۱۳۹۸ خرداد ۲, پنجشنبه

زنان نامدار ایران: ۴۴ - "سپیده ی قُلی آن" دانشجوی رشته دامپزشکی، فعال مدنی و زندانی سیاسی درایران

Image result for ‫"سپیده قلیان" wiki‬‎
سپیده ی قُلی آن (قلیان) زادهٔ ۱۳۷۴: فعال مدنی و زندانی سیاسی ایرانی اهل اهواز است. به گزارش خبرگزاری هرانا ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نخستین بار در شامگاه جمعه ششم اسفند ماه ۱۳۹۵ سپیده قلیان که در آن زمان دانشجوی سال چهارم رشته دامپزشکی بود، در منزل پدری‌اش بازداشت شده و به مکان نامعلومی برده می‌شود. این خبرگزاری دلیل بازداشت او را به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده‌اش «فعالیت در اینستاگرام» و «فعالیت مدنی» ذکر کرده‌ است. در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۷ در جریان اعتراضات کارگری ۱۳۹۷ خوزستان سپیده قلیان به همراه شماری از کارگران معترض بازداشت می‌شود. او به همراه نمایندگان شرکت نیشکر هفت‌تپه، ابتدا به بازداشتگاهی در شهر شوش (شهر وقوع اعتراضات کارگران هفت‌تپه) منتقل شده و سپس توسط مأموران امنیتی به اهواز منتقل می‌شود. بر اساس برخی گزارش‌ها به نقل از بستگان نزدیک قلیان، آنها ادعا کردند که سپیده در هنگام بازجویی مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفت. یکی از اتهامات او «اخلال در نظم عمومی» عنوان شده‌است. در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۷ منابع خبری از آزادی سپیده قلیان خبر دادند. این آزادی پس از یک ماه بازداشت او و به‌واسطه گروی وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صورت گرفت.
سپیده قلیان روز یک‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ یک روز پس از پخش فیلم اقرار تلویزیونی‌اش از صدا و سیما، به همراه برادرش «مهدی قلیان» بازداشت شد. مأموران امنیتی به قصدِ بازداشت سپیده قلیان وارد منزل پدری او شده بودند که با مقاومت برادرش مواجه می‌شوند. به گزارش رسانه بی‌بی‌سی فارسی، «مأموران امنیتی با ضرب و شتم و بدون ارائه حکم وی را به همراه خانم قلیان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.» پدر سپیده قلیان در گفتگو با مسیح علی‌نژاد گفت: «ساعت ۷صبح ۱۲ مأمور مرد و دو مأمور زن با خشونت ریختند خانه، دندان‌های پسرم را شکستند من و همسرم را کتک زدند گفتند دخترت را هم می‌کشیم. خواهش می‌کنم نگذارید بچه‌های ما را بکشند». در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۹۷ رسانه بی‌بی‌سی فارسی از «تحت فشار بودن و تهدید شدن» خانوادهٔ سپیده قلیان از سوی نهادهای امنیتی٬ به دلیل مصاحبه هایی که درباره فرزندانشان انجام داده‌اند خبر داد
درخواست سپیده قلیان برای برگزاری دادگاه علنی 
سپیده قلیان، فعال اجتماعی پیش از بازداشت مجددش ویدئویی از خود ضبط کرده و همزمان نامه‎ای نوشته است. در بخشی از این نامه و ویدئو که به طور اختصاصی دراختیار بی‌بی‌سی قرار گرفته است، خانم قلیان مجددا به مساله شکنجه در دوران بازداشتش پرداخته و از دادستان می‌خواهد که جلسه دادگاه او علنی و با حضور رسانه‌ها برگزار شود
تهدید سپیده قلیان و سایر فعالان کارگری به خودداری از اطلاع‌رسانی
بنا به گزارش خبرنامه کمپین حقوق بشر در ایران  در تاریخ چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸: یک منبع آگاه به وضعیت هفت فعال کارگری و کارگر که در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه بازداشت شدند به کمپین حقوق بشر در ایران گفت آخرین دفاعیات آنها اخذ شده و پرونده همگی انها به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برای تعیین وقت فرستاده شده است. این فعالان کارگری عبارتند از سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، علی نجاتی، امیر امیرقلی، عسل محمدی، ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی فرد. همگی آنها بین تاریخ‌های ۲۲ تا ۲۸ اردیبهشت ۹۸ به شعبه هفتم بازپرسی زندان اوین برای اخذ آخرین دفاعیات فراخوانده شدند. به گفته این منبع آنها در جلسه دفاع آخر خود با اتهام جدیدی مواجه شدند که تاکنون هرگز در بازجویی‌ها به آن اشاره نشده بوده است: "بازپرس شاه‌محمدی همه آنها را به اتهام جدید ارتباط با گروه‌ها و احزاب معاند نظام متهم کرده است. در مقابل اعتراض آنها که اسمی از این اتهام در بازجویی‌های انها برده نشده، گفته ما مستندات کافی برای این اتهام داریم و در دادگاه متوجه خواهید شد". اما هیچ توضیح دیگری نداده است 
سروده هایی برای سپیده
هر شلاقی که فرود می‌آید دو صدا دارد
یک صدا را شلاق‌زن می‌شنود/ صدای دیگر را شلاق شده
ما صدای دوم شلاق هستیم
کدام صدا قوی‌تر است؟/ نرون و جلادی که شلاق می زند صدای اول را می‌شنود
صدای دوم را ما می‌شنویم
عرقش را شلاق‌زن پاک می‌کند/ ما نیز عرق ‌مان را پاک می‌کنیم
شلاق بعدی را که می‌زند می‌گوییم/ محکم‌تر از این هم می‌توانید بزنید آقا
ما شما را محکم‌تر زده‌ایم
در فاصله‌ی دو شلاق یک سوال مطرح می‌شود
چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاه‌ های نفت/ شما از اینجا بروید
شلاق را محکم‌تر از این هم می‌توانید بزنید آقا/ ما شمارا محکم‌تر زده‌ایم: رضا براهنی
*
رضا مقصدی سراینده ی توانا و ارجمند و نویسنده ی خردمند در سروده ی "بانوی سر بلند" احتمالا به سپیده ی قُلی آن (سپیده قلیان) اشاره دارد
یک شعر ِعاشقانه به رنگ ِ سپیده بود
وقتی که دست های سپیدت زمانه را/ معنای تازه داد
آیینه ها ز دور ترین جای این جهان/ هریک به میهمانی ِ دست تو آمدند
تا عطر ِ شادمانه ی آن جان ِ تشنه را / برباغ ِ ما دوباره ببارانند
آیینه ها زدور ترین جای ِ این جهان/ هریک به میهمانی ِ دست تو آمدند
بانوی سربلند ! بانوی درد وُ "بند" !/ در روبروی تیره ترین روزگار ِ تلخ
دست تو از تبار ِ زُلال ِ سپیده هاست.
بگذار از برابرت ، سرمست بگذریم./ زیباست. آواز ِ دست های تو زیباست

تهیه  و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
سپیده قُلی آن (قلیان): تارنمای ویکی‌پدیا/ سپیده قلیان (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ درخواست سپیده قلیان برای برگزاری دادگاه علنی: تارنمای بی‌بی‌سی فارسی/ تهدید سپیده قلیان و سایر فعالان کارگری به خودداری از اطلاع‌رسانی: تارنمای خبرنامه کمپین حقوق بشر در ایران/ هر شلاقی که فرود می‌آید دو صدا دارد: تارنمای ایران کارگر/ سروده ی "بانوی سر بلند": تارنمای عصر نو/  
 *
بخش های پیشین زنان نامدار ایران  
==================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۳۰, دوشنبه

