۱۳۹۸ شهریور ۲۱, پنجشنبه

واژه ی فارسی " آسمان " در برخی از فرهنگ های جهان

 
: در فرهنگ واژه ها
آسمان  = چرخ - سما - فلک - اثیر - ام النجوم - سپهر - گنبد - گردون - مینا - مقابل زمین/ نام روز بیست و هفتم یا بیست و پنجم و بعضی بیست و ششم گفته اند از هر ماه فارسی و در این روز نیک است بسفر دور شدن و نشاید هیچ کار دیگر کردن:  لغت نامه ی دهخدا 


آسمان  = (نجوم) فضای بی‌پایان و نیلگون که بالای سر ما دیده می‌شود. رنگ آبی آن، رنگ هوایی است که کرۀ زمین را احاطه کرده است./ (نجوم) فضایی که ستارگان و کهکشان‌ها در آن قرار دارند./ سقف بنا./ نیروهایی ماوراءالطبیعه که بر سرنوشت انسان تاثیر می‌گذارند؛ سپهر؛ گردون؛ فلک/ [قدیمی] روز بیست‌وهفتم از هر ماه اوستایی:◻︎ آسمان‌روز ای چو ماه آسمان / باده نوش و دار دل را شادمان (مسعودسعد): فرهنگ فارسی عمید
آسمان = بخشی از جو یا فضای بالای خارج از زمین است که از سطح زمین دیده می‌شود. در طول روز، آسمان آبی دیده می‌شود که دلیل آن پراکندگی نور خورشید است: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
*
:آسمان در برخی از فرهنگ های جهان
آسمان به زبان انگلیسی: تارنمای ویکی‌پدیا/ آسمان به زبان فرانسوی: تارنمای ویکی‌پدیا/ آسمان  به زبان آلمانی: تارنمای ویکی‌پدیا/ آسمان  به زبان اسپانیولی: تارنمای ویکی‌پدیا/ آسمان  به زبان ایتالیایی: تارنمای ویکی‌پدیا/ آسمان  به زبان عربی: تارنمای ویکی‌پدیا
برخی پژوهشگران بر این باورند که تازیان احتمالا واژه ی فارسی آسمان را گرفتند (ربودند) و " آ " و " ن " را حذف کردند (سر و ته آن را زدند) و واژه ی "سما" را در زبان عربی جای دادند
*
آسمان ها و سروده ها 
دوش در تیرگی عزلت جان‌فرسایی/ گشت روشن دلم از صحبت روشن‌رایی
هر چه پرسیدم از آن دوست، مرا داد جواب/ چه بهْ از لذت هم‌صحبتی دانایی
آسمان بود بدان گونه که از سیم سپید/ میخ‌ها کوفته باشد به سیه دیبایی
یا یکی خیمة صد وصله که از طول زمان/ پاره جایی شده و سوخته باشد جایی
گفتم: از راز طبیعت خبرت هست؟ بگو/ منتهایی بوَدش، یا بودش مبدایی
گفت: از اندازة ذرات محیطش چه خبر؟/ حَیَوانی که بجنبد به تک دریایی
گفتم: آن مهرمنور چه بوَد؟ گفت: بوَد/ در بر دهر، دل_ سوختة ی شیدایی
گفتم این گوی مدور که زمین خوانی چیست/ گفت
سنگی است کهن خورده بر او تیپایی
گفتم: این انجم رخشنده چه باشد به سپهر؟/ گفت: بر ریش طبیعت
تف سربالایی... : ملک ‌الشعرای بهار
*
آمدی جانم به قربانت، ولی حالا چرا/ آمدی، حالا که من افتاده ام از پا، چرا
نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ بی وفا، این زودتر می خواستم، حالا چرا
عمر ما را، مهلت امروز و فردای تو نیست/ من که یک امروز مهمان توام، فردا چرا
نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده ایم/ دیگر اکنون، با جوانان نازکن، با ما چرا
آسمان، چون جمع مشتاقان پریشان می کند/در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنیا، چرا
در خزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین/ خامشی شرط وفاداری بود، غوغا چرا
شهریارا، بی حبیب خود نمی کردی سفر
این سفر، راه قیامت می روی تنها چرا: شهریار
*
آسمان های یک سراینده
شهر است، پر غبار و هوا تیره است و تار/ ابر سیاه، همهمه دارد به آسمان
انبوه دود و خاک، نشسته به صحن باغ/ دار و درخت و شاخه ی گل، چهره بوته زار
باران بریز  رگبار قطره های زلال آب/ دار و درخت و شاخه ی گل، شستشو بده
ای باغبان شهر/ برخیز و خاک سوخته را، رنگ و بو بده 
+
دانه دانه ، بر ف می بارد/ همچو مروارید غلطان ، ز آسمان
یا بسان نقره گو‌ن ، ذرات اشک/ کز دو چشم يك الهه شد روان
عاشقانه ، می شود جذب زمین/ تا که خاک تشنه ، جان یابد از آن
+
خون دل خوردی و فریاد رسا، سر دادی/ باورت ساخت، مسیحا نفسی بر آمد
به افق خیره شدی، تا که پرستو بینی/ زهی افسوس، که کفتار بسی‌ بر آمد
آسمان را طلبیدی همه جا روشن و صاف/باد و طوفان بشد و خار و خسی‌ بر آمد
+
آن شب که ماه بود و فروغ ستاره بود/ بر آسمان چشم تو ما را نظاره بود
آن شب نگاه تو غزل عشق می  سرود/ ابیات آن نگاه، به جان داد تار و پود
+
چون پرنده، همچنان بر بال خویش/ گفته ایم با آسمان ، ازحال خویش
از میا ن رعد و برق، آ تش فشان/ اين ندا پیچیده اندر کهکشان
فصل سرد و باد و توفا ن، بگذرد/ خشم و آسيب زمستان، بگذرد
با پرستو، ما بهارا ن آوریم/ چشم، در راهیم و بر اين باوریم
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
آسمان زنگاری در گلچینی از سروده ها
دارم از آسمان زنگاری/ زخم ها بر دل و همه کاری
با من اکنون فلک در آن حد است/ از جگر خواری و دل‌ آزاری
پاره های جگر فرو ریزد/ دامنم را اگر بیفشاری... : هاتف اصفهانی
ز عکس خون دل حاسدان تو هر شام/چو مغز پسته شود آسمان زنگاری
ز هیچگونه برین صوب ما نمی گذری/ دل تو عادت راحت گرفت پنداری
مرا چو نام شریف تو بر زبان گذرد
ز لب به چشم رسد نوبت گهر باری…: کمال‌الدین اسماعیل
آید از آسمان_  زنگاری/ این ندا، از برای هوشیاری
در نبردی علیه_ ظالم باش/ رستگاری اگر نظر داری: دکتر منوچهر سعادت نوری
*
آسمان در گلچینی از نوشتارها
واژه ی آسمان = معادل واژه «آسمان» در عربی «سما» است به معنی «آنجه در بالا جای دارد، سقف یا سایبان». از ریشه سُمُوّ، سُمی و یا سَمو گرفته شده است و در لغت به معنای «فوق و بالای هر چیزی» ، «رفعت و بلندی» و «چیزی بالای چیز دیگر و محیط بر آن» می‌باشد. در قرآن کریم آسمان گاه به صورت مفرد (سماء)  و گاه به صورت جمع (سموات)  و گاه «هفت آسمان» (سبع سموات) آمده است و در بسیاری از موارد همراه با زمین ( ارض ) یاد شده است. در جاهایی از قرآن مجید آمده است که آفرینش آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست، در ۶ روز انجام گرفته است. در جای دیگر آمده است که خداوند هفت آسمان را (بی ذکر زمین) در ۲ روز آفرید. پروردگار آن را همچون بنایی بر پا داشت بی‌آنکه آن را ستونی باشد: تارنمای ویکی‌فقه
هفت آسمان = در کیهان‌شناسی دینی یا اسطوره‌ای، به هفت لایه آسمان ارجاع دارد. در دوران باستان این آسمان‌ها هم با قلمروهای ماروای طبیعتی الهه‌ها و هم با اجسام سماوی مشاهده شده همچون سیارات باستانی و ستارگان ثابت تداعی می‌شدند. این مفهوم را، که از ادیان باستانی میان‌رودان مشتق شده است، می‌توان در ادیان ابراهیمی همچون اسلام، یهودیت، و مسیحیت یافت؛ مفهومی مشابه همچنین در برخی ادیان هندی همچون هندوئیسم یافته شده است. برخی از این سنت‌ها، از جمله آیین جین مفهومی از هفت زمین یا هفت دنیای زیرین را نیز شامل می‌شوند: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
از آسمان قطب شمال با برف ذرات ریز پلاستیکی می بارد = مطالعات نشان داده است که حتی در محیط بکر قطب شمال هم برفی که از آسمان می بارد حاوی ذرات ریز پلاستیکی است. دانشمندان گفتند که شمار این ذرات آن ها را تکان داده است: بیش از ده هزار ذره در هر لیتر. این بدان معنی است که تنفس حتی در این محیط هم می تواند ذرات میکرو پلاستیکی را وارد ریه کند - هرچند پیامد های آن برای سلامتی روشن نیست. این منطقه یکی از آخرین محیط های بکر جهان تلقی می شود. گروه محققان آلمانی-سوئیسی که نتایج مطالعه ی خود را در "ژورنال پیشرفت های علمی" چاپ و منتشر کرده اند، همچنین شاهد ذرات و الیاف لاستیکی در برف بودند: تارنمای بی بی سی

پژوهش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
مجموعه ی واژه های ایرانی در فرهنگ جهانی
*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/09/blog-post_12.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
=====================

