۱۳۹۷ خرداد ۳۰, چهارشنبه

نگاهی به واژه های " کمبوجیه" و " کامبوج"

کمبوجیه به هیروگلیف مصری

کمبوجیه به خط میخی
========
کمبوجیه
این واژه در پارسی باستان کمبوجیه، در زبان عیلامی کنبوزیه، در اکدی کمبوزیه و در زبان آرامی کنبَوزی خوانده می‌شد. این نام در اسناد مصری کنبوت و کمبات و در زبان یونانی کامبوزس تلفظ می ‌شده ‌است. از مورخان دورهٔ اسلامی، ابوریحان بیرونی نام این شاه را قُمب‌سوس و قُمبوزِس و ابوالفرج بن عبری آن را قُمباسوس بن کوروش نوشته‌اند. همچنین این نام در فرانسوی و متعاقباً فارسی ایران، به صورت کامبیز درآمده است.
کمبوجیه، نام دو تن از شاهان هخامنشی است. براساس نظر برخی از دانش‌ پژوهان، ریشهٔ این نام عیلامی است. اما پژوهشگران دیگری از جمله ارنست هرتسفلد، فریدریش فون اشپیگل و جیمز هوپ مولتن، آن را با قبیله ‌های "سانسکریت ‌زبان موسوم به کمبوجه"، که در شمال‌غرب هند زندگی می‌ کنند، در پیوند می ‌دانند و بر این باورند که کمبوجیه صورت وصفی نام این قبیله‌ است.
اشپیگل همچنین معتقد است که کمبوجیه و کوروش نام دو قهرمان افسانه‌ای پیشاتاریخی هند و ایرانیان بوده‌اند (پیش از جدایی میان ایرانیان و هند و آریایی ‌ها) که سپس این دو قهرمان در دودمان پادشاهی هخامنشی به‌ طور طبیعی تجدید حیات یافته ‌اند و سپس چنین اظهار نظر می‌کند که اسطوره‌ های مربوط به کوروش تا درجهٔ زیادی حاصل درهم‌ آمیختگی میان داستان کوروش افسانه‌ ای پیشاتاریخی و کوروش تاریخی است. جیمز هوپ مولتون نظریهٔ اشپیگل دربارهٔ ریشه ‌شناسی این دو نام را بهترین تفسیر موجود می ‌داند. اما ریچارد نلسون فرای این تفسیر را نادرست می ‌داند و معتقد است که پیش‌تر نیز نام دو تن از هخامنشیان، کمبوجیه بوده ‌است و گزارش ‌های حضور کمبوجیه در شرق ایران هنوز تأیید نشده‌ اند.
در مقابل، آرنولد توینبی استدلال می‌کند که این دو نام فارسی، از نام کوچ‌ نشینان اوراسیایی "کامبوجه" و "کورو" که در متن‌ های سانسکریت از ایشان یاد شده گرفته شده‌ است که بر طبق گفتهٔ او در عصر مهاجرت در سده ‌های هشتم و هفتم پیش از میلاد به ایران و هند وارد شده‌اند. توینبی نتیجه می‌گیرد که فتح جهان به دست شاخهٔ بزرگ‌تر دودمان هخامنشی با دلاوری نیروی کمکی کوچ ‌نشینان کامبوجه و کورو به دست آمد، از این‌رو برای یادبود این موضوع، شاخهٔ بزرگتر خاندان، همهٔ شاهزادگان بزرگ خود را از کورش یکم به بعد یک‌سره کوروش و کمبوجیه نام‌گذاری نمودند.
کامبوج
 کامبوج (به زبان خِمِر تلفظ: کامپوچیا) کشوری است در جنوب شرقی آسیا و پایتخت آن پنوم پن است. لفظ کامبوج، تلفظی فرانسوی است. نام باستانی این کشور، کمبوجا وابسته به لفظ افسانه‌ای کمبو است؛ و تأثیرات آمیخته به باورهای هندی، بیانگر کاربرد و حفظ این لفظ باستانی در کتیبه‌ها و متون کهن کامبوج است. جمعیت این کشور ۱۴٫۸ میلیون نفر و زبان رسمی آن خِمِر است که خط ویژه خود را دارد. دین ۹۶ درصد از مردم این کشور بودایی و واحد پول آن ریـِل است. ۹۰ درصد از مردم آن از تبار خمر، ۵ درصد ویتنامی‌تبار و بقیه از اقوام مختلفند. از نظر جغرافیایی کامبوج بخشی از شبه‌جزیره هندوچین به‌شمار می‌آید و با تایلند، لائوس، و ویتنام هم‌مرز است. کامبوج پس از ۱۰۰ سال استعمار فرانسویان در سال ۱۹۵۳ به استقلال رسید. نظام سیاسی کامبوج پادشاهی مشروطه است و ریاست کنونی دولت آن را هون سن برعهده دارد که با بیش از ۲۵ سال حکومت، طولانی‌ترین حکومت را در جنوب شرق آسیا داشته‌است. رژیم خمرهای سرخ در سال ۱۳۵۳ پس از پنج سال جنگ داخلی در کامبوج در جنوب شرقی آسیا به حکومت رسیدند. حدود یک میلیون و هفتصد هزار نفر حدود یک چهارم جمعیت کامبوج بین سال‌های ۱۹۷۵ تا سال ۱۹۷۹ به وسیله رژیم مائویستی خمرهای سرخ در کامبوج کشته شده یا بر اثر گرسنگی شدید جان خود را از دست دادند. از اصلی‌ترین دیدنی‌های کامبوج می‌توان مجموعه‌ای کهن از نیایشگاه‌های هندو به نام آنگکور وات (شهر معابد) را نام برد که در استان سیه‌م رئاپ واقع شده‌است. مهاجرت شمار زیادی از ویتنامی‌ها به کامبوج، گسترش بیماری ایدز، فساد اداری و مین‌های به‌جامانده در زمین از مشکلات کنونی سیاسی و اجتماعی کامبوج به‌شمار می‌آیند.
مردمان کامبوج
شاخه هینه‌یانه (تراوادا) از بودیسم مذهب رسمی کشور کامبوج است و بیش از ۹۵ درصد از مردم این کشور پیرو این کیش هستند. سنت‌های بودایی هینه‌یانه در کامبوج ریشه‌دار و گسترده هستند و ۴۳۹۲ نیایشگاه بودایی در سراسر این کشور پراکنده است. چینی‌ها و ویتنامی‌های ساکن کامبوج پیرو شاخه مهایانه از بودیسم هستند. خمرهای سرخ در اواخر دهه ۱۹۷۰ مذهب و از جمله بوداگرایی را سرکوب می‌کردند اما بودیسم پس از پایان دوره آن‌ها دوباره با احیا و تقویت روبه‌رو شده‌است. اسلام دین اکثریت در میان اقلیت‌های چام و مالای است و بیشتر آن‌ها سنی‌های شافعی هستند. تعداد مسلمانان کامبوج ۳۰۰ هزار نفر و تمرکز آن‌ها در استان کامپونگ چام است. در کامبوج ۲۰ هزار مسیحی کاتولیک زندگی می‌کنند که ۰٫۱۵ درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند.
در ارتباط با نام کامبوج و کمبوجیه
کامبوج نام فارسی برگرفته شده از فرانسوی است. این نام از نام پادشاهی خمر کامبوجه در این کشور آمده است. نام سنسکریت "کامبوجا" یا "کامبویا" اشاره دارد به قبیله‌ای هند و ایرانی و قدرتمند در این مناطق.
یادداشت پایانی
بسیاری از پژوهشگران زبان و تاریخ بر این باورند که تشابه زیاد واژه های " کمبوجیه" و " کامبوج" نشانه ی آنست که ریشه ی این واژه ها در یک سرزمین و آن سرزمین احتمالا فلات پهناور آریایی و در کشور ایران بوده است. 
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
کمبوجیه: تارنمای ویکی‌پدیا/ کامبوج: تارنمای ویکی‌پدیا/ مردمان کامبوج: تارنمای جوکس (مرجع اطلاع رسانی تور, گردشگری و هتل)/ در ارتباط با نام کامبوج و کمبوجیه: تارنمای هم میهن
*

۱۳۹۷ خرداد ۲۷, یکشنبه

افسانه ی خاله سوسکه و آقا موشه


 افسانه ی خاله سوسکه و آقا موشه که به برخی زبان‌های دیگر نیز ترجمه شده‌ و همچنان درحال نقد، بررسی و بازنویسی است در مورد سوسکی است که برای سفر به همدان دچار مشکلاتی می‌شود. این افسانه از دوره ی قاجار تاکنون در ده ‌ها روایت گوناگون چاپ و منتشر شده‌ و به یکی از تکراری ‌ترین عناوین کتاب‌های کودک در ایران تبدیل و نمایشنامه ‌ها و فیلمنامه‌ های متعددی بر اساس این افسانه تهیه شده ‌است. در این موضوع که این افسانه نمونه ‌ای از کلیشه‌ های جنسیتی علیه زنان بوده یا نمادی از اراده زن ایرانی است اختلاف نظر وجود دارد.
چکیده ای از افسانه ی خاله سوسکه و آقا موشه
پدر خاله سوسکه از بی‌شوهر ماندن دخترش خسته می‌شود و به او پیشنهاد می‌کند به همدان برود و همسر «مش رمضون» بشود و «نان گندم بخورد، قلیان بلور بکشد، منت بابا نکشد». خاله سوسکه با چادری از پوست پیاز و کفش‌هایی از چوب گردو به سوی همدان به راه می‌افتد. در طول مسیر کسبه بازار همچون قصاب و نانوا از وی خواستگاری خشنی می‌کنند که با پاسخ سرد خاله سوسکه مواجه می‌شوند. خاله سوسکه از آنان می‌پرسد که اگر همسر آنان شود، در موقع دعوا او را چگونه خواهند زد. خواستگاران هریک به فراخور شغل خود روش خشونت باری برای تنبیه احتمالی او در نظر می‌گیرند و خاله سوسکه به همین دلیل از ازدواج با آنان منصرف می‌شود. آخرین خواستگار «آقا موشه» است که با لحنی ملاطفت‌آمیز از وی خواستگاری می‌کند و در پاسخ به پرسش تکراری او، عنوان می‌کند که به جای تنبیه احتمالی، با دم نرم خود سرمه به چشم عروس خواهد کشید. ازدواج این دو سر می‌گیرد؛ ولی خاله سوسکه در نهر آب می‌افتد و پس از نجات به وسیله آقا موشه و به کمک نردبان طلا، بیمار می‌شود و آقاموشه که مشغول پختن شوربا برای تیمار همسر بیمار خود است، به داخل دیگ آش می‌افتد و می‌میرد. به همین دلیل خاله سوسکه پس از آن سیاهپوش می‌شود.
افسانه ی خاله سوسکه در یک روایت دیگر
یک خاله سوسکه بود، که در این دار دنیا، جز یک پدر کسی را نداشت. یک روز پدره گفت: “من دیگر نمی توانم خرج تو را بدهم، پیر شده ام و زمین گیر، پاشو، فکری به حال خودت بکن!” خاله سوسکه گفت: “چه کنم، کجا برم؟” گفت: “شنیده ام در همدان  مش رمضانی است پولدار که از دخترهای ریز نقش خوشش می آید، پاشو برو خودت را به او برسان، که اگر همچین کاری بکنی و خودت را توی حرم سرایش بیندازی نانت توی روغن است.” خاله سوسکه وقتی از پدرش این حرف ها را شنید گفت: “راست می گویی ما توی این خانه لنگه کفش کهنه شدیم، از این در به آن ‌در می افتیم.” آهی کشید و نفسی از دل برآورد، پاشود رفت جلوی آیینه و بزک و هفت قلم آرایش کرد، به صورت و لپش سفید آب و سرخاب مالید، ‌میان ابروهایش را خط کشید و به گوشه لپش خال گذاشت. به چشم هاش سرمه کشید. ابروها را هم وسمه گذاشت و دستش را هم با حنا نگاری کرد و روی موهاش هم زرک ریخت. آن وقت از پوست پیاز پیرهنی درست کرد و پوشید و از پوست سیر روبندی زد و از پوست بادنجان چادری دوخت و به سر کرد و از پوست سنجد هم یک جفت کفش به پا کرد و با چم و خم و کش و فش و آب ‌و تاب، مثل پنجه ی آفتاب، آمد بیرون. رسید دم دکان بقالی، بقاله گفت: “خاله سوسکه کجا میری؟”
گفت: “خاله و درد پدرم، من که از گل بهترم، من که تاج هر سرم!” بقاله گفت: “پس چی بگویم؟”
گفت:”بگو ای خاله قزی، چادر یزدی، کفش قرمزی، ‌اقر بخیر. کجا می ری؟”
“می روم تا همدان، شو کنم بر رمضان، روغن به بستو بکنم، آرد به کند و بکنم. نان گندم بخورم، غلیون بلور بکشم، منت بابا نکشم.”
خاله سوسکه و آقا موشه: در  زنجیری از سروده ها
متن کامل : نگاه کنید به گلچینی از سروده ها
رباعی: آقا موشه و خاله سوسکه
آقا موشه که داشت یک دم نرم/ ناگهان دل ز خاله سوسکه ربود
یک جهان عشق بود و هوش و هنر/ مثل او هیچ کس به صحنه نبود
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
نظریه ای در مورد افسانه ی خاله سوسکه و آقا موشه
بنا بر نوشته ی معصومه ناصری: "مهم‌ترین فراز یکی از نمونه‌های قدیمی ادبیات کودک و نوجوان ایران، جایی است که خاله سوسکه از خواستگارانش این سوال تعیین کننده را می‌پرسد که "اگه زنت بشم منو با چی می‌زنی؟" و عاقبت با رد کردن خواستگاران خشن، به موش دل می‌بندد که وعده می‌دهد او را نه با ساتور قصابی و سنگ ترازو که با دم نرم و نازکش بزند. در پایان قصه، موش، موقع آشپزی در دیگ می‌افتد و از آن تاریخ و پس از آن پایان تراژیک و مرگ "آقا موشک با وقار"، خاله سوسکه همچون همسری وفادار تا ابد سیاه‌پوش می‌ماند. کسانی مثل جبار باغچه‌بان، احمد شاملو و محمود مشرف تهرانی روایت‌هایی از این قصه را باز نوشته‌اند و در سال‌های اخیر هم این داستان در بسته‌بندی‌ های رنگی و زیبا و و کتاب‌های خوش آب و رنگ، در ویترین کتابفروشی‌های کودک، جلوه می‌کند…. گرچه در قفسه کتابفروشی‌ها داستان خاله سوسکه هنوز وجود دارد اما "خاله سوسکه" تنها تصویر ما از زن در ادبیات فولکوریک نیست. در قصه‌های ایرانی، ماجرای بز زنگوله‌پا (بزبز قندی) هم آمده است؛ زنی که به بچه‌هایش در مورد خطرهای احتمالی هشدار و آموزش می‌دهد، وجود بچه‌ها او را خانه‌نشین نکرده بلکه تنها از خانه بیرون می‌زند، با "اجتماع گرگ" مبارزه می‌کند و پیروز می‌شود".
همچنین گوش کنید به
https://www.youtube.com/watch?v=ob4t96gbe7o
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
خاله سوسکه: تارنمای ویکی‌پدیا/ افسانه ی خاله سوسکه در یک روایت دیگر: تارنمای اتل متل توتوله/ خاله سوسکه کیست درد پدرم در لغت‌نامه دهخدا: تارنمای واژه نامه ی پارسی ویکی/ شعر خاله سوسکه و آقا موشه: تارنمای شهر فرنگ/ رباعی آقا موشه و خاله سوسکه: تارنمای گلچینی از سروده ها/ خاله سوسکه و بزبز قندی؛ تقابل دو دیدگاه (نوشته ی معصومه ناصری): تارنمای بی بی سی

