ه‍.ش. ۱۳۹۵ آبان ۲, یکشنبه

شروین نامه

در فرهنگ واژه ها
شروین = به مانند شیر - "شر" مخفف شیر است و "وین" در پارسی کهن مانند و بسان معنی می دهد: واژه نامه آزاد
شروین = نام پسرانه ی ایرانی - «شروین» نام تعدادی از شاهزادگان تبرستان بوده است - این نام همچنین در زبان هلندی نیز به کار برده می‌شود که دقیقاً همان مفهوم را در زبان فارسی دارد - شروین به معنای کسی است که همه او را دوست دارند و همچنین به معنی همیشه پایدار و نامی است برای پسران. در سفینهٔ تبریز، شروین به معنی «معشوق مردمان» آمده‌است - گاه گاهی نیز پدر و مادرها نام دختران خود را "شروینه" و یا "شروین دخت" می گذارند - "شروین" به معنای "پاینده روان" (روح_ پایدار) و "شیر مانند" نیز آمده است: بخش های انگلیسی و فارسی تارنمای ویکی پدیا
در جغرافیا
جبال شروین: در اطراف تبرستان در نزدیکی دیلم و گیلان واقع شده ، این کوهها، کوههای صعب الوصول و غیر قابل مرور می باشند و در آنجا کوهی بلندتر و پردرخت تر از این کوهها یافت نشود. (از معجم البلدان): لغت نامه دهخدا
 قلعه ی شروین: نام قلعه ٔ شروان (ناظم الاطباء) (دهار) (فرهنگ جهانگیری) (غیاث اللغات): تارنمای واژه نامه‌ی پارسی ویکی
محله ی شروین: در شهرستان "چروکی" واقع در ایالت "کانزاس" در امریکا:  تارنمای ویکی پدیا  

پل فرانک شروین: بر روی رود خانه ی "لیفی" در کشور ایرلند: تارنمای ویکی پدیا
کوه شروین: بخشی از سیرا نوادا یا رشته کوه نوادا (به معنای رشته کوه برفی) رشته کوهی دندانه‌دار واقع در شرق ایالت کالیفرنیا در آمریکا: تارنمای ویکی پدیا
قله ی شروین: در سیرا نوادا نزدیک بزرگراه ۳۹۵ درشرق ایالت کالیفرنیا در آمریکا: تارنمای ویکی پدیا
در تاریخ
شروین = نام انوشیروان دادگر بوده و شهر شروان را به نام خود بنا نموده و طایفه ٔ سلاطین شروان نیز از اولاد او بوده اند و شروین مخفف انوشیروان است (انجمن آرا) (آنندراج): لغت نامه دهخدا
شروین = از سرداران معاصر شاپوربن شاپور ذوالاکتاف ساسانی که مدتی حکومت روم داشت - حمداﷲ مستوفی گوید: «شروین و خوین معاصر او [ معاصر شاپور ] بودند پادشاه روم را در حالت رحلت پسری کوچک بود پیش شاپور فرستاد که کس را بفرست تا ملک مضبوط دارد و چون پسرم بزرگ شود بدو سپارد. شاپور شروین را فرستاد تا بر ملک روم حاکم شد چون پسر قیصر به حد مردی رسید شروین ملک بدو سپرد. او شروین را اجازه ٔ مراجعت نداد و در روم نگهداشت. شروین تا عهد بهرام گور در روم بماند. نام شروین در اشعار پهلوی بسیار است و کتابی است در عشق نامه اورا شروینیان خوانند» (تاریخ گزیده): تارنمای واژه نامه‌ی پارسی ویکی
شروین = نام دو تن از پادشاهان باوندیان بوده‌است؛ شروین پسر سرخاب و شروین پسر رستم. نویسندهٔ کتاب مرزبان‌نامه، از شاهزادگان تبرستان و به نام مرزبان پسر رستم پسر شروین بوده‌است (یعنی نیای او نامش شروین بوده‌است). به جز اسپهبدان تبرستان، که اولین نمونهٔ ذکر شده از این نام بوده‌اند، افراد سرشناس تاریخی و یا معاصر دیگری نیز این نام را داشته‌اند. افزون بر این، در کتاب «بابک» نوشته «جلال برگشاد» گفته شده که خرم دینان یا همان سرخ جامگان پیشوا یا پیامبری به نام شروین داشتند: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
در کتاب ها و نوشتارها
کتاب "التدوين في احوال جبال شروين": كتابى است به زبان فارسى، درباره تاريخ و جغرافياي سوادكوه مازندران، نوشته ي محمد حسن‌خان اعتمادالسلطنه: تارنمای پایگاه کتابخانه دیجیتال نور
كتاب "شروینیان" یا "عشق نامه ی شروین"، سردار ایران در زمان ساسانیان
شروین، فرزند نریمان از اهالی دشت قزوین از سرداران ایرانی بود كه در زمان یكی از شاهان ساسانی (یزدگرد پدر یزدگرد اول به روایت حمزه اصفهانی و مجمل التواریخ، یا شاپور دوم ساسانی به روایت حمدالله مستوفی، یا انوشیروان به روایت دینوری و سیرالملوك و نهایه الارب) می‌زیست. پادشاه روم از شاه ساسانی خواست كه كسی را به قیمومت فرزند صغیرش بگمارد. شروین بدین سمت مأمور گردید و رهسپار روم شد و پس از بیست سال، به فرمان شاه ایران، مملكت روم را به شاهزاده رومی سپرد و به ایران بازگشت. ابونواس اهوازی (معروف به ابونواس، شاعر ایرانی ‌تبار عرب) داستان شروین را هم‌ تراز «ویس و رامین» آورده است. از این رو، می‌ توان تصور كرد كه این داستان دارای حوادث عاشقانه نیز بود. این تصور را روایت حمدالله مستوفی‌ نیز تأیید می‌كند كه می‌نویسد: «نام شروین در اشعار پهلوی بسیار آمده است. كتابی است در عشق نامه ی او، كه آن را شروینیان خوانند» حمزه ی‌ اصفهانی در شرح شروین می‌ نویسد داستانی بوده كه آن را با آواز می‌خوانده‌ اند: تارنماها و منابع گوناگون
کتاب "شروینیان یا عشق ‌نامة شروین دشتبی و شروه ‌سرایی" : نوشته ی علی اشرف صادقی
داستان شروین دشتبی در نوشتار " حماسه سرایی در ایران باستان " از دكتر احمد تفضلی: تارنمای مهرمیهن
شهاب ‌سنگ شروین: در سال ۲۳۱ خورشیدی برابر با ۲۳۷ قمری شهاب‌سنگی در روستای رسکت واقع در بخش دو دانگه در شهرستان ساری، سقوط کرد که به نام «شهاب سنگ اسپهبد شروین» خوانده شد. برخی پژوهشگران برج رسکت را یادمانی چندمنظوره در نزدیکی محل سقوط این شهاب ‌سنگ می‌ دانند: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا

شروین : در زنجیری از سروده ها
بنگر که چه کرده‌ای به حاصل/ زین خوردن شور و تلخ و شیرین؟...
نو گشته کهن شود علی حال/ ور، نیست مگر که کوه شروین...: ناصرخسرو
*
شاید اگر وحشیی سبعهٔ الوان خورد/ حمزه به خوان علی بهتر از الوان او
ضامن ارزاق من اوست مبادا که من/ منت شروین برم و انده شروان او...: خاقانی
*
رفیدا یار موبد بود و رامین/ چو ارغش یار ویرو بود و شروین
دگر آزادگان و نامداران/بزرگان و دلیران و سواران
پس آنگه گوى در میدان فگندند
به چوگان گوى بر کیوان فگندند...: فخرالدین اسعد گرگانی
*
جرعه‌ای از مهر اوست چشمهٔ حیوان/ اخگری از قهر اوست آذر برزین
هست دلش بستهٔ سعادت کشور/ چون دل خسرو به دام طرهٔ شیرین
زنده بدو نام‌های فرخ اجداد
قارن و گشتسب شاه و سورن و شروین...: ملک‌الشعرای بهار

برخی از مشهورترین " شروین " های ایران و جهان
 ایران: شروین دشتبی از اهالی قزوین (دشتبی) از سرداران ایرانی بود كه در زمان یكی از شاهان ساسانی می‌زیست.   نویسندگان دوران اسلامی به داستان «شروین و خرین» (یا خورین) اشاره كرده‌اند. دینوری خرین را بنده شروین خوانده و او را با صفات «سواركار جوانمرد و دلیر» توصیف كرده است. در شعری عربی شروی ن و خرین با صفات «شیر شجاع و دلاور و دلیر» ذكر شده‌اند: تارنمای مهرمیهن
جهان: در تارنمای ویکی پدیا و سایر منابع

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/10/blog-post_23.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها