۱۳۹۴ دی ۵, شنبه

خر نامه


خر در فرهنگ واژه ها
۱ - خر حیوانی است که آنرا بعربی حمار گویند... خر حیوانی چارپا کوچکتر از اسب که گوش های دراز دارد (از ناظم الاطباء). حمار یا درازگوش یا الاغ یا خر از گروه پستانداران سم داریست که سم آنها بی شکافست. دست و پای این حیوان نسبتاً باریک و بلند و سم آن کوچک می باشد. موی خر معمولاً خاکستریست و خط پشت این حیوان با باند دیگری متقاطع می شود و در روی شانه های وی چلیپایی تشکیل می دهد. گوش های خر دراز و دم آن باریک است و بسر آن یک دسته مو قرار دارد. زانوان این حیوان غالباً دارای باندی رنگی باریک و مخطط است، ولی با این همه رنگ خرها مختلف می باشد. هر خر را چون اسب دوازده دندان آسیا و شش دندان پیشین و دو انیاب بهر فک است: تارنمای لغت نامه دهخدا
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-080fa08a94dd46efb4031984a8497307-fa.html
۲ - خر = درازگوش - الاغ : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
۳ - خر یا اُلاغ یا درازگوش حیوانی اهلی از خانوادهٔ اسبیان است. انسان‌ها از این حیوان بیشتر برای بارکشی استفاده می‌کنند. جمعیت خران دنیا به بیش از ۴۰ میلیون رأس می‌رسد. خر در فرهنگ عامیانه بسیاری از کشورها نماد حماقت و لجاجت است. یک خر متوسط القامت حدود یک متر ارتفاع در ناحیهٔ شانه دارد، اما نژادهای مختلف آن اندازه‌های متفاوتی دارند. خرهای سیسیلی فقط ۶۱ سانتیمتر قد می‌کشند، در حالی که خرهای آمریکایی با ارتفاع ۱۶۷ سانتیمتر هم مشاهده شده‌اند. رنگ خرها از سفید تا خاکستری یا سیاه متغیر است. خرها هرچند از اسبها کندروترند اما قدم‌های استواری دارند و بر کشیدن بارهای سنگین در مسیرهای دشوار قادر هستند. قاطر حیوان دورگه‌ای است که از تزویجِ خر نر و اسب ماده حاصل می‌شود و قدرت بارکشی آن بسیار بیشتر از خر و اسب است: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Donkey
خر در جانورشناسی
۱ - طبقه ‌بندی علمی خر اهلی‌: خر وحشی آفریقایی جد وحشی خرهای اهلی است. این حیوان حدود ۵۰۰۰ سال پیش در مصر یا بین‌النهرین اهلی شد.
رده: پستانداران
راسته: تک‌سم‌سانان
تیره: اسبیان
رده: ستوران
زیررده: اسینوس
گونه: خر وحشی آفریقایی
زیرگونه: اکوئوس افریکانوس اسینوس
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1
۲ - خر وحشی آفریقایی از اعضای وحشی خانواده ی اسبیان می‌ باشد. این گونه نیای خرهای اهلی است که در درون همین گونه جای دارد و در بیابان‌های شمال‌ شرقی آفریقا زندگی می‌کند. کشورهای سومالی، اریتره و اتیوپی محل زندگی این گونه خر است. گستره زندگی این جاندار در گذشته کشورهای لیبی، مصر و سودان را نیز شامل می‌ شده ‌است. تعداد فقط ۷۵۰ راس از این نوع خر در حال زندگی است. طول این حیوان حدود ۲ و قد آن حدود ۱٫۲۵ متر می‌باشد
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1_%D9%88%D8%AD%D8%B4%DB%8C_%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7%DB%8C%DB%8C
انواع نژادهای خر
۱ - معروف ترین نژادهای خر اهلی: خر تبتی - خر معمولی - خر شامی - خر قبرسی - خر حبشی
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1
۲ - فهرست نژادهای خر/ به زبان انگلیسی
https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_donkey_breeds
خر در تاریخ
یونانیان و ایرانیان از خر درلشکرکشی ها و راه پیمایی های نظامی استفاده بسیار می کردند. مصری ها چون شکل «تیفون » - خداوند شر- را بشکل خر می دیدند، از خر تنفر داشتند. ولی بجز این مورد استثنائی خر همواره در نزد ملل شرق محبوب و صاحب ارج و قیمت بوده است. در کتاب مقدس از خر بارها صحبت رفته و فک یک خر موجب آن زورآزمایی های شمشون در جنگ فلسطینی ها شده است... مسیح سوار بر خر ماده کره دار فاتحانه به اورشلیم پا گذارد. رومی ها در تربیت خر کوشا بودند و یک سناتور رومی دوهزار فرانک را در مقابل قیمت یک خر داد: تارنمای لغت نامه دهخدا
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-080fa08a94dd46efb4031984a8497307-fa.html
خر در جغرافیا
۱ - خر نام آبی است در دیار بنی کلب بن وبره در شام. شام نام مملکتی است که در گذشته شامل اردن و سوریه و لبنان و فلسطین بود.
http://parsi.wiki
۲ - خر نام منزلگاهی است در راه مصر واقع در پایین اعراس که سرانجام به قاهره می رسد (از معجم البلدان).
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-88b1c32ac948468fbde2317e087718bf-fa.html
خر در کتاب ها و نوشتارها
۱ - "خرنامه"یا "منطق‌الحمار"برگرفته از كتابی است كه در سال ۱۳۰۶ هجری قمری به چاپ سنگی در ۱۳۸ صفحه تحت عنوان "الحمار یحمل اسفارا" به طبع رسیده است. این كتاب ترجمه و اقتباس آزادی است از كتاب "خاطرات یك خر" نوشته ی كنتس دوسگوری فرانسوی كه ترجمه و اقتباس آن را به "میرزا حسن‌خان اعتمادالسلطنه" نسبت داده‌اند. "خرنامه"حاوی مطالب انتقادی، اجتماعی، اخلاقی و سیاسی زمان یعنی عهد ناصرالدین شاه قاجار است كه از نثری روان و محاوره‌ای برخوردار شده است. راوی داستان "خاطرات یك خر"، خری است که در ضمن تعریف خاطرات خود رفتارهای جامعه شناختی و در پی آن پند و اندرز را به زبانی شیرین، در قالب طنز زیبایی بیان می کند. فصل های کتاب داستان هایی جدا از هم در بر دارند و داستان بر سر خر بینواست که موجودی است قانع، کاری، مهربان، دلسوز ولی بخوانید ببینید انسان ها چه ها که با او نمی کنند. هنگام خواندن لبخند از لبانتان برچیده نخواهد شد. پس از خواندن وقتی در خیال خود همراه خر در میان احوال مردم سفر می کنید و دنیا را به چشم دیگری می بینید: برخی از تارنماهای فارسی
https://www.google.com
۲ - خرنامه نوشته ی محمدرضا زادهوش: در این کتاب می توان امثال و حکم فارسی درباره خر را مطالعه کرد.
http://ketabnak.com/book/36457/%D8%AE%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87
خر در یوتیوب
من که ادعایی ندارم، یه خرم، خر میام، خر میرم از دنیا
https://www.youtube.com/watch?v=4Csz18SXoMg
شفاف سازی برادر شیری خر و حقوق شرعی کره خر
https://www.youtube.com/watch?v=QNQH7dkcdGg
خر_ کریسمس / به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=vUZXdueWUGk
خر در زنجیر برخی از سروده های کهن
چو پیش آرند کردارت بمحشر
 فرومانی چو خر در بین شلکا: رودکی
شکر کن تانایدت از بد بتر
 ورنه مانی ناگهان در گل چو خر: مولوی
خر بر آن آدمی شرف دارد
 که دل مردمان بیازارد: سعدی
گاوی ست در آسمان و نامش پروین/ یک گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی گیتی
زیر و زبر دو گاو، مشتی خر بین: حکیم عمر خیام
پند چه دهی و چه گویی سخن حکمت و علم
این خران را که چو خر یکسره از پند کرند: ناصرخسرو
مسکین خر اگرچه بی تمیز است
 چون بار همی برد عزیز است: سعدی
یارب این نودولتان را بر خر خودشان نشان
کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند: حافظ.
خر و خرنامه در زنجیری از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/12/blog-post_66.html
رباعی طنز : خرنامه
اگر خواهی بدانی وضع_ ایران
برو "خرنامه" ها را یک به یک خوان
که شاید بر شود یکسر نمایان
نموداری ز شرح_ آن دیاران!
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post_26.html
The Booklet of Dankey/ Khar Nameh
Abstract: Definition/ Scientific Classification/ In Geography and History/In Books/ In YouTube/ List of Donkey Breeds/ Chain of Poems on Donkey and Donkey Booklet/Chain of Persian Poems on Donkey and Donkey Booklet/ Persian Quatrain on Donkey Booklet (Khar Naameh) by MSN
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/the-booklet-of-donkey-khar-naameh-62258
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آذر ۳۰, دوشنبه

نوشتاری پیرامون زندگی وآثارعباس اخوان هنرمند ایرانی تبار کانادا وبرنده ی جایزه ی هنری سوبی

بتازگی, تعدادی از بهترین هنرمندان جوان کانادا در شهر هلیفکس حضور داشتند. پنج فینالیست جایزه ی معتبر سوبی به همراه داوران و جمعی از هنردوستان هلیفکس در محل گالری هنری نوا اسکوشیا گرد هم آمده بودند تا برنده نهایی معرفی شود. داوران کار عباس اخوان  هنرمند ایرانی – کانادایی در زمینه ی"باغ آویزان و معلق" را به عنوان اثر برتر معرفی کرده و او  راشایسته دریافت جایزه ی ۵۰ هزار دلاری دانستند. او درباره اثرش گفت :«تمامی گیاهانی که در این کار دیده می شود کار دست بوده و از روی گونه های گیاهی اطراف رودخانه های دجله و فرات ساخته شده است. آنها سمبل گیاهانی به شمار می روند که بر اثر بلایای طبیعی و جنگ در حال از میان رفتن هستند». اخوان در سال ۱۹۷۷ میلادی در تهران متولد شده و  مدتی است در تورنتو زندگی می کند: بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
عباس اخوان ۳۸ ساله در پایان جنگ ایران و عراق با خانواده اش به کانادا مهاجرت کرده است. در سال ۲۰۰۴ در رشته هنرهای استودیویی/تاریخ هنر از دانشگاه کنکوردیا لیسانس گرفته و در سال ۲۰۰۶ از دانشگاه بریتیش کلمبیا فوق لیسانس در رشته هنر دریافت کرده است. اخوان در رشته های مختلف هنری مثل نقاشی، مجسمه سازی، اجرای صحنه ای، ویدئوگرافی فعالیت می کند و کارهایش معمولا تم سیاسی دارد. عباس اخوان در تولوز فرانسه، اسپانیا، دوبی، نیویورک و فوگو آیلند و … زندگی و کار کرده است.
http://www.shahrvand.com/archives/65389
آگاهی هایی درباره ی جایزه ی هنری سوبی/ به زبان انگلیسی
https://en.wikipedia.org/wiki/Sobey_Art_Award
زندگی و آثار عباس اخوان/ به زبان انگلیسی 
https://www.artgalleryofnovascotia.ca/sobey-art-award/winner

آثار
گفتگو با عباس اخوان پیرامون "باغ آویزان و معلق" / به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=nYb4014_wfs
پیرامون آثار عباس اخوان / به زبان انگلیسی
http://www.cbc.ca/radio/ideas/ontario-abbas-akhavan-1.3289026

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post_21.html
Iranian-Canadian Abbas Akhavan: The 2015 Winner of Sobey Art Award
Abstract: Abbas Akhavan explains about his work on “Garden”/ Abbas Akhavan wins Sobey Art Award 2015/ About Abbas Akhavan's Practice
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/iranian-canadian-abbas-akhavan-the-2015-winner-of-sobey-art-awar-62090
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آذر ۲۳, دوشنبه

یاد نامه ی آنتوان سوروگین پیشکسوت عکاسی از اوضاع اجتماعی ایران

آنتوان سوروگین در خانواده ‌ای ارمنی− گرجی ‌تبار که از دیپلمات ‌های سفارت روسیه بودند، در اواخر دهه‌ی ۱۸۳۰ (حدود ۱۲۱۸ خورشیدی) در تهران به دنیا آمد و در سال ۱۹۳۳ (۱۳۱۲ خورشیدی) درگذشت. او را پرکارترین عکاس حرفه ‌ای اواخر عصر قاجار و پدرعکاسی از اوضاع اجتماعی ایران می‌خوانند: تارنمای دویچه وله فارسی
http://www.dw.com/fa-ir
آنتوان سوریوگین به فرمان ناصرالدین شاه قاجار به سمت عکاس رسمی دربار منصوب شد: نوشتاری در تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا / به زبان انگلیسی
http://www.iranicaonline.org/articles/sevruguin-antoin-1

ماجرای زندگی و آثار آنتوان سوروگین
۱ - ماجرای زندگی: آنتوان سوروگین هم‌چنین معروف به آنتوان سوریوگین یک عکاس گرجی - ارمنی حاضر در ایرانِ عصر قاجار و پهلوی بود. آنتوان سوریوگین با ۵ دهه فعالیت حرفه‌ای عکاسی‌، یکی‌ از مهمترین شاهدان زندگی‌ ایرانیان از دوران ناصرالدین شاه تا سلطنت رضاشاه است. او برای کامل کردن مجموعه عکس‌های خود تمامی ایران را زیر پا گذاشت و از سوژه ‌های گوناگون بهترین تصاویر را تهیه کرد. مردم، مناظر، بناهای تاریخی، آداب و رسوم، مشاغل و حرفه ‌ها، اشیاء و سرانجام تمام زوایای زندگی ایرانیان سوژهٔ عکاسی او بود.
آنتوان سوروگین اواخر دهه ۱۸۳۰ میلادی در سفارت روسیه در تهران از پدری روس به نام واسیلی سوروگین و مادر گرجی به نام آچین خانم زاده شد. سال‌های نخستین عمرش را در تهران گذراند. پدرش واسیلی خاورشناس و دیپلمات سفارت روسیه تزاری در تهران بود. علاقه ی او به ایران در همین دوره پدید آمد و بعدها یکی از دوستداران و ستایشگران ایران و ایرانیان شد. او در کودکی به هنر نقاشی علاقه داشت. پس از فوت پدر که بر اثر حادثه‌ای در اسب ‌سواری در تهران کشته شد، مادر با فرزندان خود به گرجستان بازگشت. آنتوان پس از مرگ پدر برای کمک به خانواده نقاشی را کنار گذاشت و همراه با برادرانش امانوئل و کولیا نزد عکاس معروف روسی دیمتری ایوانویچ ژرماکف در تفلیس عکاسی آموخت. ژرماکف از سال ۱۸۷۰ میلادی مشغول سفر و عکاسی از ایران بود و تا زمان آخرین سفرش حدود ۲۴٬۵۵۶ عکس از ایران تهیه کرده بود. سوروگین نیز پس از آشنایی با ژرماکف مصمم می‌شود به ایران سفر کند و به عکاسی از مردم و فرهنگ و طبیعت آن بپردازد. او در سال ۱۸۷۰ میلادی برابر با سال ۱۲۴۹ خورشیدی همراه با برادرانش به تبریز آمد و به دستگاه ولیعهد مظفرالدین میرزا راه یافت. هنگامی که مظفرالدین میرزا برای به دست گرفتن قدرت، عازم تهران شد آنتوان نیز در التزام رکاب او بود و تا آخرین روزهای سلطنتش وی را همراهی کرد. آنتوان در تهران یک استودیو عکاسی در خیابان علاءالدوله (فردوسی) کنار در شرقی میدان مشق دایر کرد. آنتوان خان در تهران با یک ارمنی به نام لوئیز گورگنیان ازدواج کرد و حاصل این ازدواج هفت فرزند بود که یکی از آنان آندره سوروگین بوده است. آنتوان سوروگین سرانجام به سال ۱۹۳۳ میلادی برابر با سال ۱۳۱۲ خورشیدی بر اثر عفونت کلیه درگذشت و در گورستان ارامنه تهران به خاک سپرده شد.
۲ - آثار آنتوان سوروگین: آنتوان سوروگین یکی از موفق‌ترین عکاسان عصر خود بود. بیشتر عکس‌های گرفته‌شده توسط آنتوان متعلق به سال‌های ۱۲۴۹ تا ۱۳۰۹ خورشیدی است. او به علت این‌که توانایی صحبت کردن به زبان فارسی را مانند زبان مادری داشت، به خوبی توانست با قشرهای فرهنگی مختلف مردم ایران ارتباط برقرار کند. عکس‌های او از دربار سلطنتی، حرمسراها، مساجد و بناهای یادبود دیگر ادیان بسیار شاخص بود و او را متمایز با دیگر عکاسان مشهور اروپایی در ایران می‌کند. ناصر الدین شاه علاقهٔ زیادی به عکس‌های دربار و پرتره آنتوان داشت. وی به آموختن نقاشی سنتی ایرانی نیز همت گماشت به همین خاطر فردریک بورر مورخ عکاسی بر این باور است که عکاسی سوروگین برآیند دو سبک زیبایی‌شناسی شرقی و غربی است و تأثیرات رامبراند و رضا عباسی را توامان در آثار وی می‌توان مشاهده کرد. علاقه مندی آنتوان به کیفیت و تغییرات نور سبب شد که وی بیشتر عکس‌هایش را در میانه روز و هنگامی که تابش عمودی خورشید، سایه‌ها را کوتاه می‌کند عکسبرداری کند. او زبان فرانسه را خوب می‌دانست و به سال ۱۲۵۸ خورشیدی رسالهٔ عکاسی، عکاس مشهور فرانسوی لیبر را به فارسی ترجمه و به مظفرالدین میرزا تقدیم کرد.
آنتوان توانائی خود را در تصویربرداری از چند حادثه مهم تاریخی دوران فعالیت هنریش نشان داد: تصاویر میرزا رضای کرمانی پس از قتل ناصر الدین شاه  - مراسم تشییع جنازهٔ ناصر الدین شاه - رخداد های نهضت مشروطیت
حاصل زندگی هنری او که گردآوری هفت هزار شیشه‌ از کارهایش و شماری از کارهای عکاسان پیش از او بود. شیشه‌ها منظم شده و شماره‌خورده بود. شماره‌ها به شیوه رقم‌زدن هنرمندان نقاش ایرانی، در کوشه و کنار شیشه به گونه‌ای نوشته شده بود که کمتر به چشم می‌خورد. سوروگین عکس هایش را روی مقوایی ویژه می‌چسباند و در پشت مقوا، نشان عکاس‌خانه‌اش (این نشان همایونی هدیه ناصرالدین شاه بود) را به همراه نشانی عکاس‌خانه به فارسی و فرانسه چاپ می‌ کرد. نشانی فارسی چنین بود:عکاسخانه موسیو آنتوان سوریوگین، خیابان علاالدوله، درب میدان مشق طهران
سوریوگین با مشروطه‌ خواهان در ارتباط بود و به ناچار به سفارت انگلیس پناهنده شد. در سال ۱۹۰۸ میلادی، برابر با سال ۱۲۸۷ خورشیدی، وابستگان محمدعلی شاه قاجار در عکاس‌خانه او بمب گذاشتند و حدود ۵ هزار شیشه‌ از کارهایش نابود شد. با انقراض سلسله قاجار و برآمدن پهلوی، ۲۰۰۰ شیشه پرارزش سوروگین به این بهانه که بیانگر دوران رژیمی ساقط شده و کهنه است و با ایران مدرنی که حکومت سعی در نشان دادنش داشت در تضاد است، مصادره و توقیف شد. تنها دخترش ماری که در واپسین سال‌های عمر آنتوان عکاسخانه را اداره می‌کرد توانست ۶۹۶ قطعه از شیشه‌ها را بابت دوستی‌ای که با محمدرضا شاه پهلوی داشت، از توقیف در آورد. این شیشه‌ها و شماری از عکس‌های کار سوروگین بعد از مرگ او و تعطیل شدن عکاسخانه‌اش به کلیسای پروتستان آمریکائی تهران منتقل شد؛ و در سال ۱۹۵۱ این آثار در اختیار موسسهٔ اسمیتسونین در شهر واشنگتن قرار گرفت و اکنون در گالری هنر فریر است. نمایشگاهی از عکس‌های او به سال ۱۹۸۳ در آن گالری برگزار شد. یکصد و شصت و هشت قطعه از عکسهای او نیز در میان مجموعهٔ عکس‌های یک دیپلمات هلندی به موزهٔ ملی نژادشناسی شهر لیدن هدیه شده که مورد مطالعه و معرفی قرار گرفته‌است. عکس‌های او در نمایشگاهی در شهر بروکسل به سال ۱۸۹۷ و نمایشگاهی در شهر پاریس به سال ۱۹۰۰ موفق به دریافت مدال شد و خود او از دولت ایران دارای نشان مقدس بود. جهانگردان و پژوهشگران اروپائی که در سدهٔ ۱۹ و آغاز سدهٔ ۲۰ میلادی به ایران سفر کرده و خود عکاس نبوده‌اند، عکس‌های مورد نیاز برای چاپ در سفرنامه‌ها و کتاب‌های خود را در ایران تهیه می‌کردند. از همین راه است که شمار زیادی از عکسهای سوروگین به سفرنامه‌ها راه یافته و در همان زمان شهرت سوروگین را به خارج از ایران کشانده‌است: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Antoin_Sevruguin

زندگی آنتوان سوروگین: نوشتاری در تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا / به زبان انگلیسی
http://www.iranicaonline.org/articles/sevruguin-antoin-1
گزارش بی بی سی درباره ی آنتوان سوروگین/ به زبان انگلیسی
http://www.bbc.co.uk/programmes/n3cszphd
گالری عکس های منتخب آنتوان سوروگین
http://www.photogram.ir/index.php/gallery/gallery-iranian-photographer/antoin-sevruguin-gallery/category/3
نگارخانه ی آنتوان سوروگین
جلوس ناصرالدین شاه بر روی تخت طاووس - پُرتره سردار سپه در مقام «وزیر جنگ» - پرتره کمال‌الملک -  سه دختر از عشایر ایران در اواخر دوران قاجار - مراسم اعدام میرزا رضای کرمانی - دختر کرد - یک گدای اهل تهران در اواخر دوره قاجار
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%86
عکس‌های تاریخی توسط آنتوان سوروگین
http://gundeshapur.com/tag/%D8%A2%D9%86%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%88%DA%AF%DB%8C%D9%86/
چند عکس‌ تاریخی توسط آنتوان سوروگین
http://www.asia.si.edu/research/archives/sevruguin.asp

یادداشت پایانی
۱ - آگاهی های مربوط به "مسائل گوناگون عکاسی در ایران" را می توان در پیوندهای زیر یافت:
به زبان های انگلیسی و فرانسوی
http://photkos.com/selected-reading
به زبان فارسی
http://www.jadidonline.com/story/23072015/frnk/agha_reza_eghbal_ol_saltane_photography
۲ - "تاریخچه ی عکاسی در ایران" را می توان به زبان انگلیسی در نوشتاری از محمد رضا طهماسب پور در پیوند زیر پی گیری نمود:
http://www.irandokht.com/editorial/index4.php?area=pro&sectionID=8&editorialID=658
۳ - خدمات هنری"آنتوان سوروگین" در زمینه ی تهیه ی تصاویر و عکس های تاریخی از اوضاع اجتماعی ایران بسیار ارزنده و فراموش ناپذیر است. روح و روانش شاد و یادش گرامی باد
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از  نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post_14.html
Remembering Antoin Sevruguin, the Pioneer Photographer of Iran

Abstract: His Life Story/ Some of his Works/ Epilogue: Antoin Sevruguin has been considered as Iran’s pioneer photographer and the father of photography in Iran. His services in the field of historic photography of Iran are always appreciated and never be forgotten. May his soul rest in eternal peace.
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/remembering-antoin-sevruguin-the-pioneer-photographer-of-iran-61748
بخش های پیشین یاد نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_5.html

۱۳۹۴ آذر ۲۱, شنبه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و برخی نظریات پروفسور پیام اخوان: استاد ایرانی تبار دانشگاه مک گیل کانادا

ماجرای زندگی او
۱ - پیام اخوان در ۲۲ فروردین ۱۳۴۵ (۱۱ آوریل ۱۹۶۶) در تهران متولد شد و پس از انقلاب ۱۳۵۷ به کانادا مهاجرت کرد و در شهر تورنتو ساکن شد: تارنمای اسپکیو/ به زبان انگلیسی 
http://www.spokeo.com/Payam+Akhavan+1
۲ - پروفسور پیام اخوان، وکیل ایرانی - کانادایی، فعال حقوق بشر و استاد دانشگاه مک‎گیل در مونترال است. اخوان در سال ۲۰۰۱ تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد به پایان برد. او از پایه گذاران «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» در نیویورک است. از او کتابی در زمینه ی حقوق توسط انتشارات دانشگاه کمبریج در سال ۲۰۱۲ به چاپ رسیده است: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki
۳ - پروفسور پیام اخوان، استاد حقوق دانشگاه مک گیل در مونترال کانادا است. دکتر پیام اخوان یکی از بنیانگزاران مرکز ثبت اسناد حقوق بشر ایران در نیوهیون در ایالت کنکتیکت است. دکتر اخوان اولین مشاور حقوقی دفتر دادستان دیوان بین المللی جنایی برای محاکمه سران یوگسلاوی سابق در دادگاه لاهه بود. وی در دفاتر سازمان ملل متحد در کامبوج، گواتمالا، تیمور شرقی و رواندا فعالیت کرده است. دکتر اخوان یکی از اعضای کمیته ی رهبری برگزاری «دادگاه مردم» است. این دادگاه نمادین حقوق بشر برای رسیدگی به پرونده عاملان اعدام های زندانیان سیاسی سال های ١٩٨٠ در ایران است که برای اولین بار از ١٨ تا ٢٢ ژوئن سال ۲۰۱۲ در مقر سازمان عفو بین الملل در لندن برگزار شد: تارنمای شبکه فارسی صدای آمریکا
http://ir.voanews.com/content/peopletrubunal-payamakhavan/1444244.html
۴ - پیام اخوان استاد رشتۀ حقوق دانشگاه مک گیل کانادا در طول سال، چند ماهی نیز در دانشگاه آکسفورد انگلستان تدریس می کند. او کارشناس قوانین بین‌المللی جنایی است و از سوی سازمان ملل در بوسنی، هرزگوین و رواندا ماموریت داشته و در تشکیل پروندۀ سلووبان میلاسویچ، رئیس جمهوری یوگسلاوی سابق، شرکت داشته است: تارنمای کیهان آنلاین/ تاریخ انتشار ۲۰ آبان ۹۳
http://kayhanlondon.biz/fa/1393/08/20/ 
۵ - تارنمای دانشگاه مک‎گیل مونترال پیرامون زندگی و برخی آثار او/ به زبان انگلیسی 
https://www.mcgill.ca/law/about/profs/akhavan-payam
برخی از نظریات او
گفتگو ی روزنامه ی "فرانکفورتر روندشاو" با او /تاریخ انتشار ۶ بهمن ۱۳۸۹ 
http://rangin-kaman.net/1389/11/06/2981/
شبکه فارسی صدای آمریکا در گفتگو با او / ژوئن ۲۰۱۲
http://ir.voanews.com/content/peopletrubunal-payamakhavan/1444244.html
تلویزیون بی بی سی در گفتگو با او در اوت ۲۰۱۳ / به زبان انگلیسی 
https://www.youtube.com/watch?v=4iA2XGDuShk
بخشی از سخنرانی او در سمینار "روز حقوق بشر" در هلند در دسامبر ۲۰۱۳ / به زبان انگلیسی 
https://www.youtube.com/watch?v=mqY0yxvWe3o
نظریات او در ماه مه ۲۰۱۳ پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران/ به زبان انگلیسی  
http://www.macleans.ca/news/the-islamic-republic-of-gangster-capitalism-payam-akhavan-on-iran
/سخنرانی او پیرامون: عدالت، آشتی ملی و آینده ایران در سپتامبر ۲۰۱۴
https://www.youtube.com/watch?v=vUe4Y4UTGjI
نظریات او در دسامبر ۲۰۱۵ پیرامون کشف  و نویابی حقوق بشر / به زبان انگلیسی
http://www.cbc.ca/radio/ideas/the-discovery-of-human-rights-1.3357827

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post_12.html
Notes on the Life and Works of Dr Payam Akhavan, the Pioneer of International Criminal Law and Global Justice
Abstract: His Life Story/ His Works/ Some of his Speeches and Interviews/ Some Persian Reports on his Works
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/notes-on-the-life-and-works-of-dr-payam-akhavan-the-pioneer-of-i-61650
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آذر ۱۷, سه‌شنبه

یک آوا و بسا صدا: ۲۵ - ترانه ی " من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو"


۱ - ترانه ی " من غلام قمرم" - اجرا: داریوش
https://www.youtube.com/watch?v=mywU2D-Q3DA
۲ - ترانه ی " من غلام قمرم" - اجرا: علیرضا قربانی
https://www.youtube.com/watch?v=m6D_fx5ZUxc
۳ - ترانه ی " من غلام قمرم" - اجرا: سالار عقیلی
https://www.youtube.com/watch?v=7hWq9i8ABBQ
۴ - ترانه ی " من غلام قمرم" - اجرا: عماد عامری
https://www.youtube.com/watch?v=6FPp82LJGPY
۵ - ترانه ی " من غلام قمرم" - اجرا: احمد ظاهر خواننده ی افغان
https://www.youtube.com/watch?v=8ghHbY-1oII
۶ - دکلمه ی غزل " من غلام قمرم" - اجرا: احمد شاملو
https://www.youtube.com/watch?v=0279tpQF-Ho
۷ - دکلمه ی غزل " من غلام قمرم" - اجرا: اسد بدیع
https://www.youtube.com/watch?v=S9MASz7KTGc
۸ - دکلمه ی غزل " من غلام قمرم" - اجرا: شهروزمعنوي
https://www.youtube.com/watch?v=7ZB726jlE4w

بخشی از متن غزل "من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو"
من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو/ پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو/ ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت/ آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم
گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو...: مولوی
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/11/blog-post.html

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post_8.html
One Song and Many Voices (Pt 25): I'm the devoted admirer of a Moon/ Man Gholam-e Ghamaram
Abstract:  Performed by Dariush, Alireza Ghorbani, Salar Aghili, Emaad Aameri, and Afghan Singer Ahmad Zahi/ Narrated by Ahmad Shamloo, Assad Baadi, and Shahrooz Maanavi/ A Part of the Poem on “I'm the devoted admirer of a Moon”/ A Part of the same Poem in Persian
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/one-song-and-many-voices-pt-25-i-039-m-the-devoted-admirer-of-a--61500
بخش های پیشین مجموعه ی یک آوا و بسا صدا
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_20.html

