۱۳۹۸ خرداد ۲۹, چهارشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۹۹ - شهرستان آریایی نشین اندیمشک

Image result for ‫wiki  اندیمِشک‬‎
برخی از ویژگی های جغرافیایی  و تاریخی شهرستان اندیمشک
شهرستان اندیمشک در جنوب غربی ایران و در شمالی‌ترین قسمت استان خوزستان واقع شده و به عنوان دروازهٔ طلایی استان خوزستان شناخته شده‌ است.شهرستان اندیمشک در نزدیکی دامنه‌ ی کوه‌ های زاگرس قرار گرفته ‌است. مرکز شهرستان اندیمشک، شهر اندیمشک است. شهرستان اندیمشک از شمال به استان لرستان و غرب به استان ایلام و از جنوب به شهر شوش و از شرق به شهر دزفول محدود می‌ شود. شهر اندیمشک یکی از مراکز عمده ی تجمع گویش‌وران زبان لری است. قوم لر مردمی آریایی ، فارسی زبان و ایرانی تبارند که از نظر نژادی و فرهنگی شاید تاحدودی با اقوامی چون ایلامی ها و کاسی ها آمیخته اند اما با این حال توانسته اند اصالت خود را بیش از سایر گروه های ایرانی حفظ کنند کما اینکه بسیاری از آداب و سنن باستانی را هنوز هم حفظ کرده اند مثلا می بینیم که برخی کلمات جاری زبان لری آشکارا ریشه در زبان های هخامنشی آریایی دارد
برخی آگاهی ها و گزارشات در مورد اندیمشک
وجه تسمیه ی اندیمشک: در دوران حکومت و فرمانروایی کاسی‌ها در غرب ایران، شهری به نام "کنزت اندیمش" در محل کنونی اندیمشک ساخته شد -  برخی می گویند واژه ی اندیمشک دگرگون شده ی « هندی مشک » است که در کنار خرابه‌ های شهر قدیم « لور» و « اری‌ترین » ساخته شده ‌است. لور شهری آباد بوده که مورخین نیز از آن نام برده‌اند، اما به مرور از آبادی آن کاسته شده ‌است. تاریخ نگارانی همچون اصطخری در نوشته‌ های خود به این شهر اشاره کرده و آن را شهری آباد خوانده ‌اند - اندیمشک را سابقاً صالح آباد می گفتند - برخی دیگر می گویند اندیمشک نام قدیم دزفول است
اندیمشک در ایران باستان: بواسطه ی وجود قلعه ی رزه (قلعه ی رزمان یا رزمانان) در نزدیکی آن بسیار معروف بوده است. این قلعه منزلگاه کاروانیان جاده ی خرم‌آباد (شاپور خواست) به اندیمشک (لور) بوده و اکنون نیز جاده ی سراسری خوزستان از کنار آن می‌گذرد که در ۴۵ کیلومتری جاده ی ارتباطی اندیمشک خرم‌آباد و در حدود ۵۰۰ متری جنوب شرقی روستای قلعه ی رزه و در حاشیه ی جاده می ‌باشد. قلعه ی رزه در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۱۴۸ به ‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده ‌است. قلعه ی رزه که در ادوار گذشته در محلی به نام رزه ساخته شده محل حکومت  پادشاهان اشکانی بوده ‌است
برخی از گزارشات ویدیویی در مورد اندیمشک
نمايشنامه طنز لري -  اندیمشک
 https://www.youtube.com/watch?v=YKQ6-l44wn8
حميرا در جاده  اندیمشک
https://www.youtube.com/watch?v=71aEa1fNIhM
ای اندیمشک
https://www.youtube.com/watch?v=kDj53q9QYZA
*
نگارش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
شهرستان اندیمشک: تارنمای ویکی پدیا/ قوم لر: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ اندیمشک نام قدیم دزفول (از لغت نامه ی دهخدا): تارنمای پارسی ویکی/ برخی از آگاهی ها و گزارشات در مورد شهر اندیمشک: تارنمای ویکی پدیا/ شهری به نام "کنزت اندیمش" در محل کنونی اندیمشک: تارنمای ویکی پدیا/ برخی از گزارشات ویدیویی در مورد انديمشك: تارنمای یوتیوب/
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/06/blog-post_19.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
==========================================

۱۳۹۸ خرداد ۲۷, دوشنبه

ارادت های شاعرانه

Image result for flowers wiki
با مروری به سروده های سخنوران پارسی گوی می توان به ارادت برخی از سرایندگان نسبت به یکدیگر آگاه  شد. نمونه هایی از این ارادت های شاعرانه را با یکدیگر مطالعه و بررسی می کنیم
ارادت سعدی به فردوسی
حکایت در بخش ۱۴ باب دوم در بوستان سعدی
چه خوش گفت فردوسی پاک زاد/ که رحمت بر آن تربت پاک باد
میازار موری که دانه‌کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است
سیاه اندرون باشد و سنگدل/ که خواهد که موری شود تنگدل
مزن بر سر ناتوان دست زور/ که روزی به پایش در افتی چو مور
درون فروماندگان شاد کن/ ز روز فروماندگی یاد کن
نبخشود بر حال پروانه شمع/ نگه کن که چون سوخت در پیش جمع
گرفتم ز تو ناتوان تر بسی است/ تواناتر از تو هم آخر کسی است
سعدی و فردوسی: "ظهور سعدی حادثه‌ای مهم در فرهنگ فارسی است اما این حادثه زاییده فرهنگ و تفکر ایرانی است. سعدی در سخنش قرینه‌هایی نشان می‌دهد که روشن می‌سازد که او از آغاز با فرهنگ ایرانی آشنایی داشته است. معلم او در این راه، بی‌گمان، فردوسی است. سعدی با چنان احترامی از فردوسی یاد می‌کند و نام او را بر زبان می‌آورد که گویی برای او نام فردوسی مقدس است. او می‌گوید « چنین گفت فردوسی پاکزاد». سعدی هم اینکه نام فردوسی را می‌آورد، در کنارش صفت پاکزاد را هم می‌گذارد. این «پاکزادی» تنها یک لغت خاص برای نشان دادن تبار خانوادگی فردوسی نیست. بلکه سعدی این پاکزادی را در «ایران زادی» و ایرانی بودن می‌شناسد. این شیفتگی به فردوسی نشان دهنده دلبستگی فراوان سعدی به آن شاعر بزرگ زبان فارسی است": دکتر منصور رستگار فسائی استاد بازنشسته ی دانشگاه تهران
★ ارادت حافظ به رودکی
بوی جوی مولیان آید همی
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی/ دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی
چشم  آسایش که دارد از سپهر تیزرو/ ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت/ صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل/ شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست/ ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست/ رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی‌غمی
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم/ کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی
گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق/ کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی
حافظ و رودکی: "بیت هشتم (خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم - کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی) به شعر معروف رودکی (بوی جوی مولیان آید همی - یاد یار مهربان آید همی)  اشاره دارد - بیت هشتم نظر به بیت رودکی دارد و منظور از “ترک سمرقندی ” تیمور لنگ است - باید گفت که ترکان سمرقندی در دیوان حافظ کنایه از زیبارویان است که با عشوه و غمزه دل و دین به غارت می برند. از آنجا که معروفترین آشوبگر و غارتگر در زمان حافظ مردی ترک تبار و به ظاهر کامل به نام تیمور لنگ بوده حافظ همواره دلبری و عشوه گری مهرویان را به غارتگری ترکان تشبیه نموده است: نوشته هایی از حاشیه پردازان غزل حافظ در تارنمای گنجور
ارادت ملك ‌الشعراء بهار به عارف قزويني
همه رفتند: در رثاي عارف قزويني
دعوي چه كني داعيه‌داران همه رفتند/ شو بار سفر بند كه ياران همه رفتند
آن گرد شتابنده كه بر دامن صحراست/ گويد چه نشيني كه سواران همه رفتند
افسوس كه افسانه‌سرايان همه رفتند/ اندوه كه اندوه‌گساران همه رفتند
فرياد كه گنجينه طرازان معاني/ گنجينه نهادند به ماران، همه رفتند
خون بار بهار از مژه در فرقت احباب/ كز پيش تو چون ابر بهاران همه رفتند
ملك‌ الشعرا بهار و عارف قزويني: "مرحوم ملك‌ا لشعرا بهار پنج شش جلد از دفترهاي شعرش را به حبيب يغمايي داده بود. نسخه‌ هاي خطي بودند و به يغمايي اختيار داده بود كه هر وقت هر شعري مناسب دانست انتخاب كند. چون خود بهار مي‌گفت ديگر من حوصله مقاله نوشتن و نيروي آن را ندارم. يغمايي هم گاهي انتخاب و چاپ مي‌كرد. مرحوم بهار به يغمايي خيلي احترام و اعتماد داشت و اين دفترهاي شعرش را دراختيار او گذاشته بود. من هم كه عصرها به دفتر مجله ی يغما مي‌رفتم، گاهي اين كتاب‌ها را ورق مي ‌زدم.  اين كتاب‌ها را كه ورق مي‌زدم در يك‌جا ديدم كه مرحوم ملك‌الشعرا نوشته است كه اين شعر را در رثاي عارف قزويني گفته‌ام كه در سال ۱۳۱۲ خورشیدی فوت كرد": سخنرانی روانشاد دکتر محمدابراهيم باستاني پاريزي استاد تاریخ دانشگاه تهران در همایش بزرگداشت بهار در اردیبهشت سال ۱۳۸۳ خورشیدی
ارادت نادر نادرپور به رودکی
اسب ،هواپیما ،رودکی و من
این همایون مرغ زیبای اساطیری/ استخوانخواری که اکنون آدمیخوار است
طعمه هایش را که ما بودیم یک یک از زمین برچید ناگهان برخاست
یونسی گشتم که رفتم در دل ماهی/ گم شدم در قعر دریای شگرف آسمان با او
یا سلیمانی شدم بر گرده ی آن دیو درگاهی/ پرکشیدم از کران تا بیکران با او
در دل آفاق آرام شبانگاهی/ از شکاف دیده ی این مرغ یا ماهی
آسمان تیره را در لابلای کهکشان روشنش دیدم
آب بود آیا که زیر کاه پنهان بود/ یا میان ریگ ها ، رودی پریشان بود
رود گفتم ، رودکی آمد به یاد من/ در شب تاریخ او را بر فراز توسنش دیدم
کز دل جیحون گذر می کرد و این ابیات را می خواند
آب جیحون با همه پهناش/ خنگ ما را تا میان آید
ریگ آموی و درشتی هاش زیر پایم پرنیان آید
خویش را با او/ در ترازوی دقیق عدل سنجیدم
هر دو از سویی به دیگر سو ،روان بودیم
مرکب او ، یال سیمین داشت/ مرکب من ، بال پولادین
زیر پای مرکب او ، آب جیحون بود/ زیر بال مرکب من ، آبی گردون
زیر پای مرکب او ، ریگ آموی و درشتی ها
زیر بال مرکب من ، رنگ دریاها و کشتی ها
مرکب او را کف امواج خشم آلود تا میان می آمد و ، زود از میان می رفت
مرکب من در کف سیمگون ابر غوطه می خورد و بیرون می شد و تا بیکران می رفت
من نمی خواندم و لیکن رودکی می خواند
آب جیحون با همه پهناش/ خنگ ما را تا میان آید
ریگ آموی و درشتی هاش/ زیر پایم پرنیان آید
رودکی می رفت و این ابیات را می خواند
رودکی ده گام صد ساله/ از من و از مرکب من پیشتر می راند
رودکی می تاخت با اسب سپید سیمگون یالش/ من به دنبالش
هر دو ، از خود بیخبر بودیم/ ما دو مجنون همسفر بودیم
نادر نادرپور و رودکی: گوش کنید به سروده ی "اسب ،هواپیما ،رودکی و من " با صدای بسیار گرم و جاودانه ی زنده یاد نادر نادرپور: تارنمای یوتیوب

تهیه  و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/06/blog-post_17.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
===================================

۱۳۹۸ خرداد ۲۶, یکشنبه

واژه ی فارسی " اسفناج " در برخی از فرهنگ های جهان

 Image result for Spinach wiki
اسفناج در فرهنگ واژه ها
اسفناج (اسفاناخ . اسفناخ . اسپناج . اسپاناخ . اسپنانج . سپاناخ ) = سبزی آش باشد (برهان) _ تره ٔ معروف: لغت نامه ی دهخدا
اسفناج (اسپناج . اسپناخ . سپاناخ . اسپاناج) = گیاهی است یک ساله دارای برگ های پهن و ساقه های سست و نازک _ در پختن آش و پاره ای از غذاها مورد استفاده قرار می گیرد: فرهنگ فارسی معین
اسفناج = گیاهی یک‌ساله با برگ‌های پَهن، ساقه‌ های سست و نازک، و گل ‌های ریز سبزرنگ که به عنوان سبزی خورده می‌شود: فرهنگ فارسی عمید
*
اسفناج در برخی از نوشتارها
★ اسفناج یک نوع گیاه یک ساله با ساق و برگ لطیف است که می‌توان در آش از آن استفاده کرد. اسفناج سرشار از لوتئین و گزانتین است که این کاروتنوئید ها، از بین برنده مولکول‌ های بی ثباتی به نام رادیکال‌ های آزاد در بدن هستند قبل از اینکه رادیکال‌ های آزاد بتوانند به بدن آسیب برسانند. کاروتنوئید ها در اسفناج و سایر سبزی‌ هایی که دارای برگ سبز پر رنگ هستند، وجود دارند، برخی مطالعات نشان داده‌ که که آن‌ها می‌توانند با سرطان دهان، معده و مری مقابله کنند. بر خلاف تصور عامه مردم که اسفناج را یک گیاه با میزان آهن زیاد می‌دانند، این سبزی فقط دارای ۳.۵ میلی گرم آهن در ۱۰۰ گرم اسفناج خام است
★ گفته می شود منشا اسفناج فلات ایران بوده و این گیاه نخستین بار در ایران کشت و نامگذاری شده است
★ برتشنایدر درباره اسفناج گفته است: "می‌گویند اسفناج از ایران آمده. گیاه شناسان برآنند که زادبوم اسفناج باختر آسیاست و نام های اسپناج، اسپناسیا و اسپنات و غیره را برگرفته از تخم خاردار (اسپنوس) ‌دانند هرچند از آنجا که نام فارسی این گیاه اسفناج است، احتمال قوی ‌تر آن است که نام های گوناگونی که برایش داریم خاستگاه فارسی داشته باشند". با این همه ماجرا به این سادگی ها نیست. درهیچ منبع چینی بروشنی گفته نشده که اسفناج از ایران به چین آمده؛ و نام سبزی ایرانی است
*
اسفناج در برخی از فرهنگ های جهان
اسفناج در زبان اسپانیولی = اسپناسیا / اسفناج در زبان عربی = سبانخ - السبانخ / اسفناج در زبان اردو = پالک / اسفناج به زبان انگلیسی = اسپیناچ / اسفناج به زبان فرانسوی = اپینار
*
اسفناج در یک سروده
بابای تو چهارده پسر داشت/ نی می زد و اسفناج می کاشت: سراینده ی گمنام
نگارش و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
اسفناج در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ اسفناج در فرهنگ فارسی معین و فرهنگ فارسی عمید: تارنمای واژه‌یاب/ گیاه اسفناج: تارنمای ویکی‌پدیا/ منشا اسفناج (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ برتشنایدر درباره اسفناج گفته است: تارنمای پارسی ویکی/ اسفناج به زبان فرانسوی: تارنمای ویکی‌پدیا/ اسفناج در زبان عربی: تارنمای ویکی‌پدیا/ اسفناج در یک سروده: تارنماهای گوناگون/
*
همچنین نگاه کنید به
مجموعه ی واژه های ایرانی در فرهنگ جهانی
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/06/blog-post_16.html
===========================

۱۳۹۸ خرداد ۲۴, جمعه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۹۸ - شهرستان آریایی نشین ملایر در استان همدان

نقشه ی شهرهای ملایر
مَلایر و مردمان آن در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
مَلایر شهری تاریخی در غرب ایران است. این شهر مرکز شهرستان ملایر و در ۳۸۶ کیلومتری غرب پایتخت و در ۷۰ کیلومتری جنوب شرقی مرکز استان واقع شده‌ است. این شهر از نظر جمعیت دومین شهر بزرگ استان همدان، به‌ شمار می‌آید. ملایر از ترکیب دو واژه «مال» و «آگر» تشکیل شده که به معنی سرزمین آتش است. جمعی از زبان شناسان ملایر را این گونه نیز توصیف کرده اند: مل+آیر، مل به معنی سرزمین و آیر به معنی آریایی سرزمین آریایی هاست. ملایر از مرکز استان با نام‌: یاسوج بزرگتر است. همچنین بررسی تپه نوشیجان٬ آتشکده و قلعه‌ای باستانی در ۱۵ کیلومتری غرب ملایر با کاوش ‌های باستان ‌شناسان در این تپه باستانی سه طبقه شناسایی شد که طبقه اول را به مادها، طبقه دوم را به هخامنشیان و طبقه سوم را به ساسانیان نسبت می ‌دهند.  مردم ملایر به زبان فارسی و گویش ملایری تکلم می‌کنند
برخی از ویژگی های جغرافیایی  و تاریخی ملایر 
ملایر یکی از ولایات ثلاث (مشتمل بر ملایر، تویسرکان و نهاوند) است که در جنوب همدان و شمال بروجرد واقع است (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۲۹۱). یکی از شهرستان های استان همدان و از نظر تقسیمات کشوری تابع فرمانداری کل همدان است. از شمال به شهرستان همدان و از جنوب به شهرستان بروجرد، از مشرق به شهرستان اراک و از مغرب به شهرستان های نهاوند و تویسرکان محدود است. منطقه ای است سردسیر و بطور کلی خوش آب و هوا و سالم. مرتفعترین کوه شهرستان در شمال شوسه ٔ ملایر به اراک و شمال کمازان واقع و معروف به کوه لشکردر است که ۲۹۲۸ متر از سطح دریا بلندتر است. محصول عمده ٔ این شهرستان غلات و گردو و انگور و سایر میوه ها و حبوبات است و از صادرات مهم آن کشمش ، قیسی ، گردو، چوب صنوبر، چوب گردو، پوست ، پشم و کتیراست . معادنی که در کوه های این شهرستان وجود دارد عبارت است از زغال سنگ و سنگ سفید که در بلورسازی مصرف دارد و سنگ مرمر متوسط و طلا که در اراضی طجر دهستان سامن داخل خاک و شن دیده می شود. در اکثر قراء شهرستان زنان به بافتن قالی ، قالیچه ، جاجیم و گلیم اشتغال دارند که یکی از صادرات مهم شهرستان محسوب می گردد. از بناهای دیدنی شهر ملایر پارک ناصری است که بانی آن سلطان محمد میرزا برادر عین الدوله و تاریخ بنای آن ۱۳۰۴ هجری قمری است. این شهر، به علت آنکه شاهزاده دولت شاه یکی از پسران فتحعلی شاه اولین کسی بود که به فکر ترمیم و توسعه ی آن افتاد، سابقاً دولت آباد نامیده می شد 
برخی دیگر از آگاهی ها و گزارشات در مورد ملایر
وجه تسمیه ی ملایر: مورخان درباره وجه تسمیه ملایر نظرهای مختلفی ارائه داده اند. از جمله اینکه در زمان مادها با روشن کردن آتش روی تپه ها و کوه های آن، اخبار را به سایر مناطق می رساندند از این رو آنجا مل آگر به معنی تپه آتش نامیده شد. روایت دیگری می گوید که در زمان حمله اعراب به ایران هنگام عبور از این منطقه به آب دست نیافته بودند و به همین دلیل آن را ماء لایری خواندند، یعنی آب دیده نمی شود و به همین نام معروف شده است. زبانشناسان نام ملایر را به معنی آشیانه عقاب دانسته اند. جمعی از زبان شناسان ملایر را این گونه نیز توصیف کرده اند: مل+آیر، به معنی سرزمین آریایی ها. ملایر در زمان قدیم به نام مال آگر به معنای خانه آتش نامیده می شد ، به جهت وجود آتشکده معروف دوره مادها که اکنون در تپه قدیمی نوشیجان واقع است
ملایر در ایران باستان: اهمیت ملایر در دوران پیش از اسلام (ایران باستان) به قلعه ها و مراکز جمعیتی آن باز می گردد. هنگامی که آریایی ها از سرمای شمال روسیه (سیبری) به سرزمین ایران کوچ کردند، یکی از اقوام آنها به نام ماد که قوی ترین قوم آریایی بود در ناحیه غربی ایران کنونی ساکن شدند و آغازگر تاریخ ایران باستان شدند. این قوم جنگاور و دامپرور بودند و سرزمین تازه را که سرسبز و گرم بود بهشت رویای خود یافتند. بعدها قوم ماد ،کشور ماد یا ماه را در باختر ایران بنا کرد و نخستین تمدن های انسانی را تشکیل داد و کشور ماد یا ماه از ناحیه ای شامل اراک، ری، قم، اصفهان، ساوه، ملایر، نهاوند، همدان، کرمانشاه و پشت کوه لرستان کنونی تشکیل می شد که به این منطقه بعدها ایالت کوهستانی یا جبل و بعد از آن عراق عجم گفتند. بنا بر آثار به جای مانده در همدان کنونی و گفته های تاریخ نگار ایران باستان هرودوت یونانی، پایتخت کشور ماد هگمتانه یا اکباتان (همدان کنونی) بوده است. بر این اساس ملایر و نواحی نزدیک به این شهر از اهمیت خاصی برخوردار بوده اند. در این دوران ملایر به علت اهمیت ترابری و جغرافیایی موقعیتی ویژه داشت.با ورود مادها به این منطقه و تشکیل حکومت از سوی آنها در ملایر نیز قلعه ها و مرکز های جمعیتی به وجود می آید که قلعه ها حافظ امنیت و حکومت بودند و مرکزهای جمعیتی روستا هایی کوچک بودند که با توجه به حاصلخیزی ملایر و آب و هوای مناسب آن به دامداری، کشاورزی و صنایع ابتدایی مشغول بودند. همانند: روستای داویجان، گوراب،شهر خرابه دهنو و جلگه شورکات آورزمان
حوادث مهم ایران باستان در ملایر: ملایر پیش از ساسانیان جزو حوزه اکباتان و در دوره ساسانیان یکی از نواحی نهاوند بوده است. از حوادث مهمی که در عهد ساسانیان در ملایر اتفاق می افتد یکی شکست خسرو پرویز از بهرام چوبینه (گور) در ناحیه شهر کنونی ملایر و دیگری مخفی شدن یزدگرد سوم هنگام حمله اعراب در قلعه ای بر کوهی در چند کیلومتری شهر کنونی
ملایر به شمار می آید که هنوز به کوه یزدگرد مشهور است
آریایی ها در شهر های سامن و رامن در شهرستان ملایر در استان همدان
پیشینه ی تاریخی رامن و سامن: متون جغرافیایی و کتاب المسالک و الممالک، در طول هفت قرن اول هجری قمری از وجود شهری به نام "رامن" در میانۀ راه همدان – بروجرد پرده بر می دارند و کمابیش آن را توصیف می کنند. برخی از نویسندگان محل این شهر را با سامن امروزی که شهری در ۱۷ کیلومتری جنوب غربی ملایر است، تطبیق کرده و حتی "یاقوت حموی" و "گای لسترنج" مستشرق و ایران‌شناس بریتانیایی را متهم به خبط و خطا در ثبت نام آن می کنند و مدعی هستند که آنها به جای سامن اشتباهاً رامن نوشته اند: « رامن شهرکی است کم مردم و بسیار کشت» و سامن: « شهری بزرگ است و آبادان و با نعمت و مردم بسیار و جای بازرگانان و از وی زعفران خیزد و پنیر». کلمات «رام» و «رامن» واژه هاي پهلوي است و نام فرشته اي که روز ۲۱ ماه به او سپرده شده است.  سامن به احتمال زياد در حمله مغولان ويران مي شود،اما چون اين موضع در عهد ايلخانان بر سر راه ارتباطي شهرهاي همدان، نهاوند، بروجرد، كرج و اراك قرار مي گيرد حائز اهميت بوده و مورد عنايت واقع می شود. بدين جهت آن ها در اين شهر «سامن» چند دژ يا قلعه جهت كنترل تجارت و حمايت از كاروان ها احدا ث كردند.كه با گذر زمان همه از بين رفتند
شهر زیر زمینی سامن:،‌شهري پنهان در جنوب غربي استان همدان و در شهر سامن واقع شده‌است. موقعیت کنونی شهر این احتمال را می‌دهد که خرابه‌ های شهری باشد که از آن به عنوان "رامن" در کتاب‌ المسالک و الممالک یاد شده‌ است. این شهر به صورت دستکند بر بستری از سنگ گرانیت قرار دارد قسمت عمده این شهر زیر زمینی در زیر شهرسامن قرار دارد
برخی از گزارشات ویدیویی در مورد ملایر
مَلایر شهری بزرگ و تاریخی همدان
زبان شیرین ملایری
انگور ملایر ثبت جهانی شد
نگارش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
مَلایر و مردمان آن در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: تارنمای ویکی پدیا/ برخی از ویژگی های جغرافیایی و تاریخی ملایر (از لغت نامه ی دهخدا): تارنمای پارسی ویکی/ برخی از آگاهی ها و گزارشات در مورد ملایر (ملایر، سرزمین آریایی ها): تارنمای ویستا/ آریایی ها در شهر های سامن و رامن در شهرستان ملایر در استان همدان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
 برخی از گزارشات ویدیویی در مورد ملایر: تارنمای یوتیوب/
==========================================

