سه‌شنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٢٢ - از نگاه برخی طنزپردازان و سرایندگان


١ - امید مهدی‌نژاد، روزنامه‌نگار و طنزنویس، یادداشتی را با چاشنی طنز پیرامون پیشینه ی ابداع و تاریخ شکل گیری فوتبال در جهان در صفحه فیس بوک خود منتشر نموده است:
شاید بسیاری از افراد بخاطر این‌که اولین مسابقه رسمی فوتبال بین تیم‌های انگلستان و اسکاتلند در سال ١٨٧٢ میلادی انجام شده است، تصور می‌کنند فوتبال ورزشی انگلیسی است و در جزیره ی مه‌گرفته متولد شده است. شاید برخی هم بر این باور باشند که فوتبال نخست در چین پا به عرصه وجود نهاده و چند قرن بعد در ژاپن تحول یافته و به فوتبال امروزی شبیه شده است. حتی ممکن است عده‌ای نیز تصور کنند فوتبال از بازی‌های برساخته یونانیان و رومیان است. اما حقیقت امر چیز دیگری است. حقیقت امر این است که فوتبال پدیده‌ای است که مثل تمام پدیده‌های جالب عالم بشری، در سرزمین آریایی ایران متولد شده و بعدها توسط اقوام غیرآریایی به یغما رفته است!!!
وقتی منازعه چهار خاندان چادرنشین پارسی یعنی دایی‌ها، مردها، دروپیک‌ها و ساگارتی‌ها بر سر تقسیم مراتع و منابع آب بالا گرفت، سران این قبایل از خاندان پاسارگادیان برای حل اختلافات خود کمک خواستند. پیران پاسارگادی مردی دوراندیش را به نام «داور کنار» برای داوری میان آنها انتخاب کردند. داور کنار وقتی ادعاهای سران چهار قوم چادرنشین را شنید، نتوانست قضاوت مناسبی کند، چون همگی تا حدی حق داشتند. از این‌رو به آنها پیشنهاد کرد یک مسابقه نمادین بزگرار کنند و مراتع و منابع آب را بر اساس نتیجه مسابقه میان خود تقسیم کنند. او پیشنهاد یک مسابقه جدید به‌نام «گوی‌پای‌انداز» را مطرح کرد و از سران قبایل خواست تا هرکدام یازده مرد قوی از قبیله خود انتخاب کنند. بعد دو به دو در یک زمین مستطیل‌شکل جمع شوند و تلاش کنند یک گوی از جنس چوب‌پنبه را با استفاده از پا از منتهی‌الیه عرضی زمین عبور دهند. در منابع تاریخی و سنگ‌نوشته‌های باستانی در این باره که کدام‌یک از اقوام موفق شدند برنده این تورنمنت چهارجانبه شوند، چیزی نوشته نشده است. اما به هر تقدیر، این واقعه اولین مسابقه فوتبال در تاریخ بوده است که در سرزمین پارسیان برگزار شده است!!! ... : تارنمای شفاف

٢ - بنا بر نوشته ی "ام ام" : سرزمين آريايی از دو قوم بوجود آمده: مادها و پارت ها. به همين دليل، مشکلات اين سرزمين یا از طريق مادی حل مي شود و يا از طريق پارتی...!
بعد از انقلاب نیز مردم سه گروه شدند:
اشکانيان: آنانکه درمراسم عزادارى شرکت مي کنند و اشک مي ريزند!
سامانيان: آنانکه ميلياردى بردند، خوردند و سر و سامان گرفتند!
صفویان : امثال من و شما که هميشه درصف مرغ وتخم مرغ و غیره هستیم !! ... : تارنمای ایرانیان

٣ - در گرماگرم مبارزات نظری با طرح های من‌ در آوردی که مخلوطی از نشان فروهر و صلیب شکسته ی آریایی و شیرو خورشید بدون و یا با شمشیر و رنگ های گوناگون مواجه شده‌اید. نماد واقعی و درست ما ایرانیان چیست؟ من می گویم کورش، از محمد بهتر است: کورش از برده داری بیزار بود ولی محمد برده و غلام داشت. از نظر کورش همه ی ادیان محترمند اما محمد می گفت غیر مسلمان را بکش... : تارنمای تندر

٤ - ارسطو سیلتز، پژوهشگر و نویسنده ی داستان های کوتاه و مقالات ارزنده ی اجتماعی و تاریخی یادآور شده است: در دوران تحصیل در مدارس ایران، هنگامی که در درس تاریخ از " آل بویه " نام برده می شد متحیر و شگفت زده می شدیم که از این خاندان چه بویی به مشام می رسید!!! ... : تارنمای ایرانیان