۱۳۹۸ شهریور ۱۸, دوشنبه

زیستگاه پیشین: بین امیریه و خانی آباد در خیابان مولوی

================================================
تاریخچه ی ساخت خیابان مولوی به سال ۱۲۸۴ قمری و طرح توسعه ی شهر تهران
در عهد ناصری برمی گردد. ناصرالدین شاه دستور می ‌دهد از مرز جنوبی تهران هزار
قدم به سمت جنوب بروند و خندق جدید شهر را در این نقطه (که در محل فعلی خیابان
 شوش تهران قرار می‌گیرد) حفر و خیابان مولوی را هم در شمال خندق جنوبی
 شهر و در محل برج و باروی شاه طهماسبی احداث کنند. در ابتدا اسم این مکان را
 خیابان اسماعیل بزاز می‌ نامند. خیابان مولوی اسمی بود که در زمان رضا شاه پهلوی
 بر خیابان گذاشتند. همچنین در زمان رضا شاه میدان محمدیه (اعدام) را در مسیر این
 خیابان احداث کردند. اخیراً در یک حفاری عمرانی در این خیابان اسکلت
 زنی کشف شد که متعلق به هفت هزار سال پیش است و نشان از قدمت طولانی
حیات و زیست در منطقه ی مولوی تهران دارد: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
================================================
پیش از ادامه ی تحصیلات در آمریکا و یک توقف کوتاه در خاک وطن آن دیار کهن ایران و سرانجام مهاجرت و اقامت در کانادا، نگارنده ساکن امیرآباد و قلهک و پیش از آن زیستگاه اش در نقطه ای بین چهارراه گمرک امیریه و خانی آباد در خیابان مولوی بود. خیابانی که با خاطرات بسیاری از چهره های نامدار تاریخ معاصر ایران همراه است. این چهره ها را به شکلی بسیار گذرا با یکدیگر بازشناسی و مرور می کنیم

فریدون فرخزاد و چهارراه گمرک امیریه درنخستین کوچه ی جنوبی خیابان مولوی
فریدون فرخزاد (۱۵ مهر ۱۳۱۷ خورشیدی در تهران − ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ در بُن آلمان) برنامه‌ پرداز، شاعر، برنامه ‌ساز رادیو و تلویزیون، خواننده، مجری تلویزیونی و رادیویی، ترانه‌سرا، آهنگساز، بازیگر و فعال سیاسی ایرانی و حقوق‌دان معترض به حکومت جمهوری اسلامی ایران بود. از فریدون فرخزاد به‌عنوانِ «نامی‌ترین شومَن ایران» یاد می‌شود. وی هم‌چنین برادرِ فروغ فرخزاد (متولد تهران، خیابان عین‌الدّوله یا خیابان ایران فعلی، کوچهٔ مهدیه) شاعره معاصر ایرانی بود.فریدون فرخزاد در چهارراه گمرک امیریه و درنخستین کوچه ی جنوبی خیابان مولوی تهران از پدری تفرشی (سرهنگ محمد فرخزاد) و مادری کاشانی ‌تبار (توران وزیری‌) متولد شد. فریدون مدتی در دبستان حکیم نظامی و بعد در دبیرستان دارالفنون درس خواند و سپس به آلمان رفت. در مونیخ، وین و برلین حقوق سیاسی خواند. پایان‌نامهٔ دکترای علوم سیاسی را دربارهٔ تأثیر عقاید مارکس بر کلیسا و حکومت آلمان شرقی نوشت و از دانشگاه مونیخ فارغ ‌التحصیل شد.… وی در ۱۶ مرداد ۱۳۷۱ (۷ اوت سال ۱۹۹۲) در محل سکونتش در شهر بن بر اثر ضربات چاقو به قتل رسید. نمونه ای از اشعار او
در گوشه ی این اتاق تاریک - یک باغ نشسته ‌است بیدار/ از دوست ندیده جز مذلت - از غیر کشیده رنج بسیار/ بر بام بلند ابرهایش - خورشید نمی ‌شود پدیدار/ هر ثانیه اش هزار سال است - در فاصله ی نگاه و دیدار/ این باغ منم که خسته از خویش - در خویش خزیده‌ام دوصد بار
*
مشیرالسلطنه و مسجد مشیرالسلطنه 
میرزا احمدخان مشیرالسلطنه (۱۲۲۲–۱۲۹۷ خورشیدی) از نخست‌وزیران ایران در دوران مشروطه در دوران پادشاهی محمدعلی‌شاه قاجار بود. مشیرالسلطنه به اصول مذهبی سخت پای ‌بند بود به همین دلیل مدرسه و مسجدی در گوشه ی چپ خیابان بلورسازی در تقاطع شمالی خیابان مولوی ساخت که هم ‌اکنون پا برجاست و موقوفاتی نیز برای آن اختصاص داده شده ‌است
*
بهمن فرمان آرا و دبستان رازی
بهمن فرمان آرا تهیه‌ کننده، کارگردان، فیلمنامه‌ نویس،نویسنده و هنرپیشه ایرانی است. وی در کارنامه کاری خود، موفق به دریافت چندین جایزه سیمرغ بلورین شده ‌است (در دوران ۸ ساله ی محمود احمدی نژاد هیچ درخواستی برای فیلم نداد و در اعتراض به منحل شدن خانه ی سینما، سه سیمرغ بلورین خود را به نشانه ی اعتراض به دفتر جشنواره ی فجر پس داد). بهمن فرمان‌آرا در سوم بهمن ۱۳۲۰ در اصفهان به دنیا آمد. پدر او مصطفی فرمان آرا بازرگان و کارخانه دار و مدیر روزنامه ی مهرملت و مادر او اقدس السادات بشارت خواهر سید علی بشارت مدیر روزنامه ی صدای وطن بود (فرمان آراها و بشارت ها از بستگان خانواده ی پدری نگارنده بودند). بهمن فرمان آرا در تحصیلات ابتدایی مدتی هم دبستانی نگارنده در دبستان رازی (در بخش شمالی خیابان مولوی) بود. وی در سال ۱۳۳۷ برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در هنرکده ی هنرهای دراماتیک مشغول به تحصیل شد. سپس به دلیل میل به فیلمسازی و کارگردانی به آمریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (از معتبرترین دانشگاه‌ ها در امور سینمایی) ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۴۵ به ایران بازگشت. وی در دوران سربازی در روزنامه یانگلیسی زبان "تهران ژورنال" نقد فیلم می‌ نوشت و سپس در سال ۱۳۴۷ به استخدام تلویزیون ملی ایران در آمد… وی در سال ۱۳۵۹ به کانادا مهاجرت کرد و مدیر عامل شرکت سیرکل ونکوور شد و در این سال‌ها فیلم‌های مهمی را پخش نمود و سپس به لس آنجلس آمریکا رفت و در تولید فیلم‌های فیلمسازان بزرگی همچون باغ وحش شیشه‌ای (پل نیومن)، مادام سوزاتسکا (جان شلزینجر)، رادیو حرف (الیور استون)، سقوط امپراتوری آمریکا (دنیس آرکند)، آخرین وسوسه مسیح (مارتین اسکورسیزی)، خانم و آقای بریج (جیمز آیوری)، تردستان (استیون فریرز)، لیولو (ژان کلودلوزان) همکاری کرد… فرمان‌آرا سر انجام در پایان دهه ۱۳۶۰ به ایران بازگشت و پس از دوره طولانی فیلم نامه ‌نویسی که هیچ‌کدام ساخته نشد در سال ۱۳۷۸ فیلمسازی را دوباره شروع کرد و فیلم‌هایی نظیر بوی کافور عطر یاس، خانه‌ای روی آب، یک بوس کوچولو که به سه‌گانه مرگ معروف شدند را ساخت و سپس در سال ۱۳۸۸ فیلم خاک‌آشنا را که دو سال توقیف بود را اکران کرد. وی با ساخت بوی کافور، عطر یاس و خانه‌ای روی آب نظر بسیاری از مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کرد
*
حسین سعادت نوری روبروی کوچه ی سعادت پاساژ ماکویی
