ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۱, چهارشنبه

زندگی و آثار دکتر ساناز فتوحی: پژوهشگر و نویسنده


ماجرای زندگی او
دکتر ساناز فتوحی پژوهشگر و نویسندهٔ ایرانی – استرالیایی است. او در ایران به دنیا آمد و در سنّ ۱۲ سالگی همراه پدرش ابتدا به ژاپن و سپس به هنگ‌کنگ مهاجرت کرد. ساناز لیسانس و فوق‌لیسانس خود را در ادبیات انگلیسی از دانشگاه هنگ‌کنگ گرفت و از سال ۲۰۰۴ ساکن و مقیم استرالیا است. وی در سال ۲۰۱۲ دکترای خود را از دانشگاه نیو ساوت ولز زیر نظر پروفسور بیل اشرفت و دکتر میشل لنگفرد در زمینه ی ادبیات دیاسپورای ایران دریافت نمود. دانشگاه نیو ساوث ولز در حومه ی شهر سیدنی استرالیا قرار دارد و از بهترین دانشگاههای استرالیاست. ساناز اکنون در شهر کانبرا زندگی می کند. کانبـِرا پایتخت و مرکز استرالیا بزرگ‌ترین شهر غیر بندری استرالیاست.  دکتر ساناز فتوحی عضو فستیوال بین المللی فیلم ایرانی در استرالیا نیز می باشد.: منابع و تارنماهای گوناگون
https://www.google.com
مهارت های مورد علاقه ی او
نویسندگی و  پژوهش از عمده مهارت های مورد علاقه ی اوست. داستان های کوتاه و اشعار و سروده های او که سال ها پیش در هنک کنگ و استرالیا چاپ و منتشر شده حاکی از تمایل او به ترویج و اشاعه ی "درک متقابل فرهنگی" است. ساناز به تولید و تهیه ی فیلم های فرهنگی و آموزشی نیز علاقه مند بوده است و فیلم "نسل پنهان" نمونه ای از کار های او در هنر فیلمسازی است. فیلم "نسل پنهان" برنده ی یکی از جوایز مهم فستیوال فیلم در لوس آنجلس بود/ ترجمه از متن انگلیسی:
http://asiancha.blogspot.ca/2008/10/writers-talk-by-sanaz-fotouhi.html 
سخنرانی او در کنفرانس بین المللی آسیای مرکزی و غربی و پراکنش های بین ملیتی و بین نسلی
این کنفرانس در تاریخ شنبه چهاردهم تا شانزدهم مارس ۲۰۱۵ به مدت سه روز در دانشگاه موناش ملبورن توسط دانشکده هنر دانشگاه و با حمایت موسسه ی آسیای موناش، مدرسه موسیقی سر زلمنکوون و کانون ایرانیان ویکتوریا برگزار گردید... تمرکز دو تن از سخنرانان زن ایرانی مقیم خارج (دکتر ساناز فتوحی و آزاده دواچی) بر کتاب های منتشر شده در مورد ایران به زبان انگلیسی در دوره ی پس از انقلاب ۵۷ بود و دکتر ساناز فتوحی در سخنرانی خود تعداد آن کتاب ها را بالغ بر دویست و پنجاه عدد دانست.
http://www.iranyad.ir/index.aspx?fkeyid=&siteid=65&pageid=1533&newsview=627852
کتاب تازهٔ او
دکتر ساناز فتوحی در کتاب تازهٔ خود (به زبان انگلیسی) به بررسی مهاجرت و تأثیر آن بر ادبیات دیاسپورای ایرانیان مهاجر بعد از انقلاب ۵۷ پرداخته است.  نویسنده با توجه به نقش مهاجرت، بر این باوراست که ادبیات شکل‌گرفته شدهٔ ایرانیان به‌خصوص در میان فضای غربی نوعی ویژگی‌های منحصر به‌ فرد فرهنگ ایرانی را دارد که مخصوص خود ایرانیان است. نویسنده با بررسی رابطهٔ میان ایرانیان و محیط جدید مهاجرت و با استفاده از تئوری‌های مهاجرت، روایت و هویت نشان می‌دهد که چه طور ادبیات شکل‌گرفته در این فضا بازنمود فضای سیاسی و اجتماعی ایران امروز است: تارنمای شهرگان
http://shahrgon.com/fa/2015/03/13
برخی از نوشته ها و مقالات او/ به زبان انگلیسی
۱ - دانه ها جوانه می زنند
http://iranian.com/main/blog/sanaz-fotouhi/and-seeds-germinate.html
۲ - نگاهی به مردانی که کتاب لولیتای آذر نفیسی را می خوانند
http://iranian.com/main/blog/sanaz-fotouhi/reading-men-reading-lolita-tehran.html
۳ - یک‌ خرده یاد آوری
http://iranian.com/main/blog/sanaz-fotouhi/my-little-reminder.html
۴ - مقاله ی اخیر او در روزنامه ی "گاردین": ویژگی های ادبیات دیاسپورای ایرانیان مهاجر پس از انقلاب ۵۷
http://www.theguardian.com/world/iran-blog/2016/feb/10/literature-of-iranian-diaspora-meaning-and-identity-since-the-islamic-revolution-books
نمونه ای از مصاحبه های او
گفتگوی آزاده دواچی با دکتر ساناز فتوحی به بهانهٔ انتشار کتاب بررسی هویت و معنا در ادبیات دیاسپورای ایران: تارنمای شهرگان
http://shahrgon.com/fa/2015/03/13
تارنمای شخصی او
http://sanazfotouhi.blogspot.ca/
یادداشت پایانی
با بهترین آرزو ها برای دکتر ساناز فتوحی و همه ی پژوهشگران آزاده و نیک اندیش
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/02/blog-post_10.html
The Life and Works of Dr Sanaz Fotouhi, a Researcher and a Writer
Abstract: Her Life Story/ Her Major Interests/ Her Speech/ Her Book/ Some of her Articles/ An Interview with her (in Persian)/ Her Official Website/ Epilogue: Wishing Dr Sanaz Fotouhi all the best for her research projects
Manouchehr Saadat Noury, PhD
The link will be posted
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

بیست و پنج نکته ی آموزنده درباره ی جنگ و نبرد

۱ - جنگ در فرهنگ واژه ها = جدال و قتال (برهان قاطع) - کارزار - ستیزه . نبرد (ناظم الاطباء) - ناورد -  پیکار - غزوه - حرب . رزم و با لفظ کردن و آوردن و پیوستن و افتادن و داشتن مستعمل می شود: لغت نامه ی دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/home-fa.html
۲ - نبرد در فرهنگ واژه ها =  کارزار (فرهنگ اسدی) - جنگ . جدال . قتال (غیاث اللغات) . بمعنی کوشش و جنگ و جدال و رزم و کارزار باشد، چه نبردگاه جنگ گاه را گویند (برهان قاطع) - ناورد/ آورد: جنگ میان دو تن از آدمی و غیره (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی ) - بمعنای رزم و کارزار و به یکدیگر پیچیدن است و در اصل نورد بوده است و باء و واو به یکدیگر تبدیل می یابد (آنندراج) (انجمن آرا) - محاربه و جدال مابین دو سپاه (لغات فرهنگستان) - کارزار (فرهنگ نظام) - جنگ (فرهنگ جهانگیری) - جنگ - جدال - پیکار- رزم - کارزار- ستیزگی - منازعه - مجادله (فرهنگ ناظم الاطباء) - حرب - ناورد - نزاع: لغت نامه ی دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/home-fa.html
۳ - انواع واژه های متداول برای "جنگ و نبرد" در زبان فارسی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/02/blog-post_7.html
۴ - بازی جنگی (بازی مبارزه‌ای): سبکی در بازی‌های رایانه‌ای است که در آن بازیباز کنترل یک شخصیت را به دست گرفته و درگیر مبارزه تن به تن با رقیب خود که می‌تواند فرد دیگری و یا توسط هوش مصنوعی خود بازی کنترل شود، می‌شود. این شخصیت‌ها دارای قدرت‌هایی برابرند و مبارزات شامل چندین راند می‌باشد که در داخل زمینه مسابقه برگزار می‌شود.
https://fa.wikipedia.org/wiki
۵ - کشمکش و دعوا بر سر طرز تفکر: چگونه می توان يک "چهره ی ماندگار" شد؟ نوشته ی باربد کيوان
http://www.peykarandeesh.org/safAzad/Cheguneh-Mitavan-Bzar.html
۶ - چرا باید جنگید برای چیزهایی که نمی توانی تغییرشان دهی؟!...
https://www.instagram.com/p/8IhA7utRpI/
۷ - دکتر بران می گوید اگر وارد دعوا و مشاجره شوید، هیچکس برنده نمی شود: سیاست، مذهب و موضوعات حساس دیگر باعث می شوند که شام خانوادگی تبدیل به صحنه جنگ شود. شارون می گوید: «در بحثی در مورد سیاست، عروسمان مستقیماً به ما گفت که اشتباه می کنیم و فکرمان غلط است. من شوکه شدم.» دکتر بران می گوید اگر نمی توانید در این مواقع خونسرد باشید و بگویید: «سیاست همیشه مرا ناراحت می کند. من نظری نمی دهم.» اگر وارد دعوا و مشاجره شوید، هیچکس برنده نمی شود.
http://www.beytoote.com/wedlock/tafahom/words-never-mother.html
۸ - مبارزه با عارضه های گوناگون التهاب و برافروختگی/ راه های موثر برای جلوگیری از التهاب لثه: مجله دندانپزشکی
http://www.dentaliau.ir/%D8%AC%D9%84%D9%88/
۹ - عدالت اجتماعی و مبارزه برای آن
حضور زنان در مبارزه برای آزادی و عدالت اجتماعی ادامه دارد: نوشته ی هایده مغیثی
http://www.shahrvand.com/archives/60311
۱۰ - مبارزه برای عدالت اجتماعی/ عدالت اجتماعی چیست؟ اسباب و مقررات آن کدام است؟ نوشته ی ابراهیم مهدوی
http://www.ensani.ir/fa/content/149802/default.aspx
۱۱ - حکایت یک عمر مبارزه ی سیاسی با سلاح موسیقی نوشته ی لیلا سامانی
https://www.google.ca
۱۲ - دعواهای زن و شوهر/ یک روش ساده برای حل دعوا: زندگی مشترک همیشه روی پاشنه آرامش نمی چرخد و به هرحال گاهی اوقات جروبحث نیز به صورت چاشنی وارد زندگی می شود اما مسئله این است که اگر زن و مرد، مدیریتی روی هیجانات و احساسات خود نداشته باشند این چاشنی به یک معضل بزرگ تبدیل می شود.
http://www.aftabir.com
۱۳ - نحوه برخورد با دعوای دو همکار: افراد در محیط کار در موارد مختلفی با هم مخالفت می‌کنند. این قضیه طبیعی است. اما اگر این مخالفت به یک جنگ تمام عیار تبدیل شود چه باید کرد؟
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/823082/
۱۴ - جنگ و صلح: نام رمان مشهور لئو تولستوی نویسنده ی روس است. وی کتاب جنگ و صلح را در سال ۱۸۶۹ میلادی نوشت... در این رمان طولانی بیش از ۵۸۰ شخصیت با دقت توصیف شده‌اند و یکی از معتبرترین منابع تحقیق و بررسی در تاریخ سیاسی و اجتماعی سده نوزدهم امپراتوری روسیه است و به شرح مقاومت روس‌ها در برابر حملهٔ ارتش فرانسه به رهبری ناپلئون بناپارت می‌پردازد. منتقدان ادبی آن را یکی از بزرگ‌ترین رمان‌های جهان می‌دانند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%B5%D9%84%D8%AD
۱۵ - مبارزه قلعه ها: در این بازی باید با هدف گیری صحیح و اعمال قدرت مناسب، قلعه دشمن را از بین ببرید. این بازی به کمک ماوس انجام می شود.
http://www.minibazi.ir/3818
۱۶ - آنچه باید از دعوا کردن بیاموزیم: گفتگو با دکتر پرویز رزاقی، روان شناس
http://jamejamonline.ir/sara/1183196419936608240
۱۷ - دعوای خونین اوباش با تبر و قمه + تصاویر
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/283607
۱۸ - ورزش های جنگی/ هنرهای رزمی: به سیستم‌ها و سنت‌های مدونی از تکنیک‌ها و فنون مبارزه‌ای گفته می‌شود که با انگیزه‌ها و دلایل متفاوتی تمرین می‌شوند؛ برای دفاع شخصی، رقابت در مسابقات، سلامتی بدنی و تناسب اندام، سرگرمی و تفریح و همچنین رشد و تعالی ذهنی، جسمی و معنوی. اصطلاح هنرهای رزمی بیشتر به رشته‌های رزمی شرق آسیا اشاره دارد، اما رشته‌های غربی همچون بوکس، ساواته، پانکریشن و انواع کشتی نیز گاهی در مجموعهٔ هنرهای رزمی قرار داده می‌شوند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C
۱۹ - عملیات مبارزه برای خاموش کردن آتش/ آتش‌نشانی یا اطفاء حریق: مجموعه اقداماتی است که برای مقابله با آتش بوسیله خاموش کردن، کنترل و یا هدایت آتش‌های ناخواسته انجام می‌گیرد.اهداف آتش‌نشانی حفاظت از سلامت افراد، جلوگیری از آسیب به اموال و حفاظت از محیط زیست است. آتش‌نشانی مهارتی بسیار فنی است که احتیاج به دوره‌های طولانی چه در زمینه‌های عمومی مانند مقابله با آتش و چه در زمینه‌های تخصصی مانند عملیات امداد و نجات دارد. به شخصی که به صورت تخصصی به مهارت‌های اطفاء حریق آشناست آتش‌نشان می‌گویند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%AA%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86%DB%8C
۲۰ - تعيين خسارت ناشي از حريق و انفجار در يک صنعت شيميايي به روش شاخص حريق و انفجار: نوشته ی سعيد احمدي و دیگران
http://fa.journals.sid.ir/ViewPaper.aspx?id=148473
۲۱ - سردارهای مشهور ایران در جنگ های تاریخی/ سرداران نامدار آریائی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post.html
۲۲ - جنگ تاریخی/ نبرد دروازه پارسی: نبردی بود که در نزدیکی یاسوج کنونی بین سپاهیان اسکندر و سپاه ایران به فرماندهی آریوبرزن درگرفت. سپاهیان آریوبرزن تا آخر ایستادگی کردند. ولی اسکندر به وسیله اسرای جنگی راهی به پشت خط ایرانیان پیدا کرد. در این نبرد آریوبرزن تعداد افرادش به روایتی ۳۰۰ تا ۷۰۰ نفر بوده و فقط ۴۰ اسب داشت.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D8%A8%D8%B1%D8%AF_%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D9%86%D8%AF_%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%B3
۲۳ - ضرب المثل دعوا سر لحاف ملا بود
http://www.beytoote.com/fun/proverb/proverbs-quilt1-fight.html
۲۴ - جنگ و نبرد : در زنجیری از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2016/02/blog-post_8.html
۲۵ - جنگ و نبرد های یک سراینده
http://saadatnoury.blogspot.ca/2016/02/blog-post_7.html
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/02/blog-post_9.html
Twenty Five Top Tips for Better Understanding of Fighting
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
The link will be posted
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۸, یکشنبه

انواع واژه های متداول برای "جنگ و نبرد" در زبان فارسی این زمانه


زبان فارسی نه تنها  به گفته ی دانشمندان "شکر است" بلکه بسیار غنی و سرشار از واژه های گوناگون با مفهوم مشابه است. به عنوان نمونه انواع واژه های متداول برای "جنگ و نبرد" را در زبان فارسی این زمانه با یکدیگر مرور می کنیم:

جنگ (Jang) - نبرد (Nabard) - جدل (Jadal) - جدال (Jedaal) - رزم (Razm) - پیکار (Paykaar)
- مبارزه (Mobaarezeh) - کارزار (Kaarzaar) - ستیز (Seteez) - ستیزگی (Seteezegi) - نزاع (Nezaa)
 - منازعه (Monaaze-eh) - دعوا (Daavaa) - زد و خورد (Zadokhoord) - کشمکش (Keshmakesh) .
 کشاکش (Keshaakesh) - مقابله (Moghaabeleh) - مجادله (Mojaadeleh) - مشاجره (Moshaajerh)

تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD 
====

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۱۴, چهارشنبه

آخوندک نامه

شناخت واژه ی آخوندک
۱ - آخوندک = نام عام حشره ای از ملخ بزرگتر با پاهای بلند و سری بزرگ برنگ سبز: تارنمای لغت نامه دهخدا
۲ - آخوندک = آخوندک حشره‌ای است سبزفام و ملخ‌وش، باریک و کشیده با پاهایی دراز. آخوندک سری بزرگ و دو جفت بال دارد. هنگامی که آرام می‌ایستد "دستگون" های خود را مانند دو دست به سمت جلو نگه می‌دارد .در این حالت، انگار در حالِ خواندن دعاست... آخوندکِ ماده پس از جفت‌گیری، حشره ی نر را می خورد: تارنمای اخبار روز
۳ - آخوندک = آخوندَک را به هر یک از حشرات راسته آخوندکان گویند. این حشره به نام های فال‌بین و قاطرکُش نیز معروف است چون از آب دهان این حشره قاطر مسموم می‌شود. آخوندک حشره‌ای است سبزفام، ملخ‌ وش، باریک و کشیده با پاهای دراز، سر بزرگ و دو جفت بال. هنگامی که آرام می‌ایستد پاهای خود را مانند دو دست به سمت جلو نگه می‌دارد و در این حالت از این جهت که انگار دارد دعا می‌خواند، او را در فارسی آخوندک و در بسیاری از زبان‌های فرنگی، "مانتیس" یا مانند آن می‌خوانند؛ چون که "مانتیس" واژه‌ای یونانی به معنای پیغمبر است. برای تأکید بر این معنا حتی در زبان انگلیسی، گاه نام این جانور را با صفت «نیایشگر» هم همراه می‌کنند و آن را "مانتیس نیایشگر" می‌خوانند: تارنمای ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%AE%D9%88%D9%86%D8%AF%DA%A9
طبقه‌بندی علمی در جانورشناسی
دامنه: یوکاریوت‌ها / فرمانرو: جانوران / شاخه: بندپایان / رده: حشرات / زیررده: یکروزه‌مانندها / فرورده: نوبالان / سوپررده: تورینه‌بالان / راسته: آخوندکان
https://www.google.com
در کتاب ها و نوشتارها
کتاب آخوندک (مجموعه ی پنج داستان کوتاه): نوشته ی سیروس سالمی
http://www.iketab.com/books.php?Module=SMMPBBooks&SMMOp=BookDB&SMM_CMD=&BookId=119357
آخوندک (داستان کوتاه سورئال): نوشته ی کاظم دولت آبادی
http://www.shereno.com/post-26285.html
حشره ای مفید برای گیاهان به نام آخوندک
http://www.irannaz.com/useful-insect-plant-called-mantis-photos.html
در زنجیر برخی از سروده ها
چه زود هم سن و سالِ خود شدی!
چه زود پیر شدی!
اینک، ای راهبه ی دلدارخوار*
این تویی که چنین شکسته می روی....: خسرو باقرپور
* راهبه ی دلدارخوار همان آخوندک است.
http://www.akhbar-rooz.com/printfriendly.jsp?essayId=71817
خانه از پای بست ویران است/ چاره ای باید اندیشید
آب از سرچشمه گل آلود است/ از این مریضخانه/ صدای سرفه می آید
نم است و تاریکی/ و بوی عنکبوت/ خاک گندیده است در این زیرزمین!
وطن سرایان به خوابند و آزادی اینجا وز وز پشه ها و آخوندک هاست و هیچ!
و شعر امتداد شبی است دراز/ در وصف مضحک روز/ قرن هاست اینجا
آب از آب تکانی خورده آیا/ همان آش و همان کاسه است...: رحیم مویدی
http://shahedtabrizi.blogfa.com/post/222
 رباعی: ماده آخوندک "نر" خوار
ضد آفات کشاورزی است او
با نرش در عشق ورزی است او
"نر" شود چون طعمه ای در مرز او
دوستدار "نر" به هم مرزی است او
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://saadatnoury.blogspot.ca/2016/02/blog-post_3.html
در یوتیوب
۱ - آخوندک ها و خورده شدن پس از جفت گیری (به زبان  انگلیسی) : به این حشرات در فارسی آخوندک یا شیخک گفته می شود در زبان علمی مانتیس از خانواده مانتیده می گویند چون در انگلیسی کشیشک گفته می شد در فارسی هم آخوندک یا شیخک ترجمه شده زیرا دست آنها شبیه دعا کردن رو به بالا گرفته شده است. بتازگی دولت بعد ۷۰ سال حساس شده و دستور داده که در تمام کتاب های علمی این اسم حذف شود و اسم دیگری هم انتخاب کردند به نام راهبک... جنس ماده آخوندکها و عنکبوتیان پس از جفت گیری جنس نر خود را می خورند. جنس نر باید خیلی خوش شانس و زرنگ بوده باشد که جان سالم بدر برده باشد. در این فیلم می بینید یک آخوندک ماده که معمولا بزرگتراز جنس نر است چطور آخوندک نر کوچک را بعد از جفت گیری می خورد
https://www.youtube.com/watch?v=OGaFXDdPJT0
۲ - دید سه بعدی آخوندک مدل روبات های آینده (به زبان فارسی) : دانشمندان دانشگاه نیوکاسل بریتانیا با تحقیق درباره آخوندک ها بدنبال کشف اطلاعات درباره دید سه بعدی این حشره و نحوه عملکرد آن هستند
https://www.youtube.com/watch?v=44K_bWWfEnk

تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/02/blog-post.html
The Booklet of Mantis/ Aakhoondak Naameh
Abstract: Definitions/ Scientific Classification/ In some Books and Articles/ In some Poems/ In some Videos
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/the-booklet-of-mantis-aakhoondak-naameh-65197
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۷, چهارشنبه

حسن وثوق (وثوق‌الدوله): در صحنه ی زندگی و سیاست پیشگی و سرایندگی


ماجرای زندگی او
۱ - "میرزا حسن خان" در فروردین ۱۲۵۴ خورشیدی دیده به جهان گشود.او از هفت سالگی به فرا گرفتن درس فارسی و مقدمات عربی پرداخت و در جوانی در مدرسه مروی قسمتی از فلسفه را نزد شیخ علی نوری و قسمتی از فقه را نزد سید عبد الکریم لاهیجی فرا گرفت و سپس به آموختن زبان فرانسه و تتبع در ادبیات فارسی پرداخت ، دائی او امین الدوله نیز در پرورش استعداد او کوشید و زیر دست او خدمت خود را آغاز نمود. "میرزا حسن خان" در تیرماه ١٢٧٤ خورشیدی همراه پدرش نزد ناصرالدین شاه رفت، معلومات و استعداد او درجوانی ، توجه شاه را به خود جلب کرد و این باعث شد فرمان استیفای آذربایجان و به همراه آن لقب وثوق الدوله به او داده شود. او از این زمان در شمار مستوفیان در آمد و با پدرش که او نیز همین عنوان را داشت به همکاری پرداخت و با "دوشیزه مریم" دختر آصف الدوله ازدواج کرد
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=32135 
۲ - حسن یا میرزاحسن خان وثوق الدوله، فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه، از رجال معروف و سیاستمدار مشهور ایران و نیز از زمره ٔ شعرا و منشیان عصر خویش به شمار می رود... نخست ادبیات فارسی و عربی را فراگرفت، بعدها به زبان های فرانسوی و انگلیسی نیز آشنا شد. پیش از مشروطیت شغل های مستوفیگری آذربایجان، خالصجات سرکاری را به عهده داشت و پس از مشروطیت به نمایندگی مجلس، وزارت دادگستری، وزارت دارایی، وزارت داخله، وزارت خارجه و وزارت معارف و ریاست وزراء نایل آمد. قرارداد معروف ١٩١٩ میلادی را با انگلستان منعقد کرد. وثوق الدوله در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به ریاست فرهنگستان ایران نیز نایل گردید: 
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-cfedc867d2244c828838e71c30b9816d-fa.html
۳ - حسن وثوق معروف به وثوق‌الدوله (۱۲۵۲ - بهمن ۱۳۲۹ خورشیدی) فرزند میرزا ابراهیم معتمدالسلطنه و نوهٔ پسری محمد قوام‌الدوله آشتیانی و برادر احمد قوام (قوام‌السلطنه) بود. علوم ادبی را از میرزا احمد گلپایگانی و فلسفه را نزد میرزا هاشم رشتی اشکوری و میرزا ابوالحسن جلوه آموخت. او در سفرهایی که به خارج رفت زبان های فرانسه و انگلیسی را به خوبی فرا گرفت. وثوق در جوانی مستوفی آذربایجان شد. در دورهٔ یکم و دوم مجلس شورای ملی به نمایندگی انتخاب شد و در مجلس به سمت نیابت مجلس دست یافت. او از سال ۱۲۹۰ خورشیدی تا اوایل سلطنت رضا شاه ، شانزده بار عهده‌دار وزارتخانه‌های مالیه (دارایی) ، خارجه، عدلیه (دادگستری) ، داخله (کشور) و معارف (فرهنگ) گردید
وثوق‌الدوله دو بار نخست‌وزیر ایران شد. دورهٔ نخستین از مرداد ۱۲۹۵ تا خرداد ۱۲۹۶ و دورهٔ دوم از مرداد ۱۲۹۷ تا تیر ۱۲۹۹ خورشیدی بود. وی در زمان نخست‌وزیری رابطهٔ خوبی با احمدشاه نداشت ولی به سفارت انگلیس نزدیک بود و در دورهٔ دوم نخست‌وزیری‌اش به شدت از سوی انگلیس پشتیبانی می‌شد. در جریان کوشش برای تصویب قرارداد ۱۹۱۹ متهم به دریافت رشوه از دولت انگلیس شد. پس از موفق نشدن در تصویب قرارداد ۱۹۱۹ به اروپا رفت. در دوره ی رضاشاه بخشی از پولی را که برای قرارداد گرفته بود از او پس گرفتند.
وثوق در ۱۳۱۴ مدتی رئیس فرهنگستان ایران بود. از او دیوان شعری هم باقی مانده‌است و در شعر «وثوق» تخلص می‌کرد. حسن وثوق در اواخر عمر حافظه خود را از دست داده بود و غالب اوقات در باغ خود در سلیمانیه می‌زیست. او در بهمن ۱۳۲۹ درگذشت و در آرامگاه خانوادگی واقع در قم دفن شد. از او هشت دختر و دو پسر باقی ماند. یکی از دختران او بتول وثوق، همسر دکتر علی امینی نخست وزیر اسبق در دوران پهلوی دوم بود.
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%88%D8%AB%D9%88%D9%82 
۴ - همچنین نگاه کنید به سلطه طلبی بیگانگان و وثوق الدوله در نوشتاری از غلامرضا گلی زواره
http://gozarestan.ir/show.php?id=197
برخی دیگر از تصاویر او 
۱ - در دوران جوانی
http://fouman.com/history/img/Qajar_Vosooghoddoleh.jpg
۲ - در دوران نخست‌وزیری
https://duckduckgo.com/i/12cfef20.jpg
۳ - در دوران پیری و کهنسالی
https://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/d/df/Vosoogh.jpg 
برخی دیگر از کارهای دولت او
در سالهای ١٩١٨ تا ١٩١٩ دولت میرزا حسنخان وثوق‌الدوله، «دارالمعلمات» را در ایران تاسیس کرد. همزمان هم ده مدرسه‌ی ابتدایی دولتی دخترانه در ایران تاسیس شد.
http://iranian.com/main/2012/jun-43  
برخی نظریات درباره او
۱ - نظر زنده یاد ایرج افشار در مورد اشعار وثوق الدوله : "وثوق الدوله که در حکمت و تاریخ و ادب ممارست ها داشت. خود بخوبی متوجه شده بود که‌ تاریخ همچون آینه نمایاننده ی اعمال آدمی است. او در قصیده ی آینه گفته است: نقش تو در زمانه بماند چنانکه هست/ تاریخ حکم آینه دارد هر آینه‌"
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/9963/430/text
۲ - نظر پروفسور فضل الله رضا در باره حسن وثوق
http://www.rahavard.com/pdf/91-ProfReza.pdf
۳ - در بیستم دی ماه سال ۱۳۱۴ خورشیدی (۱۰ ژانویه ۱۹۳۶) وثوق الدوله (حسن وثوق) رئیس الوزراء سالهای ۱۲۹۷ و ۱۲۹۸ كه بعدا اعتراف به گرفتن رشوه از دولت انگلستان كرده بود تا ایران را دربست تحت الحمایه آن دولت قرار دهد و قسمتی از این پول را به صندوق دولت مسترد کرده بود به ریاست فرهنگستان ایران منصوب شد. می دانیم كه فرهنگستان یك كشور، بزرگترین رسالت و وظیفه ملی ــ میهنی را در آن كشور بر عهده دارد. انتصاب وثوق الدوله به ریاست فرهنگستان، در عین حال ثابت می کند که نفوذ دولت لندن در ایران همچنان ادامه داشت.
http://calendar2015.blogfa.com/post/209
برخی از سخنرانی های او
۱ - فرهنگستان ايران : خطابه ی وثوق الدوله رئيس فرهنگستان در تالار دانشكده معقول و منقول (مدرسه ی عالی سپهسالار)
http://sid.ir/fa/VEWSSID/J_pdf/70213842520.pdf
۲ - یک سخنرانی در معرفی کانت (فیلسوف معروف) از وی به یادگار مانده است
http://gozarestan.ir/show.php?id=197
خانه و باغ او
۱ - خانه و باغ وثوق الدوله
http://chn.ir/NSite/FullStory/Print/?Id=109984
۲ -تبدیل باغ قدیمی وثوق الدوله به بوستان بانوان
http://tnews.ir/news/69BC31365539.html
