سه‌شنبه ۱ مهر ۱۳۹۳ ه‍.ش.

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٢٦ - آریایی ها در "همدان" نخستین پایتخت ایران باستان


(تصویری از کتیبه‌ها یا سنگ ‌نبشته ‌های گنج ‌نامه در همدان)
 در بخش های پیشین، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی"، به پاره ای از نشانه های فرهنگی و جغرافیایی در برخی نقاط  این سرزمین اشاره شد. در این بخش، این نشانه ها  را در "همدان" نخستین پایتخت ایران باستان پیگیری می کنیم
 نام همدان
١ - همدان (اکباتان) پایتخت امپراتوری ماد پایتخت تابستانی پادشاهان هخامنشی و یکی از ساتراپ نشین های مهم ایران در دوران ماد و هخامنشی و ساسانیان بوده است.
١ - همدان یکی از پنج ناحیه ٔ پهله است (ابن الندیم ). راجع به همدان لازم است گفته شود: اول دفعه ای که اسم این محل در کتیبه ٔ تیگلات پالسر اول آمده است این پادشاه آسور اسم آن را اَمدانه ذکر کرده. درکتیبه های هخامنشی اسم این شهر را هگمتان نوشته اند ولی بعضی تصور می کنند که هگمتان تلفظ می شده و هردوت اسم آن را اگباتان ضبط کرده است.
٢ - نخستین باری که اسم این شهر برده شد، در حدود ۱۱۰۰ سال پیش از میلاد بود که نام همدان را اَمدانه ذکر شده‌است. این شهر تحت نام‌های دیگری از قبیل هگمتانه، هگمتان، اکباتان، اکباتانا، آمدانه، آنادانا نیز نوشته شده‌است. در کتیبه‌های آشوری نام آن شهر آمدانه آمده، این اسم بایستی مشتق از کلمهٔ ماد باشد چنانکه آشوریان قوم ماد را آمادای ذکر کرده‌اند. از این رو آمادانه به معنی محل مادها و جایی‌است که مادها زندگی می‌کردند. در دوران مادها به زبان پارسی باستان این شهر هگمتانه یا هنگمتانه به معنی «جای تجمع» خوانده می ‌شد. اکباتان نیز همان تلفظ هگمتانه به زبان یونانی است. نام هگمتانه به مرور زمان در دوران ساسانیان به اَهمتان، اَهمدان و سپس به همدان دگرگون شده ‌است. این شهر کهن، نخستین پایتخت ایران بوده و به همراه آتن در یونان و رم در ایتالیا، از معدود شهرهای باستانی جهان است که همچنان زنده و مهم است. هرودوت این شهر را ساخته دیاکو دانسته و گفته است که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره ‌ها بوده‌اند.
موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی همدان
همدان یکی از کلان شهرهای ایران در منطقه غربی و کوهستانی ایران و مرکز شهرستان و استان همدان است . این شهر در دامنهٔ کوه الوند و در بلندای ۱۷۴۱ متری از سطح دریا واقع شده‌است و از شهر های سردسیر ایران به شمار می‌آید. کوروش هخامنشی در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، آستیاگ، آخرین پادشاه ماد را شکست داد و همدان را مقر تابستانی خود قرار داد. بدین ترتیب با تصرف همدان نخستین حکومت آریاییان به دست شاخهٔ دیگر آریایی که پارس‌ها بودند، منقرض شد. بعد از انقراض مادها همدان هر چند مرکزیت نخستین را از دست داد ولی به عنوان یکی از سه پایتخت هخامنشیان مورد توجهٔ خاص بود. وجود کتیبه‌های گنجنامه بقایای ستون‌های سنگی کاخ‌های هخامنشی، جام‌ها و الواح زرین و سیمین به دست‌آمده از همدان، حاکی اهمیت این منطقه در دورهٔ هخامنشی‌است.  همدان قدیمی‌ترین شهر ایران و از کهن‌ترین شهرهای جهان است. همدان نخستین پایتخت مادها بوده ‌است. آثار یافت ‌شده از محوطهٔ باستانی هگمتانه و نیز کتیبه ‌های گنج ‌نامه از آن دوران است. همچنین این شهر در روزگار هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان، آل بویه و سلجوقیان نیز یکی از پایتخت ‌های کشور بوده ‌است. هم‌اکنون استان همدان به دلیل داشتن مراکز تاریخی و دیدنی به عنوان پنجمین شهر فرهنگی و توریستی کشور شناخته می‌شود و از نظر علمی نیز با وجود مراکز دانشگاه بوعلی سینا، دانشگاه صنعتی همدان، دانشگاه آزاد همدان، دانشگاه پیام نور همدان و مراکز دیگر به عنوان یکی از قطب‌های دانشگاهی کشور شناخته شده‌است. آرامگاه بوعلی سینا نماد شهر همدان و همچنین یکی از نمادهای پیشینهٔ ایران در فرهنگ جهان و دانش و علم به شمار می‌رود. در سال ۱۳۸۵ مجلس ایران در مصوبه‌ای همدان را «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» اعلام کرد.
مردمان همدان و فرهنگ آنان
همدان و توابع آن، از دیرباز، دارای فرهنگی ریشه دار و غنی بوده است، که قدمت برخی از عناصر آن به تحقیق برابر تاریخ سه هزار سالهٔ شهر است. قراینی هست که می توان دانست تحولات و دگرگونی هایی که سابقأ و درطول تاریخ، در فرهنگ عامیانهٔ این ولایت رخ داده، بسبب «پویا» نبودن جامعه و یا کندی جریان های زیرساختی آن، به اندازهٔ امروز، سریع و زوال آور نبوده، و از اینرو جریان های روساختی از جمله فرهنگ های محلی، و فرهنگ عامیانهٔ همدان نیز کمتر دستخوش تحول و دگرگونی گشته است. زیرا فی المثل، بازماندهٔ زبان پهلوی، که در گویش عوام آن ولایت رسوب کرده، همواره به عنوان فهلویات نام برده و یا مورد جستجو و تحقیق واقع گشته است. منطقه همدان در دوران پیش از اسلام «ماد»،در دوران میانه «ایالت جبال» (کوهستان)، و در دورهٔ سلجوقی به بعد «عراق عجم» نامیده می شده است. از اینرو، زبان مشترک مردم آن ایالت را فهلوی نامیده و آثار ادبی آن را فهلویات گفته اند، که شامل سروده ها یا ترانه هجایی و سپس عروضی، یا اصطلاحاً اشعار «لری» می باشد. فهلویات قدیم همدان را هرگز نباید از مقولهٔ ادب عوام دانست، زیرا در آن ادوار لهجه خاص نیز کمابیش فهلوی بوده است. فهلوی، اساساً لهجه ای است ویژهٔ مردم مغرب و جنوب غربی ایران زمین، در مقابل لهجه «دری» که ویژهٔ مردم مشرق و خراسان است. سبک ادبی مشهور به «سبک عراقی» هم ارز با سبک خراسانی و در حقیقت همان سبک فهلوی و در حقیقت دنبالهٔ طبیعی آن بوده است. پس از اسلام تا پیدایش نخستین آثار منثور و منظوم فارسی دری (سده های ٤ و ۵ قمری)، ادب خاص همدان در قالب زبان عربی هم روند با ادب فهلوی بیان و نمایان می گردد. ادیبان همدان تا پایان سدهٔ ششم و یا به عبارتی تا هجوم مغول بدان شهر (٦١٧ قمری) و حتی پس از آن هم کمابیش اشعار و ترانه های فهلوی، یعنی به زبان کهن و بومی و نیاکان خویش سروده اند.
از قرن پنجم و ششم که آغاز دوران تسلط ترکان بر همه ی ولایات ایران است، از زبان ترکی، واژه های بسیاری در گویش شهری و روستایی همدان وارد گشته است؛ و زبان روستانشینان همدان (جز چند مورد)، جملگی ترکی است. تا این اواخر اصولأ زبان بازاری و تجاری (درمعامله با روستاییان) ترکی بوده، چنانکه امروزه هم تقریبأ چنین است. ورود این عناصر، عمومأ نتیجه و معلول تسلط پردامنهٔ ترکان در ایران زمین از سدهٔ پنجم و ششم و خصوصأ تسلط سیاسی و اجتماعی در عراق عجم و تشکیل دولت سلجوقیان عراق عجم بود. شهر همدان نزدیک به یک قرن (سده ی ششم)، پایتخت سلجوقیان بوده و توابع و روستاهای آن نیز، هریک اقطاع سرکردگان سلجوقی و جولانگاه های تقهر نظامی آنان بر یکدیگر بوده است.
عنصر یهودی در لهجهٔ همدان وجود و رسوخ داشته و چنان که مشهور است این قوم در نگهداری آداب و سنن خود سعی بلیغ نموده و گویا درمورد زبان محلی نیز، که از دیر باز بدان خو کرده و متکلم بوده اند، بی تأثیر نبوده است. خصوصاً آن که عمدهٔ جریان های اقتصادی و معاملات تجاری و داد و ستد با عوام و خواص توسط آنان صورت می گرفته است. چنان که مهم ترین (راستا بازار) کنونی شهر و یکی دو محلهٔ دیگر به نام آنان موسوم بوده است.
گروه‌های ارمنی در چند نوبت وارد شهر همدان شدند. بخصوص در دورهٔ صفویه ورود ارمنیان بیشتر از هر زمانی دیگر در تاریخ به چشم می‌خورد. مسیحیان همدان ۵ کلیسا در این شهر ساخته‌اند. از این میان سه باب از آن ‌ها به نام‌ کلیسای آنجلی، کلیسای حضرت مریم و کلیسای گریگوری استپان در ردیف آثار باستانی و دیدنی شهر قرار دارند. در حال حاضر تعداد مسیحیان همدان بسیار کم شده‌است و بیش از چند خانوادهٔ انگشت‌شمار از آنان در شهر باقی نمانده‌اند.
جمعیت شهر همدان طبق سرشماری سال ۱۳۹۰ مرکز آمار ایران برابر با ۵۴۸٬۳۷۸ نفر بوده‌است.یشتر ساکنان همدان مسلمان و پیرو مذهب شیعه هستند.
برخی از مشاهیر استان همدان
١ - ماندانا دختر ایشتو ویگو (آستیاگ) آخرین پادشاه ماد، همسر کمبوجیه یکم و مادر کوروش هخامنشی بود. ماندانا حدود ۵۸۴ پیش از میلاد در هگمتانه (همدان) متولد شد. آرینیس شاهزاده اهل لیدیه مادر او به شمار می‌آمد. آرینیس از لیدیه بود. آریـِنیس دختر آلیاتِس دوم پدر قارون بود. قارون یا همان کرزوس همان پادشاه لیدیه‌ای است که گنج و دارایی‌های او در ادبیات پارسی زبانزد است.
٢ - فاتک پدر مانی بنیان‌گذار آیین مانوی نیز از اهالی همدان است. فاتک از همدان به تیسفون منتقل شد و مانی در شهر تیسفون به دنیا آمد.
٣ - خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی- وزیر دانشمند و موسس دانشگاه ربع رشیدی- صاحب جامع التواریخ.
٤ - بوعلی سینا از نادر دانشمندان و نوابغ روزگار در سال ۳۷۰ قمری در خرمیثین از توابع بخارا به دنیا آمد. او در سال ۴۰۶ هجری قمری در زمانی که همدان پایتخت آل بویه بود، وارد این شهر شد و پس از مدتی شمس ‌الدوله دیلمی او را وزیر خود ساخت.
۵ - ابوالفضل احمد بن حسین همدانی (بدیع‌الزمان همدانی) متولد سال ۳۵۸ هجری قمری، در شهر همدان بود. او در حافظه و احاطه بر لغت، اعجوبهٔ زمان خود بود. مهمترین تألیف او مقامات است که در فن مقامه‌ (نوعی داستان کوتاه) قدیمی‌ترین کتاب می‌باشد
٦ - باباطاهر معروف به باباطاهر عریان، عارف، سراینده فارسی تبار و دوبیتی سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری ایران است. باباطاهر در سال ۳۲۶ هجری خورشیدی در همدان یا لرستان متولد شد و در سال ۴۱۱ هجری خورشیدی پس از ۸۵ سال زندگی، در همدان وفات یافت.
٧ - رضی الدین آرتیمانی صاحب معروف‌ترین و ارزنده‌ترین ساقی نامه‌ ادبیات فارسی. وی در سال ۹۷۸ قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد. در ایام جوانی به همدان رفت و مشغول تحصیل شد. رضی به علت شایستگی وافری که داشت زود مورد توجه شاه عباس که معاصر وی بود قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد و به همین دلیل بود که داماد خاندان صفوی شد.