آشنایی با برخی نامداران جهان: ۲۳ - "جاستین اماش"، عضو مجلس نمایندگان آمریکا

Congressman Justin Amash.jpg 
جاستین اِمَاش (متولد ۱۸ آوریل، ۱۹۸۰ در میشیگان) وکیل، سیاستمدار و نماینده ی کنگره ی ایالات متحده آمریکاست. او دوره اش را از ژانویه ۲۰۱۱ به عنوان نماینده ی مجلس آمریکا از حوزه انتخابیه شماره ۳ میشیگان آغاز کرد. این حوزه که به مرکزیت گرند رپیدز است، زمانی توسط جرالد فورد رئیس جمهور اسبق آمریکا در مجلس نمایندگان آمریکا نمایندگی می‌شد.  اماش از نمایندگان مرتبط با جنبش تی پارتی است. "کانر فریدرزدورف" در مجله آتلانتیک، اماش را یکی از «مهمترین حامیان آزادی ‌های مدنی» در مجلس نمایندگان خوانده است. اماش یک عرب آمریکایی نسل دومی با تبار مسیحی فلسطینی و ارتدکس یونانی انطاکیه است. او با درجه ی لیسانس اقتصاد و جی. دی از مدرسه ی حقوق دانشگاه میشیگان فارغ‌ التحصیل شد. پدرش یک کاسب فلسطینی است که با حمایت مالی یک کشیش به آمریکا مهاجرت کرد. مادرش از مهاجرین سوری به آمریکا است. اماِش متأهل است و سه فرزند دارد. او عضو کلیسای ارتدکس انطاکیه است. اماش با برنامه‌ریزی اقتصادی مخالف است و معتقد است باعث بیکاری، تورم و چرخه ‌های کسب و کار خطرناک می‌شود. او معتقد است بیمه سلامتی نباید اجباری باشد. او در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ۲۰۱۲ از ران پال حمایت کرد. او گفته‌است اقتصاددانان محبوبش فریدریش هایک و فردریک باستیا هستند
تلاش جاستین آماش برای معاف کردن مهاجران ایرانی از قانون جدید سفر به آمریکا
به گزارش تارنمای بی بی سی فارسی در تاریخ ۱۵ ژانویه ی ۲۰۱۶: شماری از نمایندگان کنگره آمریکا با معرفی طرح هایی قصد دارند از تاثیر منفی قانون اخیر محدودیت سفر بدون ویزا به آمریکا، از جمله برای شهروندان ایرانی اروپا، بکاهند. دو طرح مشابه برای اعمال اصلاحات در آن قانون روز چهارشنبه در دو مجلس نمایندگان و سنا مطرح شد. نشریه پولیتیکو که در واشنگتن منتشر می شود روز پنجشنبه گزارش داد که دولت اوباما از این اصلاحات حمایت می کند. طرح جاستین آماش جمهوری خواه و جان کانیرز دموکرات، که هر دو نمایندگان میشیگان در مجلس نمایندگان هستند، بندی را از آن قانون حذف می کند که
سفر شهروندان ایرانی، سوری، سودانی و عراقی به آمریکا را محدود می کند
انتقاد جاستین اماش از تصمیم ترامپ در مورد لغو مقررات دولت اوباما در قبال کوبا
به گزارش تارنمای خبر فارسی در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۰۱۷: ترامپ با عمل کردن به یکی از وعده های انتخاباتی اش درباره لغو مقررات دولت «باراک اوباما» در قبال کوبا، مجموعه محدودیت های جدیدی را علیه سفر و تجارت آمریکایی ها با این کشور اعمال کرد. ترامپ در سخنانی در میامی تصمیم خود را درباره «لغو توافق کاملا یک طرفه دولت قبلی در قبال کوبا» اعلام کرد؛ اقدامی که بلافاصله با انتقاد اعضای جمهوری خواه کنگره از جمله جاستین اماش نماینده جمهوری خواه از میشیگان مواجه شد که ترامپ را به «رقص با سعودی ها و فروش سلاح به آن ها» همزمان با صحبت کردن از امنیت ملی متهم کرد
برخی گزارشات در مورد نظریات و اقدامات  اخیر جاستین اِمَاش
به گزارش تارنمای دویچه وله:جاستین اماش نماینده ی جمهوری خواهان حالا در پیام های تویتری اش ویلیام بار را متهم می کند که مردم امریکا را با ارزیابی ماهرانه ی جعلی و نتیجه گیری های نادرست، به گمراهی کشیده است. اما اماش در باره ی رابرت مولر بازرس ویژه نوشته است که برعکس اظهارات بار، گزارش مولر این را برملا می سازد که رئیس جمهور ترامپ در فعالیت های مشخصی دست داشته است و این گزارش، بیانگر یک نمونه از برخورد او را آشکار می کند که براساس آن می توان ترامپ را استیضاح کرد. این نماینده ی جمهوری خواهان افزوده است که در این گزارش همه جزئیات ممانعت از حکم قضا شرح شده است و بدون شک اگر هر شخصی که در مقام رئیس جمهور کنونی نباشد، براساس چنین شواهدی محکوم می شود. اماش عضو گروه بسیار محافظه کار از حزب جمهوی خواهان به نام "انجمن آزادی مجلس" است. او پیش از آن گفته است که به عنوان یک رقیب درون حزبی، با ترامپ رقابت می کند
*
به گزارش گروه بین‌الملل باشگاه خبرنگاران جوان، رشیده طلیب، عضو دموکرات کنگره آمریکا از جاستین اماش، نماینده جمهوری خواه آمریکایی درخواست کرد همانند دیگر نمایندگان کنگره قطعنامه‌ استیضاح ترامپ را امضا کند. رشیده طلیب این درخواست خود از نماینده جمهوری خواه را پس از آن مطرح کرد که جاستین اماش در تعدادی توییت، خواستار استیضاح دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا شد. رشیده طلیب در تعدادی توییت از جاستین اماش به دلیل انتقاد از رئیس جمهور آمریکا تقدیر کرد و نوشت: شما کشور خود را در اولویت قرار داده اید و این قابل تقدیر است. ما هر دو متعهد شده ایم که از قانون اساسی آمریکا حمایت کنیم. اگر علاقه دارید قطعنامه‌ای را که خواستار آغاز روند استیضاح ترامپ شده امضا کنید، من را مطلع کنید. جاستین اماش در حساب توییتر خود ویلیام بار، دادستان کل آمریکا را به تلاش برای فریب افکار عمومی با هدف حفظ جایگاه ترامپ متهم کرد و نوشت گزارش رابرت مولر، بازپرس ویژه پرونده دخالت ادعایی روسیه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا نشان می‌دهد ترامپ در اجرای قوانین و عدالت کارشکنی کرده است. وی نخستین نماینده جمهوری خواه به شمار می‌رود که خواستار استیضاح رئیس جمهور شده است.
تهیه  و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
جاستین اِمَاش: تارنمای ویکی‌پدیا/ تلاش جاستین آماش برای معاف کردن مهاجران ایرانی از قانون جدید سفر به آمریکا:  تارنمای بی بی سی فارسی/ انتقاد جاستین اماش از تصمیم ترامپ: تارنمای خبر فارسی/ جاستین اِمَاش: تارنمای دویچه وله/ جاستین اِمَاش: تارنمای باشگاه خبرنگاران جوان/
*
================================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۸, شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۹۷ - شهرستان آریایی نشین بروجرد در استان لرستان