برخی از سروده های او:
روزی برآید دست حق
بگذشت در حیرت مرا بس ماه ها و سال ها/چون است حال ار بگذرد دایم بدین منوال ها
ایام بر من چیره شد، چشم جهان بین خیره شد/وین آب صافی تیره شد، بس ماند در گودالها
دل پر اسف از ماضیم ، وز حال بس ناراضیم‏/ تا خود چه راند قاضیم ، تقدیر استقبالها
نقش جبین درهم شده، فر جوانی کم شده‏/شمشاد قامت خم شده، گشته الف ها دالها
گوئی که صبح واپسین، رخ کرد و منشق شد زمین‏/وین برق‏های قهر و کین، برجست ازان زلزالها
مغلوب شد هر خاصیت ، برگشت هر خلق و صفت‏/ مانند تغییر لغت ، از فرط استعمالها....
روزی برآید دست حق، چون قرص خورشیداز شفق‏/بی‏ترس و بیم از طعن و دق، آسان کند اشکالها
این ناله ی شبگیرها ، برنده چون شمشیرها/ هم بگسلد زنجیرها ، هم بشکند اغلالها
از خون این غدارها، و زخاک این بد کارها/ جاری کند انهارها، بر پا کند اتلالها ... / بیشتر: 
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/09/blog-post_9.html
قصیده ی آینه
نقش تو در زمانه بماند چنانکه هست/ «تاریخ»حکم آینه دارد هر آینه‌
زیر فشار حادثه‌ام استخوان شکست/ آن سان که زیر چکش آهنگر آینه‌
مرد حکیم آینه‌دار طبعیت است‌/ دارد ودیعه در دل و هم در سر آینه...
چون بد آید
چون بد آید ، هرچه آید بد شود/ یک بلا ، ده گردد و ده ، صد شود
آتش از گرمی فتد، مهر از فروغ/ فلسفه باطل شود، منطق دروغ
پهلوانی را بغلطاند خسی/ پشه‌ای غالب شود، بر کرکسی
کور گردد ، چشم عقل کنجکاو/ بشکند گردونه‌ای را ، شاخ گاو
نیکبختان راست ، ابر فرودین/ زیب بخش ملک و مشاطه زمین
تیره بختان راست ، باران بهار/ سیل خرمن کوب و برق شعله بار
آن یکی ، چون مرغ پرد بر اثیر/ درنوردد شش جهت را روی و زیر
نه بلا ، دامی به راهش افکند/ نه کمند حادثه ، بر وی تند
این یکی ، آهسته پیماید رهی/ لغزدش پائی و افتد در چهی
این یکی ، را آب سیل خانه کوب/ آن یکی ، را مرکب سهل الرکوب
خاک ، آن را نیشکر بارآورد/ این یکی را ، حنظل و خار آورد
این یکی را ، آتش افروزد چراغ/ بر دل آن یک ، نهد چون لاله داغ
این یکی را ، باد پیک مژده بر/ آن یکی را ، حامل رنج وخطر ...
تو
گر گذری هست و نه در کوی تست/ بر خطاست
ور نظری هست و نه بر روی تست/ نابجاست
آنکه بسنجد رخت را به ما/ ز اشتباه
گفت که هم سنگ ترازوی تست/ از تو کاست
وانکه بدان نرگس شهلای باغ/ بهر لاغ
گفت که چون نرگس جادوی تست/ بی حیاست
و آن گل صد برگ و همه برک و ساز/ گرنه باز
برگ و نوایش ز گل روی تست/ بینواست
شیوه بدخوئی و ناز و عتیب/ ای حبیب
گر همه گویند که آهوی تست/ این خطاست
خلق تو یکسر همه قهر است و کین/ دلنشین
با همه گر جور و جفا خوی تست/ دلربا
منع توشوقم دهد ای نوش لب/ در طلب... 
شاهكار
شاهكاري هست هر صنعتگري را در جهان
شاهكار_ آفرينش ، خلقت_  زيباي_ تست  ...
آسودگی
شهری و دیاری که در آن همنفسی نیست‌/ گر لندن و پاریس بود جز نفسی نیست
ناچار دل از خانه بریدیم چو دیدیم‌/ در خانه به جز خانه‌برانداز کسی نیست
بگریز ازین مردم کین‌جوی هوسناک/ در دل چو ترا کینه و در سر هوسی نیست
در بند کسان بودن ما رنج عبث بود/ آسودگی آن راست که در بند کسی نیست
اوضاع اجتماعی ایران
ما خود همه غولانیم ایران همه بیغوله‌/ از بند عبادان تا جنگل ماسوله‌
ترسیم ز هر اصلاح کاین بدعت مذمومه است/ شادیم به هر تقلید کاین سنت معموله
بیداری ما شاید در حشر بود کایدون‌/ شغل شب و روز ماست بیتوته و قیلوله ... 
راز وحدت را كسي مانند حافظ حل نكرد
آن كه در فهم حقيقت در جهان ممتاز بود/ خواجه شمس‌الدين محمد حافظ شيراز بود
راز وحدت را كسي مانند حافظ حل نكرد/ ديگران شاگرد و او استاد اهل راز بود
خاطرش گنجينه‌ ي اسرار را مفتاح گنج/ لاجرم درهاي حكمت بر جنابش باز بود
هيچ كس داد سخن را در جهان چون او نداد/ هم سخنور، هم سخندان، هم سخن پرداز بود
ديگران در وادي حيرت اسير و پاي بند/ او در آفاق_ جمال_ دوست در پرواز بود
آینه ی غیب خدا
خنک آن کس که نباشد پی آزار کسی/ بار بر کس ننهد گر نبرد بار کسی
رشگ یکسو نهدو پاکدلی پیشه کند/نشود سرد دل از گرمی بازار کسی..../ بیشتر:
http://tarabafza.blogfa.com/post/275
مرد حکیم در پی امر محال نیست
در زندگی وثوق دو دوره ی مهم «غربت اجباری» و «دوری از سیاست»پیش‌آمد. یکی پس از قرارداد ١٩١٩ بود و بار دیگر پس از استعفا از ریاست فرهنگستان در ۱۳۱۴ خورشیدی که به‌ عنوان‌ بیماری به اروپا رفت ... در اشعار دوره ی غربت، دلزدگی و آزردگی از غربت از مضامین اصلی شعر اوست. همه‌ جا دوری‌ از یار و دیار، ظرافت جان او را خراشیده و او را خسته و وامانده کرده و شاعر خوب دریافته بود که‌ اگر اوضاع برگردد و او به ایران باز رود دیگر دور دور او نیست و روزگاری پیش نمی‌آید که‌ دستش به دامن سیاست بند شود. در غزلی شیوا گفته است
بار سفر ببند که دیگر مجال نیست‌/ دم در رسید و فرصتی  از کار و حال نیست‌
عمر گذشته باز نیاید به جای خویش‌/ مرد حکیم در پی امر محال نیست
این سیل تندرو که سرازیر شد ز کوه/ دیگر به کوه برشدنش احتمال نیست ...
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/9963/430/text
دیوان کامل سروده های او
دیوان کامل اشعار حسن وثوق در سال ۱۳۶۳ خورشیدی با مقدمه ی ایرج افشار در تهران چاپ و منتشر گردید
http://www.persian-man.ir/senior/poets
یادداشت پایانی
بنا بر نظر زنده یاد ایرج افشار که در بالا به آن اشاره شد "وثوق الدوله در حکمت و تاریخ و ادب ممارست داشت". پروفسور فضل‌الله رضا نیز در نوشتار خود (که پیوند به آن در بالا آمده است) از وثوق الدوله به عنوان "دولتمرد ادیب" یاد کرده است. اگر چه وثوق الدوله بخاطر بستن قراردادی که هیچ گاه تصویب نشد بدنام و تا حدودی منزوی گردید اما شاید می توان گفت که او بطور خلاصه دولتمردی بود در دوره ی قاجار و سراینده ای بود با بسی اشعار!
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/01/blog-post_27.html
Hassan Vosough (Vosough Dowleh), a Politician and a Poet
Abstract: His Life Story/ Some Notes referring to his Various Works/ Some of his Persian Poems/ His End
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/hassan-vosough-vosough-dowleh-a-politician-and-a-poet-64801
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html