۱۳۹۷ خرداد ۲۴, پنجشنبه

شناسایی چند اختلال مهم روانی



اختلالات روانی به گروهی از بیماری ها گفته می ‌شود که با تأثیر بر تفکر و رفتار باعث ایجاد ناراحتی برای فرد مبتلا یا ایجاد ناتوانی در وی می‌ شوند. علت بیماری ‌های روانی به خوبی شناخته نشده است ولی آنچه مسلم است این است که عوامل ژنتیک، استرس ‌های مختلف و نوع تعامل فرد با دیگران در ایجاد یا بروز آن‌ ها مؤثر است. اختلال اضطرابی، اختلال دوقطبی، سراسیمگی، روان ‌نژندی، کج‌ رفتاری، و رفتارِ ضدِ اجتماعی از جمله ی این اختلالات است.
اختلال ناشی از نگرانی و اضطراب یا اختلال اضطرابی: یک بیماری روانی شایع است، به‌طوری‌که بیشتر زنان و میان‌سالان و افراد سالمند با آن مواجه هستند. اختلالات اضطرابی، گروهی از اختلالات روانی است که دارای نشانه‌هایی از اضطراب و ترس‌ اند. اضطراب ناشی از نگرانی درمورد آینده است و ترس واکنشی به رویداد کنونی. احساس اختلال اضطرابی می‌تواند دارای نشانه ‌های فیزیکی همچون تپش قلب و لرز باشد. اختلال اضطرابی ازجمله اختلالات روان شناختی است که منشأ فیزیولوژیک آن کاملاً شناخته‌ شده نیست، ولی ارتباط تنگاتنگی با اختلالات افسردگی دارد. اختلال اضطراب فراگیر، نوعی اختلال اضطرابی است که به صورت نگرانی بیش از اندازه و نامعقول در مورد اتفاقات و فعالیت ‌های روزمره تعریف می‌شود. اختلال اضطراب فراگیر بر خلاف حمله پانیک سیر مزمن ‌تری دارد و می‌تواند برای ماه‌ ها در فرد وجود داشته باشد. بهترین درمان برای این بیماران ترکیبی از روان درمانی و دارودرمانی در کنار اقدامات حمایتی است.  برای درمان اختلال اضطراب فراگیر یکی از فنون اساسی و رایج کاهش استرس  است که می تواند با تمرکز فرد به زمان حال و جدا کردن فرد از افکار اضطراب  و همچنین دادن ویژگی پذیرش احساسات به افراد این اختلال را به صورت کامل در کنترل فرد قرار دهد.
  اختلال دو قطبی یا افسردگی و آشفتگی: نوعی اختلال خلقی و بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خلق می ‌شوند. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره ی نوجوانی یا اوائل دوره ی بزرگسالی تظاهر پیدا می‌کند.
اختلال دوقطبی، به نام "بیماری آشفتگی افسردگی" و"مانیک دپرسیو" نیز خوانده می شود که طی آن خلق فرد از حالت شاد و پر انرژی به حالت غمگین و خمود در چرخش است. شیوع این بیماری در زنان بیشتر از مردان است و عوامل هورمونی و ژنتیکی را در بروز آن دخیل دانسته اند. شخصی که در مرحله ی آشفتگی بیماری قرار دارد، دارای حالت انبساط بی حد و نامتناسب است و هر فعالیتی به ایجاد احساس شادی در وی منجر می شود. فرد در حالت آشفتگی به برقراری رابطه با دیگران و تجدید روابط پیشین می پردازد و ممکن است که این سبک برخورد اجتماعی او منجر به ایجاد ناراحتی در دیگران شود. کاهش خواب و احساس نیرومندی بدون خواب کافی، رفتار آشفته و پر جنب و جوش از ویژگی های این افراد است. این افراد افکار زیادی دارند که گاهی برای بیان آن وقت کم می آورند و به همین دلیل شتاب زده حرف می زنند که به این حالت «فشار تکلم » می گویند.  ویژگی دیگر افراد دچار حالت آشفتگی احساس خود بزرگ بینی است که طی آن فرد خود را واجد مزیت های خاص و توانایی های فوق العاده می یابد، این حالت نوعی "تورم اعتماد به نفس" است که تناسبی با موقعیت واقعی فرد ندارد و منجر به ریسک های شغلی یا انجام فعالیت های پر خطر می شود. گاهی عارضه های ناشی از این رفتارها بسیار شدید و حاد می شود، به طوری که منجر به صدمه جدی به خود و دیگران و ایجاد خسارت های مالی، جسمی، عاطفی برای خود فرد یا دیگران می شود، یا منجر به فعالیت های غیر قانونی می شود که ناشی از ضعف قضاوت فرد است. در این موارد بستری شدن فرد ضرورت پیدا می کند. سن متوسط بروز حالت آشفتگی حدود بیست سالگی است اما گاهی آغاز آن در سنین بالاتر و میانسالی هم دیده می شود. فرد بیمار در مرحله ی افسردگی یک یا چند دوره ی افسردگی اساسی را تجربه می کند که شامل فقدان انرژی و حالت خمودگی و افکار مرگ یا خود کشی و مشکلات اشتها و خواب است
سراسیمگی یا بی ‌قراری روانی (آژیتاسیون): یک سری حرکت‌های ناخواسته و بی ‌هدف است که از تنش روانی و اضطراب فرد ریشه می ‌گیرد. این موضوع شامل قدم زدن در اطراف اتاق، فشردن دست ها، کشیدن لباس و پیچاندن آن و دیگر اقدامات مشابه و همچنین بی ‌قراری شدید می‌گردد. در موارد شدیدتر، ممکن است تبدیل به حرکت مضر برای فرد مانند پاره پاره کردن یا جویدن پوست اطراف ناخن یا لب تا حد ایجاد خون ‌ریزی شود. آژیتاسیون به‌طور معمول از علائم اختلال در افسردگی عمده یا اختلال وسواس فکری عملی، و گاهی اوقات مرحله ی آشفتگی و اختلال دو قطبی است. میانسالان و افراد مسن در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به این بحران هستند.
