب و زبان عربی بر ایران تفرش، طبرس نیز گفته شده‌است... محدوده فعلی تفرش جز متصرفات مادها، هخامنشیان و اشکانیان بوده و از دوره ساسانیان قبور حوض گونه زرتشتیان و بعضی قلاع به یاد مانده‌است. در دورهٔ ساسانیان جزئی از حصهٔ قباد بوده‌است... قَباد یکم یا کَباد یا کَواذ، بیستمین پادشاه ساسانی بود که دوبار بر تخت پادشاهی ایران نشست، بار نخست میان سالهای ۴۸۸ تا ۴۹۶ و بار دوم ۴۹۹ تا ۵۳۱ (میلادی). وی جانشین بلاش و پسر پیروز یکم بود: تارنمای ویکی‌پدیا
آشتیان
آشتیان مرکز شهرستان آشتیان در استان مرکزی است که از متعلقات عراق عجم بوده و مردمان آنجا مدتی بعد از شکست ساسانیان از اعراب نیز آیین زرتشتی داشته‌اند لذا نام این شهر تاریخی بنا به روایات تغییر یافته ی لفظ آتشدان است که در گذر تاریخ نام این مکان از آتشدان بر اثر روایدادهای مختلف به، ابرشتیجان، براشتیجان، سیجان، استجان، اشتیجان برگردانده شده است... این شهرستان از شمال به تفرش و قم و از جنوب به اراک و محلات محدود می گردد: تارنمای ویکی‌پدیا
آریایی‌ ها در منطقه‌ ی فراهان و تفرش و آشتیان
با ورود آریایی‌ها که بین قرن های سیزدهم و نهم پیش از میلاد از شرق ایران به غرب ایران مهاجرت می کنند، سرزمین ایران چهره دیگری به خود گرفته و طی چند قرن شکوفایی، تمدنی بزرگ را به ارمغان آورده است. مادها که شعبه‌ای از آریایی‌ها بودند، پس از مهاجرت به ‌ایران درقسمت غرب و مرکز‌ ایران سکنی گزیدند و پس از مدتی هگمتانه یا همدان فعلی را به عنوان پایتخت و مرکز خویش برگزیدند. لازم به ذکر است که مادها تا مدتها فاقد هماهنگی و اتحاد بوده و به صورت پراکنده و مستقل زندگی می کردند... مادها در ۶۷۴ پ.م. به رهبری خشثریته بر آشوریان مهاجم پیروز می شوند و پادشاهی مستقل ماد را تاسیس می کنند. از آن پس این سرزمین چندین بار دیگر مورد حمله آشوریان و سکاها قرار می گیرد و تصرف می شود. تا اینکه در ۶۲۵ پ.م. هُوَخشَتَره رهبری مادها را بر عهده گرفته و ماد را از سلطه سکاها آزاد می کند. هُوَخشَتَره در ۶۱۴ پ.م. شهر آشور را تسخیر و با شکست کامل آشوریان در ۶۰۵ پ.م. سرزمین آشور را بین خود و بابلیان تقسیم می کند.‌این سه‌ ایالت، که کانون انقلاب مردم ماد سفلی بوده  به طور دقیق و یقین در محدوه ی وسیع از کزاز و چرا و فراهان و منطقه ی وفس و بزچلو و خنجین تا آشتیان و تفرش و قسمت ‌هایی از ساوه و به طور کلی محدوده رود زرینه یا قره چای می باشد: تارنمای خبری تحلیلی جهاد پرس
جنبش  مزدکیان  و منطقه فراهان 
مزدک از پیام آوران عدالت و برابری و از پیامبران ایران باستان است. وی به برابری و عدالت معتقد بوده است و نسبت به دید گاه های زردتشتی که به صورت رسمی مورد حمایت ساسا نیان بوده انتقاداتی داشته و در نهایت انرا رد می کند و به قباد پادشاه اصلاح طللب ساسانی دستور می دهد که تمام اتشکده ها و مراکز تبلیغی زردتشتی را تعطیل نماید بجز سه اتشکده ای که قدیمی بوده است واز زمان خود زردتشت دایر بوده اندکه یکی از انها اتشکده آذز گشسب فردقان در منطقه کودزر فعلی در فراهان در دوره ساسانی بوده که ۴۴ پارچه روستا های فراهان امروزی را شامل می شده است .
چنین بنظر می رسد که اوج توجه ساسانیان به منطقه کوزدر (کودزر فراهان) در زمان قباد پادشاه ساسانی بوده است... در ابتدای سلطنت وی با مشکلات اقتصادی فراوانی روبرو شد فقر و فلاکت مردم مزید بر علت بود، اما قیام مزدک و اقبال عمومی به وی و دیدگاه های  او باعث شد تا قباد دست به اصلاحاتی در زمینه های اجتماعی و اقتصادی بزند که در شاهنامه فردوسی اشاره ای هرچند مختصر به انها شده است:
بر او شد هر آنکس که درویش بود - وگر نانش از کوشش خویش بود/ اگر دادگر باشی ای شهریار/-در انبار گندم نیاید بکار
و قباد انبارهای گندم را بر روی مردم باز کرد همراهی وی با جنبش مزدکیان باعث خلع وی از سلطنت و زندانی شدن وی گردید او با فرار از زندان به هیاطله پناهنده شد و در صدد بدست آوردن تاج و تخت شد اما قبل از به قدرت رسیدن وی فرزندش خسرو اول (انوشیروان) تدارک آرام کردن مزدکیان را بر عهده گرفت وی توانست ۲۰ هزار طرفدار مزدک را در یک روز قتل عام کند. بنظر می رسد آتشکده ی آذرگشسب فردقان که در تواریخ باستانی به آن با نام فردجان یا مزدجان اشاره  است قبل از ماد ها نیز دایر بوده است در آن زمان فراهان و کودزر و مشک آباد سه منطقه ی مهم در محدوده فراهان و اراک امروزی بوده و احتمالاً آتشکده ی آذرگشسب در نزدیک قصر قباد و تحت نظر وی بوده است: تارنمای فراهان آنلاین
یادآوری: آتشکده ی آذرگشسب فراهان را نباید با آتشکده ی آذرگشسب آذربایجان اشتباه گرفت. برای آگاهی در زمینه ی آتشکده ی آذرگشسب آذربایجان نگاه کنید به نوشتاری از دکتر داریوش (حسین) بختیاری در تارنمای ایران بوم
خاموشی آتشکده ی آذر گشسب و سقوط چهارده کنگره از کاخ مداین در زمان ساسانیان
در زمان ساسانیان دو حادثه عجیب (خاموش شدن آتشکده ی آذر گشسب و سقوط چهارده کنگره از کاخ مداین) در ایران رخ داد. در آن زمان پادشاه ایران از موبدان زرتشتی خواست تا این دو واقعه مهم را تعبیر کنند.همه آشفته از تعبیر عاجز ماندند. شاید هم جرات بیان تعبیر را نداشتند. سرانجام حکیمی دور از ترس بعد از مدت ها شروع به تعبیر کرد و گفت؛خاموشی آتشکده نشان از پایان عمر دولت ساسانیان است و به زودی حکومت ساسانیان از هم می پاشد. اما فروریختن۱۴کنگره از کاخ مداین، نشان از آن دارد که سرزمین ایران چهارده قرن دربدبختی و تیره روزی بسر خواهد برد و فرهنگ اصیل ایرانی واژگون و وارونه خواهد شد، مردمان به جز عزاداری وگریه به کاری نخواهند پرداخت و درستکاری کمتر از همیشه خواهد بود و زنان و مردان به جای عشق اصیل آریایی به شهوت و خیانت و آزار یکدیگر خواهند پرداخت. از حکیم پرسیدند: این تیره روزی چه زمانی در ایران به پایان خواهد رسید، حکیم پاسخ داد:وقتی۱۴قرن به پایان برسد،نسلی درایران زمین رستاخیز خواهد کرد که با تاریخ ی گذشته خود آشتی  و فروهر را زنده خواهند کرد و به فرهنگ آریایی خود باز خواهندگشت. این نوشته در لوحی سنگی در موزه ی لوور فرانسه موجود است: تارنمای ویسگون
برخی از مشاهیر منطقه‌ ی فراهان و تفرش و آشتیان
میرزا ابوالقاسم خان قائم مقام فراهانی (زاده ی ۱۱۵۸ خورشیدی در هزاوه ۲۵ کیلومتری فرمهین در فراهان بزرگ - درگذشت ۱۲۱۴ خورشیدی در تهران): صدر اعظم ایران، سیاست‌مدار، ادیب دوره ی قاجار
میرزا محمد تقی‌خان فراهانی (زاده ی ۱۱۸۶ در هزاوه - درگذشت ۲۰ دی ۱۲۳۰ در کاشان) مشهور به امیرکبیر، صدراعظم‌ ایران در زمان ناصرالدین‌شاه قاجار
میرزا محمد صادق خان فراهانی (زاده ی ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ خورشیدی در قریه ی گازران از توابع شهرستان فراهان - درگذشت ۱۲۹۶خورشیدی) ملقب به ادیب‌الممالک فراهانی و امیرالشعرا و متخلص به امیری و پروانه شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دوره ی مشروطه
میرزا جعفر خان مشیرالدوله از سیاستمداران و دیپلمات‌های ایران در عصر قاجار که پدرش "میرزا محمدتقی وزیر" اصلیتی فراهانی داشت و در تبریز زیر دست میرزا بزرگ قائم‌مقام کار می‌کرد
سید محمود حسابی (زاده ی ۳ اسفند ۱۲۸۱ خورشیدی در تهران – درگذشت ۱۲ شهریور ۱۳۷۱ در ژنو) با نام اصلی محمود خان میرزا حسابی معروف به پروفسور حسابی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پرورش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران. محمود حسابی از پدر و مادر تفرشی زاده شد. پدرش سید عباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی هر دو اهل تفرش بودند.
دکتر عبدالعظیم قریب گرکانی (زاده ی ۱۲۵۸ خورشیدی در قریهٔ گرکان، از توابع آشتیان - درگذشت ۳ فروردین ۱۳۴۴ خورشیدی در تهران)، ادیب و بنیان‌گذار دستور زبان فارسی نوین
عباس اقبال آشتیانی (زاده ی ۱۲۷۵ خورشیدی در آشتیان - درگذشت ۲۱ آبان ۱۳۳۴ خورشیدی در شهر رم در ایتالیا) مورخ، ادیب و نویسنده
باقر کاظمی معروف به مهذب ‌الدوله (زاده ی ۱۲۷۱ خورشیدی در تفرش - درگذشت اردیبهشت ۱۳۵۵ در تهران) در کابینه ی اول دکتر مصدق وزیر امور خارجه و نایب نخست وزیر شد و در کابینه ی دوم دکتر مصدق تا اوایل مرداد ۱۳۳۲ وزیر دارائی شد و در اجرای برنامه ی اقتصاد بدون نفت تلاش کرد. بعد از آن به سمت سفر کبیر ایران در پاریس تعیین شد و در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از سفارت استعفا داد: منابع گوناگون

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

۱۳۹۵ دی ۲۶, یکشنبه

یادداشت هایی پیرامون "حافظه ‌ی تاریخی"

حافظه تاریخی چیست؟
حافظه از جمله مفاهیمی است که اجماع و اتفاق نظری راجع به آن وجود ندارد. البته اکثر مفاهیم علوم اجتماعی و علوم انسانی به گونه‌ای هستند که کمتر می‌توان درباره آنها به اجماع کامل رسید. «امروزه مفاهیم متعددی در حوزه حافظه رواج دارد. مفاهیم حافظه عمومی، حافظه مشترک، حافظه جمعی، حافظه فرهنگی، حافظه عوامانه، حافظه محلی، حافظه مردمی و .... برای مفهوم حافظه، حافظه تاریخی به کار برده شده است». البته این مفاهیم بسته به رویکردهایی که به آنها توجه می‌کنند، با یکدیگر تفاوت‌هایی دارند. از سه منظر می‌توانیم به تعریف حافظه بپردازیم: روان شناختی - جامعه ‌شناختی - پساساختارگرا... (نوشته ی نعمت الله فاضلی): تارنمای راسخون 
حافظه ی تاریخی  و تفاوت آن‌ با حافظه ی جمعی و حافظه ی فردی 
موریس هالبواکس در دو کتاب «چارچوب‌های اجتماعی حافظه» و «حافظه جمعی» به بررسی موضوع حافظه جمعی پرداخته است. او موارد زیادی را مثل خانواده، طبقات اجتماعی ، صنف‌های مختلف کاری، و نهادهای اجتماعی مطالعه کرده تا نشان دهد که در دل این گروه‌هاست که حافظه تولید شده و  به اشتراک گذاشته می شود. این دو اثر بین سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۴ نوشته شده‌اند... هالبواکس پس از توضیح تفاوت بین حافظه جمعی و حافظه فردی، بین حافظه جمعی و حافظه تاریخی هم تفاوت قائل می شود. به نظر می‌آید که در تاریخ با گذار از یک دوره به دوره بعد همه چیز نو می‌شود. تاریخ به گسست‌ها توجه می‌کند، در حالی که در حافظه جمعی، بر خلاف تاریخ، خط جداکننده‌ای وجود ندارد. هالبواکس تاریخ را به قبرستانی تشبیه می‌کند که فضایش اندازه گرفته شده باشد. تاریخ جایی است که در هر لحظه باید دنبال مکانی برای قبری تازه باشیم. مثالی از تجربهء ایرانی ما از تاریخ نزدیکمان می‌تواند به روشن شدن تفاوت حافظه تاریخی و حافظه جمعی کمک کند. دهه شصت را در نظر گیریم: دوره‌ای با فضایِ روانشناختی و اجتماعی خاصِ که شبیه آن را در دوره‌های دیگر نمی یابیم. تاریخ این تفاوت را می‌بیند، خطی می‌کشد و مورخ حکومتی می‌پندارد که برای بازنمایی آن دوره اراده و گزینش کافی است. جسم مرده‌ای را در برابر خود دارد که گویا با آن هر کاری می‌تواند بکند. اما در یک حافظه جمعی این دوره به عنوان دوره زندان و شکنجه و کشتار نمرده است: در حافظه جمعی زندانیان سیاسی دهه شصت و خانواده‌ هایشان و نیز در حافظه سازمان‌های سیاسی سرکوب شده. ایرانیانی که از زندانهای دهشتناک دهه شصت جان به در بردند، شاید اولین کسانی از همنسلان خودشان بودند که به اهمیت حفظ حافظه جمعی و ثبت خاطرات، ولو با امکانات اندک، پی بردند. سالها بعد و در پی سرکوب خونین معترضین به نتایج اعلام شده انتخابات ۱۳۸۸، نسل بعد از آن ‌ها در نوشته‌ها و آثار هنریشان مدام به خاطرات زندانیان رجوع کردند. به نظر می‌رسد بخشی از جامعه ایران برای باز یافتن تاریخ خود به جای رجوع به آرشیو و تاریخ به اصطلاح رسمی دارد به حافظه جمعی در میان خویش رجوع می کند...: تارنمای رادیو زمانه
قانون حافظه ی تاریخی در اسپانیا
۱ - در والنسیای اسپانیا، از مسیری می گذرم و پس از عبور از یک برکه، وارد جنگل کاجی می‌شوم... در آنجا مسیری می‌بینم که برای عبور یک کامیون کافی است. دیوار اینجا است؛ دیواری بتونی با نزدیک به یک متر ارتفاع و پر از سوراخ گلوله. این دیواری است که بین سال‌های ۱۹۳۹ و ۱۹۵۶، دو هزار و سیصد نفر در جلوی آن اعدام شدند. اعدام شدگان زندانیان جمهوریخواه بودند که در دسته های پنجاه نفری به اینجا آورده می‌شدند: زنان و مردانی از طرف بازنده در جنگ داخلی... ژنرال فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۷۵ درگذشت. دو سال بعد و در حالی که پادشاه خوان کارلوس بر گذار به دموکراسی نظارت می ‌کرد، قانون عفوی تصویب شد که پیگیری جنایات را، چه در دوره جنگ داخلی و چه در طول دوره رژیم فرانکو، ممنوع می‌کرد. در سال ۲۰۰۷، دولت سوسیالیستِ آن زمان "قانون حافظه تاریخی" را به تصویب رساند که کمک‌ دولت برای پیدا و نبش قبر کردن گورهای دسته جمعی را نوید می‌داد. ولی حافظه تاریخی در اسپانیا محل اختلاف نظر سیاسی است: "حزب مردم" با "قانون حافظه تاریخی" مخالف بود و قول داده بود که "حتی یک یورو خرج نبش قبر کردن گورهای دسته‌جمعی نشود"... : بخش فارسی تارنمای بی بی سی
۲ - قانون حافظه ی تاریخی در اسپانیا/ به زبان انگلیسی: تارنمای ویکی پدیا
۳ - انجمن بازسازی حافظه ی تاریخی در اسپانیا: انجمن بازسازی حافظه تی اریخی از جمله نهادهایی است که در اسپانیا همچنان در راه پرتوافکندن بر جنایت‌های دوران دیکتاتوری فرانکو و اعاده ی حقوق قربانیان این دوره فعالیت می‌کند: تارنمای رادیو زمانه
حافظه ی تاریخی ایرانیان
۱ - گفته ها ونوشته هایی درباره ی "حافظه ی تاریخی ملت‌ها" از آيت‌الله‌ سيدعلی خامنه‌ ای: تارنمای پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آيت‌الله‌ خامنه ‌ای
۲ -   «ما حافظه‌ی تاریخی نداریم»: بعد از سقوط سلطنت، در همین چند سال اخیر، روشنفکران و کتاب‌ خوانان ایران تازه به این فکر افتاده‌اند که «ما حافظه‌ی تاریخی نداریم» راست است و این حقیقت قابل کتمان نیست. در کجای جهان، در قرن بیستم، اگر فرّخی یزدی (غرض شخص او نیست، بلکه منظور شاعری آزاده و میهن دوست و شجاع از طراز اوست) کشته می‌شد، کسی از گورجای او بی‌خبر می‌ماند؟ نمی‌دانم شما تاکنون به این نکته توجه کرده‌اید که هیچ‌کس نمی‌داند جای به خاکسپاری فرخی یزدی کجا بوده است؟... در همین دوره‌ی بعد از سقوط سلطنت، یعنی در بیست سال اخیر، اولیای محترم حضرت عبدالعظیم (به صرف گذشت سی‌ سال و رفع مانع فقهی) قبر بدیع‌الزمان فروزانفر، بزرگ‌ترین استاد در تاریخ دانشگاه تهران و یکی از نوادر فرهنگ ایران‌زمین را، به مبلغ یک میلیون تومان (در آن زمان قیمت یک اتومبیل پیکان دست سوم) به یک حاجی بازاری فروختند. هیچ‌کس این حرف را باور نمی‌کند. من خود نیز باور نمی‌کردم تا ندیدم... (نوشته ی دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی): تارنمای رادیو زمانه 
۳ - "حافظۀ تاریخی پیشکش! فراموش کردن همین دورۀ کوتاه از ۵۷ به این سو چیزی فراتر از ضعف حافظۀ تاریخی است... " (نقل قول از الهه بقراط، سردبیر کیهان لندن): تارنمای ایرانیان ایرون
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
همین نوشتار در تارنمای ایرانیان ایرون:

۱۳۹۵ دی ۲۱, سه‌شنبه

تغییرات جدید و قابل توجه در هیئت دولت کانادا


۱ - کریستیا فریلند: وزیر جدید امور خارجه ی کانادا یک سیاست‌مدار اهل کانادا است.

او قبلا وزیر تجارت بین‌الملل کانادا بود. ماجرای زندگی او به شرح زیر است:
تولد: ۸ فوریهٔ ۱۹۶۸ ‏(۴۸ سال)  - حزب سیاسی: حزب لیبرال کانادا  - روزنامه‌نگاری: همکاری با "فایننشال تایمز" و "واشنگتن پست" و "مجله ی اکونومیست" - همسر: گراهام بولی - فرزندان: ۳ - محل اقامت: تورنتو، انتاریو - فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد: تارنمای ویکی پدیا  
بیوگرافی کریستیا فریلند به زبان انگلیسی
https://en.wikipedia.org/wiki/Chrystia_Freeland
فریلند که سابقهٔ روزنامه‌نگاری هم دارد، در عقد قرارداد تجارت آزاد با اتحادیهٔ اروپا نقشی اساسی داشت. او یکی از ۱۳ شهروند کاناداست که در سال ۲۰۱۴ از سوی روسیه به تلافی تحریم‌‌های کانادا علیه این کشور به‌ خاطر حمله به اوکراین، مورد تحریم قرار گرفت. سفارت روسیه در اتاوا به سی‌بی‌سی گفته است که فریلند کماکان در فهرست تحریم روسیه قرار دارد و نمی‌تواند به این کشور سفر کند: تارنمای همیاری
۲ - مریم منصف
:
از تغییرات دیگر جایگزینی مریم منصف، وزیر نهادهای دموکراتیک بود. مریم منصف پیش از این به ارائهٔ اطلاعات نادرست دربارهٔ محل زادگاهش متهم شده بود. هرچند مریم منصف اعلام کرد از اینکه در مشهد در ایران به دنیا آمده بی‌اطلاع بوده است، ولی این موضوع انتقادات فراوانی را از سوی مخالفان دولت برانگیخت. مریم منصف به سمت وزیر جدید امور زنان منصوب شده است: .تارنماها و منابع گوناگون
مریم منصف (زاده ۷ نوامبر ۱۹۸۵ مشهد، ایران) سیاستمدار افغان کانادایی است. او در اکتبر ۲۰۱۵ به عنوان نماینده منطقه انتخاباتی پیتربورو - کوارتا در استان انتاریو به پارلمان کانادا راه یافت و همزمان وزیر نهادهای دموکراتیک دولت کانادا شد. مریم منصف جوان‌ترین عضو کابینه جاستین ترودو است که در سن ۳۰ سالگی به سمت وزارت در کشور کانادا رسید... منصف از پدر و مادر افغان، در شهر مشهد ایران بدنیا آمد ولی هیچگاه تابعیت ایرانی نداشته‌ است. وقتی کمتر از دو سال داشته پدر خود را از دست داد. در آن زمان مادرش ۲۰ ساله بود و هر دو خواهرش زیر دو سال سن داشتند. هیچ وقت هم مشخص نشده که دقیقاً چه بر سر او آمده و بیشترین چیزی که از او می‌دانند این است که در جریان یک تبادل آتش در مرز افغانستان و ایران دستگیر شده است... به دنبال یورش شوروی به افغانستان و اشغال آن، مریم منصف همراه با مادر و خواهران خود به ایران پناه برد. زمانی که تهاجم شوروی به افغانستان پایان یافت، خانواده ی منصف مثل خیلی‌های دیگر به داخل مرزها بازگشتند. مادرش با آشپزی، نظافت کردن، خیاطی، بافندگی و مقداری هم کمک برادرانش که دایی‌های مریم بودند، زندگی را اداره می‌کرد.. :. :تارنمای ویکی پدیا

نوشته ها و سروده هایی درباره ی "ستاره ی شباهنگ"

ستاره ی شباهنگ در فرهنگ واژه ها
ستاره ی شباهنگ = ستاره ای روشن که به وقت شام تابان شود و در بعضی اوقات از صبح طلوع کند. نوشته اند ستاره ای است که وقت شام، اول از همه ٔ ستارگان نمایان شود و آن را ستاره ٔشب کش نیز گویند - بعضی آن را ستاره ٔ شعری گفته اند (فرهنگ رشیدی) که ستاره ای روشن است که بعد از جوزا بر آید (از غیاث اللغات) - ستاره ٔ صبح و ستاره ٔ کاروان کش - ستاره ای که پیش از صبح طلوع کند (ناظم الاطباء) - ستاره ای است که نزدیک صبح طلوع کند و گاهی بعد از نصف شب و نام دیگرش ستاره ٔ صبح است (فرهنگ نظام) - ستاره ای است که پیش از سحر طلوع کند و آن را کاروان کش نیز گویند (فرهنگ جهانگیری) - ستاره ٔ شعری را گویند که مانند مرغ سحرخوان به شب، آهنگ طلوع نماید (از انجمن آرا و از آنندراج): لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه‌ی پارسی ویکی
ستاره ی شباهنگ = درخشانترین ستارهٔ آسمان شب است. ستاره ی شباهنگ کمابیش از همهٔ نقاط مسکونی زمین دیده می‌ شود و در نیمکرهٔ شمالی به عنوان یک رأس مثلّث زمستانی شناخته می ‌شود. شباهنگ با ۸٫۶ سال نوری یکی از نزدیکترین ستاره‌ ها به زمین است: تارنمای ویکی‌پدیا
برخی دیگر از نام ‌های ستاره ی شباهنگ
این ستاره در اصطلاح فارسی با نام ‌های کاروان‌ کش، وَراهَنگ، روز آهنگ، شب‌ کش، خُنُک، تیر، ستاره ی صبح، ستاره ی سیر یوس و تیشتَر نیز نامیده می‌ شود. بعضی آن را "شِعرای یمانی" گفته اند. در زبان انگلیسی ستاره ی سیروس (Sirius) خوانده می ‌شود، این ستاره در پیکر آسمانی (صورت فلکی) سگ بزرگ قرار دارد به همین دلیل در زبان انگلیسی به آن "سگ ستاره"  هم می‌گویند. نام آن در سامانهٔ نام‌گذاری بایر " آلفا سگ بزرگ" است {نامگذاری بایر یک روش نامگذاری اجرام آسمانی است که بر اساس قدر ظاهری ستارگان یک صورت فلکی انجام می‌گیرد. این شیوه ی نامگذاری، به افتخار یوهان بایرآلمانی نامگذاری بایر نام گرفته ‌است}: منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها
شگفتی‌ های ستاره ی شباهنگ
این ستاره که به خاطر درخشندگی فوق العاده‏ پادشاه ستارگان نامیده می‏شود، دارای شگفتی‌هایی است که به بعضی از آنها اشاره می‏شود: ۱ - طبق تحقیقاتی که در رصدخانه ‏های معروف دنیا به عمل آمده حرارت عظیمی که در سطح شعری حکم فرماست تا ۱۲۰ هزار درجه سانتیگراد برآورد شده، در حالی که حرارت سطح کره خورشید را فقط ۶۵۰۰ درجه می‏دانند و این تفاوت عظیم گرمای ستاره شعری را نسبت به خورشید نشان می ‏دهد. ۲- جرم مخصوص این ستاره حدود ۵۰ هزار مرتبه از آب سنگین ‏تر است یعنی وزن یک لیتر آب در آنجا معادل ۵۰ تن در کره زمین خواهد بود!، حال آنکه در میان سیارات منظومه شمسی " عطارد" که از همه سنگین تر است جرم مخصوصش ۶ برابر آب بیشتر نیست. ۳ - ستاره شعری که در قرن ما در فصل زمستان ظاهر می‏شود، در عصر منجمین قدیم مصر ظهور این کوکب با آغاز تابستان مقارن بوده، کره بسیار عظیمی است که حجم آن ۲۰ برابر کره آفتاب است، و فاصله آن از ما، نسبت به فاصله خورشید از زمین فوق العاده زیاد است، به طوری که این فاصله را یک میلیون برابر فاصله آفتاب برآورد کرده‏ اند. ۴ - شعرای یمانی ستاره‏ ای همراه دارد که از ستارگان مرموز آسمان است، اولین بار دانشمندی به نام" بسل" به وجود آن پی برد و این در سال ۱۸۴۸ میلادی بود: منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها
ستاره ی شباهنگ در اسطوره‌ های گوناگون
در اسطوره ‌های ایرانی و زرتشتی، ستاره ی شباهنگ، ستاره ی روز آهنگ، تیشتر یا تیر (با سیاره ی تیر یا عطارد اشتباه نشود) ‌است و نماد تیشتر، ایزد و ستاره ی باران و باروری خاک شناخته می‌ شود. تیشتر، ایزدی نیرومند است که به صورت مردی شکوهمند بر گردونهٔ خود آشکار می ‌شود که هزار تیر و هزار کمان زرّین و هزار نیزه و هزار خنجر و هزار گرز فلزی دارد و زمانی به شکل گاوی بزرگ درمی ‌آید و گاهی، به شکل اسبی سفید با سم‌ های بلند، و بر " اپوش "، دیو خشکی می‌ تازد. ستاره ی نماد " اپوش ‌دیو"، قلب عقرب است که درخشان‌ترین ستاره ی صورت فلکی کژدم است. همچنین در فرهنگ عرب پیش از اسلام ستاره ی شباهنگ مورد ستایش بوده است، شباهنگ، تیشتر پهلوی یا روز آهنگ ایزدی است که یشت هشتم اوستا از آنِ اوست. بنابراین یشت، تیشتر ستاره‌ای است سپید، درخشنده و دورپیدا. او سرشت آب دارد، تواناست. او سرور همه‌ ی ستاره ‌ها است. در شایسته‌ ی ستایش و نیایش بودن همسنگ هرمزد آفریده شده است. اگر چنین نمی‌بود، پری خشکسالی همه‌جا را از میان می‌برد. اگر او را بستایند، دشمن و گردونه ‌ها و درفش‌ های ایشان و بیماری ‌ها به سرزمین ‌های آریایی وارد نخواهد شد: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
ستاره ی شباهنگ در تمدن های باستان
در تمدن بین النهرین (تمدن سومر): اولین آشنایی انسان با ستاره ی شباهنگ (ستاره ی شعرا) که بصورت مکتوب وجود دارد مربوط است به دوره ی تمدن سومر که قدمتی بین پنج تا هفت هزار سال قبل دارد. این تمدن در اوج شکوفایی بطور عجیبی یکدفعه و بدون هیچ اثری نابود شده است و محققان و باستان شناسان هنوز موفق به پیدا کردن دلیلی برای توضیح نابودی این تمدن پیدا نکرده اند. در کتیبه ها و آثاری که از دوران آنها باقی مانده است، اشارات زیادی به آیین ها و اعتقاداتشان شده است و طرز تفکر آن ها نسبت به خدایان بر این باور بوده که خانه ی اصلی خدایان در آسمان و بر روی ستاره شعرا می باشد. معروف ترین کتیبه، مربوط است به داستان گیلگمش که در آن روابط بین انسان ها و خدایان و نیمه خدایان در قالب یک داستان حماسی توضیح داده شده و البته کافران امروزه، با استناد به این کتیبه ها داستان کشتی نوح و غرق شدن انسان ها در اثر آب گرفتگی زمین را جعلی و از داستان های سومری می دانند.
در تمدن ایران باستان: قبل از آنکه دین زرتشت در ایران وجود داشته باشد، تنها مظهر پرستش، ستاره شعرا بود که الهه های زیادی مانند آناهیتا ، میترا و آرمیتا برای آن کار می کردند و نمایندگانی بودند که از ستاره شعرا بر روی زمین برای هدایت و آبادانی رفت و آمد می کردند. بعد از ظهور زرتشت، خداوند یگانه به ایرانیان شناسانده شد ولی پس از گذشت مدتی دوباره سمبل های ستاره پرستی وارد دین زرتشت شد و امروزه نماد هایی مانند فروهر که نشان از ستاره پرستی دارد و از نمادهای شناخته شده سومریان می باشد و جشنی مانند جشن تیشتر که در اول تیرماه برگزار می شود به افتخار ستاره شعرا ، در دین زرتشت به چشم می خورد: تارنمای لوکس
ستاره ی شباهنگ در اسلام
وَ أَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرى‏ (نجم/ ۴۹)... و او پروردگار "ستاره شعرى" است. این آیه در بین آیاتی که به مسأله توحید و معاد اشاره دارد، ذکر شده است گروهى از مشركان عرب (مانند قبيله ى خزاعه) آن را مى‏ پرستيدند و اعتقاد داشتند مبدأ موجوداتى در روى زمين است. خداوند سبحان مى‏ فرماید: این ستاره، خودش مخلوق است و آفريدگار دارد شما بجای پرستش این مخلوق، آفريدگار آن را بپرستيد. در اعراب حجاز دو ستاره در آسمان است كه به نام "شعرى" ناميده مى ‏شوند: يكى در سمت "جنوب" ظاهر مى‏ شود و به همين دليل آن را "شعراى يمانى" مى‏ نامند (زيرا يمن در جنوب جزيره عربستان است) و ديگرى "شعراى شامى" نام دارد كه در جهت شمال قرار گرفته است ولى معروف همان "شعراى يمانى" است: منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها

 ستاره ی شباهنگ در زنجیری از سروده ها
چو یک نیمه از تیره شب درگذشت / شباهنگ بر چرخ گردان بگشت
سخن گفتن آمد نهفته به راز/در خوابگه نرم کردند باز
یکی بنده شمعی معنبر به دست/ خرامان بیامد به بالین مست
پس پرده اندر یکی ماه روی
چو خورشید تابان پر از رنگ و بوی...: فردوسی
*
چو فیاض دریا درآمد به موج/ ز کام صدف در درآرد به اوج
از آن ابر کاتش در آب افکند/ زمین سایه بر آفتاب افکند
دگر باره دولت درآمد به کار/ دل دولتی با سخن گشت بار
فرو رفت شب روز روشن رسید
شباهنگ را صبح صادق دمید... : نظامی
*
چون گشت جهان را دگر احوال عیانیش/ زیرا که بگسترد خزان راز نهانیش...
خورشید بپوشید ز غم پیرهن خز/ این است همیشه سلب خوب خزانیش
بر مفرش پیروزه به شب شاه حبش را/ آسوده و پاکیزه و بلور است اوانیش
بنگر به ستاره که بتازد سپس دیو/ چون زر گدازیده که بر قیر چکانیش
مانند یکی جام یخین است شباهنگ
بزدوده به قطر سحری چرخ کیانیش... : ناصرخسرو
*
صدگونه ستاره ٔ شباهنگ
بنمود سپهر در یک اورنگ: نظامی
*
هر دم که شب آهنگ کند ز آتش مهرت/ دود دل من راه شباهنگ بگیرد
چون پرتو خورشید رخت بر قمر افتد
از عکس رخت لاله و گل رنگ بگیرد... : خواجوی کرمانی
*
ماه نو و صبح بین پیاله و باده/ عکس شباهنگ بر پیاله فتاده
روز به شب کرده‌ای به تیرگی حال/ شب به سحر کن به روشنائی باده...
بیش ز بازار می مخر که به بازار
هیچ میی نیست آب برننهاده... :خاقانی
یادداشت پایانی
 ۱ - باید یادآور شد علاوه بر "ستاره ی شباهنگ"، در اصطلاح فارسی "مرغ شباهنگ" (بلبل هزاردستان با عندلیب) نیز وجود دارد که نوشته ها و سروده های مربوط به آن جداگانه ارائه خواهد شد
۲- همانطور که اشاره شد "ستاره ی شباهنگ" در زبان انگلیسی "ستاره ی سیروس " (Sirius) نیز خوانده می شود که آن را نباید با نام سیروس هخامنشی یا کوروش (Cyrus) اشتباه کرد
.۳ - "ستاره ی سیروس " در زبان انگلیسی (Sirius) نام یکی از شراب های قرمز محصول کارخانه ی شراب سازی "شان تاکر" در کالیفرنیای امریکا نیز می باشد.
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_10.html
همین نوشتار در تارنمای ایرانیان ایرون:
http://www.iroon.com/irtn/blog/10076/
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۵ دی ۱۷, جمعه

گفتنی های تغذیه: ۱۸ - برخی آگاهی ها پیرامون اعتصاب غذا

معانی و تعاریف "اعتصاب غذا"
اعتصاب غذا = غذا نخوردن - امساک کردن از خوردن و آشامیدن بمنظور تهدید و ارعاب متصدیان امور برای رسیدن به امری: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه‌ی پارسی ویکی
اعتصاب غذا = کام پرهیز: فرهنگ واژه‌های سره/ تارنمای واژه یاب
اعتصاب غذا = اقدام به نخوردن غذا در اعتراض به موضوعی مشخص و با اراده خود شخص است... در واقع اعتصاب غذا آخرین ابزار مظلوم برای احقاق حق خود و اعتراض به ظلم ظالم است.اعتصاب کننده، بدن خود را به مانند سلاحی برای دفاع از حق خود بکار می گیرد: تارنمای مجذوبان نور
اعتصاب غذا = "امتناع از خوردن" در زندان پدیده رایجی است که اغلب برای خواسته‌های کوچک یا اعتراض انجام می‌شود.اما اعتصاب غذای "واقعی" تقریبا در تمام موارد مربوط به زندانیان سیاسی است. آنها در اعتراض به تضییع حقوق خود یا به چالش کشیدن قدرت چنین می‌کنند؛ گاهی فردی و گاهی دسته جمعی. این که تا چه حد از خوردن و آشامیدن خودداری می کنند کاملا متغیر و متفاوت است؛ برخی حاضرند جان خود را هم بر سر آن بگذارند(نوشتاری از دکتر مهبد ابراهیمی): بخش فارسی تارنمای بی بی سی
اعتصاب غذا = به عنوان یک روش از بیان خواسته و مقاومت بدون خشونت، به حالتی گفته می شود که فرد برای به دست آوردن خواستۀ خود یا رسیدگی به حقی که پایمال شده، به طور داوطلبانه از خوردن و گاه آشامیدن پرهیز کند: تارنمای ویکی‌پدیا
انواع اعتصاب غذا
۱ - اعتصاب غذای خشک: نه غذا نه آب و نه هیچ نوع نوشیدنی دیگری. این نوع اعتصاب غذا نادر است.
۲ - اعتصاب غذای تر: خودداری از خوردن غذای جامد و فقط نوشیدن آب، با یا بدون نمک. معمولا این نوع اعتصاب غذا به معنای آن است که آب به هیج وجه شیرین نشود؛ به عبارت دیگر قطع دریافت کالری.
۳ - نیمه اعتصاب غذا: هر شکلی از روزه گرفتن بجز دو نوع بالا. در واقع فرق روزه با اعتصاب غذا این است که در روزه مصرف آب و غذا محدود می‌شود اما خوردن و آشامیدن بر اساس معیار یا قاعده مشخصی ادامه پیدا می‌کند. در مورد اعتصاب غذا یک نکته را باید حتما مد نظر داشت: مدت. هر چه اعتصاب غذا طولانی‌تر شود خطر آسیب به بدن بیشتر می‌شود ،مثلا اگر "نیمه ‌اعتصاب غذا" طولانی شود می‌تواند به اندازه اعتصاب غذای خشک خطرناک باشد و حتی باعث مرگ شود (نوشتاری از دکتر مهبد ابراهیمی): بخش فارسی تارنمای بی بی سی
تاریخچه ی اعتصاب غذا
۱ - اعتصاب غذا پدیده جدیدی نیست، سابقه آن به روم باستان می‌رسد. در دوران معاصر اما اعتصاب غذا نماد نافرمانی مدنی و اعتراض بدون خشونت است. از معروف‌ترین موارد اعتصاب غذا به جنبش زنان بریتانیا موسوم به "سافرجت" در سال ۱۹۱۰ می‌توان اشاره کرد، جنبش سافرجت یکی از تاثیرگذارترین جنبش‌های زنان در تاریخ است که به کسب حق رای برای زنان منجر شد. اما شاید معروف‌ترین مورد، اعتصاب غذای مهاتما گاندی در ۷۴ سالگی باشد که بیست و یک روز فقط با کمی آب اعتصاب غذا کرد. گفته می‌شود گاندی در زندگی‌اش چهارده بار اعتصاب غذا کرده است. یکی دیگر از موارد مشهور اعتصاب غذا به اعتصاب غذای ایرلندی‌ها معروف است که در دهه ی هفتاد و هشتاد میلادی اتفاق افتاد و نماد آن بابی سندز، مبارز ایرلندی جان خود را بر سر این کار گذاشت. در واقع شواهد علمی و طبی از تاثیر اعتصاب غذا بر بدن بیشتر از مطالعه بر روی معترضان ایرلندی به دست آمده، مثل خواهران پرایس که ۲۰۵ روز اعتصاب غذا کردند و بیش از چهار صد بار به زور به آنها غذا خورانده شد... در سال ۲۰۰۳ دیوید بلین شعبده باز آمریکایی ۴۴ روز در محفظه‌ ای بر فراز رود خانه ی تایمز لندن گذراند و وقتی بیرون آمد ۲۵ کیلو وزن کم کرده بود، او روزه ی تر گرفته بود (نوشتاری از دکتر مهبد ابراهیمی): بخش فارسی تارنمای بی بی سی
۲ - در قرون وسطی در ایرلند مردم هنگامی که کسی به آنها ظلم می کرد و در حق آنها بی عدالتی روا می داشت بر در خانه او می نشستند و دست به اعتصاب غذا می زدند تا حق خود را از فرد ظالم بگیرند و اگر فرد اعتصاب کننده می مرد، خون او بر گردن صاحب خانه بود و اعضای خانواده او می توانستند خونخواهی کنند. این رسم در هند باستان نیز وجود داشت مردم بر در خانه کسی که فکر می کردند در حق آنها ظلم کرده،می نشستند و لب به غذا نمی زدند. از معروف ترین اعتصاب کنندگان غذا مهاتما گاندی رهبر استقلال طلبی هند است وی در طول سال های ۱۹۲۰-۱۹۴۰ هفده بار در اعتراض به قوانین بریتانیا دست به اعتصاب غذا زد. وی درباره ی اعتصاب غذا به یکی از هوادارنش گفت :"در شرایط مخصوص پرهیز از خوردن غذا سلاحی است که خدا به ما داده تا در هنگام بی پناهی محض آنرا به کار گیریم": تارنمای مجذوبان نور
۳ - فعالان حقوق زنان بریتانیایی - آمریکایی نیز از جمله معترضانی هستند که در طول قرن بیستم بارها برای نشان دادن اعتراضشان، در زندان های بریتانیا دست به اعتصاب غذا زدند که می توان “ماریان والاس دونلاپ” را اولین آن ها (سال ۱۹۰۹) دانست. دولت برای جلوگیری از مرگ وی، او را آزاد کرد اما در همان زمان تعداد دیگری از زندانیان نیز دست به اعتصاب زدند. این بار دولت به اجبار رو آورد و به تغذیه ی اجباری زندانیان پرداخت. در نتیجه ی این عمل چند تن از این فمینیست ها جان دادند و عده ای نیز دچار مشکلات صحی جدی شدند. “اورلاندو زاپاتا” نیز فعال سیاسی و زندانی کوبایی بود که پس از بیش از هشتاد روز اعتصاب غذا، درگذشت. مرگ وی توجه جامعه جهانی را برانگیخت و تاثیر بسیار در روابط میان کوبا و آمریکا و انگلیس داشت. درسال ۲۰۰۰ زندانیان سیاسی در ترکیه به صورت چرخشی دست به اعتصاب غذا زدند. در این نوع اعتصاب تعداد شرکت کنندگان بسیار زیاد است و پس از یک دوره جای فرد با شخصی دیگر تبدیل می شود. در پی این اعتصاب حدود صد نفر جان باختند و تعداد زیادی نیز به بیماری های لاعلاج دچار شدند. زندانیان گوانتانامو نیز در اعتراض با آنچه “رفتار غیر انسانی” می نامیدند و نیز”صدام حسین” رئیس جمهور مخلوع عراق، در اعتراض به تامین نشدن امنیت وکیلان مدافعش و اعتراض به دادگاه دست به اعتصاب زدند. طولانی ترین زمان اعتصاب غذایی، ثبت شده در کتاب رکوردهای جهانی گینس، بمدت نود وپنج روز- از تاریخ ۱۱ آگوست تا ۱۲ نوامبر سال ۱۹۲۰- بدون تغذیه اجباری، توسط جان و پیتر کراولی، توماست دوناوان، مایکل بروک، مایکل اوریلی، کریستوفر آپتون، جان پاور، جوزف کِنی و سیان هِنسی در زندان کُرک ایرلند بوده است. در سال های اخیر عده کثیری از فعالین و زندانیان در ایران نیز دست به اعتصاب زده اند. از این میان می توان به "هدی صابر" که پس از ده روز اعتصاب در زندان اوین جان داد و یا اعتصاب غذای ۴۹ روزه "نسرین ستوده" در زندان اوین در اعتراض به ممنوع الخروج شدن دخترش اشاره کرد. وی پس از رفع این ممنوعیت اعتصاب غذایش را شکست... "توماس اش"، رهبر قیام ایستر که در پی یک اعتصاب غذایی در زندان شهر دوبلین درگذشت- مدتی کوتاه پیش از مرگ خود گفت: “پیروزی از آن کسانی نیست که بیشتر از همه آدم می کشند، بلکه از آن کسانی است که بیش از همه رنج می کشند” (نوشتاری از دکتر عاقله امیری): تارنمای سازمان بین المللی زنان هزاره
۴ - همچنین نگاه کنید به بخشی از " تاریخچه ی اعتصاب غذا " در نوشتار " اعتصاب غذا، رنج‌ ها و گنج ‌ها " از امیر حکاک: بخش فارسی تارنمای بی بی سی
چند نکته ی قابل توجه در اعتصاب غذا
اعتصاب غذا ممکن است همراه با تحصن و بست نشینی در مکانی خاص انجام شود یا توسط زندانیان در زندان انجام گیرد. برای مقابله با اعتصاب غذا در زندان، در مواردی خاص مسئولین زندان با توسل به زور به زندانیان غذا می‌خورانند. اعتصاب غذا بسیار خطرناک است و ممکن است موجب بروز بیماری‌های دائمی و درمان ‌ناپذیر گشته و در نهایت به مرگ فرد منجر شود، بنابراین باید آخرین حربه‌ای باشد که فرد برای بیان نظرش یا تحقق خواسته‌اش از آن استفاده می‌کند... طرفداران اعتصاب غذا معتقدند فردی که دست به اعتصاب غذا زده با گرسنگی دادن به خود، "مرگ" و "رنج" را که امری بسیار شخصی است، همگانی می‌کند و رنج او منبع انرژی برای حمایت‌کنندگان و ناظران می‌شود. به گفتۀ آنها، فرد اعتصاب‌کننده که اغلب صدایش به جایی نمی‌رسد، با بر سر دست گرفتن جان خود، قادر می‌شود پیامی را برساند و بر صاحبان قدرت، اثر بگذارد: تارنمای ویکی‌پدیا
عوارض و اختلالات حاصله از اعتصاب غذا
۱ - عوارض اعتصاب غذا بر جسم و برخی از اندام ها: اعتصاب غذا عوارض بسیاری بر جسم ضعیف زندانی که در شرایط سخت زندان نیز قرار دارد، وارد می کند... از جمله عوارض ناشی از اعتصاب غذا به احساس ضعف و گیجی، افت فشار خون، حالت تهوع، سردرد، درد عضلات، درد شکم، سستی، ،سنگ کلیه، ناتوانی کلیه و ضربان نامنظم قلب می توان اشاره کرد..وقتی فرد اعتصاب کننده ۳۰ درصد وزن خود را در اثر اعتصاب غذا از دست داد، زندگی وی با خطر جدی روبرو می شود: تارنمای مجذوبان نور
۲ - در بدن چه اتفاقی می افتد؟ در چند ساعت اول بدن از ذخیره قند کبد (گلیکوژن) استفاده می کند و اگر این ذخیره به پایان برسد، قند و چربی پلاسمای خون را مصرف می‌کند. با گذشت زمان ممکن است قند خون به تدریج پایین بیاید و شاید فرد احساس، ضعف و بی‌حالی و سرگیجه کند. با این حال فرد بزرگسال سالم با تغذیه مناسب قاعدتا ۴۸ تا ۷۲ ساعت را می‌تواند به راحتی فقط با آب سر کند/ دوسه روز اول: اگر اعتصاب غذا ادامه پیدا کند متابولیسم بدن شروع به تغییر می کند و روندی به نام "کتوز" آغاز می‌شود و بدن که دیگر قند ندارد به سراغ چربی می‌رود. در واقع اعتصاب غذا از نظر طبی و فیزیولوژیک، دو تا سه روز بعد از شروع اعتصاب غذای ‌تر آغاز می ‌شود. در این شرایط دهان بیمار بوی استون یا میوه گندیده می ‌دهد و در ادرار فرد استون یافت می شود. علت این است که بدن دیگر به کربوهیدرات دسترسی ندارد بنابراین به سراغ چربی منبع دیگر انرژی می‌رود. اگر ذخیره چربی بدن زیاد باشد تحمل اعتصاب غذا راحت ‌تر است با این حال در این مرحله ممکن است فرد ضعیف و بی‌حال باشد. اگر اعتصاب غذا ادامه پیدا کند، احساس و درد گرسنگی پس از دو تا سه روز از بین می‌رود. با ادامه اعتصاب غذا وزن فرد شروع به کاهش می‌کند و ذخیره چربی که به پایان برسد بدن به ناچار خودخواری را شروع خواهد کرد. اینکه چربی کی به پایان برسد به ذخیره بدن فرد بستگی دارد اما معمولا بعد از هفت تا ده روز دیگر نه قندی مانده نه چربی و بدن به سراغ پروتئین آخرین منبع انرژی می ‌رود. متابولیسم بدن دوباره تغییر می ‌کند و این دفعه به سراغ عضلات می‌رود و پروتئین آن را می‌سوزاند. از اینجاست که عضلات شروع به تحلیل رفتن می‌کنند.
در اعتصاب غذای خشک احتمال اینکه فرد بیش از هفت تا ده روز زنده بماند کم است اما در اعتصاب غذای تر بدن می ‌تواند مدت نسبتا قابل توجهی این شرایط را تاب بیاورد تا تمام عضلات را بسوزاند. تغییر متابولیسم بدن به این معناست که مواد زائد ناشی از سوخت و ساز با مواد زائد در شرایط عادی تفاوت دارد. اگر در اعتصاب غذا آب کافی مصرف شود بدن دست کم می‌تواند سموم را با آب دفع کند. اما اگر اعتصاب غذا خشک باشد سموم در بدن تجمع کرده و همین ممکن است به کبد و مغز آسیب برساند. بعد از حدود ده روز بدن دچار سوء تغذیه شده و در گرسنگی شدید و طولانی دو بیماری "کواشیورکور" یا "ماراسموس" ایجاد می‌شود؛ شبیه قحطی‌کشیدگان آفریقا. تمام عضلات تحلیل رفته، چشم‌ها در اعماق کاسه سر گم شده، گیجگاه کاملا فرو رفته، دست و پاها پوستی است بر استخوان و شکم برآمده است و متورم. از نظر طبی اعتصاب غذای تر کامل (بدون افزودن قند به آب) بین ۴۶ تا ۷۳ روز بیشتر نمی‌تواند طول بکشد (این زمان در منابع مختلف اندک تفاوت دارد) و فرد بعد از این مدت به دلیل آسیب شدید به اعضای مختلف به خصوص کبد، مغز و کلیه و اختلال شدید متابولیسم در خواهد گذشت.
توجه به یک نکته اهمیت اساسی دارد: اینکه چقدر می‌توان با اعتصاب غذا دوام آورد به شدت تحت تاثیر وزن بدن، ژنتیک و متابولیسم فرد، سلامت یا بیماری و حجم غذای فرد است. اما شاید از همه چیز مهمتر نوشیدن آب است؛ بنابراین تحمل اعتصاب غذا از فردی به فردی دیگر فرق می‌کند. برای پزشکان اینکه آیا باید مداخله کنند یا نه همیشه یک مسئله اخلاقی بوده و هنوز هم هست. سوال دیگر این است که پزشک کی باید مداخله کند. اینکه نقطه بحرانی که بعد از آن فرد به شدت در خطر مرگ قرار می‌گیرد کجاست دقیقا معلوم نیست، اما اگر ضریب متابولیسم بازال تا ۱۲.۵ (در فرد سالم باید بالای ۱۸ باشد) کاهش پیدا کند، یعنی زمانی که معمولا وزن فرد به سی تا چهل کیلو رسیده، حتی با رسیدگی پزشکی هم ممکن است زنده نماند (نوشتاری از دکتر مهبد ابراهیمی): بخش فارسی تارنمای بی بی سی
۳ - اثرات اعتصاب غذا بر سلامت اعتصاب‌کننده: اثرات بهداشتی اعتصاب غذا (به غیر از ارادۀ فرد) به مدت و نوع اعتصاب غذا بستگی دارد. باید توجه داشت که مرگ می تواند در هر لحظه از زمان اعتصاب غذا اتفاق بیفتد و این به میزان سلامت قبلی فرد و تطابق اندام‌های بدن با وضعیت جدید بستگی دارد. طول اعتصاب غذا بستگی به میزان چربی بدن شخص، میزان سلامتی او و استراتژی‌اش دارد. اگر اعتصاب‌کننده از خوردن آب امتناع کند، بیش از یک هفته زنده نخواهد ماند. اگر مایعات، شکر و یا نمک هم بخورد، مدت بسیار بیشتری می‌تواند زنده بماند. اگر اعتصاب‌کننده جز شکر و نمک، ویتامین هم مصرف نماید، این وضعیت دردناک او ممکن است تا ۳۰۰ روز نیز به طول انجامد. در جریان اعتصاب غذا بدن در واقع "خود" را مصرف می‌کند. پس از حدود سه روز، کبد شروع به شکستن چربی‌های بدن می‌کند. بدن برای جبران این واکنش، متابولیسم خود را کُند می‌کند، ولی پس از حدود سه هفته ناگزیر می‌شود ماهیچه‌ها و اندام‌های حیاتی خود را برای کسب انرژی بکاود و مصرف کند. پوست بدن مومی شکل می‌شود، بدن از خود بویی ترش متصاعد می‌کند و نَفَس بوی شیرینی همچون بوی گلابی می‌گیرد. در نهایت مرگ شخص در پی بی‌آبی، تحلیل بدن و از کار افتادن دردناک اندام‌های درونی، و بیش از هر چیز کلیه‌ها و کبد فرا می‌رسد: تارنمای ویکی‌پدیا

رباعی اعتصاب غذا
بهر دفع_ ستم، دفاع از حق/ روش_ نیک، انتخاب باید کرد
بهترین کار، اعتصاب غذاست/  از غذا، اجتناب باید کرد
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/01/blog-post_6.html
همین نوشتار در تارنمای ایران
بخش های پیشین مجموعه ی گفتنی های تغذیه