۱۳۹۶ خرداد ۳۰, سه‌شنبه

آریایی ها و هنر موسیقی


اگر چه در سنگ نوشته ای از داریوش پادشاه هخامنشی در نقش رستم واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران می خوانیم: "من داریوش شاه، یک پارسی از نژاد آریایی، به هنگام سواری و سوارکاری خوب هستم، به هنگام تیرانداختن، کمانگیری خوب هستم، هم پیاده و هم سوار بر اسب" اما بنا بر نوشته ی پژوهشگران تاریخ ایران باستان، آریایی ها علاوه بر سوارکاری و تیراندازی، از بسیاری هنرهای دیگر و از جمله سرایندگی، رامشگری (خوانندگی و نوازندگی)، رقص و موسیقی نیز بهره مند بودند. به برخی از این هنرها در بخش های پیشین اشاره شد. در این بخش به بررسی آشنایی آریایی ها با هنر موسیقی می پردازیم:   
موسیقی ایرانیان در دوران حکومت ماد: هرودوت مورخ یونانی از نیایش‌های آوازگونهٔ مغ‌ها بدون همراهی ساز سخن می‌گوید. در نیایش‌های زرتشتیان شاهد هستیم که متون شعرگونهٔ گات‌ها را با آهنگ می‌خواندند. مهمترین موسیقی آن دوران نغمات موسیقایی گات بوده‌ است.
موسیقی ایرانیان در دوران هخامنشیان: از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته ‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است... در این دوره سه نوع موسیقی رزمی، بزمی و مذهبی وجود داشته است که موسیقی رزمی آنها در هنگام جنگهای هخامنشیان اجرا می‌ شده است. از سازهای آنها کرنای فلزی طویل را می‌توان نام برد که نمایانگر عظمت و گسترش موسیقی رزمی در دوران هخامنشیان بوده است. از موسیقی مذهبی هخامنشیان که در مراسم مذهبی زرتشتی اجرا می‌شده است می‌توان به سازهای شبیه به «سنج» (ساز کوبه‌ای) اشاره کرد. در کنار نغمات گات‌ها نوع دیگری از موسیقی با نام موسیقی رزمی و همچنین موسیقی بزمی در این دوره ساخته شد. طبل‌های این دوره، جنگجویان را با انگیزه ی رزم به میدان ‌های نبرد می فرستاد ند و تنبورها و نی‌ها از آنها در جشن پیروزی به گرمی استقبال می ‌کردند... یکی از خط و زبان ‌های هفتگانه آن دوران که عامهٔ مردم از آن آگاه بودند، احتمالاً موسیقی بوده و آوازهایی از قبیل سوگ سیاوش را با آن خط و زبان می‌خواندند. البته سرودهای مذهبی گات‌ها به گونه‌ ای موزون به صورت آواز خوانده می‌شده است و موسیقی غیرمذهبی به صورت رقص و آواز رایج بوده‌ است.
موسیقی ایرانیان در دوران اشکانیان: در این دوره موسیقی جدیدی در ایران پدید آمد. در این دوره موسیقی آزاد و مردمی شد و از بند دولت و دربار گریخت. در این دوره افرادی چون "بخشی‌ها" در خراسان یا " گوسان‌ها" در تمامی مناطق ظهور کردند.
موسیقی ایرانیان در دوران ساسانیان: علاقه شاهان ساسانی به موسیقی، از روایات تاریخ نویسان و از روی نقوشی که بر روی ظرف‌های سیمین کنده کاری شده و از موزاییک‌های پیدا شده در بیشاپور کازرون و گچ بری‌های یافت شده در ری و نقوش برجسته، کاملاً نمودار می ‌باشد... اردشیر پاپکان طبقات مختلف موسیقی دان ‌ها را نیک می‌شناخت و برای هریک قانون مخصوصی وضع کرده بود. انوشیروان در رعایت قانون و حقوق هنرمندان سعی آشکار داشت و بهرام گور خود چکامه سرایی چیره ‌دست بود. بهرام گور تعداد زیادی از این هنرپیشه گان و موسیقی دانان را به نام "لولی" از هندوستان خواست و در نقاط مختلف کشور پراکنده ‌ساخت. عصر طلایی موسیقی ساسانیان را دوره ی سلطنت خسرو پرویز باید دانست. موسیقی در زمان وی به نهایت درجه ترقی خود رسید و تشویق‌های خسرو پرویز از صاحبان ذوق و دادن جایزه زیاد، این صنعت را در آن زمان رواج کامل داد و موسیقی دان‌های مشهوری مانند  باربد  و نکیسا به وجود آمد که در خنیاگری و رامشگری شهره آفاق شدند. با تشویق و حمایت دربار ساسانی از موسیقی دان‌ها، مردم نیز بتدریج علاقه مند به موسیقی شدند، بطوریکه در این دوره موسیقی دانان از رفاه و احترام بسیاری برخوردار بودند. نام اولین موسیقی دانان بزرگ ایرانی از قبیل باربد، نکیسا، بامشاد و رامتین و نیز نام بسیاری از الحان سازنده ی موسیقی و سازها از همان زمان برای ما به یادگار مانده‌ است.
موسیقی دانان مشهور آریایی
باربَد ( فهلود، بهلبد، بهربد): نامورترین موسیقی دان، شاعر، بربت (بربط) نواز و خواننده ی دوران ساسانی در زمان پادشاهی خسرو پرویز (از ۵۹۰ تا سال ۶۲۸ میلادی) است. ابن خردادبه در کتاب اللهو و الملاهی به نغمه هایی اشاره می کند که باربَد برای خسرو پرویز ساسانی ساخته است:
قیصر به ماه میماند و خاقان به خورشید/ و سرور من همانند ابری است آبستن باران که اگر بخواهد ماه را می پوشاند و اگربخواهد خورشید را: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
باربد یکی از استادان موسیقی در زمان خسرو پرویز است و "سرود خسروانی" از ابتکارات اوست: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
باربد جهرمی یا باربُذ نام مطرب خسروپرویز است . گویند اصل او از جهرم بوده که از توابع شیراز است و در فن بربط نوازی و موسیقی دانی نظیر نداشته و سرود مسجع از مخترعات اوست و آن سرود را خسروانی نام نهاده بود (برهان). گویند باربد که در فن بربط نوازی استاد بوده در مجلس خسروپرویز نظم نمینواخت ، و آن مسجع بود مبتنی بر مدح و آفرین خسرو، و این قسم  سخن را سرود و نوای خسروانی خوانند... سلمان گوید: از پی خسرو گُل بلبل شیرین گفتار/ نغمه ٔ باربد و صوت نکیسا آورد: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
نکیسا: یکی از رامشگران عهد خسروپرویز است ، اختراع خسروانی را بدو نسبت داده اند. (کریستن سن از حاشیه ٔ برهان قاطع چاپ معین): لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
نکیسا موسیقی‌دان، رامشی، چنگ‌ نواز و خوانندهٔ عهد ساسانی است که نظامی گنجوی در کتاب خسرو و شیرین، و به‌تَبَعِ او، امیرخسرو دهلوی در کتاب شیرین و خسرو از او یاد کرده‌ اند:تارنمای ویکی پدیا
بامشاد نوازنده و موسیقی‌دان دورهٔ خسروپرویز دوم ساسانی است که او را چون باربد کم‌مانند دانسته‌اند. بامشاد از آن گویند که بامداد چنان می‌نواخت و می‌خواند که همه کس را شاد می‌کرد. نام بامشاد در چکامه‌ای از منوچهری آمده است: بلبل باغی به باغ دوش نوایی بزد/ خوبتر از باربد، نیکتر از بامشاد: تارنمای ویکی پدیا
رامتین (نام‌ های دیگر: رام، رامی، رامین و رامنین) از موسیقی دانان به نام ایران در دوران پادشاهی ساسانیان و هم عصر دیگر موسیقی دانانی چون باربد و نکیساست. او را واضع چنگ و استاد در نواختن این ساز می‌دانند و برخی وی را همان رامین عاشق ویس می ‌شناسند. دکتر معین در فرهنگ فارسی اعلام خود در معرفی رام (رامتین) معشوق ویس چنین آورده است: " آن را نام شخصی دانسته‌ اند که واضع چنگ بوده است". در اشعار فارسی نیز نام رامتین ذکر شده است: حاسدم خواهد که شعر او بُوَد تنها و بس/ بازنشناسد کسی بربط به چنگ رامتین (منوچهری) - نشان است او که چنگ با آفرین کرد/ که او را نام، چنگِ رامتین کرد (فخرالدین اسعد گرگانی): تارنمای ویکی پدیا
از دیگر موسیقی دانان‌ دربار ساسانی‌ می‌توان‌ به‌ " كوسان‌ نواگر"، " آفرین"‌، " سركش‌ یا سركب‌ یا سركس‌ یا سركیس"‌، " آزاد وار چنگی‌ كاسه‌ گر" و " خسروانی‌" اشاره‌ كرد: تارنمای ویستا
آگاهی های بیشتر در مورد شاهان دوستدار موسیقی در دوران ساسانیان
۱ - عهد ساسانیان یکی از درخشان ترین دوره های موسیقی در ایران باستان است. پادشاهان ساسانی برای موسیقی و موسیقی دان جایگاهی والا قائل بودند و به موسیقی علاقه ای وافر داشتند، به گونه ای که حتی به هنگام شکار نیز از لذت شنیدن موسیقی خود را محروم نمی کردند و همواره گروهی خنیاگر و رامشگر را با خود همراه می بردند... در شاهنامه آمده است که بهرام گور به هنگام شکار بر شتری نیرومند چهار رکاب استوار می کرد و خود بر رکاب های زرین آن برمی نشست و کنیزکی رامشگر چنگ نواز را بر رکاب های سیمین می نشاند تا در بیابان و به دنبال نخچیر از نوای او بهره مند شود. آثاری از این دست در گچبری های عهد ساسانی که در ری یافت شده نیز دیده می شوند. همچنین تصاویر زیبایی نیز، بر روی سه ظرف نقره ای با صحنه هایی از شکار و بزم و رقص کنده کاری شده اند که در حال حاضر در موزه ایران باستان نگهداری می شود: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
۲ - انوشیروان پادشاه ساسانی به هنر رقص توجه داشت و مطربان و رقصان هندی را به دربار خود آورد: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
۳ - بهرام گور: بهرام پنجم یا وهرام پنجم یا بهرامِ گور از ۴۲۱ تا سال ۴۳۸ میلادی پادشاه ساسانی بود. وی به جای پدر، یزدگرد یکم، بر تخت نشست.سروده ی منسوب به بهرام گور: منم آن شیر گله/ منم آن پیل یله/ نام من بهرام گور/ پدرم یزدگرد یکم/ پادشاه ساسانی و شاهپور. بهرامِ گور برای موسیقی و موسیقی دان جایگاهی والا قائل بود: بسیاری از تارنماها
۴ - خسرو دوم یا خسرو پرویز (از ۵۹۰ تا سال ۶۲۸ میلادی)، بیست و چهارمین پادشاه ساسانی و از نامدارترین شهریاران دودمان ساسانیان است. او به جای پدر ش، هرمز چهارم بر تخت پادشاهی نشست. در آغاز پادشاهی، با شورش بهرام چوبین رویارو شد و پس از شکست از سپاه وی به روم گریخت. اندکی بعد با حمایت قیصر روم و با سپاهی که وی در اختیارش گذاشته بود به ایران بازگشت، بهرام را شکست داد و تاج و تختش را پس گرفت. قیصر روم همچنین دخترش که مریم نام داشت را به زنی به او داد که برای او پسری به نام شیرویه آورد که بعدها پدر را زندانی و به قتل رساند و تخت شاهی را غصب کرد. همچنین خسرو همسر دیگری به نام شیرین داشت که داستان عشق آن دو از پرآوازه‌ترین داستان‌های عاشقانه ادبیات فارسی است و یک نسخهٔ معروف آن را نظامی گنجوی سروده است. در زمان خسرو پرویز، مرزهای ایران به نهایت گسترهٔ خود رسید و موسیقی و هنر رونق یافت. او را آخرین پادشاه قدرتمند ساسانی می‌دانند: تارنمای ویکی پدیا
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
همچنین نگاه کنید به
نخسیتن سرایندگان آریائی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
آریایی ها و هنر رقص: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
تاریخ موسیقی ایران: تارنمای ویکی پدیا
سرگذشت موسیقی ایران: تألیف روح ‌الله خالقی
موسیقی در دوران ساسانیان: تارنمای ویکی پدیا
تاریخ موسیقی ایران: تألیف حسن مشحون
باربد: تارنمای ویکی پدیا
موسیقی در عصر هخامنشیان: تارنمای سرزمین ما ایران