روان ‌نژندی یا نِوْرُز (نوعی سراسیمگی): که پایه و اساس  کالبدشناسانه ‌ای ندارد. به عبارت دیگر روان‌ نژندی نوعی بیماری روانی یا رفتاری است که اساسی عضوی ندارد. در این بیماری اضطراب روانی با حفظ سلامت توان عقلی در شخص پدید می‌آید. روان‌شناسان بر این باورند که نگرانی یکی از مهمترین علامت‌های روان‌نژندی می‌باشد و بیشترین و رایج ‌ترین نوع آن است. نگرانی هم نوع موقت دارد و هم دایمی. برخی از روان ‌شناسان نگرانی را چنین تعریف می‌کنند: نگرانی، احساس عمومی به آزردگی ناخوشایند، انتظار خطر و ترس ناشی از خطری است که شخص منتظر آن است و نمی‌داند از کجا سرچشمه می ‌گیرد
کج‌ رفتاری: به معنی تخلف عمدی از هنجار یا مجموعه هنجارهای معینی است که در جامعه پذیرفته شده است. کج‌رفتاری فقط به نحوه ی عمل فرد مربوط نیست، بلکه به فعالیت‌ گروه‌ ها نیز مربوط می ‌شود. به افرادی که از هنجارهای پذیرفته شده فراتر می‌ روند، کج ‌رفتار گفته می‌شود. افراد کج ‌رفتار عموماً ضمانت ‌های اجرایی رسمی و غیر رسمی هنجارها را نادیده می‌گیرند. کج ‌رفتاری در جامعه ‌شناسی، روان‌ شناسی، روان ‌پزشکی و جرم‌ شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرد. حوزه ‌ای از جامعه‌ شناسی که به انحرافات می‌پردازد، آسیب‌ شناسی اجتماعی یا جامعه‌ شناسی انحرافات نامیده می ‌شود. آسیب اجتماعی به هر نوع عمل فردی یا جمعی اطلاق می‌شود که در چار چوب اصول اخلاقی و قواعد عام عمل جمعی رسمی و غیر رسمی جامعه ی محل فعالیت کنشگران قرار نمی‌گیرد و در نتیجه با منع قانونی یا قبح اخلاقی و اجتماعی روبه رو می گردد. به همین دلیل کج روان سعی دارند کج روی های خود را از دید ناظران، قانون اخلاق عمومی و نظم اجتماعی پنهان سازند. زیرا در غیر این صورت با پیگرد قانونی تکفیر اخلاقی و طرد اجتماعی مواجه می‌شوند..
رفتارِ ضدِ اجتماعی: کنشی است که به رفاهِ دیگران آسیب برساند. بسیاری از مردم نیز کنشی که برخلافِ هنجارهای غالب در اجتماع باشد را به‌عنوانِ رفتارِ ضدِ اجتماعی محسوب می‌کنند. انجمن روان ‌پزشکی آمریکا در راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌ های روانی رفتارِ ضدِ اجتماعی را در زمرهٔ اختلال شخصیت ضد اجتماعی می‌ شمارد. همچنین می‌توان الگوی رفتارهای ضدِ اجتماعی مزمن را در کودکان و نوجوانانِ مبتلا به مشکلاتِ رفتاری همچون اختلال رفتاری یا اختلال نافرمانی مقابله جویانه و بر اساسِ معیارهای دی ‌اس‌ ام ۵ (نسخه پنجم برنامه ریزی شده از انجمن روانپزشکی آمریکا و در واقع یک راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی) طبقه ‌بندی کرد. اما معمولاً رفتارِ ضدِ اجتماعی در موردِ افرادی به‌کار می‌رود که رفتارشان ناشی از اختلالِ روانی نیست اما تلاش می‌کنند در جامعه رفتارهایی نیرنگ ‌بازانه و مخرب از خود نشان دهند. افراد مبتلا به "مردم ‌گریزی"، "انحراف جنسی" و اوباش اینترنتی یا "ترول" نمونه ای از بیماران رفتارِ ضدِ اجتماعی می باشند.
اوباش اینترنتی یا ترول: در گفتمان اینترنتی به افرادی گفته می‌شود که با رفتار مخرب در فضای وب (فضای مجازی) به دنبال جلب نظر کاربران، ایجاد تشنج و بیان مطالب محرک و توهین‌آمیز هستند. اوباش اینترنتی فردی است که در اتاق‌های گفتگو، تالارها، وب نوشت ها یا تارنماهای کاربر پیام‌هایی ارسال می‌کند که حاوی مطالب ناراحت‌کننده یا جنجال‌برانگیز است. در حالی که در یک جمع اینترنتی کاربرانی با حسن نیت بحثی را دنبال می‌کنند، اوباش اینترنتی با تحریک سایرین و با پیش کشیدن بحث‌های نامربوط یا توهین آمیز، به دنبال مطرح کردن خود و متشنج کردن فضای گفتگو است. یکی از چالش‌های دائمی دارندگان وب گاه‌ها و تالارهای گفتگو مقابله با خرابکاری و در عین حال برقراری آزادی بیان است. آزادی بی حد و حصر باعث تحمل اوباش‌ها می‌شود و در نهایت به برهم خوردن فضای آرام گفتگو می ‌انجامد و از طرفی کنترل و حذف انتقادات هم به دیکتاتوری ختم می‌گردد. یکی از تکنیک‌های بازدارنده‌ای که سایت‌های شناخته شده نظیر فیس بوک، بلاگر و غیره برای مقابله با خرابکاری انجام می ‌دهند محدود کردن امکان فعالیت به کاربران ثبت نام کرده ‌است. با این روش آمار خرابکاری تا حدی کاهش می‌ یابد چرا که خرابکاری را مشکل‌تر و ردیابی کاربر خاطی را آسان ‌تر می‌کند. یکی از رایج ‌ترین شیوه‌ های اوباشی گری در اینترنت استفاده از مغالطه حملهٔ شخصی است. به این معنی که در بحث با کاربری دیگر به جای آنکه استدلال او را تحلیل کنند، نیت و شخصیت خود او را زیر سؤال برده یا با انگ زدن و فحاشی او را تحریک به مقابله به مثل می نمایند. اخیراً رسانه‌های جمعی این واژه را در خارج از حوزهٔ وب نیز به کار برده‌اند و حوزه استعمال آن در حال گسترش است.

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
بیماری روانی: تارنمای ویکی پدیا/ اختلال اضطراب: تارنمای ویکی پدیا/ اختلال اضطراب فراگیر: تارنمای ویکی پدیا/ درمان اختلال اضطراب فراگیر: تارنمای دكتر علی مرادی روان درمانگر/ اختلال دو قطبی: تارنمای ویکی پدیا/ آشفتگی افسردگی یا بیماری دو قطبی (نوشته ی آذر نادی): تارنمای پرشین پرشیا/ سراسیمگی یا بی ‌قراری روانی: تارنمای ویکی پدیا/ روان ‌نژندی: تارنمای ویکی پدیا/ کج‌ رفتاری: تارنمای ویکی پدیا/ رفتارِ ضدِ اجتماعی: تارنمای ویکی پدیا/ مردم ‌گریزی: تارنمای ویکی پدیا/ انحراف جنسی: تارنمای ویکی پدیا/ اوباش اینترنتی یا "ترول": تارنمای ویکی پدیا/ گفتگو پیرامون رفتارِ ضدِ اجتماعی (به زبان انگلیسی): تارنمای سی بی سی
همچنین نگاه کنید به
تغذیه و سلامت جسم و روان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
فهرست کامل اختلالات روانی به همراه توضیحات جامع: تارنمای پل ارتباطی پارسیان
بیماری ‌های روانی شایع و افراد مشهور مبتلا به آن‌ ها: تارنمای خبرنامه ی فول ‌فکر
خطرناک ترین انواع بیماری روانی: تارنمای خبرنامه ی سلامت
اختلالات خواب ناشی از بیماری های روانی، در نوشتار "خواب نامه" : تارنمای گزیده ای از نوشتارها
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2018/06/blog-post_14.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
=========

