۱۳۹۶ تیر ۲۷, سه‌شنبه

یادداشت هایی پیرامون "فاشیسم" و تازه ترین نوع آن



یک تبرپوش (فاشیس) که در جمهوری روم باستان توسط مجازات‌ گر حمل می‌گردید
در فرهنگ واژه ها
فاشیسم = هر برنامه ای که بمنظور برپاکردن تمرکز حکومت ملی مطلقه ، با سیاست و روش خشک و خشن ملی باشد، و برای عملی کردن آن رژیم در زمینه های صنعتی ، کارخانه ای ، تجاری و مالی همراه با زور و تعدی نسبت به مخالفان طرح ریزی شود و به اجرا درآید (از وبستر) - اصول ضداشتراکی حزب فاشیست ایتالیا که بوسیله ی موسولینی تأسیس شد: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
فاشیسم = نام نظام سیاسی اقتصادی ایتالیا که در عهد موسولینی پی ریزی شد و از ۱۹۲۲ تا شکست ایتالیا در جنگ جهانی دوم قدرت را در دست داشتند. نام آن از یکی از نشان های ر وم قدیم به نام فاسیس گرفته شده است - نام عمومی برای هر رژیمی که اساس آن بر دیکتاتوری، ترور، تعصبات نژادی، سانسور، اختناق و ... استوار باشد (فرهنگ فارسی معین): تارنمای واژه یاب
فاشیسم = یک نظریهٔ سیاسی و گونه‌ای نظامِ حکومتی خودکامهٔ ملی‌گراست که نخستین بار در سال‌های ۱۹۲۲ تا ۱۹۴۵ در ایتالیا و به بدست بنیتو موسولینی رهبری می‌شد و بر سه‌ پایه ی حزب سیاسی واحد، ناسیونالیسم افراطی نژادپرستانه و دولت بسیار مقتدر و متمرکز، استوار بود... واژۀ فاشیسم برگرفته از فاشیس (به لاتین: Fasces) به معنی تبرپوش است: تارنمای ویکی‌پدیا
فاشیسم = نظریه یا نهضتی که خواهان برتری نژادی، حکومت استبدادی، اعمال زور و خشونت و برخورد شدید با مخالفان است (فرهنگ فارسی عمید): تارنمای واژه یاب
فاشیست = آنکه پیرو مسلک استبداد باشد: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
تاریخچه ی فاشیسم
در روم باستان محافظان همراه حکم ‌گذاران تبرپوش را به‌ عنوان نشان اختیار از دولت مرکزی حمل می‌نمودند و تبرپوش عبارت بود از تعدادی چوب که به دور یک تبر فلزی نوارپیچ شده بود... مورّخان، دانشمندان علوم سیاسی و دیگر پژوهش‌گران مدّت ‌هاست که دربارهٔ ماهیّت دقیق فاشیسم به بحث پرداخته‌اند... از نظر گونه‌ای دانش سیاسی و طبق برخی دیدگاه‌ها، هدف فاشیسم، حفظ نظام دیکتاتوری است در هنگامی که حکومت به شیوه‌های متعارف، امکان‌پذیر نباشد. حکومت فاشیستی کلّیۀ حقوق و آزادی‌های دموکراتیک را در کشور از بین می‌برد و سیاست خود را معمولاً در لفافه‌ای از تئوری‌ها و تبلیغات مبتنی بر تعصّب ملّی، نژادی، ایدئولوژیک یا مذهبی می‌پوشاند. فاشیسم در مرحله‌ای از مبارزۀ شدید طبقاتی میان پرولتاریا و بورژوازی پدید می‌آید که بورژوازی دیگر قادر نیست سلطۀ خود را از طریق پارلمانی حفظ کند و لذا به استبداد و ترور، سرکوب خونین جنبش کارگری و هر جنبش دموکراتیک دیگر و نیز به عوام‌ فریبی‌های گزافه‌ گویانه، متوسّل می‌شود. فاشیسم، سیاستِ داخلی خود را به ممنوع کردن سندیکاها و سایر سازمان‌های مترقّی، الغای آزادی ‌های دموکراتیک و نظامی کردن دستگاه دولتی و همۀ حیاتِ اجتماعیِ کشور، مبتنی می‌سازد. فاشیسم برای اجرای این مقاصد، از گروه‌ های ضربتی نظیر اس‌اس‌ها در آلمان نازی و پیراهن‌سیاهان در ایتالیای موسولینی استفاده می‌کند. نژاد پرستی، شوونیسم و تئوری‌های نظیرِ آن، حربه‌های اساسی ایدئولوژیک فاشیسم را تشکیل می‌دهند... فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتوری است که در شرایط بحران حاد اقتصادی برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن سایر بخش‌های جامعه، در جامعه حاکم می‌شود... فاشیسم از لحاظ نظری، محصول توسعۀ نظری نژادباوری و امپریالیسم اروپایی و از نظر اجتماعی محصول بحران‌های اقتصادی و اجتماعی پس از جنگ جهانی اوّل بود؛ ولی با شکستِ کلّیِ نیروهای محور در جنگ جهانی دوم از اعتبار افتاد. پس از جنگ، برخی حزب‌های نوفاشیست در اروپا پدید آمدند (از جمله حزب نوفاشیست ایتالیا) ولی توفیق چندانی به‌دست نیاوردند. در قاره‌های دیگر نیز رژیم‌هایی با ایدئولوژی فاشیستی پدید آمدند. مانند پرونیسم در آرژانتین به رهبری "خوآن پرون" که بین سال‌ های ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۰ دیکتاتورِ آرژانتین بود. اما پرونیسم آرژانتین با فاشیسم ایتالیا تفاوت‌های مهمی (از جمله نداشتن سیاست خارجی تجاوزگرانه) داشت. واژه ی فاشیسم بعدها در مفهوم گسترده ‌تری به کار رفت و به دیگر رژیم‌های نظامی و مذهبی که دارای ویژگی‌های مشابهی بودند، اطلاق شد: تارنمای ویکی ‌پدیا
تازه ترین نوع فاشیسم: فاشیسم امريكایی
روزنامه ی عرب زبان «السفیر» طی مقاله‌ای به قلم «سنان انطوان» انتخاب دونالد ترامپ به رياست‌جمهوری امريكا را حرکتی آشکار به سوی احیای گرايشات فاشيستی و تحرکات نژاد پرستانه که حاوی تبعيضات دينی است، توصیف کرد: تارنمای پایگاه خبری فردا
فاشیست ‌های آمریکایی
در تحلیل " زیو اشترنهل" (تاریخ‌دان یهودی و استاد علوم سیاسی دانشگاه اورشلیم که در زمینه فاشیسم در دنیا شناخته شده است)، در آمریکا، راست در قامت گرایش‌های متنوع و گسترده‌ای ظاهر می‌شود. در این گرایش، هم می‌توان گروه‌ هایی چون تجدیدنظر طلب هولوکاستی در میان لابی‌های لیبرتی موسسه پژوهش‌های تاریخی را دید و هم نژادپرستان بومی چون "کوکلاکس کلان' و هم نژادپرستان بیولوژیکی که فصلنامه بشریت را چاپ می‌کنند، و هم طرفداران توهم توطئه‌ای که دست بالا در این نهضت را دارند و هم گرایش نازیستی که دست پایین در این نهضت دارند. البته بعضی از این فاشیست‌ها هم مدعی احیای سنت‌های منسوخ شده‌ اند. نشریاتی که نگاه این گروه‌ها را نمایندگی می‌کنند حدود یکصد و پنجاه هزار خریدار دارد. بسیاری از این فاشیست‌ها قصد نفوذ در حزب جمهوری ‌خواه را دارند. حداقل در یک مورد حزب جمهوری ‌خواه از نامزدی نازیست مشهوری چون 'کلازمن دیوید دوک" در انتخابات ۱۹۹۱ برای فرمانداری لوئیزیانا حمایت کرد: بسیاری از تارنماها
ترامپ: ظهور فاشیسم آمریکایی و پایان رؤیای آمریکایی
مهدی دلبند کارشناس ارشد جامعه شناسی در یادداشتی نوشت: [دونالد ترامپ به عنوان یک برند تجاری در کسب و کار پس از تصدی ریاست جمهوری آمریکا تلاش می کند تا در سپهر سیاسی نیز به یک برند تبدیل شود. ظهور ترامپ را می توان ظهور فاشیسم در آمریکا و مقدمه ای بر پایان رؤیای آمریکایی دانست. پیش از این ادوارد لوتواک در کتاب" به مخاطره افتادن رؤیای آمریکایی"پیش بینی کرده بود که :" احتمال دارد فاشیسم، آینده آمریکا باشد." وی می نویسد:" اعضای اتحادیه های کارگری و کارگران غیرماهر فاقد سازماندهی ، دیر یا زود متوجه می شوند که دولتشان حتی برای جلوگیری از کاهش دستمزدهایشان یا جلوگیری از صدور مشاغل به خارج از کشور نیز تلاشی نمی کنند. در این مقطع همه چیز در هم خواهد شکست، رأی دهندگان غیرشهری به این نتیجه خواهند رسید که سیستم فشل شده و اندک اندک در پی یک مرد قدرتمند می گردند تا به او رأی دهند، کسی که به آنها دلگرمی بدهد که وقتی انتخاب شد، دیگر دنیا به کام بروکرات های از خود راضی وکلای حقه باز و سیاستمداران دزد نخواهد بود".
تحلیلگران در مورد طرفداران ترامپ می نویسند" آن ها ده ها میلیون آمریکایی به خصوص سفیدپوستان طبقات فرودست هستند که به خاطر آنچه که بر سر آنها، خانواده ها و اجتماعاتشان آمده خشمگین هستند. آنها به مخالفت با سیاست های نئولیبرال برخاسته اند که نخبگان تحصیلکرده از هر دو حزب سیاسی بر آنها تحمیل کرده اند"
در سال ۲۰۰۷ نائومی وولف نویسنده و پژوهشگر آمریکایی و مخالف سیاست های نئولیبرالی آمریکا در کتاب خود با نام "پایان آمریکا"  اشاره می کند که این کشور با قدم هایی آرام اما قاطع در حال گذار از یک دموکراسی کهن به پهنه ای برای یک سلطه نیمه فاشیستی_نیمه پوپولیستی است. او به شباهت های آمریکا به آلمان دهه ی ۱۹۲۰ اشاره می کند که آن را به یک دیکتاتوری فاشیستی تبدیل کرد و سرانجام به فروپاشی و تخریب کامل آن منجر شد.
با ظهور پدیده ترامپ به نظر می رسد این پیش بینی ها در حال تحقق است. امروز بیش از آنکه آینده ترامپ به آمریکا گره خورده باشد، آینده آمریکا به ترامپ گره خورده است]: تارنمای پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس
ترامپ و فاشیسم/ فاشیسم ترامپی
درخصوص رگه‌های نگاه فاشیستی در ترامپ، صاحب قلمان بسیاری قلم زده‌اند. از جمله مایکل کینسلی از مقاله نویسان مجله‌ی ونتی فر و واشنگتن‌پست رسما اعلان کرده است که «ترامپ یک فاشیست است.» با تاکید بر اینکه او از کاربرد خصمانه مفهوم فاشیست برای مخالفین آگاه است، این سرمقاله‌نویس نوشته خود را معطوف به پاسخ به چند سوال می‌کند:
آیا ترامپ سر همه را به طریقی شیره مالیده؟/ آیا او توانسته دست روی خواسته‌های گروه‌هایی بگذارد که طالب مفت‌خوری هستند؟/ یا اینکه در زیستمان فرهنگ شهرت‌جوی ما، بیش از نقش تلویزیونی‌اش، او بیشتر توانسته در بین مشاهیر بدرخشد؟
به گفته کینسلی، در محافل واشنگتن می‌گویند که این کارهای او تجلی گرایش حساب‌گرایانه ابزاری او برای کسب شهرت است. اما در مقابل، گروهی هم هستند که اقدامات عجولانه و پشت سر هم او را تقویت‌کننده ی «نهضت فاشیستی» می‌دانند و به نظر کینسلی، فاشیسم ترامپی بدان معناست که او سعی دارد سرنوشت کشور را در اختیار جلوه‌ای مسموم از دو ساختار قدرتمند حکومت و کورپوریشن‌ها (شرکت ها) قرار دهد تا به‌طور ارگانیک و کلی‌گرایانه این اتحاد نامیمون را مدیریت کند. کینسلی مدعی است اگر تا حالا ترامپ برای تامین منافع کورپوریشن‌ها با حکومت‌ها مذاکره می‌کرد، حالا او همین بازی را در سطح دولت اعمال خواهد کرد. به جای لیبرالیسم، می‌توان زیستمان اقتصاد سیاسی ترامپ را «دولت‌گرایی کورپوراتیو» نامید/ آیا فاشیسم در آمریکا حاکم می‌شود؟  از دکتر حسین سیف زاده: تارنمای پایگاه خبری اقتصاد نیوز
رئیس‌جمهوری که آمریکا را به سمت فاشیسم سوق می‌دهد
"نباید اینجا اتفاق بیفتد که نوشته «سینکلر لوئیس» نویسنده معروف آمریکایی است، به فهرست هشت کتاب پرفروش «آمازون» راه یافته است. گفته می‌شود این کتاب روی کار آمدن «ترامپ» را پیش‌بینی کرده بود، به همین دلیل انتشارات «پنگوئن» چاپ جدیدی از آن را وارد بازار کرده است. در همین زمان کوتاه، سه چاپ جدید که به معنای ۱۱ هزار جلد از «نباید اینجا اتفاق بیفتد» است، سفارش داده شده است. این رمان درباره رئیس‌جمهور شدن فردی مستبد است که شعار بزرگ و قدرتمند کردن آمریکا را سر می‌دهد و در نهایت، کشور را به سمت فاشیسم سوق می‌دهد. فروش رمان کنایه ‌آمیز اما فراموش ‌شده ی «سینکلر»، زمانی بالا رفت که برخی از منتقدان مدعی شدند این در اصل داستان رئیس ‌جمهور شدن «دونالد ترامپ» است که در این اثر روایت شده. رئیس‌جمهور دیکتاتور این کتاب که «باز ویندریپ» نام دارد، همانند «ترامپ» با بیانیه ‌هایی علیه مهاجران و تحریک کردن حس وطن‌پرستی مردم به این سمت دست پیدا می‌کند. نکته کلیدی از متن کتاب: «سودای من این است که تمام آمریکایی‌ها متوجه شوند که اولا، ما مهم‌ترین نژاد روی این زمین کهن هستیم و باید باشیم. دوما، باید بدانند با وجود تفاوت ‌های ظاهری بین ما اعم از ثروت، دانش، مهارت،‌ نسل و قدرت، که مسلما در مورد افرادی با نژاد متفاوت از ما صدق نمی‌کند، ما همه برادریم و با رابط مهم و شگفت‌انگیز اتحاد ملی که باید بابت آن خوشحال باشیم،‌ به هم متصل هستیم»: تارنمای خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)
فاشیسم آمریکایی‌: یادی از کتاب "نباید اینجا اتفاق بیفتد"
گفتگوهایی با دالیا فهمی (استاد دانشگاه لانگ ایلند)، آدم گاپنیک (نویسنده ی مجله ی نیویورکر)، شارلوت کانینگ (استاد دانشگاه تگزاس) و کریس ویالس (استاد دانشگاه کنتیکت) در ۱۴ ژوییه ۲۰۱۷ در بخشی از برنامه ی " ایده ها " در رادیوی سی بی سی کانادا/ به زبان انگلیسی: تارنمای سی بی سی

