سه‌شنبه ۹ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۴۳ - ازدواج آریایی ها در ایران باستان

ایرانیان باستان چگونه ازدواج می کردند: خانواده که امروز نیز از مقدس ترین نهادهای اجتماعی به شمار می رود، همواره در  سرزمین ایران از اهمیت والایی برخوردار بوده است. در آن زمان که زن ربایی و حتی خرید زن در میان بسیاری از ملل و اقوام هند و اروپایی معمول و متداول بود، ازدواج ایرانی در سایه ی نظم و نسقی که آیین زرتشت آورده بود، نتیجه ی پذیرش و رضایت زن و مرد برای ازدواج با یکدیگر بود. وجود ایزد بانوانی چون آناهیتا و نقش آنان در تفکرات ایرانی اهمیت خانواده را بیشتر می نمایاند. آناهیتا با صفات نیرومندی، زیبایی و خردمندی، به صورت ایزد بانوی عشق و باروری نیز در می آید، زیرا چشمه حیات از وجود او می جوشد و بدین گونه «مادر خدا» نیز می شود. به نظر ایرانیان، ازدواج نتیجه تراضی زن و مرد بود و این ازدواج در آن واحد معنی مذهبی و اجتماعی داشت. زندگی زناشویی و خانواده از لحاظ اجتماعی نیز از اهمیت والایی برخوردار بود تا بدان جا که در زمان ساسانیان، شاهنشاهان، به عنوان نمایندگان راستین اهورامزدا در روی زمین از ازدواج مردم حمایت می کردند. دولت هر سال برای عده زیادی از دوشیزگان نیازمند جهاز فراهم می آورد و دختران بی صاحب و بی جهاز را به خرج خود شوهر می داد و در انجام دادن این گونه نیکوکاری ها خسرو انوشیروان سرآمد دیگر پادشاهان ساسانی بود. ایرانیان آن چنان به خانواده اهمیت می دادند که از مشاغلی که مستلزم تجرد بود یا از زندگی حادثه جویانه که مردان را مدتی دراز از کانون خانواده دور نگه می داشت، مانند دریانوردی و بازرگانی، خوش شان نمی آمد.حتی سربازان ایرانی همه زن داشتند و دلبسته اجاق های خانوادگی خود بودند و هر سال، جز چند ماهی خدمت به شاه مملکت دینی به گردن نداشتند. خانواده از چنان بنیان محکمی برخوردار بود که حتی بچه دار نشدن و نازایی زن دلیلی بر برهم خوردن پیمان زناشویی نبود. زرتشتیان در این گونه موارد به راحتی بچه ای را به فرزندی می پذیرفتند.
اقسام ازدواج در ایران باستان: در مورد انواع پیوند زناشویی در ایران باستان گفتنی است که زن و مرد به ۵ صورت و تحت عناوین  گوناگون پیوند زناشویی می بستند که هر یک جداگانه به شرح زیر است:
۱ - پادشاه زن : این نوع ازدواج به حالتی گفته می شد که دختری پس از رسیدن به سن بلوغ با موافقت پدر و مادر خود با پسری ازدواج می کرد و پادشاه زن از کاملترین حقوق و مزایای زناشویی برخوردار بود و همه دخترانی که برای نخستین بار و با رضایت پدر و مادر ازدواج می کردند، پیوند زناشویی آنان تحت عنوان پادشاه زن ثبت می شد..
۲ - چاکر زن : این نوع ازدواج به حالتی اطلاق می شد که زنی بیوه به عقد و ازدواج با مرد دیگری در می آمد. این زن با زندگی در خانه شوهر دوم خود حقوق و مزایای پادشاه زن را در سراسر زندگی مشترک دارا بود، ولی پس از مرگ آیین کفن و دفن و سایر مراسم مذهبی اش تا سی روزه توسط شوهر دوم یا بستگانش برگزار می شد. ولی هزینه های مراسم بعد از سی روزه به عهده بستگان شوهر اولش بود، چون معتقد بودند در دنیای دیگر این زن از آن نخستین شوهر خود خواهد بود و به همین علت پیوند دوم او تحت عنوان چاکر زن یاد می شد. حال برای برخی ناآگاهان پیوند زناشویی از نوع چاکر زن را اختیار کردن زن صیغه ای توسط پدران ما در گذشته قلمداد کرده و پادشاه زن را زن عقدی بیان می کنند که صحت ندارد.
۳ - ایوک زن: این نوع ازدواج زمانی اتفاق می افتاد که مردی دختر یا دخترانی داشت و فرزند پسر نداشت و ازدواج تنها دختر یا کوچکترین دخترش تحت عنوان ایوک ثبت می شد و رسم بر این بود که اولین پسر تولد یافته از این ازدواج به فرزندی پدر دختر در می آمد و به جای نام پدرش نام پدر دختر را بعد از نامش می آوردند و این نوع ازدواج باعث شده که برخی افراد غیر مطلع برچسب ازدواج با محارم را به زرتشتیان بزنند و اظهار کنند که پدر با دختر خود ازدواج می کرده است.
۴ - ستر زن: وقتی که فرد بالغی بدون ازدواج در می گذشت، پدر و مادر یا خویشان این فرد موظف بودند به خرج خود و به یاد فرد درگذشته دختری را به ازدواج پسری در می آورند. شرط این نوع ازدواج آن بود که دختر و پسر متعهد می شدند که در آینده یکی از پسران خود را به فرزند خواندگی فرد درگذشته بدون زن و فرزند درآورند.
۵ - خودسر زن: اگر دختری و پسری پس از رسیدن به سن بلوغ برخلاف میل والدین خود خواستار ازدواج با یکدیگر می شدند و مصر بر این امر نیز بودند، با وجود مخالفت والدین ازدواج آنها منع قانونی نداشت و زیر عنوان خودرای زن ثبت می گردید و در این بین دختر از ارث محروم می شد، مگر اینکه والدینش به خواست خود چیزی به او می دادند یا وصیت می نمودند که بدهند.
همراهان عروس و داماد در مراسم ازدواج: ایرانیان باستان به جشن عروسی سور میگفتند عروس لباس سبز می پوشیده و تور یا پارچه ای سبزرنگ روی سرمی انداخته، داماد نیزعرقچین سبز بر سر و روی شانه راست او چادرشب یا دستمال سبز انداخته می شده در پشت سرداماد برادر یا یکی ازبستگان بسیار نزدیک او می ایستاده و دردست (یا در سینی کوچک) یک دستمال سبز،یک انارشیرین یک تخم مرغ یک قیچی و کمی نقل و شیرینی و آویشن همراه با نخ و سوزن سبز رابالای سرداماد نگه می داشته، یا در داخل سفره ای به نام سفره گواه (سفره عقد) قرار می دادند.
سفره ی گواه گیری (سفره ی عقد) معمولا سبز رنگ و دارای اشیاء و مواد زیر بوده است:
۱ کتاب اوستا و بسته ی باز نشده شمع یا لاله یا چراغ روشن: نشان این است که عروس و داماد وبعدها فرزندانشان تابع قوانین دین بوده و باید برابر دستورات آن رفتار کنند.
۲ - قند سبز: نشان سبزبختی وشیرین کامی است که بعد از گواه گیری (عقد) به عنوان هدیه به موبدی که گواه گرفته می دهند.
۳ - چادرشب یا شال سبز: که بر روی شانه داماد می اندازند نشانه این است که از این به بعد مخارج زندگی بردوش داماد است و انداختن پارچه سبز بر روی سفره عقد به جای آن به همین مفهوم می باشد.
۴ - تخم مرغ: به این معنا است که همه اختیاراتی که پدر و مادر عروس و داماد درحق فرزندانشان داشته اند را از خود سلب کرده و به یک تخم مرغ مصالحه کرده وآن را بیرون می اندازند و از آن به بعد درصورتی که از آنها خواسته شود راهنمایی خواهند کرد ولی زوج جوان را مجبورنمی کنند که مطابق میل ایشان رفتارکنند.
۵ - انارشیرین : نشانه شیرین کامی و فرزندان زیاد است.
۶ برگ آویشن مخلوط با برنج و سنجد ونقل: نقل نشان شیرین کامی/ برنج (درگذشته جو بکارمی بردند) نشانه برکت زندگی/ سنجد محرک عشق و دلدادگی/ آویشن نشانه خوش بویی و سرزندگی است که موبد هنگام خواندن اوستای تندرستی روی شانه عروس و داماد می ریزد.
۷ - نخ و سوزن: نشان پیوند و دوختن است،اگر در زندگی زناشویی رخنه ای پدید آید یا فاصله ای ایجاد شود باید با نخ و سوزن مینوی(معنوی) آن را بدوزند و نگذارند بزرگتر شود.
۸ - قیچی: از دو تیغه درست شده و زمانی که دو تیغه با هم کارکنند برش ایجاد می شود یعنی عروس و داماد نقش دو تیغه قیچی رادارند که با همدلی وهم اندیشی وهمکاری می توانند زندگی را پیش ببرند : تارنمای ایران ویج