۱۳۹۷ خرداد ۲۰, یکشنبه

ده (۱۰) " شیرین" در عرصه ی سیاست و دانش و هنر ایران

در عرصه ی سیاست

شیرین ملکه ‌ی پرنفوذ ساسانی: محبوب ‌ترین همسر خسرو پرویز شاه مقتدر ساسانی بود. شیرین را امیر بانویی ایرانی ارمنی‌الاصل دانسته ‌اند که خسروپرویز عاشق او شد و مطابق روایات، سخت زیبا و مورد مهر و پرستش خسرو پرویز بود.
خصایصی چون عشق، صلابت، استواری، صبر، وفاداری به شوهر و پاکدامنی و مرگ پرافتخار شیرین او را به زنی اعلا و آرمانی در تاریخ و ادبیات بدل کرده است. به روایت نظامی گنجوی در " منظومه ی خسرو و شیرین"، شیرین بزرگزاده ‌ای از تبار شاهان ارمنستان بود که بعدها نیز یک چند به جای عمه‌اش بر تخت نشست اما بعد از ازدواج با خسرو فرمانروایی بر ارمنستان را رها کرد. براساس همین روایت او زنی پاکدامن و وفادار و صبور بود و وفاداری و عشق خالص او به خسرو زبانزد بود. در منظومهٔ نظامی حدیث وصال خسرو و شیرین پس از فراز و نشیب‌ها و دوری‌های فراوان، با آب و تاب بازگفته شده و صورتی بس عاشقانه خود، گرفته‌است. چهره شیرین در شاهنامه استوارتر و با صلابت تر است هر چند از او در شاهنامه کم سخن به میان رفته اما او نماد یک زن نمونه است که همواره در کنار و همدم شوهر خویش است و جز او مهر کسی را در دل ندارد به حدی که وقتی شیرویه پس از مرگ پدر به او پیشنهاد همخوابگی و اعتبار و ثروت‌های کلان دوره پدرش را می‌دهد او مرگ در کنار تنها عشقش را به خفت همخوابگی با شیرویه ترجیح می‌دهد و به چهره ای آرمانی مبدل می‌گردد. شاعران و مورخان زیادی در باب او شعرها سروده و داستان سرایی‌ها کرده‌اند. همچنین باید یادآور ساخت که به گفته ی نظامی گنجوی در " منظومه ی شیرین و فرهاد"، فرهاد که مهندسی برجسته در سنگ‌تراشی و نگارگری بود در مأموریتی دل در گروی عشق شیرین بست و شیفته ی وی شد (به عقیده نظامی گنجوی این جریان زمانی اتفاق افتاده بود که شیرین هنوز به ازدواج رسمی با خسرو درنیامده بود و در کاخی در بهیستون اقامت داشت) خسروپرویز از این جریان اطلاع یافت و خشمگین شد اما چون جرمی برای کشتن او ندید او را فریفت و به کندن کوه بیستون واداشت، با این شرط که اگر در این کار توفیق یافت دل از عشق شیرین می‌کشد، اما امید او به این بود که جان بر سر این کار ببازد. فرهاد با شوق و توانایی خاصی به این کار پرداخت و پاره ‌های سنگین کوه را که ده مرد از برداشتن آن عاجز بودند، کَند. گویند به تحریک خسرو پرویز پیرزنی به دروغ خبر مرگ شیرین را به او داد و فرهاد به شنیدن این خبر تیشهٔ خود را بر فرق خویش کوبید و در دم جان سپرد.
شیرین طهماسب یا شیرین هانتر (متولد ۱۹۴۵ در تبریز): استاد ایرانی - آمریکایی در دانشگاه جورج تاون است که در زمینه مقالات سیاسی به فعالیت مشغول است. او یک متخصص در مسائل سیاسی ایران است و تا پیش از انقلاب ۵۷ ایران، عضو وزارت امور خارجه ایران بود و پس از آن به ایالات متحده نقل مکان نمود. وی به زبان‌های فارسی، انگلیسی، فرانسه و ترکی صحبت می‌کند… به گزارش «تابناک» شرین هانتر، استاد و محقق مرکز مطالعات اسلامی مسیحی دانشگاه جرج تاون، در مطلبی با نام «مخمصه ژئوپلتیک ایران و پیامدهای آن» تلاش کرده است از زاویه ای متفاوت به ماجرای سیاست خارجی ایران و کنش های امنیتی، سیاسی و اقتصادی ـ فرهنگی با کشورهای همسایه بپردازد.
شیرین علم‌هولی آتشگاه: متولد ۱۳ خرداد ۱۳۶۰ در روستای دیم قشلاق در حوالی ماکو، پس از گذراندن یک سال و ۹ ماه حبس در زندان اوین تهران در روز هشتم آذر ماه به اتهام ارتباط با گروه پژاک (گروه سیاسی و شبه نظامی چپ‌گرا در کردستان ایران) دادگاهی شد و به اعدام محکوم گردید و در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ بدون اطلاع خانواده و وکلایش در زندان اوین اعدام شد.
در عرصه ی دانش
شیرین بختیار: فرزند دوم ابوالقاسم بختیار و هلن جفریز در ۱۹۳۰ (۱۳۰۹ خورشیدی) در نیویورک به دنیا آمد. بنا بر نوشته ی جهانشاه جاوید فرزند برومند او: "شیرین بختیار نقاش، روزنامه نگار، نویسنده و شاعر بود و مادری پر محبت برای شش فرزندش از سه شوهر. بعلاوه در ده پانزده سال آخر عمرش چند معشوق داشت. دو سال آخر را در اسپانیا زندگی کرد و در ۲۰۰۳ در ۷۳ سالگی از دنیا رفت و خاکسترش در دریای مدیترانه آرام گرفت".
شیرین عبادی (متولد ۳۱ خرداد ۱۳۲۶ در همدان): حقوق‌دان، قاضی سابق دادگاه، فعال حقوق بشر، نویسنده و مدرس ایرانی است. او از نخستین قاضیان زن در ایران و تنها ایرانی و مسلمانی است که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده ‌است. کمیته جایزه صلح نوبل علت انتخاب خود را، تلاش عبادی برای ترویج مردم ‌سالاری و رعایت حقوق بشر در ایران به ویژه در مورد حقوق زنان و کودکان در سال ۲۰۰۳ میلادی اعلام نمود. شیرین عبادی کتاب‌های مختلفی دربارهٔ حقوق زنان و کودکان نوشته‌ است. کتاب‌های شیرین عبادی عبارت است از: بیداری ایران/ قفس طلایی/ آزادی همه ما. کتاب «بیداری ایران» حاوی خاطرات شیرین عبادی از بدو تولد تا زمان دریافت نوبل صلح توسط اوست. در این کتاب او از وقایع مؤثر در زندگی‌اش مانند انقلاب اسلامی، جنگ و قتل‌های زنجیره‌ای سخن گفته ‌است. کتاب «قفس طلایی» روایت زندگی سه برادر ‌است که گرایش‌ های سیاسی متفاوت دارند؛ اما در تلاطم انقلاب، سرنوشت یکسانی پیدا می‌ کنند. کتاب دیگر او دربارهٔ حقوق بشر با عنوان «آزادی همه ما» می‌باشد. این کتاب زندگی‌نامه شیرین عبادی است. وی در این کتاب به اتفاقات سیاسی ایران در چند سال اخیر پرداخته‌ است
در عرصه ی هنر
شیرین نشاط (زاده ی ۶ فروردین ۱۳۳۶ در قزوین): يکی از موفق ترين هنرمندان ايرانی در خارج از کشور است. چندين جايزه معتبر جهانی برای هنرهای تجسمی اش و جايزه مهم جشنواره فيلم ونيز برای اولين فيلم بلند داستانی اش " زنان بدون مردان" از جمله افتخارات اوست. ۱۷ ساله بود که به اصرار خانواده اش برای ادامه تحصيل به آمريکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیای برکلی به تحصیل هنر پرداخت، اما وقتی در سال ۱۹۹۰ سفری کوتاه به ايران کرد، زندگی اش دگرگون شد: زندگی خصوص اش تغيير کرد، شيفته ايران شد و زنان کشورش منبع الهام هنری او شدند. او هم ‌اکنون در نیویورک زندگی می‌کند. او در طول دهه ۸۰ میلادی مدیر شرکت نمایشگاه هنر و معماری نیویورک بود. در این دوره او با برگزاری نمایشگاه ‌هایی، عکس‌های ساختمان ‌های آسیب‌دیده در سارایوو به تحلیل نقش جنسیت در تعیین فضاها و معناهای فضای فیزیکی پرداخت، موضوعی که به همهٔ فیلم‌های او راه یافت. در سال ۲۰۰۱ فیلیپ گلاس آهنگساز آمریکایی از او خواست فیلمی بسازد که او برای آن آهنگ بسازد. شیرین نشاط تحت تأثیر مشاهده ی تصاویر تلویزیونی برخوردهای فلسطینی‌ها و سربازان اسرائیلی، فیلم رنگی یازده و نیم دقیقه‌ای «گذرگاه خمیده»، را ساخت که با موسیقی گلاس همراه شد. آثار نشاط دارای ریشه ی بومی از زندگی و جامعه ی ایران است و به‌ویژه آثار فراوانی پیرامون زندگی و موقعیت زنان ایرانی خلق کرده ‌است. او در آثار خود از نقوش زنانه که زنان ایرانی با آن‌ ها تأثرات روحی‌شان را به صورت شعر بر کف دست و پای خود نقش می‌ زنند استفاده می‌کند… شیرین نشاط در جلسه ی سال ۲۰۱۴ مجمع جهانی اقتصاد به عنوان یکی از سه راهبر فرهنگی اثرگذار سال به سخنرانی پرداخت. او هم ‌اکنون در حال ساخت فیلمی دربارهٔ زندگی " ام کلثوم" خواننده ی نامدار عرب است. فیلمبرداری " ام کلثوم" در پاییز سال ۲۰۱۳ میلادی در مصر آغاز شد. نشاط به عنوان کارگردان امیدوار است که بودجه ی فیلم از کشورهای عربی خاورمیانه تأمین شود.
شیرین رضویان (زاده ی ۱۳۴۶ در تهران): شاعره و لیسانس مدیریت بازرگانی و حسابداری است. وی در تارنمای رسمی خود نوشته است: " ۹ ساله بودم که دست های نقره فام شعر گریبانم را گرفت. اول با او جنگیدم. سال ها را در آمیخته ای از عشق و نفرت به شعر زیستم. آن پنجه های نقره فام دور گردنم تنگ تر و تنگ تر پیچید تا آنجا که دریچه ای گشود به قلبم. بعد از آن ما یکی شدیم و جنگی که نزدیک به دو دهه به طول انجامیده بود مغلوبه شد. زندگی روزمره ام با شعر درآمیخته است. دنیا را از پشت عینک رنگی نگاه نمی کنم. چشم هایم را به واقعیت ها نزدیک نگاه می دارم هرچند که چهره ای کریه داشته باشند…. باری، سال ۱۳۴۶ در تهران به دنیا آمدم. روح شاعرانه‌ام اما در اصفهان و همدان پرورش یافت. هنوز هوای خنک صبحگاهان همدان در حیاط خانه پدربزرگم مسرور همدانی گونه‌ام را می نوازد و چهچه آرام پرنده‌ها بر درخت بزرگ اقاقی در گوشم می‌پیچد. پدرم مهندس متالوژی در ذوب آهن اصفهان و مادرم نویسنده نیمه وقت پاورقی‌های مجله اطلاعات بانوان بود که به سردبیری سیاوش بشیری در اصفهان اداره می شد و من و خواهرم تنها فرزندان این خانواده کوچک. تحصیلاتم ،دیپلم ادبی و همچنین دیپلم علوم تجربی از اصفهان، و بعد لیسانس روانشناسی از دانشگاه اصفهان را نیمه کاره رها کردم و در لندن لیسانس مدیریت بازرگانی و حسابداری گرفتم". در سال ۱۹۹۷ میلادی مجموعه ی سروده های او با عنوان" از واژه تا پندار" در لندن انتشار یافت.
همچنین گوش کنید به گفتگوی صدای آمریکا با شیرین رضویان در ۲ بخش
شیرین یزدان‌ بخش (زاده ی ۱۳۲۷ در اصفهان): بازیگر فیلم‌های سینمایی اهل ایران است. وی در چهار سالگی به دلیل شغل پدرش به بهبهان خوزستان نقل مکان کرد. درحال حاضر وی در تهران سکونت دارد. وی تماشاگر پیگیر و حرفه‌ای تئاتر و علاقه ‌مند به موسیقی است، وی به ‌طور اتفاقی و بنا بر درخواست افشین هاشمی، با ایفای نقش در فیلم «لطفاً مزاحم نشوید» وارد عرصه ی بازیگری سینما شد. قبل از حرفه ی بازیگری وی به مدت ۳۲ سال کارمند دولت بود و اکنون بازنشسته ‌است. وی بخاطر ایفای نقش در فیلم ابد و یک روز (۱۳۹۴)، نامزد دریافت جایزه سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن از سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر شد.
شیرین بینا (زاده ی ۲۹ مرداد در مرند): بازیگر زن تاتر، سینما و تلویزیون ایران است. شیرین بینا از سال ۱۳۷۲ با بازی در فیلم «تیک تاک» فعالیت سینمایی خود را آغاز کرد. نام اصلی وی شیرین صدق گویا می‌باشد و بینا نام خانوادگی همسر اوست که وی این نام را به عنوان نام هنری خود انتخاب نموده‌است. به علت آنکه خواهر وی نیز بازیگر است و از اسم صدق‌گویا (نگین صدق‌گویا) استفاده می‌کند، وی از نام فامیل «بینا» استفاده می‌کند. شیرین بینا دارای مدرک لیسانس علوم تربیتی از دانشگاه آزاد است. او برای بازی در فیلم تیک تاک، نامزد دریافت جایزهٔ بهترین بازیگر نقش دوم زن در دوازدهمین دورهٔ جشنواره ی فیلم فجر شد.
شیرین آقا رضا کاشی: با نام هنری شیرین آقا کاشی: بازیگر سینما و متولد تهران می‌باشد. وی فعالیت‌ های هنری خود را از اوایل دهه ی ۹۰ آغاز کرد و با ایفای نقش "عصمت" در فیلم سینمایی « فروشنده » محصول سال ۱۳۹۴ به کارگردانی اصغر فرهادی به شهرت رسید. آقا کاشی تجربه بازیگری در تلویزیون را نیز در کارنامه دارد.
نگارش و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
شیرین ملکه ‌ی پرنفوذ ساسانی: تارنمای ویکی پدیا/ شیرین طهماسب یا شیرین هانتر: تارنمای ویکی پدیا/ تحلیل «شرین هانتر» از شرایط ژئوپلتیک ایران: تارنمای تابناک/ شیرین علم‌هولی: تارنمای ویکی پدیا/ شیرین بختیار: تارنمای ایرانیان ایرون/ شیرین بختیار (نوشته ای به زبان انگلیسی از همین نگارنده): تارنمای ایرانیان/ شیرین عبادی: تارنمای ویکی پدیا/ شیرین نشاط: تارنمای ویکی پدیا و بی‌بی‌سی/ شیرین رضویان: تارنمای رسمی/ شیرین یزدان‌بخش: تارنمای ویکی پدیا/ شیرین بینا: تارنمای ویکی پدیا/ شیرین آقا رضا کاشی: تارنمای ویکی پدیا و تارنمای فیلیسن 

۱۳۹۷ خرداد ۱۹, شنبه

نوشتارها و سروده هایی پیرامون " آغوش"


نوشتارهایی پیرامون تعریف آغوش
آغوش = آگوش . آگش . بغل . میان دو دست فراهم آوردن و بخود دوسانیدن کسی یا چیزی را - در آغوش گرفتن/ به آغوش کشیدن: تعانق . معانقه: لغت ‌نامه دهخدا
آغوش = بغل - بر - سینه - در آغوش گرفتن (مصدر متعدی) کسی را در بغل گرفتن و دو دست را دایره ‌وار دور تنۀ او آوردن و او را به سینه چسباندن - به آغوش کشیدن: فرهنگ فارسی عمید
در آغوش گرفتن یا بغل کردن = دو نفر دست های خود را دور بدن یکدیگر قرار داده و همدیگر را فشار می‌دهند. در آغوش گرفتن می‌تواند نشانه یدوستی، عشق، محبت یا همدردی باشد: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌ پدیا

 آغوش ها در زنجیری از سروده های دیروز وامروز
قیامت باشد آن قامت در آغوش/ شراب سلسبیل از چشمه نوش
 غلام کیست آن لعبت که ما را/ غلام خویش کرد وحلقه درگوش
 پری پیکربتی کزسحر چشمش/ نیامد خواب درچشمان من دوش
نه هر وقتم به یاد خاطر آید/ که خود هرگز نمی گردد فراموش: سعدی
*
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم/ طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی/ از سر خواجگی کون و مکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی/ پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین/ تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم
خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات/ کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم
گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش/ تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده
تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم : حافظ
*
 مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است
 کجا دماغ می ناب و نغمه ی چنگ است
 مرا که شغل هم آغوشی است با زنار
 اگر به سبحه دهم دست_ دوستی ننگ است : عرفی شیرازی
*
 نسیمی به دل میخورد روحپرور/ نسیمی دلاویز چون بوی دلبر
 نسیمی چو انفاس عیسی مقدس / نسیمی چو دامان مریم مطهر
 نسیمی ست شبها به گلشن غنوده/ زگل کرده بالین وازسبزه بستر
 بر اندام او سوده ریحان و سنبل/ در آغوش او بوده نسرین وعنبر
 غلط کردم از طرف بستان نیاید/ نسیمی چنین جانفزا و معطر
 نسیم بهشت است و دارد نشانها/ ز تفریح تسنیم و ترویح کوثر
هاتف اصفهانی
*
گفتند فرود آی ز اوج مه و پرویز/ بر خود زن و با بحر پر آشوب بیامیز
با موج در آویز نقش دگر انگیز تابنده گهر خیز/  من عیش هم آغوشی دریا نخریدم
آن باده که از خویش رباید نچشیدم/ از خود نرمیدم
ز آفاق بریدم بر لاله چکیدم : اقبال لاهوری
*
شبها به کنج خلوتم آواز می دهند/ کای خفته گنج خلوتیان باز می دهند
گوئی به ارغنون مناجاتیان صبح/ از بارگاه حافظم آواز می دهند
وقتی همای شوق مرا هم فرشتگان/ تا آشیان قدس تو پرواز می دهند
ساز سماع زهره در آغوش طبع تست
خوش خاکیان، که گوش به این ساز می دهند: شهریار
*
شکسته جلوه ی گلبرگ از بر و دوشت
 دمیده پرتو مهتاب از بناگوشت
 مگر به دامن گل سر نهاده ای شب دوش؟
 که آید از نفس غنچه بوی آغوشت
میان آنهمه ساغر که بوسه می افشاند
 بر آتشین لب جان پرور قدح نوشت
 شراب بوسه من رنگ و بوی دیگر داشت
 مباد گرمی آن بوسه ها فراموشت : رهی معیری
*
ترا می خواهم و دانم که هرگز / به کام دل در آغوشت نگیرم
تو آنجا درهوایی صاف و روشن/ من این کنج قفس مرغی اسیرم: فروغ فرخزاد
*
به شهرخود زمینگیرم توکردی
چو مجنون ، پا به زنجیرم توکردی/ جوان بودم که خواهان تو گشتم
خدا پیرت کند، پیرم تو کردی/ کجایی؟ درچه حالی؟ باکه هستی؟
به خوابی؟ هوشیاری؟ یا که مستی؟/ شنیدم رفته ای سوی رقیبان
فراموشت شده مهر حبیبان/ شدی از بوی آغوش که مدهوش؟
که آغوش مرا کردی فراموش: نعیم پوپل سراینده و خواننده ی کهنسال افغانی
*
 همچو نیلوفر مپیچ ایدل به شاخ نسترن
 رهنشین چون لاله شو، فصل هم آغوشی گذشت
 در غزل هم «آتشی» نقش مجزا میزند
 گرچه عمر ما همه در شیوه «یوشی» گذشت : منوچهر آتشی
*
" آغوش" در برخی از سروده های دکتر منوچهر سعادت نوری
من همره تو ، به  روی شبنم ها/ افکنده رها ، تمامی تن را
در عطر_ تو و حریم_  آن آغوش
برچیده ، شکوفه ای ز گلشن را 
*
خوشا ایام_ عشق و آن شبانه/ که او، هر لحظه در آغوش جا داشت
و شادی آفرید، او ، دلبرانه/ به هنگامی که غم، بر دوش جا داشت :
*
تو جای ات درکنار و نزدما بود/چرا رفتی به کنجی سرد وخا موش
 و نام_ تو کلام_ شهد_ ما بود/ نخواهی شد ز دل ، هرگز فراموش
 به کوی_ عشق اگر کا ونده بود یم/ نگا ه ات شد دلیل ما به کا وش
 بسا اسرار_دل برتو گشودیم/ شد یم در شادی وغم ، با تو همد وش
 و می ما ند  همیشه جا ود ا نه / تما م_ حرف_ تو آ ویزه ی گوش
 و گفتی عشق دارد ا ین نشا نه / که می سا زد به پا ا عجا ز آغوش
 تو جا ی ات نزد ما آغوش ما بود/ کنا ر سینه ای ازعشق  پرجوش
 شراب بوسه ی تونوش ما بود/کزان بودیم بسی سرمست ومدهوش
 کجا بیرون رود یا د_تو از دل/ که با یا د تو باشیم شاد و د لخوش
عجب عشق ات به دل افکنده منزل
نخواهی شد زدل، هرگزفراموش/ ۲۷  فروردین ١٣٨٤
*
آیا شود نصیب که یک یار_  مه جبین/ گردد مرا، یگانه هماغوش دلنشین
دارم هوای عشق نگاری که نازنین/ از بهر من شود همه آئین و کیش و دین
*
منابع و مآخذ
تعریف آغوش: لغت‌نامه دهخدا/ تارنمای واژه نامه ی پارسی ویکی/ تعریف آغوش در فرهنگ فارسی عمید: تارنمای واژه یاب/ تعریف در آغوش گرفتن: تارنمای ویکی پدیا/ آغوش ها در زنجیری از سروده ها: تارنمای ایرانیان/ آیا شود که یکی یار مه جبین گردد مرا، یگانه هماغوش دلنشین: تارنمای گلچینی از سروده ها
*
نگارش و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2018/06/blog-post_9.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
=======