۵ - ابراهيم نبوی نوشت: یلدای آریایی تان طولانی تر باد. یکی از سنت هایی که از زمان ساسانیان رسم بود این بود که کورش یا بردیا یا اشک یا داریوش یا هوخشتره همیشه شب یلدا می رفتند حافظیه و فال می گرفتند، بعدا آن محل آتشکده ای شد و مسلمانان که حمله کردند، آنجا زیارتگاه ساختند، فرزند یکی از همان متولیان حرم که پسرش خیلی خوب شعر می گفت شد حافظ و همان اشعاری را که در اصل متعلق به کورش بود به اسم خودش نوشت. منظورتان چیست؟ دوست ندارید؟ یعنی فکر نمی کنید که اینهایی که خون پاک آریایی در رگ شان است، تا این حد خوش فکر باشند؟ به هر حال یکی از کارهایی که ما در شب یلدا می کنیم فال گرفتن با حافظ است. البته فال امسال ما یک توضیحاتی هم دارد که برای روشن شدن منظور شاعر نوشتیم. چون حافظ اصولا از آنهایی است که هیچ وقت منظورش را نمی شود فهمید. هی می گوید شراب، می گوئیم باده عرفانی، می گوید شراب قرمز، می گوئیم باده تشیع سرخ علوی، می گوید شراب دو تقطیره خللر شیراز با نقل و نبات، می گوئیم شراب ناب محمدی با درک صوفیانه، حالا، این دعوا تا ابد ادامه خواهد داشت. بالاخره هر کسی حافظ را همانطور که دوست دارد می خواند. با توجه به تفسیرهای فراوانی که لابد ملت همیشه شاعر ایران می کنند، برای شما فال گرفتم و تفسیر بعضی فال ها را نوشتم.... : تارنمای روزآنلاین  

٦ - هادی خرسندی مشهورترین طنز سرای ایران سرود: "ارج و قرب بر سرزمین آریا دارد شتر/ در زمین وآسمان دیگر کجا دارد شتر؟/ گر شتر داری برو هر کار می خواهی بکن/ ای مسلمان معجزی مشکل گشا دارد شتر/ بهر خنده بیضه های یک مسلمان را ببر/ صد شتر تاوان بده، کامت روا دارد شتر/ بیضه ی مستضعفان، مستکبرا ن در دست توست/ تیغ تیز از بهر قطع هردوتا دارد شتر/ بیضه را چون می بری، ای میوه چین انقلاب/ باغت آبادی بگو، چشم دعا دارد شتر/ جزو دستاوردهای انقلاب است این یکی/ شکر حق کرده تشکر از خدا دارد شتر/ گر شتر کافی نداری، پس قناعت پیشه کن/ قطع کن یک بیضه را، نرخ جدا دارد شتر/ بیضه ی چپ را به شصت و شش شتر بتوان برید/ تاجرش بیچاره شد، بهرش عزا دارد شتر/ کم تر از این گر شتر داری زنی مسلم بکش/ چونکه پنجاهش جواب خون بها دارد شتر/ نرخ یک زن، نصف نرخ بیضه های مرد شد/ سنگه ای در امر قانون و قضا دارد شتر/ دشنه ها را تیز کن ای ناجی مستکبران/ چون هوایت را به هنگام جزا دارد شتر/ کاروان قتل و غارت را بگو سستی مکن/ ساربان یک عالمه بهر شما دارد شتر/ غیر از اینها هم شتر را دست کم نتوان گرفت/ بابت ارجی که در امل غرا دارد شتر/ اشترالاسلام قبراق است و مثل جمبو جت/ رفت و برگشتی ز قم تا کربلا دارد شتر/ گوشتش را دزدکی در رستوران ها می پزند/ دست هم در آن قضا هم این غذا دارد شتر/ باب منسوجات مرغوب است پشم حضرتش/ بهتر از جین و برک شال و قبا دارد شتر/ دیدم آقایی که از پشم شتر دارد عبا/ اولش پنداشتم بر تن عبا دارد شتر/ خانمی با مانتو ی پشم شتر میداد قر/ از عقب گفتم عجب عور وادا دارد شتر/ از نمد مالی ببین کارش چه خوش بالا گرفت/ در فلان مجمع گمانم آشنا دارد شتر/ نقش بازی کرده در تعزیه ی ابن عقیل/ عکس با فرمانده ی کل قوا دارد شتر/ موقع نشخوار تفسیر سیاسی می کند/ تجربه در گفتن پرت و پلا دارد شتر/ از خود کلثوم ننه مدرک گرفته ظاهرأ/ زین جهت در قصه گویی دکترا دارد شتر/ جای تفسیر خبر، با شیوه ی خاله زنک/ شایعات تازه از هر ماجرا دارد شتر/ مخبری را کرده با جاسوس بازی همطراز/ ظاهرأ یک ارتباطی با سیا دارد شتر/ بسکه خواب پنبه دانه دیده در دوران شاه/ در رژیم شیخ اینسان اشتها دارد شتر/ شاه قدر این شترها را نمی دانست و رفت/ از جیمی کارتر سپاسی بی ریا دارد شتر/ بعد از این وقتی سوارش می شوی دولا نشو/ سرفرازی بین، که در قانون ما دارد شتر/ گرچه طبع سرکش "هادی" چنین شعری سرود/ این قصیده را، ز آقای "شفا" دارد شتر" !!! : بسیاری از تارنماها