حسین سعادت نوری تاریخ نگار و پژوهشگر باسابقه ی حوزه ی علم و ادب ایران، به سال ۱۲۸۵ خورشیدی در شهر اصفهان قدم به عرصه ی وجود گذاشت. تحصیلات ادبی و علمی را در مدرسه ی علیه در زادگاه خویش به پایان برد. سپس از مدرسه ی عالی انگلیسها در شهر اصفهان فارغ التحصیل شد و سالی چند در همان مدرسه ی عالی به تدریس زبان انگلیسی ، علوم تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی پرداخت. در آن موقع ، حسین سعادت نوری بعنوان یکی از نویسندگان و شاعران مشهور اصفهان شناخته می شد و مقالات و اشعار او در روزنامه های اخگر، اختر مسعود، عرفان، اصفهان و مجلات ادبی مهر و ارمغان انتشار می یافت. در همان زمان، نامبرده یکی از اعضا ی فعال انجمن ادبی حکیم نظامی بود که ریاست آن را حسن وحید دستگردی مدیر نشریه ادبی ارمغان به عهده داشت. بین سال های ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۴ در خدمت فرهنگ استان کرمان بود و در بسیاری از مدارس کرمان به امر تدریس اشتغال داشت. در مدت اقامت در کرمان، با روزنامه ی بیداری (که به مدیریت نویسنده ی ادیب محمد هاشمی کرمانی منتشر می شد) همکاری داشت. سپس از کرمان به تهران مهاجرت کرد و تا پایان عمر در این شهر زیست. در تهران بنا به دعوت وزیر دارایی وقت، در سال ۱۳۱۴ به خدمت وزارت دارایی در آمد و در سال ۱۳۴۰ بنا به تقا ضای شخصی بازنشسته شد. آخرین سمت دولتی نامبرده ، نماینده ی وزیر دارایی در هییت نظارت بر هزینه ی شهرداری تهران بود. در مدت اقامت درتهران با مجلات مهر، ارمغان، یادگار، یغما ، وحید ، نشریه ی وزارت امور خارجه ی ایران و بسیاری دیگرهمکاری داشت. وی در سوم دیماه ۱۳۵۳ در تهران در گذشت. از سال ۱۳۲۵ تا سال ۱۳۳۹ خورشیدی نگارنده در خانه ی پدری خود واقع در پاساژ ماکویی روبروی کوچه ی سعادت  در خیابان مولوی بسر برد
*
مهندس محمّد توسّلی حجتی و کوچه ی سعادت
مهندس محمّد توسّلی حجتی سوّمین دبیرکل نهضت آزادی ایران و نخستین شهردار تهران پس از انقلاب ۵۷ است. او پیش از انتخاب به ‌عنوان دبیرکل حزب نهضت آزادی ایران، سال ‌ها رئیس دفتر سیاسی و عضو شورای مرکزی این حزب بود. محمد توسلی، متولد ۲۵ اردیبهشت ۱۳۱۷، در محله سنگلج تهران و در یک خانواده متوسط مذهبی با پنج برادر و دو خواهر است. پدر وی یک کاسب در بازار تهران بود، مادر وی نیز نوه حاج‌آقا میرهوشی‌السادات از بازاریان قدیم تهران بود. محمّد توسّلی در نوجوانی ساکن کوچه ی سعادت واقع در خیابان مولوی بود. وی دیپلم متوسطه را از دبیرستان رهنما دریافت کرد و سپس در سال ۱۳۳۵ وارد دانشکده ی فنی دانشگاه تهران شد و از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجویان بود. محمّد توسّلی در دانشکده ی فنی دانشگاه تهران با مهندس مهدی بازرگان استاد این دانشکده آشنا گردید. از سال ۱۳۴۰ با تشکیل نهضت آزادی از اعضای آن شد و در سال ۱۳۴۱ برای تحصیل در رشته مهندسی حمل‌ و نقل و ترافیک به آلمان و سپس برای ادامه تحصیل در رشته راه و ترافیک به آمریکا رفت. توسلی در سال ۱۳۴۶ در تهران ازدواج کرد. قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ مسئول تبلیغات ستاد های راهپیمایی و ستاد استقبال از خمینی بود و با روی کار آمدن دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان شهردار تهران برگزیده شد. وی پس از انقلاب چندین بار بازداشت شد. توسلی در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در سال ۱۳۹۰ به دنبال انتشار نامه ای به امضاء ۱۴۳ نفر از فعالین سیاسی به سید محمد خاتمی بازداشت و پس از ۶/۵ ماه حبس انفرادی با وثیقه آزاد شد. محمّد توسّلی حجتی هم دوره ی نگارنده طی تحصیل در دبیرستان رهنما بود
*
خانواده ی فرامرز اصلانی و کوچه ی باغ وزیر دفتر در تقاطع جنوبی خیابان مولوی
فرامرز اصلانی (زادهٔ ۲۲ تیر ۱۳۳۳ در تهران) آهنگساز، نوازندهٔ چیره دست گیتار و سه ‌تار، ترانه ‌سرا و خوانندهٔ موسیقی پاپ ایرانی است. خانواده ی فرامرز اصلانی مدت ها ساکن کوچه ی باغ وزیر دفتر واقع در بخش جنوبی خیابان مولوی و سپس خیابان فرهنگ بودند.   فرامرز اصلانی در "چکیده ‌هایی‌ از زندگی‌ من" می نویسد: سال سوم دبستان سّن لوئی که بودم، از خیابان فرهنگ بسوی خانه ی تازه ساز در دزاشیب کوچ کردیم. منزل تازه دو اشکوبه بود و می شد از فرازش تا چشم کار می کرد گستره یی از دشت ها و پهنه‌ های باز دید. دزاشیب آن روز‌ها مانند امروز این همه ساختمان و برج نداشت. از خانه که بیرون می امدم، چندین زمین برای بازی فوتبال در پشت خانه ما بود که بزودی من و بچه ‌های همسایه در خاک و ریگزار آن ها دنبال توپ افتادیم. پدر بزرگ هربار از کوچه " باغ وزیر دفتر" بخانه ما می‌آمد، چند روزی می‌ماند و این برای من بهترین مزیت منزل نو بود. چندی نگذاشت که با تلاش پدر بزرگ، باغ ما دارای درختان گیلاس و زرد آلو شد و باغچه‌ های گلکاری شده، رشک همسایگانرا بر انگیخت.
*
شوکت ملک جهانبانی و دبیرستان ایران در تقاطع شمالی خیابان مولوی
شوکت ملک جهانبانی (۱۲۸۷–۱۳۷۴) آموزگار و نماینده ی دوره‌ های ۲۳، ۲۲، ۲۱ مجلس شورای ملی بود. او یکی از شش زنی است که نخستین بار در ایران در سال ۱۳۴۲ به نمایندگی مجلس برگزیده شد. وی سه دوره از تهران در مجلس شورای ملی حضور داشت و سپس به نمایندگی مجلس سنا رسید. او مدیر یک دبیرستان خصوصی دخترانه به نام دبیرستان ایران بود و به زبان فرانسوی تسلط داشت و دارای دیپلم از فرانسه بود
*
غلامرضا تختی و محلهٔ خانی‌آباد در تقاطع جنوبی خیابان مولوی
غلامرضا تختی (۵ شهریور ۱۳۰۹ – ۱۷ دی ۱۳۴۶ در تهران) از قهرمانان بزرگ و هم‌چنین ملقب به «جهان‌پهلوان»، کشتی ‌گیر ایران بود. در فرهنگ ورزشی ایران، برخی وی را نماد پهلوانی می ‌دانند. او فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود… حاج قُلی، پدربزرگ غلامرضا تختی، در محلهٔ خانی‌آباد، از اربابان خانی آباد و یخچال دار شناخته شده ی تهران بود. در دکانش بر روی تخت بلندی می ‌نشست و به همین سبب در میان اهالی خانی ‌آباد به «حاج قلی تختی» شهرت یافته بود. همین نام بعدها به نام خانوادگی آن‌ها تبدیل شد. ارباب رجب، پدر غلامرضا تختی، یخچال دار ورشکسته بود که زود درگذشت و  غلامرضا تختی را با تنگدستی یتیم گذاشت