۱۳۹۴ آذر ۱۲, پنجشنبه

یک آوا و بسا صدا: ۲۴ - ترانه ی " آهوی وحشی"


ترانه ی آهوی وحشی (سروده ی حافظ) - اجرا: شکیلا
https://www.youtube.com/watch?v=M3-VhPlyQqE
ترانه ی آهوی وحشی (سروده ی حافظ) - اجرا: حمیرا
http://www.gavazn.com/song/28262.htm
ترانه ی آهوی وحشی (سروده ی حافظ) - اجرا: فرامرز اصلانی
https://www.youtube.com/watch?v=JNOzHXm_BB8
ترانه ی آهوی وحشی (سروده ی حافظ) - اجرا: محمد معتمدی
https://www.youtube.com/watch?v=P4b0qi0P4Ls
ترانه ی آهوی وحشی (سروده ی حافظ) - اجرای دیگری از فرامرز اصلانی
https://www.youtube.com/watch?v=tNTUsbGafoI
متن ترانه ی آهوی وحشی (سروده ی حافظ)/ به انگلیسی و فارسی
http://www.hafizonlove.com/divan/misc/wildeer.htm
ترانه ی رفتی آهوی وحشی (سروده ی احمد ظاهر) - اجرا: احمد ظاهر خواننده ی افغان
https://www.youtube.com/watch?v=_JNDlknPJ0Q
متن ترانه ی رفتی آهوی وحشی (سروده ی احمد ظاهر)
http://www.afghansonglyrics.com/Artist/Lyrics/246/Ishqe-Man-Ba-Tu-Bood
ترانه ی آهوی وحشی (به انگلیسی) - اجرا: دایان کلوک خواننده ی آمریکایی
https://www.youtube.com/watch?v=iTPhr1Bz5Io

رباعی آهوی وحشی

بیا، ای آهوی_ وحشی کنارم
 که من، از دوری_ تو بیقرارم

همیشه عشق تو، در سینه دارم
 تویی، گرما و نور_ روزگارم

دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/12/blog-post.html
One Song and many Voices (Pt 24): Wild Deer
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/one-song-and-many-voices-pt-24-wild-deer-ahooy-e-vahshi-61231
بخش های پیشین مجموعه ی یک آوا و بسا صدا
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_20.html





۱۳۹۴ آذر ۴, چهارشنبه

یاد نامه ی رحیم معینی کرمانشاهی شاعر و ترانه سرا


ماجرای زندگی او
رحیم معینی کرمانشاهی (زادهٔ ۱۵ بهمن ۱۳۰۱ در کرمانشاه - درگذشته ی ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در تهران)، نقاش، روزنامه‌نگار، نویسنده، شاعر و ترانه‌سرا بود. رحیم معینی کرمانشاهی در سروده ها و اشعار خود، ابتدا «عشقی» و بعد از مدتی «شوقی» و سپس «امید» و بالأخره «معینی» را برای تخلص برگزید. وی داستان اختر و منوچهر را در چهار تابلو به رشتهٔ نظم کشید و در آن حقایقی از اجتماع زمان را مجسم کرد. رحیم معینی کرمانشاهی، ضمن سرودن شعر چندی به تصنیف سازی پرداخت و تصانیف او که توسط خوانندگان رادیو خوانده می‌شد از شهرت به سزایی برخوردار شد. آشنایی با نقاشی و فنون آن سبب شد که در خلق اشعار و ترانه‌ هایش گرایش به تصویرسازی داشته باشد. رحیم معینی کرمانشاهی در سال ۱۳۲۸ در شهر کرمانشاه روزنامۀ سلحشوران غرب را بنیان گذاشت... رحیم معینی کرمانشاهی در تاریخ سه شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۴ در سن ۹۲ سالگی در بیمارستان جم تهران درگذشت و در بهشت سکینه ی کرج دفن شد. معینی کرمانشاهی از سال ۸۷ به دلیل کهولت سن و بیماری‌های ناشی از این مسئله، با بیماری دست و پنجه نرم می‌کرد: بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Rahim_Moeini_Kermanshahi
معینی کرمانشاهی از سال ۱۳۸۷ به بیماری تنگی نفس مبتلا بود: بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
رحیم معینی کرمانشاهی همراه محمدرضا رحمانی ( اوستا )، مظاهر مصفا و سعیدی سیرجانی در جلسات ادبی « شب ‌های شیراز » شرکت کرد. مدتی رییس انتشارات و تبلیغات بنگاه خالصه جات کشور، معاون انتشارات و تبلیغات وزارت کشاورزی و رییس بازرسی اداره کل انتشارات و رادیو شد... معینی سال‌ها عضو کمیسیون نمایش بود ولی در ۱۳۴۶هـ .ش از همکاری با آن سازمان سرباز زد. چندی بعد به عنوان دبیر کمیته ی شعر و ترانه منصوب شد که اعضای آن پژمان بختیاری، سیمین بهبهانی، نیره سعیدی، فریدون مشیری، ابراهیم صهبا، یدالله رویایی و بیژن جلالی بودند. رحیم معینی کرمانشاهی در ۱۳۵۴هـ .ش بازنشسته شد: بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
بخشی از خاطرات او
او درباره همکاری‌اش با رادیو تهران به رادیو زمانه گفته است: «سال ۱۳۳۰ به تهران آمدم. اولین ترانه‌ام را سال ۱۳۳۳ گفتم که‌‌ همان سال هم اجرا شد. در واقع اول من ترانه‌سرا نبودم. رئیس دفتر و بایگانی رادیو ایران بودم. یک روز یک آقایی آمد پیش من، موزیسین بود. مرا دعوت کرد که روی یک آهنگ، شعری بسازم. مدتی در تهران زیر نظر بودم تا مرحوم رزم‌آرا کشته شد. چون با ملیون ارتباطاتی داشتم و بیکار شده بودم و از بانک سپه مرا بیرون کرده بودند، با شادروان دکتر حسین فاطمی هم خیلی دوست شدم، به‌وسیله ایشان و همراه او به منزل مرحوم مصدق رفتم و دستور داد در اداره تبلیغات زیر نظر نخست‌وزیری استخدام شوم. من آنجا ابتدا مخبر پارلمانی بودم، بعد رئیس بازرگانی خبرگزاری پارس و رئیس اخبار شب شدم. بعد به رادیو رفتم و شدم معاون و سرپرست رادیو»
http://www.radiozamaneh.com/246604
مراسم تشییع پیکر او
پیکر رحیم معینی کرمانشاهی صبح روز ۲۹ آبان‌ ماه از بیمارستان جم به سمت بهشت سکینه کرج تشییع شد. مراسم تشییع  با حضور خانواده ی او، جمعی از پیشکسوتان موسیقی و مردم برگزار شد. پیکر این ترانه سرا در حالی تشییع شد که مردم حاضر در این مراسم بخشی از ترانه های ماندگار وی شامل 'رفتم که رفتم '، 'عجب صبری خدا دارد' و 'سنگ خارا' را زمزمه می کردند. در مراسم تشییع، چهره هایی مانند جواد لشکری آهنگساز، جهانشاه برومند، سهیل محمودی و محمد سریر رئیس هیات مدیره خانه موسیقی حضور داشتند. 
http://anjom.ir/news/93-news1394/5365-tashie-rahim-moeini-kermanshahijpg.html
هنر نقاشی او
رحیم معینی کرمانشاهی از سال ۱۳۴۱به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذاشت که از جمله تابلوی حضرت مسیح با کار سیاه ‌قلم است: منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
هنر فیلمنامه نویسی او
رحیم معینی کرمانشاهی همچنین در نگارش فیلمنامهٔ "وسوسه ی شیطان" با محمد زرین دست و کریم فکور همکاری داشت. این سه نفر فیلمنامهٔ این فیلم را در اقتباس از رمان "برادران کارامازوف: نوشتهٔ "فئودور داستایوسکی" تهیه و تدوین کردند: بخش فارسی ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki
همسر و فرزندان او
همسر: عشرت عطوفی (درگذشته) - فرزندان: شیرین، نوشین، حسین، فرهاد و مریم. فرزند وی حسین معینی کرمانشاهی در چاپ و انتشار صحیح اشعار و ترانه ‌های پدر خود سهیم بوده است و کتاب خواب نوشین و راز خلقت دستاورد این کوشش است: بخش فارسی ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki
آثار و تالیفات او
رحیم معینی کرمانشاهی در سال‌های پیش از ۱۳۵۶ مجموعه‌ای از شعرهای خود را با عنوان "ای شمع‌ها بسوزید" انتشار داد. پس از آن در سال ۱۳۵۶ مثنوی "فطرت" را به بازار فرستاد که به گفته او تاثیر پذیرفته از مفاهیم مثنوی مولوی است. پس از آن نیز این مجموعه‌ ها را انتشار داد: "خورشید شب"، "حافظ برخیز"، "خواب نوشین"(مجموعه ی ترانه‌ها) و کتاب "شاهکار" که معینی آن را ادامه شاهنامه فردوسی تلقی می‌کرد: نوشتاری از محمود خوشنام در تارنمای بی بی سی فارسی
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151118_l30_rahim_moinee_kermanshahi_dies
فهرست برخی از ترانه های مشهور او
ترانه/ آهنگساز/ خواننده
سنگ خارا/ علی تجویدی/ مرضیه - آبشار/ بزرگ لشگری/ یاسمین - یاد کودکی/ علی تجویدی/ دلکش  - بهار من گذشته شاید/ عماد رام/ عماد رام - نوای دل/ جواد لشگری/ دلکش - تنهایی/ جواد لشگری/ دلکش - شد بهار/ جواد لشگری/ دلکش - قایقران/ جواد لشگری/ دلکش - لاله صحرایی/ جواد لشگری/ مرضیه - تو بخوان/ جواد لشگری/ مرضیه - طاووس/ پرویز یاحقی/ مرضیه - سرو وبید/ پرویز یاحقی/ مرضیه - برق و خرمن/ همایون خرم/ پروین - سنگ صبور/ حبیب‌الله بدیعی/ مرضیه - راز خلقت/ انوشیروان روحانی/ مهستی - بازگشته (امید جانم ز سفر بازآمد)/ علی تجویدی/ دلکش - شعله سرکش/ حبیب‌الله بدیعی/ پوران - انسان/ هومن محمدی/ داریوش اقبالی - بوی بهار/ عماد رام/ نادر گلچین - آشفته حالی/ علی تجویدی/ دلکش - به دنبال دل/ علی تجویدی/ حمیرا - رفتم که رفتم/ علی تجویدی/ مرضیه: بخش فارسی ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki
برخی از ترانه های مشهور او
۱ - از آبشار تا طاووس: نخستین متن تصویری معینی کرمانشاهی که با عنوان "آبشار" با موسیقی بزرگ‌لشگری پیوند خورده و با صدای یاسمین، خواننده معروف آن سال‌ها به اجرا درآمده است، حکایت آبشاری است که گاه نالان است و گاه غُرَان؛ همه بانگ است و خروش و با گریه و خنده خود سکوت کوهستان را به هم می‌ریزد. حرف آخر آبشار این است که: تا نیفتم، برنمی‌خیزد خروش از سینه‌ام/ تا نجوشم کی به دریا می‌رسانم آستین؟... پس از توفیق "آبشار"، معینی‌کرمانشاهی به سراغ "طاووس" رفت. این بار معینی علاوه بر موضوع بکر، از همکاری دو هنرمند پر آوازه نیز برخوردار می‌شد، مرضیه و پرویز یاحقی که توفیق چشمگیر "طاووس" را تضمین می‌کردند.
۲ - معینی کرمانشاهی در ترانه‌ای دیگر با عنوان "سرو و بید"، علاوه بر تصویرسازی‌های طبیعی، گفتگو را نیز وارد متن کرده است.... "سرو و بید" نیز با آهنگ دل‌انگیزی از پرویز یاحقی پیوند خورده و با صدای سازگار مرضیه به اجرا درآمده است.
۳ - معینی‌کرمانشاهی ترانه‌های دیگری دارد که در فضای آن‌ها راحت ‌تر و صریح ‌تر توانسته حرف‌های انسانی- اخلاقی خود را مطرح کند. به قول ناقدی، وجه مشترک محتوای این ترانه‌ها که اجتماعی- عرفانی می‌نامندش، بشر و اندیشیدن به سرنوشت اوست. از این بابت معینی خود را به امیر جاهد نزدیک می‌کند که همیشه به نوع و ابنای بشر می‌اندیشید. در ترانه‌ای با عنوان "سپید و سیاه" به دعواهای نژادی اشاره دارد: سیاهی که با سفید دو رنگ است و سفیدی که با سیاه در جنگ است و در ترانه دیگری به نام "به خاطر صلح" که در سال‌های پس از انقلاب و در دوران جنگ ساخته شده از انسان‌هائی می‌گوید که در قفس‌های خود به هر سو می‌پرند: جنگ و آتش، جای عشق و شادی نشسته/ پشت دنیا از غم شکسته..
۴ - در میان ترانه‌های عرفانی معینی می‌توان از متنی یاد کرد که با آهنگی از علی تجویدی پیوند خورده و با ارکستر گل‌ها و با صدای مرضیه به ضبط درآمده است: چه خوش روزی‌ ای عشق/ دل افروزی ای عشق/ اگر بی‌نشانی و گر لامکانی/ اساس وجودی، بنای جهانی/ تو ساقی ازلی/ وجود لم یزلی!
۵ - باید از ترانه‌های دیگری از رحیم معینی‌کرمانشاهی نیز یاد کرد که شهرت فراگیر یافته است: "راز خلقت" با موسیقی انوشیروان روحانی، "سنگ خارا" ،"کودکی" و"سفر کرده و بازگشته" با موسیقی تجویدی
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151118_l30_rahim_moinee_kermanshahi_dies
نمونه هایی از سروده های او
۱ - عجب صبری خدا دارد اگر من جاي او بودم
همان يك لحظه اول، كه اول ظلم را مي ديدم از مخلوق بي وجدان
جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر، ويرانه مي كردم
عجب صبري خدا دارد!... : معینی کرمانشاهی
متن کامل غزل عجب صبری خدا دارد
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/11/blog-post.html
ترانه ی عجب صبری خدا دارد - اجرا: ستار
https://www.youtube.com/watch?v=d2mqj2GW4PI
۲ - قلم دلاوری کو؟ سخنی دلیر دارم
بازخوانی و دکلمه ی غزل "قلم دلاوری کو؟" توسط رحیم معینی کرمانشاهی
https://www.youtube.com/watch?v=EhqABYoMyaE
بازخوانی و دکلمه ی غزل "قلم دلاوری کو؟" توسط فریدون فرح اندوز
https://www.youtube.com/watch?v=m9uSlo2ciiM
۳ - انسان به انسان دیده ام
انسان به انسان دیده ام سروده ی رحیم معینی کرمانشاهی با صدای دخترش نوشین
https://www.youtube.com/watch?v=yrnOnt2fFO0
ترانه ی "در بندها بس بندیان، انسان به انسان دیده ام" - اجرا: داریوش اقبالی
http://www.youtube.com/watch?v=63OYdKDehEc
نظریات برخی از دست اندرکاران هنر و ادبیات درباره ی او
۱ - "معينی کرمانشاهی درعصری که ترانه، مظروفی برای مغازله ها و معاشقات تکراری بود موفق شد نماد گرایی رابا موفقیت در ترانه،تجربه کند": سیمین بهبهانی
http://www.donya-e-eqtesad.com/news/964767/
۲ - "شعرِشیفته ی معینی کرمانشاهی که عاطفه ی دلخستگانِ پرجوش وُ خروش را در آغوش می گیرد ریشه هایی استوار در شعر گُهربار پارسی دارد ودر جای جایِ این ترانه ها ردِ پای سخنسرایانِ برجسته ی دیرین را با خلاقیت های امروزین می بینیم... او عاشق است وُ خوشتر ازين کار، کار نيست و حافظانه می داند که به کارهای ديگر جهان، چندان اعتبار نيست. پس، پيوسته همنشين ِ عاطفه ی عاشقانه ست... خجسته آن شاعری که تيراژه ی واژه هايش برآسمانِ جان ِ مشتاقان، اينگونه مهربان بنشيند": رضا مقصدی
http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=36696
۳ - "معینی کرمانشاهی در دوره نوجوانی گرایش ویژه‌ای به نقاشی داشته و همزمان شعر نیز می سروده و در روزنامه‌های محلی انتشار می‌داده است. شاید پیوند شعر و نقاشی در ذهنیت او دست‌کم به خلق ترانه ‌های تصویری انجامیده باشد... کرمانشاهی در ترانه‌ های تصویری خود همیشه به یک نتیجه ی اخلاقی می‌رسد. تصویر را برای نفس زیبای تصویر نمی‌سازد، بلکه از زیبائی تصویر برای رسیدن به نتایح اخلاقی سود می‌گیرد... او، هنگامی توانسته شاعری خود را به جامعه اثبات کند که غزلی را با این مطلع سروده است: خانمان سوز بود آتشگاهی، گاهی/ ناله‌ای می‌شکند پشت سپاهی، گاهی": محمود خوشنام
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151118_l30_rahim_moinee_kermanshahi_dies
یادداشت پایانی
خدمات ارزنده ی زنده یاد رحیم معینی کرمانشاهی در عرصه ی فرهنگ و هنر و ادبیات ایران فراموش ناپذیر و پیوسته جاودانه است. روح و روانش شاد و یادش گرامی باد
دکتر منوچهر سعادت نوری
همچنین نگاه کنید به:
یادداشتی پیرامون زندگی و آثار زنده یاد رحیم معینی کرمانشاهی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/11/blog-post_19.html
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/11/blog-post_25.html
Remembering Rahim Moeini Kermanshahi, the Famous Iranian Poet & Songwriter
Abstract: His Life Story/ Some Persian Notes on Rahim Moeini Kermanshahi/ Some Videos on his Works/ May his soul rest in eternal peace.
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/remembering-rahim-moeini-kermanshahi-the-famous-iranian-poet-amp-60719
بخش های پیشین یاد نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_5.html

۱۳۹۴ آبان ۲۹, جمعه

هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان: ۲۷ - ترانه ی "یار" با اجرای فرامرز اصلانی


ترانه ی یار
ترانه سرا و آهنگساز: فرامرز اصلانی
https://www.youtube.com/watch?v=_FYxwPqk2og
ترانه ی "یار"  با اجرای دیگری از فرامرز اصلانی
 https://www.youtube.com/watch?v=yAF4_REZU9c
متن ترانه ی یار
سفر کردم که یابم بلکه یارم را/ نجستم یارو گم کردم دیارم را
نجستم یارو گم کردم دیارم را/ از آن روزی که من بار سفر بستم
به هر جایی که رفتم در به در هستم/به هر جایی که رفتم در به در هستم
فراموشم نکن من یار دیرینم/ بیا خالیست جای تو به بالینم
تو را در خواب های خویش میبینم/ در آغوشت بگیر از خود رهایم کن
گرفتار سکوتم من صدایم کن/ میان روزهای خویش جایم کن
تارنمای شخصی فرامرز اصلانی
http://www.faramarzaslani.com/
فرامرز اصلانی و برخی از ترانه های مشهور او
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/07/blog-post_12.html
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/11/blog-post_20.html
Yar: A New Song perfromed by Faramarz Aslani
Abstract: Lyrics of  “Yar” was written by Faramarz Aslani and they were published on 18 July 2015/ Persian Text of “Yar”/ Official Website of Faramarz Aslani/ Faramarz Aslani & some of his Performances (in English and Persian): Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/yar-a-new-song-perfromed-by-faramarz-aslani-60474
بخش های پیشین مجموعه ی " یادی از برخی هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان" 
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/06/blog-post_11.html

۱۳۹۴ آبان ۲۸, پنجشنبه

یادداشتی پیرامون زندگی و آثار زنده یاد رحیم معینی کرمانشاهی


رحیم معینی‌کرمانشاهی، شاعر و ترانه ‌سرای ایرانی روز دوشنبه (۱۷ نوامبر/۲۵ آبان) در ۹۰ سالگی درگذشت. معینی کرمانشاهی در بیمارستان جم تهران بستری بود. بر اساس گزارش ها، وی مدتی بود که از تنگی نفس رنج می برد. این شاعر ایرانی متولد کرمانشاه بود و علاوه بر شعر نقاشی نیز می کرد. بسیاری از اشعار معنی کرمانشاهی، توسط خوانندگان رادیو و تلویزیون اجرا شده بود. از این شاعر و ترانه‌سرا تاکنون کتاب‌های "ای شمع‌ها بسوزید"، "فطرت"، "خورشید شب"، "حافظ برخیز" و دوره‌ ی منظوم تاریخ ایران با عنوان "شاهکار" منتشر شده است. همچنین همکاری با علی‌ تجویدی، پرویز یاحقی و همایون خرم در تولید آثار موسیقایی در کارنامه فعالیت‌های این هنرمند دیده می‌شود: نوشتاری از محمود خوشنام در تارنمای بی بی سی فارسی
http://www.bbc.com/persian/arts/2015/11/151118_l30_rahim_moinee_kermanshahi_dies
زندگی ‌نامه ی او : بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Rahim_Moeini_Kermanshahi
رحیم معینی کرمانشاهی سال ۱۳۰۱ خورشیدی در کرمانشاه دیده به جهان گشود. از سال ۱۳۴۱به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذاشت که از جمله تابلوی حضرت مسیح (ع) با کار سیاه‌قلم است: منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
پیامی از طرف دولت ایران برای درگذشت معینی کرمانشاهی
http://khabarfarsi.com/ext/14927469
بازخوانی و دکلمه ی غزل مشهور "قلم دلاوری کو؟ سخنی دلیر دارم" سروده ی زنده یاد معینی کرمانشاهی توسط فریدون فرح اندوز
https://www.youtube.com/watch?v=m9uSlo2ciiM
متن کامل غزل مشهور "قلم دلاوری کو؟ سخنی دلیر دارم"
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/07/blog-post.html
ترانه ی "در بندها بس بندیان, انسان به انسان دیده ام" سروده ی زنده یاد معینی کرمانشاهیاجرا : داریوش اقبالی
http://www.youtube.com/watch?v=63OYdKDehEc
متن کامل ترانه ‌ی "در بندها بس بندیان, انسان به انسان دیده ام" سروده ی زنده یاد معینی کرمانشاهی
http://saadatnoury.blogspot.ca/2013/06/blog-post_16.html
یادداشت پایانی
خدمات ارزنده ی زنده یاد رحیم معینی کرمانشاهی در عرصه ی فرهنگ و زبان و ادبیات ایران فراموش ناپذیر و پیوسته جاودانه است. روح و روانش شاد و یادش گرامی باد
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
Rahim Moeini Kermanshah: February 6, 1922 - November 17, 2015
Late Rahim Moeini Kermanshahi will always be remembered as a famous Iranian with many talents; he was a Poet, a Songwriter, a Painter, and a History Scholar. May his soul rest in eternal peace.
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/rahim-moeini-kermanshah-february-6-1922---november-17-2015-60374
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۵۰ - نگاهی به برخی از سنگ ‌نوشته‌ های نیاکان آریایی

کهن ترین سنگ ‌نوشته‌ ها یا کتیبه های بازمانده از دوره ی هخامنشیان دو لوحه طلایی است که یکی به "آریارمنه" منسوب است و دیگری به فرزند او "ارشامنه". کوروش بزرگ، داریوش بزرگ، خشایارشاه، اردشیر اول، داریوش دوم، اردشیر دوم، اردشیر سوم از دیگر فرمانروایان هخامنشی هستند که کتیبه هایی از آنان به جامانده است. این کتیبه ها از تخت جمشید و همدان تا آسیای صغیر و مصر پراکنده اند و هر کدام بیانگر گوشه ای از تاریخ ایران هستند: تارنمای آفتاب
http://www.aftabir.com/articles/view/art_culture/issue/c5c1212470529_book_p1.php
کتیبه های "آریارمنه" و "ارشامنه": کتیبه آریارَمنَه که بر روی لوحه‌ای از طلا نگاشته شده و در همدان کشف گردیده است، مشتمل بر معرفی شاه و نسب او و اینکه اَهورامَزدا این سرزمین را بدو عطا کرده است و به خواست او، شاه این سرزمین است و سرانجام در خواست حمایت از اَهورَه مَزدا است. کتیبه اَرشام بر روی لوحه‌ای از طلا نگاشته و در همدان کشف گردیده، مشتمل بر "معرفی شاه و نسب او" - "ستایش اهوراه مزدا" و "درخواست حمایت از او" است: نوشتار "سنگ‌نوشته‌ های پارسی باستان" - بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
کتیبه های کوروش بزرگ و داریوش بزرگ: سه کتیبه کوچک آسیب دیده از کوروش بزرگ در دشت مُرغاب به دست آمده است که در آنها کوروش خود را معرفی کرده است. از داریوش بزرگ کتیبه‌هایی در بیستون، تخت جمشید و نقش رستم، شوش، سوئز، الوند و همدان بر جای مانده است: نوشتار "سنگ‌نوشته‌ های پارسی باستان" - بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki
لوح کوروش یا استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش: لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی نگاشته شده ‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می ‌شود.
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post_24.html
کتیبه ی کوروش بزرگ که در استوانه ای از گل رس نوشته شده دارای ۴۵ سطر است و قسمت اعظم آن محو گشته است. بیانیه با معرفی کورش شروع می شود و سپس می گوید که کورش و خاندانش مورد محبت بل و نبو و مردوک خدایان بابل هستند و می گوید که اوضاع داخلی بابل و امکنه ٔ مقدس آن قلب مرا تکان داده است و اهالی بابل به اجرای مرام خود موفق شده و از قید اشخاص بیدین رستند. من مانع خرابی خانه های آنها شدم و نگذاشتم اهالی از هستی ساقط شوند. از اینرو مردوک بزرگ از کارهای من شادمان شد: لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-39e0998b2b234906b9a079755b1a38c8-fa.html

واژه ی آریا برای نخستین بار در کتیبه ی داریوش یکم در سنگ‌نبشته ی بیستون (حدود قرن ۶ پیش از میلاد) استفاده شده است.
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/12/blog-post_22.html
کتیبه ی بیستون: مجموعه‌ ی تاریخی بیستون مجموعه‌ای است در فاصله ی حدود ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه. مجموعه‌ ی تاریخی بیستون شهرتش را بیش از همه مدیون کتیبه و نقش برجسته داریوش اول هخامنشی (۵۲۱-۴۸۶ پیش از میلاد) است که در ارتفاع حدود ۸۰ متری از پای کوه، بر دل صخره نقش شده است. مهم‌ترین گفته‌های داریوش در کتیبه ی بیستون چنین است: معرفی داریوش و گستره شاهنشاهی او - داستان شورش گئومات و فرونشاندن آن - داستان سرکوب شورش‌های گوناگون در سرزمین‌های ایلام، بابِل، ماد، پارت، پارس، ارمنستان و مرو - تأکید بر راست بودن مفاد سنگ نبشته بیستون - مبرّا دانستن داریوش از پلیدی و دروغگویی و تبهکاری - درخواست از آیندگان برای نگاهداری کتیبه - دعا برای حافظان آن و نفرین بر آسیب زنندگان
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post_24.html
کتیبه های نقش رستم: نقش رستم نام مجموعه ‌ای باستانی در روستای زنگی ‌آباد واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران است که در فاصلهٔ ۶ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. این محوطهٔ باستانی یادمان‌هایی از ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده‌است. آرامگاه چهار تن از پادشاهان هخامنشی (داريوش اول - خشايارشا - اردشير اول و داريوش دوم ) قرار دارد. نقش برجسته ‌های متعددی از وقایع مهم دوران ساسانیان، بنای کعبه ی زرتشت و نقش‌برجستهٔ ویران ‌شده‌ای از دوران ایلامیان در این مکان قرار دارد. در بالاي ورودي مقبره داريوش اول در نقش رستم، دو سنگ نگاره از او بر جاي مانده است كه اطلاعات مهمي از زمان هخامنشيان به دست مي دهد
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post_24.html
قبر داریوش اول در نقش رستم کتیبه ای دارد به سه زبان پارسی قدیم، ایلامی و آسوری (بابلی) در شش بند و در وصف اهورمزد و ذکر دودمان داریوش و یاد کردن نام ۲۹ مملکت که در تصرف اوست و خراج گذار وی هستند: لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-39e0998b2b234906b9a079755b1a38c8-fa.html
سنگ ‌نوشته‌ ها و فرمان داریوش بزرگ برای ساخت آبراه سوئز در مصر: سرزمین مصر در سال ۵۲۵ پیش از میلاد به تصرف کمبوجیه دوم، دومین پادشاه هخامنشی در آمد. با اینکه مصریان چندین بار شوریدند تا استقلال خود را باز یابند و یکبار نیز برای کوتاه زمانی موفق به این کار شدند، اما دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر که به غلبه اسکندر مقدونی پیوسته شد، دوران پایان تمدن درخشان و دیرینهٔ مصر و پادشاهی بومی فراعنه بود. از دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر، آثار و یادمان‌های پرشماری برجای مانده است که بیشترین آنها از زمان داریوش بزرگ است. این آثار، از کوشش هخامنشیان برای سازندگی و اصلاحات اداری در مصر و نیز از روحیهٔ مدارای مذهبی آنان حکایت دارد. یکی از مهم‌ترین آثار بجای مانده از زمان داریوش در مصر، آب راهی است که رود نیل را به دریای سرخ پیوند می‌دهد. داریوش پنج کتیبه بر روی سنگ گرانیت سرخ‌رنگ (سنگ سماق) در کنار این آب راه نگاشته است که یادمانی از انجام این برنامه بزرگ و شگفت مهندسی و زمین‌پیمایی در عصر باستان است. هر پنج نسخه رونوشتی از یکدیگر هستند و تفاوت چندانی در مضمون با هم ندارند. نخستین کتیبه در ابتدای آب راه و در حاشیه شهر فعلی سوئز قرار دارد. دومین کتیبه در شهر شالوف است که امروزه در میانهٔ میدانی در این شهر جای دارد. سومین کتیبه در ابتدای دریاچه تلخ و در محل شهر فعلی کبریت برپا شده است. چهارمین کتیبه در نزدیکی شهر سرابه‌اوم و پنجمین کتیبه نیز در نزدیکی تل مسخوطه قرار دارد.
http://mahshar.com/archaeology/darius_suez.html

کتیبه های گنج ‌نامه: سنگ ‌نبشته‌ های گنج ‌نامه نوشتارهایی از دوران داریوش و خشایارشای هخامنشی است که بر دل یکی از صخره‌های کوه الوند در فاصله ۵ کیلومتری غرب همدان و در انتهای درهٔ عباس‌آباد حکاکی شده‌است. کتیبه‌ها هر کدام در سه ستون ۲۰ سطری به زبان‌های پارسی باستان، بابلی و ایلامی قدیم نوشته شده‌اند. متن پارسی باستان در سمت چپ هر دو لوح جای گرفته‌است و پهنایی معادل ۱۱۵ سانتی‌متر دارد:  بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا

کتیبه‌های خشایارشا: از خشایارشا کتیبه‌هایی در تخت جمشید (۱۲ کتیبه)، شوش (سه کتیبه و هر سه کتیبه یادبود بنای کاخ)، وان در شرق ترکیه (یک کتیبه در ۲۷ سطر)، همدان (کتیبه‌ای در یک سطر بر روی جامی نقره‌ای با مضمون این جام در خانه ی خشایارشا ساخته شده است) و الوند (یک کتیبه در سمت راست کتیبه ی داریوش در ۲۰ سطر) بر جای مانده است... سنگ‌نبشتهٔ خشایارشا در نزدیکی دریاچه وان ترکیه، بر فراز صخره‌ای و در ارتفاع ۲۰ متری از سطح زمین و در نزدیکی یک قلعه واقع شده‌است. این کتیبه در اصل توسط داریوش بزرگ آماده‌سازی شده‌است اما به دلائلی تکمیل نشده و خالی رها شده‌است، اما خشایارشا پسر داریوش بزرگ، در دوران زمامداری خود آن را تکمیل کرده و به یادگار گذاشته‌است. این کتیبه ۲۷ سطر و ۳ ستون دارد و از چپ به راست و به سه زبان پارسی باستان، اکدی و ایلامی نوشته شده‌است. این کتیبه تنها کتیبهٔ هخامنشی است که در خارج از مرزهای کنونی ایران قرار دارد: بخش های فارسی و انگلیسی ویکی پدیا
کتیبه خشایارشا در کوه الوند در قسمت پائین کتیبه پدرش داریوش است و متن آن عبارت است از: "خدای بزرگ است. اهورا مزدبزرگ‌ترین خدایان است که این زمین را آفرید، که آن آسمان را آفرید، که مردم را آفرید، که برای مردم شادی آفرید، که خشایارشا را شاه کرد، یگانه از میان شاهان بسیار، یگانه فرمانروا از میان فرمانروایان بی‌شمار. من خشایارشا، شاه بزرگ، شاهِ شاهان، شاهِ کشورهای دارای ملل بسیار، شاه این سرزمین بزرگِ دوردستِ پهناور، پسر داریوش شاه هخامنشی": تارنمای تبیان
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=215539

کتیبه‌ی اردشیر اول: از اردشیر اول کتیبه‌ای در ۱۱ سطر در تخت جمشید باقی است مشتمل بر مدح اهوره مزدا - معرفی شاه - اتمام کاخی که خشایارشا شروع کرده بوده و اردشیر اول به اتمام رسانیده است: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا

کتیبه‌های سایر پادشاهان هخامنشی: از دیگر شاهان هخامنشی مانند داریوش دوم در شوش، اردشیر دوم در شوش و همدان، اردشیر دوم و سوم در تخت جمشید کتیبه‌های کوچکی، که تقلیدی از کتیبه‌های شاهان قبلی است، به دست آمده است و مضمون آنها غالباً ستایش اهوره مزدا، معرفی شاه و ذکر بنای کاخی یا اتمام بنای ناتمام آن است: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا

کتیبه ی شاپور اول ساسانی در کعبه زرتشت: این کتیبه بر دیوار ساختمان کعبه زرتشت در نقش رستم در استان فارس کنده شده‌است. ساختمان کعبه به صورت مکعب است و بر سه ضلع آن به سه زبان فارسی میانه، زبان پارتی و زبان یونانی کتیبه‌هایی نگاشته‌شده‌است. تحریر پهلوی دارای ۳۵ سطر و بر دیوار شرقی، تحریر پارتی دارای ۳۰ سطر و بر دیوار غربی و تحریر یونانی دارای ۷۰ سطر و بر دیوار جنوبی نگاشته شده‌است. تحریر یونانی و پارتی نسبت به تحریر پهلوی آسیب کمتری دیده‌است. همچنین در تحریر پارتی و یونانی توافق بیشتری دیده می‌شود و این دو با تحریر پهلوی تفاوت‌هایی دارند. احتمالاً شاپور یکم مطالب خود را برای دو دبیر تقریر کرده‌است و هر کدام مطالب را جداگانه نوشته‌اند که بعد در سنگ کنده شده، ظاهراً اختلاف تحریرها از اینجا ناشی شده‌است: بخش فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki
بخشی از متن کتیبه ی شاپور اول ساسانی: "من، بغ مزدیسن، شاپور شاهان شاه ایران و انیران که چهر از ایزدان دارد، شاه ایرانشهر، فرمانروا هستم و در اختیاردارم شهر پارس، پارت، میشان، اسورستان، نودشرگان، ارابایه، آذربایجان، ارمنیه.... همانگونه که ما در مورد امور و اعمال مربوط به ایزدان می کوشیم و دستگرد ایزدان هستیم و به یاری ایزدان این چند شهر را خواستیم و بدست آوردیم، نام آوری و دلیری کردیم، او نیز که پس از ما باشد و فرخ باشد او نیز در مورد امور و اعمال مربوط به ایزدان بکوشد تا ایزدان نیز با او یار شوند و او را دستگرد کنند": تارنمای هوتانه
http://hotane.persianblog.ir/post/3/

یادداشت و سروده ی پایانی
۱ - چنانکه اشاره شد بنا بر منابع گوناگون فارسی، لوح کوروش یا استوانهٔ کوروش دارای ۴۵ سطر است. در عین حال باید دانست که دانشنامه ی ایرانیکا در نوشتاری به زبان انگلیسی تعداد سطور لوح کوروش را ۳۵ عدد ذکر نموده است وعلاقه مندان برای آگاهی بیشتر می توانند به پیوند زیر مراجعه نمایند:
http://www.iranicaonline.org/articles/cyrus-iv
۲ - سروده ای پیرامون "خاک نیاکان" و "لوحه ها" از همین نگارنده:
با عشق، گفته ‌ایم سخن از یار/ وز یاد_آن دیار کهن، بسیار
کانجا گذارخاک نیاکان ست/ وانجا مزار کورش و اشکان ست
با دفتر‌ حکایت_ از ادوار/ از لوحه ها و نقش_ در و دیوار....
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتاره
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/11/blog-post_10.htmlا
Notes on Aryans: The Ancient Iranian Historical Inscriptions
Abstract: Introduction/ The Cyrus Cylinder/ The Behistun Inscription/ The Inscriptions in Naqsh-e Rustam/ Darius the Great's Suez Inscriptions/ The Inscriptions of Ganj Nameh/ Inscription of Xerxes the Great near the Fortress of Van in Turkey/ The Inscription of Shapur I, the second King of the Sasanian Empire/ Persian Poems on the “Land of Aryans” and the “Ancient Historical Inscriptions” composed by MSN
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/notes-on-aryans-the-ancient-iranian-historical-inscriptions-60022
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html

۱۳۹۴ آبان ۱۸, دوشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۴۹ - "خاک نیاکان"،"قوم آرین"،"کتیبه" و"سرزمین آریایی" از نگاه یک سراینده


۱ - اشاره به "خاک نیاکان" در سروده ی گل غنچه ی پندار
در لابلای غنچه گل_ پندار/ یا در درون_ جان و دل_ اشعار
یک جا بسا ستایش سبحان ست/ یک جا شمیم پونه و‌ ریحان ست
با عشق ، گفته ‌ایم سخن از یار/ وز یاد_آن دیار کهن ، بسیار
کانجا گذارخاک نیاکان ست/ وانجا مزار کورش و اشکان ست
با دفتر‌ حکایت_ از ادوار/ از لوحه ها  و نقش_ در و دیوار
شهنامه ای زپیر_خراسان ست/ یادی ز مجد_دوره ی ساسان ست....
۲
اشاره به "قوم آرین" در سروده ی یاد ایران 
همیشه قلب_ من، با یاد_آنجاست/ درون_ رگ رگ آن خاک_ زیباست
که قوم_ آرین منزل بر آن ساخت/ خجسته نا م_ ایران از همانجاست
دیاری، قا فله سالار_ دانش/ و رنگین پرچم اش، پاینده بالاست
همیشه یاد_من، بر قلب_آنجاست/ که آنجا آسما ن، صا ف ست و میناست
و تا سوی_ خلیج_ نیلی_ فارس/ کنا ر_ آن خزر، دیرنده دریاست
ندیدم بهتر از آن سرزمینی/ و آنجا، بهترین نقطه به دنیاست
۳
اشاره به "کتیبه" در سروده ی سرگذشت زندگی

عشق آمد، با هزاران توشه راه/ شعله‌ ای شد، سقف_ دل را جایگاه
داد بر ما، نعمت_ صبر_ گران/ بر فراز و در فرود این جهان
چشم__دل را، روی هر خط دوختیم/ بس کتیبه، بس کتاب آموختیم
حکمت و علم و کلا م و نقد را/ در درون  سینه بس اندوختیم...
قلب دنیا، آن زمان ها بود پاک/ آنچه شد ورد_ زبان، بود آب و خاک
لفظ ايران، مظهر فرهنگ و نام/ سوی عرش و تا ثریا، داشت گام...
۴
سروده ی "سرزمین آریایی"
ای سرزمین و خاک_ اهورائی/ همسان _آن پرنده ی رویائی
تنگ _غروب _ ساحل_ دریائی/ گشتی اسیر_ پنجه ی این بیداد
دلبستگان _تو ،به هم آوائی/ بر بال_ یک سحر گه_ میترائی
در کوشش و تلاش ،که فردائی/ از قید و بند _خصم ، شوی آزاد
افسانه نیستی ، که تو : دنیائی/ بر جان و روح_ ما ، تو : تسلائی
ای سرزمین و خاک_ اهورائی/ ای ششهزاره_ قصه ی تو ، در یاد
دکتر منوچهر سعادت نوری


۱۳۹۴ آبان ۱۵, جمعه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و برخی نظریات "رونا آمبروز": رهبر موقت حزب محافظه کار کانادا


ماجرای زندگی او: رونالی (رونا) آمبروز (متولد ۱۵ مارس ۱۹۶۹ در "ولی ویو"  واقع در آلبرتای کانادا) عضو مجلس عوام، وزیر پیشین بسیاری از وزارت خانه ها (از قبیل بهداشت، کار، محیط زیست و امور زنان) و یکی از سیاستمداران مشهور کاناداست. وی در ۵ نوامبر ۲۰۱۵ به عنوان رهبر موقت حزب محافظه کار کانادا انتخاب شد. رونا آمبروز بخشی از زندگی خود را در کشور برزیل و نیز در "پارکلند کانتی" واقع در آلبرتای کانادا گذراند. وی دارای مدرک  لیسانس از دانشگاه ویکتوریا و درجه ی فوق لیسانس علوم سیاسی از دانشگاه البرتاست و علاوه بر زبان انگلیسی به زبان های پرتقالی و اسپانیولی نیز تسلط دارد. بر اساس توصیه ی دولت کانادا توسط "رونا آمبروز"، سازمان ملل متحد در ۱۹ دسامبر ۲۰۱۱ اعلام روزی را به عنوان "روز بین المللی دختر" در دستور کار خود قرار داد. و کانادا نخستین "روز بین المللی دختر" را در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ جشن گرفت: ترجمه ی همین نگارنده از منابع گوناگون انگلیسی

آگاهی هایی پیرامون "ولی ویو" ی آلبرتا زادگاه او: "ولی‌ویو" ۹٫۶۶ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۷۶۱ نفر جمعیت دارد و ۷۰۰ متر بالاتر از سطح دریاست: بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Valleyview,_Alberta

رونا امبروز رهبر موقت حزب محافظه کار کانادا شد
امبروز ۴۶ ساله چندین پست دولتی (از جمله وزیر کار) در سالهای گذشته داشته است
https://www.balatarin.com/permlink/2015/11/6/3994137

اظهارات "رونا امبروز'  پس از احراز مقام رهبری موقت حزب محافظه کار کانادا / به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=y-fqxmoYmyE

برخی از اقدامات او در دوران تصدی وزارت خانه های گوناگون/ به زبان انگلیسی
http://ronaambrose.com/?page_id=2

برخی ازاظهارات "رونا امبروز' در دوران وزارت بهداشت کانادا
۱ -  پیرامون مصرف ماری ‌جوانا/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=hiZwlUV2xOY
۲ - پیرامون واکسن آزمایشی ابولا
دولت کانادا از صدور واکسن آزمایشی ابولا به سازمان بهداشت جهانی خبر داد. این کشور ۸۰۰ واکسن آزمایشی را در سه محموله‌‌‌‏ی جداگانه ارسال خواهد کرد. سخنگوی دولت کانادا طی مصاحبه‌‌‌‏ای اعلام کرد که آژانس بهداشت عمومی کانادا این واکسن را برای آژانس سازمان ملل متحد در ژنو تهیه کرده است... «رونا آمبروز»، وزیر بهداشت کانادا گفت: «۲۰ عدد از این واکسن برای آزمایش بر روی ۴۰ داوطلب سالم به موسسه پژوهش والتر رید در مریلند فرستاده شد».
http://persian.epochtimes.com/canada/19290.html
۳ -  پیرامون همسرآزاری وخشونت های خانوادگی در کانادا
بنا به آخرین آماری که رونا امبروز وزیر بهداشت کانادا در شورای عمومی پزشکی کانادا ارائه کرد،همسرآزاری وخشونت های خانوادگی سالیانه ۷/۴ میلیارد دلار برای کانادایی ها هزینه دارد. حدود۶ میلیارد دلار از این مبلغ صرف درمان پزشکی و روانشناسی می شود. به گفته امبروز این خشونت ها نه تنها روی جسم وبدن زنان تاثیر گذار است بلکه فعالیت های روزانه زندگی و حرفه ای را نیز تحت تاثیر قرارداده و عواقب غیرمستقیم روی اطرافیان و جامعه دارد. امبروز در ادامه اشاره کرد که زنان بومی کانادا بیش از سایرین در معرض این آسیب ها هستند و میزان اعمال خشونت علیه آنها سه و نیم برابر زنان از سایر گروه های اجتماعی است
http://farhangema.ca/archive/20140425/01.pdf

تارنمای رسمی او
http://ronaambrose.com/

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/11/blog-post_6.html
Rona Ambrose: The New Interim Leader of  Canadian Conservative Party
Abstract: Rona says her team is prepared to work hard to return to power/ Her life Story/ Some Notes on her Birthplace/ Her works as a Minister/ As the Health Minister 'outraged' by Supreme Court's Medical Pot Ruling/ Her  Official Website
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/rona-ambrose-the-new-interim-leader-of-canadian-conservative-par-59825
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آبان ۱۲, سه‌شنبه

لبخند: در زنجیری از یادداشت ها و سروده ها



لبخند در فرهنگ واژه ها
لبخند = لب خنده - تبسم: لغت نامه دهخدا - واژه نامه‌ی پارسی ویکی
لبخند = خندة کوتاهی که تنها موجب حرکت لب ها می شود، تبسم: فرهنگ فارسی معین
لبخند = خنده‌ ای که فقط لب‌ها از هم باز شود؛ خندۀ کم - تبسم: فرهنگ لغت عمید
لبخند در فرهنگ واژگان مترادف = تبسم، خنده، شکرخند، شکرخنده: تارنمای واژه یاب
لبخند = حالتی از چهرهٔ انسان است که با تکان خوردن عضلات نزدیک به دو گوشهٔ دهان شکل می‌گیرد. اثر خنده را می‌توان در کنار چشم‌ها نیز مشاهده نمود - لبخند معمولاً بیانگر شادی و تفریح و لذت درونی انسان‌ هاست - لبخند زبان بین‌المللی جهان است: بخش فارسی تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
انواع لبخند
۱ - لبخند می ‌تواند بی‌اختیار (اصیل و واقعی) و یا ساختگی (تصنعی) باشد. در قرن نوزدهم "گیلام بنجامین آماند دوشن" عصب ‌شناس فرانسوی در حین تحقیقاتش (تحریک الکتریکی عضلات با استفاده از الکترودهای پوستی) دریافت که لبخند اصیل و واقعی با لبخند تصنعی تفاوت دارد، او لبخند اصیل و واقعی را به نام خودش، "لبخند دوشن" نامید: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Smile
۲ - لبخند مودبانه - لبخند نشانه ‌ی پیروزی - لبخند برای مسخره کردن - لبخند هیجان ‌زده و از سر تعجب و شگفتی - لبخند اجباری (زورکی): تارنمای بیتوته
http://www.beytoote.com/psychology/test/what3-psychology-laughter.html
۳ - لبخند با دهانی باز و پیدا شدن دندان ها - لبخند سریع و گسترده - لبخند بدون افتادن فک پایین - لبخند مبهم و  پر از پیچیدگی
http://donyayeman80.mihanblog.com/post/57/offset/60/comment_id/4178420/moretype/back
۴ -لبخند سیاسی: آنگونه لبخندی است که معمولا در دیدارها و گفتگوهای سیاسی پدیدار می شود: بسیاری از تارنماها
https://www.google.com
۵ - لبخند مرموز با لب های بسته: افرادی که می خواهند احساسات خود را پنهان کنند ، اغلب با لب های بسته می خندند. اگر با فردی رو به رو شدید که از این نوع لبخند در مواجهه با شما استفاده کرد، به احتمال زیاد راز هایی برای پنهان کردن دارد. در مقابل، وقتی  فردی به شما می خندد و در اطراف چشم و دهانش چین های متقارنی ایجاد می شود، می توانید به صداقتش اعتماد کنید.
http://donyayeman80.mihanblog.com/post/57/offset/60/comment_id/4178420/moretype/back
۶ - لبخند ژوکوند: "مونالیزا" که به لبخند ژوکوند نیز شهرت دارد، نام یکی از معروف‌ترین تابلوهای نقاشی لئوناردو داوینچی هنرمند مشهور ایتالیایی است که با رنگ روغن بر روی صفحه چوب سپیدار نقاشی شده‌است. این اثر استثنایی در طول تاریخ چندین بار ربوده شده، و با این‌که بیش از ۵۰۰ سال از زمان خلقش می‌گذرد اما آسیب چندانی ندیده‌است. مونالیزا هم اکنون در تملک دولت فرانسه می‌باشد و در موزه لوور در پاریس نگهداری می‌شود. تابلوی مشهور لبخند ژوکوند به دلیل لبخند بسیار مرموز مونالیزا و همچنین سبک نوین نقاشی لئوناردو داوینچی در آن زمان، به شهرت جهانی رسید: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Gioconda%27s_Smile
۷ - آگاهی های بیشتر پیرامون لبخند ژوکوند: لبخند ژوکوند لبخندی که هر روز مرموز‌تر می‌ شود
http://www.aftabir.com/lifestyle/view/173425
تشخیص لبخند واقعی از ساختگی
قسمت‌های مختلفی از مغز مسئول ایجاد لبخند واقعی و دروغین هستند. قشر حرکتی مغز مسئول کنترل کردن حرکات عضلات ارادی صورت است و لبخند تصنعی را باعث می‌شود، در حالی که لبخند واقعی از قشر کمربندی مغز منشأ می‌گیرد. عضلاتی که مسئول بالا بردن گوشه دهان هستند، عضلات زیگوماتیک خوانده می‌شوند. این عضلات هم در لبخند واقعی و هم لبخند دروغین فعال هستند. ولی در جریان لبخند واقعی عضلات دیگر هم منقبض می‌شوند، این عضلات اوربیکولاریس اوکولی و پارس اوربیتالیس هستند، آنها گونه را بالا می‌برند و پوست اطراف چشم‌ها را چین می‌اندازند.
یکی از بهترین راه های تشخیص لبخند واقعی از دروغین، نگاه کردن به انتهای خارجی ابروهاست، وقتی کسی لبخند واقعی می‌زند، این قسمت کمی پایین می‌رود و پوست خارج چشم چین می‌افتد. همچنین در جریان لبخند واقعی، چین پوستی بین ابرو و پلک به سمت پایین حرکت می‌کند. به علاوه لبخند کاذب نسبت به لبخند واقعی، کمتر حالت متقارن دارد، لبخند واقعی می‌تواند بیشتر از پنج ثانیه طول بکشد، در صورتی که لبخند کاذب می‌تواند بیشتر استمرار پیدا کند. گرچه لبخند کاذب، می‌تواند خیلی متقاعدکننده باشد و حتی افرادی با منقبض کردن  پلک‌ها و فشردن آنها به هم تظاهر به یک احساس واقعی کنند، ولی با تمرین، می‌توان در تشخیص لبخند واقعی (دوشن) از لبخند تصنعی ماهر شد. لبخندهایی که حاکی از شادی واقعی باشند، سطحی نیستند. به همین خاطر است که حتی در فرهنگ‌های مختلف، لبخند به یک صورت، در چهره نمایان می‌شود و حتی افراد نابینا هم وقتی شاد هستند به صورت غیر ارادی لبخند می‌زنند: منابع گوناگون
تاریخچه ی خنده و لبخند
۱ - دو دانشور آمريکايی به نام "ماتيو جرويس" و "ديويد اسلون ويلسون" از دانشگاه "بينگهمتون" در نيويورک، در مقاله ای اظهار داشتند که در پژوهش خود دريافته اند که منشا خنده در سير تکاملی انسان به زمانی پيش از آنکه انسان از ميمون ها جدا شود، بر می گردد. به عبارت ديگر خنده در ميان اولين گروه‌های انسان‌نما، بين دو تا چهار ميليون سال پيش پيدا شد. اما خندهٔ آنها به هاه هاه يا قهقههٔ انسان امروزی شباهتی نداشت، چون دستگاه صوتي‌شان توانايی ایجاد اين صداها را پيدا نکرده بود و بيشتر به واکنش صوتی در برابر قلقلک يا خنده گوريل ‌ها و شامپانزه‌ های امروزی شباهت داشت. در حدود دو ميليون سال پيش در اجداد انسان اين توانايی پديد آمد که بتوانند حالت‌ های مختلف بيانی در چهرهٔ خود را کنترل کنند و به اين ترتيب هم بی‌اختيار و هم با ارادهٔ خود بخندند. اما مدت‌ ها گذشت تا انسان در مسير تکامل به مراحلی بالاتر از شناخت و آگاهی کاربرد زبان رسيد و خنده با شوخی و مزاح ارتباط پيدا کرد: نوشتاری از عليزاده طوسی - تارنمای بی بی سی فارسی
http://www.bbc.com/persian/science/story/2006/05/060512_ag-gelatogy.shtml
۲ - انسان در عصر غارنشینی برای دفاع از خود در برابر دشمنان، لب ها را کمی از هم وا کرده و دندان هایش را به طرف مقابل نشان می داده که بعدها به ابزاری برای ایجاد دوستی تبدیل شده و لبخند نام گرفته است
http://www.cloob.com/u/01010101111111111101/62250398
لبخند از نظر علم پزشکی
۱ - با خندیدن، ظرفیت ریه‌ های افراد، افزایش یافته و اکسیژن بیشتری وارد بدن شده و به‌ سوی سلول‌ ها رهسپار می‌شود و مغز با دریافت اکسیژن بیشتر، بهتر عمل می‌کند، به این علت است که خنده از سکته‌های قلبی، مغزی، تنگی رگ ‌های قلبی و بیماری ‌های تنفسی و ده ‌ها بیماری دیگر به‌ خوبی پیشگیری می‌کند.
۲ - خنده، سیستم ایمنی و دفاعی بدن را که در تندرستی و سلامتی نقش اساسی دارد، تقویت کرده و فعال‌تر می‌سازد.
۳ - هورمون سایتو - کنیاز که به آن هورمون شادی، نیز گفته می‌شود، در اثر شاد بودن و خندیدن، ترشح شده و دستگاه ایمنی بدن را قوی‌تر می‌سازد.
۴ - هورمون اندورفین که در شخص احساس اعتماد به‌نفس و سرخوشی می‌کند، در اثر خندیدن، تولید می‌شود. مقدار این هورمون با ورزش و فعالیت‌های نشاط‌ آور، بالا می‌رود: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Smile
فواید لبخند
۱ - لبخند جذابتان می کند: همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند.
۲ - لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد: دفعه بعد که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند.
۳ - لبخند مسری است: لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید.
۴ - لبخند زدن استرس را از بین می برد: وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.
۵ - لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند: به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.
۶ - لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد: وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.
۷ - لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند: تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.
۸ - لبخند زدن چهره تان را جوان تر نشان می دهد: عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.
۹ - لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید: به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.
۱۰ - لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید: لبخند بزنید. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که “زندگی خوب پیش می رود”. پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.
http://www.aph90.blogfa.com/post-98.aspx
برخی از گفته ها و اصطلاحات در مورد لبخند (تبسم) و خنده
نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است: حضرت محمد پیامبر اسلام (ص)
خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است: حضرت علی امیرالمومنین (ع)
تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است (اصطلاح اسپانیولی)
خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد (اصطلاح ایرانی)
خنده خون سالم تولید می‌کند (اصطلاح ایتالیایی)
دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو می‌خندند (اصطلاح انگلیسی)
خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است (اصطلاح یونانی)
انسان خنده‌رو موفق‌تر است (اصطلاح ژاپنی)
خنده بر هر درد بی‌درمان دواست (اصطلاح ایرانی)
یک تبسم شروع درایت است (ماکسول ماتز)
http://medicalstudents90.blogsky.com/1391/03/03/post-52/

لبخند در زنجیری از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/11/blog-post_3.html
لبخند (تبسم): از نگاه یک سراینده
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/11/blog-post_36.html

لبخند_ یار
بر این پیاله،  نقش_ لب_ یار مانده است
از بزم_ عشق، خاطره، بسیار مانده است
همراه_ یاد_ بوسه ی گرم از لبان_ یار
لبخند_ او،  به پرده ی پندار مانده است
Chain of Notes and Poems on Smile/ Lab-Khand
Abstract: Definitions/ Types of Smile/ Historical Background of the Smile/Fifteen of the Best Benefits of Smiling/ Some Famous Quotations about Smile/ Poems by Lord Byron, Forough Farrokhzad and MSN/ Chain of Persian poems on Smile
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/chain-of-notes-and-poems-on-smile-lab-khand-59678
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آبان ۷, پنجشنبه

یادداشت هایی پیرامون زندگی و برخی نظریات "جاستین ترودو": رهبر حزب لیبرال و نخست وزیر برگزیده ی کانادا

جاستین پیر جیمز ترودو (متولد  ۲۵ دسامبر ۱۹۷۱ در شهر اتاوا، استان انتاریو، کانادا) رهبر حزب لیبرال کاناداست. وی در سال ۲۰۰۸ از حوزه ی انتخاباتی پپینو در استان کبک به عضویت مجلس عوام کانادا درآمد و در سال ۲۰۱۳ به عنوان رهبر حزب لیبرال کانادا برگزیده شد. "ترودو" با رهبری حزب لیبرال در انتخابات ۱۹ اکتبر ۲۰۱۵ و پیروزی این حزب، با اکثریت آرا به عنوان نخست وزیر کانادا انتخاب شد: بسیاری از تارنماها
ماجرای زندگی و برخی از اقدامات او
جاستین ترودو، رهبر ۴۳ ساله حزب لیبرال در روز کریسمس ۱۹۷۱ در اقامتگاه رسمی نخست‌وزیر کانادا در شماره ی ۲۴ "ساسکس درایو" در شهر اتاوا، پایتخت کانادا به دنیا آمد. او اولین فرزند "پیر ترودو" پانزدهمین نخست‌وزیر کانادا و "مارگارت ترودو (سینت کلیر)" است. جاستین، دومین کسی است که در زمان صدارت پدرش در کاخ نخست‌وزیری کانادا به دنیا آمده است. پیر ترودو، رهبر حزب لیبرال و نخست‌وزیر مشهور تاریخ کانادا مجموعا حدود ۱۶ سال در مقام رهبری کانادا کار کرد و با نبوغی کم‌نظیر، کانادا را با یک سلسله اقدامات بنیادی در دهه‌های نیمه دوم قرن بیستم به سرعت به کشوری مدرن با اقتصادی پیشرفته و به ویژه کشوری با حقوق و آزادی ‌های مدنی کم‌نظیر برای شهروندانش تبدیل کرد. دوره ی ۱۶ ساله ی نخست‌وزیری پیر ترودو عملا دوره‌ی گذار کانادا از کشوری جوان در میان کشورهای جهان به کشوری بود که هم زندگی مردمش تغییراتی اساسی پیدا کرد و هم نقشی ویژه و جایگاهی بی‌بدیل در جهان پیدا کرد. ترودو فعالیت‌های عمده ی سیاسی خود را به عنوان منشی پارلمانی "لستر پیرسون" که او هم نخست‌وزیر برجسته‌ای بود، شروع کرد، بعد در کابینه ی پیرسون وزیر دادگستری شد و پس از پیرسون به رهبری حزب و سپس به نخست‌وزیری کانادا رسید. بی‌شک زندگی جاستین ترودو به عنوان فرزند چنین شخصیتی بر او تاثیراتی پرارزش و عمیق گذاشته است.
"جاستین ترودو" زمانی که شش ساله بود، والدینش از هم جدا شدند. او در سال  ۲۰۰۹ در این باره گفت آن ها به شدت یکدیگر را دوست داشتند اما بین آن ها ۳۰ سال اختلاف سنی بود. جاستین برادری به نام "مایکل" داشت که در حال اسکی در کوهستان‌های "بی سی" (بریتیش کلمبیا) بر اثر ریزش بهمن در سال ۱۹۹۸ درگذشت. جاستین بعد از دوران دبستان، دوره ی متوسطه را در کالج "ژان د بربوف" درس خواند. در رشته ی آموزش و پرورش کارشناسی خود را در دانشگاه مک گیل و دانشگاه بریتیش کلمبیا گرفت و بعد از مدتی در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه مونترال مشغول تحصیل شد. اما به خاطر کار، تحصیل را رها کرد. مدتی به تدریس زبان فرانسه و ریاضیات در آکادمی "پوینت گری" و دبیرستان "وینستون چرچیل" در ونکوور پرداخت. ترودو از جوانی فعالیت سیاسی خود را در سال ۱۹۸۸ با حمایت از "جان ترنر' آغاز کرد. زمانی حضورش در صحنه ی سیاسی و اجتماعی کبک و کانادا بیشتر احساس شد که در سال ۲۰۰۰ در جریان خاکسپاری رسمی و دولتی پدرش در مراسم ختم و یادبود پدر یک سخنرانی کوتاه ایراد کرد. این سخنرانی آنچنان عمیق، زیبا و احساسی بود که همه ی مردم را به تحسین واداشت. گروه زیادی از مردم از شبکه سی بی سی درخواست بازپخش آن ‌را کردند. در سال ۲۰۰۳ سی بی سی کتابی چاپ کرد که در آن سخنرانی‌های مهم ۵۰ سال تاریخ کانادا منتشر شده بود. سخنرانی جاستین ترودو یکی از این سخنرانی‌ها بود. پس از سخنرانی سال ۲۰۰۰ ، ترودو به فعالیت‌های اجتماعی‌اش وسعت بیشتری داد. حدود سال ۲۰۰۷ شایع شد که قرار است جاستین ترودو در انتخابات میان دوره‌ای مجلس از حوزه ی اوترومونت شرکت کند. اوترومونت مونترال یکی از حوزه‌های امن و سنتی حزب لیبرال بوده است. پس از مدتی ترودو در پاسخ به این شایعات رسما پاسخ داد که در انتخابات کلی ۲۰۰۸ در حوزه ی پاپینو کاندیدای حزب خواهد شد. حوزه ی انتخاباتی پاپینو، سال‌ها نمایندگی‌اش در دست نمایندگان بلوک کبکوا بود و ترودو راه سختی را انتخاب کرده بود. در این حوزه او می‌بایست با "خانم مری دروس" نماینده ی باسابقه ی بلوک کبکوا مبارزه کند. با همه دشواری‌ها ترودو توانست رقیب قدرتمند خود را با ۱۷ هزار و ۷۲۴ رای (۴۱/۴۷ درصد آرا) در مقابل ۱۶ هزار و  ۵۳۵ رای (۳۸/۰۹ درصد آرا) شکست دهد. ترودو ی جوان در انتخابات ۲۰۱۱ با وجود شکست بی‌سابقه حزب لیبرال باز توانست پیروزی‌اش را در این حوزه تکرار کند. "مایکل ایگناتیف"، رهبر حزب استعفاء داد. "باب ری" به طور موقت رهبری حزب لیبرال را بدست گرفت. در سال ۲۰۱۳ شایعات زیادی مبنی بر اینکه جاستین ترودو قصد دارد که خود را کاندیدای رهبری حزب کند در محافل سیاسی به گوش می‌خورد. در نهایت ترودو با همه جوانی، خود را کاندیدای رهبری حزب لیبرال، قدیمی‌ترین حزب کانادا کرد. جاستین ترودو توانست با بدست آوردن اکثریت قاطع آرای اعضای حزب ۳۸ هزار و ۸۱ رای یا ۷۸/۷۶ درصد آرا به رهبری حزب برسد: برگرفته از "زندگی، کار و کارنامه جاستین ترودو" نوشته ی علی‌ شریفیان - مجله هفته چاپ مونترال
http://www.google.com
جاستین ترودو در سال ۲۰۰۵ با "سوفی گرگوار" مجری تلویزیون در مونترال ازدواج کرد. سوفی در دوران کودکی، همکلاس "مایکل" کوچکترین برادر "جاستین" بود. آنها در سال ۲۰۰۳ به واسطه فعالیت در امور خیریه مجدداً با یکدیگر در ارتباط قرار گرفتند و پس از مدتی رفت و آمد در اکتبر ۲۰۰۴ با یکدیگر نامزد شده و در ماه مه ۲۰۰۵ ازدواج کردند. آنها دارای ۲ فرزند پسر به نام "زاویر جیمز" و "آدرین" و ۱ فرزند دختر به نام "الا گریس مارگارت" هستند: بسیاری از تارنماها
برخی از تالیفات و نظریات او
۱ - کتاب‌ "زمینه ی مشترک" (به زبان انگلیسی): شرح زندگی شخصی و برخی از اقدامات - علاقه مندان می توانند برای مطالعه ی آن به پیوند زیر مراجعه نمایند:
https://books.google.ca/books?id=4D2EAwAAQBAJ&pg=PP1&hl=en#v=onepage&q&f=false
۲ - قانونی کردن مصرف ماری ‌جوانا: جاستین تورودو از موافقان قانونی کردن مصرف ماری ‌جواناست. وی معتقد است که خرید و مصرف ماری جوانا باید قانونمند و تحت کنترل و بر آن باید مالیات وضع شود. در مصاحبه‌ای که در اوت ۲۰۱۳ انجام داد گفت که آخرین باری که ماری جوانا مصرف کرده در سال ۲۰۱۰ بوده که به همراه تعدادی از دوستانش در مهمانی شام اتفاق افتاد: بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Justin_Trudeau
۳ - کمک به طبقه متوسط کانادا: «کانادا دیگر نمی‌تواند ۱۰ سال بعد را مانند ۱۰ سال گذشته تاب بیاورد. اکنون زمان تغییر واقعی است، برای کمک به طبقه متوسط کانادا، حالا». این جملات جاستین ترودو که در پایگاه حزب لیبرال کانادا نقش بسته است، رویکرد کلی دولت او را نشان می‌دهد.
http://www.mashreghnews.ir/fa/mobile/484342
۴ - عادی کردن روابط دیپلماتیک با ایران: او به دنبال عادی کردن روابط دیپلماتیک با ایران است و بازگشایی نمایندگی کانادا در تهران را در دستور کار قرار خواهد داد: بسیاری از تارنماها
 تارنمای رسمی او
 http://www.liberal.ca/meet-justin/
هم حزبی های ایرانی و افغان تبار او در مجلس عوام کانادا
دو نامزد ایرانی تبار انتخابات کانادا از حزب لیبرال به نام‌ مجید جوهری و علی احساسی با پیروزی در انتخابات ۱۹ اکتبر ۲۰۱۵ وارد مجلس کانادا شده‌اند. همچنین، مریم منصف، شهروند افغان‌ تبار کانادا هم از حزب لیبرال به مجلس راه یافته است.
http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151020_l03_canada_trudeau_wins

یادداشت پایانی
با بهترین آرزوها برای موفقیت های بیشتر"جاستین ترودو" و همکاران او
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post_29.html
Notes on the Life and Works of Justin Trudeau, the Prime Minister-designate of Canada
Abstract: His Life and Works/ His Published Work/ Some of His Policies and Positions/
His Official Website/ Some of  his Fellow Party Members who are Iranian Canadian
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/notes-on-the-life-and-works-of-justin-trudeau-the-prime-minister-59410
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آبان ۶, چهارشنبه

یادداشت هایی درباره ی "مارک تدرس"

۱ - مصاحبه ی تلویزیونی "تی - ام - زی" با او
https://www.youtube.com/watch?v=KiV4a9zDiD0
۲ - گزارش مجله ی "فایننشال پست" پیرامون فعالیت های اخیر او
http://business.financialpost.com/financial-post-magazine/playing-in-fantasy-land-with-real-money
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post_28.html
Mark Tadros: His Interview and his Latest Activities
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/mark-tadros-his-interview-and-his-latest-activities-59116
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه هاhttp://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html

۱۳۹۴ آبان ۲, شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۴۸ - اشاراتی به برخی از بناها و آثار تاریخی آریایی ها


۱ - تخت جمشید یا پارسه (پرسپولیس، پرسه‌پلیس، هزارستون، صدستون و یا چهل‌منار): نام یکی از شهرهای باستانی ایران است که طی سالیان پیوسته، پایتخت باشکوه و تشریفاتیِ پادشاهی ایران در زمان امپراتوری هخامنشیان بوده‌ است. در این شهر باستانی کاخی به نام تخت جمشید وجود دارد که در دوران زمامداری داریوش بزرگ، خشایارشا و اردشیر اول بنا شده‌ است و به مدت حدود ۲۰۰ سال آباد بوده است. در نخستین روز سال نو گروه‌ های زیادی از کشور های گوناگون به نمایندگی از ساتراپی ‌ها یا استانداری‌ ها با پیشکش‌ هایی متنوع در تخت جمشید جمع می‌شدند و هدایای خود را به شاه پیشکش می‌کردند. در سال ۵۱۸ پیش از میلاد بنای تخت جمشید به عنوان پایتخت جدید هخامنشیان در پارسه آغاز گردید. بنیانگذار تخت جمشید داریوش بزرگ بود، البته پس از او پسرش خشایارشا و نوه‌ اش اردشیر یکم به گسترش آن افزودند. بسیاری از آگاهی‌های موجود که در مورد پیشینه هخامنشیان و فرهنگ آن ها در دسترس است به خاطر سنگ‌نبشته‌ ها و فلزنوشته ‌هایی است که در این کاخ‌ها و بر روی دیواره‌ها و لوحه‌ها آن حکاکی شده‌است."سامنر" برآورد کرده است که دشت تخت جمشید که شامل ۳۹ قرارگاه مسکونی بوده، در دورهٔ هخامنشیان ۴۳٬۶۰۰ نفر جمعیت داشته است. باور تاریخ دانان بر این است که اسکندر مقدونی سردار یونانی در ۳۳۰ پیش از میلاد، به ایران حمله کرد و تخت جمشید را به آتش کشید و احتمالاً بخش عظیمی از کتاب ‌ها، فرهنگ و هنر هخامنشی را با اینکار نابود نمود. با این‌حال ویرانه ‌های این مکان هنوز هم برپا است و باستان شناسان از ویرانه ‌های آن نشانه‌های آتش و هجوم را بر آن تأیید می‌کنند: بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Persepolis
تخت جمشید : نوشتاری از همین نگارنده به زبان انگلیسی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/08/persepolis.html
۲ - لوح کوروش یا استوانهٔ کوروش بزرگ یا منشور حقوق بشر کوروش: لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد

 به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده ‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود. این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است
https://en.wikipedia.org/wiki/Cyrus_Cylinder
۳ - کاخ‌های آپادانا: آپادانا گونه‌ای تالار ستون‌دار در ایران باستان است. بهترین نمونه‌های آپادانا در تخت جمشید و کاخ شوش به‌جا مانده‌ است. کاخ آپادانای تخت ‌جمشید از دیرین‌ترین کاخ‌های تخت جمشید است. این کاخ که به فرمان داریوش بزرگ بنا

 شده‌است، برای برگزاری جشن‌های نوروزی و پذیرش نمایندگان کشورهای وابسته به حضور پادشاه استفاده می‌شده‌است. کاخ آپادانای شوش در زمان داریوش حدود سال ‌های ۵۱۵ تا ۵۲۱ پیش از میلاد و به دستور او بر روی آثار و بقایای ایلامی در شوش بنا شد. دیوارهای این کاخ از خشت با نمای آجری و ستون‌های آن از سنگ است. دیوارهای داخلی آن با آجر لعاب‌دار پوشیده شده‌بود و دارای نقش‌های سربازان گارد جاویدان، شیر بالدار و گل نیلوفر آبی بوده ‌است. بخش‌های مهمی از این کاخ در زمان اردشیر اول (۴۶۱ پیش از میلاد) دچار آتش‌سوزی شد و در زمان اردشیر دوم (۳۵۹ پیش از میلاد) بازسازی شد. سرانجام این کاخ مانند سایر کاخ‌های هخامنشی در زمان حملهٔ اسکندر به کلی ویران شد. این کاخ در حفاری‌های بین سال‌های ۱۳۱۱ تا ۱۳۱۴ از زیر خاک بیرون آوره‌شد و پس از ۷۰ سال در سال ۱۳۸۰ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.
https://en.wikipedia.org/wiki/Apadana
۴ - پردیس ها (باغ‌های بزرگ و باشکوه): پردیس لغتی است مأخوذ از زبان مادی (پارادئزا) بمعنی باغ و بستان - کزنفون گوید: «در هر جا، که شاه هخامنشی اقامت کند و به هرجا که رود، همیشه مراقب است ، در همه جا باغ هائی باشد پر از چیزهای زیبا،

 که زمین می دهد. این باغ ها را پردیس می نامند. اگر هوا مانع نباشد، شاه اکثر اوقات خود را در اینگونه باغ ها بسر میبرد» - اردشیر دوّم در کتیبه ای در شوش این جمله را نقش کرده است : «اردشیرشاه گوید: به فضل اهورمزدا این قصر پردیس زندگانی را من ساختم . اهورمزدا و مثره (مهر) مرا از هر بدی بپایند و آنچه را که کرده ام نگاهدارند». (ایران باستان تألیف پیرنیا): واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-b0db3efc551842ad9dcea6639b42800b-fa.html
در دوران هخامنشیان و بعد از آن سرتاسر ایران پر بود از باغ‌های بزرگ و باشکوه، به گونه‌ای که گزنفون نیز چندین بار از آنها یاد می‌کند. این باغ‌ها که در روزگار خود بی نظیر بود در دیگر تمدن‌های بزرگ سابقه اینچنانی نداشت. لذا به اقتباس از ایرانیان باغ هایی در بسیاری نقاط جهان ساخته شد و همان واژه فارسی پَردیس برای نامگذاری آن ها به کار برده شد. امروزه این واژه در زبان یونانی به صورت پارادیسوس به معنی باغ، و زبان‌های فرانسه و انگلیسی به ترتیب پارادی و پارادایز به معنای بهشت بکار می ‌رود: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
پردیس ها: باغ ها و پارک ها در پاسارگاد نخستین پایتخت ایران باستان/ نوشتاری به زبان انگلیسی از همین نگارنده
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/09/first-iranian-capital-city-pasargad.html
۵ - نقش رستم: نام مجموعه ‌ای باستانی در روستای زنگی ‌آباد واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران است که در فاصلهٔ ۶ کیلومتری تخت جمشید قرار دارد. این محوطهٔ باستانی یادمان‌هایی از ایلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای داده‌است و از حدود سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد تا ۶۲۵ میلادی همواره مورد توجه بوده‌ است زیرا آرامگاه چهار تن از پادشاهان

 هخامنشی، نقش برجسته ‌های متعددی از وقایع مهم دوران ساسانیان، بنای کعبه ی زرتشت (تصویر بالا) و نقش‌برجستهٔ ویران ‌شده‌ای از دوران ایلامیان در این مکان قرار دارد و در دورهٔ ساسانی، محوطهٔ نقش رستم از نظر دینی و ملی نیز اهمیت بسیار داشته ‌است. در گذشته، نام این مکان سه‌گنبدان یا دوگنبدان بوده‌است که در بین مردم منطقه، به نام‌های کوه حاجی‌آباد،کوه استخر یا کوه نِفِشت نیز خوانده می ‌شد و احتمالاً نام نقش رستم پس از آنکه ایرانیان بین رستم، پهلوان شاهنامه و سنگ‌ نگاره‌ های شاهان ساسانی ارتباط برقرار کردند به این مکان داده شد: با ویرایش از بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Naqsh-e_Rustam
در بالاي ورودي مقبره داريوش اول در نقش رستم، دو سنگ نگاره از او بر جاي مانده است كه اطلاعات مهمي از زمان هخامنشيان به دست مي دهد.در كنار مقبره ی داريوش، مقبره ی پسر او خشيارشا قرار دارد. اردشير اول و داريوش دوم پسر و نوه خشيارشا نيز دو مقبره ی ديگر در اين محل ساخته اند. در هر يك از اين گور دخمه هاي هخامنشي از سه تا نه قبر قرار دارد كه خانواده ی شاهي در آنجا دفن مي شدند. بقيه ی شاهان اين سلسله قبور خود را در دامنه كوه رحمت در كنار تخت جمشيد كنده اند. نكته ی جالب توجه اينكه نقشه ی مقبره داريوش دقيقا برابر با نقشه كاخ تچر تخت جمشيد است كه محل زندگي داريوش و خانواده اش بوده و چون عقيده داشتند كه پس از روز رستاخيز مردگان از خواب بر مي خيزند، مقبره ی شاه را همانند كاخ محل زندگيش ساخته اند تا پس از رستاخيز احساس غربت نكند: تارنمای اطلس تاريخ ايران
http://iranatlas.info/parseh/pe_naqshrostam.htm
۶ - گور دختر: آرامگاهی سنگی از دورهٔ هخامنشیان است که در دشت «میانکوهی پشت پَر» در تنگ ارم در بخش مرکزی شهرستان دشتستان در استان بوشهر و در جاده برازجان – کازرون قرار دارد. گور دختر را ابتدا باستان‌شناس بلژیکی لویی واندنبرگ در سال ۱۳۳۹ خورشیدی کشف کرد. واندنبرگ معتقد بود گور دختر قبر کوروش یکم (جد کوروش بزرگ) است اما

 سپس علیرضا شاپور شهبازی باستان‌شناس ایرانی، آن را آرامگاه کوروش کوچک دانست. در خاور گور دختر نیز بقایای کوشک اردشیر ساسانی دیده می‌شود. گور دختر به سبک آرامگاه کوروش بزرگ اما در اندازه کوچکتر ساخته شده‌است و دارای سقفی شبیه آرامگاه کوروش بزرگ است. باستان شناسان تایید کرده‌اند که این اثر متعلق به سال ۶۰۰ پیش از میلاد، دوره هخامنشیان است. گور دختر در میانه ی دهه ۱۳۸۰ مرمت شد ولی متاسفانه اکنون در وضعیت بسیار بدی رها شده است: با ویرایش از بخش فارسی ویکی پدیا
https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%88%D8%B1_%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1
آگاهی هایی پیرامون گور دختر
https://www.youtube.com/watch?v=KMRJSZRbOoU
۷ - معابد آناهیتا: الف - معبد آناهیتا، بنای تاریخی در شهر کنگاور‌ است. کنگاور در میانه راه امروزی همدان کرمانشاه و بر سر راه تاریخی هگمتانه تیسفون قرار گرفته ‌است. این بنا با ۶/۴ هکتار وسعت، بر پشته صخره‌ای و مشرف به دشت گنگاور ساخته

 شده ‌است. آناهیتا فرشته و نگهبان آب و فراوانی و زیبایی و باروری در نزد ایرانیان دارای مقام بلند و ارجمندی بوده‌است. «بقایای این پرستشگاه باشکوه که از بزگترین بناهای سنگی در ایران است با بنایی چهار ضلعی مستطیلی شکل در اندازه ۲۰۹ در۲۴۴ متر بر فراز تخت سنگ کم ارتفاع سیلیس آتشفشانی در شهر کنگاور و در استان کرمانشاه قرار دارد. پرستشگاه آناهیتا نیز همچون بناهای که بر بلندی ساخته شده است برگرفته از شیوه سکوسازی (صُفه سازی) که در دشت ایران باب بوده است و دردوره های پسین نیز بناهای مهم پرستشگاهی و برخی بناهای حکومتی روی سکو بنا می شده اند.» قدمت این بنا را به دورهٔ اشکانی و ساسانی نسبت داده، نشانه‌ها و واژه‌های دوره ساسانی بر روی سنگ‌ها حک گردیده‌است. سبک معماری بنا شیوه پارتی (اشکانی) است: با ویرایش از بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Temple_of_Anahita,_Kangavar
آناهیتا ایزدبانوی نامدارآریایی ها: نوشتاری از همین نگارنده به فارسی و انگلیسی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post_27.html
ب - معبد آناهیتا (کازرون)، از بناهای مشهور شهر باستانی بیشاپور در شهرستان کازرون است. این بـنا بـه صورت مکعبی است که هر یک از اضلاع آن نزدیک ۱۴ متـر است و از سنگ‌های تراشیده شده با ابعاد مختلف و بدون ملات به صورت دو جداره ساخته شده است. این بنا با الهام از سبک معماری دوره هخامنشی ساخته شده است که به وسیله بست‌های آهنی به یکدیگر قفل و بند شده‌اند. معبد آناهیتا فاقد سقف مسطح بوده است. این معبد را در عمق ۶ متری از زمین ‌های اطراف ساخته‌اند تا آب رودخانه شاپور به درون آن سـرازیر شود. مـعبد بیشاپور سمبل یک پرستشگاه آب است و می‌توان آن را جایگاه نوازش با آب دانست. یعنی تنها عنصری از عناصر چهارگانه کـه به الهه ی‌ ناهید منسوب است
http://www.webgardha.com/5580/%D9%85%D8%B9%D8%A8%D8%AF-%D8%A2%D9%86%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%AA%D8%A7
پ - معبد آناهیتا (رفسنجان)، بنای تاریخی در روستای حسین آباد در بخش خنامان از شهرستان رفسنجان: این مکان یکی از با ارزش ترین مکان های تاریخی ولی کمتر شناخته شده ی سرزمین ایران می باشد که در بخش خنامان در پنجاه کیلومتری جنوب شرقی شهرستان رفسنجان در مسیر جاده رفسنجان به کرمان قرار دارد. قدمت معبد آناهیتای این محل به هزاره اول قبل از میلاد و به روزگار مهر پرستی ایرانیان مربوط می شود. این مکان در زمان قاجاریه به صورت قلعه ی پناهگاه دردان و راهزنان بوده است به همین سبب از این به بعد به اشتباه قلعه ی دزدان نامیده شده است، در صورتی که در اصل نام این قلعه، قلعه دختر(معبد آناهیتا) و جایگاه آتشکده بزرگی بوده که به فرشته باروری اهدا شده است.
http://rasekhoon.net/forum/post/show/639434/1135851/
۸ - غار شاپور در بیشاپور کازرون: در انتهای تنگ چوگان و در چهار کیلومتری شهر بیشاپور در شهرستان کازرون مهمترین پایتخت ساسانیان در ارتفاع حدود ۸۰۰ متری از سطح زمین قرار دارد و دهانهٔ آن حدود ۳۰ متر می‌باشد. در دهانهٔ این غار مجسمهٔ شاپور قرار گرفته‌است و به همین دلیل این غار به نام شاپور معروف شده‌است. مجسمهٔ شاپور از یک ستون چکیده غول‌پیکر که در این غار وجود داشته تراشیده شده و با وجود گذشت ۱۷۰۰ سال هم‌چنان پابرجا می‌باشد و تنها مجسمهٔ باقی‌مانده از دوران باستان است که حدود ۷ متر ارتفاع دارد. بعد از گذشت سال‌ها کماکان سر این مجسمه سالم می‌باشد ولی دو دست آن شکسته‌اند. مجسمه واژگون شده‌بود که در سال ۱۳۳۶ توسط ارتش در جای خود قرار گرفت. این مجسمه، شاپور را به صورت ایستاده نشان می‌دهد: بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Shapur_cave
دیدن غار شاپور
http://persopolistravel.blogfa.com/post-39.aspx
غار و مجسمه شاپور اول ساسانی
http://naghdematboat.blogspot.ca/2014/03/blog-post_7437.html
 ۹- بناهای تاریخی در شهرستان مَمَسَنی: ممسنی یکی از شهرستان‌های استان فارس در ایران است. مرکز این شهرستان، شهر نورآباد می‌باشد. شهرستان ممسنی از لحاظ جغرافیایی در باختر شیراز قرار گرفته است. دوران تاریخی شهرستان ممسنی مربوط به اوایل هزاره سوم پیش از میلاد مسیح می‌باشد که از جمله این تمدن‌ها نقش برجسته کورنگون مربوط به دوره ایلام در دو هزار و چهارصد سال پیش از میلاد - گوردخمه سنگی مربوط به دوران ماد در هفتصد سال پیش از میلاد - گوردخمه داودختر روستای مراسخوان مربوط به ششصد و پنجاه سال پیش از میلاد - کاخ های هخامنشی روستای سروان - تل کاخداداد گچگران مربوط به پانصدسال پیش از میلاد - آتشگاه میل اژدها مربوط به دوران اشکانیان در یکصد و بیست سال پیش از میلاد - نقش برجسته

سرآب بهرام (تصویر بالا) - شهرتوج - شهر نوبندگان - شهرخوبذان (فهلیان) و سد منصورآباد مربوط به دوران ساسانی می‌باشد: بخش های انگلیسی و فارسی ویکی پدیا
https://en.wikipedia.org/wiki/Mamasani_County
جاده ی لیدوما ممسنی : در سال ۱۳۱۲ و ۱۳۱۶ در صفحه ی شمالی تخت جمشید حدود ۳۰هزار لوحه گلی پیدا شد که برای انجام تحقیقات به دانشگاه شیکاگوی آمریکا فرستاده شد و قسمتی از این الواح را پروفسور جورج کامرون و پروفسور هیکس مطالعه کردند. طبق مطالعات انجام شده بر این لوح سیزده شهر از شهرهای هخامنشی در منطقه ممسنی واقع شده بودند که یکی از این شهرها شهر لیدوما می‌باشد و بعداً هیئت باستان‌شناسی ژاپنی به ریاست کیکیو آتارشی و دکتر هاوارجی در سال ۱۳۳۸ موردکاوش های باستان‌شناسی قرار دادند و بنای ساختمان هخامنشی را در این قسمت کشف نمودند. معماری این بناها را با کاخ های داریوش، خشایار شاه و اردشیر هخامنشی در شوش و تخت جمشید مقایسه کردند و با این مطالعات دریافتند که اینها آثار به جا مانده از دوران هخامنشی می‌باشد، پس لیدوما یکی از شهرهای بین راهی دوران هخامنشی بوده که بر سر راه شاهی پاسارگاد و تخت جمشید به شوش قرار داشته و شاهان و فرمانروایانی که در این فاصله رفت و آمد می‌کردند در این شهرها و کاخهای بین راهی استراحت نموده و بعد به راه خود ادامه می‌دادند. از دیگر کاخ های به جا مانده از دوران هخامنشی در منطقه ممسنی، یکی در گچگران واقع شده که اکنون به اسم تُل کاخداداد مشهور است، دومی همین لیدوما بوده و دیگری در روستای کرم آباد رستم است که به علت عبور حدود ۹۰ الی ۱۰۰ کیلومتر از راه شاهی هخامنشیان در منطقه ممسنی، این شهر بر سر این راه ارتباطی واقع شده و از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود و هنوز قسمتی از راه سنگفرشی هخامنشی ها در منطقه گل سرخی عالیوند بجای مانده است که پروفسور پاتس از دانشگاه سیدنی استرالیا احتمال داده است که این جاده ساخته دست اسیران رومی زمان شاپور اول ساسانی باشد.
http://www.google.com
۱۰ - مجموعه‌ ی تاریخی بیستون: مجموعه‌ای است در فاصله ی حدود ۳۰ کیلومتری شرق کرمانشاه. این مجموعه و منظر طبیعی آن (کوه و دشت) در سال ۲۰۰۶ میلادی توسط سازمان یونسکو در فهرست میراث فرهنگی جهان ثبت شد. کهن‌ترین آثار

 موجود در این محوطه، متعلق به دوران پارینه سنگی میانی و جدیدترین آنها مربوط به دوران صفویه است اما شهرتش را بیش از همه مدیون کتیبه و نقش برجسته داریوش اول هخامنشی (۵۲۱-۴۸۶ پیش از میلاد) است که در ارتفاع حدود ۸۰ متری از پای کوه، بر دل صخره نقش شده است... مهم‌ترین گفته‌های داریوش در کتیبه ی بیستون چنین است: معرفی داریوش و گستره شاهنشاهی او - داستان شورش گئومات و فرونشاندن آن - داستان سرکوب شورش‌های گوناگون در سرزمین‌های ایلام، بابِل، ماد، پارت، پارس، ارمنستان و مرو - تأکید بر راست بودن مفاد سنگ نبشته بیستون - مبرّا دانستن داریوش از پلیدی و دروغگویی و تبهکاری - درخواست از آیندگان برای نگاهداری کتیبه - دعا برای حافظان آن و نفرین بر آسیب زنندگان.
http://www.jadidonline.com/story/20082012/frnk/bistoon_persian_history
راه بیستون و آگاهی هایی پیرامون نام بیستون: راهی كه امروزه شهرهای همدان، كنگاور، كرمانشاه، سرپل‌ ذهاب، قصرشیرین و خسروی را به سرزمین بین‌النهرین پیوند می‌دهد؛ همان راه باستانی چند هزار ساله است كه سرزمین‌های شرقی و میانی فلات ایران را به سرزمین‌های غربی فلات و به بابل و نینوا و دیگر شهرهای بین‌النهرین پیوند می‌داده است. این راه در ۳۰ كیلومتری كرمانشاه، دشت خرم بیستون و دامنه كوه «پَـرو» را در می‌نوردد. این خرمی بیش از هر چیز وامدار رود خروشان گاماسیاب و چشمه باستانی همیشه جوشانِ بیستون می‌باشد. در درازای این راه و به ویژه در بیستون، یادمان‌های باستانی فراوانی به چشم می‌خورد كه نشانه رویكرد ویژه پیشینیان به این سامان بوده است.
واژه «بیسْـتون» (كه امروزه به اشتباه «بیسُـتون» گفته‌ می‌شود) در زمان هخامنشی و شاید پیش از آن، بگونه بَـگَـستانَـه/ بَـغَـستانَـه (= جایگاه خدا) و در زمان‌های بعدی به گونه‌های «بِهیسـتان/ بیسْـتون/ باغستان/ بُـستان» تغییر حرف و آوا داده است. آنگونه كه از نوشته‌های «دیودور سیسیلی» تاریخ‌نویس یونانی سده نخست پیش از میلاد بر می‌آید؛ در زبان یونانی آنرا به شكل بَغیستانن می ‌شناخته ‌اند. این نام در آثار جغرافی ‌نویسان سده‌های نخستین هجری و نیز در زبان‌ انگلیسی و بعضی دیگر از زبان‌های اروپایی، به گونه تلفظ پهلوی آن یعنی بِـهیستون شناخته شده است.
http://ghiasabadi.com/behistun.html
یادداشت پایانی
۱ - در زمینه ی مجسمه ی شاپور اول ساسانی، نوشتار جالب و آموزنده ای به زبان انگلیسی در دانشنامه ی ایرانیکا چاپ و منتشر شده است و علاقه مندان می توانند برای مطالعه آن به پیوند زیر مراجعه نمایند.
http://www.iranicaonline.org/articles/shapur-I-ii-great-statue
۲ - ضمن سپاس، یادآور می شود که در ردیف بندی بناها و آثار تاریخی، نگارنده ی این نوشتار از همکاری دکتر محمد حسین بحرانی استاد جامعه شناسی دانشگاه آزاد (استان تهران مرکزی - ایران) برخوردار و بهره مند بوده است.
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post_24.html
Notes on Aryans: Some of the Historical Aryan Monuments
Abstract: Persepolis/ Cyrus Cylinder/ Apadana/ Persian Gardens (Paradises)/ Naqsh-e Rustam/ Daughter Grave (Goor-e  Dokhtar)/ Anahita Temple/ Shapour Cave/ City of Lidoma/ The Behistun Inscription
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/notes-on-aryans-some-of-the-historical-aryan-monuments-59105
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html