ه‍.ش. ۱۳۹۴ بهمن ۲, جمعه

دروغ و حقایقی درباره ی دروغگویی


دروغ ادعای باطلی است که گوینده، عمداً آن را به عنوان حقیقت بیان می‌کند. دروغ‌گویی معمولاً به منظور کلاه‌برداری یا فریب یا جلوگیری از وضعیتی که برای دروغگو نامطلوب است، رخ می‌دهد. دروغ می‌تواند باعث بی‌اعتمادی شود: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA
حقایقی درباره ی دروغگویی
اگر به افرادی که دراطرافتان هستند خوب توجه کنید، درخواهید یافت که بسیاری از آنها در طول روز دروغ های فراوانی می گویند. در واقع این مسئله گویای این است که تقریبا همه ی افراد دراین سیاره به شیوه های متفاوتی در زندگی دروغ می گویند. آنها بر این باورند که غالب شدن شرایطی درآن لحظه افراد را وادار به دروغگویی می نماید. دربسیاری از موارد، افراد برای حفظ علایق شخصی خود دروغ می گویند. اما افرادی هم هستند که برای گول زدن دیگران دروغ می گویند. گروه دیگری از افراد نیز به دروغگویی معتاد شده اند. خیلی ها هم به این دلیل دروغ می گویند که از هرگونه مورد انتقاد قرار گرفتن دراجتماع دور باشند.
چه کسانی درمورد روابط خود دروغ می گویند؟
شاید درک این موضوع که چرا افراد درهنگام برقراری ارتباط با دیگران، درمورد خود دروغ می گویند، کمی دشوار باشد. ممکن است دلیلی اصلی این مسئله این باشد که آنها می ترسند اگر رازهای خود را فاش کنند، آن شخص آنها را ترک کند. افراد در روابط خود دروغ می گویند تا مسائل منفی شخصیتی شان را پنهان کنند. بسیاری از افراد اشتباهات خود در روابط گذشته یا لجبازی خود را نپذیرفته و دوست ندارند طرف مقابلشان در فعالیتهای روزمره آنها دخالت کند. علت دروغگویی و خیانت اشخاص این است که آنها اغلب دارای عقده حقارت بوده و تمایلی ندارند تا شخصی که با او رابطه ای را برقرار می کنند درمورد آن چیزی بداند. ترسی که در ذهن آنها نقش بسته است مسئول دروغگویی این افراد می باشد. برای نمونه، یک مرد برای اینکه رابطه خود را با نامزدش پایدار نگاه دارد، ممکن است در بیان مسائلی همچون موقعیت مالی، درآمد سالیانه و سرمایه های خود به دروغ متوسل شود. بدین جهت ممکن است در صورتی که نامزدش بخواهد بیشتر درباره حقایق اطلاع کسب کند، برای مرد ترس امتناع ناگهانی زن از ازدواج به وجود آید. نکته متحیرکننده این است که با این که همه می دانند بعدها بسیاری از مسائل درزندگیشان آشکار خواهد شد باز هم دروغ می گویند. با وجود این، فرد دروغگو به نوعی به آرامش موقتی و یک حس پیروزی دروغین و نابغه بودن دست می یابد که آنها را غرق در لذت می کند. اما غافل از آن که یک دروغ، دروغ های دیگری را نیز به دنبال خود خواهد داشت.
چرا افراد درمحل کار خود دروغ می گویند؟
دستیابی به ارتقای مقام، افراد را مجبور به دروغگویی می کند. همچنین بسیاری از افراد برای خوار کردن کارمندان رقیب و برداشتن آنها از سر راه خود از دروغ کمک می گیرند تا سمت مورد نظر خود را بدست آورده و از دیگران پیشی بگیرند. در بسیاری از مکانها، آوردن دلایل ساختگی برای به اثبات رساندن اهداف شخصی نیز مشاهده گردیده است. افراد برای بالا بردن تصویر بد شغلی خود درمحل کار نیز دروغ می گویند. بسیاری هم به دلیل به دست آوردن سودهای مالی سریع دروغ می گویند. برای نمونه، ممکن است فروشنده ای در مورد کیفیت کالایی که به فروش می رساند به مشتری خود دروغ بگوید.
برخی دلایل دیگر دروغگویی
شاید دلایل دروغ گفتن افراد و اقدام به بیان آن همیشه جنبه منفی نداشته باشد. در برخی موارد به خاطر مصلحت دروغی گفته می شود. در بسیاری از شرایط، وقتی کسی فرصت کافی برای تشریح موقعیت به فردی و متقاعدکردن او برای مسائلی که رخ داده است، ندارد، به دروغ پناه می آورد. در خیلی از مواقع نیز یک دروغ می تواند به کنترل شرایطی خاص کمک کند تا درآن لحظه موقعیت دشوار نگردد. دلایل دیگر دروغگویی: دروغ اجباری به خاطر بیماری - دروغ اجباری به خاطر مجموعه علائم ذهنی و جسمی - دروغ اجباری به خاطر ناهنجاری ها - دروغ اجباری به خاطر رفتارها. نتیجه می گیریم که درک این که چرا از نظر روانشناسی افراد دروغ می گویند، بسیار دشوار است. با این حال، نباید در مورد شخصی که هدف خوبی برای دروغ گفتن دارد به عنوان شخصی که رفتاری غیرصادقانه دارد، قضاوت کرد. باز هم تا آنجا که امکان دارد باید از دروغ گفتن بپرهیزیم زیرا سبب ایجاد تأثیرات بدی در زندگی گشته و اعتماد دیگران نسبت به ما را کاهش می دهد.
چند دلیل برای دروغگویی افراد
۱) ترس از به دردسر افتادن. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که به طور خودکار طرف مقابل تان را مورد انتقاد قرار می دهید تا با او روراست باشید، فرصت خوبی است تا آنها را وادار کند تا نخواهند با شما صادق باشند و همه چیز را به شما بگویند. این یک تقویت کننده منفی است که سبب ایجاد مانعی برای به اشتراک گذاری احساسات و واکنش ها آنها گشته و در نتیجه موجب پنهان شدن و در لاک خود فرو رفتن آنها می شود.
۲) ترس از آزار دادن طرف مقابل. اغلب مواقع، افراد به دلیل محافظت از احساسات فردی که برایشان مهم است، دروغ می گویند. در این شرایط، عدم صداقت مسئله را درست یا قابل قبول نمی کند، اما منطقی است که آنها نخواهند شما حقیقت را کشف کنید. زیرا این موجبات ناراحتی و ایجاد احساسات بد در شما را فراهم می آورد.
۳) آنها می خواهند دیگران آنها را تأیید کنند. بسیاری از افراد دوست دارند طرف مقابل شان احساسات آنها را صادقانه تأیید کرده و دوست شان بدارند و این همان موضوعی است که آنها همیشه با آن در کشمکش هستند. این موضوع می تواند باعث گردد تا افراد طوری دروغ بگویند که شاید درباره واقعیت مبالغه شود یا آنها مجبور شوند به خاطر این که دوست دارند موافقت شما یا شخص دیگری را جلب کنند، داستانی را از خود بسازند.
۴) جدا شدن از یک عادت ناپسند. ممکن است برای شخصی که همیشه با عدم صداقت یا سرپوش نهادن بر عواطف واقعی خود با مشکل مواجه بوده است، کنترل دروغگویی بسیار دشوار باشد. به محض بیان نکردن حقیقت، این مسئله تبدیل به یک عادت و الگو می گردد و ممکن است برای شخصی که تصمیم گرفته دست از این کار بردارد و درستکار و راستگو باشد، مشکلاتی به وجود آورد.
۵) ناتوانی در بیان احساسات. برای برخی، گفت وگو در مورد احساسات شخصی کاری بسیار دشوار است. وقتی دوست نداشته باشیم درباره این احساسات صحبت کنیم یا این که ندانیم چگونه باید به طور موثری رابطه برقرار کنیم، صحبت نکردن در مورد آنها یا پنهان کردن احساسات واقعی برای برخی افراد ساده تر می گردد.
اکنون که دلایل بی صداقتی افراد با همسران یا طرف مقابل شان را متوجه شدیم، به طور قطع این تصدیقی برای خوب بودن دروغ و پنهان کردن حقایق نیست. با وجود این، مطالب ذکر شده می تواند نوعی بینش بر این مسئله باشد که هر دو طرف چگونه می توانند بر برقراری حقیقت و رابطه ای آشکار و صادقانه موثر واقع شوند. زوجین می توانند بر مهارت های برقراری ارتباط که آنها را در بیان حقیقت یاری می کند، بدون این که خطر یا پیامدی برایشان به وجود آورد، کار کنند. مشاوره های فردی هم می تواند به آنها کمک کند تا بر احساس عزت نفس یا شناخت و بیان عواطف خود تأثیر بگذارند. فهم علت دروغگویی هم می تواند در افزایش صداقت و تقویت روابط موثر باشد.
http://www.beytoote.com/psychology/khanevde-m/why-peoplelie-say.html
حقایقی درباره ی دروغگویی/ به زبان انگلیسی
http://www.cbc.ca/radio/ideas/the-truth-about-lying-1.3410692
دروغ : از دیدگاه برخی سرایندگان این زمانه
http://saadatnoury.blogspot.ca/2012/12/blog-post_3417.html
سروده هایی با اشاره به واژه ی "دروغ" از همین نگارنده:
۱ - پرسش امروز/ چرا دنیای ما، پر از دروغ شد
http://asre-nou.net/php/view_print_version.php?objnr=21070
۲ - عصر جدید/ دروغ و فتنه و مکر است و تزویر
http://saadatnoury.blogspot.ca/2012/12/blog-post_21.html
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/01/blog-post_22.html
Lies and the Truth about Lying
Abstract: Definitions/ Some of us, lie so often that we don’t realize it/ Lying has long been a part of everyday life/ Myths about lying/ The truth about lying/ Persian Poems referring to Lie and Lying by MSN
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/lies-and-the-truth-about-lying-64519
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