http://www.iranvij.ir/?p=1855792
ازدواج پسندیده در ایران باستان: خویدوده یا خوه‌ دوده مفهومی است در دین زرتشتی که در آن اشاره به نوعی ازدواج پسندیده و خوب می‌شود. در مورد شیوه ی این ازدواج بین محققین اختلاف نظر وجود دارد. علیرضا شاهپور شهبازی و علی‌اکبر جعفری معتفدند از آنجا که به گفته آنها در منابع کهن مانند گاتها و اوستا معنایی از ازدواج با محارم راجع به خویدوده وجود ندارد و البته در منابع بعدی همچون دینکرد و تفاسیر موبدان که مربوط به اواخر دوره ساسانی می‌باشد از ازدواج با محارم سخن به میان آمده است و همین طور زرتشتیان حال حاضر چنین معنایی را قبول ندارند و خویدوده را ازدواج با خویشان نزدیک مانند عموزادگان می‌دانند باعث شده که محققان خویدوده را ازدواج با خویشاوندان نزدیک بدانند که در اواخر دورهٔ ساسانی معنای ازدواج با محارم در آن رسوخ کرده است...
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%AF%D9%87
زنان و موضوع ازدواج آن ها در ايران باستان: بيشتر ازدواج ها در دوران اقتدار هخامنشي جنبه سياسي داشت و بدين طريق بود که زنان در حيطه نفوذ فرمانرويان پارسي در مي آمدند. چهره آرماني زن در چنين جامعه اي «قواعد و هنجارهاي اجتماعي مشخصي را مطرح مي کرد که در چارچوب آن، زن به عنوان انسان زاينده مي توانست زنده بماند، آبستن شود و فرزند خويش را به دنيا آورد و پرورش دهد، دراين رفتار زيستي مايه بقاي اجتماع است، زن از ياوري و پشتيباني زوج خود بهره مند مي شد». در کتاب مقدس زرتشتيان، زن به عنوان يکي از دو جنس بشر که نقش وجايگاه ويژه در زندگاني اجتماعي دارد، مطرح است.. پيامبر زن را فرا مي خواند تا بيانديشد و خود دين خويش را برگزيند. از سويي وي يکي از افراد گروه اجتماعي است و نقش خاص خود را بايد چونان دختر، همسر و مادر در خانواده ايفا کند. در اين جا، زن سهم طبيعي و زيستي زايمان و پرورش نوزاد را بر عهده دارد که موجب دوام جامعه و بقاي نسل و نوع بشر است. وجدان زن آزاد است که بر اساس راي و نظر خود آنچه را بهتر مي داند، اختيار کند».
در دوران اشکاني در ميان نجبا، طبقه ی اشراف همچون خاندان سلطنتي، تعداد زوجات متداول بود، اما تنها يک زن حفظ کانون خانوادگي را بر عهده داشت. اين زن مي توانست در صورت نارضايتي از همسر طلاق گيرد. در طبقات پايين جامعه رسم تعدد زوجات معمول نبود، زيرا مردم به سنت هاي گذشته خود گرفته بودند. مرد مي توانست همسر خود را به آساني طلاق دهد. در اين دوره نشانه هايي از اقتدار زن و شرکت او در حکومت بازمانده است.
در دوران ساساني، زنان در جامعه و خانواده نقش ها و شرایط مختلف داشتند و حقوق آنان در اين دوره قابل توجه بود. زن حق مالکيت داشت و مي توانست قيم پسر خود باشد و از بدرفتاري شوهر به دادگاه شکايت برد. در مواقع طلاق، رضايت طرفين شرط اساسي بود. در کتاب ماتيکان هزاردستان حقوق اجتماعي زن به وضوح شرح داده شده است. در نوشته هاي ديني زرتشتي اين دوره، حقوق زن را از پيش تعيين مي کردند و بسياري کمتر از آنچه در مورد جنس مذکر ديده مي شد، امکان رهايي و تنوع براي حيات او وجود داشت... اهميت دشواري هاي ذاتي، و نيز قيود اجتماعي بسياري بايد ادامه مي يافت که زن را پايبند و مقيد مي گرداند. از آثار فارسي ميانه ساساني برمي آيد که اقتدار سياسي- اجتماعي بيشتر بر عهده مردان است و مردان اند که در راس چهار طبقه مهم اجتماعي قرار مي گيرند؛ چندان که جامعه اي دودمان سالار با پدر سالار را نقش مي زنند. اين اقتدار سياسي، اجتماعي، خود از دين ريشه مي گرفت. در اين دوره پدر نماينده ی اقتدار خانوادگي است، اختيارات اجتماعي و خانوادگي، حق مالکيت، حق قضاوت و منصب پيشواي ديني بر عهده اوست. با اين حال زن در کانون خانواده قدرت داشت و به عنوان مادر خانواده و کدبانو نقش اجتماعي را ايفا مي کرد. همسر مي توانست در اموال شوي خود شريک باشد. پس حق مالکيت او محفوظ مانده بود و در اموال شوهر حق تصرف داشت. اختيار دختر به دست پدر و پس از او، به دست برادر بود و بي رضايت او، ازدواجش قانوني نبود. اما پس از ازدواج ناگزير به اطاعت از شوهر بود.
http://www.unp.ir/article/university/sociology/2055
اشاره ای به ازدواج پادشاهان ایران باستان با ملکه‌ های چین: تاجیک‌های چین گروهی از مردمی ایرانی تبار هستند که در خاک چین بسر می‌برند. این قوم هرچند در چین تاجیک نامیده می‌شوند اما در واقع هم‌تبار با پامیری‌های تاجیکستان و افغانستان هستند. بیشتر آنها به زبان سریکالی و عده کمتری به زبان وخی سخن می‌گویند که هر دو به گروه زبان‌های پامیری در شاخه زبان‌های ایرانی شرقی تعلق دارند. در متون کهن چینی به این قوم اشاره شده‌است. در سلسلهٔ تانگ تاجیک‌های چین با عنوان «چینا دوا گوتراً» معرفی شده‌اند. برخی‌ها ایشان را از سرزمین هان معرفی کرده‌اند. در این باب افسانه‌ای قدیمی رایج است که ورود ایشان به چین از دورهٔ ازدواج شاهنشاه ایران باستان با ملکه‌ های چینی بوده است.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%AC%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%86%DB%8C%D9%86
در روزگار هخامنشی: شاه همسر خود را‌ یا از خانواده‌ ی هخامنشی برمی‌گزید و ‌یا از شش خانواده‌ی بزرگ پارسی؛ این زن شهبانو می‌شد. گاه شاهان، چندین همسر بر می‌گزیدند، چنانکه داریوش برای تثبیت جایگاه خود، چند همسر از خاندان کورش را برگزید. در روزگار افول هخامنشیان، شاهان هخامنشی افزون بر شهبانو دارای زنان دیگری نیز بودند که آنها را زنان غیر عقدی می‌گفتند؛ چنانکه هرودت می‌گوید پارسیان هریک چند همسر برمی‌گزینند و شمار بیشتری هم بستر دارند. البته این، تنها برای شاهان و شاید درباریان است و زندگی توده‌ی مردم برپایه ‌ی تک همسری بوده است. در دیانت زرتشت و زندگی آریاهای نخستین، ازدواج بر پایه تک همسری بوده است. بعدها مردان مجاز به گزینش  همسر دیگری با رعایت حقوق همسر نخست بودند. در همه ی متون پهلوی  در «مادیکان هزار دادستان» تنها‌ یک نمونه از دو زنه بودن می‌ بینیم و این امر دلیل آن است که چنین کاری نادر بوده است. به گفته‌ی استرابو]، مراسم ازدواج در آغاز نوروز برگذار می‌شده است؛
http://arianam.persianblog.ir/post/41
در ایران باستان و بنا بر قوانین دوره ی ساسانی: دختران خود همسر خویش را انتحاب می کردند. هنگامی که بهرام گور،پادشاه معروف ساسانی از دختران یک مرد روستایی ساده درخواست ازدواج می کند؛ روستایی، پاسخ را به دختران خود وا می گذارد. در شاهنامه زنان دلاور و خردمندی چون کتایون و تهمینه، همسر خویش را انتخاب کرده و برای یافتن همسر خود همه ی مرزهای سیاسی و طبقاتی را زیر پا می گذارند. زرتشت نیز در اوستا برای ازدواج و تشکیل خانواده منزلت والایی دیده است. در یسنا آمده است: عروس و داماد این کلمات را به شما می گویم: زندگی سرشار از شادی داشته باشید و به حقوق یکدیگر احترام بگذارید. بی گمان زندگی شیرینی خواهید داشت.
http://www.beytoote.com/art/negah-gozashte/zoroaster-bridal.html

یادداشت پایانی
١ - بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا در نوشتاری پیرامون "زنان در ایران باستان" اشاراتی به برخی پادشاهان ایران باستان و ازدواج آریایی ها دارد و علاقه مندان می توانند به تارنمای مزبور مراجعه نمایند.
۲ - آگاهی های بیشتری درباره ی "مراسم و آیین عقد زرتشتیان" را می توان در نوشتاری به زبان انگلیسی در تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا یافت.
۳ - دانستنی های دیگری در مورد "آناهیتا" را می توان در نوشتاری از همین نگارنده در بخش ٤١ این مجموعه پی گیری نمود.

دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post_30.html
xxxxx
 Notes on Aryans: The Marriages of Aryans in Ancient Iran
Abstract: To be posted
Collected & Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html

دوشنبه ۸ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

عینک نامه


عینک در فرهنگ واژه ها
١ - عینک = چیزی که از بلور و شیشه سازند و پیش چشم گذارند (آنندراج) - آلت ابصار که از قطعه های بلور محدب و یا مقعر ساخته شده بنحوی که مرئیات دوررا به اعانت آن بخوبی میتوان تشخیص داد -  (ناظم الاطباء) - آلتی مرکب از قطعات بلور محدب یا مقعر که برابرچشم نصب کنند تا بهتر اشیاء را از نزدیک یا دور ببینند و یا چشم را از اشعه ٔ آفتاب محفوظ دارند: لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
٢ - عینک = یک جفت شیشه طبی که در قابی دارای دو دسته قرار گرفته ، آن را به چشم می نهند برای کمک به چشم های ضعیف یا برای محافظت چشم در برابر نور شدید آفتاب: فرهنگ فارسی معین
٣ - عینک = وسیله‌ای دارای دو شیشه و دو دسته که برای بهتر دیدن یا محافظت چشم از آفتاب روی بینی می‌گذارند - آیینک: فرهنگ لغت عميد
٤ - عینک = آلت دسته دار و دارای عدسی است که آن را روی بینی برابر چشم می گذارند تا اشیا را بهتر ببینند : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
۵ - عینک = به قاب‌های دارای عدسی شیشه‌ای گفته می‌شود که در جلوی چشم‌های انسان قرار داده می‌شود تا دید و سوی چشم‌ها را بهتر کند. گاه هم از عینک‌ها تنها به منظور زیبایی و زینت یا محافظت از چشم‌ها استفاده می‌شود. عینک‌های ویژه‌ای هم وجود دارد که برای مشاهده صحنه‌های سه‌بعدی یا واقعیت مجازی بکار می‌روند. نخستین عینک قابل قرار دادن روی صورت را سالوینو دآمراتی  اهل ایتالیا، در سال ۱۲۸۴ میلادی ساخت: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
انواع عینک
◄عینک آفتابی : عینکی با عدسی‌های تیره است که برای محافظت چشم از نور شدید محیط به کار می‌رود.
◄عینک طبی : به عینکی که عدسی آن شعاع های نور عبور یافته را به هم نزدیک نموده یا دور سازد (واگرا یا همگرا باشد) عینک طبی می‌گویند. عینک طبی برای اصلاح دید در عیوب انکساری چشم به کار می‌رود. اصلاح دید نزدیک‌بینی با عدسی مقعر یا واگرا و اصلاح دید دوربینی با عدسی محدب یا همگرا است. در پیرچشمی از دو عینک یکی برای دور و یکی برای نزدیک یا عینک دودید استفاده می‌کنیم. در آستیگماتیسم از عینک استوانه‌ای کمک می‌گیریم که دارای محور است. برخی مردم عینک می‌زنند تا بتوانند واضح ببینند. عینک‌ها عدسی‌هایی از جنس شیشه یا پلاستیک دارند که پرتوهای نور را قبل از ورود به جشم منحرف می‌کنند. آن گاه عدسی چشم می‌تواند نور را چنان متمرکز کند که تصویر واضحی از جسم بر روی شبکیه، که در عقب چشم واقع است، تشکیل می‌شود
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%DB%8C%D9%86%DA%A9
◄عینک پنسی  ؛ عینکی که بجای دسته ، بوسیله ٔ پنس بر بینی نصب شود.
◄عینک دسته دار ؛ آن نوع از عینک که دو دسته دارد و انتهای دسته ها در طرفین سر و بالای محل اتصال گوش به سر متکی میشود. مقابل عینک پنسی که بوسیله ٔ گیره ای بر بالای بینی قرار می یابد.
◄عینک دوربین  ؛ عینکی است که برای واضحتر دیدن اشیاء دور بکار برند.
◄عینک دورنما ؛ نوعی از عینک که چیزدور از او قریب نماید. عینک دوربین . (آنندراج ) :
◄عینک ذره بینی  ؛ عینکی که شیشه ٔ آن را از ذره بین ساخته باشند و برای چشمانی که توانائی دید آنها کم باشد بکار رود.
◄عینک طلقی  ؛ عینک که بجای شیشه ، از طلق در آن استفاده شود و بهنگام کوه پیمائی وصحرانوردی و از آن قبیل ، آن را بکار میبرند، چه خطرشکستن و آسیب رساندن بچشم ندارد.
◄عینک نزدیک بین  ؛ عینکی است که برای واضحتر دیدن اشیاء نزدیک بکار برند.
◄عینک نمره دار ؛ عینکی که شیشه ٔ آن از ذره بین باشد و بحسب مقدار ضعف چشم ، درجات قدرت ذره بینی آن کم و بسیار شود.
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-7eba39a4ee07496aa3742a2ed9898b13-fa.html
◄عینک گوگل : در واقع یک کامپیوتر پوشیدنی به حساب می آید. گوگل با یک طراحی ساده و معمولی سعی بر آن داشته رغبت مضاعفی برای کاربران در استفاده از این تکنولوژی نو ظهور ایجاد نماید. عینکی با وزن کمتر از یک عینک آفتابی با یک باطری به طول عمر ۶ ساعت کار که گوگل قصد دارد آن را به یک روز افزایش دهد: بسیاری تارنماها
عینک در تاریخ