نمایی از حومه ی شهر بروجرد

مردمان بروجرد در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
مردمان بروجرد در گروه "مردمان لک" قرار دارند. همانطور که در بخش ٣٨ همین مجموعه اشاره شد: " مردمان لک یکی از
سه شاخه ی اصلی و مستقل اقوام آریایی به نام مادها هستند که نخستین حکومت و تمدن مدرن را در غرب ایران بنیان نهادند.  به گفته ی خیلی از بزرگان تاریخ، دیاکو (بنیان‌گذار و نخستین شاه حکومت ماد) از قوم لک بود که در حوالی نورآباد کنونی (مرکز شهرستان دلفان در استان لرستان) می زیست و به عنوان اولین فرمانروای ایران شناخته می شود. زبان قوم لک یعنی زبان لکی با دستور زبان و ادبیاتی قوی که دارای حدود سی هزار لغت است، بازمانده ی زبان های اصیل اوستایی و پهلوی است که به دلیل شرایط خاص جغرافیایی این مناطق، کمتر دچار تغییر و تحول شده است. سکونت گاه اصلی مردم لک در مرز مشترک بین چهار استان در جنوب و شرق استان کرمانشاه ، شرق استان ایلام و جنوب و جنوب غرب استان همدان و قسمتی از شرق، نیمه شمالی و غرب لرستان است. لک‌ها بیشتردر شهرهای دلفان، کوهدشت، هرسین، صحنه، کنگاور، سنقر، شیروان، تویسرکان، نهاوند و بروجرد می زیستند. به دلیل نزدیکی زبانی و فرهنگی، لک‌ها عموماً شاخه‌ای از کردها یا لرها در نظر گرفته می‌شوند. برخی معتقدند واژه ی لک از ترکیب دو واژه ی لر و کرد تشکیل شده‌ است. قوی ترین نظریه که بیشتر باستان شناسان و زبانشناسان بدان معتقدند این است که زبان لکی بازماندهٔ پارسی باستان و پهلوی است". پارسی باستان زبانی است که در زمان هخامنشیان مستعمل بوده و ریشه ی زبان فارسی امروزی است
برخی از ویژگی های بروجرد در طول تاریخ
بروجرد = در اواخر دوره ساسانیان یکی از دو شهر ماه نهاوند از توابع ناحیه پهله از سرزمین ماد بود. حموله وزیر محلی آل ابی دلف (آل ابودلف) از حکمرانان عباسی بین سال‌های ۲۱۰ تا ۲۵۸ هجری قمری در عمران بروجرد کوشید. محمدتقی حسام‌السلطنه شاهزاده قاجار و حاکم ولایت بروجرد و مضافات، در سال ۱۲۴۲ ه‍.ق حکومت ولایت لرستان و ولایت خوزستان را نیز به دست آورد و بروجرد را حاکم نشین حکمرانی بروجرد، لرستان و خوزستان کرد
بروجرد = وروجرد. وروگرد. ولوگرد. بروگرد . شهرکی ست خرم و بانعمت ، و از وی زعفران و میوه ٔ نیک خیزد (حدود العالم ، ذیل بروگرد) . شهری است بین همدان و کرج ، لقب این شهر دارالسرور بوده است (یادداشت دهخدا). شهری است زیبا از بلاد جبل در هجده فرسنگی همدان . این شهر انهار و اشجار زیاد دارد شهری است بین همدان و کرج ، با همدان هجده فرسنگ و با کرج ده فرسنگ فاصله دارد. طول آن نیم فرسخ و عرض آن اندک است . ابتدا قریه ای بیش نبود و چون "حمولة" وزیر "آل ابودلف" کارش بالا گرفت آنجا را منزلگاه خود ساخت
حموله (حموله بن علی بروجردی) = مردی ادیب و اصالتا بروجردی بود که از سوی ابودلف حاکم عباسی منطقه به حکومت بروجرد که در این زمان بخشی از ماه نهاوند بود گمارده شد. حموله ابودلف را به بروجرد برد و آتشکده این شهر را برای تبدیل شدن به مسجد به وی نشان داد و ابودلف گفت: «هذا مسجدالعتیق». به این ترتیب از تخریب آتشکده صرف نظر شد و در یکی از نقاط دیگر بروجرد مسجد جامع بنا شد و منبری در آنجا برای خود اختیار نمود. به این ترتیب بروجرد که پس از حمله اعراب و شکست ایرانیان در جنگ نهاوند ویران و کم رونق شده بود مجددا به شهری پر رونق تبدیل شد
برخی دیگر از ویژگی های تاریخی  بروجرد
آثار پیش از تاریخ: در ناحیه بروجرد به ویژه در دشت سیلاخور، تعداد زیادی تپه‌های باستانی و تاریخی وجود دارد که از دوره‌های پیش از تاریخ تا قرن معاصر آباد بوده‌اند. از نظر باستان‌شناسی، تپه قرق با قدمت عصر مس در دهستان شیروان، از مهم‌ترین تپه‌ های باستانی شهرستان بروجرد است که تا پنج طبقه لایه برداری و مطالعه شده‌است. اشکال هندسی و رنگ اخرایی سفال‌های کشف شده قدمت آن را با تپه گیان و کوهدشت لرستان هم‌زمان می‌کند. در لایه‌های بیرونی، تک سفال‌هایی از دوره‌های بعدی از جمله اشکانیان هم در آن دیده می‌شود. تپه قلعه رومیان نیز در سه کیلومتری جنوب بروجرد از تپه‌های مهم باستانی منطقه است که تا قرن نهم دارای اهمیت نظامی بوده‌است
پیش از اسلام: شواهد و اشارات تاریخی حاکی است که بروجرد از شهرهای قبل از اسلام بوده و دلایل زبانشناسی نیز واژه بروجرد را با ترکیب دو جزء برو + گرد موجودیت این شهر را به پیش از اسلام می‌رساند زیرا که گرد در زبانهای قدیمی ایران به معنای شهر می‌باشد. بروجرد از شهرهای باستانی ایران است که برخی ساخت آن را به منوچهر از سلسله پیشدادیان نسبت می‌دهند اما شواهد کافی در مورد شهر بودن آن تنها از دوران ساسانیان موجود است که بر اساس کتاب‌های تاریخی، بروجرد یکی از پایگاه‌های نظامی ایران به هنگام حمله اعراب و جنگ نهاوند بوده‌است. در گذشته بروجرد از شهرهای آباد و مهم بوده و گاه فرمان‌داری جداگانه و گاه مرکز استان لرستان و خوزستان بوده‌است. مینورسکی نام اصلی این شهر را ویروگرد و آن را منتسب به ویرو شاهزاده دوره اشکانی می‌داند. در منطقه سیلاخور در دوره مادها و بعدها در دوره هخامنشیان قلعه‌های نظامی و ارتباطاتی متعددی وجود داشته‌است و یکی از آن‌ها هم قلعه بروجرد بوده‌است که با فاصله اندکی از قلعه‌های مشهور دیگر مانند قلعه رومیان قرار داشته‌است. ناحیه بروجرد و نهاوند در پایان دوره ساسانیان به دلیل حمله اعراب به ایران اهمیت نظامی و دفاعی ویژه‌ای داشتند و محل استقرار سپاهیان ایران بوده‌اند.
گروهی از کاسی‌ها در هزاره سوم پیش از میلاد در مناطق کوهستانی لرستان مستقر شدند. بروجرد به عنوان ناحیه واسط لرستان و همدان، ناحیه مرزی بین دو تمدن کاسی و ماد بوده‌است اما با قدرت گرفتن بیشتر مادها، بروجرد منطقه‌ای از سرزمین مادها به حساب می‌آمده‌است. بروجرد و مناطق پیرامون آن از دوره مادها به این سو، به خاطر مراتع فراوان، پرورشگاه و مراکز تولید و چرای اسب بوده‌اند
اشکانیان در غرب ایران در ناحیه کرمانشاه، همدان و بروجرد شهرهایی ساختند و از میان قلعه‌های نظامی متعدد منطقه سیلاخور، قلعه بروجرد را مورد توجه ویژه قرار دادند و آن را به شهر تبدیل کردند. دلایل متعددی مبنی بر شکل‌گیری شهر بروجرد در دوره اشکانیان وجود دارد که می‌تواند از جنبه‌های زبانشناسی، قرائن تاریخی و نیز آثار باستانی منطقه به دست آید. در واقع، نخستین دوره رونق‌گیری بروجرد به عنوان یک شهر را باید در دوره اشکانیان جستجو کرد و پیش از آن، بروجرد بیشتر در قالب یک قلعه با اهمیت نظامی و ارتباطی بر سر راه هگمتانه مورد نظر بوده‌است. اشکانیان از پسوند کرد به معنی ساخته و گرد برای نامگذاری شهرها استفاده می‌کردند و به همین ترتیب نام این شهر را به افتخار ویرو شاهزاده اشکانی، ویروگرد نهادند. اُردکرد یکی از نام‌های تاریخی ثبت شده بروجرد است و این احتمال وجود دارد که اشکانیان نام اولیه شهر بروجرد را به افتخار اُرد اول یا ارد دوم پادشاهان اشکانی، اردکرد نهاده باشند.
 رضا قلیخان هدایت در فرهنگ انجمن آرای ناصری نام اصلی شهر بروجرد را فیروزگرد دانسته و در توضیح آن نوشته‌است «شهریست از بناهای خسرو پرویز که اکنون به بروجرد شهرت دارد». پیروزگرد به معنای شهر فیروز از نام‌های ثبت شده بروجرد است که این شهر را منسوب به  پیروز پادشاه ساسانی می‌کند
تپه ی قلعه یزدگرد: در شهرستان بروجرد، بخش اشترینان، روستای بید کلمه واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۲ با
شمارهٔ ثبت ۹۹۷۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است
برخی از آگاهی ها و گزارشات جغرافیایی در مورد بروجرد
کوه و قله ی "شیر برفی" در شهرستان بروجرد
کوه و قله ی "میش پَروَر یا برنجه" در شهرستان بروجرد
رشته‌ کوه "گَرین یا گرو" از رشته کوه‌ های مهم غرب ایران
برخی از گزارشات ویدیویی در مورد بروجرد 
موسیقی بروجرد
https://www.youtube.com/watch?v=RLQ0LTEJ09A
فهرست جمعی از مشاهیر و نام آوران بروجرد/ تنظیم: احمد معطری همراه با
ترانه ی شهر من/ ترانه سرا: مهناز شاعره بروجردی/ آهنگساز: محمدرضا پیرجانی- اجرا: محمد شکیب مهر
https://www.youtube.com/watch?v=yKktstZP65Y
ترانه ی رشته ‌کوه گَرین - اجرا: فتح الله طهماسبی
https://www.youtube.com/watch?v=EtdJ_twl2EY
گيوه بافي بروجرد
https://www.youtube.com/watch?v=1SDvT_ZBg6A
کلوچه قندی بروجرد
https://www.youtube.com/watch?v=0_Cik4XybqQ
پخت آش بادمجان غذای محلی بروجرد
https://www.youtube.com/watch?v=6ZYksDY1t5o
پخت آش ماسوا غذای محلی بروجرد
https://www.youtube.com/watch?v=igOH8EpYBvs)
نگارش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
 بخش ٣٨ مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی/ مردمان لک (نوشتاری از همین  نگارنده): تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ بروجرد در اواخر دوره ساسانیان: تارنمای ویکی پدیا/ بروجرد در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ حموله بن علی بروجردی: تارنمای ویکی پدیا/ برخی دیگر از ویژگی های تاریخی بروجرد: تارنمای ویکی پدیا/ تپه قلعه یزدگرد: تارنمای ویکی‌پدیا/
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_18.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
==========================================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۶, پنجشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۹۶ - آریایی ها در شهر های سامن و رامن در استان همدان