ه‍.ش. ۱۳۹۴ دی ۲۸, دوشنبه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و آثار ژنرال سرپرسی سایکس پژوهشگر بریتانیایی تاریخ و جغرافیای ایران

 
ماجرای زندگی او
سِر پِرسی مولس‌وُرث سایکس‎ (زادهٔ ۲۸ فوریهٔ ۱۸۶۷ / ۱۲۴۶ ش - درگذشتهٔ ۱۱ ژوئن ۱۹۴۵ / ۱۳۲۴ ش) ژنرال، نویسنده، و جغرافی دان انگلیسی بود. سایکس در سال ۱۸۹۲ م در هنگ‌ های ارتش هندوستان خدمت کرد و در آنجا با زبان فارسی آشنا شد. دو سال بعد به ایران آمد و کنسولگری انگلیس در کرمان را به‌ راه انداخت. در سال ۱۸۹۸ م کنسولگری سیستان را بنا نهاد. در سال ۱۹۰۱ در جنگ‌های ترانسوال آفریقا شرکت کرد. بین سال های ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۳ سرکنسول انگلیس در خراسان بود. در سال ۱۹۱۵ سرکنسول ترکستان چین بود. در سال ۱۹۱۶ به فرماندهی پلیس جنوب ایران منصوب شد و به جنوب ایران آمد... وی سرانجام در سال ۱۹۱۸ از ایران احضار شد. سایکس از سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی (پیش از مشروطهٔ در ایران) تا سال ۱۲۹۷ (اواخر جنگ جهانی اول) که در ایران و بلوچستان بود و اطلاعات گران‌بهایی از این مناطق به‌دست آورد. معروف‌ترین کتاب او تاریخ ایران در ۲ جلد است. دیگر آگاهی ها: زادگاه - برامپتون، کنت، انگلستان/ همسر - اِولینستون/ فرزندان - شش فرزند : بخش فارسی ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3
سرپرسي سايكس خاورشناس مشهور انگليسي از سال ۱۸۹۲ با سمت افسر هنگ دوم نيزه‌دار (از هنگ‌هاي مشهور انگليسي) مسافرت‌هاي خود را در آسياي مركزي، ايران و بلوچستان آغاز كرد. در سال  كنسولگري انگليس را در كرمان تاسيس كرد و دو سال بعد از آن در كميسيون مرزي ايران و بلوچ ماموريت يافت و در همان سال مسافرتي در حوزه كارون كرد. در سال ۱۸۹۷مامور پذيرايي و مصاحبت والاحضرت ناصرالملك شد كه در آن زمان به عنوان نماينده مخصوص به لندن عزيمت مي‌كرد. در سال ۱۸۹۹ كنسولگري انگليس را در سيستان تاسيس و در سال ۱۹۰۱ به عنوان فرمانده هنگ (مونتگامري شاير تيومانري) در جنگ بوئر شركت كرد و در همين جنگ مجروح شده، به پاس فداكاري‌هايي كه از خود در آن جنگ‌ها نشان داده بود، به اخذ مدال و نشان‌هاي افتخار نايل آمده و در اعلاميه‌هاي وزارت جنگ يا احكام نظامي از وي قدرداني شد.... سرپرسی سایکس در اکتبر ۱۸۹۳ پس از آنکه کنسولگری انگلیس را در کرمان تأسیس نمود در هنگام جشن تولد ناصرالدین شاه به تهران آمد و به حضور شاه می رسد، خود وی در این باره می نویسد: «وزیر مختار بریتانیا نگارنده را حضور ناصرالدین شاه معرفی کرد و او نیز راجع به نقاط دور دست کشور خود سؤالات مفصلی از من نمود و از توضیحات این جانب اظهار مسرت و خوش وقتی کرد و گفت اخباری که افسران انگلیسی در اختیار من می گذارند، به مراتب مفیدتر از اطلاعات مأمورین ایران می باشد». سرپرسی سایکس جمعاً شش بار به ایران مسافرت کرده است 
http://www.iketab.com/books.php?Module=SMMPBBooks&SMMOp=BookDB&SMM_CMD=&BookId=117433
در ۱۹۱۵ به سرکنسولگری ترکستان چین تعیین شد، در اثنای همین ماموریت بود که در ژانویه ۱۹۱۶ به او دستور داده شد که بی درنگ روانه دهلی گردد. او در دهلی به فرماندهی پلیس جنوب ایران منصوب گردید و بلافاصله عازم ایران شد. کریستوفر سایکس  در کتاب «واسموس یا لارنس آلمانی» دربارۀ چگونگی واهداف این ماموریت می نویسد: «سرپرسی سایکس مامور بود که نظم وانضباط را در قوه جدید التاسیس از هرجهت تقویت کند تا افراد پلیس جنوب ماموریت های محوله را بی چون وچرا به نحو احسن انجام دهند شاید بعضی باور نکنند که سایکس برای انجام ماموریت فقط به سه نفر انگلیسی و بیست و پنج سوار هندی روانه ایران شد و اسلحه و مهمات او تنها عبارت از یک عراده توپ کوهستانی ویک دستگاه توپ مسلسل بوده است. سایکس در ۱۶ مارس ۱۹۱۶ میلادی در بندرعباس پای به خشکی نهاد و هدف از این ماموریت به گفته ی خود سایکس ایجاد نیرویی بود از افراد محلی به منظور احیای نظم و قانون در خدمت منافع روس و انگلستان. وی در ظرف بیست وچهار ساعت، پنجاه و سه تن سرباز استخدام نموده بلافاصله با تشریفات خاصی پرچم اداره پلیس جنوب را به اهتزاز در می آورد و همین که اسلحه و مهمات به اندازه کافی تامین می شود یک تیپ در کرمان و یک تیپ در فارس و یک هنگ در بندرعباس مستقر می سازد. درزمان نخست وزیر وثوق الدوله ژنرال سرپرسی سایکس فرمانده پلیس جنوب توانست در عرض هشت ماه کرمان و سیستان و بلوچستان و تقریبا کلیه نواحی جنوب ایران را از وجود عناصر آلمانی پاک ومجدداً تحت نفوذ بریتانیا در آورد.
http://uotab.persianblog.ir/tag/%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%82_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C
برخی از آثار او
۱ - سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس يا ده هزار میل در ایران: این کتاب در سال ۱۹۰۲ میلادی در لندن انتشار یافته و مولف (سرپرسی سایکس) آن را به لرد کرزن نایب السلطنه ی وقت هندوستان تقدیم کرده است. سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس توسط روانشاد حسین سعادت نوری به فارسی ترجمه و با تجدید نظر و حواشی و تعلیقات و فهارس در سال ۱۳۶۳ برای سومین بار در تهران چاپ و منتشر شده است,
۲ - تاریخ کرمان: که در واقع خلاصه ی دو فصل از كتاب ده هزار ميل در ايران مي باشد و توسط «نصرالله خان نواب شيرازي» مترجم كنسولگري انگليس در كرمان ترجمه و به وسيله «افضل الملك روحي كرماني» تصحيح و به سعي و اهتمام ابوتراب بن موسي ملقب به «مستعان الملك» درمحرم سال ۱۳۲۲ قمري با چاپ سنگي به صورت جزوه در هفتاد و هشت صفحه كوچك در كرمان چاپ شده است.
۳ . تاريخ مفصل ايران: در دو جلد كه به وسيله آقاي «محمد تقي فخر داعي گيلاني» ترجمه و تا كنون سه بار در تهران به چاپ رسيده است.
۴ . كشاورزي در خراسان: كه در سال ۱۹۱۰ م. توسط دولت هندوستان منتشر شده است.
۵ . افتخار علم تشيع: كه در حقيقت شرح مشاهدات سايكس همراه با «خان بهادر احمد خان» مي باشد و در سال ۱۹۱۰ م. انتشار يافته است.
۶ . تاريخ افغانستان. ۷. تاريخ اكتشافات عالم. ۸ . واحات و صحاري آسياي مركزي.
۹ - تاریخ مختصر ایران: که در سال ۱۳۱۲ خورشیدی توسط روانشاد حسین سعادت نوری به فارسی ترجمه و در اصفهان منتشر شده است: برگرفته از كتاب "سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس" و برخی از تارنماها
http://www.qumpress.ir/lib.php?code=160000000030&radif=15
