سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

خراب نامه : برخی نوشتارها و سروده ها و.. پیرامون "خراب"


خراب: در  فرهنگ واژه ها
خراب = ویران شدن - ویرانی - مست - لایعقل - بیخود از شراب - سیاه مست - مست مست - شکسته -  آوار - مورد تاخت و تاز واقع شده - تاراج شده - پایمال - منهدم - نابودشده - ضایع - تباه شده... / لغت نامه ی دهخدا: واژه نامه‌ی پارسی ویکی
خراب = ویران - ویرانی - سیاه مست: فرهنگ فارسی معین
خراب = ویران شدن: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
خراب: در جغرافیا
١ - خراب: ناحیه ای است از دهستان قشلاق از کلارستاق مازندران (از کتاب مازندران و استرآباد تالیف رابینو ترجمه ٔ فارسی - ص ١٤٦). ٢ - خراب میانرود: روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان آمل در استان مازندران ایران. ٣ - خراب: دهی است جز دهستان راهجرد بخش دستجرد خلجستان در شهرستان قم. ٤ - خراب:  قناتی است که در روستای خراب از توابع بخش خلجستان در شهرستان قم قرار دارد. طول این قنات ۵۰ متر است، مالکان این قنات اهالی روستا می‌باشند و اراضی تحت کشت این قنات ۳ هکتار می‌باشد: لغت نامه ی دهخدا - واژه نامه‌ی پارسی ویکی و بسیاری تارنماها
https://www.google.com
خراب: در تاریخ
خراب لقب ذکریا بن یحیی واسطی محدث و او چون لقب خود خراب بود (از منتهی الارب).
http://ww.w.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%AE%D8%B1%D8%A7%D8%A8-3
خراب ابن جبیربن نعمان از صحابیان بود که به سال ٤٠ هَ . ق در مدینه فرمان یافت و از او نسلی نماند (از تاریخ گزیده)
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-aeafde2d15e74456a2f5a75e35fafb30-fa.html
برخی خرابه های تاریخی ایران
١ - خرابه های تاریخی تخت جمشید/ نماد ایران باستان
http://tasviriranvajahan.blogspot.ca/2010/11/blog-post_7843.html
تخت جمشید در شمال شهرستان مرودشت، شمال استان فارس (شمال شرقی شیراز) جای دارد. در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از تخت جمشید نقش رستم قرار دارد. در نقش رستم آرامگاه های داریوش بزرگ٫ خشایارشا٫ اردشیر یکم و داریوش دوم واقع است. آرامگاه پنجمی هم هست که نیمه کاره باقی‌مانده و احتمالاً متعلق به داریوش سوم است. جدا از سازندگان تخت جمشید که داریوش، خشایارشا و اردشیر یکم بودند، اردشیر سوم نیز تعمیراتی در تخت جمشید انجام داد. آرامگاه ‌های اردشیر دوم و سوم در کوهپایه شرقی تخت جمشید کنده شده است
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AE%D8%AA_%D8%AC%D9%85%D8%B4%DB%8C%D8%AF
٢ - خرابه های تاریخی نقاره خانه روستای امروان شهرستان دامغان: در سه کیلومتری جنوب روستای قوشه (روستای امروان منطقه یحیی آباد در دامغان) در میان تپه های و خرابه های متعدد، بنای ویرانه ای از خشت خام به جای مانده که عده ای معتقدند این بنا باقیمانده ای از شهر تاریخی «قومس» یا «کومش» یا «صددروازه» می باشد. ولی در صحت و سقم آن اطمینان وجود ندارد. در اطراف ویرانه ی مذکور ، تپه ها و خرابه هایی به چشم می خورد که دارای برج های دیده بانی مخروبه می باشد/ منبع: کتاب سیمای استان سمنان
http://www.tarikhaneh.com/Farsi/Damghan/noghareh%20khaneh.htm
٣ - خرابه هاي تاريخي شهرخرانق يزد: روستای خرانق مرکز بخش خرانق در شهرستان اردکان يزد است. آنچه بیش از همه روستای خرانق را ارزشمند ساخته آثار تاریخی روستا است که شامل خرابه هاي تاريخي خرانق است
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=46084
٤ - خرابه های شهر کمادین یا شهر قدیم دسیوس: این ویرانه ها در کنار هلیل رود و سمت غربی کرمان واقع شده است
https://www.google.com
٥ - خرابه‌ های نیشابور (شهر کهن نیشابور): به آثار و مانده‌هایی از شهر نیشابور در دوره تاریخی ای از ساسانیان تا حمله مغول به نیشابور اطلاق می‌شود. محدوده شهر کهن نیشابور شامل خرابه‌ ها یا آثار مدفون در خاک است که طی پژوهش‌های باستان‌ شناسی در نیشابور نمایان می‌شود. این محدودهٔ فرضی که دقیقاً مرزهای آن مشخص نیست با وسعتی بسیار در کنارهٔ جنوب شرقی شهر کنونی نیشابور به‌شکل تپه‌ها و خرابه‌های باستانی به نام‌های کهندژ، محوطه آلب ارسلان، تپه‌های کارجی، تپه سلطان میدان، تپه طلایی، تپه نصیرآباد، تپه کلاته محمد جان، تپه‌حصارنو، سبزپوشان، شادیاخ، تپه مدرسه، بازار، قنات تپه، تپه تاکستان نامور است
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D8%A8%D9%88%D8%B1_(%D8%B4%D9%87%D8%B1_%DA%A9%D9%87%D9%86)
٦ - خرابه‌ های تاریخی شهر سوخته
http://omurpaygah.ichto.ir/Default.aspx?tabid=4910&language=fa-IR
٧ - خرابه‌ های تاریخی حسنلو: تپهٔ حسنلو که در ۷ کیلومتری شهر نقده قرار دارد، یکی از تپه‌های باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۶ هزار سال قبل از میلاد می‌رسد. معروفترین اثر باستانی یافت شده در این محل جام طلای حسنلو است که به عصر آهن تعلق داشته و در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود
http://en.wikipedia.org/wiki/Teppe_Hasanlu
خراب در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی
خراب را خراج نباشد (آتش بیار و خرمن آزادگان بسوز/ تا پادشه خراج نخواهد خراب را: سعدی) - خراب کاری ها و آبادکردن ها (خراب کرده ٔ هر کس تو کرده ای آباد/ مباد هرگز آبادکرده ٔ تو خراب: امیرمعزی) - شب آدینه و او مست خراب: بسیاری تارنماها
https://www.google.com
خراب: در برخی نوشتارها
١ - روز به روز روحیه ام خراب تر می شود: پرویز، نمی دانم چرا باز دارم برای تو نامه می نویسم. امروز بعد از یک ماه کاغذ مامان آمد و از حال کامی با خبر شدم . شاید من حق نداشته باشم که از او بپرسمم و او را مال خود بدانم اما ایا می توانی منکر حس مادری من بشوی . پرویز وقتی نقاشی هایی را که او برایم کشیده بود دیدم خیلی گریه کردم . حالم خوب نیست . اینجا در تنهایی روز به روز روحیه ام خراب تر می شود . به خصوص که نداشتن پول و آشفتگی زندگی و در به دری بیشتر خردم کرده . سه ماه است کهاینجا هستم اما به قدر سه سال درنظرم جلوه می کند . می خواهم چشم هایم را روی هم بگذارم و خودم را در تهران و پیش کامی ببینم... : نامه ی شماره ی ١٨ از نامه های فروغ فرخزاد
http://www.avayeazad.com/foroogh_letters/letters/a18.htm
٢ -خرابات: خرابات، اصطلاحی عرفانی‌ست که معنایی چون شراب‌خانه، عبادت‌گاه، و ویرانه را در بر دارد. در لغت‌نامه این معانی را برای واژهٔ خراب ذکر نموده‌اند: مست لایعقل، بی‌خود از شراب، و مست مست. با آن که برخی را عقیده بر این است که کلمه خرابات را اولین بار حکیم سنائی به‌کار برده است، منوچهری، ناصر خسرو، خواجه عبدالله انصاری، امام غزالی و دیگر استادان سخن فارسی، قبل از سنایی، آن‌را در کارهای خود آورده‌اند. بزرگان ادبیات پارسی عرفانی در پیشاپیش آن‌ ها مولوی این واژه را به یک اصطلاح عرفانی تبدیل نمودند. از دیدگاه ریشه‌شناسی و واژه‌شناسی برخی معتقدند اصطلاح خرابات از دو واژه متخاصم خراب و آباد ساخته شده است... از دیدگاه عده‌ای دیگر از محققین نظیر بهار و همایی ممکن است این اصطلاح از «خور» یعنی خورشید و آباد ساخته شده باشد. در ایران، تاجیکستان، افغانستان، و دیگر کشورهای آسیای مرکزی و شبه قاره هند نام بسیاری از شهرها با پسوند آباد خاتمه می‌یابد. احمد فردید نیز خرابات را هم‌ریشه با کوریبانت یونانی می‌داند. کوریبانت‌ها در اسطوره‌های شرقی و یونانی-رومی به ملازمان الههٔ مادر گفته می‌شود که با رقص‌های سرمستانه و موسیقی پر سروصدا وی را نیایش می‌کردند... بزرگان ادبیات پارسی در هند این واژه را در ادبیات خود هم بکار بردند. موسیقی جزء جدا ناپذیر عبادت در فلات ایران و هندوکش در دوران باستان بود و در هند هنوز می‌باشد.بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://fa.wikipedia.org
٣ - یکپارچگی در خرابی دنیا: همان طور که می دانید، آدم های پنج قارّۀ دنیا، از هر قوم و قبیله ای، از قدیم ترین روزگارها، هر وقت اوضاع محیطی و اجتماعیشان خیلی خراب می شده است، فکر می کرده اند که آخرِالزّمان نزدیک است، یا به قولِ انگلیسیها «دی اِند ایز نای!». در مسیحیت، بر اساس آیه های پراکنده در «کتاب مقدّس»، علائمِ ظهور چیزهایی است مثل پیدا شدنِ مسیح های دروغی، جنگِ میانِ ملّت ها، قحط و گرسنگی، بیماری های طاعونی، رواج نفرت و خیانت، و زلزله ها و طوفانهای مرگبار! امّا در این دورۀ درازی که از «اعلامِ» این «علائم» گذشته است، علائم غریب و عجیب تری به آنها اضافه شده است، از آن جمله بروز انقلابهای مذهبی در عصر طلاییِ علم و تکنولوژی، که از پیامدهای آن «علامتِ معروفه»ای است که «جورج بوش بزرگه»، بعد از سیاست آموزی و تجربه اندوزی در مقام «ریاستِ سازمان سی آی اِی»، و رسیدن به مقام «ریاست جمهوری آمریکا»، اعلام کرد. به یادتان نیست؟ «نظم نوین جهانی» را می گویم، که در واقع در دورۀ «ریچارد نیکسون» شروع شد و حالا دارد به کمال می رسد...: علیزاده طوسی
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2015/05/150501_l93_letter_from_london_443

خراب: در زنجیری از سروده های این زمانه
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/05/blog-post.html

خراب: در زنجیری از ویدئوها
فیلم خانه خراب: با شرکت نصرت الله کریمی
https://www.youtube.com/watch?v=8SXwSFfByRg
خراب: در فیلمی به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=doteMqP6eSc
ترانه ی مست و خراب - اجرا: علیرضا قربانی و دُرصَاف یا دُرصَف حَمدانی (کنسرت موسیقی هنرمندان ایرانی و تونسی در نیس - فرانسه)
https://www.youtube.com/watch?v=HUliOppwz48

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post_5.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٤٠ - سرداران نامدار آریائی



 
 ١ - هووخشتره (سردار ارتش و پادشاه ماد)
هوخشتره یا هووخشتره فرزند فرورتیش (خشتریه) نخستین پادشاهی است که یک سلطنت سراسری را در ایران تشکیل داد و ایران را به عنوان یک قدرت جهانی آن روز مطرح ساخت. این شاه هنگامی که بر تخت سلطنت نشست اوضاع ماد بسیارخطرناک و موقعیت شاه نامناسب بود. ولی هووخشتره به زودی تشخیص داد که برای سر و سامان دادن به اوضاع نامناسب کشور باید اصلاحاتی را آغاز کند. نخستین اقدام او فراهم کردن سپاهی منظم و یکپارچه بود چرا که از تجربه ی تلخ پدرش با آشور به خوبی آموخته بود که سپاهیان چریکی ماد هرگز یارای نبرد با سپاهیان ورزیده و جنگ آزموده آشور را ندارند. بنابراین لشکری همیشگی همانند آشوریان فراهم کرد. پیاده نظام آماده به تیر و کمان و شمشیر شد و سواره نظام تیراندازان چیره دستی بودند که از کودکی به اسب سواری و تیراندازی عادت کرده بودند. هـوخشتره پس از بازسازی ارتش و سامان دادن به اوضاع کشوری با نبوپولسارشاه بابل دست دوستی داد
http://www.cloob.com/c/myiran98/113789962/%D9%87%D9%80%D9%88%D8%AE%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%87
پس از فتوحات و پیروزی ‌های فراوان، هووخشتره متوجه غرب و لیدیه و شهرهای تجاری یونان شد. وی با آلیات شاه لیدیه جنگید و توانست سرزمین ‌های بالای رود هالیس را تصرف کند. جنگ بین مادها و لیدی‌ها سرانجام در سال ۵۸۵ پیش از میلاد مسیح به دلیل خورشیدگرفتگی ناگهانی پایان یافت. هووخشتره هم در همان سال و یا سال بعد درگذشت. پس از هووخشتره پسرش ایشتوویگو به حکومت رسید و ۳۵ سال حکومت کرد: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Cyaxares
٢ - آرتمیس (فرمانده ‌ی نیروی دریایی ایران در دوران هخامنشی)
آرتمیس یکم، ملکه هالیکارناس در کاریا، و فرمانده‌ی نیروی دریایی ایران در نبرد سالامیس در زمان لشکرکشی خشایارشا پادشاه هخامنشی، در ۴۸۰ پیش از میلاد به یونان بود: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Artemisia_I_of_Caria
همچنین نگاه کنید به نوشتاری از همین نگارنده پیرامون آرتمیس/ به زبان انگلیسی
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury/first-iranian-female-admiral.html
٣ - آریوبرزن (سردار هخامنشی)
آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشت.
http://www.ariobarzan.com/
آریوبرزن نام سردار ایرانی بود که در برابر سپاه اسکندر مقدونی ایستادگی کرد و خود و سربازانش تا واپسین تن کشته شدند. نام آریوبرزن در پارسی کنونی به گونه ی آریابرزین هم گفته و نوشته می‌شود که به معنای ایرانی_ باشکوه ‌است: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Ariobarzanes_of_Persis
همچنین نگاه کنید به نوشتاری از همین نگارنده پیرامون آریوبرزن/ به زبان انگلیسی
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury/first-iranian-national-hero.html
٤ - سورنا (سردار اشکانی)
سورنا یا سورن، سردار سپهبد رستم سورن پهلو (۵۲-۸۲ پیش از میلاد) فرزند آرخش (آرش) و ماسیس سپهبد ایران در زمان اشکانیان که با وجود عمر کوتاهش از شهرت خاصی در میان مردم باستان بر خوردار بوده است. بر پایه ی گفتهٔ پلوتارک،  «سورنا در دلیری و توانایی پیشروترین پارتی دوران خود بود». پلوتارک همچنین از سورنا به عنوان بلندقدترین و خوش چهره ترین مرد زمان خود یاد کرده‌است: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://es.wikipedia.org/wiki/Surena
سورنا نام سردار اشکانی می باشد که در سال ۵۱ یا ۵۳ قبل از میلاد مقابل ارتش قدرتمند اون زمان یعنی روم و سردار بزرگ روم یعنی کراسوس ایستادگی کرد و آنچنان ضربه ای اون وارد که که تا آن زمان هیچ ارتشی بر روم نتوانسته بود وارد کند. در حالی که میگن او فقط ۳۰ سال داشته و جوانی برومند با پیشانی بندی به سبک ایرانیان باستان و با موهای بلند و تنی برومند. سورنا از خاندان سورن یکی ار هفت خاندان بزگ ایران در زمان اشکانیان و ساسانیان بود. به طوری که بعذ از شاه مقام اولی رو در کشور او داشت. او در زمان اشک ۱۳ زندگی میکرد و میگن او یکی از ارکان های اصلی به قدرت رسیدن اشک ۱۳ بوده و او اشک ۱۳ رو به تخت سلطنت نشاند و سپه سالار ارتش قدرتمند اشکانی بود.
ژول سزار ، پومیه و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، بهطور مشترک اداره می‌کردند. آنها در سال ۵۶ پیش از میلاد در نشست لوکا  تصمیم حمله به ایران را گرفتند. کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی شام(سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی برایران، دستیابی به گنجینه‌های ارزشمند ایران و سپس گرفتن هند را در سر میپروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. وی فاتح جنگ بردگان و درهم کوبنده اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود. کراسوس  با سپاهی ۴۲ هزار نفر از لژیون‌های ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد (اشک۱۳) پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومی‌ها کرد. نبرد میان دو کشور در سال ۵۳ پیش از میلاد در جلگه‌های میانرودان و در نزدیکی شهر حران یا کاره  روی داد. در جنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند. کراسوس و پسرش فابیوس (پوبلیوس) دراین جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومی‌ها موفق به فرار گردیدند. روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود. این سردار ایرانی را پدید آورنده جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او دربرگیرنده زره پوشان اسب سوار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیر زنان تکاور و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار مهمات بود.
افسران رومی درباره شکستشان از ایران به سنای روم چنین گزارش دادند: سورنا فرمانده ارتش ایران در این جنگ از تاکتیک و سلاحهای تازه بهره گرفت. هر سرباز سوار ایرانی با خود مشک کوچکی از آب حمل می‌کرد و مانند ما دچار تشنگی نمی‌شد. به پیادگان با مشکهایی که بر شترها بار بود آب و مهمات می‌رساندند. سربازان ایرانی به نوبت با روش ویِِژهای از میدان بیرون رفته وبه استراحت می‌پرداختند. سواران ایران توانایی تیر اندازی از پشت سر را دارند. ایرانیان کمانهایی تازه اختراع کردهاند که با آنها توانستند پای پیادگان ما را که با سپرهای بزرگ در برابر انها و برای محافظت از سوارانمان دیوار دفاعی درست کرده بودیم به زمین بدوزند. ایرانیان دارای زوبینهای دوکی شکل بودند که با دستگاه نوینی تا فاصله دور و به صورت پیدرپی پرتاب می‌شد. شمشیرهای آنان شکننده نبود. هر واحد تنها از یک نوع سلاح استفاده می‌کرد و مانند ما خود را سنگین نمی‌کرد. سربازان ایرانی تسلیم نمی‌شدند و تا آخرین نفس باید می‌جنگیدند. این بود که ما شکست خورده، هفت لژیون را به طور کامل از دست داده و به چهار لژیون دیگر تلفات سنگین وارد آمد.
این اولین رویارویی ایران و روم بود که با پیروزی ایران به روم که قدرتمند ترین زمان خود بود شکستی سنگین به شمار آورد و دوباره بعد از سالهه بعد از هخامنشیان نام ایران بر سر زبانها افتاد و به قدرت اول باستان تبدیل شد. اما  سورنا هیچ بهره‌ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به شهادت رساند؛ پس از این رویداد ناگوار ارتش ایران دچار ضعف گردید و دیگر نتوانست در خاورمیانه و شام پیشروی نماید و در برابر روم تنها به مقاومت و دفاع پرداخت
http://sarbaz-71.blogfa.com/post/50/%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%A7-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9-%D8%B3%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C
۵ - رستم فرخزاد (سپهسالار ساسانی)
رستم فرخزاد هرمز (درگذشت: ۶۳۶ میلادی)؛ سپهسالار کل سپاه ایران در زمان پادشاهی ساسانیان بود. باستان‌گرایان ایران او را بزرگترین قهرمان ملی خود در قرن هفتم میلادی می دانند که در پایان حکومت ساسانیان حکومت خراسان را نیز در دست داشت. رستم فرخزاد در سال‌های بعد قهرمان فردوسی در شاهنامه بود: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Rostam_Farrokhz%C4%81d
همچنین نگاه کنید به نوشتاری از همین نگارنده پیرامون رستم فرخزاد/ به زبان انگلیسی
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury/first-iranian-commander-chief-his-battle-feb-19-636.html
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
 گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post.html
The Famous Aryan Military Commanders
Abstract: Cyaxares or Hvakhshathra/ Admiral Artemis/ Ariobarzanes/ Surena or Suren & Rostam-e-Farrokh Zaad
Collected & Prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/notes-on-aryans-the-famous-aryan-military-commanders-49987
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html 

یکشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ه‍.ش.

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٣٩ - در ساتراپی‌های مصر و سوریه و لیبی و یمن و عربستان



 
نخستین آریایی‌هایی که به ایران آمدند کاسی‌ها (کانتوها - کاشی‌ها)، لولوبیان و گوتیان بودند. کاسی‌ها تمدنی را پایه گذاری کردند که امروزه ما آن را بنام تمدن تپه سیلک می‌شناسیم. (لولوبیان و گوتیان نیز در زاگرس مرکزی اقامت گزیدند که بعدها با آمدن مادها بخشی از آنها شدند). آنگاه سه گروه بزرگ آریایی به ایران آمدند و هر یک در قسمتی از ایران سکنی گزیدند: مادها در شمال غربی ایران، پارس‌ها در قسمت جنوبی و پارت‌ها در حدود خراسان امروزی. نخستین دسته از آریاییان که در نواحی غرب ایران موفق به تشکیل حکومت شد، قوم ماد بود. پارس‌ها، قوم دیگر آریایی، ابتدا در نواحی شمال و غرب ایران ساکن شدند و سپس به تدریج به سوی جنوب کوچ کردند. پارس‌ها شاهنشاهی هخامنشی را بر پا کردند. پارت‌ها قوم دیگر قوم آریایی، ابتدا در نواحی شرقی حدود سرزمین فرارود (ماورالنهر) می ‌زیستند. آنان موفق به تشکیل شاهنشاهی اشکانی شدند.
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_11.html
ساتراپی: در اصطلاح یونانیان یکی از بیست ایالت شاهنشاهی هخامنشی و یکی از ٧٢ بخش حکومت سلوکیان است. در تشکیلات سلوکیان هر ساتراپی به چند قسمت می شد و هر قسمت را اِپارخی و رئیس چنین قسمت را ایارخ می نامیدند. گاهی ایارخ را هم ساتراپ می گفتند(رجوع به ایران باستان شود) - فرهنگ دهخدا : واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-5d09c5b0257048ffb4050ca5f04aac87-fa.html
ساتراپی ‌های هخامنشیان: هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان راندند. ساتراپی واژهٔ یونانی شدهٔ خَشثْرَپاوه (به پارسی باستان) بمعنی ایالت است که به پارسی کنونی باید شهر گفت و واژهٔ شهر را در آن زمان بمعنی مملکت استعمال می‌کردند. ساتراپی منطقه‌ ای را در برمی‌گرفت که طی تاریخ شکل گرفته بود و ساکنان آن از نظر مردم‌شناسی یعنی از لحاظ فرهنگی و آداب و رسوم مشابه بودند
مصر و سوریه و لیبی و عربستان در فهرست ساتراپی‌های هخامنشیان: ساتراپی بزرگ مودرایه/مصر، پایتخت: ممفیس - ساتراپی مرکزی و اصلی مودرایا/مصر - ساتراپی کوچک مصر علیا - ساتراپی کوچک ایبرناری/سوریه، پایتخت: دمشق - ساتراپی اصلی پوتایا/لیبی - ساتراپی اصلی اَرَبایه/عربستان
http://fa.wikipedia.org/wiki
نخستین ساتراپ های ایران (نوشتاری به زبان انگلیسی از همین نگارنده)
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury/first-iranian-satraps.html
ساتراپی مصر، همراه با لیبی‌های سرحدی و شهرهای سیرین و بریقه (هر دو شامل ایالت مصر بودند) ۷۰۰ تالان می‌پرداختند، به اضافهٔ این پول، از سهم ماهی گیری در دریاچهٔ موریس و ۱۲۰،۰۰۰ بوشل گندم هم برای خرج سپاه هخامنشی که در دژ سفید واقع در ممفیس مستقر شده‌بودند، مصرف می‌شد: فهرست هرودت
http://fa.wikipedia.org/wiki
یکی از مهم ترین اقدامات داریوش بزرگ قراردادن مصر به عنوان یکی از ولایات ایران بود. این اقدام برابر با ٤ ژوئیه سال ٤٨٩ پیش از میلاد صورت گرفت. وی قلمرو امپراتوری ایران را به ٣٠ ایالت تقسیم کرد و هر ایالت را ساتراپی (واژه ای مادی است) نامید و دستور داد که با تاسیس پستخانه ارتباط مردم این ایالت ها با هم تامین شود و داد و ستد با پول انجام شود (سكه هایی که ضرب کرده بود). مصر یكی از ساتراپی های ایران آن زمان بود که داریوش توجه خاصی به آن داشت.
princeofhakhamaneshi.mihanblog.com/
تدوین قانون مصر
:یودوروس پس از نام بردن از پنج تن از قانونگذاران مصر می‌افزاید: می‌گویند ششمین مردی که به تدوین قانون مصر پرداخت، داریوش پدر خشایارشا بود؛ زیرا او از بی قانونی سلف خود کمبوجیه، که در رفتار او با مقدسات مصر بروز یافته بود، خمشمگین بود و بر آن شد تا زندگی توأم با فضیلت و احترام به خدایان در پیش گیرد. تأیید قاطع این موضوع در پاپیروس عامیانهٔ شمارهٔ ۲۱۵ کتابخانهٔ ملی پاریس یافت می‌شود. این متن در سدهٔ سوم پ. م نوشته شده است و در کنار متن، گزارشی از حکم داریوش در سال ۵۱۸ پ. م دیده می‌شود: «داریوش فرمان می‌دهد که خردمندان از میان سپاهیان و مردان مذهبی و دبیران گرد هم آیند و تمام قانون‌های مصری را که تا سال ۴۴ سلطنت آماسیس (سال ۵۲۶ پ. م) جاری بوده‌اند، به نوشته درآورند»
http://en.wikipedia.org/wiki/Darius_I
ساتراپی عربستان: اربستان مانند سایر نام های ایرانی که املای آن از حروف فارسی به حروف عربی تبدیل شده،الف اول به ع تبدیل گردیده مانند ایلام که به صورت عیلام نوشته می شود. به این ترتیب عربستان معرب شده (اربستان) است که از واژه ی ارب احتمالا به معانی گوناگون و ستان پسوند مکان ساخته شده است.عربستان از آنجاییکه صحرایی سوزان و بی حاصل می باشد در طول تاریخ گذشته کمتر مورد توجه قدرتهای جهان بوده است . ولی با این حال در زمان هخامنشیان و ساسانیان بسیاری از این مناطق به عنوان ساتراپ های (ایالات) ایرانی محسوب می شدند. در نقش رستم ایران، كتیبه ای است كه آرامگاه داریوش بزرگ نیز درآنجاست و حکایت از مالکیت ایران بر عربستان دارد:
«اهورامزدا، خداوند بزرگی است كه آبها را ‏آفریده، او این زمین را آفریده، او انسان را آ‏فریده، نیكی و پاكی را برای ایشان آفریده است، و اهورامزدا بشر را آ‏فریده، شادی برای بشر آفرید، داریوش را شاه كرد، یگانه شاه از میان شاهان یگانه، سرور از میان سروران بسیار. من ، داریوش، شاه بزرگ، شاه جهان، شاه سرزمینهای جهان از هرزمان، شاه این سرزمین فراخ و گسترده، پسر ویشتاسب هخامنشی، پارسی فرزند پارسی، با مهر اهورامزدا، اینها هستند ممالكی كه من خارج از پارس گرفته‌ام و برآنها حكم میرانم، مالیاتهای آن به من میرسد و تمامی فرمانهای مرا انجام میدهند و تمامی قوانین من مورد احترام است. آری این است سرزمینهایی كه من برآنها حكم میرانم: ماد، ایلام، پارت، هرات، بلخ، سغد، خوارزم، سیستان، رخج، ثقه‌گوش، قدو، گنداز هند، گیریان، آمیركی، گیمریان، بابل، آشور، عربستان، مصر ارمنستان، كابادوكیه، ساروس، یمن…». چنانچه از نوشته‌های این كتیبه پیداست، در زمان هخامنشیان، عربستان و یمن و مصر… تحت سیطره ایران بوده است: نوشتاری از روزبه پارساپور
http://www.persiangulfstudies.com/fa/index.asp?p=pages&id=180
يمن، ساتراپي ايران: در تاريخ طولاني يمن، كه پتولمي جغرافيدان قرون قديم، مردم آن را عرب هاي شاد و خوشبخت (به دليل بارندگي و داشتن آب) خوانده است؛ روز ٢٦ سپتامبر يادآور دو رويداد است: ساتراپي ايران شدن يمن در ٢٦ سپتامبر سال ٥٩٧ ميلادي و جمهوري اعلام شدن آن (صنعا) در ٢٦ سپتامبر سال ١٩٦٢ (پس از كودتاي ناصريست ها بر ضد محمد البدر، امام زيديه آن). يمن از سال ٥٧٠ ميلادي كه لشكر اعزامي ايران به فرماندهي ژنرال وهرز (به دستور خسرو انوشيروان) حبشي ها را از آنجا بيرون رانده بود تحت الحمايه ايران بود و «سيف ذي يزن» با حمايت و اتكاء به نظاميان ايران بر آنجا حكومت مي كرد. پس از درگذشت سيف، خسرو پرويز شاه وقت ايران از اين قضيه استفاده كرد و ٢٦ سپتامبر سال ٥٩٧ ميلادي يمن را يك ساتراپي (استان) ايران اعلام كرد و يمن تا سال ٦٣٠ ميلادي در اين وضعيت باقي بود. در اين سال و در جريان گسترش اسلام در جزيرة العرب، باذان فرماندار ايران در يمن (عربستان جنوبي) مسلمان شد و قيمومت ايران بر آن سرزمين پايان يافت و پس از آن، يمن به صورت ملوك الطوايفي اداره مي شد. يمن در نيمه دوم قرن بيستم  به صورت دو جمهوري درآمد (صنعا و عدن) كه از ٢٢ ماه مه ١٩٩٠ وحدت خود را به پايتختي صنعا بازيافت
http://www.tebyan.net/QuranIndex.aspx?pid=934&articleID=245237
ساتراپی یمن: در زمان خسرو انوشیروان کار یمن یکسره شد و در رقابت میان ایران و روم، ایران پیروزی یافت. با چیرگی ایران بر جنوب عربستان در سال ۵۹۸-۵۹۷ میلادی یمن نیز به‌وسیله شاهنشاهان ساسانی به تصرف ایران در آمد و تا ظهور اسلام تابع حکومت ایران بود: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Yemen
پیروز دیلمی یکی از فرمانروایان یمن بود
http://kohan-boom-o-bar.persianblog.ir/post/5/
باذان‌ یا باذام فرمانروای ايرانى‌ یمن از سوی خسرو پرويز مقارن‌ ظهور اسلام بود. پس از نامه ی پیامبر (ص) به خسرو پرویز، وی باذان را مامور دستگیری پیامبر (ص) نمود، اما باذان اسلام آورد و پیامبر(ص) وی را بر حکومت یمن ابقاء کرد. وی اولین فرمانروای ایرانی مسلمان است که در اسلام آوردنِ ایرانیان ساکن یمن نقش داشت. همچنین وی را از صحابه پیامبر (ص) دانسته اند
http://fa.wikishia.net/view/%D8%A8%D8%A7%D8%B0%D8%A7%D9%86
یادداشت پایانی
۱ - در میان ساتراپی های مورد اشاره اطلاعات و آگاهی های مربوط به ساتراپی های لیبی و سوریه و عربستان بسیار محدود است. شاید این امر با مسئله ی  نابودی کتانخانه ها و از بین رفتن اسناد و مدارک تاریخی ایران در حین حمله ی اعراب بی ارتباط نباشد.
۲ - در تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا نوشتارها و مقالاتی نیز پیرامون ساتراپی ها به زبان انگلیسی ارائه شده است و علاقه مندان می توانند به آن مراجعه نمایند.
دکتر منوچهر سعا دت نوری
 گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/04/blog-post_26.html
 Notes on Aryans: In the Satrapies of Egypt, Syria, Libya, Yemen and Arabia
Absract: Darius the Great (522-486 BC) established 20 to 28 satraps with an annual tribute. Appointed by the king, satraps were usually of the royal family or Iranian nobility and held office indefinitely/ In the Satrapy of Egypt/ Satrapy of Libya/ In Yemen/ Satrapies of Arabia and many other Places
Collected & prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/notes-on-aryans-in-the-satrapies-of-egypt-syria-libya-yemen-and--49623
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html 

یکشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

یادداشت هایی درباره ی میکا زیبانژاد بازیکن هاکی روی یخ



میکا زیبانژاد زادهٔ ۱۸ آوریل ۱۹۹۳ بازیکن هاکی روی یخ و عضو لیگ ملی هاکی، ایرانی‌تبار و اهل سوئد است.
http://en.wikipedia.org/wiki/Mika_Zibanejad
لیگ ملی هاکی یا ان‌اچ‌ال مخفف کلمه نشنال هاکی لیگ، نام لیگ برتر هاکی روی یخ مردان در آمریکای شمالی است که تیم های شرکت کننده در آن از کشورهای کانادا و آمریکا می‌باشند. ان اچ ال تنها لیگ برتر هاکی روی یخ در جهان است و یکی از مهم‌ترین لیگهای معظم ورزشی در آمریکای شمالی محسوب می‌شود. لیگ ملی هاکی دارای جام حذفی‌ای با نام استنلی کاپ با جام استنلی می‌باشد که این مسابقات از جذابترین و پربیننده ‌ترین بازی های ورزشی در آمریکای شمالی به شمار می‌آید.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%DB%8C%DA%AF_%D9%85%D9%84%DB%8C_%D9%87%D8%A7%DA%A9%DB%8C
میکا زیبانژاد، قهرمان ملی سوئد
تیم ملی هاکی روی یخ جوانان سوئد پس از سی سال ناکامی موفق شد با شکست دادن روسیه در فینال، به مقام قهرمانی جهان برسد. تنها گل این دیدار را در وقت اضافی میکا زیبانژاد جوان ایرانی تبار تیم ملی هاکی سوئد به ثمر رساند. او پس از این گل به قهرمان ملی سوئد تبدیل شد و همه جا نام این جوان شنیده می شد.
http://sverigesradio.se/sida/artikel.aspx?programid=2493&artikel=4898132
اظهارات «میکا زیبانژاد» پس از پیروزی
http://rasanehpardaz.org/?p=70&id=185266
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

The only Iranian playing Hockey in the NHL: Mika Zibanejad
Abstract: Mika Zibanejad (born 18 April 1993) is a Swedish professional ice hockey player. He is currently playing for the Ottawa Senators of the National Hockey League (NHL).
 Collected & prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/the-only-iranian-playing-hockey-in-the-nhl-mika-zibanejad-49279
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/04/blog-post_19.html

بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html
 

شنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

یادداشت هایی پیرامون زندگی و آثار "دکتر آتول گوانده" جراح و روزنامه نگار آمریکائی


 ماجرای زندگی او
آتول گوانده در پنجم نوامبر ۱۹۶۵ در منطقه ی بروکلین واقع در ایالت نیویورک آمریکا متولد شد. پدر و مادر او هر دو پزشک و از هندیان مهاجر بودند. چندی پس از تولد اتول گوانده همراه خانواده به شهر "آتن" در اوهایو نقل مکان کرد. وی دکترای پزشکی را در سال ۱۹۹۵ و فوق لیسانس بهداشت عمومی را در سال ۱۹۹۹ از دانشکده ی پزشکی هاروارد آمریکا دریافت نمود. دکتر آتول گوانده از سال ۱۹۹۸ همکاری روزنامه نگاری خود را با نشریه ی "نیویورکر" آغاز کرد. دکتر آتول گوانده اکنون به اتفاق "کاتلین هوبسون" (همسر) و "واکر" و "هاتی" و "هانتر" (فرزندان) در شهر نیوتن واقع در ایالت ماساچوست آمریکا زندگی می کند: منابع گوناگون
 برخی از آثار او به زبان انگلیسی
۱ - پژوهش ها
http://atulgawande.com/research/
٢ -مقالات و نوشتارها
http://atulgawande.com/articles/
٣ - کتاب ها
http://en.wikipedia.org/wiki/Atul_Gawande#Books
برخی از نظریات او
١ - بر اساس نوشتاری در یکی از تارنماهای وابسته به گوگل: "مقاله ی خواندنی اتول گوانده برای نیویورکر درباره اینکه چرا ایده های خوب، بعض اوقات میان مردم گسترش پیدا نمی کنند. در ابتدای مقاله مقایسه ای می کند میان بیهوشی با اتر و ضدعفونی کردن. هر دو در زمانی مشابه پیدا شدند و هر دو مدافعینی سرسخت داشتند و هر دو برای بیماران بسیار مفید بودند. با این حال بیهوشی در فاصله سه سال همه جهان را در نوردید ولی ضدعفونی کردن تقریبا نیم قرن طول کشید تا توسط پزشکان پذیرفته بشود. جراحان حاضر نبودند کت و شلوار هایی که در اثر پاشیده شدن خون و چرک بیماران و خشک شدن ش تبدیل به ورقه هایی ضخیم شده بود را در بیاورند و لباس ضدعفونی شده بپوشند یا دستان شان را بشویند. دکتر لیستر، هرچه می کرد، نمی توانست جراحان را مجبور بکند که ابزارشان را در کربولیک اسید که متوجه شده بود مانع رشد باکتری ها می شود بشویند. در مقابل اما جراحان با کمال میل از اتر یا کلروفورم که تجویزش اتفاقا خیلی هم دردسر داشت (دوز بالایش باعث مرگ می شد) استفاده کردند چون جراحی روی بیماری که این قدر دست و پا می زند تا از هوش برود بسیار دشوار تر از کسی است که با اتر بیهوش شده. از این جهت جراحان در فهم اثر ضدعفونی کننده ها دچار مشکل بودند. چون بر خلاف اتر که هر بیماری را بیهوش می کرد و اثرش را می دیدند، تکنیک ضدعفونی لیستر، علیه میکروب هایی فعالیت می کرد که با چشم دیده نمی شدند. این مشکل، در بسیاری از معضلات نادیدنی چو گرمایش زمین هم مشاهده می شود که راه حل شان، توسط عموم پذیرفته نمی شود.
نمونه دیگر، مشکل مرگ و میر نوزادان و مادران حامله است. سالانه سیصد هزار مادر و بیش از شش میلیون نوزاد به دلایلی که کاملا قابل پیش گیری هستند در مناطق فقیر دنیا فوت می شوند.
گوانده می گوید که در یکی از فقیرترین ایالات هند به دیدار بیمارستانی رفته بود که در آن حتی امکانات اولیه ای چون گرم نگاه داشتن نوزادان در ساعات اولیه تولد که بیشترین حساسیت را به سرما دارند (تن بچه ها به دلیل اینکه سطح مقطع بیشتری نسبت به بزرگسالان دارد به سرعت بالاتری حرارت از دست می دهد و افت دمای بدن برای بچه ها بسیار خطرناک است). او در این شرایط می گوید که حتی در بیمارستانی که تنها دو دستگاه فشار خون پیدا می شود و هیچ جراحی نیست تا بتوان سزارین انجام داد، باز نرخ مرگ و میر بهتر از زاییدن در خانه هست. با این حال او مشاهده کرده بود که یک پرستار که می دانست در این شرایط بایستی بچه را روی شکم مادر گذاشت تا از حرارت بدن مادر گرم بشود چنین نکرده بود. وقتی پرسید پرستار گفت مادر می گوید خیلی سردش هست. برای این پرستار هم کاهش حرارت بدن، به مانند میکروبها برای مخالفین دکتر لیستر، نامریی بودند. کاهش حرارت نوزاد، به شکل آبی شدن رنگ پوست و کم خوری و بعد تب ناشی از عفونت نیست بلکه اندکی کاهش دماست و زمانی زیاد لازم است تا تبدیل به مشکل اساسی بشود. این پرستار نمی تواند ارتباطی میان ۴ درصد مرگ و میر بیشتر و این کار ساده پیدا بکند. یکی از مشکلات همیشگی، تکنولوژی ست به خصوص در مناطق فقیر. اما حتی یک مدل گرمکن بچه که یک پزشک نوزادان با استفاده از قطعات مستعمل ماشین ها ساخته هم هنوز در این جاها پذیرفته نشده. مشکل، این است که راه حل پیشگیری از کاهش حرارت بدن، به اندازه کافی سکسی نیست تا توسط همه پذیرفته بشود. نیاز به دقت زیاد دارد و نتیجه اش آنی نیست.
راه حل عدم انجام این کارها این است که از افراد «بخواهیم»‌این کارها را انجام بدهند. در مدرسه به آنها اموزش بدهیم. مرحله بعدی، تهدید و تنبیه است. اما آن هم تا حدی موثر است. راه حل جایگزین، این است که به جای تنبیه، تشویق بکنیم. اما این تشویق نیازمند یک روش اندازه گیری موفقیت است تا بشود به درستی تشویق کرد که در کشورهای فقیر میسر نیست. بنابراین ما فکر کردیم شاید بهتر باشد فرهنگ حرفه ای را عوض بکنیم. طوری که این کار جزو رفتار های حرفه ای افراد بشود حتی وقتی ما و یا ناظر دیگری نگاه نمی کند، مراقب باشند و بچه را از نظر گرم بودن چک بکنند. برای این کار ما گروهی را استخدام کردیم که به بیمارستان ها بروند و در جلساتی تک نفره به پزشک و پرستار یادآوری بکنند که این کارها چه نتایج مثبتی می تواند داشته باشد. ما هنوز نمی دانیم چقدر موفق آمیز خواهد بود ولی همین حالا عده ای علاقه ای به این کار نشان نمی دهند چون می گویند نیازمند تلاش گسترده است. ولی اگر به بیهوشی فکر بکنیم می بینیم که دقیقا همین بود: تعداد پزشکان حاضر در عمل را دوبرابر کرد. ولی هیچ کسی مخالفت نکرد. در عصر فیس بوک و توئیتر همه دنبال راه حل های حاضری هستند".
https://plus.google.com/+DanielJafari/posts/SdEcNFDxTG4#+DanielJafari/posts/SdEcNFDxTG4
٢ - آتول گوانده، جراح و نويسنده در آخرين کتاب خود به توضيح اين موضوع مي‌پردازد که پرسيدن سوالات ساده‌اي مانند «آيا آنتي‌بيوتيک به بيمار داده شده است» و حتا «آيا به ‌هم معرفي شديم» مي‌تواند عفونت‌ها و مرگ را بيش از يک ‌سوم کاهش دهد.
http://www.fara.ir/index.php?target=publications&function=viewArticle(1564)
٣ - شرلی معتقد است که مشکلات قشر فقیر در آمریکا – شرایط زندگی، تحصیلات ناکافی، رفتارهای زیان بخش و فقدان پشتیبانی خانواده و دسترسی به روش های سالم زندگی – به گونه ای است که مراجعه به خانه بیمار لازم می شود. این رویکرد توسط گروه هایی در آتلانتیک سیتی و کَمدِن در نیوجرسی، که شرح حال آنها در سال گذشته توسط آتول گوانده در مجله نیویورکر چاپ شد، به کار گرفته شد. این گروه ها افرادی که بیش از همه مرتکب مراجعه دوباره به بخش اورژانس می شدند را شناسایی کردند و برای تشخیص دلایل گوناگون بیماری این تعدادی افراد مددکار اجتماعی و پرستار به کار گرفتند. آنچه بیش از هر چیز در یافته های آتول گوانده مشخص بود این بود که این افراد به مراقبت دائم نیاز داشتند. زیرا یک غفلت – مانند قبض برق پرداخت نشده – می تواند باعث بروز مشکلات متوالی گردد.
http://persian.iran.usembassy.gov/mississippi-iran-health.html
برخی از سخنرانی های او به زبان انگلیسی
۱ - آینده ی رشته ی پزشکی
http://www.cbc.ca/radio/ideas/pastepisodes/the-2014-bbc-reith-lectures-the-future-of-medicine-part-1-1.2946586
٢ - چگونه رشته ی پزشکی  را می توان بهتر  ساخت ؟
https://www.youtube.com/watch?v=L3QkaS249Bc
٣ - درباره ی کتاب "هستی مرگبار"
https://www.youtube.com/watch?v=KA32crcXOI0
یادداشت پایانی
کتاب های "عوارض" و "بهتر" تالیف دکتر آتول گوانده، مجموعه ای از نوشتارهای آموزنده و خواندنی و سلسله سخنرانی های وی پیرامون " آینده ی رشته ی پزشکی" بسیار دلنشین و شنیدنی است.
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/04/blog-post_18.html
Some Notes on the Life and Works of Atul Gawande, the American Surgeon and Journalist
Abstract: Atul Gawande, MD, MPH, is a surgeon, writer, and public health researcher. Gawande was born on 5 November 1965 in Brooklyn, New York, to Indian Maharashtrian immigrants to the United States, both doctors
Collected & prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/some-notes-on-the-life-and-works-of-atul-gawande-the-american-su-49240
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

سه‌شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

مجموعه ی یک آوا و بسا صدا: ١٤ - ترانه ی سرزمین من




 ١ - اجرا: دریا دادور
https://www.youtube.com/watch?v=wZGtY2_8tJ4
٢ - اجرای دیگری از: دریا دادور
https://www.youtube.com/watch?v=guv15dQB9tc
٣ - اجرا: داود سرخوش
https://www.youtube.com/watch?v=D0VSPJ4YJlU
٤ - اجرا: عارف - ستار، مرتضی‌ ، شاهرخ ، عقیلی و دیگران
https://www.youtube.com/watch?v=DvVSIneTWaY
۵ - ترانه ی ایران سرزمین من
https://www.youtube.com/watch?v=juCf7wcg4oA
٦ - ترانه ی خداحافظ سرزمین من - اجرا: هایده
https://www.youtube.com/watch?v=NJhkAOwNsq4
٧  - ترانه ی ای سرزمین من .. اجرا: گروه موسیقی نوجوانان
https://www.youtube.com/watch?v=l7J8QcBTRzA
٨ - اجرای دیگری از ترانه ی ای سرزمین من
https://www.youtube.com/watch?v=5xD_icZn1DY
٩ - ترانه ی سرزمین من .. اجرا: گيسو شاكری
https://www.youtube.com/watch?v=LcjL2yI8uGw
١٠ - ترانه ی سرزمین من سلام .. اجرا: حامد طه 
https://www.youtube.com/watch?v=Hu9sY1tJ0vU
١١ - اجرای دیگری از ترانه سرزمین من با صدای یک بانوی ژاپنی
https://www.youtube.com/watch?v=mGZlmHZnzCE
١٢ - ترانه ی ایران ای سرزمین رستگار
https://www.youtube.com/watch?v=pHJppZXuf0w
١٣ - ترانه ی سرزمین من (به زبان انگلیسی) - اجرا: "چاپی" خواننده ی کردستانی
https://www.youtube.com/watch?v=ICX84L57nPM
١٤ - ترانه ی سرزمین من (به زبان انگلیسی) - اجرا: ایسلا گرانت
https://www.youtube.com/watch?v=lqmxtjxa9WI 

تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
 ====
 One Song & Many Voices (Pt 14): Sarzamin-e Man/ My Homeland

Collected & prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/one-song-amp-many-voices-pt-14-sarzamin-e-man-my-homeland-49099
 ======

 بخش های پیشین مجموعه ی یک آوا و بسا صدا
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_20.html

دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ ه‍.ش.

شتاب نامه



"شتاب" : در  فرهنگ واژه ها و روایات
١ - شتاب = مقابل درنگ (آنندراج) - جستن و خواستن امری پیش از وقت آن و آن از مقتضیات شهوت و از صفات مذمومه باشد - عجله (یادداشت دهخدا) - سرعت - دستپاچگی - تندی - مقابل آهستگی - تعجیل - مقابل کندی/ لغت نامه دهخدا: واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-fc7e4ce0af8c4c73b2d283e64fe22e15-fa.html
٢ - عجله و شتاب از شیطان است = در روایات اسلامی بحث های فراوانی درباره نکوهش «عجله» و ستایش «تانی» وخویشتن داری دیده می شود، به عنوان نمونه از پیامبرحضرت محمد ص نقل است که «الاناة من الله و العجلة من الشیطان، تانی وخویشتن داری از سوی خداست و عجله و شتاب از شیطان است»: بسیاری تارنماها
https://www.google.com
شتاب در فیزیک و مکانیک و نجوم
١ - در فیزیک و مکانیک، شتاب عبارت است از نرخ تغییر سرعت در یکای زمان. در یک بُعد، شتاب عبارت است از میزان افزایش یا کاهش سرعت یک جسم. از آنجایی که سرعت یک کمیّت برداری است، پس شتاب باید نشان دهندهٔ میزان تغییر بزرگی و جهت سرعت باشد... در سامانهٔ استاندارد بین‌المللی یکاها، یکای آن متر بر مجذور ثانیه‌است: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Acceleration
٢ - در اصطلاح نجوم سرعت سیر در کواکب است : همه ٔ ستارگان و روندگان آسمانی بشتابند. (التفهیم چ همایی) - دراصطلاح فیزیک دانان تغییرات سرعت را در واحد زمان شتاب گویند و مقدار آن متناسب است با نیروئی که متحرک را به حرکت درمی آورد. به عبارت دیگر در حرکت مستقیم الخط چون سرعت متحرک فزونی یا کمی گیرد متحرک دارای شتاب است. شتاب درحقیقت شدت تغییرات سرعت را در زمان مشخص معلوم می کند. بنابراین شتاب زیادی نشانه ٔ تغییرات شدید سرعت است.../ لغت نامه دهخدا: واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-fc7e4ce0af8c4c73b2d283e64fe22e15-fa.html   
ترکیبات فارسی شتاب
شتاب کش - بی شتاب - شتاب آور - شتاب باز - شتاب جوش - شتاب نما -شتاب آهنگ - واحد شتاب - شتاب مردن - شتاب باران - شتاب رفتن - شتاب كردن - گردون شتاب - شتاب آمدن - شتاب گذشتن - شتاب گرفتن - شتاب آوردن - شتاب خورده - شتاب داشتن - شتاب دويدگي - شتاب نمودن - شتاب ورزيدن  - شتاب انگیز - شتاب آمیز و ... : تارنمای واژه یاب و بسیاری تارنماها
https://www.google.com
  "شتاب" : در زنجیری از سروده ها و ترانه ها
برخیز شتربانا ، بربند کجاوه، کز چرخ همی گشت عیان رایت کاوه
در شاخ شجر برخاست، آوای چکاوه، وز طول سفر حسرت من گشت علاوه
بگذر به شتاب اندر ، از رود سماوه ، در دیده من بنگر ، دریاچه ی ساوه
وز سینه ام آتشکده ی پارس نمودار ... : ادیب‌ الممالک فراهانی
ترانه ی برخیز شتربانا - اجرا: امیر آرام
https://www.youtube.com/watch?v=ICauBLDTFeY
به کجا چنین شتابان؟ گون از نسیم پرسید
دل من گرفته زینجا ، هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟
همه آرزویم اما، چه کنم که بسته پایم/ به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا سرایم
سفرت به خیر اما ، تو و دوستی خدا را
چو ازین کویر وحشت ، به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها ، به باران برسان ، سلام ما را : دکتر شفیعی کدکنی
ترانه ی به کجا چنین شتابان؟ با اجراهای گوباگون
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/04/blog-post_10.html
روزي بر آيد آفتاب/ سازد وطن را پر شهاب/ نور رها گيرد شتاب
نيكو شود احوال ها/ درطول دوران سال ها
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://saadatnoury.blogspot.ca/2011/07/blog-post_06.html
سروده ها و ترانه های بیشتر
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/04/blog-post_12.html
The Booklet of Acceleration 
Abstract:Definitions/ Acceleration in Physics/ Some English Poems and Song on Acceleration Some Persian Poems and Songs on Acceleration & Rush/ Chain of Persian Poems and Songs on Acceleration/ Shetaab
Collected and Prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/the-booklet-of-acceleration-49055
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/04/blog-post_13.html

بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html