١ - بنظر می رسد در زمان مصریها، یونانی ها و رومی های باستان هیچ گونه وسیله کمک بینایی وجود نداشته است این نظر از روی نامه یک فرد رومی که صد سال پیش از میلاد نوشته شده ودر ان تاکید دارد او بخاطر سن زیادش واینکه دیگر نمی تواند مطالعه کند وبرای اینکار باید به بردگانش متکی باشد استعفا می دهد تایید می گردد. مشهور است که تراژ دی نویس رومی "سنکا" که در سال چهارم پیش از میلاد می زیسته است کتابها را با نگاه کردن از طریق یک کره شیشه ای پر اب که باعث بزرگنمایی می شده مطالعه می کرده است. نرو از یک زمرد که انرا نزدیک چشمش نگه می داشته است برای تماشای جنگ گلادیاتورها استفاده می کرده است. البته این دلیل کافی برای این نیست که بگوییم رومی ها از خواص لنزها اطلاعی داشته اند زیرا این احتمال وجود دارد که نرو از زمرد بخاطر رنگ سبز ان که باعث کاهش نور خورشید می شود استفاده می کرده است. "پولومی" اصول کلی بزرگنمایی را شرح داده ولی لنزهایی که در ان موقع وجود داشته است برای بزرگنمایی مناسب نبوده است قدیمی ترین لنز شناخته شده در خرابه های "نینوا" باستانی کشف شده که از کریستالهای سنگی جلا داده شده ساخته شده است و قطر ان یک و نیم اینچ می باشد. اریستوفان در کتاب ابرها از یک شیشه نام می برد که برای ایجاد سوراخهایی در پوست خشک حیوانات بکار برده می شده است و همچنین استفاده از شیشه های سوزان را برای پاک کردن نوشته از روی قرص موم ذکر می کند طبق اظهار "پلینی" پزشکان انرا برای سوزاندن زخم ها استفاده می کرده اند. در حدود سال صدم بعد از میلاد سنگ مخصوص مطالعه یا انچه که ما انرا به عنوان شیشه بزرگنمایی کننده می شناسیم پدیدار شد این وسیله در واقع قطعه ای از یک کره شیشه ای بود که در مقابل متن مورد مطالعه قرار داده می شد تا حروف را بزرگ نماید این وسیله راهبان پیر را قادر به مطالعه می ساخت و احتمالا این نخستین وسیله کمک بینایی بوده است. ونیزیها یاد گرفتند که شیشه را برای ساختن این وسیله تولید نمایند وبعدها نیز لنزهایی را که بجای قرار گرفتن بر روی متن مورد مطالعه در یک فریم در مقابل چشم جای می گرفت. بعضی وقتها گفته می شود که چینیها عینک را دو هزار سال قبل ساخته اند ولی ظاهرا آنها تنها از این وسیله برای مراقبت از چشم ها یشان در برابر نیروهای شیطانی استفاده می کرده اند
http://museum.tbzmed.ac.ir/tazeha.aspx?id=7
٢ - نخستین عینک قابل قرار دادن روی صورت را سالوینو دآمراتی  اهل ایتالیا، در سال ۱۲۸۴ میلادی ساخت: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%DB%8C%D9%86%DA%A9
٣ - بَنا به گواهی متونِ تاریخی و اسناد بر جای مانده؛ نخستین عینک ها در ایران بَر روی چشمِ چند نفر از فرنگ برگشته ها در طی دوران حکومت سلطان مظفرالدین شاهِ قاجار رؤیت شد و پس از آن چند دیپلمات ایرانی که برای آنان عینک تَجویز شده بود به استفاده از این وسیله روی آوردند، امّا واکنش مردم نیز در این میان منحصر به فرد بود، چنانچه جعفر شهری می نویسد: این عینک ها چنان بینندگان آن را به خود جلب می نمود که گمان می کردید آل (از طوایفِ شیطان) و دجّال دیده اند، چنانچه از لحظهٔ برخورد تا دور شدنِ از هم همچنان چهارچشمی زل زده به چشمان و عینکش خیره می شدند و پس از رّد شدن هم به طرفش برگشته دوباره و چندباره به عینکش می نگریستند
http://www.iroon.com/irtn/blog/6777
٤ - ایرانی ها مخترع اولین عینک: بر پایه کاوش هایی که در سال ۱۳۴۱ در یانیک تپه آذربایجان انجام شده شیی استخوانی شبیه عینک متعلق به ۳۵۰۰ سال قبل ازمیلاد یافت گردید که با تلاش متخصصان بینایی سنجی اثبات شد که آن شیی ، کاربرد عینک را داشته است
http://farhangschool6.ayimasearchmarketing.com/post-566192.html
عینک در جغرافیا
معدن مس عینک: در منطقه ی «عینک» و این منطقه در ۳۰ کیلومتری جنوب غربی کابل و شاهراه بین‌المللی تورخم اسلام قلعه قرار دارد. این معدن بزرگترین معدن مس در افغانستان و دومین معدن مس در سطح جهان می‌ باشد. ذحایر مجموعی این معادن ۱۱٫۳ میلون تن مس و مقداری محدودی از طلا ارزیابی شده است. مس عینک برزگترین پروژه معدن کاری افغانستان است که طی سال های اخیر اقدام به استخراج و استفاده از آن شده است
http://middleeastpress.net/?p=33529
عینک در برخی گفتاوردها و گفتمان ها
عینک صاف دلان دورنما می باشد: صائب - صبح پرّی چو گشت دیده گداز/عینک دیده دیده ٔ دل ساز: مکتبی - دیده بیمار است بینی بار عینک میکشد: صائب/ به خنده گفت: تو خود را ببین که آن همه هست/ ولی به چشم تو آن، عینک جوانی نیست: شهریار - عینک سواد نمی آره : ضرب المثل فارسی
https://www.google.com
زنجیره ی "عینک" : در برخی از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/02/blog-post_88.html
رباعی عینک
عینک به چشم، پسندیده زیور است
 وز بهر_ چشم ، بسا یار و یاور است
گاهی، برای خواندن اوراق_ دفتر است
 گاهی، برای دیدن رخسار_ دلبر است!
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/02/blog-post_7.html
زنجیره ی "عینک" در برخی کتاب ها و نوشتار ها
عینک ها را بشکنیم - ترجمه ی ارغوان گلباز
https://www.google.com
آشنایی با تاریخچه عینک
http://museum.tbzmed.ac.ir/tazeha.aspx?id=7
ایرانی ها مخترع اولین عینک بوده اند
http://farhangschool6.ayimasearchmarketing.com/post-566192.html
عینک گوگل - نوشتاری از وحید شهبازی
https://www.google.com
وقتی کودک از عینک زدن خودداری می کند؟ - نوشتاری از دکتر گاربر - ترجمه ی شاهین خز علی،هومن حسینی نیک،احمد شریف تبریزی
http://www.sadeghi8.blogfa.com/cat-46.aspx
شازده عِینکی میرزا قَلَمدون - نوشتار ی از شراب قرمز
http://www.iroon.com/irtn/blog/6777/
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post_29.html
The Booklet of Glasses/ in Persian: Aynak Naameh
Abstract: Definitions/ Different Types of Glasses/ In History/ In Geography/ In Some Books and Articles/ In Some Quotations/ In Persian Proverbs/ Chain of Poems on "Glasses" in  English & Persian/ A Quatrain on “Aynak” by MSN
Collected & Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