٨ - ابوطالب کلیم همدانی یا ابوطالب کلیم کاشانی از سرایندگان قرن یازدهم هجری و یکی از بزرگترین شعرای مشهور زمان خود بود. در حدود سال ۹۹۰ هجری در همدان زاده شد؛ اما چون مدتی در کاشان اقامت داشت، کاشانی هم خوانده شده‌است.
٩ - عین القضات همدانی (۴۹۲ - ۵۲۵ هجری قمری در همدان) حکیم، نویسنده، سراینده، مفسر قرآن، محدث و فقیه بود. او با زبان‌های فارسی، عربی و پهلوی میانه آشنا بود و در عرفان و تصوف در بالاترین جایگاه قرار داشت.
١٠ - کریم خان زند فرمانروای ایران از (۱۱۷۹ تا ۱۱۹۳ ه‍. ق.) و بنیان‌گذار دودمان زندیه متولد روستای پری (پیروز) از توابع بخش زند، شهرستان ملایر، استان همدان بود. زندها یک طایفه دامدار از قوم لر بودند که در زاگرس و دشت‌های همدان به روش دامداری زندگی کرده و مرکز استقرارشان در روستاهای پری و کمازان در نزدیکی ملایر بود. کریم‌خان از تاج‌گذاری خودداری نمود و پس از پیروزی بر محمدحسن خان قاجار (رئیس ایل قاجار) در دیوانخانه قدیم تهران بارعام داد و خود را وکیل الرعایا خواند. وی توانست پس از فروپاشی حکومت نادرشاه افشار، تمام بخش‌های مرکزی، شمالی، غربی و جنوبی ایران را تحت حکومت خود درآورد. همچنین برادر وی، صادق‌خان زند، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ ه‍. ق. بصره را از امپراتوری عثمانی جدا کرده و به ایران پیوست نماید و از این طریق، نفوذ ایران را بر سراسر اروندرود، بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.
١١ - ابوالقاسم خان قره‌گوزلو ناصرالملک همدانی (۱۳۰۶ - ۱۲۴۵ ش) از رجال سیاسی دوره ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و احمدشاه بود. وی مدتی حکمران کردستان بود، و در اواخر عمر رئیس ایل قاجار و پیش از رسیدن احمدشاه به سن قانونی نایب‌السلطنهٔ ایران بود.
١٢ - میرزاده عشقی (متولد ۱۲۷۳ خورشیدی در همدان ) سراینده، موسیقی دان، نقاش، نویسنده و مدیر نشریه ی قرن بیستم بود. وی در ۱۲ تیر ۱۳۰۳ خورشیدی در تهران در دوره ی نخست وزیری رضاخان سردار سپه ترور شد.
١٣ - سپهبد فضل‌الله زاهدی ملقب به بصیردیوان (۱۲۷۱ همدان - ۱۳۴۲ ژنو) سناتور همدان ، وزیر کشور در دولت دکتر محمد مصدق و نخست‌وزیر ایران در سال‌های ۱۳۳۲ و ۱۳۳۳ شمسی.
١٤ - ویگن خواننده و آهنگ ساز ویگن دِردِریان خواننده و آهنگ ساز و هنرپیشهٔ ایرانی ارمنی تبار بود. ویگن در ۲ آذر ۱۳۰۷ در روستای مهرآباد ملایر در استان همدان بدنیا آمد. او در اوایل دهه ۵۰ به آمریکا رفت و در آنجا ازدواج کرد و در کاباره‌های ایرانی فعالیت هنری داشت. وی در ۴ آبان ۱۳۸۲ در شهر لس‌آنجلس در ایالت کالیفرنیا در سن ۷۵ سالگی درگذشت.
١۵ - دکتر احسان یارشاطر (متولد ۱۴ فروردین ۱۲۹۹ در همدان) بنیانگذار مرکز مطالعات ایرانشناسی و استاد بازنشسته ی مطالعات ایرانی در دانشگاه کلمبیا نیویورک است. وی نخستین ایرانی است که پس از جنگ جهانی دوم در آمریکا به مرتبه استادی رسید. دکتر یارشاطر همچنین بنیانگذار و سر ویراستار دانشنامه ی ایرانیکا در دانشگاه کلمبیا در شهر نیویورک است.
١٦ - ابوالحسن بنی صدر (متولد ٢ فروردین ۱۳۱۲ در همدان) نخستیین رییس جمهور در تاریخ ایران
١٧ - شیرین عبادی (متولد ۳۱ خرداد ۱۳۲۶ همدان) حقوقدان و برندهٔ سال ٢٠٠٣ جایزه ی صلح نوبل 
و بسیاری افراد دیگر...
برخی از آثار تاریخی همدان
١ - کتیبه‌ها یا سنگ ‌نبشته ‌های گنج ‌نامه: نوشتارهایی از دوران داریوش و خشایارشای هخامنشی است که بر دل یکی از صخره‌های کوه الوند در فاصله ۵ کیلومتری غرب همدان و در انتهای درهٔ عباس‌آباد حکاکی شده ‌است. کتیبه‌ها هر کدام در سه ستون ۲۰ سطری به زبان‌های پارسی باستان، عیلامی و بابلی نو نوشته شده و متن پارسی باستان در سمت چپ هر دو لوح جای گرفته‌است. متن عیلامی در وسط هر دو کتیبه نوشته شده و متن بابلی نو در ستون سوم قراردارد.
٢ - مجسمه شیر سنگی از یادمان‌های دوره ی اشکانی در شهر همدان است که در انتهای خیابان ۱۲ متری سنگ شیر و در وسط میدان مربع شکلی به همین نام قرار گرفته‌است. تپه‌ای که در حال حاضر مجسمه شیر سنگی بر روی آن واقع شده تپه باستانی است زیرا تابوت متعلق به دوره ی اشکانی ازآن محل کشف شده و فعلاً در موزه تپه هگمتانه نگهداری می‌شود. این مجسمه به همراه قرینه اش ابتدا در دروازه ی شهر همدان قرار داشته‌است و اعراب به هنگام فتح همدان آن را باب الاسد به معنی دروازه شیر نامیده‌اند. در سال ۳۱۹ قمری نیز که دیلمیان همدان را به تصرف خود در آوردند دروازه شهر را به کلی تخریب کردند. مردآویج دیلمی قصد داشت یکی از آنها را به ری منتقل نماید ولی چون موفق نشد پنجه‌های یکی از شیرهارا شکست و دیگری را به طور کامل تخریب نمود مجسمه آسیب دیده تا سال ۱۳۲۸ هجری شمسی بر روی زمین افتاده بود تا اینکه مهندس سیحون طراح و معمار آرامگاه بوعلی آن را در محل فعلی نصب کرد.
٣ - مقبره ی استر و مردخای: در مرکز شهر همدان، ابتدای خیابان شریعتی قرار دارد. این مقبره جزء آثار میراث فرهنگی ایران ثبت شده‌است. بنای مقبرۀ استر و مردخای یادگار دوران باستان نیست، از بناهای قرن هفتم هجری است که بر روی بنای دیگری به یادگار مانده از قرن سوم ساخته شده‌است. بنای کهنۀ امروزی که همان یادگار قرن هفتم است، از سنگ و آجر ساخته شده و شامل مدخل ورودی، مقبره، ایوان و شاه‌نشین است. از اشیای باقی‌مانده در این مقبرۀ کهن یک جلد تورات نفیس نوشته‌شده بر پوست آهوست که فعلاً در محفظه‌ای استوانه‌ای‌شکل، در سازمان میراث فرهنگی همدان نگهداری می‌شود.
٤ - کلیسای حضرت مریم مربوط به دوره قاجار است و در همدان، خیابان اکباتان، ضلع شمال شرقی تپه هگمتانه، محله ارامنه واقع شده و در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۷۷ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
۵ - آرامگاه شیخ الرئیس بوعلی سینا یا آرامگاه بوعلی سینا بنای یادبود شیخ‌الرئیس ابن سینا فیلسوف، دانشمند و پزشک مشهور ایرانی است که در میدان بوعلی سینا در مرکز شهر همدان واقع شده و در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
٦ - آرامگاه باباطاهر عریان مربوط به دوره معاصر است و در همدان، در میدان باباطاهر واقع شده و در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است 
٧ - غار علی صدر تنها غار تالابی ایران و از معدود غارهای آبی جهان است. این غار در نزدیک روستای علی‌صدر در استان همدان واقع شده‌است. ارتفاع غار از سطح دریا ۲۱۰۰ متر است. محوطه ی غار دالان‌های پیچ در پیچ و دهلیزهای متعدد دارد. از مجموعه ی رشته آب ها، دریاچه بزرگی در درون غار بوجود آمده و از این رو نفوذ به ژرفای غار تنها با قایق میسر است. غار علی صدر یکی از دیدنی‌ های جهانگردی استان همدان است.
برخی دیدنی ها و شنیدنی های استان همدان
سنگ‌نبشته ‌های گنج ‌نامه
http://en.wikipedia.org/wiki/File:Ganjnameh_inscriptions.jpg
ملایر ،همدان، گنجنامه، هگمتانه همراه با ترانه هایی از دلکش (مازندرانی) و ویگن (همدانی)
https://www.youtube.com/watch?v=RK-v2yBeGYQ
 دیدار از آرامگاه استر و مردخای
https://www.youtube.com/watch?v=OY84MTMGeDE
کلیسای حضرت مریم در ضلع شمال شرقی تپه هگمتانه، محله ارامنه در همدان
http://www.negahmedia.ir/media/show_pic/11255
مجسمه شیر سنگی
http://en.wikipedia.org/wiki/File:Hamadan_-_Sang-e_shir.jpg
آرامگاه شیخ الرئیس بوعلی سینا
http://www.hamshahrionline.ir/details/169756
آرامگاه باباطاهر عریان
http://en.wikipedia.org/wiki/File:Baba_Taher_mkh.JPG
غار علی صدر
http://en.wikipedia.org/wiki/File:Alisadr_cave.jpg
سایر دیدنی های همدان
https://www.youtube.com/watch?v=hgg8i_GUq9Y
یادداشت پایانی
درود بر آریایی های هگمتانه نخستین پایتخت ایران باستان و با بهترین آرزو ها برای مردمان  پیوسته آگاه و دیرینه فرهنگ استان همدان
دکتر منوچهر سعادت نوری
 منابع و مآخذ
نام همدان: تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا - تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی همدان: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای پایگاه خبری تحلیلی همدان امروز 
مردمان همدان و فرهنگ آنان: تارنمای یک دوست دات کام - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا و بسیاری تارنماها
اولین پایتخت باستانی ایران: تارنمای تبیان‌
برخی از مشاهیر همدان: تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای پایگاه مستقل خبری همدان نیوز و بسیاری تارنماها
برخی از آثار تاریخی همدان: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای همشهری آنلاین
مقبره ی استر و مردخای: نوشتاری از همین نگارنده در بخش زنان نامدار ایران (استر ملکه ی افسانه ای ایران) : تارنمای گزیده ای از نوشتارها 
برخی دیدنی ها و شنیدنی های همدان: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای یوتیوب - تارنما یا رسانه ی مجازی نگاه  - تارنمای همشهری آنلاین

Abstract: Aryan Peoples of Hamedan: To be posted
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/09/blog-post_23.html
بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html

پنجشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

Introducing a Great Cardiologist, Dr Natalie Ann Bottega


Cardio Vascular Disease & World Cardiologists : The World Health Organization estimates that 16.7 million people around the globe die of cardiovascular disease (CVD) each year. CVD respects no geographic, gender, or socioeconomic boundaries. It is now more common in India and China than in all economically developed countries combined, while remaining the leading cause of death in Europe.