۱۳۹۶ خرداد ۲۳, سه‌شنبه

ماجرای شمشیرهای نادرشاه افشار در داخل و خارج ایران


شمشیرهای نادرشاه افشار در موزه ی نادری در شهر مشهد
آرامگاه نادرشاه بنایی است در مجموعه ی باغ موزه نادری در شهر مشهد که به یادبود نادرشاه افشار در سال ۱۳۴۲ خورشیدی توسط هوشنگ سیحون طراحی و ساخته شده‌است... موزه ی نادری در قسمت اصلی بنای یادبود آرامگاه نادرشاه افشار در ۲ تالار به معرفی آثار تاریخی این دوره قرار دارد:
تالار شماره ۱ به‌ نمایش اشیاء مختلفی به‌منظور معرفی آثار تاریخی دوره افشار پرداخته است و شامل انواع سلاح‌ها، البسه و پوشاک رزمی نظامیان دوره ی افشار، تابلوهای نقاشی از نادر و صحنه‌های جنگ مانند تابلویی از جنگ کرنال، وسایل سوارکاری مانند زین و برگ اسب از دوره ی افشار تا قاجار، چند نسخه خطی نفیس از جمله تاریخ جهانگشای نادری و دو شمشیر متعلق به نادر اختصاص دارد که روی یکی کلمه «السلطان نادر» حک شده و روی دیگری که در دشت مغان به سال ۱۱۴۸ هجری در روز تاجگذاری نادر از طرف ملت ایران به وی هدیه شده این بیت شعر طلاکوب شده‌ است:
هست سلطان بر سلاطین جهان  شاه شاهان نادر صاحب قران
تالار شماره ۲ در حال حاضر به نمایش برخی تصاویر و نیز پاره ای اطلاعات تاریخی در ارتباط با زندگی نادرشاه افشار و همچنین کلنل محمدتقی خان پسیان اختصاص یافته است: تارنمای ویکی‌پدیا
سرقت شمشیر نادرشاه از موزه ‌ای در روسیه
۱ - پلیس روسیه از سرقت شمشیر متعلق به نادرشاه افشار از موزه ی کوباچی داغستان خبر داد. به گزارش ایسنا، این حادثه عصر روز دوشنبه (۲۲ خرداد) روی داد و دزدان حرفه‌ای بیش از ۹۰ شیء باارزش از جمله مُهره‌های قدیمی، گلدان‌های نقره منقوش به استخوان و تصاویر استالین و کرملین را به سرقت بردند. کارشناسان هرچند معتقدند که نمی‌توان قیمتی برای شمشیر نادرشاه تعیین کرد، اما حداقل یک تا دو میلیون دلار در حراجی‌ها به فروش خواهد رفت. به گفته پلیس روسیه این موزه که در روستای کوباچی داغستان قرار دارد، فاقد نگهبان حرفه‌ای و آژیرهای خطر هشدار دهنده بوده است:  تارنمای ایسنا
۲ - خبرگزاری ایرنا می گوید شمشیر نادرشاه افشار همراه تعدادی از اشیای گرانبها از موزه ای در جمهوری داغستان روسیه به سرقت رفته است. بر اساس گزارش ایرنا این سرقت در منطقه کوهستانی کوباچین در جمهوری داغستان در منطقه قفقاز روسیه رخ داده است. ارزش شمشیر ربوده شده نادر، در حدود یک میلیون دلار تخمین زده می شود: تارنمای بی بی سی
 ملک ‌الشعرای بهار در توصیف " شمشیر کشی ها و رزم های نادرشاه " چنین سروده است:
گرچه بد دولت ایران به گه نادرشاه/ همه تیغ و همه تیر و همه رزم و همه جنگ
لیک ازآن رزم بد ایران را آسایش و بزم
هم از آن جنگ بُد ایران را آرایش و هنگ...: تارنمای گنجور
لارنس لکهارت ایرانشناس بریتانیایی و پژوهشگر تاریخ و جغرافیای ایران، " آخرین شمشیر کشی نادر شاه " را چنین ثبت کرده است: 
نادر در ماه ‌های پایانی عمر در اوج خشونت حکومت می‌کرد و به دلایلی چند به تمامی سردارانش سوء ظن داشت. نادر شبی رئیس آنها را احضار کرد و چنین گفت: من از نگهبانان خود راضی نیستم و از وفا و دلیری شما آگاهم. حکم می‌کنم فردا صبح همه آنان را توقیف و زنجیر کنید و اگر کسی مقاومت کند ابقا نکنید. حیات من در خطر است و برای حفظ جان فقط به شما اعتماد دارم. نوکری گرجی این موضوع را به اطلاع سرداران نادر رساند و ایشان مصمم شدند تا دیر نشده، نادر را از میان بردارند. تا پاسی از شب رفت، مواضعین به خیمه ی دختر محمدحسن‌خان قاجار، که نادر آن شب را در سرا پرده او بود، رو آوردند. ترس به آنان چنان غلبه کرد که اکثرشان جرات ورود به خیمه را نکردند. فقط محمد خان قاجار، صالح خان و یک شخص متهور دیگر وارد شدند و دختر محمدحسن‌خان قاجار، تا متوجه آنها شد نادر را بیدار کرد. نادر خشمناک از جای برخاست و شمشیر کشید. پایش در ریسمان چادر گیر کرد و درافتاد. تا خواست برخیزد، صالح خان ضربتی وارد آورد و یک دست او را قطع کرد. سپس محمد خان قاجار سر نادر شاه را از تن جدا ساخت. (بامداد یکشنبه ۱۱ جمادی‌الثانی ۱۱۶۰ برابر با ۲۸ خرداد ۱۱۲۶ خورشیدی): تارنمای ویکی‌پدیا