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/07/blog-post_18.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ تیر ۲۵, یکشنبه

زنان نامدار ایران: ۳۷ - دکتر مریم میرزاخانی برندهٔ بالاترین جایزه در ریاضیات


ماجرای زندگی او
مریم میرزاخانی ریاضی ‌دان ایرانی - آمریکایی و استاد دانشگاه استنفورد در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۵۶ (۳ مه ۱۹۷۷) در تهران به دنیا آمد. پدرش احمد میرزاخانی مهندس برق و رئیس هیئت مدیره ی مجتمع آموزشی نیکوکاری «رعد» بود. مریم میرزاخانی در سال ۲۰۱۴ به خاطر کار بر «دینامیک و هندسه سطوح ریمانی و فضاهای پیمانه‌ای آنها» برندهٔ مدال فیلدز شد، که بالاترین جایزه در ریاضیات است. وی تنها زن و تنها ایرانی برندهٔ مدال فیلدز است. زمینهٔ تحقیقاتی او مشتمل بر نظریه تایشمولر، هندسه هذلولوی، نظریه ارگودیک و هندسه هم‌تافته بود.
مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برندهٔ مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌ های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به‌عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی نمرهٔ کامل را به دست آورد. وی نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت و به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ و نخستین دانش آموز ایرانی بود که دو سال مدال طلا گرفت. او سپس در سال ۱۹۹۹ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ ریاضی از دانشگاه شریف و دکتریِ خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن، از برندگان مدال فیلدز، گرفت.
از مریم میرزاخانی به‌عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریهٔ پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شد. وی از یازدهم شهریورماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات بود. پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.
میرزاخانی از چهار سال پیش‌تر به سرطان سینه مبتلا بود، و این سرطان به مغز استخوان وی سرایت کرده بود. وی در ۲۴ تیر ۱۳۹۶ در ۴۰ سالگی در بیمارستانی در ایالات متحدهٔ آمریکا درگذشت: تارنمای ویکی‌پدیا
*
مریم میرزاخانی یکی از زنده ماندگان سانحه ی تلخ سقوط اتوبوس دانشجویان دانشگاه شریف بود. بیست و ششم اسفند ۱۳۷۶ اتوبوس حامل دانشجویان برجسته ریاضی دانشگاه شریف شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره  مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز به تهران بر می‌گشت حوالی شهرستان پل دختر در استان لرستان، به دره سقوط کرد. در این سانحه دو راننده اتوبوس و  هفت دانشجو و استاد کشته و چند تن نیز مجروح شدند: بسیاری تارنماها
*
همسر آمریکایی مریم میرزاخانی، 'جان وندراک"، از پژوهشگران کمپانی آی‌بی‌ام و نام دخترشان " آناهیتا " می باشد: تارنمای پاسارگاد
گزیده ای از سخنان او
"بدون علاقه داشتن به ریاضی ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید. اما زیبایی ریاضیات خود را تنها به شاگردان صبور نشان می‌دهد": مریم میرزاخانی
" پُرارزش‌ترین بخش ریاضی لحظه‌ای است که می‌گویی آها! ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح": مریم میرزاخانی
نظریاتی درباره ی او
واکنش رئیس دانشگاه استنفورد به درگذشت میرزاخانی:  تارنمای پايگاه خبری تحليلی فرارو
درگذشت میرزاخانی/ خویشاوندی ملی را از دست دادیم: شکوه میرزادگی
درگذشت مریم میرزاخانی/ امروز چراغی خاموش شد: مریم زهدی
ترانه ی "افسوس که مریم نه گٌلی چون دگران بود" - ترانه سرا: ندا_شاه محمدی - موسیقی و تنظیم: حسن_میرزاخانی - اجرآ: علیرضا_افتخاری: تارنمای یوتیوب

تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/07/blog-post_16.html
بخش های پیشین زنان نامدار ایران

۱۳۹۶ تیر ۱۸, یکشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۸۰ - زنان در سرزمین نیاکان آریایی

پژوهشگران مسائل تاریخی و اجتماعی نظریات گوناگونی در مورد زنان در ایران باستان ابراز داشته اند. در این بخش برخی از این نظریات را با یکدیگر مرور می کنیم:
رفتار با زنان در ایران باستان
"این گفته من است. کوروش پسر ماندانا و کمبوجیه. من کوروش هخامنش  فرمان دادم که بر مردمان ملال نرود. زیرا ملال مردمان ملال من است و شادمانی مردمان شادمانی من. بگذارید هرکس به آیین خویش باشد. زنان را گرامی بدارید... سرزمین من، مادر من است. تا هست خنده ی شادی خیز کودکان خوش باد، تا هست شهریاری بانوان و آواز خنیاگران خوش باد": تارنمای کوروش بزرگ
کریستن سن، خاورشناس دانمارکی می‌گوید «رفتار مردان نسبت به زنان در ایران باستان همراه با نزاکت بود. زن چه در زندگی خصوصی و چه در زندگی اجتماعی از آزادی کامل برخوردار بود»: بسیاری از تارنماها
دکتر تورج دریایی، با انتقاد از نگاه فمینیستی به تاریخ ساسانی، می‌گوید، با زنان رفتاری جداگانه نباید داشت، چون آنان نیز جزئی از جامعه بودند و بر حسب طبقه‌ای که به آن تعلق داشتند، از همان حقوق و امتیازاتی که آیین زرتشت برای کل جامعه و هر طبقه در نظر می‌گرفت، برخوردار می‌ شدند: تارنمای ویکی‌پدیا 
حقوق زنان در ایران باستان
در زمان هخامنشیان، زنان حق ارث و مالکیت داشتند. در میان کتیبه‌ها و ترجمه ‌های الواح تخت جمشید می‌توان مشاهده کرد که در زمان هخامنشیان برخی زنان شغل و حقوق داشتند: تارنمای ویکی‌پدیا
زن در قرن اولیه ظهور زرتشت و نیز در زمان هخامنشیان از حقوق ارزنده ای برخوردار بود و یکی از درخشان ترین ادوار تاریخی خود را می گذاراند... مشارکت همه جانبه زنان در این عصر چشمگیر است.از حفریات و کشفیات باستان شناسی که در تخت جمشید به عمل آمده٬ الواحی به دست آمده که نشان می دهد در ساختمان تخت جمشید عده زیادی از زنان مانند مردان مشارکت داشته و حقوق و مزایای جنسی از قبیل نان و شراب و غیره؛ مطابق مردان دریافت داشته اند. این الواح هم اکنون در موزه های جهان ضبط است. پس از شکست هخامنشیان وضع اجتماعی زن ایرانی تغییر کرد و قوس نزولی را پیمود. در زمان ساسانیان زن ایرانی باز حقوق و امتیازاتی را به دست آورد. عصر ساسانیان به قول دارمستتر؛ نه تنها از لحاظ تاریخ ایران؛ بلکه برای تمام جهان واجد اهمیت است. از کارنامه اردشیر بابکان اینطور برمی آید که شخصیت زن از همان آغاز کار ساسانیان محترم شمرده می شد؛ و هیچکس حتی پادشاه نمی توانست به میل و دلخواه خود زنی را مورد آزار قرار دهد. به طوری که از الواح و مدارک و اسناد این دوران برمی آید زن از موقعیت خاصی در دوران ساسانیان برخوردار بوده است. مادر شاپور دوم نزدیک به بیست سال یعنی از پیش از تولد شاپور تا موقعی که او به سن رشد قانونی رسید؛ امور مملکت را با موبدان بزرگ اداره می کرد. در پندنامه آذرپاد مهر اسپند به پسر خود اینطور مي گويد: اگر تو را فرزندی است خواه دختر و خواه پسر او را به دبستان بفرست تا با فروغ خرد و دانش آراسته گردد و نیکو زندگی کند: تارنمای سیتوز
در ایران در عصر هخامنشیان و اشكانیان، همانند روم و یونان، مرد در استفاده از اموال زن كاملاً مختار بوده است: تارنمای پايگاه خبری جهان نيوز
همچنین نگاه کنید به "حقوق زنان در ایران باستان" نوشته ی کتایون فکری پور - مجله مطالعات ایرانی - شماره ی ۱۹ - بهار ۱۳۹۰ 
اشتغال زنان در ایران باستان 
عذرا جارالهی می نویسد:" زن از زمان های قدیم تا به امروز غیر از خانه داری، در امور مختلف کشاورزی، گله داری، صنایع دستی و حتی امور نظامی دوش به دوش مردان مشغول فعالیت بوده است. ولی در دوره هایی که خانواده یک واحد اقتصادی نیز به حساب می آمده است، فعالیت های تولیدی زن که در خانه و یا نزدیکی آن انجام می گرفته است، جزء امور خانگی محسوب می شده و زن درازای آن کارمزدی دریافت نمی کرده است": تارنمای فصلنامه علوم اجتماعی
وجود طبقات ممتاز در ایران موجب شد زنان از حیث اختیارات و مزایاى اجتماعى به دو دسته تقسیم شوند: ۱ - زنان اشراف و بزرگان ۲ - زنان طبقه پایین‏تر. امّا واقع مطلب این است كه زنان اشراف در مقابل مردان طبقه خود، همان مقام و موقع را داشتند كه زنان طبقه پست‏تر نسبت به مردان خود دارا بودند. هر دو دسته از زنان از حقوق اقتصادى و اشتغال بهره‏اى نداشتند و فقط زنان طبقه اشراف از زندگى بهترى نسبت به زنان طبقه پایین‏تر برخوردار بودند. امّا در عصر ساسانى كه افراد جامعه به طبقات مختلفى تقسیم مى‏شدند، در داخل هر یك از طبقات، زنان متناسب با فرهنگ و وضعیت اشتغال طبقه خود مشاغلى را برعهده داشتند؛ مثلاً پوراندخت و آذرمیدخت كه از زنان خاندان سلطنتى بودند، حكومت كردند. زنان سایر طبقات نیز بسته به طبقه خود به كار ریسندگى، كشت و زرع یا صنعت آن روز اشتغال داشتند. از ویژگى‏هاى این دوران، مالك شدن دستمزد و درآمد توسط زنان بود كه مى‏توانست خود آن را بردارد یا به شوهرش بدهد: تارنمای پايگاه خبری جهان نيوز
زنان و مراسم گوناگون در ایران باستان
نبشته های دیوانی پارسه، گواه نقل مکان مکرر زنان است که گاه با شوهر و ‌یا پدر خود سفر می‌کنند، که دراین هنگام، جیره‌ ی سفر آنان تفاوتی با مردانشان ندارد... هنگامی که شاهان پارس شام می‌خوردند، زنانشان در کنارشان  می‌نشستند و در ضیافت شرکت می‌جستند. آنگونه که از نوشته های هرودت بر می‌آید، ایرانیان روزگار هخامنشی به همراه زنانشان در مهمانی ها شرکت می‌جستند. آیین هخامنشی چنین بود که شاهنشاه با مادر و همسرش بر سر میز خوراک می‌نشست. بدین گونه که دربالا مادر شاه و پس از آن خود شاه و پس از او هم، همسرش می‌نشست؛ همین آیین نشان می‌دهد که مادر شاهنشاه که هم مرتبه‌ی پدر وی است، از خود وی جایگاهی برتر دارد: تارنمای آریا نام
متداول ترین اسامی زنان در ایران باستان
آتوسا - آذرمیدخت - آرتا دخت - آرتمیس (آرتمیز) - آناهیتا - پانته آ - پوراندخت - رامتین (رامین) - زربانو - شیرین - فرخ رو - فرناز - گردآفرید - ماندانا - میترا - ناهید - نکیسا: بسیاری از تارنماها
فهرست اسامی زنان شاهنامه: آرزو - آزاده - آزرمی دخت - ارنواز - بانوی مهبود - پوراندخت - تهمینه - رودابه - سودابه - سهی - سیندخت - شهرناز - فرانک - فرنگیس - کتایون - گردآفرید - گلشهر - ماه‌ آفرید - منیژه - هما: تارنمای ویکی‌پدیا
ازدواج زنان در ایران باستان
درباره‌ی آزادی در ازدواج، هیچ چیزی مستندتر و موجه تر از رفتار خود زرتشت، نسبت به دختر کوچکش پروچیستا نیست. زرتشت به دختر کوچکش پروچیستا می‌فرماید: پوروچیستا من جاماسب (وزیر گشتاسپ) را که‌یاور دین مزداست، از روی راستی و پاک منشی به همسری تو برگزیده ام، اینک تو با خرد نیک خود مشورت کن و در صورت پسندیدن او، با عشق پاک، در انجام وظیفه‌ی مقدس زناشویی بکوش. پس از آن دختر پاسخ می‌گوید: ای پدر، پس از ژرف اندیشی، من پسندیدم و دوست دارم و با ته دل به او مهر خواهم ورزید و او را به عنوان شوهر آینده خود، مانند پدر و بزرگ تر و راهنمای خود خواهم پذیرفت: تارنمای آریا نام
بيشتر ازدواج ها در دوران اقتدار هخامنشي جنبه سياسي داشت و بدين طريق بود که زنان در حيطه نفوذ فرمانرويان پارسي در مي آمدند. چهره آرماني زن در چنين جامعه اي «قواعد و هنجارهاي اجتماعي مشخصي را مطرح مي کرد که در چارچوب آن، زن به عنوان انسان زاينده مي توانست زنده بماند، آبستن شود و فرزند خويش را به دنيا آورد و پرورش دهد، دراين رفتار زيستي مايه بقاي اجتماع است، زن از ياوري و پشتيباني زوج خود بهره مند مي شد». در کتاب مقدس زرتشتيان، زن به عنوان يکي از دو جنس بشر که نقش وجايگاه ويژه در زندگاني اجتماعي دارد، مطرح است.. پيامبر زن را فرا مي خواند تا بيانديشد و خود دين خويش را برگزيند. از سويي وي يکي از افراد گروه اجتماعي است و نقش خاص خود را بايد چونان دختر، همسر و مادر در خانواده ايفا کند. در اين جا، زن سهم طبيعي و زيستي زايمان و پرورش نوزاد را بر عهده دارد که موجب دوام جامعه و بقاي نسل و نوع بشر است. وجدان زن آزاد است که بر اساس راي و نظر خود آنچه را بهتر مي داند، اختيار کند».
در دوران اشکاني در ميان نجبا، طبقه ی اشراف همچون خاندان سلطنتي، تعداد زوجات متداول بود، اما تنها يک زن حفظ کانون خانوادگي را بر عهده داشت. اين زن مي توانست در صورت نارضايتي از همسر طلاق گيرد. در طبقات پايين جامعه رسم تعدد زوجات معمول نبود، زيرا مردم به سنت هاي گذشته خود گرفته بودند. مرد مي توانست همسر خود را به آساني طلاق دهد. در اين دوره نشانه هايي از اقتدار زن و شرکت او در حکومت بازمانده است.
در دوران ساساني، زنان در جامعه و خانواده نقش ها و شرایط مختلف داشتند و حقوق آنان در اين دوره قابل توجه بود. زن حق مالکيت داشت و مي توانست قيم پسر خود باشد و از بدرفتاري شوهر به دادگاه شکايت برد. در مواقع طلاق، رضايت طرفين شرط اساسي بود....: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
هرودت می‌گوید پارسیان هریک چند همسر برمی‌گزینند و شمار بیشتری همبستر دارند. البته این، تنها برای شاهان و شاید درباریان  است و زندگی توده‌ی مردم برپایه‌ی تک همسری بوده است. در دیانت زرتشت و زندگی آریاهای نخستین، ازدواج بر پایه تک همسری بوده است. بعدها مردان مجاز به گزینش  همسر دیگری با رعایت حقوق همسر نخست بودند. در همه متون پهلوی  در «مادیکان هزار دادستان» تنها‌یک نمونه از دو زنه بودن می‌بینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است. به گفته‌ی استرابون، مراسم ازدواج در آغاز نوروز برگذار می‌شده است: تارنمای آریا نام
بارتلمه مستشرق معروف آلمانی در کتاب " حقوق زن در زمان ساسانی" مي نويسد: "دختر در انتخاب همسر آزاد بود و اجباری نداشت مردی را که پدرش برای او در نظر گرفته به همسری قبول کند و پدر حق نداشت او را از ارث محروم نماید؛ و یا تنبیه دیگری درباره اش اعمال دارد": تارنمای سیتوز
پوشش زنان در ایران باستان
پوشش زنان در دوران مادها: ج‍ل‍ی‍ل ضیاء پور در کتاب «پوشاک باستانی ایرانیان» دربارهٔ پوشش زنان در دوران مادها با تکیه بر نقوش برجستهٔ برجا مانده می‌گوید که پوشاک زنان آن دوران از دید شکل با پوشاک مردان یکسان است و دربارهٔ آن نقوش چنین می ‌نویسد"مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد، از هم تمیز داده می ‌شوند. به نظر می‌رسد که زنان پوششی نیز روی سر خود گذارده‌اند و از زیر آن گیسوهای بلندشان نمایان است": تارنمای گزیده ای از نوشتارها
پوشش زنان در دوران هخامنشی: به نظر می‌رسد که پوشش زنان در دوران هخامنشیان با دوران مادها چندان تفاوتی نکرده باشد. پیرامون پوشاک زنان در این دوره چنین نوشته اند: «از روی برخی نقوش مانده ازآن زمان، به زنان بومی برمی‌خوریم که پوششی جالب دارند. پیراهن آنان پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین کوتاه‌است. به زنان دیگر آن دوره نیز برمی‌خوریم که ازپهلو به اسب سوارند. اینان چادری مستطیل شکل بر روی همه لباس خود افکنده و در زیر آن، یک پیراهن با دامن بلند و در زیر آن نیز، پیراهن بلند دیگری تا به مچ پا نمایان است»: بسیاری از تارنماها
پوشش زنان در دوران اشکانیان: لباس زنان اشکانی پیراهنی بلند تا روی زمین، گشاد، پرچین، آستین‌دار و یقه راست بوده‌است. پیراهن دیگری داشته‌اند که روی اولی می‌پوشیدند و قد این یکی نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده‌است. همچنین از آثار این دوره، روسری ابریشمین خوش رنگ و نگار و نفیس زنان سنگسری به جا مانده‌ و سده‌ هاست که زنان سنگسری آن را می‌بافند و می‌آرایند. آنان این روسری را به ترتیب خاصی بر سر خود می‌بندند، که این خود نمونهٔ کامل پوشش سر زنان در زمان اشکانیان می‌باشد: تارنماها و منابع گوناگون
پوشش زنان در دوران ساسانی: زنان ساسانی از دراپه ( حرکت ها یا چین های ملایم پارچه بر روی بدن ) برای فرم دادن به تن پوش خود استفاده می کردند. در نقوش باقی مانده زنان با پیراهن های بلند و گشاد و دراپه دار با آستین های بلند یا بدون آستین طراحی شده اند. این پیراهن ها مانند دوره اشکانیان به وسیله نواری در زیر سینه چین های فراوانی ایجاد می کرده است در بعضی نقوش می بینیم که در انتهای دامن این پیراهن پارچه پرچین دیگری افزوده شده که احتمالاً برای متمایز کردن از پیراهن های ساده و فراخ اشکانی بکار می رفته و نیز در برخی نقوش روی پیراهن آستین دار و فراخ پیراهنی بی آستین با یقه ی دراپه دار می پوشیدند که دو سرشانه ی آن بوسیله ی سگگ یا دگمه ای بهم می رسید. پیراهن یا تونیک چاکدار نمونه دیگری از تن پوش زنان این دوره می باشد و کاملاً شبیه پیراهنی است که مردان ساسانی بر تن می کردند منتها بلند تر و تا نیمه ساق پا می رسید و قلابدوزی چاک های آن نیز از ویژگی های تونیک زنان این دوره می باشد که با شلوار پوشیده می شد. از بررسی بشقاب های نقره بدست می آید که چادر برای زنان ساسانی از عناصر پوشش تن و سر بوه است. گاهی آن را مانند زنان روستایی بدورکمر یا باسن می بستند و یا مانند بالا پوش بر روی دوش خود می انداختند. بلندی چادر تا وسط پا می رسید. البته در طاق بستان در صحنه ی شکار، سربند ها و دستار هایی نیز بر سر زنان نوازنده چنگ مشاهده می شود که مبیّن رواج این نوع پوشش در میان طبقات پایین تر اجتماع است. زنان ساسانی بر روی دوش یا بازوان خود شال هایی می انداختند که مانند شال های هندی دراز وبلند بود و بطور مورب از روی شانه راست یا چپ می گذشت و تا پایین ادامه داشت. کاربرد این شال ها احتمالاً به موقعیت اجتماعی پوشنده آن بستگی داشته است: تارنمای تاریخ پوشاک 
.زنان آریایی و رقص و موسیقی و آواز
بهرام گور پادشاه خوش‌گذران ساساني، كه به سبب دل‌بستگي بسيارش به موسيقي مشهور بود، دختران آوازخوان و رقاص را فرا دست مي‌آورد. طبق داستاني، سه دختر يك دهقان از وي پذيرايي كرده بودند: «يكي پاي‌كوب (رقاص) و دگر چنگ ‌زن و ديگري، خوش‌ آواز لشكرشكن» (شاهنامه). زنان رقاص از جمله‌ي تصاوير موزاييك ‌هاي تزييني كاخ شاپور يكم در «بيشاپور»اند. چهار دختر رقصنده‌ي داراي نشان‌هاي فرخنده (ظاهراً پيكره‌هايي به شكل پرندگان، گل‌ها، و جانوران) بر كوزه‌اي نقره‌اي از سده‌ي ششم، به دست آمده از كلاردشت مازندران (اينك در موزه‌ي ايران باستان) تصوير شده‌اند؛ بر كوزه‌اي نقره‌اي از سده‌هاي ۶ و ۷ میلادی، محفوظ در موزه‌ي متروپليتن هنر نيويورك، رقصندگان بسان «ساقي ‌ها» نمايش داده شده‌اند؛ آنان «جامه‌هايي چسبان، با آستين دراز و از جنسي شفاف پوشيده ‌اند» و جز آن، «قطعه پارچه‌اي نيز بدن‌شان را در زير ران ‌ها در برمي‌گيرد». هر كدام نيم‌‌تاج گوهر نشاني را بر سر گذاشته و گردن‌ بند، پاي‌ بندها و گوشواره‌ هايي را آويخته‌اند. از تاريخي كمي متأخرتر، پياله‌اي به شكل قايق در گالري هنر والترز بالتيمور موجود است كه با صحنه‌ي برتخت ‌نشيني، و بر كناره‌هاي باريك ‌تر آن، با دو رقاص برهنه كه پوشش‌ خود را به هوا افكنده‌اند، آراسته شده است. ديوارنگاره ‌هايي متعلق به سده‌ي ششم ميلادي از «پنجيكنت»، با تصويري از رقاصان، گواه و نشانه‌اي از جنبه‌ي رسمي و آييني رقص را در شرق ايران فرا دست مي‌آورد: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
برخی از زنان موسیقی دان آریایی: نکیسا (چنگ‌ نواز و خوانندهٔ عهد خسروپرویز ساسانی) - رامتین یا رامین (چنگ‌ نواز در دوران پادشاهی ساسانیان که برخی وی را همان رامین عاشق ویس می ‌شناسند): تارنمای گزیده ای از نوشتارها
زنان نامدار آریائی 
فرناز یا دغدویه مادر زرتشت/ آتوسا (از شهبانو های ایران، دختر کوروش کبیر و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم و مادر خشایارشا)/ آرتمیس (فرمانده ‌ی نیروی دریایی ایران در دوران هخامنشی)/ پوراندخت و آذرمیدخت ساسانی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها  
" آناهیتا "، ایزد بانوی نامدار آریایی ها: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
"ماندانا " مادر کوروش بزرگ و اولین موسس مدرسه در ایران: تارنمای ویکی پدیا
"ماندانا" نخستین ملکه ی مادر در تاریخ ایران: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
"کاساندان" نخسین شخصیت قدرتمند کشور ایران پس از شاه بوده است . کاساندان تحت نام ملکه ی ٢٨  کشور آسیایی در کنار همسرش کورش بزرگ حکمرانی می کرده است. مورخ یونانی ( گزنفون ) از وی به نیکی و بزرگ منشی یاد کرده است: تارنمای کوروش بزرگ
"پانته آ " زیباترین بانو در دوران کوروش هخامنشی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
"پوراندخت" نخستین شاه زن در ایران باستان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری 

۱۳۹۶ تیر ۱۷, شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۷۹ - شهرهای آریایی نشین مازندران


ساکنین اولیه استان‌ مازندران‌، از اقوام «آماردها» و «تپورها»، که خود شاخه ای از آریایی ها بودند، تشکیل شده است... زبان اصلی ساکنین مازندران، زبان‌ طبری‌ یا مازندرانی است که آن را بازمانده‌ ی زبان‌ ایرانیان‌ قدیم‌ یعنی پارسی‌ میانه‌ می دانند كه‌ دیرتر و كمتر از سایر زبان‌ها تحت‌ تاثیر زبان‌های‌ بیگانه‌ای‌ چون‌ عرب و مغول‌ و تاتار‌ قرار گرفته‌ است. زبان‌ مازندرانی‌ با لهجه‌های‌ مختلف‌در تمامی‌ نواحی‌ استان‌ متداول‌ است‌. بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده؛ پادشاهان طبرستان تا قرن ژنجم هجری، به خط پهلوی می نوشتند و سكه می زدند. دو كتیبه كه به خط پهلوی در رِسِكت، واقع در دودانگه ساری، و گنبد لاجیم واقع در سوادكوه به دست آمده است گویای این مطلب است: تارنمای ایران نما
ساری مرکز استان مازندران
یکی از بزرگترین و پرجمعیت ‌ترین شهرهای استان مازندران و شمال کشور است. به مردم اهل ساری، سارَوی گفته می‌شود. براساس اکتشافات اخیر، قدمت ساری به شش هزار سال می‌رسد... بنای ساری را بر اساس نوشته حمدالله مستوفی و دیگر مورخان به تهمورث دیوبند از پادشاهان اساطیری ایران، عده‌ای به فریدون شاه پیشدادی و برخی هم به توس پسر نوذر نسبت می‌دهند: تارنمای ویکی‌پدیا
در برخی از نقاط مازندران جشن تیرگان را منسوب به پرتاب تیر آرش از 'ساری' به سوی "ملک توران" که موجب پایان بخشیدن به جنگ‌های چند ساله ایران و توران گردید می‌دانند و آن را در ۱۲ تا ۱۵ ماه تیر جشن می‌گیرند: تارنمای خنار
جشن تیرگان در سرزمین نیاکان آریایی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
شهرستان نور
شهرستان نور به عنوان پایتخت ساحلی ایران نیز نام گذاری شده ‌است... در جدیدترین کشفیات باستان شناسی در این شهر آثاری از دورهٔ اشکانیان پیدا شده ‌است... نور يكی از قديمی ترين نواحی شهرنشين طبرستان یا مازندران كنونی بوده كه به گواهی تاريخ بخشی از آن رویان  و بعد از حمله ی مغول ، رستمدار نام گرفت. شهر ناتل در جنوب  شهر نور پایتخت ساحلی حكومت رويان و رستمدار بود. در تاریخ مازندران غربی  پایتخت رویان، "کجور" در کوهستان و " ناتل " در جلگه بود. پادوسبانان که از اولاد ساسانیان بودند در این منطقه بیش از هزار سال حکومت می کردند: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
شهرستان قائم‌ شهر (شاهی)
از سمت شمال و شمال غرب به شهرستان جویبار و دریای مازندران (دریای خزر)، از سمت جنوب به شهرستان سوادکوه، از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری محدود است. از نام‌های قدیمی‌تر به چمنو، عشق‌آباد، علی‌آباد و شاهی اشاره شده است. ابن اسفندیار در تاریخ طبرستان به دفعات از چمنو یاد کرده‌است. اکنون محله‌ای نیز به نام جمنان در قائم شهر وجود دارد: بسیاری از تارنماها
به گفته برخی از مورخان قدمت " جمنان" یا "چمنو" به بیش از ۱۰۰۰ سال می‌رسد... سه روستای بزرگ قائم شهر به نام‌های آهنگر کلای، بیشه سر و قادیکلای بزرگ می‌باشد: تارنمای ویکی‌پدیا
به گفته ی افراد محلی " جمنان "، " جمنون" (جم نون) نیز خوانده می شود: از شنیده های همین نگارنده
شهرستان جویبار
تا چند سال گذشته بخشی از شهرستان قائم شهر محسوب می ‌شده‌ است. مرکز این شهرستان شهر جویبار است. گیل‌خواران نام قدیمی جویبار بوده ‌است... در شهرستان جویبار تاکنون ۲۰ اثر تاریخی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده ‌است. ۱۱ تپه ی تاریخی با قدمت هزاره ی اول پیش از میلاد از جمله ی این آثار باستانی ثبت شده می ‌باشد: تارنمای ویکی‌پدیا
شهرستان سواد کوه
کشفیات باستان‌شناسی بهمراه اسناد و مکتوبات تاریخی حاکی از آن است که سواد کوه از نواحی کهن طبرستان بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حکام دولت مرکزی بوده‌است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آنرا جزئی از تپورستان در ایالت فرشوادگر ذکر کرده‌اند. ایالت فرشوادگر که در کتاب اوستا نیز از آن یاد شده ترکیبی از واژه‌های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی کوه و گر به معنی دریا ذکر شده‌است. در برخی دیگر از منابع تاریخی آمده که وقایع مهمی نظیر ورود و سکونت فریدون پادشاه پیشدادی، پیکار رستم پهلوان مشهور شاهنامه فردوسی با دیوان مازندران در این ناحیه روی داده‌است. در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، کتاب دینی پیروان آئین زرتشت آمده‌است که سوادکوه در گذشته محل زندگی انسان های متمدنی بوده که آئین دیوسنائی داشته و واژه‌هایی نظیر دیوا، دی، دوآزرک و دا که اکنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می‌باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده‌است. نشانه هائی نیز از آئین میترائیسم و مهرپرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حکومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، حکومت سرزمین سوادکوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید... مشهور ترین مراکز تاریخی و باستانی شهرستان سوادکوه عبارتند از شهر زیرآب (که از جنوب به شهر پل سفید و از شمال به شهر شیرگاه راه دارد)، محله قدیمی آلاشت (زادگاه رضاشاه در ۴۰ کیلومتری زیرآب)، برج باوند (از دوران آل باوند از اسپهبدان مازندران در ابتدای ورودی منطقه ی سرخ‌آباد سوادکوه)، غار اسپهبد خورشید (که به عنوان دژی طبیعی، همواره مورد استفاده اسپهبدان طبرستان بوده‌است در ناحیه ی دوآب شهرستان سواد کوه) و بسیاری دیگر: تارنمای ویکی پدیا
شهرستان تنکابُن (شهسوار)
این شهرستان چهارمین شهرستان بزرگ مازندران و پرجمعیت ‌ترین شهرستان غرب مازندران است. در مورد سکنه ی باستانی و بومی آن باید گفت که آنها را منتسب به آماردها می‌دانند، در دوران بسیار کهن یعنی در زمانی که شاهان هخامنشی بر ایران فرمان می‌راندند، در کرانه جنوبی دریای خزر اقوام کادوسی و تپوری و آماردها می‌زیستند... به ویژه استخوان هایی که در نواحی کوهستانی این منطقه پیدا شده حاکی از آن است که اقوامی از آماردها (آمردها) در این دیار سکونت داشه‌اند. بنابر نظر ریچاردفرای و دانشنامه ایرانیکا، آماردها آریایی و قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند...: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
چالوس
از شهرهای قدیمی استان مازندران است که در جلگه میانی سواحل دریای خزر واقع شده ‌است. نام این شهر در گذشته‌های دور شالوس بود که در پیرامون آن دو شهر کوچک دیگر به نام کبیره و کچه نیز وجود داشته ‌است... گزنفون می نویسد: " کورش هخامنشی به سوی رودخانه ی چالوس که دارای ماهی های عظیم الجثه بود روانه شد. سفر او چهار روز طول کشید و مسافتی حدود ٢٤ فرسنگ را پیمود"...: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
شهرستان آمل
قله ي افسانه اي دماوند، درياچه ي سد لار، پارك هاي جنگلي، آب هاي معدني گرم و سرد لاريجان، دره ي هراز، پلور، اسك، نياك، نوا، سنگچال، قلعه ي ملك بهمن و آبشارهاي شاهان دشت و دريوك، غار گل زرد پلور، بقاياي آتشكده هاي دوره ي ساساني، گوردخمه هاي پلمون، لارين و چشمه سر همگي در شمار ديدني هاي اين شهرستان اند. شهر آمل از روزگاران كهن همواره شهري آباد و پر رونق بوده است. سيماي اين شهر باستاني، از لا به لاي هزاره هاي مه گرفته ي تمدن هاي پيش آريايي در فلات ايران رخ نموده و پيشينه ي تاريخي آن با افسانه ها و اساطير پرشكوه ايراني در هم آميخته است... آمل در زمان اشکانیان یکی از مراکز ایران بوده است: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
بابل و بابلسر و فریدون کنار 
بابل معروف به شهر بهارنارنج و مرکز شهرستان بابل است. در دوران بسیار گذشته وجود دو آتشکده ی بزرگ در بابل سبب نامگذاری این شهر به مه میترا (میترای بزرگ) شد. آتشِ این آتشکده همیشه در روز و شب برای دید مردم روشن بود. بقایای موجود از این دو آتشکده و وجود محله‌ هایی با نام‌ های خورشید‌کلا، روشن آباد و برج بن گویای این ادعاست. در ایران باستان ساکنان بابل و بابلسر و فریدون کنار پیرو آیین میتراییسم (آیین مهرپرستی) بودند:  تارنمای ویکی‌پدیا و منابع گوناگون
شهرستان رامسر
رامسر که پیش از این "سخت سر" نام داشت، آخرین شهر غرب مازندران است که مردمان بومی آن به زبان "هند و اروپایی" و به "گیلکی" صحبت می‌کنند: تارنمای ویکی پدیا 
می گویند فریدون کسی که ضحاک را کشت در اواخر عمر در سفید تمشه (سفید تمشک رامسر) زندگی می کرده است... انسان های اولیه گیلان (کادوسان) و انسان های اولیه مازندران (تپورها) در حد فاصل گیلان و مازندران درجائی که بنام سخت سر بود زند گی می کردند و کوروش پسر چوپانی ازاین مکان بود. این مردم  لباس سیاه بر تن می کردند و مردانشان موهای بلند داشتند: تارنمای تاریخچه رامسر
یكی از دهستان ‌های رامسر جواهر ده در ۲۷ كیلومتری رامسر است. روستای جواهر ده علاوه بر زیبایی‌ های فراوان طبیعی از قدمت تاریخی نیز برخوردار بوده كه وجود گورستان ‌های گبری در آن گویای قدمت تاریخی این مكان است: تارنمای بیتوته
جواهرده (به گویش گیلکی: جئور ده به معنی بالا ده) منطقه ای تاریخی است که روزگاری مرکز داد و ستد بوده و با قزوین ارتباط داشته است: تارنمای ارغوان
شهرستان نوشهر
مرکز این شهرستان شهر نوشهر است. قدیمی‌ترین نام شهر نوشهر "سنگ تجن" می‌باشد. این شهرستان در تاریخ به همراه شهرستان نور و شهرستان چالوس یک ایالت کهن و تاریخی به نام "رویان" را تشکیل می دادند که مرکز آن شهر " کهن کجور" بود که بعدها با جدا شدن چالوس از آن ایالت ، به رستمدار و استندار تغییر نام داد. شهر کهن رویان محل حکومت سلسله پادوسپانیان بود که حدود ۱۰۰۰ سال در این منطقه حکومت کردند: تارنمای ویکی‌پدیا
شهرستان بهشهر
بِهشَهر، مرکز شهرستان بهشهر است. رُستَمکلا، یکی دیگر از شهرهای شهرستان بهشهر است که در ۸ کیلومتری جاده ی نکا به بهشهر واقع شده است: بسیاری از تارنماها
آخرین مطالعات باستان شناسی در نزدیکی «غارهای هوتو» در بهشهر و «رستم کلا»، نشان می دهد که تاریخ این سرزمین، متعلق به ۴۰۰ هزار سال پیش از میلاد است. از آثار به دست آمد ه از این غارها چنین بر می آید که در این دوران انسان های اولیه غار نشین بودند و برای امرار معاش به شکار و جمع آوری خوراک می پرداختند. بر اساس این یافته، باستان شناسان معتقدند که این سرزمین از قدیمی ترین سکونت گاه بشری در حاشیه دریای خزر بوده و ساکنین بومی این منطقه از حدود ده هزار سال پیش، همانند بعضی از انسان های ساکن فلات ایران، توانسته اند به طور تدریجی مراحل سیر تکاملی، از دوره های پارینه سنگی، میان سنگی، نوسنگی و شهرنشینی را با موفقیت پشت سر بگذارند و برای اولین بار به اهلی کردن حیوان ها و نیز کشاورزی بپردازند: تارنمای ایران نما

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
همچنین نگاه کنید به
مردمان تبرستان (مازندران) و خاندان اسپهبدان
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/01/blog-post_27.html
چالوس نامه
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_11.html