نگارش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ

ده (۱۰) " فریدون " در عرصه ی سیاست و دانش و هنر ایران: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ فریدون فرخزاد: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/  مشیرالسلطنه و مسجد مشیرالسلطنه: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ بهمن فرمان آرا: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ حسین سعادت نوری: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ مهندس محمّد توسّلی حجتی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ چکیده ‌هایی‌ از زندگی‌ من (فرامرز اصلانی): تارنمای فیس بوک/ فرامرز اصلانی: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ فرامرز اصلانی و برخی از ترانه های مشهور او: تارنمای یادی از برخی هنرمندان ایران/
شوکت ملک جهانبانی: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ غلامرضا تختی: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/

۱۳۹۸ شهریور ۱۵, جمعه

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۱۰۷- استان آریایی نشین " آماسیه " در ترکیه


محل استان آماسیه در نقشه ترکیه
آماسیه نام یکی از استان ‌های شمالی ترکیه در منطقه ی دریای سیاه است که مرکز آن شهر آماسیه می ‌باشد. این ناحیه در دوران باستان یکی از ساتراپی ‌های هخامنشیان بود.  هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده ی آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان می راندند. شاهنشاهی آریایی هخامنشی بر مردمان گوناگون از ملل و با ادیان مختلف فرمان می‌راند و اقوام بسیاری با آداب و رسوم خاص خود در قلمروی هخامنشی زندگی می‌کردند و فرهنگ ایالتی و قومی خود را پاس می‌داشتند. در حقیقت مشخصه مهم این دولت احترام به آزادی فردی و قومی و بزرگداشت نظم و قانون و تشویق فرهنگ بومی و همچنین ترویج بازرگانی و هنر بود
برخی ویژگی های استان آریایی نشین آماسیه
کشف یک پستخانه ی بزرگ ایران باستان در آماسیه: باستان‌شناسانی که در شمال ترکیه سرگرم کاوش هستند اعلام کردند که در این منطقه بقایای یک «پستخانه» ایرانی و یک «آتشکده» زرتشتی را کشف کرده‌اند که  مربوط به دوره هخامنشیان، یعنی ۲۵۰۰ سال پیش است. به گزارش روزنامه‌های دیلی صباح و حریت ترکیه، این کشف در تپه تاریخی اولوز در نزدیکی روستای توکلوجاک در استان آماسیا در منطقه دریای سیاه ترکیه انجام شده است. پروفسور شوکت دونمز، استاد بخش باستان‌شناسی دانشگاه استانبول، که رهبری تیم حفر و کاوش در این تپه تاریخی را برعهده دارد به رسانه‌های می‌گوید که کاوش‌های این تیم طی چهار سال گذشته بر آثار دوره ایرانی آناتولی تمرکز پیدا کرده و این تیم آثار بسیاری از این دوره به‌دست آورده است. او توضیح داد که محل کشف شده یک چاپارخانه مرکزی ایرانی‌ها در منطقه بوده است و هیئت‌های نمایندگی در آن توقف کرده و اسبان خسته در این محل تعویض می‌شدند. به گفته او، از قرائن چنین برمی‌آید که این چاپارخانه بزرگ در تابستان و زمستان و به صورت شبانه‌روزی فعال بوده است. به گفته پروفسور دونمَز، در این چاپارخانه یک تالار ستوندار و یک آتشگاه زرتشتی نیز کشف شده که اهمیت این محل را نشان می‌دهد. شوکت دونمز می ‌افزاید: «ایرانیان نخستین تمدنی هستند که سیستم پستی را به آناتولی آوردند. آنها امپراتوری عظیمی داشتند که از یونان تا آسیای مرکزی و مصر را دربر می‌گرفت و شاهنشاهی خود را از طریق فرمانداران محلی اداره می‌کردند.» دونمز ادامه می‌دهد که به این خاطر «ایرانی‌ها نیاز داشتند که اخبار و اطلاعات درست را به طریقی از پایتخت به ولایات بفرستند و برای این امر شبکه‌ای از راه‌های مختلف را در قلمرو خود احداث کردند.» این باستان‌شناس می‌گوید که ایرانیان هخامنشی در این شبکه مواصلاتی، مکان‌های ویژه‌ای را برای ایجاد پستخانه مرکزی (چاپارخانه) اختصاص داده بودند که تالار ستوندار تپه امروزی اولوز یکی از این مراکز بوده است
پیمان آماسیه: در شهر آماسیه بسته شد. پیمان آماسیه نام پیمانی است که بین شاه تهماسب صفوی و سلطان سلیمان اول در سال ۱۵۵۵ میلادی و در شهر آماسیه بسته شد. این پیمان با مشخص‌کردن مرز ایران و عثمانی، پایانی بر جنگ‌های درازمدت دو کشور بود. این پیمان ۲۰ سال آرامش را بین دو کشور به ارمغان آورد. این معاهده با اردوکشی مصطفی‌پاشا به قفقاز (۱۵۷۸) و شروع جنگ چلدر (درگیری نظامی در سال ۱۵۷۸ میلادی بین قوای عثمانی و سپاه قزلباش ایران) پایان پذیرفت. قرارداد آماسیه اولین پیمان صلحی است که بین دولت ایران و عثمانی پس از جنگ‌های بیست‌ساله به امضا رسید. به‌ موجب این قرارداد، ایالت‌های آذربایجان، ارمنستان شرقی و گرجستان شرقی در اختیار دولت ایران قرار گرفت و گرجستان غربی، ارمنستان غربی و مناطق عراق کنونی به دولت عثمانی واگذار شد. در این قرارداد، سلطان عثمانی موافقت کرد که با پیروان مذهب شیعه با مدارا رفتار کند و از زوّار ایرانی که عازم مکه و مدینه هستند، حمایت کند. به‌علاوه، به فرماندهان مرزی نیز تأکید شود تا از صدور هرگونه دستوری که موجب منازعات مرزی شود، خودداری کنند. شاه طهماسب، که پیوسته علاقه‌مند بود بین دو کشور مسلمان روابط صلح‌آمیز برقرار باشد، هم در زمان حیات سلطان سلیمان و هم پس از فوت او، قرارداد صلح آماسیه را محترم شمرد و تا آخرین روز حیات خود از هرگونه اقدامی که موجب ایجاد اختلاف بین دو کشور گردد، خودداری کرد. علاقه‌مندی شاه طهماسب به حفظ صلح باعث شد تا روابط دو کشور ایران و عثمانی، طی ۲۵ سال بدون برخورد نظامی ادامه یابد
برخی دیگر از ویژگی های استان آریایی نشین آماسیه: استرابو (استرابون) از تاریخ‌نگاران و جغرافی‌دانان یونانی بود
استرابو حدود سال ۵۰ قبل از میلاد در آماسیه که تحت سلطه شاهنشاهی ایران بود، به دنیا آمد. مدتی از عمر خود را در مصر سپری کرد. چندی نیز در اسکندریه آثار جغرافیایی اراتوستن را مطالعه کرد. اثر معروف وی کتابی است در جغرافیا که مشتمل بر هفده کتاب است. کتاب جغرافیایی او منبع گران‌بها و سرشاری برای کسب اطلاع دربارهٔ اوضاع جغرافیایی دنیای قدیم است
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ

آماسیه: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ ساتراپی ‌های هخامنشیان: تارنمای ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی/ کشف یک «پستخانه» بزرگ ایران باستان در شمال ترکیه: تارنمای ایرون دات کام/ پیمان آماسیه: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ برخی دیگر از ویژگی های استان آریایی نشین آماسیه (به زبان انگلیسی)
*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/09/blog-post_6.html
بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
============