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post_13.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ خرداد ۱۹, جمعه

زنجیرنامه ی مردم آزاری


تعریف مردم آزاری
ستمگری . اذیت . عمل مردم آزار: لغت نامه ی دهخدا/ تارنمای واژه نامه پارسی ویکی
اشاراتی به مردم آزاری در برخی از نوشتارها
۱ - حکایت مردم آزار: مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد درویش را مجال انتقام نبود سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی گفت من فلانم و این همان سنگست که در فلان تاریخ بر سر من زدی. گفت چندین روزگار کجا بودی گفت از جاهت اندیشه همی‌کردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.... گلستان سعدی/ باب اول در سیرت پادشاهان: تارنمای گنجور
۲ - مردم آزاری و شکل های مختلف آن: رفتار و گفتار آدمی تأثیر اساسی در سرنوشت انسان دارد همانگونه که رفتار شایسته ممکن است انسان را به بالا‌ترین مرتبه‌ی انسانی برساند امکان دارد انسان در اثر بر‌خورد نا‌درست ارزش و احترام خود را از بین ببرد. آزار و اذیت دیگران به هر شکل و عنوان که باشد به انسان ضربه می‌زند و نه تنها موجب عذاب اخروی است بلکه دنیا را نیز همچون جهنمی می‌کند که انسان در آن عذاب می‌کشد. آزار دهندگان همیشه مورد نفرت و دشنام مردم هستند کسی به آنها علاقه‌مند نیست. از نظر خداوند انسان مردم‌آزار، گناه بزرگی را به دوش می‌کشد. مردم‌آزاری مورد نکوهش شدید اسلام است و روایات در مذمت انسان هایی که دیگران را اذیت می‌کنند بسیار است. پیامبر اکرم (ص) در این باره می‌فرماید: "هر کس مؤمنی را بیازارد، پس بی‌گمان مرا اذیت کرده، هر کس مرا برنجاند گویا خدا را آزار رسانده است و هر کس خدا را اذیت کند چنانکه در تورات و انجیل و زبور و قرآن آمده از رحمت خداوند به دور است . آزار و اذیت دیگران شکل خاصی ندارد بلکه هر عملی یا سخنی که بی‌جهت موجب ناراحتی دیگران شود، مردم آزاری است و بدبختی دنیا و عقاب آخرت را به همراه دارد"...: تارنمای دانشنامه ی رشد
۳ - نکوهش مردم آزاری در قرآن کریم و احادیث اهل بیت: آزار رسانی به خود و دیگران، یکی از رذایل اخلاقی و عامل مهم برهم زدن تعادل در زندگی فردی و اجتماعی آحاد بشر است... در قرآن کریم و احادیث اهل بیت این رذیله ی اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به ریشه ‌یابی آن پرداخته شده است... (نوشتاري از علي اكبريان تبريزي): تارنمای پژوهشکده ی باقرالعلوم
۴ - مردم ‌آزاری، و ریاکاری: حافظ یک انسان‌شناس است، یک زندگی‌شناس است... در صدر گناهانی که حافظ می‌شناسد دو گناه است، که معتقد است اگر باید جامعه پاک شود، باید از این دو گناه پاک شود: اول مردم ‌آزاری، و دوم ریاکاری... : بخش فارسی تارنمای بی بی سی
زنجیر سروده هایی در زمینه ی "مردم آزاری"
من آن مورم که در پایم بمالند/ نه زنبورم که از دستم بنالند
کجا خود شکر این نعمت گزارم/ که زور مردم آزاری ندارم: سعدی
من از بازوی خود دارم بسی شکر/ که زور مردم آزاری ندارم
سری دارم چو حافظ مست لیکن/ به لطف آن سری امیدوارم: حافظ
از سر فتنه برد مستی ها/ کرد کوته دراز دستی ها
مردمی کرد در جهان داری/ مردمی به ز مردم آزاری...: نظامی
بگرگ مردمی آموزی و نمیدانی
که گرگ را ز ازل پیشه مردم آزاری ست...: پروین اعتصامی
تک بیتی مردم آزار
بد اختر تر از مردم آزار نیست
که روز مصیبت کسش یار نیست: (از گوهرناب): تارنما ی حوزه
رباعی: مردم آزاری و زیان های آن
بهترین شیوه ی نکوکاری/ هست دوری ز مردم آزاری
هر که آزار داد مردم را/ صد بلا  بیند و گرفتاری: دکتر منوچهر سعادت نوری
زنجیر "مردم آزاری مکن"
١ - تک بیتی مردم آزاری مکن
می بخور منبربسوزان آتش اندر خرقه زن
ساکن میخانه باش و مردم آزاری مکن: همای اصفهانی
٢ - ترانه ی مردم آزاری مکن: تارنمای یوتیوب
ای که میگوی مسلمان باش و می خواری مکن/ ای که خود گفتی مکن می خوارگی اری مکن
هرچه میخواهی بگو هرچه میخواهی بکن اما ریا کاری مکن/ می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن
مردمان را غرق اندوهی که خود داری مکن/ خود گرفتاری و مردم را گرفتار گرفتاری مکن
گر نمی خواهد پریشان باشد اصراری مکن/ می بخور منبر بسوزان مردم آزاری مکن...
 درخت مردم آزار
درختی قد کشید و رفت بالا/ نگاهش رو به سوی آسمان بود
خیابان سبز بود از بودن او/ برای عابران یک سایبان بود
درختی دیگر اما مانده پایین/ از آنچه بوده بالاتر نمی رفت
به چشم عابران انگشت می کرد/ کسی از زیر دستش در نمی رفت
همه خسته شدند از کارهایش/ چرا که رنگ آرامش ندیدند
کچل شد عاقبت آن مردم آزار/ تمام شاخه هایش را بریدند (از سراینده ی گمنام): تارنمای تبیان
مردم آزاری و مردم آزاران در طول تاریخ
اگر چه هیچگونه مدرک مستند در مورد تاریخ و زمان آغاز مردم آزاری وجود ندارد اما شاید بتوان گفت که اسکندر مقدونی و برخی از تازیان و تموچین (چنگیز خان مغول) و محمود و اشرف افغان و شماری از بیگانگان (در شمال و جنوب و شرق و غرب) از مشهور ترین مردم آزاران در طول تاریخ ایران بوده اند. همچنین می توان از پایه گذاران جنگ های جهانی اول و دوم و در دوران اخیر از گروه های تجدد گریز و ستیزه ‌جو ( مانند " القاعده" و " طالبان" و " داعش" و غیره) به عنوان مردم آزار ترین مردمان در تاریخ جهان نام برد: تارنماها و منابع گوناگون
 پژوهش علمی پیرامون مردم آزارهای روانی
تیم تحقیقاتی دکتر پولوس روانشناس امریکایی در گزارشی که در نشریه ی « علم روانشناسی معاصر» منتشر کرده اند قادر به شناسایی و تفکیک چهار شخصیت ناجور در اجتماع انسانی شده اند. این چهار نوع به ترتیب، خودشیفتگان، ماکیاولی ها؛ مردم آزارهای روانی و سادیست‌ها هستند. نکته ناراحت کننده این است که هر چهار نوع افراد سیاه دل و بی رحم فوق، برعکسِ تعبیر همیشگی، افراد شاد و خونگرمی هستند و در وهله اول آشنایی، از خود رفتار دوست داشتنی و قابل اعتماد بروز می دهند ولی در ادامه، دمار از روزگار قربانیان شان در می آورند....
مردم آزار روانی: این نوع افراد هم فریبکاران ماهری هستند و هم از اذیت دیگران، لذت می برند. بدتر از همه آنکه هیچ ترحمی ندارند. آنها با خونسردی تمام، بدذاتی شان می تواند همراه با خشونت و قتل هم باشد. این گروه به خاطر اینکه هیچ احترام و احساسی برای دیگران قائل نیستند مثلا می توانند در مصاحبه شغلی، خیلی خوب جلوه کنند. از اعتماد به نفس بالایی برای انجام حیله های خطرناک شان بر علیه دیگران برخوردارند. نمونه های افراطی شان همان قاتلان زنجیره ای هستند ولی به اعتقاد دکتر پولوس، بخش قابل توجهی از این جماعت مردم آزار و روانی، در حالت های خفیف تر در جامعه مشغول زندگی هستند و با دقت و پنهان کاری، مشغول اذیت و آزار افرادی هستند که به پست شان می خورند: تارنمای گروه ونداد
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post_9.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ خرداد ۱۴, یکشنبه

برخی از " تخت" های مشهور در سرزمین ایران


استفاده از واژه ی " تخت" در فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران پیشینه ای طولانی داشته و در نامگذاری بسیاری بناها، شهرها، دهات، ابزار و کتیبه ها بکار رفته است. در این نوشتار، ویژگی های برخی " تخت " های مشهور ایران را با یکدیگر مرور می کنیم:
۱ - تخت جمشید (پرسپولیس): نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت باشکوه و تشریفاتیِ پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است. در این شهر باستانی کاخی به نام تخت جمشید وجود دارد که به مدت حدود ۲۰۰ سال آباد بوده است. در نخستین روز سال نو گروه‌ های زیادی از کشور های گوناگون به نمایندگی از ساتراپی ‌ها یا استانداری‌ ها با پیشکش‌ هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه پیشکش می‌کردند. در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت جدید هخامنشیان در پارسه آغاز گردید. بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌ اش اردشیر یکم به گسترش آن افزودند. همچنین نگاه کنید به:
الف - اشاراتی به برخی از بناها و آثار تاریخی آریایی ها/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها 
ب - تخت جمشید/ نوشتاری از همین نگارنده به زبان انگلیسی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
پ - "پایگاه تخت جمشید" در قصیده‌ ی ایران من سروده ای از همین نگارنده: تارنمای گلچینی از سروده ها
۲ - تخت سلیمان یا آتشکده آذرگُشنَسب: نام محوطهٔ تاریخی بزرگی در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرت‌ آباد) در استان آذربایجان غربی است. تخت سلیمان بزرگ‌ترین مرکز آموزشی، مذهبی، اجتماعی و عبادتگاه ایرانیان در قبل از اسلام به شمار می‌رفت؛ اما در سال ۶۲۴ میلادی و در حمله هراکلیوس، امپراتور روم، به ایران تخریب شد. آباقاخان برادرزاده هلاکوخان که به دین اسلام گرویده بود، بر روی ویرانه ‌های تخت سلیمان مسجدی بنا کرد که آن نیز بعدها ویران شد و تنها کاشی‌ هایی با نقوش و خط برجسته از آن به جا مانده که امروزه در موزه ی رضا عباسی نگهداری می ‌شود: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
۳ - تخت طاووس: بر اساس نوشتاری در تارنمای ویکی پدیا می‌تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
الف - تخت طاووس (نادری) در اصل نام تخت سلطنتی مرصعی بود که نادر شاه افشار به همراه جواهرات کوه نور و دریای نور از هند به عنوان غنیمت جنگی با خود به ایران آورد. این تخت به دلیل وجود طرح دو طاووس پرگشوده که در پشت آن قرار داشت به این نام شهرت یافته بود. پرهای زیبای این طاووس‌ها با جواهراتی چون: یاقوت، زمرد، مروارید، یاقوت کبود و سنگهای گران‌بهای دیگری تزیین شده بودند که در قرن ۱۷ میلادی/۱۱ هجری برای شاه‌جهان پادشاه گورکانی هند ساخته شد. از آن پس آوردن نام تخت طاووس نه تنها خود تخت، بلکه شاهنشاهی ایران را در اذهان زنده می‌کرد. در جریان نا آرامی ‌های پس از قتل نادر شاه درسال ۱۷۴۷ میلادی این تخت توسط گردان خراسان تخریب وجواهرات آن به یغما برده شد.
ب - تخت طاووس (قاجاری) که در آغاز «تخت خورشید» نام داشت، یکی از تخت ‌های جواهر نشان سلطنتی ایران است که به مباشرت حاجی محمدحسین‌خان صدر اصفهانی (نظام الدوله)، صدر اعظم فتح‌ علی ‌شاه و به فرمان فتح ‌علی‌ شاه در سال ۱۲۱۶ هجری قمری توسط جواهرسازان اصفهان ساخته شد. از سال ۱۲۲۴ قمری، از نخستین شب ازدواج فتح علی شاه با طاووس خانم تاج‌الدوله (که نه ساله بود) بر روی این تخت، تخت به نام وی، تخت طاووس نامیده شد. این تخت هم اکنون در موزه جواهرات ملی ایران است.
پ - کتیبه‌ های پهلوی تخت طاووس: مربوط به دوره ساسانیان است و در مرودشت، حاشیه شرقی خرابه‌های تخت طاووس واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۵۴ با شمارهٔ ثبت ۱۲۲۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
۴ - تخت فولاد: نام گورستان قدیمی شهر اصفهان است که به نام‌ لسان‌الارض و بابا رکن‌الدین  نیز نامیده می ‌شده است. قدمت این گورستان از قرن چهارم هجری تا کنون است. زمان پیدایش تخت فولاد چندان روشن نیست، لیکن وجود آثاری چند قدمت آن را به دوران قبل از اسلام می ‌رساند. از جمله قبر یوشع نبی در تکیه «لسان الارض» (اکنون در گلستان شهدا) از پیامبران بنی‌اسرائیل در این قبرستان واقع است. بر اساس روایت شاردون در دوره دیلمیان، یکی از سرداران نظامی به نام «پولاد بازو» در این محل قصر کوچکی داشته‌است و تخته سنگی سکو مانند را برای نشستن و تماشای رقابت کشتی‌گیران ساخته بود. همچنین سنگ قبری از عارف قرن پنجم به نام «بابا فولاد حلوایی» در این قبرستان قرار دارد. مشخص نیست که آیا کنیه او برگرفته از اسم این مکان است یا بالعکس. تا پیش از صفویان و بعد از آن این مکان، محلی برای تجمع دراویش بوده و خانقاهی هم در آن احداث کرده بودند که با نام آرامگاه بابا رکن‌الدین شناخته می‌شود. در زمان صفویه در کنار این قبرستان کاروانسرایی احداث گردید که آخرین منزلگاه کاروانهایی بوده که از جنوب وارد اصفهان می‌شده‌اند (هنوز آثاری از آن پابرجاست). در دوران صفویه این قبرستان یک گورستان اختصاصی تلقی می‌شده و تنها بزرگان مملکتی در آن به خاک سپرده می‌شدند. تخت فولاد در عصر قاجار هم به رغم توجه ویژه فتحعلی شاه بدان بیشتر تخریب شد. اوج این تخریب‌ها در عهد حکومت ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه بر اصفهان رخ داد و وی بسیاری از بناهای صفوی تخت فولاد را به عمد تخریب کرد. در سال ۱۳۶۳ دفن اموات به غیر از شهدای جنگ ایران و عراق در این قبرستان متوقف و به قبرستان جدید شهر به نام باغ رضوان منتقل گردید. تخت فولاد و اجزای آن یک به یک در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است. در میان هر یک از قطعه ‌های تخته فولاد آرامگاه یک یا چند تن از مشاهیر نامدار قرار دارد و آن قطعه به عنوان تکیه و به نام آن فرد نامیده می ‌شود: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
۵ - تخت عروس: می‌تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد
الف - تخت عروس روستای مصر: در استان اصفهان و در جنوب کویر بزرگ مرکزی و شمال روستای مصر واقع شده است. در اصطلاح جغرافیایی تخت های مناطق کویری، به نقاطی اطلاق می شود که نسبت به زمینهای اطراف دارای ارتفاع زیادتری باشند و بلندترین نقطه آن ها مانند یک تخت صاف و هموار باشد. وجود بادهای شدید در مناطق کویری و فرسایش بادی باعث شده که قله این تپه ها در اثر مرور زمان صاف و هموار شوند . همچنین باد خاک نرم را با خود حمل کرده و قلوه سنگها و سنگریزها را به جا گذاشته است. تخت عروس یکی از زیباترین مناطق کویری ایران است. در بالای تخت عروس در منظره جنوبی تپه های شن روان ، چال سلکنون و روستای مصر قابل رویت هستند. در منظره شمالی نیز تپه های وسیع شنهای روان معروف یه سیاه کویر، تخت شورو در شمال غربی، در صورت صاف بودن هوا  کوههای دامغان، و باتلاقهای کویر مرکزی قابل رویت هستند. در قسمت غربی تخت عروس تپه شنی بسیار بلندی قرار دارد که در صورت صعود به آن می توان از موبایل نیز استفاده کرد. در قسمت دیواره های شرقی و نیمه شمالی، فرسایش اشکال پلکانی ایجاد کرده است. جنس خاک تخت عروس از توع خاکهای آهکی، کارن و ماسه است. مناظر دیدنی تخت عروس آنچنان بدیع و زیباست که هر بیننده ای را محسور می کند. برای رسیدن به تخت عروس باید از روستای مصر به سمت شمال حرکت کرد. بعد از گذر از روستای فرحزاد وارد دو راهی چال سلکنون شد و پس از طی مسافتی حدود ۳ کیلومتر وارد دو راهی دریاچه چال سلکنون شد. در این قسمت باید از چند تل شن عبور کرد. پس از عبور از دیواره شنی "دریاچه ی نمک سلکنون" و "تخت عباس" در قسمت شرق قابل رویت هستند. باید مسیر را  به سمت شمال ادامه داد تا پس از طی ۶ کیلومتر و عبور از ۲ چال به تخت عروس رسید. مناطق کویری در عین زیبایی دارای طبیعتی خشن و پرخطر هستند و بدون تجهیزات کامل و راهنمای آشنا به منطقه، به این مناطق نباید سفر کرد: تارنمای کویرها و بیابان‌های ایران 
ب - تخت عروس؛ حجله گاه - تختی پر زینت و آذین که عروس را بر آن نشانند: تارنمای پارسی ویکی
پ - تخت خواب عروس: تزیین تخت عروس یکی از بزرگترین دغدغه های عروس خانم ها است: تارنمای بیتوته
۶ - دهستان " تخت": در شهرستان های زنجان، گرگان، بندرعباس و بسیاری از شهرستان های دیگر ایران: تارنمای پارسی ویکی
۷ - تخت رستم: مشهور ترین آن ها در ایران عبارتست از:
الف - تخت رستم فارس: نام تختی است که در ۲٫۶ کیلومتری جنوبی نقش رستم قرار دارد. این محل در جنوب بزرگراه مرودشت- سعادت شهر ودربخش جنوبی رودخانه بلوار قرار دارد. این تخت به تخت گوهر هم شهرت دارد.: تارنمای ویکی پدیا 
ب - آتشکده تخت رستم ملارد: یکی از آتشکده‌های مهم در دوران ساسانی بوده است که در ۲۰ کیلومتری باختر شهریار استان تهران روی کوه تخت رستم در نزدیکی روستای قجر تخت رستم در بخش جوقین جای دارد. این سازه باستانی در دوره ساسانی ساخته شده و در سال ۱۳۱۶ با شماره ۳۰۳ در فهرست آثار ملی جای گرفته است:  تارنمای ویکی پدیا 
باید یادآور ساخت علاوه بر ایران در شهر بلخ واقع در افغانستان نیز "تخت رستم" یافت می شود.
۸ - پایتخت/ تختگاه: مقر شاه - جای سکونت شخص اول مملکت: کتاب واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب و منابع گوناگون 
۹ - تخت نرد (تخته نرد): کهن ترین بازی دنیاست که در میان مردم خاورمیانه و مردمان اروپای شرقی بسیار رایج است. در این بازی دو نفره، طرفین مهره‌های خود را بر اساس دو عددی که بر روی تاس نقش می‌بندد در جهت حرکت عقربه ‌های ساعت یا خلاف آن حرکت می‌دهند و درآخر از صفحهٔ بازی خارج می‌سازند، در پایان بازیکنی برنده خواهد بود که زودتر همهٔ مهره‌های خود را از زمین بازی خارج نماید... کاوش های باستان شناسی در شهر سوخته نشان می‌دهد این بازی در ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد در ایران وجود داشته است/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها 
۱۰ - تخت روان: می‌تواند یکی از موارد زیر باشد:
الف - تخت روان: تختی است که سابقاً پادشاهان، اعضای خاندان سلطنتی، اعضای بلندپایه دربار، طبقه مرفه و اعیان در آن می‌نشستند و نوکران یا بردگان آن را بر دوش کشیده و حمل می‌کردند: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا 
ب - تخت روان (تخت رونده): .تختی که در سواری پادشاهان باشد و در ولایات بر دو شتر راهوار هموار تعبیه کنند (آنندراج ) - تختی محمل مانند و دارای چهار دسته که بر دو قاطر آنرا بار کرده و مسافر در آن نشیند (ناظم الاطباء) - مرکب سرپوشیده ای است مثل هودج که اشخاص را بواسطه ٔ آن حمل و نقل می نمودند: تارنمای پارسی ویکی
پ - تخت روان: دهی از دهستان چالدران در شهرستان ماکوست  دامنه ای است سردسیر و آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . صنایع دستی آنان جاجیم بافی است: کتاب  فرهنگ جغرافیایی ایران/ جلد ۴
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/06/blog-post.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ خرداد ۵, جمعه

یادداشتی پیرامون برخی گروه های مشهور "تجدد گریز" در ایران و جهان

مردمان و فرقه هایی که دوستدار و شیفته ی شیوه های پیشین زندگی هستند در دنیای پر آشوب امروز کم نیستند. گروه تجدد گریز و ستیزه گریز " اهل توقف طالقان" در ایران و " آمیش" گروه تجدد گریز و ستیزه گریز در امریکا و کانادا و گروه های تجدد گریز و ستیزه ‌جوی " القاعده" و " طالبان" در افغانستان ، "الشباب" در سومالی ، "ابو سیاف" در فیلیپین و" داعش" در عراق و سوریه، نمونه های بارز گروه های مخالف تجدد و نوگرایی می باشند. در این نوشتار برخی از ویژگی های انواع این گروه ها را بررسی و مرور می کنیم:

گروه تجدد گریز و ستیزه گریز " اهل توقف طالقان": گروهی تارک دنیا هستند که در شهرستان طالقان زندگی می‌کنند. آنان پیروان میرزا صادق مجتهد تبریزی هستند و محل سکونتشان معروف به روستای ایستا است. میرزا صادق تبریزی (۱۲۷۴-۱۳۵۱قمری/۱۲۳۷-۱۳۱۱ خورشیدی)، فقیه و ادیبِ مشهور آذربایجان در قرن چهاردهم بود. پس از حدود ۲۴ سال اقامت در نجف، به زادگاهش بازگشت و مرجعیت آذربایجان را بر عهده گرفت. وی از مخالفان مشروطه و پیامدهای آن بود و در ۱۲۹۲ش با برخی علما به محمدعلی شاه تلگرام فرستاد و خواستار لغو مشروطیت شد. تبریزی در دوره رضا شاه به همدان یا سنندج تبعید شد و پس از آزادی به قم رفت و در همانجا اقامت گزید. در ۱۳۱۱ش /۱۳۵۱ق درگذشت.
از اواخر دهه ی شصت خورشیدی، یک مجموعه ی مسکونی عجیب در شرق شهر طالقان شکل گرفته که مربوط است به پیروان تجددگریز میرزا صادق مجتهد تبریزی که از امکانات مدرن و جدید استفاده نمی‌ کنند. آنها همچنان بر تقلید از میرزا صادق تبریزی باقی مانده ‌اند و به سبک زندگی یک قرن پیش ایرانیان زندگی می ‌کنند. این محل به ترک آباد و فانوس آباد هم مشهور است. تا چند سال پیش اهالی شهرک طالقان آنها را اسماعیلی مذهب می‌ پنداشتند. کتاب «روستای ایستا: پژوهشی درباره اهل توقف در طالقان» نوشته ی حسین عسکری، نخستین پژوهش درباره این طایفه تجددگریز است که با الهام از آرای فقهی میرزا صادق مجتهد تبریزی، روستایی سنّتی و ایستا در طالقان سامان داده اند. آنان شیعه اثنی عشری هستند که بر زندگی دویست سال پیش ایرانیان توقف کرده اند. همچنین شناسنامه ندارند و از امکانات رفاهی جدید مانند آب لوله کشی، گاز، برق، تلفن، مطبوعات، رادیو و تلویزیون، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و یارانه استفاده نمی کنند. میرزا صادق مجتهد تبریزی از آن فقیهانی است که در هر دو حیطه نظر و عمل بر طرد مطلق اندیشه تجدد و دستاوردهایش فراوان تأکید می کرد و تا پایان عمر بر عدم جواز استفاده از ابزار تکنولوژیک و امور جدید و مدرن فتوا می داد و از مخالفان سرسخت مشروطیت بود
گروه تجدد گریز و ستیزه گریز " آمیش": یک فرقه مسیحی آناباپتیست است که در سال ۱۶۹۳ به وسیله ی رهبر مِنونی‌های سوئیس، "ژاکوب (یعقوب) آمان" (۱۷۲۰-۱۶۴۴) بنیان نهاده شد. در واقع، این فرقه بواسطه نوعی نگرش اصلاحی به فرقه منونايت (يا همان مخالفان غسل تعمید) بوجود آمد. پیروان اولیه آن در سوئیس و کناره جنوبی رود راین ساکن شدند. این افراد از اوایل قرن ۱۸ میلادی شروع به مهاجرت کردند. بیشتر آن‌ها در ایالات متحده آمریکا و کانادا زندگی می‌کنند و به چند گروه اصلی تقسیم شده‌اند. پیروان فرقه آمیش کماکان بر اساس روش‌های قدیمی نیاکان‌شان مانند استفاده از اسب برای کشاورزی و حمل و