۱۳۹۸ خرداد ۷, سه‌شنبه

زنان نامدار ایران: ۴۵ - دختران خیابان انقلاب

Image result for ‫درستاایش شجاعت  دختران خیابان انقلاب‬‎
 دختران خیابان انقلاب نام دختران و زنانی است که به نشانهٔ اعتراض به برنامه ی حجاب اجباری در ایران با نمایشی متهورانه و با حرکتی نمادین روسری خود را در خیابان از سر برمی‌داشتند. بعضی از دختران در نقاطی از شهر روی سکو رفته و روسری خود را به نشانه اعتراض بر سر چوب می‌ زدند. مردان نیز با حمل پلاکارد از این حرکت حمایت می‌ کردند
ویدا موحد معروف به دختر خیابان انقلاب، نام نخستین زن جوانی است که در صبح روز چهارشنبه ۶ دی ۱۳۹۶ (۲۷ دسامبر ۲۰۱۷) و چند روز قبل از شروع تظاهرات ۱۳۹۶ ایران، در تقاطع خیابان انقلاب و خیابان وصال شیرازی تهران در حرکتی نمادین روسری سفید رنگی را بر سر چوب کرد و در اعتراض به حجاب اجباری آن را تکان داد و بلافاصله توسط پلیس ایران دستگیر و بازداشت و در هفتم بهمن ۱۳۹۶ آزاد شد.  در روز ۹ بهمن ۹۶ دخترانی دیگر در همان نقطه و سایر مناطق تهران و شهرهای دیگر ایران با بکارگیری از همان روش اقدام به اعتراض به حجاب اجباری نمودند. این حرکت اعتراضی توسط بسیاری انجام و تصاویر آن در شبکه ‌های اجتماعی منتشر شد. در فاصله بین شروع این حرکت تا ۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۶ به گفته ی مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی تهران ۲۹ نفر در این رابطه دستگیر شدند.  شاپرک شجری‌ زاده یکی از دختران خیابان انقلاب است که در اعتراض به حجاب اجباری با حرکتی نمادین در روز چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ در محلهٔ قیطریه شال سفید خود را از سر برداشت و بر سر چوبی به اهتزاز درآورد. وی کمی پس از این حرکت مدنی بازداشت شد. رویا صغیری  و نرگس حسینی نیز نام دو نفر دیگر از دختران خیابان انقلاب است که هر یک حدود ۲ سال به حبس تعزیری محکوم شدند.  به گزارش سازمان عفو بین‌الملل یاسمن آریانی، منیره عر‌بشاهی، مژگان کشاورز نیز پیش ازدستگیری ویدئویی منتشر کرده بودند که در مترو بدون روسری در روز زن به زنان گل می‌دادند
*
نخستین قربانی اعتراض به حجاب اجباری
هما دارابی (۲۶ دی ۱۳۱۸ در تهران - ۲ اسفند ۱۳۷۲ در تهران) متخصص پزشکی کودکان و روان‌پزشک ایرانی بود که در اعتراض به حجاب اجباری در میدان تجریش تهران اقدام به خودسوزی کرد
*
بازداشت و آزادی مجدد ویدا موحد
ویدا موحد بار دیگر در روز هفتم آبان سال ۹۷، با تعدادی بادکنک رنگی بالای گنبد فیروزه ای میدان انقلاب رفت که منجر به بازداشت و زندانی شدن او شد. پیام درفشان وکیل دادگستری در روز ۲۵ فروردین ۱۳۹۸ (۱۴ آوریل ۲۰۱۹) گفت که شعبه ۱۰۹۱ مجتمع قضایی ویدا موحد را به اتهام تشویق مردم به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب به یک سال حبس تعزیری محکوم کرده است. پیام درفشان وکیل دادگستری در روز دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸ نوشت: ویدا موحد آزاد شد. مورخ یکشنبه ۵ خرداد مقارن ساعت ۲۰ مسئولین زندان اقدام به آزادی ویدا موحد کردند
*
مجسمه ی برفی دختر خیابان انقلاب در شمال سوئد
 در ۸ مارس ۲۰۱۸ نمایشگاه مجسمه‌ های برفی در بودِن (شهر شمالی سوید) برگزار شد. شاهین محمدی یکی از ایرانیان مقیم این شهر به حمایت از ویدا موحد نخستین بانویی که در اعتراضات نسبت به حجاب اجباری به نماد این اعتراضات مبدل شد، مجسمه‌ای از برف ساخت. شاهین محمدی گفت: مردم سوئد از این مجسمه ی برفی استقبال کردند و با آن عکس گرفتند
*
سروده هایی برای دختر خیابان انقلاب
در میان این تلنبار شدگی سکوت و سازش
دختر خیابان انقلاب از کجا آمد؟/ از عمق مِه‌پوشی آن‌همه خواستن و نشدن
دویدن و نرسیدن/ از دلِ کورسوی آرزویی کهنه