According to the American Heart Association, an estimated 81
 million American adults (more than one in three) have one or more types of CVD. The good news is that death rates from cardiovascular diseases are declining in some nations. In the US, for example, they fell by 29 percent between 1996 and 2006. The reasons are many and varied, including a growing awareness of prevention and the lifestyle modifications that stave off heart disease: moderating diet, increasing physical activity, and breaking the tobacco habit (1). A list of the world famous cardiologists in the past can be found in Wikipedia (2). Presently Dr Bernard Lown, an American, is probably the most famous cardiologists of the world. Dr Bernard Lown is the original developer of the DC defibrillator and the cardioverter, as well as a recipient of the Nobel Peace Prize. Lown is currently Professor of Cardiology Emeritus at the Harvard School of Public Health, and Senior Physician Emeritus at the Brigham and Women’s Hospital, Boston, Massachusetts (3). The top ten female cardiologists in the world have been introduced by the Website of RateMeds (4). In Canada, one of the Great Cardiologists is Dr Natalie A. Bottega. Here are some brief notes on the life story of Dr Natalie A. Bottega, her special expertise, and her most important publications:
The Life Story of Dr Natalie Bottega
Natalie Ann Bottega attended medical school at McGill University (Montreal, Canada). She completed her cardiology training at McGill University. She did additional training in adult congenital heart disease at the Mayo Clinic (Rochester, USA) and the University of Toronto (Toronto, Canada). Dr. Bottega is an assistant professor of medicine and staff cardiologist at McGill University Hospital (Montreal, Canada). Her areas of expertise are adult congenital heart disease, pregnancy and heart disease and echocardiography (5).
Her Special Expertise
Dr. Natalie Bottega is board certified in Internal Medicine and Cardiovascular Disease.
She has special expertise in four areas: 1. Acute Coronary Syndrome (ACS) 2. Heart Block 3. High Blood Pressure (Hypertension) 4. Unstable Angina (6).
Her Most Important Publications
1. Elevated Triglycerides, Not Cholesterol, Predict Bioprosthetic Pulmonary Valve Degeneration By Natalie A Bottega, Heidi M Connolly, Joseph A Dearani, and Carole A Warnes (Mayo Clinic, 2006): Circulation 114:II_695 (7)
2. Stenosis of the superior limb of the systemic venous baffle following a Mustard procedure: an under-recognized problem By Natalie A Bottega, Candice K Silversides, Erwin N Oechslin, Kaveesh Dissanayake, Jeanine L Harrison, Yves Provost, and Louise Harris (January 2012): Int J Cardiol ;154(1):32-7 (8)
3. Mirror image atrial dilatation in adult patients with atrial fibrillation and congenital heart disease By Judith Bouchardy, Ariane J Marelli, Giuseppe Martucci, Natalie Bottega, and Judith Therrien (August 2013): Int J Cardiol 26;167(3):816-20 (8)

Some Other Publications
1. Bottega NA, Kapa S, Edwards WD, Connolly HM, Munger TM, Warnes CA, Asirvatham SJ. The Cardiac Veins in Congenitally Corrected Transposition of The Great Arteries: Delivery Options for Cardiac Devices. Heart Rhythm. 2009 Oct;6(10):1450-6
2. Bouchardy J, Therrien J, Pilote L, Ionescu-Ittu R, Martucci G, Bottega N, Marelli AJ. Atrial Arrhythmias in Adults With Congenital Heart Disease. Circulation. 2009 Oct 27; 120(17):1679-86 3. Bernier M, Marelli A, Pilote L, Bouchardy J, Bottega N, Martucci G, Therrien J. Atrial Arrhythmias in Adult Patients with Right- Versus Left-Sided Congenital Heart Disease Anomalies. Am J Cardiol 2010 Aug 15; 106(4): 547-51
4. Bernier M, Marelli A, Bouchardy J, Bottega N, Martucci G, Pilote G, Therrien J. Atrial Arrhythmias in Adults with Congenital Heart Disease: Right Versus Left Sided Lesions; Does it Matter? J Am Coll Cardiol 2009; 53 (10): 825-904 (Suppl A)
5. Lowe BS, Therrien J, Bottega N, Bouchardy J, Guo L, Ionescu-Ittu R, Pilote L, Martucci G, Marellia AJ. Pulmonary Hypertension Compounds Hospitalization and mortality in Adults With Congenital Heart Disease: A Population-Based Study (Suppl A). J Am Coll Cardiol 2009; 53 (10): 825-904 (9)
Some Other Info
Dr Bottega is married and she now lives in Montreal, Quebec, Canada
Epilogues
1. According to many patients who visited Dr Natalie A Bottega, she is an amazing person and a very experienced doctor. Lots of people also admit that Dr Natalie Bottega is the best physician they have ever had.  Dr Natalie Bottega really listens to her patients and truly cares about them.
2. With best wishes for Dr Natalie A.Bottega
 Manouchehr Saadat Noury, PhD
 References
1. http://www.patientsbeyondborders.com/procedure/cardiology
2. http://en.wikipedia.org/wiki/Cardiologists#Cardiologists
3. http://en.wikipedia.org/wiki/Bernard_Lown
4. https://www.ratemds.com/doctors/?gender=F&specialty=cardiologist
5. http://www.heartdiseaseandpregnancy.com/con_nb.html
6. http://www.vitals.com/doctors/Dr_Natalie_Bottega.html
7. http://circ.ahajournals.org/cgi/content/meeting_abstract/114/18_MeetingAbstracts/II_695-d
8. http://www.pubfacts.com/author/Natalie+Bottega
9. http://www.medicine.mcgill.ca/cardiol/publications%20-%20cardiology%20muhc.pdf
MSN Selected Articles

سه‌شنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

A Chain of Prose and Poetry on "Sheikh"/ English & Persian==================================


 
Some Definitions of Male and Female Sheikhs
1. Sheikh: Also spelled Sheik, Shayk, Shaikh or Shekh, is an honorific in the Arabic language that literally means "elder" and carries the meaning "leader and/or governor". It is commonly used to designate the front man of a tribe who got this title after his father, or an Islamic scholar who got this title after graduating from a basic Islamic school. It is often used also with the same significance in various Jewish cultures, particularly among Judaeo-Arabic speakers. Usually, a person is known as a sheikh when he has completed his undergraduate university studies in Islamic studies and is trained in giving lectures.
http://en.wikipedia.org/wiki/Sheikh
2. Sheik also Sheikh: an Arab leader
http://dictionary.cambridge.org/dictionary/american-english/sheik?q=Sheikh
3. Female Sheikh: A daughter or wife of a sheikh is sometimes called Shaykhah. Currently, the term Shaykhah is commonly used for females of rich families, especially ruling families, in Arab countries. A Shaykhah is also the female version of a sheikh. The term is used by almost every female member of all the Gulf royal houses with the exception of Saudi Arabia and Oman.
http://en.wikipedia.org/wiki/Sheikh#For_women
 Some Differences between Seyyed and Sheikh
Seyyed (can also be spelled as Seyd, Sayed, Seyed, Sayyid, and so on) is an honorific title, it denotes males accepted as descendants of the Islamic prophet Muhammad through his grandsons, Hassan and Hussain, sons of Muhammad's daughter Fatimah and his son-in-law Ali (Ali ibn Abi Talib). Seyyeds wear black turban, a head covering made from a long piece of cloth that is wrapped around the head. Sheikhs do not have any relationship with prophet Muhammad and wear white turban: Various Sources
 Shaykhism
Shaykhism is an Islamic religious movement founded by Shaykh Ahmad Ahsa'i in early 19th century Qajar Iran. It began from pure Shi‘a doctrine of the end times and the day of resurrection. Today the Shaykhi populations retain a minority following in Iran and Iraq
http://en.wikipedia.org/wiki/Shaykhism
Sheikh in Geography
1. Sharm El-Sheikh is a city situated on the southern tip of the Sinai Peninsula, in South Sinai Governorate, Egypt, on the coastal strip along the Red Sea. Its population is approximately 35,000 (2008). Sharm el-Sheikh is the administrative hub of Egypt's South Sinai Governorate which includes the smaller coastal towns of Dahab and Nuweiba as well as the mountainous interior, Saint Catherine's Monastery and Mount Sinai:Wikipedia. 
2. In Iran, there are many regions named Sheikh Abad, Sheikh Mahaleh, etcetera and hundreds of places exist that the "Sheikh" is a part of their names: Various Sources and Dehkhoda Dictionary.
 Some Famous Iranian Sheikhs
 1. Pur Sina (in Arabic: Ibn Sina), the First World-Famous Iranian Physician, was also known as Head of Sheikhs (Shaikholrais), which literary means "Leader among the Wise Men". In the Western Literature, he is mostly referred to by his Latinized name as Avicenna.
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury/first-world-famous-iranian-physician-pur-sina.html
2. Sheikh Mahmoud Shabistari was one of the most celebrated Iranian Sufi poets of the 14th century: Various Sources.
3. Baha al Dīn Muhammad ibn Husayn al Amili (also known as Shaikh Bahai), Imami scholar, and author born near Baalbek on 18 February 1547 (other dates are also given). He moved with the rest of his family to Isfahan and from there to Qazvīn after the execution in 1558 of his father’s mentor. Bahai was a prolific writer, composing perhaps as many as one hundred works in both Arabic and in Persian. During his years in Isfahan he befriended Mir Damad and counted among his many students Molla Sadra and Mohsen al-Fayż. He was known for his charitable deeds, which included turning his home into a refuge for orphans, widows, and the poor.
http://www.iranicaonline.org/articles/baha-al-din-ameli-shaikh-mohammad-b
The Sheikh Bahai Public Bath is located in Isfahan in a small street named after him. The bath derives it principal fame from the story that they were heated by a single candle which never needed renewing. This miracle of this bath was constructed under Sheik Bahai’s skilful supervision. The special feature of the bath was that the water in it used to be lukewarm in all seasons although there was no apparent heating arrangement there.
http://historicaliran.blogspot.ca/2009/12/sheikh-bahai-public-bath.html
Some other Famous Iranian Sheikhs
 1. Al-Shaykh al-Saduq is the title given to Abu Ja'far Muhammad ibn 'Ali ibn Babawaih al-Qummi, or commonly known in English as Ibn Babawayh. He was the leading traditionist of his time (4th Century A.H.) and one of the most outstanding traditionists of Shi'ite Islam.
http://en.wikipedia.org/wiki/Ibn_Babawayh
 2. Abu Ali Fadhl ibn Hasan Tabarsi known as Shaykh Tabarsi, was a 12th-century Persian Shia scholar who died in 548 AH (1153 CE).
http://en.wikipedia.org/wiki/Shaykh_Tabarsi
 3. Abu Jaʿfar Muhammad b. al-Hasan b. ʿAli b. al-Hasan al-Tusi known as Shaykh Tusi was born in Tus in Iran in the year 996 AD. Of the four authoritative resources of the Shiites, two are written by Shaykh Tusi. These two basic reference books are: Tahdhib al-Ahkam and Al-Istibsar.
http://en.wikipedia.org/wiki/Shaykh_Tusi
 4. Shahab al-Din Suhrawardi was an Iranian philosopher, a Sufi and founder of Illuminationism, an important school in Islamic mysticism that drew upon Zoroastrian and Platonic ideas. The "light" in his "Philosophy of Illumination" is a divine and metaphysical source of knowledge. He is sometimes given the honorific title Shaikh al-ʿIshraq "Master of Illumination" and sometimes is called Shaikh al-Maqtul "the Murdered Master", referring to his execution for heresy.
http://en.wikipedia.org/wiki/Shahab_al-Din_Suhrawardi
A Chain of Poems on Sheikh
Yesterday the Sheikh (Wisest Man) holding a lit lantern in daylight
was searching around town saying I am tired of
all these beasts and brutes. I seek a true human
"We have all looked for one but no one could be found", They said
Yes, he replied: But my search is for the one who cannot be found...
By Mowlana Rumi
http://yadesaba.blogspot.ca/2011/07/blog-post_1677.html
 A Sheikh (Religious Man) said to a whore, “You’re drunk,
Caught every moment in a different snare.”
She replied, “Oh Shaikh, I am what you say,
Are you what you seem?”: Attributed to Khayyam
Translated by Peter Avery and John Health Stubbs
http://alikarimi.ca/category/poetry-2/
 A Sheikh addressed a prostitute,
And said, ‘You tempt with your device
Man after man, whom you entice.
How can you be so dissolute?’
The woman then made this reply
‘I am, O Sheikh, what you relate,
But are you so immaculate,
As you assume and certify?’: Attributed to Khayyam
Translation by Arthur J. Arberry.
http://alikarimi.ca/category/poetry-2/
 Come and cast our ship in wine’s river
Cast flurry and a thunder in the hearts of
The youth and the Sheikh (Pious)
If you need the sun in midnight
Unveil the face of a fair girl... : Hafez
http://www.allthelyrics.com/forum/showthread.php?t=146713
“God smiles on us,
However many paths to the shore of his favor
We haven’t taken.
Because, unlike the evil-doing, robe-wearing fanatics,
We haven’t drunk wine hidden from the eyes of God....”: Forough Farrokhzad
http://www.womeninworldhistory.com/heroine13-3.htm
Chain of Persian Poetry on Sheikh
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/09/blog-post_16.html
Collected and Prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD

زنجیره ی "شیخ" در برخی نوشتار ها وسروده ها
شیخ در فرهنگ واژه ها
١ - شیخ = آنکه سالمندی و پیری بر او ظاهر گردد و یا عبارتست از سن چهل یا پنجاه یا پنجاه ویک تا پایان عمر، یا تا سن هشتاد، و یا آنکه دوران شباب او بپایان رسیده باشد: لغت نامه دهخدا
٢ - شیخ = مرد پیر - بزرگ - دانشمند - شخص‌بزرگوار - مرشد - رهبر دسته ای از عشایر عرب  - رهبر یکی از فرقه های مذهبی: فرهنگ واژگان فارسی به فارسی
٣ - شیخ = یکی از لقب‌های عربی و اسلامی و به معنی پیر است - در زمان جاهلیت، در نظام شیخوخیت، به رئیس و ریش سفید یک قبیله یا اتحادی از چند قبیله گفته می شده است - در ایران قدیم یکی از اصطلاحات صوفیان نیز بوده است - در تمدن اسلامی، شیخ لقبی ویژه برای برخی از عالمان بزرگ مسلمان مانند شیخ الاسلام غزالی یا شیخ اعظم انصاری بوده است. امروزه در ایران شیخ یک عنوان رسمی نیست و به هر کسی که در مدارس دینی (حوزه علمیه) درس خوانده باشد و لباس روحانی بر تن کند و عمامه سفید بر سر بگذارد، شیخ می گویند: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عمامه ی شیخ و مقام شیخ در طبقه ی روحانیت
آخوند در اسلام شیعه کارش ترویج و تعلیم شیعه گری و امور مربوط به آن است. آخوند میتواند "سیّد" با عمامه ی سیاه, گاهی سبز, و یا "شیخ" با عمامه ی سفید باشد. "سیّد" خود را از بازماندگان امام اول شیعیان، امام علی، و همسر ایشان فاطمه، دختر پیغمبر اسلام محمد، میداند لذا در طبقه ی روحانیت بر "شیخ" ارجحیت دارد. درجه مراتب آخوند با توجه به سواد حوزه ای و تجربه به ثقةالاسلام، حجت‌الاسلام، آیت الله، آیت الله العظمی تقسیم می شود: نوشتاری از جهانشاه رشیدیان 
بیشتر: http://iranian.com/posts/view/post/38510
شیخیه
١ - شیخیه عنوان یکی از مکتب های معروف شیعه ی جعفری دوازده امامی است. نام شیخی براین گروه از مسلمانان بدلیل پیروی آنها از شیخ احمد بن زین الدین احسائی اطلاق شده، که بنیان گذار مکتب شیخی یا المدرسة الشیخیة است. وی در سال ۱۱۶۶ قمری در منطقه الاحساء در عربستان متولد شده و ازعلمای بزرگ و معروف شیعه ‌است... پس از شیخ احمد احسائی مؤسس این مذهب، شاگرد او سید کاظم رشتی و پس از وی محمدکریم‌خان کرمانی جانشین او شدند. در حال حاضر یکی از فقهای شیعه در عراق به نام حاج سید علی موسوی ساکن بصره زعامت طایفهٔ شیخیه را بر عهده دارد: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٢ - فرقه شیخیه گروهی از شیعیان «امامیه » ،از پیروان شیخ احمد احسایی از علمای بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هستند. اساس این مذهب، مبنی بر امتزاج تعبیرات فلسفی قدیم متاثر از آثار سهروردی با اخبار آل محمد (ص) است. فرق بابی و ازلی تحت تاثیر شدید این مذهب واقع شده اند. ادامه ی داستان تشکیل فرقه شیخیه را به روایت دکتر محمد جواد مشکور بخوانید: تارنمای  شرکت شبکه ی اینترنتی آفتاب
http://www.aftabir.com/articles/view/religion/religion/c7c1164789694p1.php
شیخ در جغرافیا
١ - شرم‌الشیخ: شهری ساحلی است که در نوک جنوبی شبه‌جزیره سینا در مصر میان جبل‌ الموسی و دریای سرخ قرار دارد. شرم‌الشیخ در موقعیت مهمی و در دهانهٔ خلیج عقبه قرار گرفته و میزبان پایگاهی برای نیروی دریای مصر است. این شهر در نیمهٔ دوم قرن بیستم دو بار و در مجموع برای ۱۶ سال در اشغال اسراییل قرار داشت. اقتصاد منطقه پیش‌تر به ماهی‌گیری و کشتی‌رانی و اکنون متکی به جهان‌گردی است: ویکی‌پدیا
٢ - در ایران بسیاری مناطق به نام شیخ‌آباد و شیخ‌محله و ... خوانده می شود و شاید صدها روستا واژه ی شیخ را در ترکیب نام خود دارند: منابع گوناگون و لغت نامه دهخدا
شیخ در برخی داستان ها و گزارش ها
 ١ - داستان "شیخ صنعان" نوشتۀ علی اکبر سعیدی سیرجانی
http://ketabkhaneyegooya.blogspot.com/2009/07/blog-post.html
٢- داستان "شیخ ریا" نوشتۀ علی اکبر سعیدی سیرجانی
A. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%B1%DB%8C%D8%A7 And B. http://khaandaniha.com/text/1655
٣- اتحاد هفت شیخ‌نشین (امارات عربی متحده): اتحادی از هفت شیخ‌نشین کوچک به نام‌های ابو ظبی، دبی، شارجه، عجمان، فجیره، راس‌الخیمه و ام‌القوین است که بعد از استقلال از بریتانیا در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ میلادی شکل گرفت: ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/United_Arab_Emirates
 ٤ - گلایه اهالی شیخ آباد از اداره مخابرات زابل
http://www.nedayehamoun.ir/?p=301
۵ - اهالی شیخ آباد میناب خواستار برخورد جدی با اراذل و اوباش شدند
http://khabarfarsi.com/ext/1860622
برخی از شیخ های نامدار ایران
١ - پور سینا: مشهور به ابن سینا و "شیخ الرئیس ابو علی سینا"که در سال ۳۵۹ خورشیدی در بخارا به دنیا آمد و در سال ۴۱۶ خورشیدی در همدان درگذشت، یکی از فیلسوفان و پزشکان نامدار ایران است. و ی به ویژه با آثار برجسته اش در زمینه ی فلسفه ارسطویی و پزشکی، اهمیت و شهرت بسیار در جهان دارد. پور سینا در شعر و ادبیات نیز دست داشته و اشعار زیبا و دلپذیری به زبان های فارسی و عربی سروده‌ و حتی قصیده هایی پیرامون مسایل علمی ساخته‌است...: نوشتاری از همین نگارنده
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=22965
٢ - شیخ محمود شبستری: از عرفا و شعراي نامي قرن هفتم و هشتم هجري قمري است. او در سال ٦٨٧ هجري قمري در ايام سلطنت کيخاتوخان در قصبه شبستر واقع در هشت فرسخي تبريز متولد شد و در عهد سلطان محمد خدابنده و ابوسعيد بهادرخان در شهر تبريز مرجع علما و فضلا بود.
http://iran-iran-iran-iran.blogfa.com/post/57
٢ - شیخ بهائی (ملقب به محمدبن حسین عاملی) دانشمند مشهور شیعه ، مؤلف خلاصة الحساب و کشکول و مدفون در صحن نو ی مشهد مقدس است: لغت نامه دهخدا
بهاءالدین محمد بن حسین عاملی معروف به شیخ بهائی (زادهٔ ۸ اسفند ۹۲۵ خورشیدی در بعلبک، درگذشتهٔ ۸ شهریور ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان) حکیم، فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب، مورخ و دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری قمری؛ که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو سال ۲۰۰۹ را به نام او سال «نجوم و شیخ بهایی» نامگذاری کرد... حمام شیخ بهائی مربوط به دوره صفوی است و در اصفهان، خیابان عبدالرازق، کوچه شیخ بهائی واقع شده و به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. حمام شیخ بهائی معروف ترین حمام شهر اصفهان، توسط شیخ بهائی در ۱۰۲۵ هجری قمری در عهد شاه عباس صفوی، طراحی و ساخته شده است: ویکی‌پدیا
٤ - شیخعلی شیخ‌العراقین: فقیه و حکیم  و روحانی مشروطه‌خواه ایرانی بود. او فرزند زین‌العابدین حائری مازندرانی و پدر زین‌العابدین رهنما و رضا تجدد بود. شیخ‌العراقین در سال ۱۳۴۶ هجری قمری در عراق درگذشت و در مقبره پدر خود واقع در حرم حسین بن علی دفن شد: ویکی‌پدیا
برخی دیگر از شیخ های نامدار ایران به نقل از ویکی پدیا و لغت نامه ی دهخدا
١ - ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی معروف به شیخ صدوق و ابن بابویه (زادهٔ ۳۰۶ ـ قم و درگذشتهٔ ۳۸۱ ـ شهر ری) از علمای شیعه در قرن ۴ و از بزرگان علم حدیث بود. شیخ صدوق در مدینه ٔ قم فقه آموخت و هم بدانجا تجارت می ورزید.
٢ - امین الاسلام ابوعلی فضل بن حسن طَبرِِسی یا شیخ طبرسی (۵۳۲-۴۵۴ خورشیدی/۵۴۸-۴۶٨ قمری) با لقب «امین الاسلام» دانشمند و فقیه شیعه ایرانی است که کتاب‌هایی دربارهٔ علوم دینی عصر خود تألیف کرده‌است.
٣ - محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی، از علمای ایرانی شیعه در قرن ۵ قمری و معاصر سلطان محمود غزنوی، حکومت آل بویه، شیخ صدوق، فردوسی و شیخ مفید بوده‌است. شیخ طوسی، ملقب به شیخ‌الطایفه رئیس فقهای شیعه و چنانکه علامه ٔ حلّی گوید: رئیس الطائفه ، جلیل القدر، عظیم المنزله ، عین ، صدوق ، عارف باخبار و رجال و فقه و اصول و کلام و ادب و مصنف در همه ٔ علوم اسلام و پیرایشگر عقاید در اصول و فروع و جامع کمالات در علم و عمل بوده‌است.
 ٤ - شهاب الدین یحیی ابن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهاب‌الدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (۵۴۹ - ۵۸۷ قمری / ۱۱۵۴ - ۱۱۹۱ میلادی) فیلسوف نامدار ایرانی اهل قیدار از استان زنجان ایران بود. سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت، و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. در همین دوره بود که سهروردی شیفته راه تصوف گشت و دوره‌های درازی را به اعتکاف و عبادت و تفکر گذراند. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید و چنانچه از گزارش‌ها بر می ‌آید، مناظر شام در سوریه کنونی او را بسیار مجذوب خود نمود. در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگ‌های صلیبی ) دیدار کرد.ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند.در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی حکمت الاشراق را به پایان برد... سخن گفتن‌های بی پرده و بی احتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن می‌شد که با هر کس بحث کند، بر وی پیروز شود، و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصا از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد و به دستاویز آن که وی سخنانی برخلاف اصول دین می‌گوید، از ملک ظاهر خواستند که او را به قتل برساند، ملک ظاهر تحت فشار قرار گرفت و ناگزیر سهروردی را در سال ۵ رجب ۵۸۷ هجری قمری به زندان افکند و شیخ همان جا از دنیا رفت. وی در هنگام مرگ، ۳۸ سال داشت و مزار او در مسجد امام سهرودی در شهر حلب می باشد. علت مستقیم وفات وی معلوم نیست.
زنجیره ی "شیخ" در برخی سروده ها
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست/ بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر/ کان چهره مشعشع تابانم آرزوست...
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول/ آن‌های هوی و نعره ی مستانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام/ مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر/ کز دیو ودد ملو لم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود گشته‌ ایم ما
گفت آنچه یافت می‌نشود آنم آرزوست... : مولوی
ترانه ی بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست - اجرا: شهرام ناظری
https://www.youtube.com/watch?v=HeQwYXVzqfM
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی/ هر لحظه به دام دگری پیوستی
گفتا شیخا ،  هر آنچه گویی هستم/ اما تو هر آنچه می نمایی هستی؟
منسوب به حکیم عمر خیام
 بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمه شب اگرت آفتاب می باید
ز روی دختر گل چهر رز نقاب انداز...: حافظ.
بر روی ما نگاه خدا خنده می زند/ هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش/ پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود/ بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب/  بهر فریب خلق بگویی خدا خدا
مارا چه غم که شیخ شبی در میان جمع/بر رویمان به بست به شادی در بهشت
او میگشایداو که به لطف و صفای خویش/ گویی که خاک طینت ما را ز غم سرشت
ماییم ما که طعنه ی زاهد شنیده ایم/ ماییم ما که جامه ی تقوا دریده ایم
زیرا درون جامه به جز پیکر فریب/ زین راهیان راه حقیقت ندیده ایم
آن آتشی که در دل ما شعله می کشد/ گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود
 دیگر به ما که سوخته ایم از شرار عشق
نام گناهکاره رسوا نداده بود... : فروغ فرخزاد
 حیف از تو ای مهتاب شهریور، که ناچار/  باید بر این ویرانه ی محزون بتابی
وز هر کجا گیری سراغ زندگی را/ افسوس، ای مهتاب شهریور، نیابی
یک شهر گورستان صفت، پژمرده، خاموش/ بر جای رقص و جام می، سجاده ی زرق
با ناله ی جانسوز مسکینان، فقیران/ بدبخت ها، بیچاره ها، بی خانمان ها...
نفرین بر این بیداد، ای مهتاب، نفرین/ بینی گدایی، هر به گامی، رقت انگیز
یا هر به دستی، عاجزی از عمر بیزار/ یا زین دو نفرت بارتر، شیخ ریایی
هر یک، به روی بارهای شهر سربار/ چون لکه های ننگ و ناهمرنگ وصله
اینجا چرا می تابی ای مهتاب، برگرد
این کهنه گورستان غمگین دیدنی نیست... : مهدی اخوان ثالث
 از کرامات شیخ ما این است/ شیره را خورد و گفت شیرین است
از کرامات شیخ ما چه عجب/ پنجه را باز کرد و گفت وجب
بس کرامات شیخ ما دارد/ برف را دید گفت می بارد... : سراینده ی گمنام
 یک مشت گدای عرب از راه رسیدند/ در میهن پر رونق ما خانه گزیدند
با روضه و با روزه در این باغ پر از گل/ چون گاو دویدند و چریدند و خزیدند...
کوته نظران قاصد دوران توحش/ بر سقف جهان تار خرافات تنیدند
جز مفت خوری مرده خوری نوحه سرایی
مردم هنر دیگری از شیخ ندیدند... : هادي خرسندي
 با دو تا گوشم شنیدم شیخ شهر/ روز جمعه بر فراز منبری
شیره ها را خورد و حکمت در نمود/ گفت: ای شیره، سرا پا شکری
بعد از آن فرمود این طوفان و سیل/ در اروپای به این پهناوری
هست از بی بند باری زنان/ بی حجابی، لخت و عوری، دلبری
گفتم ای شیخ اجل صد آفرین/ بر چنین کشف سقیل الباوری
مانده ام انگشت بر لب از کجا/ کرده ای این کشف، خیلی محشری...
شیخ اگر کفر است آنچه گفته ام/ کفر ما ها را تو در می آوری
خر تصور کرده ای این قوم را/ یا که خود بل نسبت خرها، خری
گر شود سوراخ سقف آسمان/ این چونین باید بگیری پنچری
بنده می پنداشتم هالو منم/ تو که از هر هالویی، هالو تری : محمد رضا عالی پیام
 بغض_ عمق_ گلو ، نمی میرد/ قلب ما ،  از كجاست می گیرد
زآدمیزادگان_ "بی فرهنگ"/ خرقه پوشان_ صاحب_ اورنگ
از بسا "شیخ" و "واعظ"_ این شهر/ زان مسلمانی_ فریبنده
از جهانی ، به ظلمت آ کنده/ تهی از شعله های تابنده
کرکسان ، پیشتاز و فرمانده/ ناکسان ،  در مقام_ زیبنده
عالمی کین و نفرت و تزویر/ منش_ نیک ، گوهری اکسیر
مردمان_ سلیم ، در زنجیر/ قلب_ خونین ،  درون_ بس سینه
صد ترک خورده ، چهر_  آیینه/ جای تصویر ، قاب_ چوبینه
قلب ما ،  از كجاست می گیرد/ بغض_ عمق_ گلو ، نمی میرد
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/09/blog-post_16.html
 گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/09/chain-of-prose-and-poetry-on-sheikh-in.html