مروري بر كتاب سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس يا ده هزار میل در ایران: ژنرال سرپرسی سایکس  در كتاب خود، تمامي ادوار تاريخ ايران را با مراجعه به اكثر منابع قديم و جديد رومي، يوناني، سرياني، ارمني و عربي به‌نحو جامعي شرح و توضيح داده است. جهانگردان زيادي ايران را سياحت كرده، در اطراف مسايل تاريخي، سياسي و اجتماعي تجسس، تدقيق و تحقيق كرده‌اند، ولي سخن اينجاست كه وسايل و اسباب گردآوردن مطالب درست و كسب اطلاعات صحيح مصون از لغزش و خطا به قدري براي اين دانشمند فراهم بوده كه در دسترس هيچ‌يك از همكاران اروپايي وي نبوده است. چنانچه خود او در مقدمه يكي از تاليفات خويش مربوط به ايران شرحي در اين خصوص نگاشته، از جمله چنين مي‌نويسد: «نگارنده با كمال جرات ادعا مي‌كند كه از نسل حاضر هيچ انگليسي، حتي هيچ اروپايي ديگري بهتر و بيشتر از اينجانب به سير و سياحت نواحي شرقي و جنوبي ايران موفق نشده، از طرفي موقعيت و رتبه رسمي نويسنده بهترين وسيله براي ملاقات طبقات منوره اهالي و كسب اطلاعات عاري از خطا بوده است كه خود اين نعمت كمتر نصيب ديگر سياحان خارجي مي‌شود.» كتاب حاضر سفرنامه‌اي به شكل معمول نيست كه شرح سير و سياحت در سرزمين ايران باشد. اين كتاب سفرنامه‌اي است در طول زمان، كه همه ادوار تاريخي ايران را مرتب و مسلسل و نيز كامل و تمام تشريح مي‌كند. فصول اوليه كتاب مربوط به جغرافياي ايران و نيز بابل و ايلام است كه متضمن مطالب عالي و تحقيقات كافي است. بهترين فصول اين كتاب فصل‌هايي است كه در آنها از مسايل و امور اجتماعي كشور صحبت شده است. در اين فصول از عادات و اخلاق، قوانين و رسوم، شاه و دربار، ارتش، موقعيت زنان، زبان و ادبيات، دين و فرهنگ، معماري، پيشه و هنر خاصه هنرهاي زيبا بحث شده است. وي در شرح احوال ايرانيان قديم اخلاق ملي ما را ستوده و مي نويسد: «ميهمان‌نواز، كريم، بخشنده و بلندنظر بوده‌اند.» از ديگر خصوصيات كتاب، مباحث ادبي، فني و بالاخره اجتماعي كتاب است.  او پيشرفت حيرت‌انگيز ايران در كشيدن صورت گل‌ها، اشكال هندسي و نقوش درهم را ستوده و بسياري از نقوش پرده‌ها، كاغذهاي ديواري (نقشه‌دار) و بعضي ديگر از اشياي كارخانه‌هاي انگلستان را اقتباسي از نقوش قالي‌هاي ايراني مي‌داند: علي رنگچيان
http://old.sharghdaily.ir/news/91/05/02/37609.html
انگیزه های سایکس در تالیف تاریخ ایران: هر چند در اغلب آثاری که از سرپرسی سایکس نام برده شد، میتوان ردپایی از نوع نگاه او درباره مردم ایران پیدا کرد، اما مسلماً بینش تاریخی ویا تاریخ نگاری او بیشتر در کتاب تاریخ ایران وی تبلور یافته است. نخستین هدفی که خود سرپرسی سایکس در تالیف کتاب مذکور مطرح می کند جبران خلافی است که در مدت یکصد سال اخیر از عدم تدوین چنین کتابی به وجود آمده است. آنچه از محتوای مطالب کتاب او می توان فهمید، انگیزه های گوناگونی است که به صورت آشکار وپنهان به آن ها اشاره شده است.سرپرسی سایکس انگیزه نخست خود از تدوین این کتاب را آگاهی بخشیدن به هم قطاران خویش که در ایران وکشورهای مجاور آن مشغول خدمت بودند، می داند. البته به نظر می رسد که دراین هدف سایکس، دو دلیل توجیهی مدنظر بوده است، نخست این که مامورین دولت انگلیس با آگاهی وشناخت کافی از موقعیت جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی و دینی منطقه بهتر می توانستند به ماموریت خود جامه عمل بپوشانند، دوم این که سایکس در مطالعات گسترده خود به این نتیجه رسیده بود که ایران در تاریخ گذشته خود(پیش و بعد از اسلام) در تحولات و روابط سیاسی، تجاری و فرهنگی کشور های آسیایی وحتی در کشورهای اروپایی (از طریق یونان و روم در پیش از اسلام واز طریق جنگ های صلیبی بعد از اسلام) نفوذ و تاثیر قابل ملاحظه ای داشته است
http://uotab.persianblog.ir/tag/%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3_%D9%85%D8%B3%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%82_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C
برخی نظریات او
۱ - ژنرال سرپرسی سایکس از پیامبر اسلام می گوید
https://www.youtube.com/watch?v=LbAFS9J8kwM
۲ - ژنرال سرپرسی سایکس درباره ی ایران مي نويسد
«ایران در مدت چندین قرن براحوال یونان و دولت روم و بالنتیجه براحوال اروپا تاثیر و نفوذ کلی داشته است» / «اروپاییان و آمریکاییان پی به تاثیر عمیقی بردند که ایران در تمدن و صنایع وفنون ما در ادوار گذشته داشته است».
http://uotab.persianblog.ir/tag/%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%DB%8C_%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D8%B3_%D9%85%D8%B3۳%D8%AA%D8%B4%D8%B1%D9%82_%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%DB%8C%D8%B3%DB%8C
۳ - ژنرال سرپرسی سایکس درباره ی ایرانيان در پایان کتاب ده هزار میل در ایران مي نويسد
" ایرانیان از هر جهت بر تمام مردم مغرب آسیا برتری دارند و گفته ی رالینسون را که می گوید هيچ يك از ملل اين قاره بزرگ در تيزهوشي وبلند فكري به پاي ايرانيان نمي رسند را تأييد نموده است": برگرفته از كتاب "سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس" و برخی از تارنماها
https://www.google.com
برخی نظریات درباره ی او
سرپرسی سایکس یکی اژ چهره‌های برجستهء شرق‌شناسی و ایران‌شناسی‌ انگلستان است که در دوران حیات خود تحقیقات و مطالعات گسترده‌ای در حوزهء شرق‌شناسی و ایران‌شناسی داشته است. او نزدیک به نیم قرن از عمر خود را در کشورهای آسیایی و آفریقایی سپری کرد که حداقل ۲۵ سال از آن در ایران بوده است. ضرورت مسئولیت‌های سیاسی و نظامی سایکس در ایران از یک سو،و علاقه و همت او در تحققات و مطالعات از سوی دیگر، وی را ناگزیر به سفرهای طولانی کرد که حداقل شش بار آن به ایران بوده و در طی این مسافرت‌ها، اقدام به تحقیقات گسترده و همه‌جانبه کرد و اطلاعات ارزشمند و مفیدی جمع ‌آوری نمود. کثرت و تنوع آثار او در حوزه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، دینی و به ویژه تاریخ و جغرافیا، نشانی از وسعت و عمق اطلاعات و همت و پشتکار وی دارد: هاشم آقاجری و ذ. محمدی - مجله ی علوم انسانی دانشگاه الزهرا - تابستان ۱۳۸۵- شماره ۵۹ 
http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/820947
General Sir Percy Sykes, the British Scholar of Iranian History and Geography
Abstract: His Life Story/ His Works: Books, Articles and Lectures, etc., About his Famous Book of Ten Thousand Miles in Persia or Eight Years in Iran translated to Persian by Hosayn, Saadat Nouri/ Some of his Remarks: 1. On Prophet Muhammad 2. On Iran and Iranians
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html