هم‌چون چراغی از راه رسید/ آرام بر بلندی ایستاد
از فراز ازدحام عبثِ همیشه در عبور بی‌تفاوتی به امروز نگاه کرد
حجاب خود را برداشت/ گیسو سپرده به باد/ با پرچم صلحی سپید در دستش
یک تنه به جنگ آمده بود، جنگ با سیاهیِ استبداد
او از خیابان‌های تردید/ از خیابان‌های تقدیر
از خیابان‌های ترس/ از خیابان‌های زور/ از خیابان‌های پیچ پیچ انتظار رد شده،
او به خیابان بزرگ انقلاب رسیده بود/ دختر خیابان انقلاب کجاست؟/ او در خیابان انقلاب ایستاده است
و از فراز ازدحام عبث همیشه در عبور بی‌تفاوتی به فردا نگاه می‌کند (۵ بهمن ۱۳۹۶): پویان مقدسی
*
افسوس ِ من شکستن ِ قلکی است، در خاطره های کودکیم
وقتی ، شکستن ِ دلی را هنوز تجربه نکرده بودم
اما اکنون که بزرگ شدن را در ارتفاع ِ تاریخ ِ تولدم می بینم
از شمارش ِ افسوس هایی که در ذهنم انباشته گردیده عاجزم
رهاییم از این کابوس را/ خیزشی می انگارم که اینک
اوج ِ بلوغش را در سینه ِ اجتماع/ پرورانیده است در زنان ِ وطنم
آنهایی که با وجود ِ این ظلم ِ مضاعف/ هم در بند و هم در اجتماع
همچنان بی مهابا/ فریاد اعتراضشان ، بر لب ها جاریست
دختر ِ خیابان ِ انقلاب/ این تندیس ِ رهایی/ یک تنه بر بام ِ اعتراض
با مشت ِ برافراشته اش که جرقه ای است
بر خرمن ِ یک شهر ِ معترض… : داریوش لعل ریاحی/ هشتم بهمن ۱۳۹۶
*
تو، ای دختر انقلاب/ ای درد کشیدۀ چهل سال عذاب
تو، ای فریاد در گلو شکستۀ زنان وطن
زناني كه در انتظار صبح روشن/ ميدان ازادی را فتح خواهند کرد
قامت بلندت بر سکوی انقلاب/ آغازگر سرود دگرگونه ای ست
و چاوشی‌خوان روزی تازه/ هنگامه‌ی شکست سکوت
لحظه‌ی شکفتن نور/ درخشش نبرد/ بر چشمان تاریخ
تو، ای دختر انقلاب/ ای درد کشیدۀ چهل سال عذاب
تو، ای فریاد در گلو شکستۀ زنان وطن
زناني كه در انتظار صبح روشن/ ميدان ازادی را فتح خواهند کرد
تو، تمامیت زمینی/ بزن بوسه بر گونه های بهار
از آن شقاوت تنهایی/ قلبت پرچمدار هر قیامی است
و استواری در ریشه هایت به هنگام که یقین در دلت پایدار است: ی. صفایی
*
 یک شعر ِعاشقانه به رنگ ِ سپیده بود/ وقتی که دست های سپیدت زمانه را/ معنای تازه داد
آیینه ها ز دور ترین جای این جهان/ هریک به میهمانی ِ دست تو آمدند
تا عطر ِ شادمانه ی آن جان ِ تشنه را / برباغ ِ ما دوباره ببارانند
آیینه ها زدور ترین جای ِ این جهان/ هریک به میهمانی ِ دست تو آمدند
بانوی سربلند/ بانوی درد وُ "بند" / در روبروی تیره ترین روزگار ِ تلخ
دست تو از تبار ِ زُلال ِ سپیده هاست.
بگذار از برابرت ، سرمست بگذریم./ زیباست. آواز ِ دست های تو زیباست: رضا مقصدی
 *
برخی از گزارشات ویدیویی در مورد دختران خیابان انقلاب
 درستاایش شجاعت  دختران خیابان انقلاب
https://www.youtube.com/watch?v=M1gkvRWphQ4
بازداشت یکی دیگر از دختران خیابان انقلاب
https://www.youtube.com/watch?v=0Roo_dbEQjc
دختران خیابان انقلاب و چهار دهه حجاب اجباری
https://www.youtube.com/watch?v=QNXMcL5CKEw
تهیه  و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
دختران خیابان انقلاب: تارنمای ویکی‌پدیا/ دختران خیابان انقلاب(به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ گزارش سازمان عفو بین‌الملل: تارنمای بی بی سی فارسی/ هما دارابی: تارنمای ویکی‌پدیا/ مجسمه ی برفی دختر خیابان انقلاب در شمال سوئد; تارنمای فارسی رادیو سوئد/ ویدا موحد اولین دختر خیابان انقلاب: تارنمای بی‌بی‌سی فارسی/ افسوس من شکستن ِ قلکی است: تارنمای اخبار روز/ تو، ای دختر انقلاب: تارنمای ایران گلوبال/ سروده ی "در میان این تلنبار شدگی سکوت و سازش": تارنمای تریبون زمانه/ سروده ی "بانوی سر بلند": تارنمای عصر نو/
*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_28.html
بخش های پیشین زنان نامدار ایران 
==================