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/07/blog-post.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی

۱۳۹۶ تیر ۸, پنجشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۷۸ - جشن تیرگان در سرزمین نیاکان آریایی


در بخش ۴۵ این مجموعه قبلا به فهرستی از" جشن های مشهور آرین ‌ها " و از جمله به جشن تیرگان اشاره شد. در این بخش به شرح نکاتی در مورد " جشن تیرگان " می پردازیم:
تیرگان در فرهنگ واژه ها 
تیرگان = جشنی که در تیر روز در سیزدهم تیر بر پا می شده است: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب 
تیرگان = یکی از جشن‌ های ایرانی در روز تیر از ماه تیر یا سیزدهم تیرماه باستانی است. زرتشتیان این جشن را در دهم تیر برگزار می‌کنند... تیرگان یکی از جشن های برابری روز و ماه در گاه شماری ایران باستان است. تیر ایزد نگهدارنده ی باران است و به جهت اهمیت باران در سرزمین ایران، جشن تیرگان یکی از مهمترین جشن های باستانی ایران بوده است. تیرگان همچنین در تاریخ اساطیری ایران، سالروز تیرافکندن آرش کمانگیر برای تعیین مرز ایران و توران بود که به پایان یافتن جنگ انجامید: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی 
تیرگان = نام روز سیزدهم است از تیرماه - گویند در این روز منوچهر با افراسیاب صلح کرد (ناظم الاطباء): لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
تیرگان = یکی از جشن‌های ایرانی است. این جشن در گرامی داشت تیشتر (ستارهٔ باران آور در فرهنگ ایرانی) است و بنا به سنت در روز تیر (روز سیزدهم) از ماه تیر انجام می‌پذیرد. در تواریخ سنتی تیرگان روز کمان کشیدن آرش کمانگیر و پرتاب تیر از فراز البرز است. همچنین جشن تیرگان به روایت ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه، روز بزرگداشت مقام نویسندگان در ایران باستان بوده است: تارنمای ویکی‌پدیا
تیرگان = اين جشن آريايي که از پـيـش از مسيح در ميان آريايي ها به ويژه ايرانيان رواج بسيار داشته، هم اکنون نيز در بـيـن ايرانيان ارمني و  ديگر ارمني هاي جهان مرسوم است: تارنماي فرهنگسرا
جشن تیرگان در سرزمین نیاکان آریایی
* بر اساس تقویم باستانی مازندران شب سیزدهم تیرماه ازماه‌های تقویم مازندرانی که با تیرماه خورشیدی متفاوت است جشن تیرماه سیزه شو در آمل برگزار می‌شود. این جشن را تیرگان نیز می‌نامند چون سیزدهمین روز هر ماه قدیم نیز تیر نامگذاری شده است و همزمان شدن نام روز با نام ماه را به عنوان تیرگان جشن می‌گیرند. در مازندران جشن تیرگان با نام تیرماه سیزده شو در شب سیزدهم آبان ماه نیز برگزار می‌شود.
* مردم مهدی شهر (سنگسر) نیز این جشن باستانی را به نام "جشن تیر مویی سیزده" در تاریخ ۲۲ آبان مقارن با روز سیزدهم ماه اوریا تقویم سنگسری در قالب جشنواره برگزار می‌کنند. در این جشن غذای مخصوصی به نام سیزده تامو طبخ می‌شود.
* جشن تیرگان هر ساله در یکم تیر ماه در فراهان برگزار می‌شود. این جشن به شکرانه برداشت گندم انجام می‌شود و ریشه در باورهای مردم منطقه دارد که تا به امروز نیز حیات داشته است. 
* جشن تیرگان همه ساله در کوه دماوند، آمل و همه ساله توسط زرتشتیان ایران در شهرهای تهران، کرج، یزد و روستاهای اطراف، میبد، اردکان، کرمان، بم، شیراز، اصفهان، اهواز، منطقه فراهان در روز دهم تیر برگزار می‌شود: تارنمای ویکی‌پدیا
آداب و رسوم جشن تیرگان
این جشن در میان ایرانیان دوره‌ ای ده روزه داشت و از تیر روز «سیزدهم تیر» شروع و در بادروز، بیست و دوم تیر، پایان می‌گرفت. زرتشتیان ایران تیرگان را "تیر و جشن" می‌نامند و برایش اهمیت فراوانی قائل می‌باشند. لباس و پوشاک نو پوشیده و نقل و شیرینی و خوراکی‌های سنتی پخته و خانه را پاکیزه می‌نمایند. بامدادان شستشو کرده و خواندن اوستا را بسیار نیکو می‌دارند. در این جشن ‌بندی از تارهای هفت رنگ ابریشم یا نخ با رشته‌هایی از سیم زرین نازک بافته و این بند را تیروباد می‌نامند. این بند را به مچ دست یا دکمه لباس بسته تا روز پایان جشن یا روز باد ایزد با خود داشتند. آنگاه در روز پایانی به دشت یا بام خانه رفته بند را باز کرده و در میان فریاد و بانگ شادمانی به باد می‌سپارند. «این کردار اشاره‌ای به عمل حماسی “آرش کمانگیر” دارد که با “رها کردن تیر” مرز ایران را مشخص نمود» و از باد می‌خواهند تا آرزو و خواسته‌هایشان را به عنوان پیام ‌رسان به همراه ببرد.
از دیگر آداب این جشن فال کوزه است، در روز دوازدهم تیر دختری کوزه‌ای خالی را در جمع دوستان می‌گرداند و هر کس به نیتی چیزی در آن می‌اندازد. سپس پارچه سبزی روی کوزه می‌کشند و بر روی آن آینه گذاشته و در پای درختی جای می‌دهند. عصر روز تیر و جشن، دوستان، روز پیش دور هم جمع شده و اشعاری از حافظ و فردوسی و یا دو‌بیتی ‌های مردمی (فولکریک) خوانده و همان دختر دست در کوزه کرده و چیزی بیرون می‌آورد. صاحب آن شی نیت خود را با شعری که همزمان خوانده شده، سنجیده و فال گرفته و آن را شگون می‌داند.
از دیگر آداب این جشن آبریزگان است، این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب‌پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش‌ِرو همراه بوده و همچون دیگر جشن‌هایی که با آب در پیوند هستند، با نام عمومی «آبریزگان» یا «آب پاشان» یا «سر شوران» یاد شده است. ابوريحان در مورد جشن آب پاشان مي‌نويسد: در اين روز مردم به يكديگر آب مي‌پاشند و سبب كه در كشور ايران ديرگاهي باران نباريد و ناگهان باران سخت بباريد و مردم باين باران تبرك جستند و از اين آب بيكديگر پاشيدند و اين كار همين طور در ايران مرسوم ماند...: تارنماها و منابع گوناگون
تیر و روز تیر و تیرگان: در زنجیری از سروده ها 
فرشته را ز حلاوت دهان پر آب شود/ چو  از حرارت می‌، دلبرم لبان لیسد
روان ز دیدهٔ افلاکیان شود جیحون/ نصال تیرت+ اگر قبضهٔ کمان لیسد: رودکی
+ نصال تیر = پیکان تیر، بخش تیز و انتهایی تیر
*
چو "آرش" که بردی به فرسنگ " تیر " / چو پیروزگر "قارن" شیر گیر...: فردوسی
*
ای نگار تیربالا،  روز تیر/ خیز و جام باده ده، بر لحن زیر: مسعود سعد سلمان
*
به روز تير و مه تير، عزم شادي کن/ که از سپهر، ترا فتح و نصرت آمد تير: شمس الدین محمد شمس فخری اصفهانی (شمس فخری)
*
بوالعجب هنگامه ای خلق جهان آراستند/ طرفه جشنی جانفزا پیر و جوان آراستند
تا ز تنشان روح نگریزد ز شادی در عروق/ رشته‌ها هر یک ز بهر حبس جان آراستند...
یا فکند آرش‌ کمانی تیری از آمل به مرو
کز طرف فرخنده جشنی تیرگان آراستند...: قاآنی
*
چون زور کمان در بر و دوش تو رسد/ تیرش به لب چشمهٔ نوش تو رسد
گوئی زهش از حدیث من تافته‌اند/ زیرا که به صد حیله به گوش تو رسد: مهستی گنجوی
*
همگی کودکان مهد منند/ تیر و اسفند و بهمن و مرداد
گه روم، آسیا بگردانم/ گه بخرمن و زم، زمان حصاد...: پروین اعتصامی
*
فروردین روز، ستایش فروهر پاکان و اشویان کن تا خشنودتر شوند
اردیبهشت روز، به آتشگاه شو/ خورداد روز، جوی کن
تیر روز، کودک به تیراندازی و نبرد و سواری آموختن فرست‌
امرداد روز، دار و درخت نشان‌/ شهریور روز، شاد باش‌...: ملک ‌الشعرای بهار
*
با رنگ و بویت ای گل گل رنگ و بو ندارد/ با لعلت آب حیوان آبی به جو ندارد
از عشق من به هر سو در شهر گفتگویی ست/ من عاشق تو هستم این گفتگو ندارد
جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم/ رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد
گر آرزوی وصلش پیرم کند مکن عیب/ عیب است از جوانی کاین آرزو ندارد
سوزن ز تیر مژگان وز تار زلف نخ کن/ هر چند رخنهٔ دل تاب رفو ندارد...: شهریار
*
تيرماه و جشن تيرگان در خزان: در ادبـيات ايران، نمونه هاي زيادي را مي توان يافت که نشان دهنده تيرماه در فصل خزان بوده است از جمله:
بهار و تموز و زمستان و تير/ نيا سود هرگز يل شيرگير ( فردوسي )
اگر به تيرمه از جامه بـيش بايد تير/ چرا برهنه شود بوستان چو آيد تير( عنصري )  
گهي نو بهار آيد و گاه تير/ جوان است گيتي گه و گاه پـير( اسدي ): تارنماي فرهنگسرا 
آرش به معنی  "تیر تیز رو و روان" و داستان آرش کمانگیر در شاهنامه
" آرش " در متون مختلف عربی و فارسی به  صورت های مختلف ضبط شده است مثل:
" أرش"،"ارشش"،"ارجس"،" ارخش"،"ایرش"،"ارسناس"،"ایرشی"،"تاریش"،"اترش" اما اصل واژه در اوستاست که به معنی "تیر تیز رو و روان" است و در پهلوی " آرش" شده است. در اوستا آرش را "اِرِخشه" خوانده‌اند و معنای آن را «تابان و درخشنده»، «دارنده ساعد نیرومند» و «خداوند تیر شتابان» دانسته اند. در اوستا لقب آرش بهترین تیرانداز است که گمان بر این است که در متون فارسی و عربی به صورت " ارشیشا طیر" آمده است که در فارسی "شیوا تیر" شده است. "شیوا " به معنی تند و تیز شتابنده است و جمعا به معنی "تیر تیز رو" می باشد. (فرهنگ نام های اوستا)، این لقب آرش  را در پهلوی " ایرش شیباک تیر" دانسته اند (فرهنگ نام های شاهنامه) که همان تیر تیز رو و روان است که ترجمه ی پهلوی آن " شی پاک تیر" است. داستان " آرش کمانگیر "  و تیر اندازی وی، در شاهنامه نیامده است، اما فردوسی، در داستان های دیگر شاهنامه ، به اجمال اشارات متعددی به آرش و خاندان وی دارد و از دلاوری و تیر دور پرواز خاندان و دلاوری وی، سخن می گوید... : تارنمای دکتر منصور رستگار فسایی
تیرگان در منظومه ی آرش کمانگیر
 ۱ - م. ا. به آذین در بخش " درآمد " یا مقدمه ی منظومه ی آرش کمانگیر سروده ی سیاوش کسرایی چنین آورده است:
پادشاهي منوچهر و جنگ با افراسياب، شكست از پي شكست، خاك ايران لگدكوب اسبان دشمن. از يك سو غرور بي آزرم پيروزي، از سوي ديگر ننگ و نوميدي و درماندگي. سپاه توران تا قلب مازندران و دامنه البرز تاخته و در پي آن است كه در سرزمين‌هاي تازه گشوده پاي گيرد و از آن پايگاهي براي تاخت و تاز آينده خود بسازد. دشمن رياكارانه به آشتي سرفرود مي‌آورد ولي اين همه براي فرصت جشن است. دشمن عشوه مي‌دهد. ريشخند مي‌كند با وانمود بزرگواري فاتحان مغرور، به اندازۀ يك پرتاب تير از پيروزي‌هاي خود چشم مي‌پوشد. يك تير پرتاب!... در حدود شصت تا صد گز. ولي سرنوشت از رخنه اي بدين ناچيزي راه به روي خود مي‌گشايد. به روایتی که در اوستا و در آثارالباقیه ی ابوریحان بیرونی آمده است، كمانداري به نام" آرش" از ميان پهلوانان ايران، قدم پيش مي‌گذارد.گشاد ژه کمانش را و نیروی جانش آن را تا کناره ی جیحون می برد و بر ساق درخت گردویی کهنسال می نشاند. در اين ميان از هستي آرش جز دود و غبار چيزي بر جاي نمي‌ماند، نيست مي‌شود، ولي زندگي با رخساري تازه، شسته از ميان خس و خاشاك سر بر مي‌آورد: صفحه ی ۱۳۴ کتاب خون سیاوش همراه با منظومه ی آرش کمانگیر از سیاوش کسرایی/ انتشارات امیر کبیر- چاپ ۱۳۴۱ تهران 
۲ - سیاوش کسرایی در منظومه ی آرش کمانگیر چنین سروده است:
شامگاهان ، راه جویانی که می‌جستند آرش را به روی قلّه‌ها، پی گیر، باز گردیدند،
بی نشان از پیکر آرش، با کمان و ترکشی بی تیر 
آری، آری، جان خود در تیر کرد آرش/ کار صدها صدهزار تیغه‌ی شمشیر کرد آرش
تیر آرش را سوارانی که می‌راندند بر جیحون، به دیگر نیمروزی از پی آن روز،
نشسته بر تناور ْساقِ گردویی فرو دیدند 
و آنجا را، از آن پس، مرز ایرانشهر و توران بازنامیدند.../ بیشتر: تارنمای ایران بوم