جمعه ۲۱ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

==== About Dr Pardis Sabeti: In English & Persian =====




Pardis Sabeti was born on 25 December 1975 in Iran, and immigrated to the US when she was three years old. In responding to what she was doing at age 9, she said in an interview that, "At 9 I think I had really gotten into tennis, I liked writing short stories, I loved solving math problems, I was learning a little piano, and I was collecting Garbage Pail Kids cards". Sabeti plays guitar and bass and is the lead singer of a rock band (see below).
She is a geneticist who developed a statistical method which identifies sections of the genome that have been subjected to natural selection. Sabeti is an Assistant Professor in the Center for Systems Biology and Department of Organismic and Evolutionary Biology at Harvard University. She is rated 49th among Top 100 living geniuses (in Persian: Naabegheh) of the world by the Daily Telegraph, a British newspaper... She is also studying the effect of natural selection on the human genome and the genomes of other organisms to uncover how humans and other species have adapted to their surroundings over time. In her spare time, Sabeti enjoys performing with her band Thousand Days, which recently won an honorable mention in Billboard's World Songwriting Contest for the track Headlight Waves. On 14 June 2008, the Boston Globe (the most widely circulated daily newspaper in Boston and in New England, US) published an article entitled as Infectious Melodies and wrote that, "Pardis Sabeti, a pioneering geneticist, has a second life as a singer and songwriter".
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/09/first-iranian-female-experts-in.html
Pardis Sabeti was born in Tehran to Nancy and Parviz Sabeti. She is an Iranian-American computational biologist, medical geneticist and evolutionary geneticist, who developed a bioinformatic statistical method which identifies sections of the genome that have been subject to natural selection and an algorithm which explains the effects of genetics on the evolution of disease. In 2014, Sabeti headed a group which analyzed the genetics of the Ebola samples, pinpointing a single late 2013 introduction from an unspecified animal reservoir into humans. RNA changes suggests that the first human infection was followed by exclusive human to human transmissions. Dr Sabeti is an associate professor in the Center for Systems Biology and Department of Organismic and Evolutionary Biology at Harvard University and on the faculty of the Center for Communicable Disease Dynamics at the Harvard School of Public Health, and is a senior associate member at the Broad Institute.
http://en.wikipedia.org/wiki/Pardis_Sabeti
Her Personal Website
http://sabetilab.org/
 Some of her Publications
http://sabetilab.org/people/pardis-sabeti
About some of her recent research works
1. Harvard team helps with Ebola detection in Sierra Leone: By Carolyn Y. Johnson
http://www.bostonglobe.com/news/science/2014/06/06/harvard-team-helps-with-ebola-detection-sierra-leone/B0w8sLxlzskA4PXs8bpVCK/story.html
2. Pardis Sabeti, Leading a charge against Ebola: By Behrouz Bahmani
http://iranian.com/posts/pardis-sabeti-leading-a-charge-against-ebola-38324
Pardis Sabeti in some Reports and Videos
1. On a recent Tuesday afternoon, Pardis Sabeti was not in her office at Harvard’s Center for Systems Biology, but en route to Manhattan—to play a gig that night at a club in the Meatpacking District with Thousand Days, the alternative-rock band for which she sings lead vocals and plays bass guitar.
http://harvardmagazine.com/2009/05/pardis-sabeti
2. The Musical Geneticist
http://www.pbs.org/wgbh/nova/sciencenow/0302/04-sabeti.html
3. Pardis Sabeti in You Tube
http://www.youtube.com/results?search_query=Pardis+Sabeti


زنان نامدار ایران: ٢٦ - دکتر پردیس ثابتی زیست‌شناس و متخصص ژنتیک
پردیس ثابتی، زیست‌شناس و متخصص ژنتیک، با پژوهش‌هایی در زمینه چگونگی تکامل ژنوم انسانی شناخته شده است. پردیس ثابتی در سال ۱۳۵۳ در تهران زاده شد. او از دو سالگی به همراه خانواده‌اش به آمريكا مهاجرت کرد و در آنجا ساکن شد: تارنماهای "گزیده ای از نوشتارها" و "رادیو فردا"
پردیس ثابتی فرزند نانسی و پرویز ثابتی است. پرویز ثابتی همان شخصی است که حضورش به عنوان مقام امنیتی در تلویزیون ایران نام او را بر سر زبان ها انداخت و پیش از انقلاب ۵۷ از ایران خارج شد. پرویز ثابتی اکنون در ایالات متحده با همسرش نانسی زندگی می‌کند و به فعالیت اقتصادی مشغول است.: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
پردیس ثابتی دوره ليسانس را در «مؤسسه تكنولوژی ماساچوست»، ام.آی.تی، سپری كرد و پس از آن تحصیلات عالی خود را در دانشگاه آكسفورد ادامه داد. وی تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد آمریکا نیز با نتیجه‌ای شگفت‌انگیز به پایان رساند: او سومین زن در طول تاریخ این دانشگاه بود که با معدل ۱۰۰ و مدارج کامل فارغ‌التحصیل شد. پس از آن بود که دانشگاه هاروارد از او دعوت به همكاری کرد و اکنون پرديس ثابتی، با عنوان دانشيار هاروارد، يكی از استادان جوان ايرانی‌تبار در اين دانشگاه به شمار می‌رود و سرپرستی يک پژوهش مهم پزشکی، در باره تکامل انسانی، را در مركز سامانه‌های زیست‌های تكاملی بر عهده دارد. دكتر پرديس ثابتی در گفت‌وگویی با رادیو فردا در مورد پژوهش‌های علمی خود در دانشگاه هاروارد می‌ گويد: «در دانشگاه هم به جوانان آموزش می‌دهم و هم در آزمايشگاه، پروژه‌ای دارم كه روی آن كار می‌كنم. حوزه كار من ژنوم و بیماری‌ های توانمند است». خانم ثابتی می‌افزاید: «البته من بيشتر روی مالاريا كار می‌كنم. می‌دانید كه مالاریا سالانه صد ميليون نفر يا بيشتر قربانی می‌گیرد که از آن میان، يک يا دو ميليون کودک در آفريقا از اين بيماری تلف می‌شوند». شبكه تلويزيونی سی.ان.ان از پردیس ثابتی به عنوان «يكی از هشت نابغه عصر نوين» ياد كرده‌است: تارنمای رادیو فردا
دکتر پردیس ثابتی از اهالی فلوریدا و ساکن ماساچوست در ایالات متحده آمریکا است. وی روشی آماری بیوانفورماتیکی توسعه داده است که بخش‌های در معرض انتخاب طبیعی را مشخص می‌کند. همچنین الگوریتمی طراحی نموده که اثرات ژنتیک بر تکامل بیماری را نشان می‌دهد. دکتر پردیس ثابتی از مدرسهٔ پزشکی دانشگاه هاروارد آمریکا فارغ التحصیل شده است. وی بعنوان یکی از سرشناس‌ترین محققان آمریکا در زمینه بررسی ژنوم مالاریا، از بنیاد بیل و ملیندا گیتس بالغ بر ۲ میلیون دلار بودجه تحقیقاتی دریافت کرده‌است و به عنوان یکی از ۱۰۰ چهره ی نابغه جهان از سوی گروه بین‌المللی شناخت نوآفرینی معرفی شده‌است. این گروه بین‌المللی پردیس ثابتی را از محققان برجسته دانشگاه‌های معتبری نظیر هاروارد، آکسفورد و ام آی تی را به عنوان چهره چهل و نهم معرفی کرده‌است. پردیس ثابتی، خواننده یک گروه آلترناتیو راک به نام هزار و یک روز نیز می‌باشد که تا به حال سه آلبوم منتشر کرده‌است: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
پروفسور اريک لندر، عضو هيأت علمی دانشگاه‌های هاروارد و ام.آی.تی، نیز با تحسین «نگاه كنجكاو پردیس و پژوهش‌های علمی او» می‌گوید: «حتی امتیاز نابغه بودن هم اندکی از رفتار متین و فروتنانه پردیس نکاسته است». دایان ویرث، از دانشکده بهداشت عمومی دانشگاه هاروارد، نیز با تمجید از دستاورد علمی دکتر ثابتی می‌گوید: «پردیس سزاوار عنوانی است که او را در ردیف شایسته‌ترین سرآمدان علمی آغاز قرن بیست و یکم قرار داده است». خانم ثابتی در واکنش به چنین تعریف‌هایی به رادیو فردا می‌گوید: «من خيلی ممنون هستم به خاطر این حرف‌ها. خيلی خوشحال می‌شوم كه بتوانم كاری برای ديگران انجام دهم. اما خيلی از انسان‌ها هستند که از من بالاترند و من همیشه می‌خواهم از آنها ياد بگيرم». دكتر پردیس ثابتی در چشم‌انداز آينده، به تدريس در دانشگاه و ادامه پژوهش برای پيكار با بيماری‌ها می‌اندیشد. او در باره آینده‌اش به رادیو فردا می‌گوید: «دوست دارم در سال‌های آينده هم همين كار را ادامه دهم. من خيلی خوشبخت هستم كه در دانشگاه، هم تدريس می‌كنم و هم پروژه خودم را دارم. همان‌طور که گفتم، راجع به مالاريا پژوهش می‌كنم؛ در آفريقا خيلی‌ها از اين بيماری می‌ميرند. من به آنها كمک می‌كنم. فكر می‌كنم اگر ۱۰ سال ديگر هم همين كار را انجام دهم خيلی خوشبخت خواهم بود». این دانشمند جوان در باره دیگر فعالیت‌هایش، در كنار تدریس و پژوهش در عرصه دانش پزشكی، می‌گوید تنها به موسیقی علاقه‌مند است. او به رادیو فردا می‌گوید: «هميشه موزيک را خيلی دوست داشته‌ام؛ ولی هيچ‌وقت ياد نگرفته بودم. بيست و يک ساله بودم كه شروع كردم». دكتر پردیس ثابتی ترانه‌ای خوانده است با نام «ديدار». او خود در باره این ترانه می‌گوید: «اين آهنگ را روزی كه مادر بزرگ عزيزم فوت كرد نوشتم. این آهنگ می‌گفت برای ما خيلی سخت است كه بگذاريم تو بروی؛ البته در انتهای این آهنگ هم می‌گويم: به اميد ديدار»: تارنمای رادیو فردا
تارنمای شخصی دکتر پردیس ثابتی
http://sabetilab.org/
برخی از انتشارات دکتر پردیس ثابتی
http://sabetilab.org/people/pardis-sabeti
درباره ی برخی از پژوهش‌ های تازه ی دكتر پردیس ثابتی
١ - گروه پژوهشی دانشگاه هاروارد و مبارزه با بیماری ویروسی ابولا یا تب هموراژیک ابولا: نوشتاری از کارولین جانسون به زبان انگلیسی
http://www.bostonglobe.com/news/science/2014/06/06/harvard-team-helps-with-ebola-detection-sierra-leone/B0w8sLxlzskA4PXs8bpVCK/story.html
٢ - دكتر پردیس ثابتی و مبارزه با بیماری ابولا: نوشتاری از بهروز بهمنی به زبان انگلیسی
http://iranian.com/posts/pardis-sabeti-leading-a-charge-against-ebola-38324
برخی گزارش ها و ویدئو ها درباره ی دكتر پردیس ثابتی
١ - دكتر پردیس ثابتی در راه نیویورک برای اجرای یک برنامه ی هنری
http://harvardmagazine.com/2009/05/pardis-sabeti
٢ - متخصص ژنتیک و هنرمند موسیقی
http://www.pbs.org/wgbh/nova/sciencenow/0302/04-sabeti.html
٣ - جستجو پیرامون پژوهش های علمی و فعالیت های هنری دكتر پردیس ثابتی در تارنمای یوتیوب
http://www.youtube.com/results?search_query=Pardis+Sabeti
  تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

بخش های پیشین زنان نامدار ایران



=== First Iranian Economic Planner of Iran: A. Ebtehaj ==


In this article the life story and the works of Abolhassan Ebtehaj (AE) who pioneered the concept of economic planning in Iran will be briefly studied.
His Life
Abolhassan Ebtehaj (AE) was born on 29 November 1899 in Rasht, the capital city of the province of Gilan in north of Iran. His father, Mirza Ebrahim Ebtehajolmolk, was a well-to-do customs official and his mother, Fatemeh, belonged to a landowning family. At age 11, he was sent with his elder brother (Gholam Hossein) for schooling in Paris, Beirut and Tehran and became fluent in French and English. On his return home in 1918 AE was employed for a time as an interpreter with British forces (known as Dunsterforce) then stationed in Gilan. Chaotic post-war conditions and the murder of his father in 1920 caused his mother to flee with her family to Tehran where the 20-year-old AE joined the staff of the British-owned Imperial Bank of Iran, then the country's principal bank. The bank was widely known as Bank-e Shahi at the time.
Bank-e Shahi had been established in 1889 under a monopoly concession from Nassereddin Shah Qajar, which made it the country’s state bank with the exclusive right to issue paper currency. It had built a network of branches all over Iran, which undertook commercial banking and trade finance. Before 1914 its main competitor had been a Russian bank, but this had collapsed after the Russian Revolution, leaving the Bank-e Shahi as the only banking institution in Iran. There was, however, nothing Iranian about the bank; it was entirely British-owned. Although the bank’s chief office was in Tehran, ultimate control lay with a Board of Directors who sat in London, and the entire management cadre was British.
AE rose rapidly in his new job at Bank-e Shahi. By 1929 he was already one of the Bank’s most senior local employees. In that year he also married Maryam Nabavi, the dauther of Taghi Nabavi Moezoldowleh. However, his career took a new turn in 1936 when he resigned from the Bank, where he felt his career prospects were blighted by his Iranian nationality and there was no chance for him or any other Iranian ever achieving management status.
He joined the Ministry of Finance and served in a number of important government positions. In 1942 when Mohaamad Reza Pahlavi was Shah of Iran, he became Governor of the state-owned National Bank (in Persian: Bank-e Melli). Over the ensuing eight years, AE successfully challenged the supremacy of the Bank-e Shahi and asserted that of the National Bank, which became in all but name the country's central bank. However, his personality, which was intolerant of interference, corruption and people that he considered to be fools, made him many enemies, and he survived only through the support of the Shah with whose Court, AE’s wife Maryam had close connections. AE was abruptly dismissed in July 1950, and he was then appointed as Iran’s ambassador to France by Prime Minister Haji Ali Razmara. In 1952, AE was invited to join the International Monetary Fund as advisor to the Managing Director, and subsequently as Director of the Fund’s Middle East Department. Based in Washington, DC, the reputation and friends he made during these years proved beneficial over the following years.
The year 1954 proved an eventful one for AE. He returned to Iran in August 1954 after his IMF contract ended, and soon afterwards the Shah offered him one of two jobs. The first was to run the new Iranian National Oil Company, which he remarked had little importance as foreigners remained in control of the country’s petroleum industry. The second was to run the recently founded Plan Organization, which was in serious financial and administrative difficulties. AE, an early enthusiast of economic planning, took the latter job. Meanwhile, there were also drama in his personal life. After 25 years of marriage, he fell in love with Azarnush Sanii, a gorgeous lady who was teaching dentistry at Tehran University. In a dramatic gesture, he walked out of his family house with nothing more than his tennis racket, golf clubs and books! In 1956, having divorced Maryam, he married Azarnush, aka Azar. Although AE had no children with Maryam, he now found himself as the stepfather of Ali-Reza and Elaheh, and he and his new wife also soon had two children of their own, Shahrzad in 1958, and Davar in 1961.
At the Plan Organization, assisted by a talented group of young Western-trained Iranians, together with advisers and loans from the World Bank, AE launched an impressive development program of dam and road building. However, in resisting political interference and the diversion of oil revenues to the military, he once again made enemies, and ultimately lost the all-important support of the Shah. He resigned in February 1959, and would not to see the Shah in person again for 18 years. In November 1961 AE was arrested on trumped-up charges of acting illegally in signing a contract while head of the Plan Organisation with a well-known American firm of consultants. He spent seven months in prison before adverse publicity in the United States and the UK caused the Shah to order his release without trial.
Before this he had, with financial help from his second wife, Azar, founded his own Iranians Bank. A shrewd businesswoman, she managed the bank during his imprisonment. In 1974, AE established as a joint venture with a leading American insurance company the Iran- America International Insurance Co. Both institutions prospered.
In 1977, in what proved to be a very lucky decision, AE sold out his interest in the bank very profitably. He was in France with his family at the time of the Shah's fall and decided to remain there rather than face the uncertainties of Iran under the Ayatollah Khomeini. In 1984, unhappy with the political situation in France, AE moved with his family to London where he bought a large apartment overlooking Kensington Gardens. In London, he busied himself with writing his memoirs, helped by his step-son, Alireza Arouzi (a former Deputy Minister of Commerce) and other researchers (1, 2, 3).
The British Amnassador to Iran between 1963 and 1971, Sir Denis Wright noted that, "They (Alireza Arouzi and other researchers) to AE's surprise and delight, found papers at the Public Record Office demonstrating the high opinion we (Denis Wright and others) in the Tehran Embassy had of his integrity and key role in the modernising of Iran. Hitherto he had harboured a suspicion that the British had in some way been responsible for his imprisonment. He now wrote to tell me, It is remarkable that on the British side the late Sir Roger Stevens, you, and a number of senior Bank of England officials went out of their way to defend me - without any knowledge on my part - thus demonstrating British fair play of which I have been a strong believer"(3).
His works
AE contributed to the Iran's banking system and to Iran's economic planning during a long period, from 1920 to 1959 (1, 2). The Persian text of the various projects on Iran's economic development carried out by AE may be also viewed online (4).
In 1989, Bostock and Jones in their book entitled as "Planning and Power in Iran, Ebtehaj and Economic Development under the Shah" noted that, "If the Shah had followed Ebtehaj's policies, the Islamic Revolution in 1979 might have been avoided" (5).
It should be also noted that his activities and efforts in regard to econmic development in Iran
have been viewed and discussed from pro and con angles (4, 6, 7).
His End
At age 100 after an extremely long and eventful life, AE died in London on 25 February 1999.
Epilogues
1. AE's father, Mirza Ebrahim Ebtehajolmolk, had four sons named as Agha Khan, Gholam Hossein, Abolhassan, and Ahmad Ali (8).
2. AE was also the uncle, from the father side, to Amir Houshang Ebtehaj (AHE) who is a famous Iranian poet from Gilan, Iran (9, 10). AHE is the son of Agha Khan Ebtehaj (11).
3. The family name of Ebtehaj means joy and happiness in Persian. Abolhassan Ebtehaj lived to the age of 100; he surely enjoyed a long and an eventful life leaving a legacy of great works in planning and economic policy in Iran.
Manouchehr Saadat Noury, PhD