۱۳۹۸ خرداد ۴, شنبه

تفاوت "روزهای یادبود" در ماه های مه و نوامبر


روز یادبود: نام یکی از تعطیلات رسمی فدرال در ایالات متحده آمریکا است. این روز آخرین دوشنبه ماه مه است. این روز به یاد کسانی که جان خود را در نیروی ارتش ایالات متحده امریکا از دست داده‌اند برگزار می‌شود. پیش تر این روز با نام روز د) شناخته می‌شد. در گذشته این روز تنها به یاد کسانی بود که جان خود را در جنگ‌ های داخلی آمریکا از دست داده‌اند. طی این روز، داوطلبان ارتش مزار سربازان قربانی را به پرچم آمریکا مزین می‌کنند. درروز یادبود، پرچم‌های آمریکا در سراسر این کشورتا نیمروز به حالت نیمه افراشته درمی آیند و بعد، برای باقی روز، به حال عادی برمی گردند. این روز همزمان با اولین روز آغاز تعطیلات تابستان است
روز بزرگداشت و یادبود سربازان کشته شده در جنگ جهانی اول: روزی است که در اتحادیه ی کشورهای هم سود (کامان ولس/ کشورهای مشترک‌المنافع) از زمان پایان جنگ جهانی اول برای زنده نگاه‌داشتن یاد سربازان کشته شده در هنگام انجام وظیفه در جنگ جهانی اول برگزار می‌شود. با پیروی از رسمی که جرج پنجم در سال ۱۹۱۹ بنیان گذاشت، بسیاری از کشورهای غیر عضو اتحادیه کشورهای هم سود هم این روز را گرامی می‌دارند. روز بزرگداشت در بیشتر کشورها در ۱۱ نوامبر برگزار می‌شود تا پایان دشمنی ‌های جنگ جهانی اول در آن تاریخ در ۱۹۱۸ یادآوری شود. دشمنی‌ها با امضای قرارداد آتش‌بس بین آلمان و متفقین بین ساعت ۵:۱۲ و ۵:۲۰ آنروز صبح به‌طور رسمی در ساعت ۱۱ یازدهمین روز یازدهمین ماه به پایان رسید. جنگ جهانی اول با امضای پیمان ورسای ۲۸ ژوئن ۱۹۱۹ به‌طور رسمی پایان یافت. نماد "شقایق" برای گرامیداشت این سربازان در ماه نوامبر مورد استفاده قرار می‌گیرد
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
روز یادبود: تارنمای ویکی‌پدیا/ روز یادبود (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ روز بزرگداشت: تارنمای ویکی‌پدیا/ روز بزرگداشت (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا
*
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_25.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
===========

۱۳۹۸ خرداد ۲, پنجشنبه

زنان نامدار ایران: ۴۴ - "سپیده ی قُلی آن" دانشجوی رشته دامپزشکی، فعال مدنی و زندانی سیاسی درایران