یادداشت پایانی
۱ - جشن تیرگان بر همه ی ایرانیان و بر تمام دوستداران فرهنگ و تاریخ ایران خوش و شادمانه باد
    ۲ - جشن تیرگان در بسیاری سال ها و از جمله امسال، با جشن استقلال ایالات متحده آمریکا در روز ۴ ژوئیه (جولای) همزمان است. این روز تاریخی بر همه ی نیک اندیشان آمریکا نیز شاد و خجسته باد 
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
همچنین نگاه کنید به
تیر روز جشن تیرگان: تارنمای بیتوته
“تیر مویی سیزده” جشن باستانی مردم مهدی شهر: تارنمای مهدی شهر نیوز 
جشنواره تیرگان در تورنتو کانادا: تارنمای ویکی‌پدیا
جشن تیرگان در کانادا: تارنمای بی بی سی
گزارش صدای آمریکا از تیرگان ۲۰۱۱: تارنمای یوتیوب
جشنواره تیرگان در استکهلم سوئد: تارنمای بخش فارسی رادیو سوئد
آرش کمانگیر در شاهنامه و متون دیگر: دکترمنصور رستگار فسایی
جشن ملی تیرگان شاد باد/ سیزدهم تیرماه (۴ جولای) - از شکوه میرزادگی: تارنمای ايرون
جشن تیرگان - از دکتر محمود روح الاميني: تارنماي فرهنگسرا 

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post_29.html

۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

آریایی ها و هنر موسیقی


اگر چه در سنگ نوشته ای از داریوش پادشاه هخامنشی در نقش رستم واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران می خوانیم: "من داریوش شاه، یک پارسی از نژاد آریایی، به هنگام سواری و سوارکاری خوب هستم، به هنگام تیرانداختن، کمانگیری خوب هستم، هم پیاده و هم سوار بر اسب" اما بنا بر نوشته ی پژوهشگران تاریخ ایران باستان، آریایی ها علاوه بر سوارکاری و تیراندازی، از بسیاری هنرهای دیگر و از جمله سرایندگی، رامشگری (خوانندگی و نوازندگی)، رقص و موسیقی نیز بهره مند بودند. به برخی از این هنرها در بخش های پیشین اشاره شد. در این بخش به بررسی آشنایی آریایی ها با هنر موسیقی می پردازیم:   
موسیقی ایرانیان در دوران حکومت ماد: هرودوت مورخ یونانی از نیایش‌های آوازگونهٔ مغ‌ها بدون همراهی ساز سخن می‌گوید. در نیایش‌های زرتشتیان شاهد هستیم که متون شعرگونهٔ گات‌ها را با آهنگ می‌خواندند. مهمترین موسیقی آن دوران نغمات موسیقایی گات بوده‌ است.
موسیقی ایرانیان در دوران هخامنشیان: از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته ‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است... در این دوره سه نوع موسیقی رزمی، بزمی و مذهبی وجود داشته است که موسیقی رزمی آنها در هنگام جنگهای هخامنشیان اجرا می‌ شده است. از سازهای آنها کرنای فلزی طویل را می‌توان نام برد که نمایانگر عظمت و گسترش موسیقی رزمی در دوران هخامنشیان بوده است. از موسیقی مذهبی هخامنشیان که در مراسم مذهبی زرتشتی اجرا می‌شده است می‌توان به سازهای شبیه به «سنج» (ساز کوبه‌ای) اشاره کرد. در کنار نغمات گات‌ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنین موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد. طبل‌های این دوره، جنگجویان را با انگیزه ی رزم به میدان ‌های نبرد می فرستاد ند و تنبورها و نی‌ها از آنها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می ‌کردند... یکی از خط و زبان ‌های هفتگانه آن دوران که عامهٔ مردم از آن آگاه بودند، احتمالاً موسیقی بوده و آوازهایی از قبیل سوگ سیاوش را با آن خط و زبان می‌خواندند. البته سرودهای مذهبی گات‌ها به گونه‌ ای موزون به صورت آواز خوانده می‌شده است و موسیقی غیرمذهبی به صورت رقص و آواز رایج بوده‌ است.
موسیقی ایرانیان در دوران اشکانیان: در این دوره موسیقی جدیدی در ایران پدید آمد. در این دوره موسیقی آزاد و مردمی شد و از بند دولت و دربار گریخت. در این دوره افرادی چون "بخشی‌ها" در خراسان یا " گوسان‌ها" در تمامی مناطق ظهور کردند.
موسیقی ایرانیان در دوران ساسانیان: علاقه شاهان ساسانی به موسیقی، از روایات تاریخ نویسان و از روی نقوشی که بر روی ظرف‌های سیمین کنده کاری شده و از موزاییک‌های پیدا شده در بیشاپور کازرون و گچ بری‌های یافت شده در ری و نقوش برجسته، کاملاً نمودار می ‌باشد... اردشیر پاپکان طبقات مختلف موسیقی دان ‌ها را نیک می‌شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکامه سرایی چیره ‌دست بود. بهرام گور تعداد زیادی از این هنرپیشه گان و موسیقی دانان را به نام "لولی" از هندوستان خواست و در نقاط مختلف کشور پراکنده ‌ساخت. عصر طلایی موسیقی ساسانیان را دوره ی سلطنت خسرو پرویز باید دانست. موسیقی در زمان وی به نهایت درجه ترقی خود رسید و تشویق‌های خسرو پرویز از صاحبان ذوق و دادن جایزه زیاد، این صنعت را در آن زمان رواج کامل داد و موسیقی دان‌های مشهوری مانند  باربد  و نکیسا به وجود آمد که در خنیاگری و رامشگری شهره آفاق شدند. با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقی دان‌ها، مردم نیز بتدریج علاقه مند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقی دانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقی دانان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین و نیز نام بسیاری از الحان سازنده ی موسیقی و سازها از همان زمان برای ما به یادگار مانده‌ است.
موسیقی دانان مشهور آریایی
باربَد ( فهلود، بهلبد، بهربد): نامورترین موسیقی دان، شاعر، بربت (بربط) نواز و خواننده ی دوران ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز (از ۵۹۰ تا سال ۶۲۸ میلادی) است. ابن خردادبه در کتاب اللهو و الملاهی به نغمه هایی اشاره می کند که باربَد برای خسرو پرویز ساسانی ساخته است:
قیصر به ماه میماند و خاقان به خورشید/ و سرور من همانند ابری است آبستن باران که اگر بخواهد ماه را می پوشاند و اگربخواهد خورشید را: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
باربد یکی از استادان موسیقی در زمان خسرو پرویز است و "سرود خسروانی" از ابتکارات اوست: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
باربد جهرمی یا باربُذ نام مطرب خسروپرویز است . گویند اصل او از جهرم بوده که از توابع شیراز است و در فن بربط نوازی و موسیقی دانی نظیر نداشته و سرود مسجع از مخترعات اوست و آن سرود را خسروانی نام نهاده بود (برهان). گویند باربد که در فن بربط نوازی استاد بوده در مجلس خسروپرویز نظم نمینواخت ، و آن مسجع بود مبتنی بر مدح و آفرین خسرو، و این قسم  سخن را سرود و نوای خسروانی خوانند... سلمان گوید: از پی خسرو گُل بلبل شیرین گفتار/ نغمه ٔ باربد و صوت نکیسا آورد: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
نکیسا: یکی از رامشگران عهد خسروپرویز است ، اختراع خسروانی را بدو نسبت داده اند. (کریستن سن از حاشیه ٔ برهان قاطع چاپ معین): لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
نکیسا موسیقی‌دان، رامشی، چنگ‌ نواز و خوانندهٔ عهد ساسانی است که نظامی گنجوی در کتاب خسرو و شیرین، و به‌تَبَعِ او، امیرخسرو دهلوی در کتاب شیرین و خسرو از او یاد کرده‌ اند:تارنمای ویکی پدیا
بامشاد نوازنده و موسیقی‌دان دورهٔ خسروپرویز دوم ساسانی است که او را چون باربد کم‌مانند دانسته‌اند. بامشاد از آن گویند که بامداد چنان می‌نواخت و می‌خواند که همه کس را شاد می‌کرد. نام بامشاد در چکامه‌ای از منوچهری آمده است: بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد/ خوبتر از باربد، نیکتر از بامشاد: تارنمای ویکی پدیا
رامتین (نام‌ های دیگر: رام، رامی، رامین و رامنین) از موسیقی دانان به نام ایران در دوران پادشاهی ساسانیان و هم عصر دیگر موسیقی دانانی چون باربد و نکیساست. او را واضع چنگ و استاد در نواختن این ساز می‌دانند و برخی وی را همان رامین عاشق ویس می ‌شناسند. دکتر معین در فرهنگ فارسی اعلام خود در معرفی رام (رامتین) معشوق ویس چنین آورده است: " آن را نام شخصی دانسته‌ اند که واضع چنگ بوده است". در اشعار فارسی نیز نام رامتین ذکر شده است: حاسدم خواهد که شعر او بُوَد تنها و بس/ بازنشناسد کسی بربط به چنگ رامتین (منوچهری) - نشان است او که چنگ با آفرین کرد/ که او را نام، چنگِ رامتین کرد (فخرالدین اسعد گرگانی): تارنمای ویکی پدیا
از دیگر موسیقی دانان‌ دربار ساسانی‌ می‌توان‌ به‌ " كوسان‌ نواگر"، " آفرین"‌، " سركش‌ یا سركب‌ یا سركس‌ یا سركیس"‌، " آزاد وار چنگی‌ كاسه‌ گر" و " خسروانی‌" اشاره‌ كرد: تارنمای ویستا
آگاهی های بیشتر در مورد شاهان دوستدار موسیقی در دوران ساسانیان
۱ - عهد ساسانیان یکی از درخشان ترین دوره های موسیقی در ایران باستان است. پادشاهان ساسانی برای موسیقی و موسیقی دان جایگاهی والا قائل بودند و به موسیقی علاقه ای وافر داشتند، به گونه ای که حتی به هنگام شکار نیز از لذت شنیدن موسیقی خود را محروم نمی کردند و همواره گروهی خنیاگر و رامشگر را با خود همراه می بردند... در شاهنامه آمده است که بهرام گور به هنگام شکار بر شتری نیرومند چهار رکاب استوار می کرد و خود بر رکاب های زرین آن برمی نشست و کنیزکی رامشگر چنگ نواز را بر رکاب های سیمین می نشاند تا در بیابان و به دنبال نخچیر از نوای او بهره مند شود. آثاری از این دست در گچبری های عهد ساسانی که در ری یافت شده نیز دیده می شوند. همچنین تصاویر زیبایی نیز، بر روی سه ظرف نقره ای با صحنه هایی از شکار و بزم و رقص کنده کاری شده اند که در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می شود: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
۲ - انوشیروان پادشاه ساسانی به هنر رقص توجه داشت و مطربان و رقصان هندی را به دربار خود آورد: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
۳ - بهرام گور: بهرام پنجم یا وهرام پنجم یا بهرامِ گور از ۴۲۱ تا سال ۴۳۸ میلادی پادشاه ساسانی بود. وی به جای پدر، یزدگرد یکم، بر تخت نشست.سروده ی منسوب به بهرام گور: منم آن شیر گله/ منم آن پیل یله/ نام من بهرام گور/ پدرم یزدگرد یکم/ پادشاه ساسانی و شاهپور. بهرامِ گور برای موسیقی و موسیقی دان جایگاهی والا قائل بود: بسیاری از تارنماها
۴ - خسرو دوم یا خسرو پرویز (از ۵۹۰ تا سال ۶۲۸ میلادی)، بیست و چهارمین پادشاه ساسانی و از نامدارترین شهریاران دودمان ساسانیان است. او به جای پدر ش، هرمز چهارم بر تخت پادشاهی نشست. در آغاز پادشاهی، با شورش بهرام چوبین رویارو شد و پس از شکست از سپاه وی به روم گریخت. اندکی بعد با حمایت قیصر روم و با سپاهی که وی در اختیارش گذاشته بود به ایران بازگشت، بهرام را شکست داد و تاج و تختش را پس گرفت. قیصر روم همچنین دخترش که مریم نام داشت را به زنی به او داد که برای او پسری به نام شیرویه آورد که بعدها پدر را زندانی و به قتل رساند و تخت شاهی را غصب کرد. همچنین خسرو همسر دیگری به نام شیرین داشت که داستان عشق آن دو از پرآوازه‌ترین داستان‌های عاشقانه ادبیات فارسی است و یک نسخهٔ معروف آن را نظامی گنجوی سروده است. در زمان خسرو پرویز، مرزهای ایران به نهایت گسترهٔ خود رسید و موسیقی و هنر رونق یافت. او را آخرین پادشاه قدرتمند ساسانی می‌دانند: تارنمای ویکی پدیا
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
همچنین نگاه کنید به
نخسیتن سرایندگان آریائی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
آریایی ها و هنر رقص: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
تاریخ موسیقی ایران: تارنمای ویکی پدیا
سرگذشت موسیقی ایران: تألیف روح ‌الله خالقی
موسیقی در دوران ساسانیان: تارنمای ویکی پدیا
تاریخ موسیقی ایران: تألیف حسن مشحون
باربد: تارنمای ویکی پدیا
موسیقی در عصر هخامنشیان: تارنمای سرزمین ما ایران