 ٧ - مرجان گلشیری به طنز سرود: دختران سرزمین آریایی/جمله محکم پرصلابت با معنایی/قلب هاشان پر ز شک با هر سوالی/در وجود دختران سرزمین آریایی/پا ز سر، سرتا به پا چشم انتظاری/تا به تایید شما گویند آری !!! ... : تارنمای شعرنو


٨ - زنده یاد ملک‌الشعرای بهار در "سرود مدرسه" چنین گفت : ما همه کودکان ایرانیم/ مادر خویش را نگهبانیم/ همه از پشت کیقباد و جمیم/ همه از نسل پور دستانیم/ زادهٔ کورش و هخامنشیم/ بچهٔ قارن و نریمانیم/ پسر مهرداد و فرهادیم/ تیرهٔ اردشیر و ساسانیم/ ملک ایران یکی گلستانست/ ما گل سرخ این گلستانیم/ کار ما ورزش‌ است و ‌خواندن درس/ همه از تنبلی گریزانیم/ چون نیاکان باستانی خویش/ راستگوی و درست پیمانیم/ مستی و کارهای بی‌معنی/ کار ما نیست زانکه انسانیم/ همه در فکر ملت و وطنیم/ همه در بند دین و ایمانیم/ پارسی‌زاده‌ایم و پاک سرشت/ کز نژاد قدیم آریانیم/ همه از یک‌ نژاد و یک خاکیم/ گر ز تهران گر از خراسانیم/ اول اندر میان مدرسه‌ایم/ بعد از آن در میان میدانیم/ می‌نمائیم مشق سربازی/ روز میدان مطیع فرمانیم/ پس از آن درکمال آزادی/ پی تحصیل ثروت و نانیم/ همه‌ پاکیم و راستگو‌ی‌ و شریف/ بی‌خبر از دروغ و بهتانیم/ گر دروغی کسی به ماگوید/ ما ازو روی خود بگردانیم/ همگی اهل صنعت و هنریم/ همگی اهل خیر و احسانیم/ ازکسی حرف زور نپذیریم/ وز کسی مال مفت نستانیم/ در تجارت شریک تجاریم/ در زراعت رفیق دهقانیم/ کار ما صنعت‌ است و علم‌ و عمل/ کارهای دگر نمی‌دانیم/ حالیا بهر افتخار وطن/ ما شب و روز درس می‌خوانیم
٩ - روانشاد منوچهر آتشی در سروده ی "انسان و جاده ها" یادآور شد: "من در سفر بودم/ از آن هنگام که آریا از کوهستان های کبود/ از مشعل پر تلاطم زرتشت/ به سوی دامنه ها و جلگه ها و به سوی دشت های زرین سرازیر شد/ از آن هنگام که سفر در نبض زمین تپیدن گرفت/ و از آن هنگام که سفر زندگی آغاز شد/ من در سفر زیسته ام/ من با سفر زاده شده ام/ شگفتا که اینک توقفی نامیمون پس از سفری مقدس مرا فرسوده کرده است/ من دلبسته شده ام/ دلبسته ی باغی زرین در سرزمینی دور/ باغی زرین با ساقه های لطیف لبخند ها ، شکوفه ی آشتی ها، جویبار پنجه ها/ که از نسیم نفس ها و نوازش ها متلاطم است/ که من میوه ی شاداب چشم هایش را بی تاب شدم/ بهار تپش های مزرعه پر آفتابش را گرمتر سرودم/ و فصل پر دوام انتظار ها را زندگی کردم/ من در سفر زیسته ام/ من با سفر زاده شده ام" ... : تارنمای جستجو

  ١٠- سروده ی "قوم آرین"  از همین نگارنده: 
همیشه قلب_ من، با یاد_آنجاست/ درون_ رگ رگ آن خاک_ زیباست
که قوم_ آرین منزل بر آن ساخت/ خجسته نا م_ ایران از همانجاست
دیاری، قا فله سالار_ دانش/ و رنگین پرچم اش، پاینده بالاست
همیشه یاد_من، بر قلب_آنجاست/ که آنجا آسما ن، صا ف ست و میناست
و تا سوی_ خلیج_ نیلی_ فارس/ کنا ر_ آن خزر، دیرنده دریاست
ندیدم بهتر از آن سرزمینی/ و آنجا، بهترین نقطه به دنیاست

١١ - سروده ی "سرزمین آریایی" از همین نگارنده:
ای سرزمین و خاک_ اهورائی/ همسان _آن پرنده ی رویائی
تنگ _غروب _ ساحل_ دریائی/ گشتی اسیر_ پنجه ی این بیداد
دلبستگان _تو ،به هم آوائی/ بر بال_ یک سحر گه_ میترائی
در کوشش و تلاش ،که فردائی/ از قید و بند _خصم ، شوی آزاد
افسانه نیستی ، که تو : دنیائی/ بر جان و روح_ ما ، تو : تسلائی
ای سرزمین و خاک_ اهورائی/ ای ششهزاره_ قصه ی تو ، در یاد
 دکتر منوچهر سعا دت نوری

بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/07/blog-post_22.html

دوشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

About Rock Photographer Lynn Goldsmith/English & Persian


Lynn Goldsmith (born February 11, 1948) is an American recording artist, a film director and a celebrity portrait photographer. Her work has appeared on the covers and in publications in many countries for the past 45 years. She has done over 100 album covers. In addition to her editorial work, Goldsmith has also focused on fine art photography with conceptual images.
http://en.wikipedia.org/wiki/Lynn_Goldsmith
 Lynn Goldsmith's imagery is in numerous collections: The Smithsonian, The Polaroid Collection, The Kodak Collection, The Museum of Modern Art, The Chicago Museum of Contemporary Photography, and the permanent collection of Museum Folkwang. She is a multi-awarded portrait photographer whose work has appeared on and between the covers of Life, Newsweek, Time, Rolling Stone, Sports Illustrated, People, Elle, Interview, The New Yorker, etc. Her subjects have varied from entertainment personalities to sports stars, from film directors to authors, from the extra-ordinary to the ordinary man on the street. Her forty years of photography have not only been an investigation into the nature of the human spirit, but also into the natural wonders of our planet. Twelve books of her photography have been published. She has been on The New York Times Best Seller list as well as won two Art Direction awards for them: Titles include Rock and Roll Stories, The Police: 1978-1983, Bruce Springsteen- Access All Areas, The Police, New Kids, Circus Dreams, PhotoDiary, and Flower. Lynn's professional achievements are in no way limited to the world of photography. She is the youngest member ever to be accepted into the DGA (Director's Guild of America). In 1971, she was the director of Joshua Television, the first company to do video magnification for rock groups entertaining at large venues. In 1972, she was a director for the first rock show on network television: ABC's "In Concert". In 1973, Lynn directed "We're An American Band", the first music documentary to be released as a theatrical short. In the mid-seventies, Lynn stopped directing to concentrate fully on photography. She has been a consistent contributor to the highly acclaimed series of Day in the Life of books series as well as many other photography collections.By the early 80's Lynn departed from the worlds of both photography and film, to become the first 'optic-music' artist. Using the a.k.a. Will Powers, she produced the album "Dancing For Mental Health" on Island Records. Lynn's written songs with recording artists Sting, Steve Winwood, Todd Rundgren and Nile Rodgers. Her debut album won critical acclaim and her single, Kissing With Confidence, reached #3 on the British charts. As was her plan, the videos from the album which she produced and directed became more than commercials for the record. They were used by the United States Department of Labor to inspire unemployed youths, and by the National Marriage Counsel in England. Will Powers' videos have also been used by Harvard University to help with language instruction, and by other schools throughout the United States for their individual teaching needs. The Museum of Modern Art in New York City has two Will Powers videos in their permanent collection as she was among the first to do 3-dimensional computer animation. Though a Magna Cum Laude graduate from the University of Michigan, with a BA in both English and Psychology, Lynn considers herself a self-taught artist and entrepreneur. She was the founder of LGI Photo Agency, an organization which represented the work of over two hundred worldwide photographers. Established in 1976, LGI was the first agency to specialize in servicing celebrity portraiture for editorial usage. LGI was sold in 1997 so that Lynn could more fully focus on creating images. The wide range of Lynn's talents, skills and achievements are products of a belief she holds constant: Creativity is based on breaking limiting thought patterns, thus making anything possible.
http://www.amazon.com/Lynn-Goldsmith/e/B001IZPIXK
 Canadian broadcaster Jian Ghomeshi Interviews Lynn Goldsmith
Jian Ghomeshi speaks with Lynn Goldsmith, an all-access photographer who has spent decades shooting compelling portraits, high-powered action shots and revealing backstage images of stars like Frank Zappa, Michael Jackson and Patti Smith, to name only a few. Goldsmith shares lively anecdotes from her new collection, Rock and Roll Stories, explains why she's "not anybody's fan", and notes that she doesn't take pictures; she makes pictures.
http://www.cbc.ca/player/Shows/Shows/Q+with+Jian+Ghomeshi/ID/2465149180/
آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان: ٣- لین گلداسمیت
 شرح زندگی لین گلداسمیت (به انگلیسی):
http://en.wikipedia.org/wiki/Lynn_Goldsmith
لین گلداسمیت همسر سابق مایکل نوری (بازیگر تلویزیون و سینمای آمریکا) است. مایکل نوری از یک بانوی ایرلندی بنام گلوریا مونتگمری و ادموند نوری عراقی تبار متولد شد.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84_%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C
تارنمای شخصی لین گلداسمیت
http://www.lynngoldsmith.com/
نظریات لین گلداسمیت در مورد چگونگی شکل گیری حرفه ی عکاسی
لین گلداسمیت جزئیاتی در رابطه با چگونگی شکل گیری حرفه اش می دهد و می گوید عاملی که باعث موفقیت او شده، عکاسی پرتره به خصوص عکاسی پرتره از چهره های معروف بوده است. داستان های او با عکس هایش همراه است، گلداسمیت شما را به استودیوی عکاسی، تور اتوبوسی، سالن کنسرت و خیابان ها می برد. عکس ها، خاطرات و مشاهدات او بیشتر در رابطه با این است که چطور جسمی را در عکس بیش از حد انتظار برجسته کرد.
http://picu.ir/1392-07-22/%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-photo-plus-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%88.html
تهیه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/07/about-rock-photographer-lynn.html 
مجموعه ی "آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان"
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/07/blog-post_3704.html

یکشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

مجموعه ی "آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان"


تهیه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری

آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان: ٢ - جرج مایکل

شرح زندگی جرج مایکل (به انگلیسی و فارسی):
http://en.wikipedia.org/wiki/George_Michael
تارنمای شخصی جرج مایکل
http://www.georgemichael.com/
ترانه ی "من دگر هرگز نمی رقصم" با اجرای جرج مایکل
https://www.youtube.com/watch?v=G7x9UUMmuTw
متن ترانه ی "من دگر هرگز نمی رقصم"
I'm Never Gonna Dance Again - George Michael
I feel so unsure/ as I take your hand and lead you to the dance floor/ as the music dies/ something in your eyes/ calls to mind the silver screen/ and all its sad good-byes/ I'm never gonna dance again/ guilty feet have got no rhythm/ though it's easy to pretend/ I know you're not a fool/ Should've known better than to cheat a friend/ and waste the chance that I've been given/
so I'm never gonna dance again/ the way I danced with you/ Time can never mend/ the careless whispers of a good friend/ to the heart and mind/ ignorance is kind/ there's no comfort in the truth/ pain is all you'll find/ I'm never gonna dance again/ guilty feet have got no rhythm/ though it's easy to pretend/ I know you're not a fool/ Should've known better than to cheat a friend/ and waste this chance that I've been given/ so I'm never gonna dance again/ the way I danced with you/ Never without your love/ Tonight the music seems so loud/ I wish that we could lose this crowd/ Maybe it's better this way/ We'd hurt each other with the things we'd want to say/ We could have been so good together/ We could have lived this dance forever/ But no one's gonna dance with me/ Please stay/ And I'm never gonna dance again/ guilty feet have got no rhythm
though it's easy to pretend/ I know you're not a fool/ Should've known better than to cheat a friend/ and waste the chance that I've been given/ so I'm never gonna dance again/ the way I danced with you/ (Now that you're gone) Now that you're gone/ (Now that you're gone) What I did so wrong/ that you had to leave me alone.
ترجمه ی فارسی "من دگر هرگز نمی رقصم" و برخی آگاهی های دیگر
http://webcache.googleusercontent.com/search?q=cache:TQ_FxArJnjEJ:https://www.facebook.com/AhanghayiKeShanidim/posts/264356327032709%2B%22%D9%85%D9%86+%D8%AF%DA%AF%D8%B1+%D8%A8%D8%A7%D8%B1+%D9%87%D8%B1%DA%AF%D8%B2+%D9%86%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%85+%D8%B1%D9%82%D8%B5%DB%8C%D8%AF%22&hl=en-CA&gbv=2&&ct=clnk
تهیه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری

شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان: ١ - نیکولا بندتی


نیکولا بندتی (متولد ٢٠ ژوئیه ١٩٨٧) ویولونیست مشهور اسکاتلندی است. پدر او ایتالیایی و مادرش اسکاتلندی است. نیکولا بندتی در چهار سالگی نواختن ویولون را آموخت.

شرح زندگی نیکولا بندتی (به انگلیسی):
http://en.wikipedia.org/wiki/Nicola_Benedetti

نیکولا بندتی و یک دهه موفقیت
http://www.bbc.com/news/uk-scotland-27439664

تارنمای شخصی نیکولا بندتی
http://www.nicolabenedetti.co.uk/

برخی اجراهای نیکولا بندتی
https://www.youtube.com/watch?v=9iLplzcCmxI
و
http://www.aparat.com/result/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7_%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%AA%DB%8C

تهیه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری
 http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/07/blog-post.html

پنجشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

Some Verses on "Stay" as related to Politics, Religion, History and Love: In English and Persian Languages



 When times are rough/ You think you can't stay strong,
You say you've had enough/ But I say that you are wrong,
You say you can't take it/ You say you've fought to long,
But I say that you'll make it/ Cause I know that you're strong,
You have to fight on/ If I am what you need,
Then I will help you stay strong,
Cause Im here for you indeed
ALWAYS stay strong/ And ALWAYS fight on: Chiara
http://m.wattpad.com/11618853?m=1

 Overcome this mistake, they say/ You can do it, believe in yourself
Cause some day your going places/ Just stay strong, and believe in yourself.
But what about when you/ Haven't been strong in awhile
What about when you/ Struggle pasting on a fake smile
You close your eyes and ignore the self review/ Cause if it was up to you, you'd be in exile
Wish you could take all the mistakes and undo/ And you don't know how to go another mile
And they tell you to stay strong/ They tell you to rely
On a non-existent source of strength/ They tell you you'll get by
If you just believe in your strength/ So of course you drown in the sky
Cause you don't have any strength/ So you close your eyes and start to cry
Cause they told you to stay strong/ So close your eye, and fall into
The loving arms, which are open for you/ Even when you haven't got a clue
They'll give you the strength you need to get through
Peace flowing through your vains, it's true/ Just close your eyes and fall into
These loving arms, here for you/ And they'll help you to stay strong: M. J. Silver
http://hellopoetry.com/poem/627978/stay-strong/

 Why do I stay when I want to go?/ Is it because I have hope?
Or maybe it is because I don't want to be alone.
I stay and all I do is complain.
Complain that I might be going insane.
Insane of the thought that it might be my fault.
But who is to blame?/ Is it me or is it him?
Neither one of us will go/ Although we know we must go
All we do is ignore the pain/ Of all the words we exchange... : Unknown
http://www.familyfriendpoems.com/poem/but-why-do-i-stay

 I love you very much, can't you see?
When I'm not with you, I can't be me.
Let's stay together until we die.
And when we die together there we lie.
With us, our love will never end.
No one could come between us,
So we will never have to mend.
Our souls were always meant to be.
We're the perfect couple can't you see?
There will be no... What Where Who?
We're at the church, and there we say "I Do": Tiffany
http://www.short-love-poem.com/iloveyou5.html