Image result for ‫"سپیده قلیان" wiki‬‎
سپیده ی قُلی آن (قلیان) زادهٔ ۱۳۷۴: فعال مدنی و زندانی سیاسی ایرانی اهل اهواز است. به گزارش خبرگزاری هرانا ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نخستین بار در شامگاه جمعه ششم اسفند ماه ۱۳۹۵ سپیده قلیان که در آن زمان دانشجوی سال چهارم رشته دامپزشکی بود، در منزل پدری‌اش بازداشت شده و به مکان نامعلومی برده می‌شود. این خبرگزاری دلیل بازداشت او را به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده‌اش «فعالیت در اینستاگرام» و «فعالیت مدنی» ذکر کرده‌ است. در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۷ در جریان اعتراضات کارگری ۱۳۹۷ خوزستان سپیده قلیان به همراه شماری از کارگران معترض بازداشت می‌شود. او به همراه نمایندگان شرکت نیشکر هفت‌تپه، ابتدا به بازداشتگاهی در شهر شوش (شهر وقوع اعتراضات کارگران هفت‌تپه) منتقل شده و سپس توسط مأموران امنیتی به اهواز منتقل می‌شود. بر اساس برخی گزارش‌ها به نقل از بستگان نزدیک قلیان، آنها ادعا کردند که سپیده در هنگام بازجویی مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفت. یکی از اتهامات او «اخلال در نظم عمومی» عنوان شده‌است. در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۹۷ منابع خبری از آزادی سپیده قلیان خبر دادند. این آزادی پس از یک ماه بازداشت او و به‌واسطه گروی وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صورت گرفت.
سپیده قلیان روز یک‌شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۷ یک روز پس از پخش فیلم اقرار تلویزیونی‌اش از صدا و سیما، به همراه برادرش «مهدی قلیان» بازداشت شد. مأموران امنیتی به قصدِ بازداشت سپیده قلیان وارد منزل پدری او شده بودند که با مقاومت برادرش مواجه می‌شوند. به گزارش رسانه بی‌بی‌سی فارسی، «مأموران امنیتی با ضرب و شتم و بدون ارائه حکم وی را به همراه خانم قلیان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.» پدر سپیده قلیان در گفتگو با مسیح علی‌نژاد گفت: «ساعت ۷صبح ۱۲ مأمور مرد و دو مأمور زن با خشونت ریختند خانه، دندان‌های پسرم را شکستند من و همسرم را کتک زدند گفتند دخترت را هم می‌کشیم. خواهش می‌کنم نگذارید بچه‌های ما را بکشند». در تاریخ ۳ بهمن ۱۳۹۷ رسانه بی‌بی‌سی فارسی از «تحت فشار بودن و تهدید شدن» خانوادهٔ سپیده قلیان از سوی نهادهای امنیتی٬ به دلیل مصاحبه هایی که درباره فرزندانشان انجام داده‌اند خبر داد
درخواست سپیده قلیان برای برگزاری دادگاه علنی 
سپیده قلیان، فعال اجتماعی پیش از بازداشت مجددش ویدئویی از خود ضبط کرده و همزمان نامه‎ای نوشته است. در بخشی از این نامه و ویدئو که به طور اختصاصی دراختیار بی‌بی‌سی قرار گرفته است، خانم قلیان مجددا به مساله شکنجه در دوران بازداشتش پرداخته و از دادستان می‌خواهد که جلسه دادگاه او علنی و با حضور رسانه‌ها برگزار شود
تهدید سپیده قلیان و سایر فعالان کارگری به خودداری از اطلاع‌رسانی
بنا به گزارش خبرنامه کمپین حقوق بشر در ایران  در تاریخ چهار شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸: یک منبع آگاه به وضعیت هفت فعال کارگری و کارگر که در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت‌تپه بازداشت شدند به کمپین حقوق بشر در ایران گفت آخرین دفاعیات آنها اخذ شده و پرونده همگی انها به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی برای تعیین وقت فرستاده شده است. این فعالان کارگری عبارتند از سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، علی نجاتی، امیر امیرقلی، عسل محمدی، ساناز الهیاری و امیرحسین محمدی فرد. همگی آنها بین تاریخ‌های ۲۲ تا ۲۸ اردیبهشت ۹۸ به شعبه هفتم بازپرسی زندان اوین برای اخذ آخرین دفاعیات فراخوانده شدند. به گفته این منبع آنها در جلسه دفاع آخر خود با اتهام جدیدی مواجه شدند که تاکنون هرگز در بازجویی‌ها به آن اشاره نشده بوده است: "بازپرس شاه‌محمدی همه آنها را به اتهام جدید ارتباط با گروه‌ها و احزاب معاند نظام متهم کرده است. در مقابل اعتراض آنها که اسمی از این اتهام در بازجویی‌های انها برده نشده، گفته ما مستندات کافی برای این اتهام داریم و در دادگاه متوجه خواهید شد". اما هیچ توضیح دیگری نداده است 
سروده هایی برای سپیده
(زبان حال سپیده قلیان)
هر شلاقی که فرود می‌آید دو صدا دارد
یک صدا را شلاق‌زن می‌شنود/ صدای دیگر را شلاق شده
ما صدای دوم شلاق هستیم
کدام صدا قوی‌تر است؟/ نرون و جلادی که شلاق می زند صدای اول را می‌شنود
صدای دوم را ما می‌شنویم
عرقش را شلاق‌زن پاک می‌کند/ ما نیز عرق ‌مان را پاک می‌کنیم
شلاق بعدی را که می‌زند می‌گوییم/ محکم‌تر از این هم می‌توانید بزنید آقا
ما شما را محکم‌تر زده‌ایم
در فاصله‌ی دو شلاق یک سوال مطرح می‌شود
چه بکنیم که پیش از خشک شدن چاه‌ های نفت/ شما از اینجا بروید
شلاق را محکم‌تر از این هم می‌توانید بزنید آقا/ ما شمارا محکم‌تر زده‌ایم: رضا براهنی
*
رضا مقصدی سراینده ی ارجمند و نویسنده ی خردمند نیز در سروده ی "بانوی سر بلند"
  به ویدا موحد و دختران خیابان انقلاب و احتمالا به سپیده ی قُلی آن (سپیده قلیان) اشاره دارد: یک شعر ِعاشقانه به رنگ ِ سپیده بود/ وقتی که دست های سپیدت زمانه را/ معنای تازه داد
آیینه ها ز دور ترین جای این جهان/ هریک به میهمانی ِ دست تو آمدند
تا عطر ِ شادمانه ی آن جان ِ تشنه را / برباغ ِ ما دوباره ببارانند
آیینه ها زدور ترین جای ِ این جهان/ هریک به میهمانی ِ دست تو آمدند
بانوی سربلند ! بانوی درد وُ "بند" !/ در روبروی تیره ترین روزگار ِ تلخ
دست تو از تبار ِ زُلال ِ سپیده هاست.
بگذار از برابرت ، سرمست بگذریم./ زیباست. آواز ِ دست های تو زیباست

تهیه  و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
سپیده قُلی آن (قلیان): تارنمای ویکی‌پدیا/ سپیده قلیان (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ درخواست سپیده قلیان برای برگزاری دادگاه علنی: تارنمای بی‌بی‌سی فارسی/ تهدید سپیده قلیان و سایر فعالان کارگری به خودداری از اطلاع‌رسانی: تارنمای خبرنامه کمپین حقوق بشر در ایران/ هر شلاقی که فرود می‌آید دو صدا دارد: تارنمای ایران کارگر/ سروده ی "بانوی سر بلند": تارنمای عصر نو/  
 *
بخش های پیشین زنان نامدار ایران  
==================