۱۳۹۸ شهریور ۱۱, دوشنبه

نکاتی پیرامون سماع و رقص سماع


سماع و رقص سماع در فرهنگ واژه ها
سماع = به فتح سین به معنی شنوایی و هرآواز می‌باشد که شنیدن آن خوشایند است، سماع در اصطلاح صوفیه حالت جذبه و اشراق و ازخویشتن رفتن و فنا به امر غیر ارادی است که اختیار عارف تأثیری در ظهور آن ندارد. ولی بزرگان صوفیه ازهمان دوره‌ های قدیم به ‌این نکته پی بردند که گذشته ازاستعداد صوفی و علل و مقدماتی که او را برای منجذب شدن قابل می‌سازد وسایل عملی دیگری که به اختیار و اراده سالک است نیز برای ظهور حال فنا مؤثر است. بلکه برای پیدایش حال و وجد عامل بسیار نیرومندی شمرده می‌شود. از جمله موسیقی و آوازخواندن ورقص است که همه آنها تحت عنوان «سماع»‌ در می‌آید. صوفیه می‌گویند سماع حالتی درقلب و دل ایجاد می‌کند که «وجد» نامیده می‌شود و این وجد حرکات بدنی چندی بوجود می‌آورد که اگراین حرکات غیرموزون باشد اضطراب و اگرحرکات موزون باشد کف ‌زدن و رقص است: لغت نامه ی دهخدا
سماع  = به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. سماع از به حرکت درآمدن گروه شیفتگان تحت تأثیر آوای دف و نی و تنبور و شعرهای آهنگین است. رقص سماع پیشینهٔ کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز پیدا نموده‌ است: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
اشاراتی به صوفیه، صوفی، تصوف و عرفان
صوفیه = پیروان طریقه ٔ تصوف - اهل طریقت - آنان که ازطریق ریاضت و تعبد، طالب راه یافتن به حق و حقیقت اند. گروهی که از اواخر قرن دوم هجری در اسلام پدید گشتند و بخاطر طرز تفکر، لباس، خوراک، عبادت و ریاضت مخصوص، بدین نام معروف گشتند. تصوف یا عرفان عبارت از طریقه ای است مخلوط از فلسفه و مذهب که بعقیده ٔ صوفیان راه وصول به حق منحصر بدانست. پیروان این طریقه به صوفی و عارف و اهل کشف معروفند: لغت نامه ی دهخدا
تصوف، درویشی یا عرفان = نوعی طریقت و روش زاهدانه مبتنی بر آداب سلوک و بر اساس شرع جهت تزکیه نفس و اعراض از دنیا برای وصول به حق است. تصوف در لغت، پشمینه پوشی است و نسبت این جماعت، به دلیل پشمینه‌ پوشی است و این نشانه زهد، بوده‌ است. تصوف بیشتر با آداب طریقت همراه است؛ در حالی که عرفان، مکتبی جامع و مطلق و بر اساس سلوک معنوی است: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
صوفی = پیرو طریقه ی تصوف - پشمینه پوش - یک تن از صوفیه: لغت نامه ی دهخدا
عرفان = مکتبی که وصول به حقیقت معرفت خداوند را از طریق ریاضت و تهذیب نفس و تأمل جستجو می‌کند - یکی از مراحل سلوک - معرفت یعنی شناخت بر مبنای اصول مکتب تصوف: تارنمای واژه‌ یاب. همچنین نگاه کنید به عرفان و حکمت در زنجیری از سروده های این زمانه: تارنمای گلچینی از سروده ها
صوفیان و صوفی = صوفیان به پیروان طریقه تصوف گفته می‌شود. مفرد آن صوفی است. ظاهراً واژه ی صوفی در قرن دوم هجری، در برخی از سرزمین‌های اسلامی، بخصوص در میان‌رودان، متداول شد. کسانی که در قرن دوم صوفی خوانده می‌شدند، تشکیلات اجتماعی و مکتب و نظام فکری و عرفانی خاصی نداشتند؛ به‌عبارت دیگر، تشکیلات خانقاهی و رابطه مرید و مرادی و آداب و رسوم خاص صوفیه، و هم‌چنین نظام فکری و اعتقادی ای که جنبه نظری تصوف را تشکیل می‌دهد، در قرن دوم و حتی در ربع اول قرن سوم پدید نیامده بود: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌ پدیا. صوفیان گروهی هستند که در جستجوی زهد و تقوا از تمام مادیات دنیوی دست می‌کشند و همه نیت و خواسته قلبی آنها نزدیکی به خداست: بسیاری از تارنماها 
محل برگزاری مراسم سماع
اگرچه برگزاری مراسم سماع در منازل شخصی و حتی بازار نیز سابقه دارد، ولی در برخی مراکز صوفیانه همچون خانقاه، زاویه، رباط، صومعه و دیر، محل خاصی برای اجرای مراسم وجود دارد که شامل یک سالن مخصوص است و به آن "سماع خانه" گفته می ‌شود
رمزشناسی حرکات و نوع لباس وآلات موسیقی در رقص سماع
در رقص سماع دستی که به سوی آسمان است نماد دریافت فیض مبدأ هستی و دستی که به سوی زمین است نماد بخشش به کل موجودات است و انسان در این میان به عنوان واسطه مطرح است. لباس نیز در سماع حائز اهمیت است؛ لباسی سفید با دامن بلند که نمادی از روح یا جهان روحانی است که فرشتگان را به ذهن می‌آورد
آلات موسیقی دف و نی از مهم‌ترین سازهایی هستند که در مراسم رقص سماع مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما چرا؟ دف از منظر دروایش، یکی از مهم‌ترین سازهای عرفانی است به این خاطر که اولین آلت موسیقی بوده که در زمان ورود پیامبر به مدینه نواخته شده است. نِی هم که از تعابیر عرفانی و صوفیانه زیادی برخوردار است. مراسم وجد و سماع معمولا در فضایی به شکل دایره برگزار می‌شود. برخی معتقد هستند که انتخاب شکل دایره برای برگزاری رقص سماع نمادی است از ازلی و ابدی بودن زمان و برخی هم علت را انتخاب دایره به عنوان نمادی از چرخش سیارات به دور خورشید در مسیری دوار می‌دانند. به طور کلی دایره در فرهنگ صوفیان به معنای ابدیت تفسیر می‌شود. حالت حرکت بدن درویشان در رقص سماع هم فلسفه‌های خاص خود را دارد. برای مثال، یکی از دستان دراویش در حین رقص رو به آسمان و دست دیگرشان رو به پایین و زمین است. این حرکت به معنای ایجاد پلی میان آسمان و زمین یا همان برقراری رابطه‌ای عرفانی با حق‌تعالی در آسمان‌ها است. برای این رقص، درویشان لباس‌های ویژه‌ای می‌پوشند. کلاه‌های بزرگ مخروطی، نمادی از سنگ قبر و تن ‌پوش سیاه دروایش نمادی از گور است. ردای سفیدی که به تن دارند هم حکایت از کفن دارد
برخی دیگر از ویژگی های رقص سماع
رقص سماع درنزد مولویه اهمیت خاص داشته است، خود مولانا حتی درکوچه وبازارهم بسا که با اصحاب به رقص در می ‌آمد. چنانکه یک باردربازار "زرکولان" این حالت بروی دست داد و گویند حتی جنازه ی صلاح ‌الدین زرکوب را نیز به اشارت مولانا با رقص و  رف به قبرستان بردند. افلاکی در"مناقب ‌العارفین" دراین باره چنین می‌نویسد: در آن غلبات شور و سماع که مشهورعالمیان شده بود مولانا از حوالی زرکوبان می‌ گذشت آوازضرب به گوش مبارکشان‌رسید.ازخوشی آن ضرب شوری عجیب در مولانا ظاهر شد و به چرخ درآمد، شیخ نعره‌ زنان ازدکان بیرون آمد وسردر قدم مولانا نهاده وبیخود شد وبه شاگردان دکان اشارت کرد که  نکنند ودست از ضرب باز ندارند تا مولانا از سماع فارغ شود. از وقت نماز ظهر تا نماز عصر مولانا در سماع بود،  ناگاه گویندگان رسیدند و این غزل آغاز کردند
یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی/ زهی صورت زهی معنی زهی خوبی زهی خوبی
بر دیوار سماع ‌خانه ی مولانا این دو بیت شعر آمده است
در وقت سماع معده را خالی دار/ زیرا چو تهی است می‌کند ناله ی زار
 چون پرکردی شکم زلوث بسیار/ خالی مانی ز دلبر و دست و کنار
بر دیوار دیگر آن رواق چنین آمده است
سماع آرام جان زندگان است/ کسی داند که او را جان جان است
 خصوصا حلقه‌ای کاندرسماع اند/ همی گردند و کعبه در میان است
عشق به سماع در واژه به واژهٔ ی اشعار مولوی موج می‌زند آنچنان که در دفتر سوم مثنوی، رقصندگان سماع را کسانی معرفی می‌کند که از نقص خود رسته‌اند و از درون، دف و نی می‌زنند: چون رهند از دست خود دستی زنند/ چون جهند از نقص خود رقصی کنند و حجت را بر خرده گیران تمام می‌کند و در دیوان شمس خطاب به صورتگرایان می‌ گوید
در وقت سماع صوفیان را/ از عرش رسد خروش دیگر
تو صورت این سماع بشنو/ کایشان دارند گوش دیگر
رقص سماع در زیرزمین ها و مخفی گاه ها
در دوره ی بنیان‌گذار جمهوری ترکیه یعنی در دوره ی مصطفی کمال آتاتورک (۲۹ اکتبر ۱۹۲۳ – ۱۰ نوامبر ۱۹۳۸) رقص سماع و انجام این آیین صوفیان در مکان ‌های رسمی و عمومی و هم‌چنین در خانه ‌ها و جمع‌ های خصوصی ترکیه ممنوع شد. آتاتورک واهمه داشت که مبادا صوفیان از این مراسم برای مقاصد سیاسی و کشورداری بهره‌برداری کنند اما این آیین در استانبول ریشه کن نشد و به یک مراسم زیرزمینی تغییر ماهیت داد. با این حال، با ثبات سیاسی ترکیه در دهه ۵۰ میلادی، رقص سماع مجاز اعلام شد
رقص سماع در یک پژوهش علمی
دراویش، مسلمانانی صوفی مسلک هستند و سماع یا رقص‌های مذهبی آن ها که ریشه ‌اش به ایران قرن هفتم هجری بر می‌گردد، در زمان حال به جاذبه توریستی مکان‌هایی همانند استانبول ترکیه تبدیل شده است. این نوع رقص فیزیکدانانی همچون جیمز هانا در دانشگاه صنعتی ویرجینیا در بلکسبورگ (در شرق ایالات متحده آمریکا) و جمال گوون در دانشگاه ملی آتونوموس مکزیک را چنان مجذوب خود ساخت که تصمیم به تحقیق روی فیزیک این چرخش دامن گرفتند. آنها به ویژه می‌خواستند به توضیحی برای این سوال برسند که چرا برخی مواقع، دامن رقصنده حالت یک هرم با پایه مثلثی که راس آن زیر قفسه سینه  قرار دارد، به خود می گیرد. این شکل خاص سه وجه با تقعری کم دارد که با سه برامدگی تیز که از کمر درویش آغاز می‌شوند، از هم جدا شده‌اند. جیمز هانا می‌گوید: «ما یک مدل ساده می‌خواستیم که بتواند ویژگی‌های کیفی دامن را باز تولید کند» … بیشتر: تارنمای خبرآنلاین
رقص سماع در برخی از برنامه های ویدیویی
رقص سماع با شعر "متصل" از مولانا - خواننده: محسن چاووشی
https://www.youtube.com/watch?v=PHpI-c2hN8Q&feature=youtu.be
رقص سماع بانوان میترا و شیدا
https://www.youtube.com/watch?v=FShgbdluYmM
رقص سماع ایرانی
https://www.youtube.com/watch?v=55tRBA8Po6M
رقص سماع صوفیان
https://www.youtube.com/watch?v=psiLQtU1aUc
*
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ

سماع و رقص سماع در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ سماع: تارنمای ویکی‌پدیا/ صوفیه در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ صوفی: تارنمای پارسی ویکی/ تصوف، درویشی یا عرفان: تارنمای ویکی‌پدیا/ عرفان: تارنمای واژه‌یاب/ عرفان و حکمت در زنجیری از سروده های این زمانه: تارنمای گلچینی از سروده ها/ گروه صوفیان: بسیاری از تارنماها/ رقص سماع در زیرزمین ها و مخفی گاه ها: بسیاری از تارنماها/ رقص سماع در یک پژوهش علمی: تارنمای خبرآنلاین/ رقص سماع در برخی از برنامه های ویدیویی: تارنمای یوتیوب/ 
==========================

۱۳۹۸ شهریور ۱۰, یکشنبه

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۱۰۶ - بندر آریایی نشین "ماهرویان" در جنوب ایران