 نقل، روش پوشش سنتی و ممنوعیت استفاده از برق و تلفن در خانه زندگی می‌کنند. آمیش‌ها به ارتش نمی‌پیوندند، از مزایای تامین اجتماعی بهره نمی‌گیرند، بیمه نمی‌شوند و هیچگونه کمک مالی دولت را نمی‌پذیرند. برخی گروه‌های آمیش محدودیت‌های کمتری دارند، بعضی اجازه استفاده از اتومبیل و برق را دارند و ممکن است تشخیص آنها از میان جمعیت انگلیسی زبان‌ها دشوار باشد. بیشتر آمیش‌ها در خانه، به گویشی معروف به هلندی پنسیلوانیایی یا آلمانی پنسیلوانیایی صحبت می‌کنند. بچه‌ها در مدرسه، زبان انگلیسی می‌آموزند. فرقه آمیش از گروه‌های جداگانه‌ای تشکیل شده از نواحی جغرافیایی و جمعیتی مختلف تقسیم می‌شوند. هر ناحیه کاملاً مستقل است و دستورهای ویژه (آیین‌نامه شفاهی) خودش را دارد. در میان آمیش‌های سنتی‌تر، اعضایی که این قوانین را نقض کنند ممکن است طرد و یا اخراج شوند. در کنار ِ دو زبان ِ آلمانی ِ پنیسلوانیایی و انگلیسی که برای تعاملات ِ روزمرّهٔ داخل و خارج ِ جامعه ٔ آمیش به کار می‌روند، نیایش‌ها و آوازهای مذهبی به زبان ِ آلمانی است.
در دهه های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، جامعه‌شناسان اعلام كردند كه آميش فرهنگ رو به زوالي است كه به زودي تحت فشار فناوري مدرن و شهرنشيني از هم فرو مي‌پاشد. اما برخلاف اين پيش‌بيني‌ها آميش در نيمه ی دوم قرن بيستم رشد و نمو پيدا كرد. جمعيت آميش سنتي (کهن-شیوه) در سال ۱۹۵۰ فقط ۴۱۰۰ نفر بود اما در سال ۲۰۰۰ اين رقم، رشد تصاعدي یافت. انزوا طلبی جغرافیایی و اجتماعی آمیش‌ها، تعیین جمعیت آنها را دچار مشکل می‌سازد. در سال ۲۰۰۰، آمیش‌های کهن-شیوه در ایالات متحده ۱۹۸۰۰۰ نفر بودند. آمیش‌های کهن شیوه در ۲۱ ایالت به سر می‌برند؛ اوهایو بزرگ‌ترین جمعیت را دارد (۵۵۰۰۰)، سپس پنسیلوانیا (۳۹۰۰۰) و ایندیانا (۳۷۰۰۰). بزرگ‌ترین مراکز اجتماع آمیش در هولمزکانتی در ایالت اوهایو، لنکسترکانتی در ایالت پنسیلوانیا و لگرنج در ایالت ایندیانا وجود دارند. با میانگین ۷ فرزند در خانواده، جمعیت آمیش به سرعت در حال رشد است.
در فرهنگ آمیش، ارزش زیبایی در سادگی دانسته می‌شود. لباسها هرگز نباید وسیله‌ای برای جلب توجه باشند. چاپ هیج طرحی بر روی لباس مجاز نیست. زنان لباس‌هایی ساده و بلند به رنگ یکدست (مثلاً آبی) بر تن می‌کنند. اغلب در خانه از پیش‌بندهای سفید یا سیاه استفاده می‌کنند. همچنین زنان با توجه وضعیت‌شان، سرپوش‌های سیاه یا سفید بر سر می‌کنند. مردها معمولاً شلوار تیره‌رنگ می‌پوشند و یک جلیقه یا کت تیره بر تن دارند. همچنین بند شلوار، کلاه‌های لبه‌دار حصیری یا نمدی سیاه از دیگر ویژگی‌های پوشش مردان است. مجردها ریش و سبیل خود را می‌تراشند و مردان متأهل ریش خود را بلند می‌کنند اما سبیل‌شان را می‌تراشند. گذاشتن سبیل به دلیل ارتباط با نظامی‌گری (به طور سنتی) و فراهم کردن فرصت خودپسندی غیرمجاز است.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی " القاعده":  تشکیلات بین‌المللی نظامی و بنیادگرای اسلامی است که در سال ۱۹۸۸ توسط " اسامه بن لادن" میلیاردر عربستانی جهت مبارزه با شوروی در شهر پیشاور افغانستان تأسیس شد. پدر اسامه بن لادن ۵۷ فرزند داشت. این سازمان از حمایت پاکستان و همچنین ایالات متحده آمریکا برخوردار بود. شبکه ی‌ القاعده در قالب شبکه‌ های نظامی گوناگون فرا ملی و به عنوان یک جنبش رادیکال اسلام سنی فعالیت می‌کند و هدف خود را مبارزه با تأثیرات و دخالت‌های غیرمسلمانان بر دنیای اسلام و گسترش اسلام در جهان می‌داند. اکثریّت اعضای شبکه ی‌ القاعده را پیرو مسلک سلفی می‌دانند. این سازمان در فهرست سازمان‌های تروریستی بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی از جمله شورای امنیت ملل متحد، ناتو، اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفته‌ است. اسامه بن لادن رهبر القاعده در سال ۲۰۱۱ در عملیات نظامی ارتش آمریکا در پاکستان کشته شد و پس از آن "ایمن الظواهری" چشم ‌پزشک مصری رهبری این شبکه را بر عهده گرفته ‌است. شاخه‌های مختلف این شبکه در کشورها و مناطق متفاوتی فعال هستند. جبهه النصره در سوریه و انصارالشریعه در یمن از شاخه‌های القاعده هستند که کنترل بخش ‌هایی از این دو کشور را در اختیار دارند البته در اواخر ژوئیه ۲۰۱۶ جبهه النصره از القاعده جدا شد. القاعده حملات متعددی را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در کشورهای مختلف انجام داده‌اند. حملات ۱۱ سپتامبر مهمترین آن‌ها بود که آمریکا در پاسخ به آن جنگ با تروریسم را با حمله به افغانستان آغاز کرد.
گروه تجدد گریز و ستیزه ‌جوی " طالبان": طالبان به معنای طلبه‌ها (جمع: طلاب)، نام گروهی از شبه نظامیان روحانی مخالف دولت افغانستان است که دارای عقاید دگم مذهبی و وابسته به مکاتب حنفی و وهابی در دین اسلام است. رهبر کنونی طالبان پس از کشته شدن ملا اختر منصور، " هبت‌الله آخوندزاده" است. در مورد ارتباط طالبان و بن لادن باید گفت که بن لادن سرمایه دار مخالف حکومت عربستان سعودی به بهانه ی کمک به طالبان یک سال بعد از استقرار نظام طالبان با هواپیمای شخصی خود وارد جلال‌آباد شد و مورد استقبال مقامات طالبان قرار گرفت. هنوز برخی بر این باورند که حملات تروریستی یازده سپتامبر سیاست خاص آمریکا برای مخدوش ساختن افکار مردم جهان بوده ‌است ولی این اظهارات از سوی هواداران و اطرافیان بن لادن همواره به شدت رد شده ‌است و آنها مسئولیت حملات را بر عهده گرفتند. حمله ی تروریستی یازده سپتامبر به نوعی طالبان را با یک مشکل جدید روبرو ساخت. آمریکا در یک اقدام عاجل اسامه بن لادن رهبر گروه اسلام گرای القاعده را مسئول این حملات عنوان کرد و از گروه طالبان خواست تا وی را در اولین فرصت به آمریکا تحویل دهد، اما طالبان به هیچ وجه حاضر به تحویل اسامه بن لادن به آمریکا نشد.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی "الشباب": جنبش جوانان مجاهدین (به عربی: الشباب المجاهدين) معروف به الشباب یک گروه اسلامگرای سومالیایی است که از سال ۲۰۱۲ بخشی از شبکه ی القاعده شده ‌است. این گروه در گذشته بخش‌هایی از مرکز و جنوب سومالی را در کنترل خود داشت اما در سال ۲۰۱۵ شهرهای بزرگ را از دست داده و تنها چند منطقه روستایی را در تصرف خود دارد. تعداد سربازان الشباب در سال ۲۰۱۴ بین ۷ تا ۹ هزار نفر برآورد شده‌است. این گروه در فهرست سازمان‌های تروریستی ایالات متحده، بریتانیا، کانادا، استرالیا و امارات قرار دارد. الشباب هدف خود را «جهاد علیه دشمنان اسلام» می‌داند و بارها به نیرو های دولتی و اتحادیه آفریقا در موگادیشو حمله کرده و عملیات‌های خونباری را در سایر نقاط آفریقا انجام داده ‌است. این گروه در جریان جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، ده‌ها تماشاگر این بازی‌ها را و در سال ۲۰۱۳ با حمله به یک مرکز خرید در نایروبی، پایتخت کنیا ۶۷ نفر را قتل عام کرد و در دوم آوریل ۲۰۱۵ با حمله به خوابگاه دانشجویان دانشگاه «گاریسا» در کنیا ۱۴۸ دانشجوی مسیحی را کشت. هر دو حمله توسط مردان نقابدار مسلح انجام شد که افراد را به رگبار گلوله می‌بستند.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی "ابو سیاف": یک گروه شبه نظامی ستیزه ‌گر اسلامی است که در استان باسیلان فیلیپین از سال ۱۹۹۱ پایه‌گذاری شده است. اعمال این گروه بسیار خشونت آمیز گزارش شده است. این گروه مسئولیت فجیع ترین حمله تروریستی را که در سال ۲۰۰۴ رخ داد و منجر به کشته شدن ۱۱۶ گردید برعهده گرفته است. از زمان آغاز فعالیت‌های این گروه در سال ۱۹۹۱ تاکنون، این گروه به انجام اعمالی مانند بمب گذاری، آدم ربایی، ترور و اخاذی مبادرت ورزیده است. آنها همچنین در جنایاتی مانند آدم ربایی، تجاوز به عنف، تجاوز جنسی به کودک، ازدواج اجباری، اخاذی و قاچاق مواد مخدر دست داشته‌اند.
گروه تجدد گریز و ستیزه‌ جوی " داعش": حکومت اسلامی عراق و شام (به عربی: الدولة الإسلامية في العراق و الشام) با نام اختصاری داعش یک گروه ستیزه‌جوی جهادگرای سَلَفی است که پیروی یک آموزهٔ بنیادگرای وهابی از اسلام سنی است. این گروه که از ژوئیهٔ ۲۰۱۴ ادعای خلافت جهانی کرده است و خود را حکومت اسلامی می‌نامد بخش‌های بزرگی از شمال عراق و شرق سوری و بخش‌های کوچکی را در لیبی، نیجریه و افغانستان در تصرف خود دارد. این گروه به رهبری ابوبکر البغدادی از مجاهدین سلفی جداشده از شبکهٔ القاعده تأسیس شده و با دولت‌های عراق و سوریه و دیگر گروه‌های شورشی مخالف دولت سوریه وارد جنگ شده‌است. داعش یکی از رادیکال‌ترین گروه‌های اسلام‌گرا در خاورمیانه است. آن‌ها علاوه بر عراق و سوریه بخش‌هایی از لیبی و نیجریه را نیز در کنترل خود دارند و گروه‌های هم‌پیمان آن در نقاط دیگر دنیا مثل افغانستان و آسیای جنوب شرقی نیز فعال هستند. ریشهٔ داعش به جماعت توحید و جهاد می‌رسد که در سال ۱۹۹۹ به رهبری ابومصعب الزرقاوی تأسیس شد و در سال ۲۰۰۴ به شبکهٔ القاعده پیوست و پس از آن به القاعده عراق معروف شد. این گروه که وارد جنگ با دولت عراق و نیروهای آمریکایی مستقر در عراق شده بود در سال ۲۰۰۶ با چندین گروه اسلام‌گرای دیگر ائتلاف کرد و «مجلس شورای مجاهدین» را تشکیل داد که یک قدرت مهم در استان انبار وسیع‌ترین استان عراق محسوب می‌شد...  هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه سابق آمریکا به نقش کشورش در حمایت از جریان تروریستی اعتراف کرده است، او می‌گوید: "یادمان باشد کسانی که امروز با آن‌ها می‌جنگیم را ۲۰ سال پیش خودمان به وجود آوردیم، ما این‌کار را کردیم چون با شوروی در جدال بودیم، آن‌ها به افغانستان حمله کردند و ما نمی‌خواستیم آن‌ها در آسیای میانه تسلط داشته باشند، به همین خاطر دست به‌کار شدیم".
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
همچنین نگاه کنید به
اهل توقف طالقان: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
زندگی عجیب اهالی روستای ایستا در طالقان: تارنمای نمناک
میرزا صادق تبریزی: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
کتاب «روستای ایستا: پژوهشی درباره اهل توقف در طالقان»: تالیف حسین عسکری
کتاب "تجدد و تجدد ستیزی در ایران': تالیف دکتر عباس میلانی
آمیش: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
آشنایی با آمیش ها؛ سرخوردگان تمدن غرب: تارنمای پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز
القاعده: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
طالبان: تارنمای ویکی پدیا
الشباب (گروه نظامی): بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
ابو سیاف: تارنمای ویکی پدیا
داعش: تارنمای ویکی پدیا
سروده هایی در زمینه ی "تجدد": تارنمای گنجور
تجدد و توقف و قهقرا: سروده ی دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/05/blog-post_26.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