Originally published in October 2012

پنجشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

First Iranian Female Experts in Genetics: Pardis Sabeti


 Pardis Sabeti was born on 25 December 1975 in Iran, and immigrated to the US when she was three years old. In responding to what she was doing at age 9, she said in an interview that, "At 9, I think I had really gotten into tennis, I liked writing short stories, I loved solving math problems, I was learning a little piano, and I was collecting Garbage Pail Kids cards". Sabeti plays guitar and bass and is the lead singer of a rock band (see below).
 She is a geneticist who developed a statistical method which identifies sections of the genome that have been subjected to natural selection. Sabeti is an Assistant Professor in the Center for Systems Biology and Department of Organismic and Evolutionary Biology at Harvard University. She is rated 49th among Top 100 living geniuses (in Persian: Naabegheh) of the world by the Daily Telegraph, a British broadsheet newspaper.
 Sabeti completed her undergraduate degree at Massachusetts Institute of Technology (MIT) and continued her education at Oxford as a Rhodes Scholar. She earned her medical degree from Harvard Medical School where she was only the third woman ever to graduate with the Latin Honor of summa cum laude (the honor with supreme praise). She has also received a Burroughs Wellcome Fund Career Award in the Biomedical Sciences. (The Burroughs Wellcome Fund is an independent private foundation dedicated to advancing the biomedical sciences by supporting research and other scientific and educational activities).
 Sabeti addressed the problem of telling whether a mutation is due to natural selection or just random. When humans are exposed to diseases, like malaria and Lassa fever, they evolve traits that resist those diseases, such as sickle cell trait. Biologists can tell from comparing DNA sequences in populations whether mutations were due to natural selection, but those methods would not work for evolutionary changes during the last ten thousand years, when diseases like malaria arose.
 Sabeti took advantage of the fact that genes on the same place in the chromosome are inherited together. If a particular variation is subject to natural selection, its frequency will increase, along with the frequency of genes that have hitchhiked along with it. She developed a test that would use this principle to tell whether recent changes were due to natural selection or just to a chance. She applied this test to malaria variants, and saw a whopping signal of positive selection. This research was published in Nature, a prominent scientific journal.
 Currently, she is studying the effect of natural selection on the human genome and the genomes of other organisms to uncover how humans and other species have adapted to their surroundings over time. In her spare time, Sabeti enjoys performing with her band Thousand Days, which recently won an honorable mention in Billboard's World Songwriting Contest for the track Headlight Waves. On 14 June 2008, the Boston Globe (the most widely circulated daily newspaper in Boston and in New England, US) published an article entitled as Infectious Melodies and wrote that, "Pardis Sabeti, a pioneering geneticist, has a second life as a singer and songwriter".

Manouchehr Saadat Noury, PhD


جمعه ۱۴ شهریور ۱۳۹۳ ه‍.ش.