Image result for ‫جغرافیای تاریخی فارس‬‎
یکی از نقشه‌های تاریخی فارس قدیم
ماهرویان یا مهروبان بندر قدیمی و تاریخی در قباد خوره یا کورهٔ قباد فارس قدیم بوده‌ است. قباد خوره یا کورهٔ قباد یکی از
تقسمیان فارس قدیم بود که شامل شهرهای ارجان (ارغان، بهبهان کنونی)، جنابا (جنابه، بندر گناوه فعلی)، ریشهر و مهروبان (ماهرویان) می‌شد. مرکز این کوره شهر ارجان (بهبهان) بود. در موقعیت کنونی ماهرویان از توابع شهرستان دیلم است. شهرستان دیلم یکی از شهرستان های استان بوشهر در جنوب ایران است. مرکز این شهرستان شهر بندر دیلم است.
بندر مهروبان و اوج ترقی آن در زمان ساسانیان
بندر مهروبان چه در زمان هخامنشیان و چه در زمان پارت ها و اشکانیان همواره از پر رونق‌ترین بنادر جهان بوده است. اوج ترقی آن از زمان ساسانیان شروع شده بود. ساسانیان به امر دریانوردی و کشتیرانی و بندر سازی در خلیج فارس توجه مخصوص داشته و شاپور دوم یا شاپور ذوالاکتاف نیروی دریایی عظیمی را در خلیج فارس بر قرار کرد. رونق و اعتبار بنادر بزرگ و با شکوه همچون ماهرویان در کناره ی شمالی خلیج فارس و همچنین شاهراه مواصلاتی اصفهان به ماهروبان، دلالت بر توجه بیش از حد ساسانیان به این خطه از جنوب کشور دارد
برخی ویژگی های پارس های مقیم جنوب ایران
١ - پارس نام دسته‌ای از مردمان آریایی است ٢ - در پارسی باستان (کتیبه های هخامنشی) پارسه نام یکی از اقوام ایرانی مقیم جنوب ایران است که مقر ایشان را نیز پارس نامیده اند. از این قوم دو خاندان بزرگ پیش از اسلام به شاهنشاهی رسیده اند، یکی هخامنشیان و یکی دیگر ساسانیان.
جنوب ایران در دوران شاهنشاهی آریایی تبار ساسانی
با شکست آشوریان از مادها و شکل‌گیری شاهنشاهی ماد، پایه ‌های نخستین شاهنشاهی آریایی تباران در ایران بنا نهاده شد. شاهنشاهی هخامنشی، توسط کوروش بزرگ با تسخیر شاهنشاهی ماد آغاز شد که بسیاری از نقاط خاورمیانه شامل سرزمین ‌های بابل، آشور، فنیقیه و لیدی را تسخیر کرد. کمبوجیه، فرزند کوروش بزرگ فتوحات پدرش را با تسخیر مصر ادامه داد. شاهنشاهی هخامنشی توسط اسکندر مقدونی فتح شد، هرچند که شاهنشاهی آریایی تباران ایران در زمان اشکانیان و ساسانیان بار دیگر برخاست. شاپور دوم یا شاپور ذوالاکتاف از سال ۳۰۹ تا سال ۳۷۹ میلادی، دهمین پادشاه ساسانی بود. بعد از برادرش آذرنرسی برتخت نشست. او پسر هرمز دوم بود. مدت سلطنت او هفتاد سال بود. او پس از قدرت گرفتن، اعرابی را که بخش‌ های جنوبی شاهنشاهی ساسانی را مورد تاخت و تاز قرار داده بودند به شدت تنبیه کرد و امنیت را به مرزهای جنوب ایران بازگرداند. در دوران او، ایران در جنگ با روم نیز موفقیت‌های بزرگی بدست آورد
بندر آریایی نشین مهرویان در یک سروده
من کجا ی این جها ن را دوست دارم/ من کد ا مین مرد ما ن را دوست دارم
من وطن را ، آ شیا ن را دوست دارم/ جاودا ن ، آزاد گا ن را دوست دارم
ازمزار کوروش واز پایگاه تخت جمشید/ تا به کنگاور کنار معبدافسانه ناهید
یا زنیشابوروقوچان تاانارستا ن ساوه/ یا ز بیشاپور و بوشهر راهی شهر گناوه
یا ز اندیمشک و آبادان و خوزستان
تا به شهر خوزه و آن بندر زیبای مهرویان: دکتر منوچهر سعادت نوری
برخی از ویژگی های بندر آریایی نشین ماهرویان
دهخدا در لغت ‌نامه ی خود ماهرویان را این گونه توصیف کرده است: «ماهرویان شهری است بر کنار دریا چنانکه موج دریا بر کنار شهر می‌زند و هوای آن گرم است، هرکه از پارس به راه خوزستان به دریا رود و آن که از بصره و خوزستان به دریا رود همگان را راه آنجا باشد و کشتی هایی که از دریا برآید بر این اعمال رود به مهروبان بیرون آید؛ و دخل آن بیشتر از کشتی ها باشد و جز خرما هیچ میوه نباشد و آنجا گوسفند و بزغاله پرورند و همچنانکه در بصره می‌گویند بزغاله تا هشتاد رطل و صد رطل برسد و در آنجا کتان بسیار باشد چنانکه به همه جای ببرند (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۱۵۰). در کتاب جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی آمده است: به فاصلهٔ کمی از رودخانهٔ شیرین یعنی رودخانهٔ زهره که به تازگی به رودخانهٔ طاب موسوم است بندر مهروبان در مرز غربی فارس واقع است. این لنگرگاه اولین بندری بوده که کشتی ها وقتی از بصره و مصب دجله به عزم هند بیرون می‌آمدند به آن می‌ رسیدند...»
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
ماهرویان یا مهروبان: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ بندر مهروبان و اوج ترقی آن در زمان ساسانیان: بسیاری از تارنماها/ قباد خوره یا کورهٔ قباد فارس: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ شهرستان دیلم: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ برخی ویژگی های پارس های مقیم جنوب ایران: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ شاپور دوم یا شاپور ذوالاکتاف: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/ تا به شهر خوزه و آن بندر زیبای مهرویان: مجموعه‌ ی گٔل غنچه‌های پندار/  برخی از ویژگی های بندر آریایی نشین ماهرویان: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا/