جمعه ۵ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

یادداشت هایی پیرامون زندگی و برخی نظریات سیماغیاثی مشهوربه "سیما کِنِدی" نخستین نماینده ی ایرانی تبار مجلس عوام بریتانیا


 
ماجرای زندگی او
سیما غیاثی مشهور به "سیما کِنِدی" در سال ۱۹۷۴ میلادی (۱۳۵۲ خورشیدی) در بریتانیا از پدر ایرانی و از مادر ایرلندی متولد شد و تا ۴ - ۵ سالگی در ایران بود. بعد از انقلاب ایران در ۱۹۷۹ (۱۳۵۷ خورشیدی) خانواده‌ او مانند بسیاری دیگر مجبور به ترک وطن شدند. سیما کِنِدی، نخست در رشته حقوق تحصیل کرد و بعد با شرکت‌های متفاوتی همکاری نمود و همزمان به فعالیت‌های داوطلبانه و افتخاری پرداخت. او در فاصله ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۷ فارسی و فرانسه را در دانشگاه کمبریج خواند و در آن دوران، تاریخ ایران پس از اسلام را آموخت و کتاب‌هایی مانند شاهنامه، بوستان سعدی، مولوی، حافظ و منطق الطیر عطار را مطالعه کرد. سیما کِنِدی ضمن عضویت در حزب محافظه کار در انتخابات سال جاری در ماه مه ۲۰۱۵ توانست از منطقه ی ریبل جنوبی در غرب انگلستان راهی مجلس عوام شود. او همسر "پل کندی" است و سه فرزند پسر دارد: منابع و تارنماهای گوناگون
https://www.google.com
برخی از نظریات سیما کندی
۱ - در اولین سخنرانی در مجلس عوام بریتانیا : «من بار سنگینی را به عنوان یک ایرانی در این مجلس بر دوش خود احساس می‌کنم. من صدای مادرانی در ایران هستم که هیچ صدایی ندارند، صدایی که  به واسطه همکارانم، دوستان، خانواده‌ام و کسانی که به من رای داده‌اند به اینجا رسیده است».
۲ - بسیاری از شهروندان بریتانیا تصویر نادرستی از ایران دارند و باید در این مورد کار کرد.
۳ - دموکراسی در ایران می‌بایست از میان خود مردم ایران و بر اساس خواسته‌های آنان برخیزد و نه یک خواست بیرونی
https://www.google.com
تارنمای شخصی او
http://www.seemakennedy.co.uk/
ماجرای زندگی او/ به زبان انگلیسی
http://www.seemakennedy.co.uk/about-seema-kennedy
متن کامل مصاحبه ی کیهان لندن با سیما کِنِدی
http://kayhanlondon.biz/fa/1394/04/03/%DA%AF%D9%81%D8%AA%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%B5%DB%8C-%DA%A9%DB%8C%D9%87%D8%A7%D9%86-%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%DA%A9%D9%90%D9%86%D9%90/
درباره ی مصاحبه ی کیهان لندن با سیما کِنِدی/ به زبان انگلیسی 
http://iranian.com/posts/an-interview-with-seema-kennedy-the-member-of-british-parliament-52966

تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post_26.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

یادی از برخی هنرمندان ایران: ۲۵ - الهه و چند ترانه ی مشهور او

ماجرای زندگی او
بهار غلامحسینی معروف به الهه (۱۳۱۳ - ۲۴ مرداد ۱۳۸۶) از شاگردان عبدالله دوامی، استاد بزرگ ردیف موسیقی ایران و غلامحسین بنان، از خوانندگان نامدار موسیقی سنتی ایران بود و در سن ۲۷ سالگی صدای او مورد توجه داود پیرنیا، تهیه کننده برنامه گل‌ها در رادیو ایران قرار گرفت. نخستین پخش رسمی صدای الهه با نام پریچهر در فیلم «مردی که رنج می‌برد» بود که در سال ۱۳۳۶ اکران گشت. الهه با اجرای ترانه ی معروف «رسوای زمانه» که شعر آن را بهادر یگانه سروده بود با آهنگسازی همایون خرم به رادیو راه یافت و به مدت پانزده سال از خوانندگان اصلی برنامه گلها بود، بسیاری از ترانه‌هایی که با صدای الهه خوانده شده از ساخته‌های همایون خرم است. از جمله مشهورترین اجراهای او خواندن ترانه «از خون جوانان وطن لاله دمیده»، ساخته و سروده عارف قزوینی بود که روح‌الله خالقی آن را برای ارکستر بزرگ تنظیم کرد و با صدای الهه اجرا شد. در سال های بعد الهه ترانه‌هایی نیز در قالب پاپ اجرا کرد اما عمدتاً به عنوان خواننده سنتی مطرح بود... وی نزدیک به پنجاه سال در عرصه ی موسیقی ایران فعال بود و بیش از یکصد قسمت از مجموعه ی قدیمی و مشهور برنامه گل‌ها را در رادیو ایران اجرا کرد، او در طول فعالیت هنریش بیش از ۷۰۰ ترانه اجرا کرد. الهه در بیشتر برنامه‌های موسیقی رادیوی زمان خود حضوری فعال داشت. با وقوع انقلاب در ایران که پخش برنامه گلها متوقف و خوانندگی زنان ممنوع شد، الهه به خارج مهاجرت کرد و همچون بسیاری دیگر از ایرانیان در کالیفرنیا اقامت گزید. وی در خارج از ایران گاهی به اجرای برنامه می‌پرداخت. الهه در اردیبهشت ۱۳۸۶ برای همیشه به ایران بازگشت و سر انجام به علت ابتلاء به سرطان کبد، در روز چهارشنبه ۲۴ مرداد ماه ۱۳۸۶ در بیمارستان پارسیان تهران در گذشت: بخش فارسی دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%84%D9%87%D9%87_(%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF%D9%87)
الهه در طول دوران خوانندگی خود با آهنگسازانی چون پرویز یاحقی ، همایون خرم ، مجید وفادار ، جواد لشکری ، عباس شاپوری و... نیز تعداد زیادی از شاعران و ترانه سازان مشهور همکاری کرد: بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
ماجرای زندگی او (به زبان انگلیسی)
http://www.last.fm/music/Elaheh
نمونه ای از اجرا های او
ساقی
https://www.youtube.com/watch?v=NRgseYVbBDI
نوبر بهار
https://www.youtube.com/watch?v=ya8G92qUz0c
 ماه من شب بخیر: الهه و منوچهر
https://www.youtube.com/watch?v=nDNPK4PAAjc
رسوای زمانه
https://www.youtube.com/watch?v=52QR9kZwTaM
اجرای دیگری از ساقی
https://www.youtube.com/watch?v=ziT0x9qsuW0
رسوای زمانه و چند ترانه ی دیگر: الهه و ستار
https://www.youtube.com/watch?v=amn6oFZfz24
الهه در برنامه ی گلهای رنگارنگ
https://www.youtube.com/watch?v=VibLa-P8hqg
از خون جوانان وطن لاله دمیده
https://www.youtube.com/watch?v=MAw5ANMiQCI
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post_25.html
Some Persian Songs performed by Elaaheh
Abstract: Saghi (Cupbearer/Bartender/Butler)/ Rosvayeh Zamaneh (Revealed to the World)/ Delbar-e Man (My Sweetheart)/ Another Performance of Saghi/ Maah-e Man (My Moon) performed by Elaaheh & Manouchehr/ Rosvayeh Zamaneh  & some other songs performed by Elaaheh & Sattar/ Elaaheh in the Flowers Program/ As Khoon-e Javanaan-e Vatan Laaleh Damideh (Tulips grow from the blood of the country’s youth)/ Her Biography (in English)
Collected & Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/some-persian-songs-performed-by-elaaheh-53005
بخش های پیشین مجموعه ی " یادی از برخی هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان" 
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/06/blog-post_11.html

دوشنبه ۱ تیر ۱۳۹۴ ه‍.ش.