من ماندم : در زنجیری از سروده ها

کنارِ نعشِ خسرو آسیابان ماند وُ من ماندم
به دشتِ خاطرم گرگ بیابان ماند وُ من ماندم ...
به شوقِ دیدن رنگین کمانِ سبزِ آزادی
کنارِ نعشِ خسرو آسیابان ماند وُ من ماندم: فتح اله شکیبایی
 تو رفتی، آسمان بی ماه و اختر ماند و من ماندم
صدایم در سکوت شب شناور ماند و من ماندم...
ففس در سینه سنگین است اینجا با غم غربت
شب وتنهایی وبی همزبانی ماند ومن ماندم : باران 
بهاران با ادا چون دلبران دامن كشان بگذشت
زمستان با رداي برف سنگين ماند و من ماندم: ناشناس
 به یاد هجر آن دلبر، به لب جان ماند و من ماندم
هزاران شیون و فریاد و افغان ماند و من ماندم...
که در آن، دیدن رخسار آن دلدار دیرین را
سفارش ها به صبرِ اهل ایمان ماند و من ماندم: کاوه جوادی
 به دشت كربلا، جمعی پريشان ماند و من ماندم
فراز نيزه‌ها، آوای قرآن ماند و من ماندم
من غارت‌زده خسته، ز هر سو راه من بسته
ز ياران خيمه‌ها خالی، بيابان ماند و من ماندم ... : حسان
 دریغا، حیرتا، دردا، جوانی رفت و من ماندم
چه درداتر‫‬، دریغاتر‬، که بیرون از وطن ماندم...
ملامتگوی بی دردا‫‬، چه افزائی به درد من
مکافاتم همین کافی، که با تو هموطن ماندم: هادی خرسندی
بیشتر : http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/07/blog-post_17.html

فضای بغض و خشم باد و توفان ماند و من ماندم/ سکوت سرد وحشت در زمستان ماند و من ماندم
به شوق کوی آزادی روان گشتند مرد و زن/ ولی طوق اسا رت بر گریبان ماند و من ماندم
چه بی سامان شد و ویران ، سرای بابک و ساسان/ شبیخون خزان ها در بهاران ماند و من ماندم
به خاموشی فتاد آن شیهه ی اسبان اسکندر / و تازی رفت و اما باز ایران ماند و من ماندم
شکیبایی غزل سر داد و بس نیکو پیام آورد/ "کنار نعش خسرو ، آسیابان ماند و من ماندم"
بسا آزادگان نابود و یا در چنگ استبداد/ فضای بغض و خشم باد و توفان ماند و من ماندم
طلوع صبح زرین رهایی را خلافی نیست/ نگاه یک جهان بر آن دیاران ماند و من ماندم
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/07/blog-post_15.html

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/07/some-verses-on-stay-as-related-to.html

چهارشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

====== Garbage (Waste) /English & Persian =========

Definitions
1. Garbage: Waste material, especially unwanted food, or a container in which waste is kept: Cambridge Dictionary
http://dictionary.cambridge.org/us/dictionary/american-english/garbage_1?q=garbage
2. Waste: Waste and wastes are terms for unwanted materials. Examples include municipal solid waste (household trash/refuse), hazardous waste, wastewater (such as sewage, which contains bodily wastes, or surface runoff), radioactive waste, and others. The term is often subjective (because waste to one person is not necessarily waste to another)
http://en.wikipedia.org/wiki/Waste
3. Waste picker: A waste picker is a person who salvages reusable or recyclable materials thrown away by others to sell or for personal consumption. There are millions of waste pickers worldwide, predominantly in developing countries, but increasingly in post-industrial countries as well. Forms of waste picking have been practiced since antiquity, but modern traditions of waste picking took root during industrialization in the nineteenth century. Over the past half-century, waste picking has expanded vastly in the developing world due to urbanization. In many cities, they provide the only solid waste collection service
http://en.wikipedia.org/wiki/Waste_picker
Quotations
1. "The person who dumps garbage into your mind will do you considerably more harm than the person who dumps garbage on your floor, because each load of mind garbage negatively impacts your possibilities and lowers your expectations": Zig Ziglar
2. "In California, they don't throw their garbage away; they make it into TV shows": Woody Allen
http://www.brainyquote.com/quotes/keywords/garbage.html
Report: Toxic Garbage Island
 http://www.youtube.com/watch?v=D41rO7mL6zM

تعاریف
١ - زباله : آب‌اندک - کم آب - چیزاندک - خار - خاکروبه - خاشاک - آشغال : فرهنگ واژگان فارسی به فارسی
http://www.farsilookup.com/p2p/seek.jsp?lang=fa&word=%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%84%D9%87
٢ - زُباله : یعنی پس‌مانده و باقی‌مانده از تولید یا تغییر شکل چیزهای دیگر و نیز آنچه که قبلاً استفاده شده و دیگر به آن احتیاجی نیست.: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
http://fa.wikipedia.org/