۱۳۹۸ شهریور ۳, یکشنبه

اشاراتی به مصرف شراب در ایران و قوانین آن در ایران و جهان

 
سخن نخست: شراب یک نوشیدنی الکلی است که از تخمیر میوه انگور به ‌دست می ‌آید. خاصیت شیمیایی طبیعی انگور به‌ گونه‌ای است که می‌ تواند بدون افزودن شکر، اسید، آنزیم یا دیگر افزودنی‌ها تخمیر شود. شراب از تخمیر انگور له شده به وسیلهٔ انواع مخمر که شکر موجود در انگور را به الکل تبدیل می‌کنند به دست می ‌آید. برای به دست آوردن انواع شراب، از انواع مختلف انگور با مخمرهای گوناگون نیز استفاده می ‌شود. انواع شراب: شراب قرمز، شراب سفید، شراب گلی، شراب سیب، شراب گلابی، می‌انگبین،  شراب میوه، شراب شیرین، شراب گازدار (شامپاین)، شراب برنج و شراب ایرانی 
شراب ایرانی که با نام‌ "می‌" و "باده" نیز شناخته می ‌شود از نماد های تاریخی و باستانی ایران است و جایگاه درخور توجهی در اساطیر، ادبیات و نگارگری ایران دارد. در گذشته از شراب به عنوان دارو نیز استفاده می‌ شد به عنوان مثال در این بیت از شعر حافظ: شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش/ که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و شر و شورش
پیشینه ی تاریخی مصرف شراب در ایران 
در سال ۱۹۹۶ میلادی گروهی از باستان شناسان امریکایی با نظارت پرفسور “پاتریک مک گاورن” در مورد قدمت ساخت شراب در ایران کشف مهمی‌ کردند. “مک گاورن” و گروه تحقیقاتی او در تپه حاجی فیروز در ارومیه کنونی، با اولین منبع شراب سازی در ایران که مربوط به ۵۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، یعنی‌ بیش از ۷۰۰۰ سال پیش بود روبرو شدند. این گروه تحقیقاتی‌، تقریبا در همه آشپزخانه‌ های دهکده ای در تپه حاجی فیروز به بقایای ظروفی که در آن شراب را نگه می‌داشتند، برخوردند و به این نظریه رسیدند که نوشیدن الکل در آن منطقه، امتیاز ویژه طبقه مرفه نبوده و همه مردان و زنان الکل می‌نوشیده ‌اند. پیش از این کشف، تصور می شد قدمت شراب سازی به ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌رسد. امروز اما می‌دانیم که پس از چینی‌ها که دست کم حدود ۹ هزار پیش موفق به کشف و تولید مشروبات الکلی شده بودند، ایرانیان دست کم ۶۰۰۰ سال پیش مشروبات الکلی تولید و مصرف می کردند. نگارنده ی این نوشتار از جمله  ایرانیا‌نی است که به ثبت آداب و رسم تغذیه‌ای پارسی‌ها در طول تاریخ مکتوب همت گماشته است . از جمله، در بخشی از کتاب “تغذیه‌ی ایرانیان در طول تاریخ” (۱۳۵۰). وی در مورد شراب خواری در دوران هخامنشی می‌نویسد:
“چنانکه از سیاهه‌‌ ی نوشابه‌ها پیداست بهترین نوع‌ آن را وارد می‌کردند. برای مردمان پایین‌تر‌، می از تپه‌های شمال غربی آسور و از شهرستان ورارود در سوریه شمالی می آوردند. مو در خود بابل هم می‌رویید و از باده‌های پست‌تر‌ آن‌ مکرر یاد شده است. مردمان عامی‌ بایستی خود را با انواع‌ گوناگون نوشابه ‌های تند خرسند سازند. از همه مردم پسند‌ تر‌ شراب خرما بود، قیمت‌ها طبعا بسته به این‌که نوشابه صاف یا سفید، نو یا یک سال کهنه بود فرق می کرد. به اندازه یک کوزه از می خام را می شد با کمتر از یک شیکول بدست آورد (شیکول سکه نقره‌ی رایج در بابل بود و معادل ۱۴/۹ گرم وزن داشت) .اعتقادات مذهبی‌ طبعا در چگونگی‌ تغذیه و استفاده از فرآورده‌های غذایی و عادات خوراکی ایرانیان قدیم نقش عمده ای را ایفا می ‌کرد…ایرانیان بر اساس مذهب میترا، نان متبرّک و شرابی را که با آب مخلوط می ‌شد بعنوان شیره ی مقدس مصرف می ‌کردند و مراسم فوق تقریبا مشابه عشاء ربانی (هولی کامیونین) است که بعدها توسط پیروان حضرت مسیح عملی‌ و رایج گشت. بر خلاف مذهب میترایی، زرتشت قربانی کردن حیوان و استفاده از فرآورده‌های آن و نوشیدن شراب سکر آور را که نزد مردم هند و ایرانیان بی‌اندازه اهمیت داشت حذف کرد”... بیشتر: نگاه کنید به مصرف شراب در ایران و اشاراتی به فوائد شراب قرمز در جهان امروز
قوانین مربوط به مصرف مشروبات الکلی در ایران
 یکی از آخرین مصوبات پیش از انقلاب ۵۷: در دوران قاجار و پهلوی امور مربوط به نوشابه های الکلی زیر نظر دولت و تشکیلاتی به نام "اداره ی رسومات" بود. در یکی از آخرین مصوبات پیش از انقلاب ۵۷ گفته شده است:
"قانون اصلاح بعضي از مواد قانون مجازات مرتكبين قاچاق: توليد الكل و تركيبات الكلي و نوشابه هاي غير الكلي در داخل كشور به نحو غير مجاز يا عرضه آنها براي فروش قبل از اين كه ماليات مربوط پرداخت يا ترتيب پرداخت آن داده شده باشد از موارد قاچاق اموال موضوع درآمد دولت محسوب مي گردد ولي جزاي نقدي آن ده برابر درآمدي است كه براي دولت مقرر مي باشد. هرگاه در خارج از مركز رسومات و يا در غير نقاطي كه اداره رسومات اجازه داده باشد آلات و ادوات تقطير الكل و يا مواد اوليه تخمير شده كه معلوم شود براي تقطير الكل تهيه شده كشف شود علاوه بر ضبط عين مال و آلات و ادوات مربوط مرتكب و شركا و معاونين هر يك به جزاي نقدي از پنج هزار ريال تا مبلغ پنجاه هزار ريال محكوم خواهند شد. در صورت تكرار جرم مرتكب علاوه بر ضبط عين مال به حداكثر جزاي نقدي و يا حبس جنحه اي تا شش ماه يا هر دو مجازات محكوم مي شود". قانون فوق مشتمل بر يك ماده پس از تصويب مجلس سنا در جلسه ي روز شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۵۳، در جلسه ي فوق العاده ي روز پنجشنبه بيست و نهم اسفند ماه يك هزار و سيصد و پنجاه و سه شمسي به تصويب مجلس شورا و به امضای عبدالله رياضي رييس مجلس شوراي ملي رسيد
بعد از انقلاب ۵۷: مصرف، خرید و فروش مشروبات الکلی در ایران ممنوع اعلام شد. مجلس شورا در سال ۱۳۸۷ در این‌باره این بند را تصویب کرد: «هر فردی مشروبات الکلی را بسازد، بخرد و بفروشد یا حمل و نگهداری کند، به شش ماه تا یک سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت جزای نقدی به میزان پنج برابر ارزش عرفی (تجاری) همان کالا محکوم می‌‌شود». علاوه بر این در ماده ۱۷۹ قانون مجازات ایران آمده است: «هرگاه كسي چند بار شرب مسكر بنمايد و بعد از هربار حد بر او جاري شود در مرتبه سوم كشته مي شود». اما با وجود چنین قوانین و سیاست‌هایی مبنی بر منع مصرف مشروبات الکلی، آمارها حاکی از این است که این سیاست ‌ها و قوانین بازدارنده، در امر کاهش مصرف نوشیدنی‌ های الکلی در ایران موفق نبوده است. بر اساس آماری که سازمان بهداشت جهانی منتشر کرده است (آمار متعلق به سال ‌های  ۲۰۱۰/۲۰۱۱  است) ایران در رده‌بندی جهانی میزان مصرف الکل، در رده ۱۶۶ قرار دارد. بر اساس یکی دیگر از شاخص‌های میزان مصرف الکل، یعنی رتبه ‌بندی کشورها بر اساس مصرف سنگین الکل، ایران در رتبه قابل توجهی قرار دارد. علی‌رغم اینکه ایران در زمینه مصرف مشروبات الکلی رتبه پایینی دارد، در رده‌ بندی مصرف سنگین مشروبات الکلی «رتبه نوزدهم» را به خود اختصاص داده است. گزارشی منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی می‌گوید که هر مصرف‌کننده در ایران، سالانه ۲۵ لیتر الکل مصرف می‌کند که این رقم دو برابر یک شهروند آمریکایی و حتی بیشتر از شهروندان روسی است که در جهان مشهور به مصرف بالای الکل هستند
رده بندی کشور های جهان از نظر وسعت تاکستان ها
تاکنون، از نظر وسعت تاکستان ها برای شراب سازی، اسپانیا در دنیا اول بود و فرانسه دوم. اما اخیرا مجله فوربز گزارش داد که چین جای فرانسه را گرفته و در مکان دوم جهان جا گرفته و ترکیه با ۵۰۲ هزار هکتار تاکستان شراب سازی، بعد از اسپانیا، چین، فرانسه و ایتالیا خود را به مکان پنجم رسانده است
 تولید شراب در  جهان در سال ۲۰۱۴ 
فهرست کشورها بر پایه ی تولید شراب، در واحد تن در سال ۲۰۱۴ اخیرا منتشر شده است. داده‌ ها از سازمان غذا و کشاورزی، فائو که یکی از آژانس‌ های سازمان ملل متحد است گزارش شده‌است. این داده ‌ها نشان می‌دهد که تولید در سراسر جهان در مجموع ۲۷٬۴۲۱٬۹۳۱ تن است که پنجاه کشور بیش از ۹۶٪ شراب جهان را تولید می کنند... بیشتر: نگاه کنید به فهرست کشورهای تولیدکننده شراب
اشاراتی به قوانین مصرف شراب در برخی نقاط جهان
مالیات برابری شراب در استرالیا: مالیاتی است که در کشور استرالیا بر روی تمام شراب های تولید داخلی، وارداتی، صادراتی و عمده فروشی وضع می شود و آن معادل ۲۹ در صد قیمت شراب است. شاید به همین دلیل است که استرالیایی‌ها تازگی ها کمتر شراب می‌نوشند
تاثیر قوانین جدید نوشیدنی های الکلی بر قیمت شراب در بریتیش کلمبیای کانادا
در فرمول قدیمی میزان مالیات بر شراب های گران قیمت و با قیمت متوسط در بریتیش کلمبیا (غربی‌ترین استان کانادا) ۵۱ درصد بود ولی فرمول جدید ۶۷ درصد برای این نوع شراب ها در نظر گرفته است. براساس این سیستم شراب هایی که تا ۳۰ دلار قیمت داشتند چندان تحت تاثیر قرار نمی گیرند اما شراب هایی بالاتر از این دچار تغییر قیمت فاحشی می شوند. برای مثال شراب ۱۸ دلاری، حالا ۲۲ دلار به فروش می رسد اما شراب ۳۰ دلاری باید ۴۰ دلار فروخته شود و به همین ترتیب شراب های گران قیمت از افزایش چشمگیرتری برخوردار می شوند. این سیستم تازه قرار است رقابت در بازار فروش مشروبات الکلی  را بیشتر کند اما با چنین نتایجی می تواند به کاهش فروش فروشگاه های خصوصی و دولتی منجر شود
آمریکا و مالیات روی شراب فرانسه
بنا بر گزارش تارنمای بی بی سی: "دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا پیش از سفر به فرانسه برای شرکت در نشست سران هفت کشور صنعتی، تهدید کرد در صورت گرفتن مالیات از شرکت‌ های فناوری آمریکا، عوارض بر واردات شراب فرانسوی را افزایش خواهد داد. ترامپ پیش از سفر به فرانسه برای شرکت در نشست گروه هفت به خبرنگاران گفت که او "هوادار" شرکت‌های فناوری نیست اما افزود این شرکت‌ها، شرکت‌های آمریکایی هستند و او نمی‌خواهد فرانسه روی آنها مالیات ببندد. فرانسه اخیرا مالیات جدیدی وضع کرده که مطابق آن شرکت‌های بزرگ فناوری دیجیتال که درآمدی بالاتر از ۷۵۰ میلیون یورو دارند، باید معادل ۳ درصد از عایدی فعالیت‌های خود را در فرانسه مالیات دهند. شرکت‌هایی مانند گوگل، فیسبوک و آمازون شامل مالیات جدید در فرانسه خواهند شد. ترامپ پیشتر از سیاست مالیاتی مکرون رئیس ‌جمهور فرانسه در قبال این شرکت‌ها انتقاد کرده و گفته بود آمریکا با اقدامات متقابل جدی، به "حماقت مکرون" پاسخ خواهد داد". با این حال دونالد ترامپ، یک روز پس از این تهدیدات در ضیافت ناهاری که مکرون ترتیب داده بود شرکت کرد و گویی که انگار نه انگار

تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
شراب  تارنمای ویکی پدیا/ شراب ایرانی تارنمای ویکی پدیا/ مصرف شراب در ایران و اشاراتی به فوائد شراب قرمز در جهان امروز: تارنمای گفتنی های تغذیه/ مصرف مشروبات الکلی درایران و دنیا: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ قانون اصلاح بعضي از مواد قانون مجازات مرتكبين قاچاق: تارنمای قوانین/ رده بندی کشور های جهان از نظر وسعت تاکستان ها: تارنمای سلام تورنتو/ فهرست کشورهای تولیدکننده شراب: تارنمای ویکی پدیا/ مالیات برابری شراب در استرالیا: تارنمای ویکی پدیا/ استرالیایی‌ها دیگر کمتر مشروب می‌نوشند: تارنمای بی بی سی/ تاثیر قوانین جدید نوشیدنی های الکلی بر قیمت شراب در بریتیش کلمبیا: تارنمای ایرونیا/ ترامپ گفت روی شراب فرانسه مالیات می‌بندیم: تارنمای بی بی سی/
*
همچنین نگاه کنید به
شراب : از زبان برخی سرایندگان این زمانه
*
گزیده ای از نوشتارها
=================================

۱۳۹۸ شهریور ۱, جمعه

هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان: ۳۵ - "عباس مهرپویا" خواننده، نوازنده، آهنگساز، جهانگرد و دکوراتور