سامن.jpeg
 شهر سامن در استان همدان
موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی همدان
همدان یکی از کلان شهرهای ایران در منطقه غربی و کوهستانی ایران و مرکز شهرستان و استان همدان است . این شهر در دامنهٔ کوه الوند و در بلندای ۱۷۴۱ متری از سطح دریا واقع شده‌است و از شهر ها ی سردسیر ایران به شمار می‌آید. کوروش هخامنشی در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، آستیاگ، آخرین پادشاه ماد را شکست داد و همدان را مقر تابستانی خود قرار داد. بدین ترتیب با تصرف همدان نخستین حکومت آریاییان به دست شاخهٔ دیگر آریایی که پارس‌ها بودند، منقرض شد. بعد از انقراض مادها همدان هر چند مرکزیت نخستین را از دست داد ولی به عنوان یکی از سه پایتخت هخامنشیان مورد توجهٔ خاص بود. وجود کتیبه‌های گنجنامه بقایای ستون‌های سنگی کاخ‌های هخامنشی، جام‌ها و الواح زرین و سیمین به دست‌آمده از همدان، حاکی اهمیت این منطقه در دورهٔ هخامنشی‌است.  همدان قدیمی‌ترین شهر ایران و از کهن‌ترین شهرهای جهان است. همدان نخستین پایتخت مادها بوده ‌است. آثار یافت ‌شده از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه ‌های گنج ‌نامه از آن دوران است. همچنین این شهر در روزگار هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، آل بویه و سلجوقیان نیز یکی از پایتخت ‌های کشور بوده ‌است. هم‌اکنون استان همدان به دلیل داشتن مراکز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی کشور شناخته می‌شود و از نظر علمی نیز با وجود مراکز دانشگاه بوعلی سینا، دانشگاه صنعتی همدان، دانشگاه آزاد همدان، دانشگاه پیام نور همدان و مراکز دیگر به عنوان یکی از قطب‌های دانشگاهی کشور شناخته شده‌است. آرامگاه بوعلی سینا نماد شهر همدان و همچنین یکی از نمادهای پیشینهٔ ایران در فرهنگ جهان و دانش و علم به شمار می‌رود. در سال ۱۳۸۵ مجلس ایران در مصوبه‌ای همدان را «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» اعلام کرد.
پیشینه ی تاریخی رامن و سامن
متون جغرافیایی و کتاب المسالک و الممالک، در طول هفت قرن اول هجری قمری از وجود شهری به نام "رامن" در میانۀ راه همدان – وروگرد (بروجرد) پرده بر می دارند و کمابیش آن را توصیف می کنند. برخی از نویسندگان محل این شهر را با سامن امروزی که شهری در ۱۷ کیلومتری جنوب غربی ملایر است، تطبیق کرده و حتی "یاقوت حموی" و "گای لسترنج" مستشرق و ایران‌شناس بریتانیایی را متهم به خبط و خطا در ثبت نام آن می کنند و مدعی هستند که آنها به جای سامن اشتباهاً رامن نوشته اند: « رامن شهرکی است کم مردم و بسیار کشت» و سامن: « شهری بزرگ است و آبادان و با نعمت و مردم بسیار و جای بازرگانان و از وی زعفران خیزد و پنیر». کلمات «رام» و «رامن» واژه هاي پهلوي است و نام فرشته اي که روز ۲۱ ماه به او سپرده شده است و ورامين يعني شهري  استکه بهتر از رامن است. سامن به احتمال زياد در حمله مغولان ويران مي شود،اما چون اين موضع در عهد ايلخانان بر سر راه ارتباطي شهرهاي همدان، نهاوند، بروجرد، كرج و اراك قرار مي گيرد حائز اهميت بوده و مورد عنايت قرار مي گيرد. بدين جهت آن ها در اين شهر «سامن» چند دژ يا قلعه جهت كنترل تجارت و حمايت از كاروان ها احدا ث كردند.كه با گذر زمان همه از بين رفتند
وجه تسميه ي سامن
* سامن = سامن در "ريگ ودا " به معني آواز، آهنگ، سرود، سام بيد، بر طرف كننده گناه، سرودهاي ستايش بويژه متون و اشعار مقدس كه براي سرودن يا خواندن باشد آمده است.
* سامن/سامان = سا مخفف ساو و باج و خراجي را گويند كه پادشاهان از ديگران بستانند. من/مان = پسوند مكان و مكاني كه باج مي گيرند - به زبان امروزي جايي كه عوارض مي گرفتند يعني گمرك.
* در زمان هاي گذشته كه صنعت پارچه بافي مكانيزه نشده بود در اين شهر و روستاهاي اطراف آن صنعت كرباس و جاجيم بافي رواج داشته و نياز منطقه را بر طرف مي ساخته و مواد اوليه كرباس كه پنبه بود در محل توليد مي شد و كرباس توليد شده مرغوب و ارزان به دست مصرف كننده مي رسيد حتي مازاد آن به شهرها و روستاهاي ديگر هم صادر مي شد
* سامن = سا: نوعي پارچه + من = پسوند مكان: جاي توليد نوعي پارچه
* سامين = سام: آتش - قوس و قزح - در سانسكريت به معني حديث خوش است - ين = پسوند مكان و نسبت و در فارسي جاي آتش - آتشكده - نشستگاه سام يا سام ها است
شهر های زیر زمینی سامن و رامن
شهر زیر زمینی سامن،‌شهري پنهان در جنوب غربي استان همدان و در شهر سامن واقع شده‌است. موقعیت کنونی شهر این احتمال را می‌دهد که خرابه‌ های شهری باشد که از آن به عنوان "رامن" در کتاب‌ المسالک و الممالک یاد شده‌ است. این شهر به صورت دستکند بر بستری از سنگ گرانیت قرار دارد قسمت عمده این شهر زیر زمینی در زیر شهرسامن قرار دارد.
بنا بر دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا: در جنوب غربی شهرستان ملایر و در بخش سامن، شهری در دل زمین نهفته است که معماری و قدمت تاریخی این شهر گویای عظمت و تاریخ استان همدان است، شهر زیرزمینی سامن با وسعتی حدود سه هکتار به دست پیشینیان ایرانی قبل از دوره اشکانیان در دل زمین کنده شده است. نوع ساخت و معماری و قرار گرفتن راهروهای دست کند سامن نه تنها در ایران بلکه در دنیا بی نظیر و منحصر به فرد است و سال ها پیش از این محلی های این منطقه اذعان داشتند که زاغه هایی در دل زمین نهفته است اما متاسفانه کارشناسان میراث فرهنگی موفق به ورود به شهر زیر زمینی سامن نشده بودند و نمی دانستند که راه ورود به این منطقه کجاست. در سال ۱۳۸۴ بود که شرکت مخابرات استان همدان به فضاهای شهر زیر زمینی سامن برخورد کرد و راه ورودی نمایان شد و بر همین اساس کارشناسان میراث فرهنگی استان همدان وارد کار شدند و راه های ورودی ایمن سازی و در سال ۱۳۸۶ اولین فصل کاوش در دست کند های سامن آغاز شد. شهر زیرزمینی سامن از جمله آثار بی‌نظیر و به جا مانده از دوران قبل از اشکانی است که ۳۵۰۰ سال قدمت آن گویای عظمت این اثر است
شهر زیر زمینی باستانی سامن