پرنس فیلیپ: زندگی و لودگی و سفر های او به ایران

ماجرای زندگی او 
۱ - شاهزاده فیلیپ، همسر الیزابت دوم است. او مسن‌ترین همسر یک فرمانروای بریتانیا و کسی ست که در قلمروهای همسود (کشورهای مشترک‌المنافع) بیشترین مدت خدمت به عنوان همسر فرمانروا را داشته است. او در ۱۰ ژوئیهٔ ۱۹۲۱ در شهر کورفو در کشور یونان زاده شد و بطور رسمی شاهزاده فیلیپ یونان و دانمارک نامیده شد. شاهزاده فیلیپ در ۲۰ نوامبر ۱۹۴۷ (آبان ۱۳۲۶) با الیزابت دوم ملکهٔ کنونی بریتانیا ازدواج کرد. او تا اکتبر ۲۰۱۱، ریاست دانشگاه کمبریج را بر عهده داشت... القاب شاهزاده فیلیپ به طور کامل عبارت اند از: والاحضرتِ سلطنت یونان و دانمارک، دوک ادینبرا، ارل مِریونِس، بارون گرینویچ، شوالیه سلطنتی و اصیل رتبه گارتر، شوالیه اصیل و کهن رتبه تیستل، رئیس بزرگ و اولین و شوالیه مدیر عالی صلیب رتبه امپراتوری بریتانیا، عضو رتبه مریت، همنشین رتبه استرالیا، همنشین رتبه خدمات ملکه، رئیس سلطنتی رتبه لوگوهو، دارنده ی مدال نیروهای کانادا، ارباب شورای سری علیاحضرت، محرم اسرار شورای سری علیاحضرت برای کانادا، دستیار شخصی اردوگاه علیاحضرت، ارباب و دریاسالار والای پادشاهی متحده: تارنمای ویکی پدیا
۲ - ملکه الیزابت و شوهرش فیلیپ نسبت فامیلی با هم دارند. الیزابت از نسب پدری خود به ملکه ویکتوریا می رسد و فیلیپ نیز از طرف مادرش به ملکه ویکتوریا وصل می شود. فیلیپ در واقع به خانواده ی سلطنتی یونان و دانمارک تعلق دارد اما بعد از ازدواج با ملکه الیزابت از تمامی عناوین خود چشم پوشی کرد: تارنمای مواستار 
۳ - پرنس فیلیپ، شوهر الیزابت دوم، به عنوان تشریفاتی ” دوک ادینبورگ ” نیز خوانده می شود. او که در خانواده سلطنتی یونان متولد شده دارای تباری آلمانی دانمارکی است. بعد از تبعید خانواده وی به انگلستان در دوران کودکی، وی در آلمان، اسکاتلند و انگلستان به تحصیل پرداخت و در دوران جنگ دوم جهانی در نیروی دریایی انگلستان به خدمت پرداخت. او در سال ۱۹۴۷ میلادی با شاهزاده الیزابت ازدواج کرد و پس از رسیدن شاهزاده الیزابت به مقام ملکه ی انگلستان به عنوان ” دوک ادینبورگ ” ملقب شد و از آن زمان به این سو با ملکه ی انگلستان زندگی می کند. او در طول زندگی خود و به عنوان یک مقام رسمی در کشور انگلستان جملاتی را به زبان رانده است که باعث دردسر و زحمت نیز برای دولت انگلستان شده است: تارنمای ساتین
۴ - بینی پرنس فیلیپ شوهر ملكه الیزابت; پروفسور آبراهام تامیر با مطالعه و تصویر برداری از ۱۳۰۰ نفر با بینی های مختلف توانسته اولین تحقیق رسمی و اكادمیك را در مورد انواع بینی ها در جهان انجام دهد. وی بینی ها را از نوع "گوشتی" تا نوع "آسمانی" طبقه بندی كرده است. عام ترین بینی در بین مردان در تقسیم بندی انجام شده توسط پروفسور آبراهام تامیر بینی گوشتی است. ( البته این بینی در ایران معروف به بینی نوك عقابی است) كه سمبل بینی مطالعه شده بینی پرنس فیلیپ شوهر ملكه الیزابت است كه گفته می شود بینی یك چهارم از ۱۳۰۰ فرد بررسی شده مانند بینی پرنس فیلیپ بوده است: تارنمای ایران ناز
برخی از سفر های او به ایران
۱ - سفر رسمی ملكه الیزابت و پرنس فیلیپ به ایران و دیدار از نقاط دیدنی تهران، اصفهان و شیراز در سال ۱۳۳۹ خورشیدی/ ۱۹۶۱ میلادی (به زبان انگلیسی): تارنمای یوتیوب
۲ - شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۳۹ بود که ملکه الیزابت دوم و همسرش به ایران رفتند، برای سه روز. در پاسخ به سفر دو سال پیش تر شاه به این کشور و برای یک دیدار رسمی. دربار ایران می خواست مهمان نوازی ایرانی را تمام عیار به نمایش بگذارد، سفر کوتاه بود اما برای همان هم، مفصل برنامه ریزی شده بود. شاه و شهبانوی جوان ایران در فرودگاه مهرآباد تهران به استقبال مهمانان رفتند. آنطور که فرح پهلوی به یاد می آورد، رابطه خوب دو کشور به کنار، علاقه ملکه الیزابت به تاریخ و فرهنگ ایران از جمله دلایل این سفر او بود: "اولین کاری که ملکه الیزابت در بدو ورود کرد نثار تاج گل بر آرامگاه رضا شاه کبیر بود. بعد به اصفهان سفر کردند و از آنجا به تخت جمشید در شیراز رفتیم... در بازگشت به تهران، ملکه الیزابت از برنامه ورزشی و هنری دختران و پسران جوان در استادیوم امجدیه بازدید کردند. همینطور به تماشای ورزش باستانی نشستند که در استادیوم امجدیه برگزار شد". در تهران برای سکونت ملکه الیزابت دوم و همسرش، پرنس فیلیپ، برای اولین بار در پذیرایی از مهمانان خارجی، کاخ گلستان در نظر گرفته شده بود. کار سر و سامان دادن به کاخ، از مدت ها قبل از سفر مهمانان، آغاز شده بود و آنطور که شاهدان می گویند تا لحظه ورود هم ادامه داشت: بخش فارسی تارنمای بی بی سی
۳ - دیدار از نقاط دیدنی اصفهان در سال ۱۳۳۹ خورشیدی/ ۱۹۶۱ میلادی (به زبان انگلیسی): تارنمای تصاویر
۴ - دیدار پرنس فیلیپ و شاهدخت آن (تنها دختر ملکه الیزابت دوم و شاهزاده فیلیپ) از تخت جمشید در  مراسم جشن ‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در ۲۰ مهر تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰ خورشیدی/ ۱۲ تا ۱۶ اکتبر ۱۹۷۱ میلادی (به زبان انگلیسی): تارنمای آتش فرشته