Image result for ‫wiki عباس مهرپویا‬‎
ماجرای زندگی او
عباس مهرپویا در ششم تیرماه ۱۳۰۶ در محله ی عین الدوله تهران درخانواده‌ ای تهرانی الاصل به دنیا آمد، پدرش غلامحسین مهرپویا سرهنگ ارتش و مادرش عفت رفیعی بود. او در دوران نوجوانی علاقه ی بسیاری به هنر، خصوصاً موسیقی و هنرهای دستی داشت، مهرپویا ابتدا قدم در عالم موسیقی گذاشت و با فراگیری ساز 'عو'د کار خود را آغاز کرد. عود را نزد نوازنده ی عرب تبار به نام "احمد علی" شروع کرد و به سرعت با توجه به علاقه و استعداد ذاتی اش، درنواختن این ساز مهارتی خاص پیدا نمود و درنمایش‌های پیش پرده خوانی معروفی که در دهه ی ۲۰ در تهران مرسوم بود، بازی می‌کرد و در حین اجرا ساز عود نیز می ‌نواخت. در سال ۱۳۳۱ توسط دوستانش در جامعه ی باربد به سینمای آن روز دعوت شد و در فیلم "دزد عشق" به عنوان بازیگر و همچنین آهنگساز موسیقی متن فیلم همکاری نمود، او پس از بازی در این فیلم توسط حسین مدنی (از نخستین فیلم‌سازان تاریخ سینمای ایران) دعوت شد تا برای اولین فیلم سینمایی‌اش به نام "جدال با شیطان"، ساخت و اجرای موسیقی متن آن را بر عهده گیرد. مهرپویا سپس یادگیری گیتار را نزد استادی ایتالیایی به نام "ارماندو" شروع کرد و بعد از مدتی، پس از آشنایی با گیتارنواز بزرگ آلمانی به نام "اروین موره" در تهران نواختن گیتار را به ‌طور حرفه‌ای نزد او ادامه داد و توانست جزو بهترین گروه‌های موسیقی پاپ آن سال‌ها گردد. در این زمینه، او نخستین کار جدی ‌اش را در سال ۱۳۳۶ با اجرای قطعه‌ای به نام "کلبه ی سرخ پوستان" و معرفی گیتار برقی در یکی از انجمن ‌های هنری تهران شروع کرد. مهرپویا و گروه ‌اش جزو اولین گروه‌ هایی محسوب می‌شدند که برای اولین بار در ایران به اجرای موسیقی پاپ با گیتار برقی پرداختند. مهرپویا به همراه نواختن ساز گاهی زمزمه‌هایی درعالم تنهایی خود داشت، که به تدریج او را علاقه ‌مند به خوانندگی کرد، صدای او خیلی زود مورد توجه و تشویق گروهی و بالطبع مورد انتقاد گروهی دیگر قرار گرفت، اما او به راهش ادامه داد و از این تشویق‌ها و انتقادات برای بهتر شدن کارهایش بهره برد. در آن دوران ترانه‌ای را با بهره ‌گیری از سبکی خاص به همراه شعری از مهدی حمیدی شیرازی به نام "مرگ قو" اجرا و به بازار عرضه نمود، که با استقبال فراوانی روبرو شد و این قطعه باب تازه‌ای را در موسیقی پاپ ایران باز کرد.
مهرپویا بعدها به هندوستان سفر کرد، و در جهت آشنایی با موسیقی آن کشور و یادگیری "ساز سیتار" که تا آن زمان یک ساز هندی محسوب می‌شد، مدت‌ها تحت آموزش اساتید مختلف و نیز مشاوره و راهنمایی سیتار نواز نام آشنای هندی "راوی شانکار" قرارگرفت، و این ساز را به‌طور کامل آموخت. مهرپویا در بازگشت به ایران این ساز ایرانی الاصل را که بر طبق مدارک تاریخی توسط امیرخسرو دهلوی از ایران به هند برده شده و کم‌کم از موسیقی ایرانی خارج شده بود، بار دیگر وارد موسیقی ایران کرد که موفقیت‌های زیادی را در این زمینه کسب کرد.
در ادامه ی راه خوانندگی اش همواره می‌کوشید تا با بهره‌گیری از دستاوردهای سفرهایش به دیگر کشورها و آشنایی با فرهنگ و موسیقی آن‌ها آهنگ‌هایی را با سبکی خاص و نو بسازد، مهرپویا از دهه ۴۰ به بعد آهنگ‌های بسیار متفاوتی را با نوای ساز سیتار و صدا و سبک خاص خویش ارائه کرد. او در زمان خود تنها نوازنده چیره‌ دست ساز سیتار درایران بود و با تسلطی که بر آن داشت، کوشید که نوای این ساز را با موسیقی پاپ ایرانی تلفیق ساخته و ملودی‌های تازه‌ای را خلق نماید و از آن به عنوان "موسیقی تلفیقی" یاد می‌شود که مهرپویا از پیشگامان آن در ایران بود. همچنین او ترانه ‌هایی را با الهام از طبیعت ساخت به عنوان مثال: ترانه ی "قایقرانان"  که با الهام از صدای واقعی امواج دریا و پارو است، یا "افسانه ی عشق" که با وزش طبیعی باد همراه است. در سال ۱۳۴۰ دفتر کار خود را با عنوان "دکوراسیون موزیک مهرپویا" در سه راه شاه بنا کرد که علاوه بر بخش موسیقی که برای آموزش سازهایی از جمله گیتار، سیتار، عود و همچنین آموزش آواز به هنرجویان در نظر گرفته بود، قسمتی دیگر را به حرفه ی دکوراسیون و هنرهای دستی اش اختصاص داده بود
او به دلیل یکنواختی موسیقی پاپ ایرانی و علاقه به فرهنگ‌ و هنر دیگر کشورها؛ سفرهایی را به منظور تحقیق و گردآوری اطلاعات جدید و جامع در بخش‌های مختلف آغاز کرد. به کشورهایی چون مصر، بلژیک و هندوستان سفر کرد او بعد از ماه‌ها زندگی درهند وآموختن ساز سیتار در نزد بزرگان آن دیار، و آشنایی با فرهنگ و آداب رسوم خاص و گوناگونِ این کشور پهناور و شگفت‌انگیز با دستی پر از مطالب جالب و تصاویر به ایران بازگشت. ازجمله آشنایی با رقص کلاسیک هندی (کاتاک) و ملاقات و مصاحبه با هنرپیشه و رقصنده ی معروف هندی "ویجنتی مالا" در این رشته بود. سپس سفرهایش را به کشورهای دیگر ازجمله ژاپن ،چین، آمریکا، جزایر هاوایی، جزایر ساموا در فیجی، پرتغال، جزایر سلیمان، اسپانیا و تهیه گزارش‌هایی از بومیان آفریقایی، سرخ پوستان و غیره ادامه داد. مهرپویا در آبان ۱۳۵۷ با هنرجوی کلاس گیتارش دوشیزه "فهیمه ملک" ازدواج کرد. حاصل این پیوند فرزند پسریست با نام خودش عباس مهرپویا که در سال ۱۳۶۰ در تهران به دنیا آمد. مهرپویا همانند جمع کثیری از هنرمندان ایرانی، در بعد از انقلاب ۵۷ از ادامه فعالیت بازماند و کم‌کم از عرصه ی موسیقی فاصله گرفت و آموزشگاه موسیقی او نیز پس از مدت کوتاهی تعطیل گردید. اما بازدید از گالری مهرپویا و کارهای دستی او تا سال‌های آخر حیات وی به ‌طور رایگان ادامه داشت و در این سال‌ها مهرپویا در کنار خانواده اش در ایران زندگی کرد. آخرین کار هنری او در بخش موسیقی، بعد از سال ۱۳۵۷ همکاری او با مجید انتظامی در موسیقی متن فیلم "دوچرخه سوار" می‌باشد که در آن نوای سیتار او برای آخرین بار بگوش می‌رسد. سرانجام مهرپویا در ۴ خرداد ۱۳۷۱ در سن ۶۴ سالگی بر اثر ابتلا به سرطان، پس از تحمل دو سال بیماری متاسفانه درگذشت  و پیکر او در امامزاده عبدالله در "شهر ری" به خاک سپرده شد
*
تارنمای رسمی او
*
برخی از اجراهای او
ترانه ی مرگ_ قو (از دکترحمیدی شیرازی) - اجرا: عباس مهرپویا
و همچنین  در اینجا
متن ترانه
شنیدم ، که چون قوی زیبا ، بمیرد/ فریبنده زاد و فریبا ، بمیرد
شب_ مرگ ، تنها نشیند به موجی/ رود گوشه ای دور و تنها ، بمیرد
در آن گوشه، چندان غزل خواند آن شب/که خود در میان غزل ها، بمیرد
گروهی برآنند کاین مرغ شیدا/ کجا عاشقی کرد آن جا ، بمیرد
شب_ مرگ از بیم ، آن جا شتابد/ که از مرگ غافل شود تا ، بمیرد
من این نکته گیرم ، که باور نکردم / ندیدم که قویی به صحرا ، بمیرد
چو روزی ، ز آغوش دریا برآمد/ شبی هم ، در آغوش دریا ، بمیرد
تو دریای من بودی، آغوش وا کن/ که می خواهد این قوی زیبا، بمیرد
ترانه ی قایقران (از پرویز وکیلی) - اجرا: عباس مهرپویا
ترانه ی افسانه عشق (از تورج نگهبان) - اجرا: عباس مهرپویا
مجموعه  ای از آثار او
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
عباس مهرپویا: تارنمای ویکی پدیا/ / برخی از اجراهای او: تارنمای یوتیوب/ ترانه ی مرگ قو  در یاد نامه ی دکترمهدی حمیدی شیرازی: تارنمای یاد نامه ها/ مجموعه  ای از آثار او: تارنمای یوتیوب/
*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/08/blog-post_23.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادی از برخی هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان
==========================================