در حال حاضر اطلاعی از تاریخ دقیق بناي این شهر در دست نمی‌باشد اما طبق بررسی‌های اولیه احتمال می‌رود قدمت این مکان به قبل از سلسله اشکانیان بازگردد. احتمالاً وسعت این شهر در زمان مهرداد یکم (از ۱۶۰ تا ۱۳۰ پیش از میلاد) به بیشترین حد خود رسیده باشد و برای انجام مراسم مذهبی درست شده باشد. وسعت این شهر بیش از ۳ هکتار برآورده شده‌است که در حال حاضر حدود ۲۵ اتاق این شهر در زیر منطقه‌ای موسوم به سرقلا کشف شده‌ است. به علت رطوبت زیاد بخش عظیمی از این مکان هنوز در دل سنگ‌ها پنهان باقی‌مانده‌است. بخش‌های کشف نشده عموماً در عمق ۶ متری و بعضاً بیشتر قرار دارند که کار را برای باستان شناسان سخت می‌کند. این مکان به مرور در دوره‌ های تاریخی وسعت گرفته و اتاق‌ها و راهروهای این شهر قدمت‌های متفاوتی دارند. به نظر می‌رسد آنچه در حال حاضر از این مکان کشف شده تنها بخش کوچکی از این شهر باشد. به احتمال زیاد این فضا نخستین بار به منظور انجام مراسم مذهبی خاصی، احتمالاً میترائیسم، بر پایه پرستش «میترا» ایزد ایران باستان و خدای خورشید، مورد استفاده بوده شواهد و مدارک موجود حاکی از آن است که مراسم مذهبی به صورت پنهانی در زیر زمین انجام می‌گرفته‌است و برخی از کانال‌های این فضا احتمالاً برای تدفین قربانیان مذهبی یا بزرگان ادیان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. طبق بررسی‌های صورت گرفته این شهر در طول تاریخ شاهد سه دوره استفاده بوده‌است
دوره ی اول: علت  شکل‌گیری این شهر پنهان به دوره اول بازمی‌گردد که طبق بررسی‌ها هسته اولیه شهر قدمت بیشتری از برخی از کانال‌ها و اتاقک‌های اطراف شهر دارد. این احتمال وجود دارد که این شهر برای انجام مراسمی خاص میترائیسم به‌طور پنهان درست شده‌است
دوره ی دوم: در این دوره از تاریخ بیشترین استفاده از این مکان صورت گرفته در این دوره مربوط یه سلسله اشکانیان می‌باشد. با اینکه حفر این مکان بسیار پیش تر از اشکانیان صورت گرفته اما استفاده مستمر و به نوعی دوران اوج خود را در زمان اشکانیان سپری کرده‌است
دوره ی سوم: دوره افول این مکان باستانی می‌باشد که به نظر می‌رسد با کاسته شدن قدرت پادشاهان ایران هم‌زمان می‌باشد. در این دوره از این مکان به عنوان پناهگاه و تدفین مردگانی خاص استفاده می‌شده‌است. این دوره از زمان حمله اعراب به ایران و جنگ نهاوند تا جنگ جهانی اول و حتی دوره ی قاجار ادامه داشته‌است؛ و موردی که همه باستان شناسان در مورد آن اتفاق نظر دارن مجهول بودن این شهر در تمام سه دوران خود است. به ‌طوری‌ که این مکان توسط افراد خاص مورد استفاده قرار می‌گرفته است و عموم مردم از این مکان مرموز اطلاع نداشته‌اند. برای آگاهی بیشتر در مورد ماجرای شهر نهفته ی «سامن» در زیرزمین نگاه کنید به نوشتاری در بخش منابع و مآخذ
ایران در دوران مهرداد یکم و همزمان با توسعه ی شهر های آریایی نشین سامن، رامن
مهرداد یکم (به پهلوی: میهردات)، اشک پنجم معروف به مهرداد بزرگ، شاهنشاه ایران از سال ۱۷۱ پ.م. تا ۱۳۲ پ.م. و معمار اصلی شاهنشاهی اشکانی بود. فتوحات او دولت اشکانی را از یک پادشاهی کوچک به یک شاهنشاهی جهانی تبدیل کرد. مهرداد فرزند فریاپات و نوه برادری ارشک یکم بود. او چند برادر داشت که بزرگترین آن‌ ها، فرهاد یکم، در سال ۱۷۶ پ.م. به جای پدر برتخت شاهی نشسته بود. با اینکه در خط جانشینی فرزندان فرهاد بر مهرداد الویت داشتند، با این حال او برادرش را به دلیل شایستگی‌هایی که از خودش نشان داده بود، به عنوان جانشین خود برگزید. پس از مرگ فرهاد یکم، مهرداد به جای او برتخت نشست. او در نخستین عملیات نظامی گسترده خود، رو به سوی دولت یونانی بلخ کرد. دولت بلخ که در جریان جنگ‌های طولانی با سغد و دولت‌های هندی تضعیف شده بود، در دهه ۱۵۰ پ.م. به سختی از شاهنشاه اشکانی شکست خورد و مهرداد وارد بلخ شد و این منطقه را ضمیمه خاک امپراتوری خود کرد. پس از آن، مهرداد رو به سوی سلوکیان برگرداند. در ۱۴۶ پ.م. به ماد حمله کرد و همدان را تصرف کرد. پس از آن، در سال ۱۴۱ پ.م. وارد بابل و میانرودان شد و در آنجا رسما به عنوان شاهنشاه ایران تاجگذاری کرد. سکه‌هایی از این دوران که در شهر سلوکیه ضرب شده‌اند، برجای مانده است. پس از آن برای دفاع از مرزهای شمالی شاهنشاهی اشکانی به گرگان رفت. در همین زمان بود که سرداران اشکانی به نام او پارس و ایلام را فتح کردند. با اینکه صد دروازه تا آن روز پایتخت اشکانیان بود، وی در سلوکیه، همدان و تیسفون و البته شهر تازه تاسیس مهردادگرد (نیسای امروزی) کاخ‌ های شاهنشاهی جدیدی بنا کرد و پایتخت پیشین پارت‌ها اهمیت سابق خود را از دست داد. تیسفون پایتخت زمستانی و همدان پایتخت تابستانی انتخاب شدند.در سال ۱۴۰ پ.م. سلوکیان دوباره به میانرودان حمله کردند و درحالی که مهرداد در شرق مشغول نبرد با سکاها بود، دیمتریوس دوم سلوکی میانرودان را فتح کرد. با این حال سلوکیان به زودی شکست خوردند و در همان سال بیرون رانده شدند. حتی خود دیمیتریوس به دست پارت‌ ها افتاد و او را به گرگان نزد مهرداد فرستادند. او به گرمی از شاه سلوکی پذیرایی کرد و حتی دختر خودش رزگونه را به عقد او در آورد.مهرداد سپس در سال ۱۳۲ پ.م. درگذشت و فرهاد دوم به جایش بر تخت نشست
گشایش نخستین پارلمان ایران مشهور به "مهستان" در حضور مهرداد یکم
بنا بر منابع قابل اعتماد و مدارک مستند نخستین پارلمان ایران مشهور به "مهستان" یا "مجلس بزرگان" در دوران پادشاهی اشکانیان در سرزمین نیاکان آریایی تشکیل شده است. مجلس مهستان، نخستین نشست خود را در نوروز سال ۱۷۳ پیش از میلاد در حضور پادشاه وقت، مهرداد یکم برگزار کرد و نخستین مصوبه ی آن انتخابی کردن پادشاه بود. بدین منظور که شاه می بایستی با رای و نظر نمایندگان مجلس انتخاب شود. برای آگاهی بیشتر در مورد نخستین پارلمان ایران مشهور به "مهستان" یا "مجلس بزرگان" در دوران پادشاهی مهرداد یکم در سرزمین نیاکان آریایی  نگاه کنید به نوشتاری از همین  نگارنده در بخش منابع و مآخذ
نگارش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
 ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی/ آریایی ها در "همدان" نخستین پایتخت ایران باستان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/  پیشینه ی تاریخی رامن و سامن: تارنمای رامن و سامن/ وجه تسميه ي سامن: برگرفته از كتاب دانشنامه ي ملاير تالیف عليرضا گودرزي/ شهر های زیر زمینی سامن و رامن: تارنمای ویکی پدیا/ شهر زیر زمینی باستانی: تارنمای ویکی پدیا/ ماجرای شهر نهفته ی «سامن» در زیرزمین: تارنمای خبرگزاری مهر/ ایران در دوران مهرداد یکم: تارنمای ویکی‌پدیا/ نخستین پارلمان ایران مشهور به " مهستان" یا مجلس بزرگان آریایی (نوشتاری از همین  نگارنده): تارنمای گزیده ای از نوشتارها/
*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_16.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
========================================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

پژوهشی پیرامون واژه ی " سیلو" و چند واژه ی وابسته


نگاره‌ای از سیلوهای سُنتی غلات در شهر اکاتلان، مکزیک
بر پایه ی لغت نامه ی دهخدا واژه ی " سیلو " یک واژه ی فرانسوی است. اگر چه منابع گوناگون و برخی از تارنماها مانند تارنمای ویکی‌پدیا نیز واژه ی سیلو را برگرفته از واژه ی یونانی "سیرور" به معنای "گودال نگهداری دانه ها" دانسته اند اما پس از اکتشاف شهر های زیر زمینی رامن و سامن توسط باستان شناسان در استان همدان در سال ۱۳۸۴ و بر پایه ی گزارش تارنمای رامن و سامن: "واژه ی سیلو از واژه ی سایلو گرفته شده است. این واژه در زبان فارسی میانه یا زبان پهلوی یا لری یا سامنی به معنی سایبان است که ترکیبی از دو واژه ی سایه + لانه می باشد و کوتاه شده ی آن سایلو است".  شاید بتوان گفت ریشه ی واژه ی سیلو در زبان فارسی  و به معنای " لانه یا جایگاه نگهداری برخی از مواد" است
" سیلو " در فرهنگ واژه ها
سیلو = انبار خاص محافظت گندم است که آنرا بشکل برج یا گودالی سازند (فرهنگ فارسی معین) - از اسپانیایی، چاله یا حفره ای که در زمین ساخته می شود و در آن دانه ها، ریشه ها، علوفه ٔ سبز و نظایر آن را نگاهداری می کنند - انبار یا مخزن کاملاً بسته ای که در زیرزمین یا روی آن برای محفوظ نگاه داشتن محصولات کشاورزی می سازند. سیلوهای غلات ممکن است از فولاد یا سیمان یا مصالح بنایی ساخته شوند. در دامپروری ، سیلو ساختمانی است بشکل استوانه یا گودالی در زمین ، که در آن علوفه ٔ تر (یونجه ، ذرت و غیره) خردشده را ریخته می فشارند و روی آنرا می پوشانند، بر اثر تخمیر علوفه ٔ تر می ماند و بتدریج به مصرف تغذیه ٔ دام ها می رسد (از دایرة المعارف فارسی): لغت نامه ی دهخدا
سیلو = انباری جهت نگهداری از مواد خوراکی مورد استفاده در تغذیه انسان و دام است. سیلو در دامپروری معمولاً به جایی گفته می‌شود که علوفه با رطوبت بالا را در آن نگهداری می‌کنند به‌طوری‌که می‌توان تا سال‌ها از آن علوفه استفاده نمود بدون این که ارزش غذایی علوفه تغییر زیادی بدهد. انواع سیلو به دو نوع زیرزمینی و روزمینی تقسیم می‌شوند که در ایران معمولاً سیلو همیشه با ذرت خرد شده تهیه می‌گردد اما در کشورهایی که تولید یونجه در آن‌ها زیاد است از سیلوی یونجه نیز تهیه می‌گردد. سیلو محل نگهداری مواد نیز هست، برای مثال سیلوهای مواد (مواد اولیه) و سیلوهای سیمان. مواد در این سیلوها نگهداری می‌شود، بدون اینکه در کیفیت این مواد تغییری به وجود آید. برخی بر این باورند که سازندهٔ سیلو فردی آمریکایی به‌نام فرد هاتچ می‌باشد: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا 
جستارها (مباحث و مطالب) وابسته
انبار کاه = یک نوع ساختمان کشاورزی است که برای ذخیره ‌سازی استفاده می ‌شد و به عنوان یک محل کار پوشیده، کاربرد داشت. گاهی به عنوان محل دام یا فروشگاه‌ های وسایل نقلیه کشاورزی و تجهیزات مورد استفاده قرار می‌گرفت. یک انبار کاه ممکن است برای نگهداری گاو نیز کاربرد داشته باشد که به آن طَویله ی‌ گاو می‌ گویند. 
انبار غله = به ساختمانی مسقف برای نگهداری غله یا غذای دام گفته می ‌شود که می‌تواند به صورت اتاقی از انبار کاه باشد. انبار غله‌های باستانی از جنس سفال بودند. انبارهای غله را بالاتر از سطح زمین می‌ساختند تا از دسترس جانورانی مانند موش درامان باشد. ساخت انبار غله به دوران باستان حدود ۹۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد و اولین آثار آن در منطقهٔ حاشیه‌ای رود اردن مربوط به دوران نوسنگی پیش ‌از سفال می‌شود. در ابتدا در میان ساختمان‌ها ساخته می‌شد و در هزاره هشتم آن را به درون ساختمان در اتاق مخصوص انتقال دادند. اولین انبارهای غله ابعادی حدود ۳ متر در ۳ متر داشت و در بیرون خانه و به صورت آویزان که به علت عبور هوا و تهویهٔ هوا غله‌ها را از حمله حشرات درامان می‌داشت. سیلو نیز یک نوع انبار غله محسوب می شد
بارن = بنا بر دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا: بارن به زبان انگلیسی معادل واژه ی فارسی انبارکاه است. بر پایه ی تارنمای لغت نامه ی فارسی انگلیسی بارن به معنای انبار مزرعه، کاه انبار، کاهدانی، گاراژ بزرگ (برای  تجهیزات کشاورزی و کامیون و تراکتور و غیره)، اصطبل، باره ‌بند، جایگاه نگهداری چارپایان، وجایگاه یا اصطبلی برای همه‌ی اسب‌های مسابقه‌ است که متعلق به یک نفر می باشد. در عین حال باید یادآور شد که در اروپا و آمریکا و بسیاری از کشورهای غربی دنیا، "بارن" به ساختمان و جایگاه اقامت یا منزل در یک مزرعه نیز اطلاق می شود. همچنین "بارن" نام یکی از رستوران های معروف شهر راندولف واقع در ایالت نیوجرسی آمریکاست  شود
اِصطَبل = محلی است که در آن اسب ها نگهداری می ‌شوند معمولاً اصطبل‌ها دارای قسمت‌های کوچکی هستند که درهر کدام یک اسب نگهداری می‌شود. اصطبل وام ‌واژه‌ ای است در فارسی که از راه عربی رایج در سرزمین شام از واژه ی لاتین "استابلوم" گرفته شده است. ریشه ی این واژه ی لاتین نیز به اصل هندو اروپایی "استدبلو" بازمی‌گردد که به معنی "ایستادن گاه" است و بخش نخست آن یعنی "استد" هم‌ ریشه با "ایستادن" فارسی است
طویله = در زبان فارسی و در اصطلاح کشاورزان و دامداران به جایگاه نگهداری گاو اطلاق می شود. در فرهنگ و ادب ایران از واژه ی "طویله" گاهی به عنوان جایگاهی برای نگهداری انواع گوناگون چارپایان مانند اسب و الاغ (خر) و غیره نیز استفاده می شود. در سروده ی خرنامه منسوب به "میرزاده عشقی" چنین آمده است: دردا و حسرتا که جهان شد به کام خر/ زد چرخ سفله، سکه ی دولت به نام خر… روزی که جلسه ی وزرا، منعقد شود/ بازار چون طویله شود ز ازدحام خر - درغیبت وزیر، معاون شود کفیل/ گوساله ای ست نایب و قایم مقام خر - امروز روز خرخری و خرسواری است/ فردا زمان خرکشی و انتقام خر
آغل = بنا بر لغت نامه ی دهخدا: "آغل جای گوسفندان و دیگر چارپایان در شب در خانه و یا کوه و بیشتر کنده ای در زیر زمین باشد". اما امروزه آغل را بیشتر به عنوان جایگاه نگهداری گوسفند و یا بز واقع در اراضی کشاورزی و دامداری می شناسند. آغل ها به دو شکل "بسته"  و "باز" وجود دارند و از آن ها در تمام شبانه روز می توان استفاده نمود. برای آگاهی بیشتر در مورد آغل های "بسته"  و "باز"  نگاه کنید به "کتاب اصول نگهداری و پرورش گوسفند" تالیف همین پژوهشگر در بخش منابع و مآخذ
پژوهش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
سیلو در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ سیلو: تارنمای ویکی‌پدیا/ معنی واژه ی سیلو: تارنمای رامن و سامن
انبار کاه: تارنمای ویکی‌پدیا/ "بارن" یا انبار کاه (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ انبار غله: تارنمای ویکی‌پدیا/ بارن (کاه انبار): تارنمای لغت نامه ی فارسی انگلیسی/ اِصطَبل: تارنمای تارنمای ویکی‌پدیا/ خرنامه: تارنمای بالاترین/ آغل در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ کتاب اصول نگهداری و پرورش گوسفند: تارنمای پارسیان و بسیاری از تارنماها /
همچنین نگاه کنید به
*
================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۰, جمعه

نگاهی به "مصر" و روابط تاريخي آن با ایران

 Map indicating locations of Iran and Egypt
وجه تسمیه ی واژه ی مصر
 نام مصر از ریشهٔ سامی است و با نام ‌های دیگر زبان سامی برای مصر هم‌ ریشه است. در فارسی باستان، مِصر را "مودرایه" و" مودرایا " می خواندند. نام مصر به معنی " دو تنگه" است و به جدایی میان دو دودمان در بخش ‌های شمالی و جنوبی مصر اشاره دارد. واژهٔ مصر در اصل خود معانی شهر، تمدن، کلان‌ شهر، زمین، و مرز هم می‌داده ‌است
برخی از ویژگی های جغرافیایی مِصر
مِصر با نام رسمی جمهوری عربی مصر کشوری در شمال شرقی قاره آفریقا است و شبه جزیره سینا هم که در قاره آسیا قرار گرفته بخشی از قلمرو این کشور است. مصر در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار داشته و از غرب با لیبی، از جنوب با سودان و از سوی شبه جزیره سینا با اسرائیل و نوار غزه در فلسطین مرز زمینی دارد. مصر پرجمعیت‌ترین کشور در خاورمیانه و بعد از نیجریه و اتیوپی، سومین کشور پرجمعیت در قاره آفریقا است. اکثر جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری آن در کنار رود نیل زندگی می‌کنند. کرانه‌های رود نیل منطقه‌ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این کشور و تنها زمین‌های بارور آن را تشکیل می‌دهد. بخش عمدهٔ این کشور که در مجموع ۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، از بیابان تشکیل شده و جمعیت پراکنده‌ای را در خود جای داده‌است. حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و حومه آن‌ها زندگی می‌کنند
مصر باستان و فرمانروایی ایرانیان بر مصر
مصر باستان به تمدنی در شمال شرقی آفریقا در درهٔ رود نیل گفته می‌شود که در دورهٔ زمانی میان ۳۰۰۰ پیش از میلاد تا زمان تسخیر مصر بدست اسکندر مقدونی وجود داشت. تمدن مصر باستان نمونه‌ای از شاهنشاهی‌های بنا شده بر اصل آبیاری است. به فرمانروایان مصر باستان فرعون گفته می‌ شد. تمدن مصر باستان در سال ۳۱۴۰ پیش از میلاد یعنی زمانی که دو قلمروی مصر سفلی و مصر علیا تحت پادشاهی نخستین فرعون به نام "نارمر' که برخی او را "منس" می‌نامند، به وحدت سیاسی رسیدند شکل گرفت. مصر باستان در دورهٔ دراز تمدن خود چندین بار زیر فرمانروایی نیروهای بیگانه از جمله ایرانیان هخامنشی درآمد. سالشمار فرمانروایی ایرانیان بر مصر در دوران هخامنشیان و پس از آن، این چنین است
در سال ۵۲۵ پیش از میلاد سپاه ایران تحت فرماندهی کمبوجیه دوم دومین شاه هخامنشی، سرزمین مصر را کاملاً ضمیمه قلمرو پادشاهی این دودمان کرد
در سال ۴۸۵ پیش از میلاد خشایارشا شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش هخامنش را به عنوان فرماندار ساتراپی مصر منصوب کرد
در سال ۴۰۵ پیش از میلاد در دوران داریوش دوم مصر از خاک ایران جدا شد
در سال ۳۴۲ پیش از میلاد در دوران اردشیر سوم مصر باز پس گرفته و به خاک ایران ملحق ‌شد. این فتح پس از چندین حمله در طول یک دهه، نصیب امپراتوری هخامنشی گردید
در سال ۱۶۸ پیش از میلاد مصر توسط آنتیوخوس چهارم پادشاه سلوکیان تخلیه گردید
دوران فرمانروایی ایرانیان بر مصر
در دورهٔ هخامنشیان، مصر دو بار توسط هخامنشیان فتح شد. در حکومت نخست هخامنشیان در مصر، در سال ۵۲۵ پیش از میلاد نخستین حکومت هخامنشیان بر مصر آغاز شد. دودمان بیست و هفتم مصر دوره‌ای از تاریخ مصر باستان میان ۵۲۵ تا ۴۰۲ پیش از میلاد مسیح است که در آن این کشور زیر سلطه شاهنشاهی هخامنشی در می‌آید و یکی از ساتراپی‌های ایران می‌شود. واپسین فرعون دودمان بیست و ششم مصر، پسامتیخ سوم، در سال ۵۲۵ پ. م. در جریان نبرد پلوسیم در شرق نیل از کمبوجیه ی دوم شکست خورد. مصر از آن پس به همراه قبرس و فینیقیه جزو ساتراپی ششم ایران شد. این هنگام را آغاز دوره نخست فرمانروایی ایرانیان بر مصر می‌خوانند. پس از دوره‌ای از استقلال که در آن سه دودمان محلی مصر فرمانروایی کردند  اردشیر سوم دره نیل را دوباره گشود و برای دوره کوتاهی دودمان سی و یکم مصر را پایه‌گذاری کرد
اقدامات داریوش هخامنشی در ساتراپی مصر
یکی از مهم ترین اقدامات داریوش هخامنشی قراردادن مصر به عنوان یکی از ولایات ایران بود. این اقدام برابر با ٤ ژوئیه سال ٤٨٩ پیش از میلاد صورت گرفت. وی قلمرو امپراتوری ایران را به ٣٠ ایالت تقسیم کرد و هر ایالت را ساتراپی نامید و دستور داد که با تاسیس پستخانه ارتباط مردم این ایالت ها با هم تامین شود و داد و ستد با پول انجام شود (سكه هایی که ضرب کرده بود). مصر یكی از ساتراپی های ایران آن زمان بود که داریوش توجه خاصی به آن داشت. هرودت تاریخ‌دان یونانی که سیاحت‌های متعدد در ممالک مشرق قدیم کرده و تحقیقات خود را راجع به احوال و تاریخ این ممالک نوشته، در کتاب سومش نام قسمت‌های مالیات دهنده و مقدار مالیات و خراج هر ساتراپی را آورده‌ و در مورد ساتراپی مصر چنین نگاشته است: ساتراپی مصر، همراه با لیبی ‌های سرحدی و شهرهای سیرین و بریقه ۷۰۰ تالان می‌پرداختند، به اضافهٔ این پول، از سهم ماهی گیری در دریاچهٔ موریس و ۱۲۰،۰۰۰ بوشل گندم هم برای خرج سپاه هخامنشی که در دژ سفید واقع در ممفیس مستقر شده‌ بودند، مصرف می‌شد می‌ گویند ششمین مردی که به تدوین قانون مصر پرداخت، داریوش پدر خشایارشا بود؛ زیرا او از بی قانونی سلف خود کمبوجیه، که در رفتار او با مقدسات مصر بروز یافته بود، خمشمگین بود و بر آن شد تا زندگی توأم با فضیلت و احترام به خدایان در پیش گیرد. تأیید قاطع این موضوع در پاپیروس عامیانهٔ شمارهٔ ۲۱۵ کتابخانهٔ ملی پاریس یافت می ‌شود. این متن در سدهٔ سوم پ. م نوشته شده است و در کنار متن، گزارشی از حکم داریوش در سال ۵۱۸ پ. م دیده می‌شود: داریوش فرمان می‌دهد که خردمندان از میان سپاهیان و مردان مذهبی و دبیران گرد هم آیند و تمام قانون‌های مصری را که تا سال ۴۴ سلطنت آماسیس (سال ۵۲۶ پ. م) جاری بوده‌اند، به نوشته درآورند
روابط تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران و مصر
ایران و مصر روابط تاریخی، فرهنگی و سیاسی بسیار با یکدیگر دارند. رابطهٔ سیاسی این دو کشور تا قبل از انقلاب ۵۷ در ایران در بالاترین سطح قرار داشت. اما پس از انقلاب روابط این دو کشور پایین آمد. ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی در اعتراض به امضای قرارداد صلح کمپ دیوید بین قاهره و تل آویو روابط خود را با مصر قطع کرد. پس از انقلاب مصر در ۲۰۱۱ میلادی دو کشور تلاش‌ هایی را در جهت گسترش روابط آغاز کردند. محمدعلي فيروزآبادي در نوشتاری  پیرامون "روابط ایران و مصر در در گذر تاريخ" یادآور می شود: بر پايه متون و اسناد تاريخي، روابط ايران و مصر به عنوان دو كانون تمدن شرق به دوران باستان باز مي گردد. اين روابط با فرمان كوروش و تسلط كمبوجيه بر مصر آغاز مي شود. سپاهيان ايران پس از تسلط بر اين كشور طر ح هايي براي حفر كانالي ميان درياي مديترانه و درياي سرخ تهيه مي كنند و به فرمان داريوش به آموختن تقويم و طب از مصريان مي پردازند. مصر يها نيز در مقابل نظام آبياري و قنات را از ايرانيان مي آموزند. علاوه بر آن به دستور داريوش كتابخانه هايي در مصر تاسيس مي شود و بعدها مردم مصر نوروز و مهرگان ايراني را پاس مي دارند. اين روابط به دنبال حملات اسكندر مقدوني به ايران تحت تاثير روابط خصمانه و متشنج ايران و روم قرار مي گيرد اما پس از پيدايش اسلام و گسترش آن به شرق و غرب مردم ايران و مصر نيز به اسلام گرويدند و برخي از فرماندهان ايراني در تصرف مصر به نيروهاي ارتش اسلام ياري رساندند و به اين ترتيب ايرانيان تا قرن ها در مصر حضور داشته و حتي برخي واليان مصر نيز تبارايراني داشتند
ایمهوتِپ پزشک و دانشمند همه ‌چیز دان مصر باستان
چنانکه اشاره شد در دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر به فرمان داريوش ایرانیان به آموختن طب از مصريان پرداختند. باید یادآور شد که مصر به خاطر "ایمهوتِپ" پزشک و دانشمند همه ‌چیز دان مصر باستان، در تاریخ پزشکی جهان جایگاه ارزنده ای دارد. بسیاری از پژوهشگران، ایمهوتِپ (۲۶۵۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد) را هم ردیف بقراط یا هیپوکراتس (۴۶۰ تا ۳۷۵ پیش از میلاد) بزرگ ‌ترین پزشک و حکیم یونانی می دانند.  ایمهوتِپ در زمینه ی مراقبت و درمان مجروحین و آسیب دیدگان بنا و احداث اهرام ثلاثه ی مصر بسیار فعال بود
روابط تاریخی ایران و مصر در دوران پهلوی
آغاز مناسبات سياسي نوين ايران با مصر به زمستان سال ۱۳۰۰ خورشيدي و همزمان با اعلام استقلال اين كشور از انگلستان بازمي گردد. در آن زمان كه احمد شاه قاجار آخرين سال هاي پادشاهي خود را مي گذراند و زمام امور كشور در عمل در اختيار سردار سپه (رضاشاه پهلوي بعدي) بود، دولت وقت ايران بيدرنگ استقلال مصر را به رسميت شناخت و سركنسولگري ايران در قاهره را به سفارت ارتقا داد. البته اين سفارت تا هنگام انقراض سلسله قاجار در سال ۱۳۰۴ فعال نبود اما پس از تاجگذاري رضاشاه در سال ۱۳۰۵ اولين قرارداد مودت و دوستي ميان دو كشور در سال ۱۳۰۷ به امضا رسيد. بنا بر گزارش تارنمای ویکی‌پدیا:خواهر ملک فاروق پادشاه مصر (از ۱۹۳۶ تا ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۲) مشهور به "فوزیه" نیز از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۸ نخستین همسر محمدرضا شاه پهلوی بود.  محمدرضا شاه پهلوی و محمد انور سادات، رئیس‌جمهور مصر (از ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا ۶ اکتبر ۱۹۸۱ )، در خارج از محدوده دیپلماتیک، با یکدیگر دوستان صمیمی و نزدیک بودند. در طول جنگ یوم کیپور (از ششم تا بیست ‌و پنجم اکتبر ۱۹۷۳)، محمدرضا شاه پهلوی کمک‌هایی را به ارتش مصر در مقابل ارتش اسرائیل به عمل آورد
برخی از گزارشات ویدیویی درباره ی روابط ایران و مصر
دفن محمد رضا پهلوی شاه ایران در مصر
https://www.youtube.com/watch?v=4kxy3TxyUa8
مصر و ایران
https://www.youtube.com/watch?v=cwIXAbDfiFs
روابط ایران با مصر بعد از مرسی
https://www.youtube.com/watch?v=45mYsq9RKRk
روابط عاشقانه مذهبی‌ها در ایران، مصر
https://www.youtube.com/watch?v=MlpBZe_cmvA
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
وجه تسمیه ی واژه ی مصر و برخی از ویژگی های جغرافیایی مِصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ مصر درلغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ مصر باستان و فرمانروایی ایرانیان بر مصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ دوران فرمانروایی ایرانیان بر مصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ ساتراپی‌های هخامنشیان: تارنمای ویکی‌پدیا/ ایرانیان در ساتراپی‌های مصر و سوریه و لیبی و یمن و عربستان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ روابط ایران و مصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ روابط ایران و مصر در در گذر تاريخ: تارنمای شرق/ ایمهوتِپ: تارنمای ویکی‌پدیا/  برخی از گزارشات ویدیویی درباره ی: تارنمای یوتیوب/
*
This article is respectfully dedicated to my daughter Parya Nouri, and her Canadian husband Samy Tadros. Samy's ancestors are originally Egyptian (from the Father side), and also French Canadian (from the Mother side).
همچنین نگاه کنید به
مجموعه ی .نگاهی به برخی از کشورهای جهان
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_10.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
====================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

گفتنی های تغذیه: ۳۴ - دانستنی هایی پیرامون خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو

Image result for ‫خربزه wiki‬‎
خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو درلغت نامه ی دهخدا 
خربوزه (خَربُزه) = میوه ای است شیرین و لذیذ و خوشبو و کلان (ناظم الاطباء) - خر به فتح "خ" بمعنی کلان و بزه بضم "ب" و فتح "ز" بمعنی میوه ٔ شیرین و خوشبو - چون خربزه به نسبت اکثر میوه ها کلان و خوشبو است به این اسم مسمی گردید (غیاث اللغات و آنندراج) - "خربزه ٔ برگ نی" نوعی از خربزه است که مشهور بین پارسی زبانان هند می باشد - "خربزه ٔ گرگاب" خربزه ای است که در گرگاب اصفهان بعمل می آید و از بهترین نوع خربزه است
گرمک = نوعی از خربزه ٔ پیش رس و آن سفید رنگ و شیرین و معطر باشد (غیاث برهان آنندراج) - نوعی از این میوه را طالبی نیز گویند
طالبی = قسمی خربزه ٔ پیش رس شیرین و لطیف که درون سبز یا زرد دارد. نوعی گرمک از جنسی شیرین تر و پرآب تر، که اواخر بهار و اوایل تابستان، یک ماه و نیم الی دو ماه پیش از خربزه رسد
دستنبو = ثمری باشد کوچک تر از خربزه که آنرا به هندی کچری نامند (آنندراج) - گلوله ای از عنبر و مشک و دیگر عطریات که به دست گرفته ببویند (جهانگیری) - شمامه
برخی از ویژگی های خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو
خربوزه (خَربُزه) گیاهی از تیره کدوییان است و جزو صیفی‌جات به‌شمار می‌آید. میوه‌ ی‌ خربوزه درشت و شیرین و آبدار است. بوتهٔ آن کوتاه و ساقه‌ هایش روی زمین می‌خوابد. به‌طورکلی خانوادهٔ خربزه شامل انواع گرمک و طالبی نیز می ‌شود که البته این دو نوع کم‌ آب ‌تر از خربزه هستند. معمولا هرچه رنگ خربزه زرد تیره مایل به نارنجی و خطوط سفید رنگ روی آن بیشتر باشد شیرین‌ تر است. خربزه حاوی مقدار زیادی ویتامین های ث، بتاکاروتن، ای  و کا و همچنین آهن و روی است. ماسک خربزه برای پوست صورت عالی است و از پرهیزات مهم خربزه، خوردن آن همراه با عسل است که منجر به مسمومیت شدید می‌ شود. خربزه در درمان سنگ کلیه و بیماری ‌های مثانه و مجاری ادرار بی ‌نظیر است. همچنین مادران باردار برای زیبا شدن جنین خود می‌ توانند این میوه را مصرف کنند
گرمک میوه‌ای است که آن را در جنوب آمریکا و در تجارت غالباً به نام کانتالوپ می‌شناسند و عقیده بر این است که مبدأ آن هندوستان بوده‌ است. گرمک یکی از پرطرفدارترین میوه‌ های فصل تابستان است و به خاطر عطر و طعم دلپذیرش بسیار محبوب است. گرمک شباهت زیادی به خربزه دارد با این تفاوت که پیش از خربزه می‌ رسد و لطیف تر است و هضم آن آسان تر است.گرمک از میوه‌ های پرآب فصل تابستان است. قسمت ‌های مورد استفاده گرمک عبارتند از:میوه و تخم میوه.البته از پوست آن نیز برای درمان شکستگی نیز استفاده می‌شود. مصرف این میوه به دلیل دارا بودن مقدار زیادی از ویتامین ث، بتاکاروتن، ابتلا به بسیاری از بیماری‌های مزمن مثل بیماری‌های قلبی، سکته و سرطان را کاهش می‌دهد . وجود مجموعه‌ای از ویتامین‌های گروه ب در این میوه آن را به یک ماده بسیار خوب برای سوخت و ساز انرژی در بدن تبدیل کرده‌است. از این رو میوه‌ای بسیار مفید برای افزایش وزن کودکان و نوجوانان و افراد لاغر است
طالبی نام یکی از صیفی‌جات است. میوه طالبی شیرین و آبدار بوده، ریشه آن در کشور فرانسه و الجزایر است. کسانی که مرض قند دارند باید در خوردن طالبی جانب احتیاط را رعایت کنند یا آن را مصرف نکنند. کسانی که ورم معده دارند، نباید در مصرف طالبی زیاده روی کنند
دستنبو میوه‌ای از خانواده کدوییان است. اندازهٔ آن کوچکتر از خربزه، تقریباً به اندازه یک کف دست و به رنگ نارنجی مایل به قهوه‌ای می‌باشد. در ابتدای رشد سبز رنگ بوده و به مرور زمان در اثر تابش خورشید به رنگ نارنجی مایل به قهوه‌ای در می‌آید. شهرت این میوه بیشتر به خاطر بوی خوشی است که دارد. این میوه در ایران بیشتر در خراسان، سیستان، آذربایجان، کردستان و کرمانشاه یافت می‌شود  کشاورزان قدیمی به‌طور سنتی، در بینابین هندوانه و سایر محصولاتشان این گیاه را نیز می‌کاشته‌ اند. به سیستانی به آن بنگارک و در کردستان و کرمانشاه به آن شمامه می‌گویند، این اسم به مناطق کردستان و کرمانشاه محدود نشده و در برخی از مناطق آذربایجان نیز به اسم " شاماما " رایج است. در لرستان و بین لرها هم این اسم رواج داشته ‌است . البته با اندکی تغییر شمامه را شمومه تلفظ می‌کنند. واژه ی شمامه  طبق لغت نامه های عمید و کمبریج عربی بوده و به معنی خربزه است
خواص غذایی خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو
طبیعت خربزه گرم و تر است و هر ۱۰۰گرم آن حدود ۲۳ کالری انرژی دارد. ۹۰ درصد مواد تشکیل دهنده خربزه را آب تشکیل می دهد که توام با مواد قندی است. خربزه حاوی ویتامین های ث، بتاکاروتن  نیاسین و فلزات پتاسیم٬ کلسیم٬ فسفر و فیبر است. خربزه مثانه را شستشو داده و ادرار را زیاد می کند و باعث از بین رفتن سنگ مثانه می شود. به علت دارا بودن مقادیر بالای بتاکاروتن در ترمیم و تجدید سلول های بدن، پیشگیری از بیماری های چشمی و جلو گیری از بیماری های عفونی موثر است. سلولز موجود در خربره حجم مدفوع را افزابش داده و تعداد دفعات اجابت مزاج را زیاد می کند. لذا ملین خوبی بوده و یبوست را بر طرف می کند و همچنین از راه دفع مدفوع٬ سموم بدن را خارج می نماید.
طالبی منبعی غنی از ویتامین ث و فیبرهای خوراکی است. گرمک نیز سرشار از ویتامین‌های ث، اسید فولیک و بتاکاروتن  بتاکاروتن است. هر دوی آن ‌ها در صد گرم تنها ۶۴ کالری انرژی دارند و این به خصوص در مورد طالبی با طعم شیرینش بسیار شگفت ‌انگیز است. طالبی اندکی شیرین ‌تر از گرمک است. اما گرمک تقریبا دو برابر طالبی ویتامین دارد. در عین حال طالبی همچنان مفید و پرخاصیت است. ترکیب آب بالای موجود در طالبی با مقدار قابل توجه پتاسیم موجود در آن معجونی برای کنترل سطح فشار خون ساخته ‌است. طالبی، هم  ویتامین ث بالایی دارد و هم از مقدار قابل ملاحظه‌ای فلز مس برخوردار است، بنا بر این به تولید کولاژن و ترمیم پوست کمک می‌کند. گرمک به دلیل دربرداشتن طیف وسیعی از آنتی‌اکسیدان‌ ها و بتاکاروتن، برای چشم بسیار مفید است. این میوه به تقویت سیستم ایمنی در بدن کمک می‌کند و خواص ضد التهاب و ضد سرطان دارد. همچنین به لطف داشتن پتاسیم برای کاهش استرس و ایجاد آرامش بسیار مفید است
در يك تحقيق علمي كه پژوهشگران آرژانتيني و آلماني انجام داده‌اند، نشان داده شده است كه طالبي از نظر خاصيت ضد انعقاد خون در رديف «سير»، «پياز» و «زنجبيل» قرار دارد ... محققان براي آزمايش، مقداري از پلاكت‌هاي خون را گرفته، با مقدار كمي عصاره يا آب طالبي شيرين مخلوط كردندو مشاهده نمودند در طالبي عاملي وجود دارد كه به شدت مانع از انباشته شدن غير طبيعي پلاكت‌ها مي‌شود و در نتيجه از انعقاد و لخته‌شدن خون در رگ‌ها - كه عامل حمله‌هاي قلبي است - جلوگيري مي‌شود. بنابراين، طالبي يكي ديگر ازخوراكي‌هايي است كه براي رقيق‌شدن خون و كاهش خطر حمله‌هاي قلبي مي‌تواند مفيد باشد. البته اگر طالبي و آسپرين با هم خورده شود خاصيت ضد انعقاد خون نيرومندتري تشكيل مي‌گردد. در بررسي‌هاي علمي كه ضمن آن خوراكي‌هاي مختلف را از نظر خاصيت ضدسرطان با يكديگر مقايسه نموده‌اند، معلوم شده است طالبي در رديف گياهان و خوراكي‌هايي قرار دارد كه از اين نظر بسيار مفيد و مؤثر هستند. در اين تحقيقات، ميوه‌ها از نوع مركبات، و همچنين سبزيجات به رنگ سبز و نارنجي، خواص ضد سرطان نشان داده‌اند. براي مثال، در پژوهشي كه روي تعداد نسبتاً زيادي از ساكنان ايالت ماساچوست در امريكا به‌عمل آمد، مشاهده شد بين افرادي كه بيش‌ترين مقدار ميوه، سبزي و طالبي مي‌خورند، كم‌ترين ميزان ابتلا به سرطان بروز نموده است. به عبارت ديگر، افرادي كه ميوه و سبزيجات بيش‌تر مي‌خورند، به نسبت قابل توجهي، كم‌تر در معرض خطر سرطان قرار مي‌گيرند. دانشمندان، اين خاصيت طالبي را مديون وجود مقدار زيادي ماده شيميايي ضد سرطان از نوع كارتنوئيد مي‌دانند. دستنبو، گرمک و طالبی، تشنگی را در تابستان تسکین می‌دهد. مصرف زیاد دستنبو، طالبی و گرمک برای بیماران دیابتی، ورم روده و سوء هاضمه ضرر دارد و موجب نفخ روده، معده و درد معده می‌گردد. همچنین بهتر است
گرمک و طالبی را قبل از غذای اصلی خورد چرا که همراه با غذا باعث سوء هضم شدید می شود
در اصطلاحات و سروده ها
پایش روی پوست خربزه است؛ مقصود سست بودن زیر پای آدمی است . کنایه از عدم اتکای محکم است
خربزه خور ترا به پالیز چکار؛ کار خود پیش گیر بدیگران ترا چکار است
خربزه ٔ شیرین نصیب کفتار می شود: نظیر "میوه ٔ خوب نصیب شغال" است
خربزه می خواهی یا هندوانه، هر دو آنه؛ کنایه از صاحب طمع است
زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن؛ مقصود آن است که کسی را به امری غره کنند و بعد به حمایت او بر نخیزند
فکر نان کن که خربزه آب است؛ به کسی اطلاق می شود که کار اصل را می گذارد و کار فرعی پیش می گیرد
کسی برنداشته ست به دستی دو خربزه: منسوب به رودکی
وز همه عیش و خوشی ها و مزه/ او نبیند غیر قشر خربزه: مولوی
نیکوتر از این میوه همه عمر که خورده ست
شیرین تر از این خربزه هرگز که بریده ست: سعدی
آل برمک در کرم گرمک فروش این درند
این سخن نرمک نمی گویم که هست این مشتهر: ابواسحاق شیرازی
بودم از گنج نهانی بی خبر/ ورنه دستنبوی من بودی بتر: مولوی .
یار دستنبو بدستم داد و دستم بو گرفت
وه چه دستنبو که دستم بوی دست او گرفت: منسوب به مولوی
در دست کمال آن مطهر/ دستنبویی است خلد انور: خاقانی
استفاده از واژه های خربوزه، گرمک و دستنبو در برخی از اصطلاحات و اشعار سرایندگان کهن از دلایل قدمت تاریخی شناخت آن ها در فرهنگ ایران و ایرانیان است
در برخی از گزارشات ویدیویی
گلخانه ي خربزه در گرگاب و شاهين شهر و ميمه
https://www.youtube.com/watch?v=rJi3IUXpHt0
خربزه و خواص درمانی آن
https://www.youtube.com/watch?v=V27kcl4S9_I
با خوردن خربزه ی تلخ یا کارلا سرطان و دیابت را نابود کنید
https://www.youtube.com/watch?v=vLKFZmXh-Aw
طالبی بخورید تا افسردگی نگیرید
https://www.youtube.com/watch?v=qda5UQizRmw
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ

تغذیه و سلامت جسم و روان/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ خربوزه (خَربُزه) در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ گرمک در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ طالبی در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ دستنبو در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ خربوزه (خَربُزه): تارنمای ویکی‌پدیا/ گرمک: تارنمای ویکی‌پدیا/ طالبی: تارنمای ویکی‌پدیا/ دستنبو: تارنمای ویکی‌پدیا/ خواص غذایی و دارویی خربزه: تارنمای آکا ایران/ طالبی در برابر گرمک: تارنمای سان استار/ تحقيق علمي پژوهشگران آرژانتيني و آلماني: تارنمای تغذیه و رژیم درمانی/ مصرف زیاد دستنبو، طالبی و گرمک: تارنمای تبیان/
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_9.html
بخش های پیشین مجموعه ی گفتنی های تغذیه
========================