برداشت هایی پیرامون شناخت سیاست

 
سیاست در فرهنگ واژه ها
١ - سیاست: این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: اِکایان٬ نایا٬ کایوتیل - پاس داشتن ملک (غیاث اللغات) (آنندراج) - نگاه داشتن (دهار) - حفاظت٬ نگاهداری٬ حراست٬ حکم راندن بر رعیت (غیاث اللغات) (آنندراج) - رعیت داری کردن (منتهی الارب) حکومت٬ ریاست٬ داوری (ناظم الاطباء) - از چنین سیاست باشد که جهانی را ضبط توان کرد (تاریخ بیهقی) - تدبیر و اصلاح امور٬ مراقبت و اداره مملکت، رعیت‌ داری٬ مردم‌ داری - قانون نشانه سیاست است و هیچ سیاستی بدون قانون اجرا نمی‌شود - زیرَکی: لغت نامه دهخدا
٢ - سیاست:  حکومت کردن - حکومت - داوری - تنبیه: فرهنگ فارسی معین
٣ - سیاست: اداره و مراقبت امور داخلی و خارجی کشور - درایت - باهوشی - خردمندی: فرهنگ لغت عمید
٤ - سیاست: تدبیر، خطمشی، دیپلماسی - تنبیه، جزا، سزا، شکنجه، عقوبت، مجازات - حقه بازی، دوز و کلک - حکومت، حکم، ریاست - حکومت کردن، حکم راندن، ریاست کردن: فرهنگ واژگان مترادف و متضاد
۵ - سیاست: به معنای دانشی است که از شهر (مدینه در عُرف فیلسوفان دوران اسلامی مانند فارابی) و مناسبات شهروندی (مدنی) بحث می‌کند. هم‌چنین سیاست به روندی گفته می‌شود که در آن شهروندان به اتخاذ یک تصمیم جمعی مبادرت می‌ورزند. به تعریف دیگر «سیاست فعالیتی اجتماعی است که با تضمین نظم در نبردهایی که از گوناگونی و ناهم‌گرایی ِ عقیده‌ها و منافع ناشی می‌شود، می‌خواهد به یاری ِ زور که اغلب بر حقوق متکی است امنیت بیرونی و تفاهم درونی ِ واحد سیاسی ویژه‌ای را تأمین کند. سیاست در معنای عام: هرگونه راهبرد و روش و مشی برای اداره یا بهکرد هر امری از امور، (چه شخصی چه اجتماعی) است. و در معنای خاص: اموری است که مربوط به دولت و مدیریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد. سیاست به معنای باستانی کلمه: دخالت در امر عمومی و به معنای جدید: شهر مدرن صنعتی است که کنشگرانش به سیستم سازمان دهنده آن مشروعیت می‌دهند: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٦ - سیاست: اداره امور داخلی و خارجی کشور - سیاست اصحاب: طریقه ی اداره کردن افراد و یاران و نزدیکان است - سیاست اقتصادی: طریقه ای که دولت یا حزبی در اداره امور اقتصاد کشور پیش می گیرد - سیاست جسمانی (جسمانیه): طریقه ی حفظ بدن و تقویت آن از بر هم خوردن تعادل بدن است - سیاست فاضله که آن را امامت نیز خوانند و غرض از آن تکمیل خلق بود و لازمه اش نیل به سعادت است (اخلاق ناصری): فرهنگ واژگان فارسی به فارسی
٧ - سیاست: حکم راندن و اداره کردن کارهای کشور - تنبیه، جزا، سزا، مردم‌ داری، جهان داری: واژه نامه ی نوین محمد قریب
 برخی از سیاست نامه ها
١ - سیاست نامه ی ارسطو: رسائلی که ارسطو در سیاست نوشته همه باقی نمانده است . تنها یکی را در دست داریم و آن نیز از نفایس کتب است. ما حصل تحقیقات آن کتاب از این قرار است: انسان مدنی الطبع است و افراد آن باید به اجتماع زیست کنند و بیکدیگر یاری کرده، کارهای زندگی را میان خود تقسیم کنند تا حوائج ایشان برآورده شود و حسن معاش و سعادت زندگی که اصل مقصود و غایت مطلوب است، حاصل گردد. برخلاف افلاطون که افراد و خانواده را در جماعت مستهلک می سازد و سعادت جماعت را منظور قرار می دهد، ارسطو افراد را اصل میداند. چه هیئت اجتماعیه که وجود مستقل از افراد ندارد بدون سعادت اشخاص چگونه سعید تواند بود و همچنین بر خلاف افلاطون، مالکیت شخصی را واجب و هیئت خانواده را بنیان زندگانی اجتماعی و بهترین اقسام اداره ٔ آن می شمارد که پدر در رأس جمعیت واقع و خانواده را در خیر و صلاح همه راه می برد. عدالت را رعایت می کند و از عدالت بهتر مهربانی و شفقت می ورزد... شکل حکومت در هیئت های اجتماعیه به اختلاف مقتضیات محلی از احوال مردم و اوضاع جغرافیائی و غیرها مختلف می شود. اساساً چون دولت مجموعه ایست از اشخاص آزاد و متساوی ، باید حکومت متعلق بعموم باشد (جمهوری و دموکراسی). همه در اتخاذ تصمیمات شرکت کنند و آزادی و امور را به اکثریت آراء فیصل کنند و آزادی و مساوات و عدالت را بین اعضاء هیئت اجتماعیه نگاه دارند و این کیفیت وقتی دست می دهد که میان مردم از حیث تمول و تعقل فرق بسیار نباشد یا اگر باشد میان جماعت شریف و گروه حقیر یک طبقه ٔ متوسط هم باشد که بین آنها اعتدال را نگاه دارد تا اشراف چندان خودسر و زبردست نشوند و مردمان حقیر پر زیردست نمانند. ولیکن بسا هست که جماعتی از مردم از جهت هوشیاری و چالاکی و پیش آمدهای روزگار مقتدر و متنفذ شده و حیثیات توانگری و نسب و شرافت بخود می دهند و قدرت و حکومت را در دست می گیرند و این شکل (حکومت اعیانی و اشرافی) است و نیز اتفاق می افتد که یک فرد از مردم سمت برتری و قدرت پیدا کرده بر جماعت پادشاه می شود و (سلطنت موروثی) تأسیس می کند. در هر یک از این سه قسم حکومت اگردر خیر و صلاح جماعت واقع شود و کارها بدست کاردان و قدرت محدود و مسئولیت در کار و قانون حکمفرما باشد، صحیح است اما اگر نفع شخصی و هوای نفس مدار امر شود، غلط خواهد بود و در دو قسم اخیر ظلم و استبداد و در قسم اول عوام فریبی شیوع می یابد و هرج و مرج برپا می شود و امور مختل می گردد. ارسطو معتقد است که انقلابات در ممالک وقتی روی می دهد که مردم در حقوق یکسان نباشند و در تقسیم اموال و مناصب شئونات و اجر و مزد میان آن ها رعایت تناسب و استحقاق نشود و از این جهت ناراضی گردند. پس برای امور مذکور حدود و نظاماتی قائل است که باید بموجب قانون برقرار شود. اما اصلاح حقیقی مفاسد و معایب هیئت اجتماعیه را بتربیت می داند و معتقد است که نباید امر تربیت را بمردم وا گذاشت و دولت باید آنرا بدست بگیرد و برطبق صلاح هیئت اجتماعیه جریان دهد و اساس تربیت باید بر محافظه ٔ حد اعتدال بین قوای آن باشد. ورزش کاری و ریاضت برای صحت بدن و تعلیم موسیقی و امثال آن برای نرم کردن احوال اخلاقی لازم است اما نه به اندازه ٔ افراط یعنی نه چندان که همه بخواهند پهلوان شوند یا اهل حال باشند. لیکن متفکرین هر چه بیشتر باشند بهتر است. حاصل اینکه تن را برای جان پرورش دهند و نفسانیات را تابع اراده ٔ عقلیه سازند تا نفس مستعد و قابل تفکر و تعقل شود که آن حسن معاش حقیقی و غایت مطلوب زندگانی انسانی است: لغت نامه دهخدا
http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-31926992802040bf8c0fac160fd3f12f-fa.html
٢ - سیاست نامه ی خواجه نظام ‌الملک طوسی یا سیرالملوک: کتابی است به زبان فارسی در آیین فرمان روایی و کشور داری و اخلاق و سیاست پادشاهان پیشین، نوشتهٔ خواجه نظام ‌الملک طوسی. این کتاب از آثار مهم نثر فارسی در قرن پنجم هجری است. سبک نگارش کتاب ساده و روشن و خالی از تصنع است و از شاهکارهای زبان فارسی به شمار می‌آید. نظام ‌الملک نگارش کتاب را به فرمان ملکشاه سلجوقی آغاز کرد و در دورهٔ سلطنت محمد بن ملکشاه (۴۹۲-۵۱۱) به پایان رسانید. قطعه‌های گوناگون کتاب که از منابع مختلف گردآوری شده، شامل اندرزهای نویسنده، منقولات از قرآن و احادیث و گفته‌های مشاهیر، حکایت‌ هایی در بارهٔ شاهان و وزیران و امیران است و برخی حکایت‌های بلند آن دارای مکررات و حشو و زوائد است: تارنمای ویکی پدیا
٣ - سیاست نامه ی علیزاده طوسی: "اگر ما مردمِ مبتلا به بیماریِ «خاورمیانگی»، از آغاز دورۀ «روشنگری»، یا به قول بعضی از عربها «حَرَکُةُ التّنویر الفلسَفیَة»، در اواخر قرن هفدهم میلادی در «اروپامیانه»، که موجبِ سنّت زدایی و خردگرایی اهل فرنگ و ظهور حکمت «اروپا میانگی» شد، فرق «فلسفۀ سیاست» با «بازار سیاست» را فهمیده بودیم، همۀ پیشرفتهایی را که «غرب» کرده است، کرده بودیم، به اضافۀ داشتنِ مالکیتِ بِلامُعارضِ ثَروتِ خاک آوردۀ «نفت»، منهای دنیاپرستیِ صوفی مآبانۀ «این نیز بگذردی»، و آنوقت از «شرقی» بودنِ خودمان احساس سرافکندگی نمی کردیم! در این صد، صد و پنجاه سالی که ما پس پسکی در راه «روشنگری» و «خرد گرایی» پیش رفته ایم، متأسّفانه هر نسلی از ما همیشه منتظر ظهور یک قهرمان ملّی برای برانداختن دیکتاتور زمان خودش بوده است، غافل از اینکه «دیکتاتور» با «دیکتاتوری» فرق می کند. در جامعه های دیکتاتور پرور، «دیکتاتور براندازی» «دیکتاتوری» را بر نمی اندازد. ای بسا که قهرمان ملّی و سراسریِ دیکتاتور برانداز، خودش می شود دیکتاتور بعدی، با این تفاوت که صد رحمت به دیکتاتور قبلی!
برداشت مردم از این معنی فرعی «فلسفه» هدف، مقصود، منطق، منظور، خاصیت، ماهیت، دلیل، پایه، اساس و امثال اینهاست. «سیاست» هم معنی مهمّش، لابُد، ادارۀ آگاهانۀ امور جامعه به وسیلۀ نمایندگان مردم است، با حفظ آزادیهای فردی و اجتماعی، و پرورش و گسترش فکر و فرهنگ، و فراهم داشتنِ امکانات زندگی آبرومندانه برای همۀ مردم. امیدوارم بتوانیم «دیکتاتور» فردیِ درونِ خودمان را «دموکرات» کنیم، و با اتّکاء به «فلسفۀ سیاست» از «بازار سیاست» دور بمانیم، انشاءالله": تارنمای بی بی سی فارسی
http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2014/08/140829_l93_letter_from_london_408.shtml
سیاست در طنز
"یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟ پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی کثافت خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره... می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی کثافت خودش دست و پا می زنه..."
http://www.doomdam.com/archives/000169.php
تفسیر هایی پیرامون هنر سیاست
١ - "بر این باورم که اگر سیاست مداران بیشتری به هنر سروده و ترانه آشنا بودند و یا تعداد زیادتری از سرایندگان و شاعران از امر سیاست نیز آگاهی داشتند دنیای ما جای بهتری برای زیست بود": جان کندی رئیس جمهور پیشین آمریکا -  ترجمه از منابع گوناگون
٢ - "کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند" : سید علی خامنه‌ای
http://www.kaleme.com/1388/08/06/klm-1669/?theme=fast
٣ - "...اینکه چگونه برخی از سیاستمداران وارد جریانات سیاسی می شوند جای تامل بسیاری دارد. متاسفانه در تمام اعصار عده ای فرهنگ سیاست را با خیانت و دسیسه آلوده کرده اند... آیا سیاستمداران امروز ما به یکدیگر اعتماد دارند و با یکدیگر همدل هستند. امروز کشور ما به شیر نیمه جانی تبدیل شده که کشورهای دیگر برای اثبات شجاعتشان به آن لطمه می زنند و برای ضربه زدن به ما سبقت می گیرند. سئوالی که مطرح می شود اینست که آیا اینهمه هجمه ای که بر ضد ما صورت می گیرد تنها به دلیل برحق بودن ماست؟ یا گاها اشتباهاتی باعث شوریدن افکار جهانی برضد ما می شود. چه چیز موجب گستاخی برخی همسایگان یا قدرت های فرامنطقه ای شده است. شما فکر میکنید که این جو تا به کی بر سر مملکت ما سایه خواهد انداخت و ما تا کی باید به مسئولینی اعتماد کنیم که با سخنان و رویه های نسنجیده کشور را در معرض تهدید و خطر قرار داده اند. همانطور که همه میدانیم هر چیز بهایی دارد پس ما بهای چه چیزی را می پردازیم، چه عقل سلیمی باور می کند که این همه هزینه فقط برای حق ایران در داشتن انرژی هسته ای است... چرا در این چند سال به دستهایی که به بیت المال تجاوز کرد فرصت سوء استفاده داده شد. جدا کم کم از اینکه به کسانی بعنوان سیاستمدار اعتماد کردم احساس خسارت می کنم ...": استوديو خبر
http://alef.ir/vdcdnz05.yt09x6a22y.html?76029
سیاست در زنجیری از سروده ها
بچشم سیاست در او بنگریست/ که سودای این بر من از شهر چیست: سعدی
 ور ز عشق تو بگویم نکته ای/ از سیاست بر سر دارم کنند: عطار
 بگفتن با پرستاران چه کوشی/ سیاست باید اینجا یا خموشی: نظامی
 من خضر دانشم تو سکندر سیاستی/ هرچند خضر پیش سکندر نکوتر است: خاقانی
 زنگ همه مشرق به سیاست بزدودی/ زنگ همه مغرب به سیاست بزدایی: منوچهری
 چون نباشد سیاست اندر شهر/ ندرخشد سنان و خنجر قهر: اوحدی
 سخاوت تو ندارد در این جهان دریا/ سیاست تو ندارد بر آسمان بهرام: عنصری
 گفتمش چيست جدال وطن و دين؟ گفتا/ بر يكى خوان، پىِ نان همهمه و غوغايى
گفتمش مرد سیاست كه  بود؟ گفت كسى
كز پى رنج و تعب طرح كند دعوايى ...: ملک الشعرای بهار
 این مذاهب ، این سیاست ، وین رسوم/ او نداند هیچ وضع گفت و گو... :  نیما یوشیج
من قطاری دیدم/ فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت...
کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن
پی_ آواز_ حقیقت بدویم: سهراب سپهری
 سیاست دلمرده/ آرمانهای قلم خورده/ ارواح قسم خورده
مورخین پژمرده/ ملت کلک خورده
از صندوق صدقه/ به صندوق رأی
رأ ی برای فرو رفتن به خواب/ خوش خواب، خوش بخواب
سراسیمه برو به پای انتخواب
رای بده بعدا بخواب/ کجاست انتهای خواب
آی آی رای بقاپ از آدم خواب... : افسانه خاکپور
 باز گفته ها یا نقل قول هایی در زمینه ی سیاست
بنظر می اید سال های متمادی است که در کار سیاسی ، به جای آنکه به درست (راست) و یا غلط (اشتباه) بودن یک مسئله بپردازیم ، بیشتر به اختلاف نظر جناح های راست و چپ توجه کرده ایم : ریچارد آرمور
در سیاست باید اغلب از دشمنان آموخت : ولادیمیر لنین
صداقت بهترین سیاست است : سروانتس
سیاست پدر و مادر ندارد: ضرب المثل فارسی
دین ما ، سیاست ماست : حسن مدرس
سیاست پره های تیز دارد : ضرب المثل فارسی
در دوران ما، سیاست جای فلسفه و حکمت را گرفته است : مارتین گراس
در سیاست ، دشمنان آزاری نمی رسانند، اما دوستان ممکن است انسان را از کوره به درکنند : ا. ریچاردز
آنان که دلبسته ی صلح و آشتی هستند و یا در راه پیروزی خرد و عدالت بر جهل و بیدادی تلاش می کنند بهتر است واقف و آگاه باشند که در"سیاست"، منطق و صداقت نقش بسیار نا چیزی ایفا می کند: آلبرت انیشتین
سیاستمدار معمولا خود را غلام و نوکر مردم جا می زند تا سرور و ارباب همه شود : شارل دوگل
کند ذهن ها بر آنان که زیرک و سیاستمدار هستند حکومت می کنند: افلاطون
سیاستمداران در همه جای دنیا یکسانند، از وعد و نوید های پوچ دم می زنند، قول می دهند پلی را خواهند ساخت آن هم در جایی که از رودخانه حتی خبر و اثری نیست : نیکیتا خروشچف
سیاست یعنی هنر دست و پنجه نرم کردن با مشکلات ، یعنی روشن ساختن اینکه اصولا مشکلی وجود دارد یا خیر، غلط تشخیص دادن آن مشکل و بالاخره تجویز دارو و درمان نادرست : ارنست بن
سیاست مانند جنگ کاری است نسبتا پرهیجان و کاملا خطرناک ، با این تفاوت که در جنگ ، مرگ و شیون فقط یکبار است اما در سیاست هزاران بار : وینستون چرچیل
سیاست و سیاست ورزی به مصداق جنگی است بدون خونریزی ، اما جنگ نوعی سیاست گذاری است با خونریزی : مائوتسه تونگ
سیاست ، هنری است که بوسیله ی آن می توان کاری کرد که مردم از دل مشغولی به مسائل اساسی خود فاصله بگیرند : پل والری: ترجمه از منابع گوناگون
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/11/some-quotes-on-politics-in-persian.html
یادداشت پایانی
 ماندگار و جاودانه باد سخنان تاریخی و بسیار ارزنده ی جان کندی رئیس جمهور پیشین آمریکا که گفت: "بر این باورم که اگر سیاست مداران بیشتری به هنر سروده و ترانه آشنا بودند و یا تعداد زیادتری از سرایندگان و شاعران از امر سیاست نیز آگاهی داشتند دنیای ما جای بهتری برای زیست بود".
تهیه و ترجمه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری
An Exploration on Politics
 Abstract
: Politics are the activities of the government, politicians, or political parties, or the study of these activities...In this article, Some Books and Articles about Politics, Some Political Satires, Some Comments on Politics & Politicians, Some Poems about Politics  and Some Quotations on Politics are briefly explained and studied. And as the late John Fitzgerald Kennedy said, "If more politicians knew poetry, and more poets knew politics, I am convinced the world would be a little better place to live". May his words never be forgotten
Manouchehr Saadat Noury, PhD
 http://iranian.com/posts/an-exploration-on-politics-38195