ه‍.ش. ۱۳۹۵ آذر ۷, یکشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۶۲ - شهرهای آریایی نشین زنجان و قزوین


موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی زنجان: زَنجانْ ( زنگان ) مرکز استان و شهرستان زنجان و از بزرگترین شهرهای شمال غرب ایران است و براساس آمارنامه‌های منتشر شده دارای ۴۱۶۸۵۱ نفر جمعیت در سال ۱۳۸۹ خورشیدی، نوزدهمین شهر کشور از لحاظ جمعیت محسوب می ‌شود... قدیمی‌ترین نامی که به این منطقه اطلاق شده است " آندیا ' و سپس " زندیگان " به معنای اهل کتاب "زند" (معروف‌ ترین کتاب آیین زردشتی ساسانی) و "گان" از پسوندی فارسی است که در دوره ساسانیان بر این منطقه گذاشته شده است. گفته می‌شود شهر زنجان در زمان اردشیر بابکان ساخته شده و در آن زمان نام شهین یعنی منسوب به شاه به آن اطلاق می ‌شده است. هم اکنون روستایی چسبیده به شهر با نام سایان وجود دارد که به احتمال تغییر یافته "شاهین" و یا "شهین" بوده است. از اواخر دوره قاجاریه به علت استقرار ایل خمسه نام خمسه نیز بر آن نهاده شد. "حمدالله مستوفی" بنیاد شهر زنجان را از اردشیر بابکان، سردودمان ساسانیان دانسته و نام نخستین این شهر را نیز "شهین" ذکر کرده ‌است. در لغت نامهٔ دهخدا هم در سرواژهٔ شهین چنین نوشته شده است: «شهین نام شهر زنگان است و معرب آن زنجان باشد و گویند این شهر را اردشیر بابکان بنا کرده‌است.». شهری بود بزرگ در میان ری و آذربایگان، و وجه تسمیه آن، مخفف زندگان یعنی اهل کتاب زند است و زندیگان زنگان شده و دال او حذف گردیده است. "حکیم زجاجی" نیز در بیتی گفته است: ز زنگان بدان مرد روشن ضمیر/ دبیری سرافراز بد تیزویر. "حمدالله مستوفی" در کتاب نزهت القلوب زبان زنجان و مراغه و تالش را پهلوی ذکر می‌کند و می‌گوید «زبانشان پهلوی و به جیلانی بازبسته است» که منظور همان گویش ‌های گوناگون زبان ‌های تاتی ‌تبار است: تارنمای ویکی پدیا
تات ‌های ایران از اقوام ایرانی‌تبار هستند و به شکل پراکنده در شمال ایران زندگی می‌کنند. بیشتر جمعیت تات‌های ایران در استان‌های مرکزی، قزوین، البرز، تهران، اردبیل، گیلان، زنجان و خراسان شمالی دیده می‌شوند. قوم تات جزو گروه نژادی اقوام آریایی و خانواده بزرگ قوم هند واروپایی محسوب می شود: تارنمای گزیده ای از نوشتارها
حملات سپاهیان اسلام و مغول به شهر تاریخی زنجان: شهر تاریخی زنجان به لحاظ وجود مقاومت های مردمی و منطقه‌ای درمقابل سپاهیان اسلام از شهرهای دشوارگشا بوده‌است، درسال ۲۴ هجری قمری به دست براء بن عازب سردار تخریب شده، که این محل خاستگاه اولیه بوده و در شمال شرقی شهر فعلی قرار داشته‌است. آثار و بقایای نخستین استقرار شهر که دراصطلاح کهن‌دژ نامیده می‌شود تا سال ۱۳۰۰ خورشیدی پابرجا بوده است... این شهر برای بار دوم در پاییز سال ۶۲۸ هجری قمری در فتنه مغول تخریب شده و شدت آن به حدی بود که شهر برای مدتی از قید حیات ساقط شد. به ویژه انتخاب سلطانیه به پایتختی در دوران ایلخانی و گسترش شهر مزبور در ایام حکومت غازان‌خان و خدابنده و اولجایتو در اواخر قرن هفتم هجری قمری، به علت نزدیکی این دو شهر، در متروکه شدن شهر زنجان عامل تعیین‌کننده‌ای بود، به عبارت دیگر در تمام ایام شکوفایی شهر سلطانیه، شهر زنجان به حالت نیمه ویران باقی‌مانده است : تارنمای ویکی پدیا
استان آریایی نشین زنجان: ساکنین فعلی استان زنجان را اقوامی از آریایی ها، گرجی ها و قبیله هایی از ایل خمسه تشکیل داده اند که در جلگه ها و کناره رودخانه های استان سکونت دارند. البته در بلندی ها و کوه پایه های استان گروهی از مردمانی زندگی می کنند که به علت اختلاط نژادی اندک هنوز به ظاهر آریایی باقی مانده اند. مردم این استان به زبان ترکی آذری صحبت می کنند ولی همسایگی و نزدیکی به پایتخت باعث گرایش به زبان فارسی شده‌ است. به غیر از زبان ترکی و فارسی در بخش های مختلف استان زبان های دیگر مورد استفاده است. در شمال استان زبان ترکی  مخلوط با زبان گیلکی، در شرق متمایل به زبان فارسی، در جنوب غربی زبان کردی، در غرب زبان ترکی آذربایجانی و در جنوب استان نیز با گرایش زبان فارسی و تاتی تکلم می‌کنند: تارنمای سیتی پدیا
برخی دیدنی ها و شنیدنی های زنجان:  ۱ - هنر چاقو سازي در زنجان: ايرانيان از ديرباز در بين جهانيان از جنگاوران بي‌باک و جهانگشايان چيره‌دست شناخته شده‌اند و از اين رو برخورداري از ابزارهاي جنگي مناسب براي آنان را بيش از ديگران ضروري مي کرد. منابع موجود از جمله شاهنامه فردوسي، اختراع بسياري از اشياء از آن جمله نرم‌کردن آهن و ساخت ابزار جنگي را به جمشيد نسبت مي دهند، ولي آنچه مسلم است استفاده از جنگ‌افزار با تاريخ انسان همراه بوده است.در ايران سابقه صنعت چاقوسازي را در زمان هايي بايد جستجو کرد که داشتن سلاحي سرد از ضروريات زندگي هر فرد به شمار مي‌رفت. با ورود سلاح گرم به بازار بتدريج حمل و استفاده از سلاح سرد منسوخ شد و صنعت شمشيرسازي نيز رو به افول گذاشت و در زمان حاضر در حد چاقوسازي و ساخت اشياء برنده مورد نياز روزمره زندگي به حيات خود ادامه مي‌دهد و در اين ميان يکي از شهرهايي که صنعت چاقوسازي و ساخت اشياء برنده را حفظ کرده و بيشترين شهرت و معروفيت را در ايران دارد، شهر زنجان است البته در كرمان نيز در شهر راين موجود مي باشد كه تاريخچه اي به قدمت زنجان دارد. هنر چاقوسازي در زنجان بطور قطع ماحصل عواملي چون موقعيت جغرافيايي و نقش زنجان در جنگهاي مختلف تاريخي قبل و بعد از اسلام، موقعيت استان نسبت به استانهاي همجوار، قرار گرفتن بر سرراه تمدنهاي شرقي، غربي و نزديکي به فلات مرکزي، وجود و فراهم بودن مواد اوليه و معادن غني آهن و مس مي‌باشد... : تارنمای تبیان زنجان
۲ - گزارشی پیرامون بازار چاقوی زنجان: تارنمای یوتیوب
۳ - ترانه ی چاقوی زنجان و برخی دیگر از مظاهر ایران  - اجرا: عباس کبابچی: تارنمای یوتیوب
یادداشتی از همین نگارنده
پیشینه ی تاریخی زنجان از نظر هنر چاقو سازی می تواند نشانه ی این امر باشد که زنجان در دورانی که نخستین آریایی ها در آن سکونت داشته اند به احتمال قوی از مراکز اصلی و عمده ی تهیه ی سلاح های رزمی آن دوران مانند " نیزه" و " شمشیر" نیز بوده است: دکتر منوچهر سعادت نوری

قزوین
بر اساس منابع تاریخی، دشت قزوین و مناطق شمال، جنوب و غرب آن جز محل های مسکونی اقوام آماردهاست که بعدها به محل سکونت مهاجران آریایی تبدیل شد و مردم دیلم هم در آن مستقر شدند. از این رو می توان گفت مردم قزوین در اصل آریایی و از خاندان دیلم بوده اند که به واسطه اختلاط با آمارد ها، اعراب، ترک ها و مغول ها تغییراتی در ویژگی نژاد، زبان و فرهنگ آن ها پدید آمده است: تارنمای سیتی پدیا
برخی آگاهی ها پیرامون قزوین: ۱ - در مورد علت نام گذاری قزوين نظرات زيادی در متن های تاريخی مطرح شده است. تاريخ نگاران ايرانی و عرب عقيده دارند كه واژه «قزوين» از جمله «اين كش وين» گرفته شده است، به اين شرح که وقتی سركرده سپاه كسرا به هنگام نبرد، در صف لشكريان خود خللی ديد، با عبارت «اين كش وين» (يعنی به آن كنج بنگر) زير دست خود را مأمور رفع خلل كرد و در نتيجه سپاهيان او پيروز شدند. آن گاه در آن محل شهری بنا كردند و آن را «كشوين» ناميدند و در دوره اسلامی، عرب ها، اين واژه را معرب كرده و آن را «قزوين» ناميدند. عقيده يونانيان دراين مورد بر اين است که پيش از دوران هخامنشی، مردمی كه آن ها را «كاسی» يا «كاسيت» می ناميده اند، در كرانه باختری دريای قزوين می زيستند كه به گفته بعضی از تاريخ نگاران يونانی و آريايی جزو نژاد «ميت تانی» به حساب می آمدند. اين قوم ظاهرا مدت ها پيش از مادها به ايران آمده و قرن ها در كرانه باختری دريای كاسپين (خزر) استقرار يافته بود. نام قزوين نيز از نظر آنان، از نام دريای كاسپين گرفته شده است. نظر ديگری، وجه تسميه قزوين را متأثر از موقعيت طبيعی، جغرافيايی و حوادث تاريخی روی داده درآن می داند. گفته می شود كه كوهستان های شمالی قزوين همواره زيستگاه مردمان سركش بوده و آبادی های دشت قزوين پيوسته دست خوش تاخت و تاز و تاراج طايفه های گوناگون قرار داشته است. به فرمان حاكم وقت، برای جلوگيری از تاخت و تاز كوه نشينان، يك دژ در مدخل كوهستان شمالی قزوين و دژ بزرگ ديگری برای استقرار سپاهيان در محل كنونی قزوين بنا كردند. اولی را «دژ بالا» و دومی را «دژ پايين» ناميدند که با گذشت زمان، نام «دژ پايين» دچار دگرگونی شده و به «دژپين»، «گژوين» و سپس «كشوين» تبديل شده است. در دوران شاپور ذوالاكتاف قلعه ای - در جای همان دژ - بنا كرده و همان کشوين ناميده شد. اين نام در دوره اسلامی معرب شده و به قزوين تغيير يافته است. بنای اوليه شهر قزوين، به شاپور اول ساسانی معروف به شادشاپور نسبت داده می شود. او شهر قزوين را برای جلوگيری از تهاجمات ديالمه بنا کرد و سپاهيان خود را در دژها و استحكامات زيادی که در آن ايجاد کرده بود، مستقر نمود. به مرور زمان؛ اين پايگاه نظامی توسعه يافت و هسته اصلی شهر قزوين - که همواره به عنوان گذرگاه مهم طبرستان و دريای مازندران (خزر) اهميت فراوان داشته؛ به وجود آمد: تارنمای گلشن
۲ - موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی قزوین: شهر قزوین (به پارسی میانه: کاسپین) یکی از شهرهای بزرگ ایران در باختر و مرکز استان و شهرستان قزوین است. این شهر در بلندای ۱٬۲۷۸ متری از سطح دریا واقع شده است. ریشه شهر قزوین متعلق به دوران ساسانیان است... قزوین شهری فارسی‌زبان است و زبان مادری اکثر اهالی شهر قزوین فارسی‌ می‌باشد. بعد از فارسی‌، زبان‌های آذری و تاتی رایج‌ترین زبان‌های شهر قزوین هستند... نوشته‌های باستانی یونان قزوین را با نام « راژیا » معرفی می‌کند و پس از آن در نوشته‌های اروپایی این شهر با نام شهر باستانی « آرساس» و یا «آرساسیا» شناخته می ‌شده است. اشکانیان قزوین را به نام مؤسس آن « اردپا » می‌خواندند و ساسانیان نام این شهر را « کشوین » (یعنی سرزمینی که نباید از آن غافل شد) نهاده بودند... به هر روی مورخان و باستان شناسان عصر حاضر قزوین را عربی شده «کاسپین» می‌دانند و بر این باورند که قوم کاسپپن ‌ها که در سواحل دریای خزر می‌زیستند به مرور کوچ کردند و شهر قزوین را بنا نهادند.. در استان قزوین صدها تپه باستانی شناسایی شده‌ است و تنها تپه " سگزآباد" نشانگر یکجا نشینی ۹۰۰۰ ساله در دشت قزوین است. قزوین به لحاظ موقعیت جغرافیایی، نظامی و ارتباطی در دوران‌های مختلف تاریخ مورد توجه حکومت‌های مختلف بوده است. در زمان حکومت مادها یکی از نقاط مهم کشور بوده و دژ «ماگ بیتو» در جنوب غربی قزوین و تحت فرمان «هانا سیروکا» از امیران ماد بوده است. در نیمه نخست قرن نهم پیش از میلاد، دژ «ماگ بیتو» در قزوین مورد هجوم «آداد پنجم» فرمانروای آشور قرار گرفت و ویران شد... محمد حسن خان اعتماد السلطنه می‌گوید قزوین را شاپور بن اردشیر بابکان ساخت و شاد شاپور نام نهاد و همانا آن شهری بود که میان رودخانه ‌های خررود و ابهر رود ساخته‌اند: تارنمای ویکی پدیا
۳ - آریایی مشهور قزوین: شروین دشتبی از اهالی قزوین از سرداران ایرانی بود كه در زمان یكی از شاهان ساسانی می‌زیست. پادشاه روم از شاه ساسانی خواست كه كسی را به قیمومت فرزند صغیرش بگمارد. شروین بدین سمت مأمور گردید و رهسپار روم شد و پس از بیست سال، به فرمان شاه ایران، مملكت روم را به شاهزاده رومی سپرد و به ایران بازگشت: تارنمای گزیده ای از نوشتارها