لودگی های او
۱ - برخی از معروف‌ ترین بذله‌گویی‌های پرنس فیلیپ در طول‌ سال‌هایی که همراه با ملکه الیزابت در مراسم و دیدارهای تشریفاتی شرکت کرده است:
۱۹۶۶ - "زنان بریتانیایی نمی‌توانند آشپزی کنند."
۱۹۶۹ - خطاب به تام جونز، خواننده قدیمی بریتانیایی: "شما با چه قرقره می‌کنید، با شن و ماسه؟"
۱۹۸۱ - در زمان رکود اقتصادی بریتانیا: "قبلا همه می‌خواستند اوقات فراغت بیشتری داشته باشند، اما حالا از بیکاری شکایت می‌کنند."
۱۹۸۶ - هنگام سفر تشریفاتی به چین در دیدار با گروهی از دانشجویان بریتانیایی که در چین درس می‌خواندند: "اگر مدت بیشتری اینجا بمانید، همه شما چشم‌بادامی خواهید شد."
۱۹۹۲- در استرالیا وقتی از او خواستند که یک کوالا را نوازش کند: "اوه نه، ممکن است درد و مرض وخیمی بگیرم."
۱۹۹۳ - خطاب به یک بریتانیایی در سفر به مجارستان: "به نظر نمی‌رسد از خیلی وقت پیش اینجا بوده باشی، چون هنوز شکم‌گنده نشده‌ای."
۱۹۹۴ - خطاب به یکی از ساکنان ثروتمند جزایر کیمن در کارائیب: "مگر بیشتر شما از نسل دزدان دریایی نیستید؟"
۱۹۹۵- خطاب به یک مربی تعلیم رانندگی در اسکاتلند: "چطور می‌توانید مشروب را از دست مردم محلی دور نگه‌ دارید تا در امتحان رانندگی قبول شوند."
۱۹۹۹ - در سخنرانی برای گروهی از جوانان ناشنوا در کاردیف که در کنار یک ارکستر سازهای کوبه‌ای ایستاده بودند: "کر هستید؟ خب وقتی آنجا ایستاده‌اید تعجبی ندارد که کر باشید."
۲۰۰۱ - در گفت و گو با یک پسر نوجوان ۱۳ ساله که به پرنس فیلیپ گفته بود می‌خواهد به فضا برود: "تو چاق‌تر از آن هستی که بتوانی فضانورد شوی."
۲۰۰۲ - هنگام یک سفر تشریفاتی خطاب به یکی از بومیان استرالیا: "شما هنوز نیزه پرت می‌کنید؟"
۲۰۱۷ - خطاب به یک مرد بازنشسته در دیدار از یک خانه سالمندان: "به نظر می‌رسد که گرسنگی کشیده‌اید." : بخش فارسی تارنمای بی بی سی
۲ - فیلیپ همسر ملکه انگلیس در مراسمی رسمی در جمع کهنه سربازان انگلیسی در هنگامی که در کنار اعضای خانواده سلطنتی انگلیس و شماری از شرکت کنندگان در مراسم ایستاده بود و منتظر عکس گرفتن عکاسان بود خطاب به عکاسان گفت اون عکس لعنتی را بگیرید. وی به علت دادن گاف‌های متعدد و شوخی‌های لفظی نامناسبش شناخته شده است. همسر ملکه انگلیس پیش از این یک بار به طور غیرمستقیم گفته بود که مردم اسکاتلند همه دایم الخمر هستند و سفارت انگلیس در برلین را اسراف در فضا توصیف کرده بود: تارنمای فردا
بازنشستگی او
۱ - کاخ سلطنتی بریتانیا در بیانیه‌ای اعلام کرد، پرنس فیلیپ تصمیم گرفته که از پاییز سال جاری میلادی (۲۰۱۷) از مراسم و تشریفات سلطنتی کناره‌ گیری کرده و دعوت‌ های رسمی را نپذیرد. همسر ۹۵ ساله‌ی ملکه بریتانیا اما انظار را به تمامی ترک نکرده و در صورت لزوم هر از گاهی از مراسم عمومی بازدید خواهد کرد: تارنمای دویچه وله فارسی
۲ - پرنس فیلیپ، همسر الیزابت دوم، ملکه بریتانیا اعلام کرد در پاییز سال جاری از مسئولیت‌های سلطنتی خود کناره خواهد گرفت. پرنس فیلیپ که دوک ادینبرو است، ماه آینده تولد ۹۶ سالگی خود را جشن خواهد گرفت. وی مسن‌ترین عضو مذکر پادشاهی بریتانیا به شمار می رود. ملکه الیزابت دوم ۹۱ سال دارد... کاخ باکینگهام با انتشار این خبر اعلام کرد که تصمیم شاهزاده فیلیپ از حمایت کامل ملکه بریتانیا برخوردار است. ترزا می، نخست وزیر بریتانبا مراتب احترام خود را نسبت به این تصمیم سلطنتی اعلام کرد: تارنمای یورونیوز/ اخبار اروپا 

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

یک آوا و بسا صدا: ۳۱ - ترانه ی " ادميزاده چيه "


متن ترانه
ادميزاده چيه/ يه دل و هزار غمه/ خوشى هاش تو زندگى/ راستى راستى چه كمه
کسی پیدا نمیشه کنج دلش غم نباشه/ نگو هیچ کس غم و دردی که تو داری نداره
غم مخور ناله مکن اه مکش زاری مکن/ عمر ما ارزش این ناله و زاری نداره
چونکه زندگی کمه/ زندگی همین دمه/ هر قدم به هر قدم بلا کمین ادمه
نمیگم تو زندگی چیکار بکن/ فقط از هر چی غمه فرار بکن
مگه نشنیدی که دم غنیمته/ هر که گفته بخدا حقیقته/ ادميزاده چيه
يه دل و هزار غمه/ خوشى هاش تو زندگى/ راستى راستى چه كمه,,, : نظام فاطمی
*
آهنگ از مهندس همایون خرم

اجراها
عارف عارف ‌کیا
https://www.youtube.com/watch?v=vPqdEjzutcI
و
https://www.youtube.com/watch?v=aU6HkmGOMas
و
https://www.youtube.com/watch?v=oiee1A8VUew
رحیم مهریار
https://www.youtube.com/watch?v=kVTVEGY1NqU
عارف کیهان 
https://www.youtube.com/watch?v=LibJY3nn7s4
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
همچنین نگاه کنید به
آدمیزاده: در زنجیری از سروده ها و ترانه ها
نظام فاطمی (زادهٔ ۱۳۱۰ - درگذشتهٔ ۳۱ تیر ۱۳۷۳)
عارف عارف ‌کیا (زادهٔ ۱۹ مرداد ۱۳۱۹ در تهران)
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2017/05/blog-post_2.html
بخش های پیشین مجموعه ی یک آوا و بسا صدا