۱۳۹۶ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

ماجرای شمشیرهای نادرشاه افشار در داخل و خارج ایران


شمشیرهای نادرشاه افشار در موزه ی نادری در شهر مشهد
آرامگاه نادرشاه بنایی است در مجموعه ی باغ موزه نادری در شهر مشهد که به یادبود نادرشاه افشار در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌است... موزه ی نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه نادرشاه افشار در ۲ تالار به معرفی آثار تاریخی این دوره قرار دارد:
تالار شماره ۱ به‌ نمایش اشیاء مختلفی به‌منظور معرفی آثار تاریخی دوره افشار پرداخته است و شامل انواع سلاح‌ها، البسه و پوشاک رزمی نظامیان دوره ی افشار، تابلوهای نقاشی از نادر و صحنه‌های جنگ مانند تابلویی از جنگ کرنال، وسایل سوارکاری مانند زین و برگ اسب از دوره ی افشار تا قاجار، چند نسخه خطی نفیس از جمله تاریخ جهانگشای نادری و دو شمشیر متعلق به نادر اختصاص دارد که روی یکی کلمه «السلطان نادر» حک شده و روی دیگری که در دشت مغان به سال ۱۱۴۸ هجری در روز تاجگذاری نادر از طرف ملت ایران به وی هدیه شده این بیت شعر طلاکوب شده‌ است:
هست سلطان بر سلاطین جهان  شاه شاهان نادر صاحب قران
تالار شماره ۲ در حال حاضر به نمایش برخی تصاویر و نیز پاره ای اطلاعات تاریخی در ارتباط با زندگی نادرشاه افشار و همچنین کلنل محمدتقی خان پسیان اختصاص یافته است: تارنمای ویکی‌پدیا
سرقت شمشیر نادرشاه از موزه ‌ای در روسیه
۱ - پلیس روسیه از سرقت شمشیر متعلق به نادرشاه افشار از موزه ی کوباچی داغستان خبر داد. به گزارش ایسنا، این حادثه عصر روز دوشنبه (۲۲ خرداد) روی داد و دزدان حرفه‌ای بیش از ۹۰ شیء باارزش از جمله مُهره‌های قدیمی، گلدان‌های نقره منقوش به استخوان و تصاویر استالین و کرملین را به سرقت بردند. کارشناسان هرچند معتقدند که نمی‌توان قیمتی برای شمشیر نادرشاه تعیین کرد، اما حداقل یک تا دو میلیون دلار در حراجی‌ها به فروش خواهد رفت. به گفته پلیس روسیه این موزه که در روستای کوباچی داغستان قرار دارد، فاقد نگهبان حرفه‌ای و آژیرهای خطر هشدار دهنده بوده است:  تارنمای ایسنا
۲ - خبرگزاری ایرنا می گوید شمشیر نادرشاه افشار همراه تعدادی از اشیای گرانبها از موزه ای در جمهوری داغستان روسیه به سرقت رفته است. بر اساس گزارش ایرنا این سرقت در منطقه کوهستانی کوباچین در جمهوری داغستان در منطقه قفقاز روسیه رخ داده است. ارزش شمشیر ربوده شده نادر، در حدود یک میلیون دلار تخمین زده می شود: تارنمای بی بی سی
 ملک ‌الشعرای بهار در توصیف " شمشیر کشی ها و رزم های نادرشاه " چنین سروده است:
گرچه بد دولت ایران به گه نادرشاه/ همه تیغ و همه تیر و همه رزم و همه جنگ
لیک ازآن رزم بد ایران را آسایش و بزم
هم از آن جنگ بُد ایران را آرایش و هنگ...: تارنمای گنجور
لارنس لکهارت ایرانشناس بریتانیایی و پژوهشگر تاریخ و جغرافیای ایران، " آخرین شمشیر کشی نادر شاه " را چنین ثبت کرده است: 
نادر در ماه ‌های پایانی عمر در اوج خشونت حکومت می‌کرد و به دلایلی چند به تمامی سردارانش سوء ظن داشت. نادر شبی رئیس آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم. حکم می‌کنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند ابقا نکنید. حیات من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم. نوکری گرجی این موضوع را به اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند تا دیر نشده، نادر را از میان بردارند. تا پاسی از شب رفت، مواضعین به خیمه ی دختر محمدحسن‌خان قاجار، که نادر آن شب را در سرا پرده او بود، رو آوردند. ترس به آنان چنان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه را نکردند. فقط محمد خان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و دختر محمدحسن‌خان قاجار، تا متوجه آنها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد، صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان قاجار سر نادر شاه را از تن جدا ساخت. (بامداد یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ برابر با ۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی): تارنمای ویکی‌پدیا

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post_13.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ خرداد ۱۹, جمعه

زنجیرنامه ی مردم آزاری


تعریف مردم آزاری
ستمگری . اذیت . عمل مردم آزار: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
اشاراتی به مردم آزاری در برخی از نوشتارها
۱ - حکایت مردم آزار: مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد درویش را مجال انتقام نبود سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی گفت من فلانم و این همان سنگست که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت چندین روزگار کجا بودی گفت از جاهت اندیشه همی‌کردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.... گلستان سعدی/ باب اول در سیرت پادشاهان: تارنمای گنجور
۲ - مردم آزاری و شکل های مختلف آن: رفتار و گفتار آدمی تأثیر اساسی در سرنوشت انسان دارد همانگونه که رفتار شایسته ممکن است انسان را به بالا‌ترین مرتبه‌ی انسانی برساند امکان دارد انسان در اثر بر‌خورد نا‌درست ارزش و احترام خود را از بین ببرد. آزار و اذیت دیگران به هر شکل و عنوان که باشد به انسان ضربه می‌زند و نه تنها موجب عذاب اخروی است بلکه دنیا را نیز همچون جهنمی می‌کند که انسان در آن عذاب می‌کشد. آزار دهندگان همیشه مورد نفرت و دشنام مردم هستند کسی به آنها علاقه‌مند نیست. از نظر خداوند انسان مردم‌آزار، گناه بزرگی را به دوش می‌کشد. مردم‌آزاری مورد نکوهش شدید اسلام است و روایات در مذمت انسان هایی که دیگران را اذیت می‌کنند بسیار است. پیامبر اکرم (ص) در این باره می‌فرماید: "هر کس مؤمنی را بیازارد، پس بی‌گمان مرا اذیت کرده، هر کس مرا برنجاند گویا خدا را آزار رسانده است و هر کس خدا را اذیت کند چنانکه در تورات و انجیل و زبور و قرآن آمده از رحمت خداوند به دور است . آزار و اذیت دیگران شکل خاصی ندارد بلکه هر عملی یا سخنی که بی‌جهت موجب ناراحتی دیگران شود، مردم آزاری است و بدبختی دنیا و عقاب آخرت را به همراه دارد"...: تارنمای دانشنامه ی رشد
۳ - نکوهش مردم آزاری در قرآن کریم و احادیث اهل بیت: آزار رسانی به خود و دیگران، یکی از رذایل اخلاقی و عامل مهم برهم زدن تعادل در زندگی فردی و اجتماعی آحاد بشر است... در قرآن کریم و احادیث اهل بیت این رذیله ی اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به ریشه ‌یابی آن پرداخته شده است... (نوشتاري از علي اكبريان تبريزي): تارنمای پژوهشکده ی باقرالعلوم
۴ - مردم ‌آزاری، و ریاکاری: حافظ یک انسان‌شناس است، یک زندگی‌شناس است... در صدر گناهانی که حافظ می‌شناسد دو گناه است، که معتقد است اگر باید جامعه پاک شود، باید از این دو گناه پاک شود: اول مردم ‌آزاری، و دوم ریاکاری... : بخش فارسی تارنمای بی بی سی
زنجیر سروده هایی در زمینه ی "مردم آزاری"
من آن مورم که در پایم بمالند/ نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم/ که زور مردم آزاری ندارم: سعدی
من از بازوی خود دارم بسی شکر/ که زور مردم آزاری ندارم
سری دارم چو حافظ مست لیکن/ به لطف آن سری امیدوارم: حافظ
از سر فتنه برد مستی ها/ کرد کوته دراز دستی ها
مردمی کرد در جهان داری/ مردمی به ز مردم آزاری...: نظامی
بگرگ مردمی آموزی و نمیدانی
که گرگ را ز ازل پیشه مردم آزاری ست...: پروین اعتصامی
تک بیتی مردم آزار
بد اختر تر از مردم آزار نیست
که روز مصیبت کسش یار نیست: (از گوهرناب): تارنما ی حوزه
رباعی: مردم آزاری و زیان های آن
بهترین شیوه ی نکوکاری/ هست دوری ز مردم آزاری
هر که آزار داد مردم را/ صد بلا  بیند و گرفتاری: دکتر منوچهر سعادت نوری
زنجیر "مردم آزاری مکن"
١ - تک بیتی مردم آزاری مکن
می بخور منبربسوزان آتش اندر خرقه زن
ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن: همای اصفهانی
٢ - ترانه ی مردم آزاری مکن: تارنمای یوتیوب
ای که میگوی مسلمان باش و می خواری مکن/ ای که خود گفتی مکن می خوارگی اری مکن
هرچه میخواهی بگو هرچه میخواهی بکن اما ریا کاری مکن/ می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن
مردمان را غرق اندوهی که خود داری مکن/ خود گرفتاری و مردم را گرفتار گرفتاری مکن
گر نمی خواهد پریشان باشد اصراری مکن/ می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن...
 درخت مردم آزار
درختی قد کشید و رفت بالا/ نگاهش رو به سوی آسمان بود
خیابان سبز بود از بودن او/ برای عابران یک سایبان بود
درختی دیگر اما مانده پایین/ از آنچه بوده بالاتر نمی رفت
به چشم عابران انگشت می کرد/ کسی از زیر دستش در نمی رفت
همه خسته شدند از کارهایش/ چرا که رنگ آرامش ندیدند
کچل شد عاقبت آن مردم آزار/ تمام شاخه هایش را بریدند (از سراینده ی گمنام): تارنمای تبیان
مردم آزاری و مردم آزاران در طول تاریخ
اگر چه هیچگونه مدرک مستند در مورد تاریخ و زمان آغاز مردم آزاری وجود ندارد اما شاید بتوان گفت که اسکندر مقدونی و برخی از تازیان و تموچین (چنگیز خان مغول) و محمود و اشرف افغان و شماری از بیگانگان (در شمال و جنوب و شرق و غرب) از مشهور ترین مردم آزاران در طول تاریخ ایران بوده اند. همچنین می توان از پایه گذاران جنگ های جهانی اول و دوم و در دوران اخیر از گروه های تجدد گریز و ستیزه ‌جو ( مانند " القاعده" و " طالبان" و " داعش" و غیره) به عنوان مردم آزار ترین مردمان در تاریخ جهان نام برد: تارنماها و منابع گوناگون
 پژوهش علمی پیرامون مردم آزارهای روانی
تیم تحقیقاتی دکتر پولوس روانشناس امریکایی در گزارشی که در نشریه ی « علم روانشناسی معاصر» منتشر کرده اند قادر به شناسایی و تفکیک چهار شخصیت ناجور در اجتماع انسانی شده اند. این چهار نوع به ترتیب، خودشیفتگان، ماکیاولی ها؛ مردم آزارهای روانی و سادیست‌ها هستند. نکته ناراحت کننده این است که هر چهار نوع افراد سیاه دل و بی رحم فوق، برعکسِ تعبیر همیشگی، افراد شاد و خونگرمی هستند و در وهله اول آشنایی، از خود رفتار دوست داشتنی و قابل اعتماد بروز می دهند ولی در ادامه، دمار از روزگار قربانیان شان در می آورند....
مردم آزار روانی: این نوع افراد هم فریبکاران ماهری هستند و هم از اذیت دیگران، لذت می برند. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارند. آنها با خونسردی تمام، بدذاتی شان می تواند همراه با خشونت و قتل هم باشد. این گروه به خاطر اینکه هیچ احترام و احساسی برای دیگران قائل نیستند مثلا می توانند در مصاحبه شغلی، خیلی خوب جلوه کنند. از اعتماد به نفس بالایی برای انجام حیله های خطرناک شان بر علیه دیگران برخوردارند. نمونه های افراطی شان همان قاتلان زنجیره ای هستند ولی به اعتقاد دکتر پولوس، بخش قابل توجهی از این جماعت مردم آزار و روانی، در حالت های خفیف تر در جامعه مشغول زندگی هستند و با دقت و پنهان کاری، مشغول اذیت و آزار افرادی هستند که به پست شان می خورند: تارنمای گروه ونداد
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post_9.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ خرداد ۱۴, یکشنبه