گزارش ها و نگارش ها
١ - چگونگي دفع موادِ زائد و زباله و آراستگي شهرِ تهران در دورهٔ قاجار: آنچه را که ملاحظه می‌‌فرمائید برگرفته شده از یک سندی است که دستورالعملِ تنظيفِ شهرِ تهران نام دارد. این سند صادر شده در دورهٔ ناصری (مضمونِ آن فرمانِ ناصرالدين شاه است مبني بر چگونگي دفع موادِ زائد و زباله و آراستگي شهرِ تهرانِ آن روز) و از آرشیوِ اسناد ملّی‌ ایران اِستخراج شده است.. : شمیرانزاده
http://iranian.com/posts/view/post/35463
٢ - زباله دانِ تاریخ: اگر انگاره "زباله دانِ تاریخ"، جایگاهِ جغرافیایی داشته باشد، آن جایگاه باید خاورمیانه باشد، زیرا که در نیم سده گذشته، ده ها گروه و گرایش و جنبش و نهضتِ شورشی که ریشه در اندیشه های واپسگرای هزاره های کهن دارند، از خاورمیانه سربرآورده اند. اخوان المسلمین، فدائیان اسلام، حزب الله، طالبان، القاعده، مهدویون، الشباب، جهادیون، المهاجرون، داعش و گونه های چندی از مجاهدین و مجاهدون در کشورهای ایران و افغانستان و مصر و سومالی، سودان و عربستان. آرمان همه این گروه ها، باز پس زدن همه دستاوردهای انسان و بازگشت و بازگرداندن وی به جهان خشونت بارِ روزگاران کهن گذشته است. البته در این راستا، نقش نفت را در پیدایش این گروه ها و میدان دادن به آن ها نادیده نباید گرفت. در همه کشورهای جهان، افراد و گروه های آتشین خوی و ویرانگر و بُریده و رمیده از دایره خِرَد و منطق و بُرهان جود دارند و همین که زمینه تاریخی و اجتماعی بروزشان فرا رسد، وارد میدان ِ کارزار می شوند. اما پرسش اساسی این است که چرا مجموعه شرایط تاریخی و اجتماعی در خاورمیانه، تنها این افراد و گروه ها را میدان می دهد؟ راستی، آنان که تاریخ را روند تکامل انسان و جهان می پندارند، کجایند؟ چرا کسی از آن ها درباره آنچه امروز در لبنان و مصر و ایران و عراق و سودان و سومالی و سوریه می گذرد، چیزی نمی گوید؟ کجا شد آن تاریخ فردا سازی که قرار بود ما را به آرمانشهر انسانی برساند؟ هان: ابراهیم هرندی
http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=61170 

زباله ها : در زنجیری از سروده ها
١ - اینجاست که من ، جبین پیری را/ در آینه ی پیاله می بینم
اوراق کتاب سرگذشتم را/ در ظرف پر از زباله می بینم
خود را به گناه کشتن ایام/ جلاد هزار ساله می بینم... : نادر نادرپور
٢ - در کپه ی زباله به دنبال تکه ای آیینه می گردم/ چشمم به روی دیواری زنگار بسته می ماند/ خطی سیاه و محو نگاهم را می خواند: ‏«آغاز کوچه های تنها ‏و مدخل خیابان های دشوار/ ‏تُف کرده است دنیا در این گوشه ی خراب/ ‏و شیب فاضلاب های هستی انگار این جا ‏پایان گرفته است»/ باد عبور سال هایی کز این جا گذشته است اندامم را می برد/ و سایه ای کرخت و شرجی درست روی سرم افتاده است... : محمد مختاری
٣ - زمین ، پوسیده / مسموم از زباله های کیهانی پوسیده و مکان امنی نیست
اقاقی ها به قایق خمپاره ها ، خود خواسته به تبعید می روند... : منوچهر آتشی
٤ - این بادهای هر شب و امشب/ این باد آسیایی این باد مشرقی
وا می کنند پنجره ها را به روی تو/ و فصل را دوباره ورق می زنند...
نسجی ز آب و آتش ترکیب می کنند
و تا زباله دان/ اوراق روزنامه های محلی را تعقیب می کنند: دکتر شفیعی کدکنی
۵ - مانده ایم از کجا شروع کنیم/ پشت این لامکان مکانی نیست
از کدامین افق طلوع کنیم/ پشت این خاک آسمانی نیست
می روم تا فناکنم در هیچ/ آخرین فرصت صدایم را
توی سطل زباله می ریزم/ همه ی چارپاره هایم را... : علی اکبر یاغی تبار
بیشتر: http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/07/blog-post_4471.html

رباعی زباله
نظر افکن ، به کار مستمندان
که می گردند ، در ظرف زباله

چه شرم آور، که نفت_ آن دیاران
به پیت اجنبی رفت ، بی حواله
 دکتر منوچهر سعادت نوری



/