۶۹ - یادداشت هایی پیرامون زندگی و فعالیت های "گرترود بل": مامور سیاسی، باستان شناس و جاسوسه ی مشهور انگلیسی


گرترود بل، زاده ی ۱۴ ژوئیه ۱۸۶۸ (۱۲۴۷ خورشیدی) در کانتی دورهم انگلستان، درگذشته ۱۲ ژوئیه ۱۹۲۶ (۱۳۰۵ خورشیدی) در بغداد: مشاور سیاسی، کوه‌نورد و جهانگرد، کاوشگر در رشته های تاریخ و باستان شناسی بود ولی در عین حال از زبده ترین و کارآمد ترین ماموران «سازمان اطلاعات و امنیت خارجی بریتانیا» در زمان خود، به ویژه در دوران جنگ جهانی اول محسوب می شد. او به موازات لورنس عربستان، سرنوشت ساز ترین عملیات «کشور سازی» و «کشور زایی» را در خاور میانه انجام داد. در حقیقت می‌توان گفت که او در رتق و فتق خاک بازمانده از امپراطوری عثمانی، بخصوص در غرب ایران حرف اول را زد. او مشاور اصلی «ملک فیصل اول» بود. گرترود بل توانست با مهارت فراوان سران قبایل مختلف منطقه را با «روش های رایج» راضی نگهدارد و در برابر خدمات ایشان، آنها را «صاحب کشور» نمود. در این باره میتوان کشور های نو بنیاد سوریه جدید، عراق، اردن هاشمی و کویت را برشمرد که الزاماً در بوجود آمدن مرز های جدید عربستان نقش بازی کرده‌اند. تنها کشوری که مرز هایش در آن منطقه تغییر نکردند ایران بود. مرز ها همان ماندند که ایران و عثمانی تعیین کرده بودند. یکی از اشتباهات چشمگیر گرترود بل در تقسیم خاک عثمانی، منطقه بی طرفی محسوب می شود که بین عراق و کویت به جا ماند و منابع نفتی بسیار بزرگی داشت، منطقه ای که انگلیسی ها توجه ویژه به آن داشتند. به روایتی، افسر انگلیسی مسئول نقشه کشی در آن شب مست بوده و در کشیدن مرز بین عراق و کویت در روی نقشه بی توجهی کرده. بعد ها بل ادعا کرد که این منطقه بی طرف ویژه حفاظت کویت در برابر حمله های عراق و عربستان بوده. کرد ها به دفعات گلایه نزد بل بردند و خواهان خاک مستقل شدند ولی او به ایشان اعتماد نکرد. گذشته از این، انگلیس ها نمی‌خواستند ایران و ترکیه را علیه خود وارد میدان کنند... گرترود بل شیفته شاعر های ایرانی، بخصوص حافظ بود و پس از بازگشت به لندن کتابی نوشت به نام "تصاویری از ایران" که با ترجمه ی بسیار ظریفی از اشعار حافظ آغاز می شد. کتاب دیگر بل در رابطه با ایران، "گزیده ی غزل های حافظ" است که هنوز تجدید چاپ می شود. او چند بار به شیراز و یک بار به کرمان و اصفهان سفر کرد: بخش فارسی دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B1%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%AF_%D8%A8%D9%84
گرترود بل جاسوسه ی مشهور انگلیسی
سازمان جاسوسی انگلستان موسوم به «اینتلیجنس سرویس» كه بیش از ۴ قرن از عمر آن می‌گذرد، نخستین سازمان جاسوسی است كه برای تسهیل در كشف اسرار سیاسی و یانظامی و یا صنعتی كشورها از وجود جاسوسه‌ های انگلیسی استفاده كرده است. سازمان مزبور زنانی را كه از چهره و اندام موزون و زیبائی برخوردارند به استخدام خود درآورده و آنان را به عنوان مسافرین عادی و با گذرنامه‌ ها و مدارك عادی روانه كشورها می‌كند این افراد معمولاً سعی می‌كنند در همسایگی و در نزدیكی مراكزی كه مأموریت جاسوسی در آن را دارند اقامت نمایند. آنان با رفت و آمدهای زیاد و خودنمائی های تعمدی بتدریج به داخل مركز فوق راه می‌یابند و در نتیجه این رفت و آمدها و معاشرت ها رفته رفته به اسرار مورد نیاز خود دسترسی پیدا می‌كنند. گاهی برقراری اینگونه ارتباطات كه باید حاصل اطمینان متقابل باشد به ماه ها و شاید سال ها وقت احتیاج دارد و بهر حال تبحر و مهارت جاسوسه در كوتاه كردن طول این مدت نقش اساسی دارد.
یكی از این جاسوسه ‌های انگلیسی دختری بود به نام «گرترود بل» كه از ۲۴ سالگی در سازمان جاسوسی انگلیس استخدام گردید و مورد آموزش ها و تعلیمات ویژه جاسوسی قرار گرفت. وی در ۱۹۱۵ و در شرایطی كه یكسال از جنگ جهانی اول می گذشت از سوی سازمان جاسوسی انگلیس عازم قاهره شد. نامبرده مأمور بود در داخل نهضت ها و حركت های اسلامی ضد استعماری در مصر نفوذ یابد. وی در این رابطه خدمات شایانی به انگلیسی‌ ها كرد. او همچنین با تن دادن به اعمال منافی عفت موفق شده بود حتی در سفارتخانه‌های خارجی در قاهره نیز نفوذ نماید و اطلاعات گرانبهائی را به مرور زمان كسب كند.  نامبرده سپس با مأموریتها و وظائف مشابهی به صحرای باختری آفریقا، عربستان سعودی سودان، هند، عراق، و اردن سفر كرد و اطلاعات محرمانه فراوانی از اوضاع سیاسی این كشورها را در اختیار «اینتلیجنس سرویس» قرار داد. وی در ۱۹۲۶ در حادثه‌ای جان خود را از دست داد. او گاهی در این معاشرتها موفق می‌شد با مست كردن افرادی كه منبع اطلاعاتی مهمی به شمار می‌آمدند، در عالم مستی از آنان اطلاعات كسب كند: تارنمای عصر ایران
http://www.asriran.com/fa/news/6657/%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87-%D9%87%D8%A7
انتشار نسخه ی الکترونیک ترجمه ی گرترود بل از اشعار حافظ
پس از گذشت بیش از صد سال از چاپ ترجمه ی گرترود بل از اشعار حافظ، نسخه ی الکترونیک این ترجمه منتشر شده است. نام گرترود بل با تاریخ خاورمیانه پیوند خورده است و عمده شهرتش به دلیل تحقیقات باستان شناسانه او و نقشی است که در عراق جدید ایفا کرد. با این حال، انتشار دوباره ی ترجمه ی گرترود بل از اشعار حافظ پس از سال ها، این بار در قالب الکترونیکی، یادآور وجه ادبی شخصیت این مامور سیاسی، جهانگرد و باستان شناس بریتانیایی است. پس از جنگ اول جهانی، گرترود لوسین بل به عنوان مامور سیاسی بریتانیا نقشی کلیدی در سرزمین‌های عرب ایفا کرد. او به موازات فعالیت‌های لورنس در عربستان، به طرح تاسیس پادشاهی‌های اردن و عراق که در آن زمان جزئی از سرزمین‌های وسیع عثمانی بودند، یاری رساند و به این شکل نقشه ی خاورمیانه را از نو ترسیم کرد. او را در شمار قدرتمندترین زنان دوره ی خود می‌دانند که هم در دستگاه سیاست خارجی بریتانیا نفوذ قابل توجهی داشت و هم در دولت‌های تازه تاسیس عربی. "ملکه ی بی‌تاج" نیز یکی از القاب اوست که اشاره به تلاش‌هایش در به قدرت رساندن فیصل اول پادشاه عراق دارد.
گرترود بل نویسنده هم بود. کتاب‌های او مانند "تصاویری از ایران" و "سوریه: صحرا و بذرها" گویای علاقه او به کشف سرزمین‌های خاورمیانه در دوران جوانی است و سیر تحولات زندگی او را از مقام یک جهانگرد و نویسنده به یک سیاستمدار پرنفوذ نشان می‌دهد. گرترود بل که در دهه ۱۸۹۰ به ایران سفر کرده بود، توانست زبان فارسی را بیاموزد و همین نیز زمینه آشنایی او با شمس‌الدین خواجه حافظ شیرازی و دیوان غزلیات او را فراهم آورد. خانم بل در سال ۱۸۹۷ ترجمه گزیده‌ای از این غزلیات را منتشر کرد که متنی هم در معرفی شاعر بزرگ ایرانی، ضمیمه آن بود. او در این متن، تاریخچه‌ای از زندگی حافظ و مراودات شاعر با دربار شاهان آل مظفر از جمله شاه شجاع ارائه می‌کند و تفسیری از اشعار او به دست می‌دهد. در بخشی از این متن آمده است: "خواجه شمس‌الدین نه تنها آفریننده اشعاری بدیع به شمار می‌آید، بلکه فیلسوفی است که تحت نام "حافظ" در سراسر شرق، از اعتبار بسیار زیادی برخوردار است. هیچ فرد اروپایی نیست که دیوان او را بخواند و شیفته موسیقی دل‌انگیز اشعار آن نشود، شیفته اوزان دلنشین، ضرباهنگ قطعات و تصاویر مسحورکننده آن. برخی از آنها شهودی است، آکنده از روح جوانی، عشق و سرور. برخی از آنها نیز بیانگر انسانیتی اصیل است و با صدایی که به شکل غم‌انگیزی به صدای خودمان شبیه است، در طول سالیان در دنیا باقی مانده‌اند". این مجموعه شامل ۴۳ غزل حافظ است و به گفته ی دنیس راس (شرق‌شناس) "پس از گذشت سال ‌ها و ترجمه‌ های متعدد از اشعار حافظ در زبان انگلیسی، به لحن و روح شعر خواجه نزدیک‌تر است": تارنمای فارسی بی بی سی
http://www.bbc.com/persian/mobile/arts/2011/06/110624_l41_book_hafiz_ebook_publication.shtml
یکی از نظریات مشهور گرترود بل درباره ی خواجه حافظ شیرازی
گرترود بل معتقد است كه گويي چشم بصيرت حافظ، آنچنان نافذ و تيزبين است كه به قلمروهايي از تفكر و انديشه‌اي سر مي‌كشد كه حتي نسل هاي بعد از ورود به آن ممنوع شده اند: بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
زندگی و فعالیت های گرترود بل/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=gMRCmGhR9gI
توضیحات پروفسور ویلیام بیمن پیرامون زندگی و فعالیت های گرترود بل/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=eYclyNYg5pM
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post_22.html
Notes on the Life and Activities of Gertrude Bell , the Famous British Political Officer, Archaeologist, and Spy
Abstract: Her Life Story/ How Gertrude Bell caused a desert storm/ Miss Bell's lines in the sand/ Teachings of Hafiz translated by Gertrude Bell: Translator's Preface/ And more...
Collected & Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/notes-on-the-life-and-activities-of-gertrude-bell-the-famous-bri-52834
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۴٢ - نخسیتن سرایندگان آریائی



١ - زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت: پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت. وی همچنین سراینده گاتها، کهن ترین بخش اوستا می باشد. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانه زنیها و اسناد، زمانی بین ۱۰۰۰ تا ۶۰۰ سال

پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زده اند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری، آذربایجان،خوارزم، سیستان و خراسان نسبت داده اند. تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بوده است، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسان های تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شده است، قرار دارد. دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد...از "گاتها" سروده های اهورايی زرتشت: "کسی که به من پیوندد من بهترین دوستی خود را به او ارمغان میکنم و در پرتو اندیشه نیک، بهترینها را به او نوید میدهم، ولی، آنکه با من در ستیز است، من نیز با او در ستیز خواهم بود ای مزدا، من درپرتوراستی، هر آنچه تو خواهی انجام خواهم داد، چون اين راهی است که خرد و اندیشه من برگزیده است": بسیاری از تارنماها 
نوشتاری درباره ی "زرتشت" و "نخستین سرایندگان ایرانی" از همین نگارنده (به زبان انگلیسی)

٢ - آتوسا: (۵۵۰ تا ۴۷۵ پیش از میلاد مسیح) از شهبانو های ایران، دختر کوروش کبیر و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش یکم و مادر خشایارشا بود. وی از برجسته ترین زنان در تاریخ ایران قدیم بود... آشیل نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در نمایشنامه ای با نام «ایرانیان» از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست و نقش مهمی در آموزش درباریان داشت.. پس از درگذشت کمبوجیه در راه بازگشت از مصر، داریوش یکم با آتوسا ازدواج می کند... آتوسا ملکه ی بیش از ۲۸ کشور آسیایی در زمان امپراطوری داریوش بزرگ بود و از وی به نام ” شهبانوی داریوش بزرگ ” یاد کرده اند... آتوسا که شاعر و ادیب بود؛ به نوجوانان درس ادبیات پارسی می داد. وی بزرگترین نقش مهم را در امور مملکتی اجرا می کرد و در عین حال بهترین یاور روحی و روانی برای داریوش بود. او در نبرد با شورشی ها و نیز یونانی ها، داریوش را همراهی می کرد و به شاه قدرت می داد..
هرودوت میگوید:« آتوسا از قدرت فوقالعادهای برخوردار بود و در دوره ی جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود، داریوش یکم همواره از نصیحت های او بهره می جست. او حتی علاقه مند بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند". هرودوت نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه گفت: «چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی و سرزمین های دیگر را تسخیر نمی کنی. پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزی هایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود مرد قابلی بر آنها حکمرانی می کند.» اگر چه گفته هرودوت اغراق آمیز میباشد ولی باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش است. گفته شده است که آتوسا به خوبی از اوضاع فرهنگی زمان خود آگاه بود و از حضور یونانیان و دیگر ملیت ها در دربار بسیار بهره می برد. اگر داریوش به منطقه ای لشگر می کشید شورای سلطنت برای اداره امور کشور تشکیل می شد و رئیس و مافوق همه در رأس شورای سلطنت شهبانو آتوسا بود.
آتوسا از داریوش شاه دارای چهار فرزند شد، که بزرگترین آنها خشایارشا بود. اما آتوسا همسر اول داریوش یکم نبود و داریوش از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشا بزرگتر بودند. مطابق قانون پادشاهی, پسر بزرگ شاه پس از او به پادشاهی می رسید. جالب توجه اینکه آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت و به حدی زیرک و با کیاست بود که توانست خشایارشا را پس از داریوش به پادشاهی برساند. در زمان پادشاهی خشایارشا آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت نظارت می کرد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست نیست. گفته می شود آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش بزرگ در نقش رستم قرار دارد.. پس از مرگ او خشایارشاه به دلیل ناتوانی هایی که از خود نشان داد نه تنها پیش زمینه ی قتل خود بلکه مقدمات انحطاط سلسه ی بزرگ هخامنشی را نیز فراهم کرد: تارنمای شاعران جوان
سروده ای درباره ی شهبانوی ایرانی آتوسا از ای. اچ. پلامپتر (به زبان انگلیسی)
نوشتاری با اشاره به آتوسا از همین نگارنده (به زبان انگلیسی)

٣ - مانی: یک پیامبر ایرانی بود. او از پدر و مادر ایرانی منسوب به بزرگان اشکانی در نزدیکی تیسفون و بابل در میان‌رودان (در عراق کنونی) که در آن زمان بخشی از امپراطوری ساسانی بود، در (٢١٦میلادی) زاده شد.  مانی از سوی برادران شاپور یکم پشتیبانی شد و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد. اما مورد خشم موبدان زرتشتی دربار ساسانی قرار گرفت و سرانجام در زمان بهرام دوم کشته شد(۲۷۶ میلادی).  آیین مانوی زمانی دراز در سرزمین‌هایی از چین تا اروپا پیروان فراوانی داشت...

مانویت یکی ازدوجنبش (دیگری مزدکی) مهم درایران ساسانی است که دراوایل سده ی سوم میلادی پدیدار شد وازهمان آغاز درایران ازسوی زردشتیان سنتی بامخالفت روبرو شد وهنگام اشاعه وگسترش خود درروم نیز مسیحیان ارتدوکس با آن به ستیز برخاستند. ظهور مانی درایران همزمان باتلاشی بود که شاهان ساسانی برای ایجاد وحدت دینی آغاز کرده بودند تاازاین طریق بتوانند حکومتی منسجم و یکپارچه درایران ایجاد کنند: بسیاری از تارنماها
سروده‌ها و آثار مانوی: مانویان در ثبت و نوشتن آثار دینی خود بسیار فعال بودند. آغاز کتابت میان مانویان با خود شخص مانی آغاز شد. او خط مانوی را بر اساس الفبای تدمری اقتباس کرد که خود آن نیز از خط آرامی گرفته شده‌بود. مانی آثار خودرا به دو زبان فارسی میانه و سریانی به رشته تحریر درآورد.مار امو که از شاگردان باسواد و دبیر او بود نوشتن آثار مانوی به زبان پارتی را آغاز کرد. زبان سغدی نیز با خط سغدی و مانوی و اویغوری با خط خاص خود برای نوشتن آثار مانوی بکار رفتند. در مصر آثار مانوی به زبان قبطی پدید آمد و در تمام مدت سیر دین مانوی زبان فارسی میانه نیز که زبان کتاب دینی خود مانی هم بود بعنوان یکی از زبان‌های مورد استفاده مانویان در کتابت جایگاه ویژه‌ای داشت. عمدهٔ آثار آنها به زبانهای سریانی، پارسی میانه، پهلوی اشکانی، ترکی اویغوری، سغدی، چینی و زبان قبطی نوشته شده است. در این میان سروده‌ها و اشعار و داستان کوتاه نمادین نیز در آسیای میانه به نگارش درآمده است. اکثر این آثار در آسیای میانه بدست آمده‌است و در کل مجموعه آثاری که از مانویان تا به امروز بجای مانده بیش از هفت هزار نوشته مختلف می‌باشد. نخستین نمونه‌های شعر سپید را به مانویان نسبت داده‌اند. از میان آثار مهم مانوی که در ویرانه‌های تورفان یا مصر کشف شدند می‌توان به شاپورگان فارسی، زبور مانی قبطی، کفالایا و رازان سریانی اشاره نمود. همچنین آثار پراکنده ی بیشماری هم به زبان‌های پارتی، سغدی و اویغوری بدست آمده که بیشتر ترجمه متون سریانی و فارسی میانه هستند یا اینکه سرود می‌باشند...نمونه‌ای ازسروده‌ های مانویان:
خسته مشو ای خرد/ تن در مده ای عشق/ بیا گرد آییم
و او را دریابیم/ که پنهان از نظرهاست
که خموش است و سخن می‌گوید
دو گوهر کز آغاز بوده‌اند/ آن مغاک/ و او کز بلندا درخشنده است
ظلمت فراز رفته/ نور اما هبوط کرده‌ است
خسته مشو ای خرد/ تن در مده ای عشق/ مرگ چشنده زندگی ست
زندگی چشنده مرگ/ آوردگاه وحشت گسترده است
خسته مشو ای خرد/ تن در مده ای عشق
چه بشکوه این عشق/ چه بشکوه این خرد
عشق آواره شد/ خرد در جستجویش: دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا

٤ - بهرام گور: بهرام پنجم یا وهرام پنجم یا بهرامِ گور از ۴۲۱ تا سال ۴۳۸ میلادی پادشاه ساسانی بود. وی به جای پدر، یزدگرد یکم، بر تخت نشست.
سروده ی منسوب به بهرام گور: منم آن شیر گله/ منم آن پیل یله/ نام من بهرام گور/ پدرم یزدگرد یکم/ پادشاه ساسانی و شاهپور: بسیاری از تارنماها

۵ -  باربَد (فهلود، بهلبد، بهربد): نامورترین موسیقی دان، شاعر، بربت (بربط) نواز و خواننده ی دوران ساسانی در زمان

 پادشاهی خسرو پرویز (از ۵۹۰ تا سال ۶۲۸ میلادی) است. ابن خردادبه در کتاب اللهو و الملاهی به نغمه هایی اشاره می کند که باربَد برای خسرو پرویز ساسانی ساخته است:
قیصر به ماه میماند و خاقان به خورشید
و سرور من همانند ابری است آبستن باران
که اگر بخواهد ماه را میپوشاند و اگربخواهد خورشید را: بخش فارسی دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا و تارنمای پردیس پارس

یادداشت پایانی
١ - سجاد قنبری عدیوی در نوشتاری پیرامون "شعر و شاعری در ایران باستان" اشاراتی به برخی از سرایندگان آریائی دارد و علاقه مندان می توانند به تارنمای نامبرده مراجعه نمایند.
۲ - آگاهی های بیشتری را درباره ی "باربد" می توان در نوشتاری به زبان انگلیسی در تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا یافت.

دکتر منوچهر سعادت نوری

Notes on Aryans: First Aryans who wrote Persian Poetry
Read more
http://iranian.com/posts/notes-on-aryans-first-aryans-who-wrote-persian-poetry-52387
Collected & Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
***
  بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html

جمعه ۸ خرداد ۱۳۹۴ ه‍.ش.

مجموعه ی یک آوا و بسا صدا: ۱۷ - ترانه ی بنمای رخ

١ - اجرا: شهرام ناظری
https://www.youtube.com/watch?v=HeQwYXVzqfM
۲ - اجرا: علیرضا عصار
https://www.youtube.com/watch?v=O61D1omEahE
٣ - اجرا: فرامرز اصلانی
https://www.youtube.com/watch?v=kgP0UxwLLpE
٤ - اجرای دیگری از: شهرام ناظری
https://www.youtube.com/watch?v=m0DqfTefAIk
۵ - اجرا: دولتمند خالُف یا خال‌زاده خواننده ی تاجیک
https://www.youtube.com/watch?v=tgxVtAEFOT4
۶ - اجرا: خلیل عالی نژاد
https://www.youtube.com/watch?v=TcwBNFlW51g
۷ - اجرا: حامد نیک پی
https://www.youtube.com/watch?v=ZLowKALxfYk
۸ - اجرا: فرهاد برنجان‎
https://www.youtube.com/watch?v=NCKnLdLzLlQ
۹ - دکلمه: احمد شاملو
https://www.youtube.com/watch?v=w6eiDds5-2Y
۱۰ - دکلمه: رضا غنوی
https://www.youtube.com/watch?v=Gcjy8SeT6HM
۱۱ - دكلمه: شهروز معنوي
https://www.youtube.com/watch?v=4UXu0-UPdPs
۱۲ - اجرا: ویلیام مک دوئل/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=yTXlqgNAYXA
۱۳ - اجرا: دان پاتر/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=5gCHakxXL_o
۱۴ - اجرا: پل ویلبر/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=put1U0eqSrc
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post_29.html
One Song & Many Voices (Pt 17): Benmaay Rokh/ Show me your Face
Collected & prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/one-song-amp-many-voices-pt-17-benmaay-rokh-show-me-your-face-51607
بخش های پیشین مجموعه ی یک آوا و بسا صدا
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_20.html