برخی از " تخت" های مشهور در سرزمین ایران


استفاده از واژه ی " تخت" در فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران پیشینه ای طولانی داشته و در نامگذاری بسیاری بناها، شهرها، دهات، ابزار و کتیبه ها بکار رفته است. در این نوشتار، ویژگی های برخی " تخت " های مشهور ایران را با یکدیگر مرور می کنیم:
۱ - تخت جمشید (پرسپولیس): نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت باشکوه و تشریفاتیِ پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است. در این شهر باستانی کاخی به نام تخت جمشید وجود دارد که به مدت حدود ۲۰۰ سال آباد بوده است. در نخستین روز سال نو گروه‌ های زیادی از کشور های گوناگون به نمایندگی از ساتراپی ‌ها یا استانداری‌ ها با پیشکش‌ هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه پیشکش می‌کردند. در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت جدید هخامنشیان در پارسه آغاز گردید. بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌ اش اردشیر یکم به گسترش آن افزودند. همچنین نگاه کنید به:
الف - اشاراتی به برخی از بناها و آثار تاریخی آریایی ها/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها 
ب - تخت جمشید/ نوشتاری از همین نگارنده به زبان انگلیسی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
پ - "پایگاه تخت جمشید" در قصیده‌ ی ایران من سروده ای از همین نگارنده: تارنمای گلچینی از سروده ها
۲ - تخت سلیمان یا آتشکده آذرگُشنَسب: نام محوطهٔ تاریخی بزرگی در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌ آباد) در استان آذربایجان غربی است. تخت سلیمان بزرگ‌ترین مرکز آموزشی، مذهبی، اجتماعی و عبادتگاه ایرانیان در قبل از اسلام به شمار می‌رفت؛ اما در سال ۶۲۴ میلادی و در حمله هراکلیوس، امپراتور روم، به ایران تخریب شد. آباقاخان برادرزاده هلاکوخان که به دین اسلام گرویده بود، بر روی ویرانه ‌های تخت سلیمان مسجدی بنا کرد که آن نیز بعدها ویران شد و تنها کاشی‌ هایی با نقوش و خط برجسته از آن به جا مانده که امروزه در موزه ی رضا عباسی نگهداری می ‌شود: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
۳ - تخت طاووس: بر اساس نوشتاری در تارنمای ویکی پدیا می‌تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
الف - تخت طاووس (نادری) در اصل نام تخت سلطنتی مرصعی بود که نادر شاه افشار به همراه جواهرات کوه نور و دریای نور از هند به عنوان غنیمت جنگی با خود به ایران آورد. این تخت به دلیل وجود طرح دو طاووس پرگشوده که در پشت آن قرار داشت به این نام شهرت یافته بود. پرهای زیبای این طاووس‌ها با جواهراتی چون: یاقوت، زمرد، مروارید، یاقوت کبود و سنگهای گران‌بهای دیگری تزیین شده بودند که در قرن ۱۷ میلادی/۱۱ هجری برای شاه‌جهان پادشاه گورکانی هند ساخته شد. از آن پس آوردن نام تخت طاووس نه تنها خود تخت، بلکه شاهنشاهی ایران را در اذهان زنده می‌کرد. در جریان نا آرامی ‌های پس از قتل نادر شاه درسال ۱۷۴۷ میلادی این تخت توسط گردان خراسان تخریب وجواهرات آن به یغما برده شد.
ب - تخت طاووس (قاجاری) که در آغاز «تخت خورشید» نام داشت، یکی از تخت ‌های جواهر نشان سلطنتی ایران است که به مباشرت حاجی محمدحسین‌خان صدر اصفهانی (نظام الدوله)، صدر اعظم فتح‌ علی ‌شاه و به فرمان فتح ‌علی‌ شاه در سال ۱۲۱۶ هجری قمری توسط جواهرسازان اصفهان ساخته شد. از سال ۱۲۲۴ قمری، از نخستین شب ازدواج فتح علی شاه با طاووس خانم تاج‌الدوله (که نه ساله بود) بر روی این تخت، تخت به نام وی، تخت طاووس نامیده شد. این تخت هم اکنون در موزه جواهرات ملی ایران است.
پ - کتیبه‌ های پهلوی تخت طاووس: مربوط به دوره ساسانیان است و در مرودشت، حاشیه شرقی خرابه‌های تخت طاووس واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
۴ - تخت فولاد: نام گورستان قدیمی شهر اصفهان است که به نام‌ لسان‌الارض و بابا رکن‌الدین  نیز نامیده می ‌شده است. قدمت این گورستان از قرن چهارم هجری تا کنون است. زمان پیدایش تخت فولاد چندان روشن نیست، لیکن وجود آثاری چند قدمت آن را به دوران قبل از اسلام می ‌رساند. از جمله قبر یوشع نبی در تکیه «لسان الارض» (اکنون در گلستان شهدا) از پیامبران بنی‌اسرائیل در این قبرستان واقع است. بر اساس روایت شاردون در دوره دیلمیان، یکی از سرداران نظامی به نام «پولاد بازو» در این محل قصر کوچکی داشته‌است و تخته سنگی سکو مانند را برای نشستن و تماشای رقابت کشتی‌گیران ساخته بود. همچنین سنگ قبری از عارف قرن پنجم به نام «بابا فولاد حلوایی» در این قبرستان قرار دارد. مشخص نیست که آیا کنیه او برگرفته از اسم این مکان است یا بالعکس. تا پیش از صفویان و بعد از آن این مکان، محلی برای تجمع دراویش بوده و خانقاهی هم در آن احداث کرده بودند که با نام آرامگاه بابا رکن‌الدین شناخته می‌شود. در زمان صفویه در کنار این قبرستان کاروانسرایی احداث گردید که آخرین منزلگاه کاروانهایی بوده که از جنوب وارد اصفهان می‌شده‌اند (هنوز آثاری از آن پابرجاست). در دوران صفویه این قبرستان یک گورستان اختصاصی تلقی می‌شده و تنها بزرگان مملکتی در آن به خاک سپرده می‌شدند. تخت فولاد در عصر قاجار هم به رغم توجه ویژه فتحعلی شاه بدان بیشتر تخریب شد. اوج این تخریب‌ها در عهد حکومت ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه بر اصفهان رخ داد و وی بسیاری از بناهای صفوی تخت فولاد را به عمد تخریب کرد. در سال ۱۳۶۳ دفن اموات به غیر از شهدای جنگ ایران و عراق در این قبرستان متوقف و به قبرستان جدید شهر به نام باغ رضوان منتقل گردید. تخت فولاد و اجزای آن یک به یک در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. در میان هر یک از قطعه ‌های تخته فولاد آرامگاه یک یا چند تن از مشاهیر نامدار قرار دارد و آن قطعه به عنوان تکیه و به نام آن فرد نامیده می ‌شود: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
۵ - تخت عروس: می‌تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد
الف - تخت عروس روستای مصر: در استان اصفهان و در جنوب کویر بزرگ مرکزی و شمال روستای مصر واقع شده است. در اصطلاح جغرافیایی تخت های مناطق کویری، به نقاطی اطلاق می شود که نسبت به زمینهای اطراف دارای ارتفاع زیادتری باشند و بلندترین نقطه آن ها مانند یک تخت صاف و هموار باشد. وجود بادهای شدید در مناطق کویری و فرسایش بادی باعث شده که قله این تپه ها در اثر مرور زمان صاف و هموار شوند . همچنین باد خاک نرم را با خود حمل کرده و قلوه سنگها و سنگریزها را به جا گذاشته است. تخت عروس یکی از زیباترین مناطق کویری ایران است. در بالای تخت عروس در منظره جنوبی تپه های شن روان ، چال سلکنون و روستای مصر قابل رویت هستند. در منظره شمالی نیز تپه های وسیع شنهای روان معروف یه سیاه کویر، تخت شورو در شمال غربی، در صورت صاف بودن هوا  کوههای دامغان، و باتلاقهای کویر مرکزی قابل رویت هستند. در قسمت غربی تخت عروس تپه شنی بسیار بلندی قرار دارد که در صورت صعود به آن می توان از موبایل نیز استفاده کرد. در قسمت دیواره های شرقی و نیمه شمالی، فرسایش اشکال پلکانی ایجاد کرده است. جنس خاک تخت عروس از توع خاکهای آهکی، کارن و ماسه است. مناظر دیدنی تخت عروس آنچنان بدیع و زیباست که هر بیننده ای را محسور می کند. برای رسیدن به تخت عروس باید از روستای مصر به سمت شمال حرکت کرد. بعد از گذر از روستای فرحزاد وارد دو راهی چال سلکنون شد و پس از طی مسافتی حدود ۳ کیلومتر وارد دو راهی دریاچه چال سلکنون شد. در این قسمت باید از چند تل شن عبور کرد. پس از عبور از دیواره شنی "دریاچه ی نمک سلکنون" و "تخت عباس" در قسمت شرق قابل رویت هستند. باید مسیر را  به سمت شمال ادامه داد تا پس از طی ۶ کیلومتر و عبور از ۲ چال به تخت عروس رسید. مناطق کویری در عین زیبایی دارای طبیعتی خشن و پرخطر هستند و بدون تجهیزات کامل و راهنمای آشنا به منطقه، به این مناطق نباید سفر کرد: تارنمای کویرها و بیابان‌های ایران 
ب - تخت عروس؛ حجله گاه - تختی پر زینت و آذین که عروس را بر آن نشانند: تارنمای پارسی ویکی
پ - تخت خواب عروس: تزیین تخت عروس یکی از بزرگترین دغدغه های عروس خانم ها است: تارنمای بیتوته
۶ - دهستان " تخت": در شهرستان های زنجان، گرگان، بندرعباس و بسیاری از شهرستان های دیگر ایران: تارنمای پارسی ویکی
۷ - تخت رستم: مشهور ترین آن ها در ایران عبارتست از:
الف - تخت رستم فارس: نام تختی است که در ۲٫۶ کیلومتری جنوبی نقش رستم قرار دارد. این محل در جنوب بزرگراه مرودشت- سعادت شهر ودربخش جنوبی رودخانه بلوار قرار دارد. این تخت به تخت گوهر هم شهرت دارد.: تارنمای ویکی پدیا 
ب - آتشکده تخت رستم ملارد: یکی از آتشکده‌های مهم در دوران ساسانی بوده است که در ۲۰ کیلومتری باختر شهریار استان تهران روی کوه تخت رستم در نزدیکی روستای قجر تخت رستم در بخش جوقین جای دارد. این سازه باستانی در دوره ساسانی ساخته شده و در سال ۱۳۱۶ با شماره ۳۰۳ در فهرست آثار ملی جای گرفته است:  تارنمای ویکی پدیا 
باید یادآور ساخت علاوه بر ایران در شهر بلخ واقع در افغانستان نیز "تخت رستم" یافت می شود.
۸ - پایتخت/ تختگاه: مقر شاه - جای سکونت شخص اول مملکت: کتاب واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب و منابع گوناگون 
۹ - تخت نرد (تخته نرد): کهن ترین بازی دنیاست که در میان مردم خاورمیانه و مردمان اروپای شرقی بسیار رایج است. در این بازی دو نفره، طرفین مهره‌های خود را بر اساس دو عددی که بر روی تاس نقش می‌بندد در جهت حرکت عقربه ‌های ساعت یا خلاف آن حرکت می‌دهند و درآخر از صفحهٔ بازی خارج می‌سازند، در پایان بازیکنی برنده خواهد بود که زودتر همهٔ مهره‌های خود را از زمین بازی خارج نماید... کاوش های باستان شناسی در شهر سوخته نشان می‌دهد این بازی در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد در ایران وجود داشته است/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها 
۱۰ - تخت روان: می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:
الف - تخت روان: تختی است که سابقاً پادشاهان، اعضای خاندان سلطنتی، اعضای بلندپایه دربار، طبقه مرفه و اعیان در آن می‌نشستند و نوکران یا بردگان آن را بر دوش کشیده و حمل می‌کردند: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا 
ب - تخت روان (تخت رونده): .تختی که در سواری پادشاهان باشد و در ولایات بر دو شتر راهوار هموار تعبیه کنند (آنندراج ) - تختی محمل مانند و دارای چهار دسته که بر دو قاطر آنرا بار کرده و مسافر در آن نشیند (ناظم الاطباء) - مرکب سرپوشیده ای است مثل هودج که اشخاص را بواسطه ٔ آن حمل و نقل می نمودند: تارنمای پارسی ویکی
پ - تخت روان: دهی از دهستان چالدران در شهرستان ماکوست  دامنه ای است سردسیر و آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آنان جاجیم بافی است: کتاب  فرهنگ جغرافیایی ایران/ جلد ۴
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ خرداد ۵, جمعه

یادداشتی پیرامون برخی گروه های مشهور "تجدد گریز" در ایران و جهان

مردمان و فرقه هایی که دوستدار و شیفته ی شیوه های پیشین زندگی هستند در دنیای پر آشوب امروز کم نیستند. گروه تجدد گریز و ستیزه گریز " اهل توقف طالقان" در ایران و " آمیش" گروه تجدد گریز و ستیزه گریز در امریکا و کانادا و گروه های تجدد گریز و ستیزه ‌جوی " القاعده" و " طالبان" در افغانستان ، "الشباب" در سومالی ، "ابو سیاف" در فیلیپین و" داعش" در عراق و سوریه، نمونه های بارز گروه های مخالف تجدد و نوگرایی می باشند. در این نوشتار برخی از ویژگی های انواع این گروه ها را بررسی و مرور می کنیم:

گروه تجدد گریز و ستیزه گریز " اهل توقف طالقان": گروهی تارک دنیا هستند که در شهرستان طالقان زندگی می‌کنند. آنان پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی هستند و محل سکونتشان معروف به روستای ایستا است. میرزا صادق تبریزی (۱۲۷۴-۱۳۵۱قمری/۱۲۳۷-۱۳۱۱ خورشیدی)، فقیه و ادیبِ مشهور آذربایجان در قرن چهاردهم بود. پس از حدود ۲۴ سال اقامت در نجف، به زادگاهش بازگشت و مرجعیت آذربایجان را بر عهده گرفت. وی از مخالفان مشروطه و پیامدهای آن بود و در ۱۲۹۲ش با برخی علما به محمدعلی شاه تلگرام فرستاد و خواستار لغو مشروطیت شد. تبریزی در دوره رضا شاه به همدان یا سنندج تبعید شد و پس از آزادی به قم رفت و در همانجا اقامت گزید. در ۱۳۱۱ش /۱۳۵۱ق درگذشت.
از اواخر دهه ی شصت خورشیدی، یک مجموعه ی مسکونی عجیب در شرق شهر طالقان شکل گرفته که مربوط است به پیروان تجددگریز میرزا صادق مجتهد تبریزی که از امکانات مدرن و جدید استفاده نمی‌ کنند. آنها همچنان بر تقلید از میرزا صادق تبریزی باقی مانده ‌اند و به سبک زندگی یک قرن پیش ایرانیان زندگی می ‌کنند. این محل به ترک آباد و فانوس آباد هم مشهور است. تا چند سال پیش اهالی شهرک طالقان آنها را اسماعیلی مذهب می‌ پنداشتند. کتاب «روستای ایستا: پژوهشی درباره اهل توقف در طالقان» نوشته ی حسین عسکری، نخستین پژوهش درباره این طایفه تجددگریز است که با الهام از آرای فقهی میرزا صادق مجتهد تبریزی، روستایی سنّتی و ایستا در طالقان سامان داده اند. آنان شیعه اثنی عشری هستند که بر زندگی دویست سال پیش ایرانیان توقف کرده اند. همچنین شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و یارانه استفاده نمی کنند. میرزا صادق مجتهد تبریزی از آن فقیهانی است که در هر دو حیطه نظر و عمل بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاوردهایش فراوان تأکید می کرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا می داد و از مخالفان سرسخت مشروطیت بود
گروه تجدد گریز و ستیزه گریز " آمیش": یک فرقه مسیحی آناباپتیست است که در سال ۱۶۹۳ به وسیله ی رهبر مِنونی‌های سوئیس، "ژاکوب (یعقوب) آمان" (۱۷۲۰-۱۶۴۴) بنیان نهاده شد. در واقع، این فرقه بواسطه نوعی نگرش اصلاحی به فرقه منونايت (يا همان مخالفان غسل تعمید) بوجود آمد. پیروان اولیه آن در سوئیس و کناره جنوبی رود راین ساکن شدند. این افراد از اوایل قرن ۱۸ میلادی شروع به مهاجرت کردند. بیشتر آن‌ها در ایالات متحده آمریکا و کانادا زندگی می‌کنند و به چند گروه اصلی تقسیم شده‌اند. پیروان فرقه آمیش کماکان بر اساس روش‌های قدیمی نیاکان‌شان مانند استفاده از اسب برای کشاورزی و حمل و

 نقل، روش پوشش سنتی و ممنوعیت استفاده از برق و تلفن در خانه زندگی می‌کنند. آمیش‌ها به ارتش نمی‌پیوندند، از مزایای تامین اجتماعی بهره نمی‌گیرند، بیمه نمی‌شوند و هیچگونه کمک مالی دولت را نمی‌پذیرند. برخی گروه‌های آمیش محدودیت‌های کمتری دارند، بعضی اجازه استفاده از اتومبیل و برق را دارند و ممکن است تشخیص آنها از میان جمعیت انگلیسی زبان‌ها دشوار باشد. بیشتر آمیش‌ها در خانه، به گویشی معروف به هلندی پنسیلوانیایی یا آلمانی پنسیلوانیایی صحبت می‌کنند. بچه‌ها در مدرسه، زبان انگلیسی می‌آموزند. فرقه آمیش از گروه‌های جداگانه‌ای تشکیل شده از نواحی جغرافیایی و جمعیتی مختلف تقسیم می‌شوند. هر ناحیه کاملاً مستقل است و دستورهای ویژه (آیین‌نامه شفاهی) خودش را دارد. در میان آمیش‌های سنتی‌تر، اعضایی که این قوانین را نقض کنند ممکن است طرد و یا اخراج شوند. در کنار ِ دو زبان ِ آلمانی ِ پنیسلوانیایی و انگلیسی که برای تعاملات ِ روزمرّهٔ داخل و خارج ِ جامعه ٔ آمیش به کار می‌روند، نیایش‌ها و آوازهای مذهبی به زبان ِ آلمانی است.
در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، جامعه‌شناسان اعلام كردند كه آميش فرهنگ رو به زوالي است كه به زودي تحت فشار فناوري مدرن و شهرنشيني از هم فرو مي‌پاشد. اما برخلاف اين پيش‌بيني‌ها آميش در نيمه ی دوم قرن بيستم رشد و نمو پيدا كرد. جمعيت آميش سنتي (کهن-شیوه) در سال ۱۹۵۰ فقط ۴۱۰۰ نفر بود اما در سال ۲۰۰۰ اين رقم، رشد تصاعدي یافت. انزوا طلبی جغرافیایی و اجتماعی آمیش‌ها، تعیین جمعیت آنها را دچار مشکل می‌سازد. در سال ۲۰۰۰، آمیش‌های کهن-شیوه در ایالات متحده ۱۹۸۰۰۰ نفر بودند. آمیش‌های کهن شیوه در ۲۱ ایالت به سر می‌برند؛ اوهایو بزرگ‌ترین جمعیت را دارد (۵۵۰۰۰)، سپس پنسیلوانیا (۳۹۰۰۰) و ایندیانا (۳۷۰۰۰). بزرگ‌ترین مراکز اجتماع آمیش در هولمزکانتی در ایالت اوهایو، لنکسترکانتی در ایالت پنسیلوانیا و لگرنج در ایالت ایندیانا وجود دارند. با میانگین ۷ فرزند در خانواده، جمعیت آمیش به سرعت در حال رشد است.
در فرهنگ آمیش، ارزش زیبایی در سادگی دانسته می‌شود. لباسها هرگز نباید وسیله‌ای برای جلب توجه باشند. چاپ هیج طرحی بر روی لباس مجاز نیست. زنان لباس‌هایی ساده و بلند به رنگ یکدست (مثلاً آبی) بر تن می‌کنند. اغلب در خانه از پیش‌بندهای سفید یا سیاه استفاده می‌کنند. همچنین زنان با توجه وضعیت‌شان، سرپوش‌های سیاه یا سفید بر سر می‌کنند. مردها معمولاً شلوار تیره‌رنگ می‌پوشند و یک جلیقه یا کت تیره بر تن دارند. همچنین بند شلوار، کلاه‌های لبه‌دار حصیری یا نمدی سیاه از دیگر ویژگی‌های پوشش مردان است. مجردها ریش و سبیل خود را می‌تراشند و مردان متأهل ریش خود را بلند می‌کنند اما سبیل‌شان را می‌تراشند. گذاشتن سبیل به دلیل ارتباط با نظامی‌گری (به طور سنتی) و فراهم کردن فرصت خودپسندی غیرمجاز است.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی " القاعده":  تشکیلات بین‌المللی نظامی و بنیادگرای اسلامی است که در سال ۱۹۸۸ توسط " اسامه بن لادن" میلیاردر عربستانی جهت مبارزه با شوروی در شهر پیشاور افغانستان تأسیس شد. پدر اسامه بن لادن ۵۷ فرزند داشت. این سازمان از حمایت پاکستان و همچنین ایالات متحده آمریکا برخوردار بود. شبکه ی‌ القاعده در قالب شبکه‌ های نظامی گوناگون فرا ملی و به عنوان یک جنبش رادیکال اسلام سنی فعالیت می‌کند و هدف خود را مبارزه با تأثیرات و دخالت‌های غیرمسلمانان بر دنیای اسلام و گسترش اسلام در جهان می‌داند. اکثریّت اعضای شبکه ی‌ القاعده را پیرو مسلک سلفی می‌دانند. این سازمان در فهرست سازمان‌های تروریستی بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی از جمله شورای امنیت ملل متحد، ناتو، اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفته‌ است. اسامه بن لادن رهبر القاعده در سال ۲۰۱۱ در عملیات نظامی ارتش آمریکا در پاکستان کشته شد و پس از آن "ایمن الظواهری" چشم ‌پزشک مصری رهبری این شبکه را بر عهده گرفته ‌است. شاخه‌های مختلف این شبکه در کشورها و مناطق متفاوتی فعال هستند. جبهه النصره در سوریه و انصارالشریعه در یمن از شاخه‌های القاعده هستند که کنترل بخش ‌هایی از این دو کشور را در اختیار دارند البته در اواخر ژوئیه ۲۰۱۶ جبهه النصره از القاعده جدا شد. القاعده حملات متعددی را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در کشورهای مختلف انجام داده‌اند. حملات ۱۱ سپتامبر مهمترین آن‌ها بود که آمریکا در پاسخ به آن جنگ با تروریسم را با حمله به افغانستان آغاز کرد.
گروه تجدد گریز و ستیزه ‌جوی " طالبان": طالبان به معنای طلبه‌ها (جمع: طلاب)، نام گروهی از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی در دین اسلام است. رهبر کنونی طالبان پس از کشته شدن ملا اختر منصور، " هبت‌الله آخوندزاده" است. در مورد ارتباط طالبان و بن لادن باید گفت که بن لادن سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی به بهانه ی کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود وارد جلال‌آباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. هنوز برخی بر این باورند که حملات تروریستی یازده سپتامبر سیاست خاص آمریکا برای مخدوش ساختن افکار مردم جهان بوده ‌است ولی این اظهارات از سوی هواداران و اطرافیان بن لادن همواره به شدت رد شده ‌است و آنها مسئولیت حملات را بر عهده گرفتند. حمله ی تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا در یک اقدام عاجل اسامه بن لادن رهبر گروه اسلام گرای القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولین فرصت به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشد.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی "الشباب": جنبش جوانان مجاهدین (به عربی: الشباب المجاهدين) معروف به الشباب یک گروه اسلامگرای سومالیایی است که از سال ۲۰۱۲ بخشی از شبکه ی القاعده شده ‌است. این گروه در گذشته بخش‌هایی از مرکز و جنوب سومالی را در کنترل خود داشت اما در سال ۲۰۱۵ شهرهای بزرگ را از دست داده و تنها چند منطقه روستایی را در تصرف خود دارد. تعداد سربازان الشباب در سال ۲۰۱۴ بین ۷ تا ۹ هزار نفر برآورد شده‌است. این گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا و امارات قرار دارد. الشباب هدف خود را «جهاد علیه دشمنان اسلام» می‌داند و بارها به نیرو های دولتی و اتحادیه آفریقا در موگادیشو حمله کرده و عملیات‌های خونباری را در سایر نقاط آفریقا انجام داده ‌است. این گروه در جریان جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، ده‌ها تماشاگر این بازی‌ها را و در سال ۲۰۱۳ با حمله به یک مرکز خرید در نایروبی، پایتخت کنیا ۶۷ نفر را قتل عام کرد و در دوم آوریل ۲۰۱۵ با حمله به خوابگاه دانشجویان دانشگاه «گاریسا» در کنیا ۱۴۸ دانشجوی مسیحی را کشت. هر دو حمله توسط مردان نقابدار مسلح انجام شد که افراد را به رگبار گلوله می‌بستند.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی "ابو سیاف": یک گروه شبه نظامی ستیزه ‌گر اسلامی است که در استان باسیلان فیلیپین از سال ۱۹۹۱ پایه‌گذاری شده است. اعمال این گروه بسیار خشونت آمیز گزارش شده است. این گروه مسئولیت فجیع ترین حمله تروریستی را که در سال ۲۰۰۴ رخ داد و منجر به کشته شدن ۱۱۶ گردید برعهده گرفته است. از زمان آغاز فعالیت‌های این گروه در سال ۱۹۹۱ تاکنون، این گروه به انجام اعمالی مانند بمب گذاری، آدم ربایی، ترور و اخاذی مبادرت ورزیده است. آنها همچنین در جنایاتی مانند آدم ربایی، تجاوز به عنف، تجاوز جنسی به کودک، ازدواج اجباری، اخاذی و قاچاق مواد مخدر دست داشته‌اند.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی " داعش": حکومت اسلامی عراق و شام (به عربی: الدولة الإسلامية في العراق و الشام) با نام اختصاری داعش یک گروه ستیزه‌جوی جهادگرای سَلَفی است که پیروی یک آموزهٔ بنیادگرای وهابی از اسلام سنی است. این گروه که از ژوئیهٔ ۲۰۱۴ ادعای خلافت جهانی کرده است و خود را حکومت اسلامی می‌نامد بخش‌های بزرگی از شمال عراق و شرق سوری و بخش‌های کوچکی را در لیبی، نیجریه و افغانستان در تصرف خود دارد. این گروه به رهبری ابوبکر البغدادی از مجاهدین سلفی جداشده از شبکهٔ القاعده تأسیس شده و با دولت‌های عراق و سوریه و دیگر گروه‌های شورشی مخالف دولت سوریه وارد جنگ شده‌است. داعش یکی از رادیکال‌ترین گروه‌های اسلام‌گرا در خاورمیانه است. آن‌ها علاوه بر عراق و سوریه بخش‌هایی از لیبی و نیجریه را نیز در کنترل خود دارند و گروه‌های هم‌پیمان آن در نقاط دیگر دنیا مثل افغانستان و آسیای جنوب شرقی نیز فعال هستند. ریشهٔ داعش به جماعت توحید و جهاد می‌رسد که در سال ۱۹۹۹ به رهبری ابومصعب الزرقاوی تأسیس شد و در سال ۲۰۰۴ به شبکهٔ القاعده پیوست و پس از آن به القاعده عراق معروف شد. این گروه که وارد جنگ با دولت عراق و نیروهای آمریکایی مستقر در عراق شده بود در سال ۲۰۰۶ با چندین گروه اسلام‌گرای دیگر ائتلاف کرد و «مجلس شورای مجاهدین» را تشکیل داد که یک قدرت مهم در استان انبار وسیع‌ترین استان عراق محسوب می‌شد...  هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق آمریکا به نقش کشورش در حمایت از جریان تروریستی اعتراف کرده است، او می‌گوید: "یادمان باشد کسانی که امروز با آن‌ها می‌جنگیم را ۲۰ سال پیش خودمان به وجود آوردیم، ما این‌کار را کردیم چون با شوروی در جدال بودیم، آن‌ها به افغانستان حمله کردند و ما نمی‌خواستیم آن‌ها در آسیای میانه تسلط داشته باشند، به همین خاطر دست به‌کار شدیم".
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
همچنین نگاه کنید به
اهل توقف طالقان: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
زندگی عجیب اهالی روستای ایستا در طالقان: تارنمای نمناک
میرزا صادق تبریزی: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
کتاب «روستای ایستا: پژوهشی درباره اهل توقف در طالقان»: تالیف حسین عسکری
کتاب "تجدد و تجدد ستیزی در ایران': تالیف دکتر عباس میلانی
آمیش: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
آشنایی با آمیش ها؛ سرخوردگان تمدن غرب: تارنمای پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز
القاعده: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
طالبان: تارنمای ویکی پدیا
الشباب (گروه نظامی): بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
ابو سیاف: تارنمای ویکی پدیا
داعش: تارنمای ویکی پدیا
سروده هایی در زمینه ی "تجدد": تارنمای گنجور
تجدد و توقف و قهقرا: سروده ی دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/05/blog-post_26.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها