ه‍.ش. ۱۳۹۲ بهمن ۲, چهارشنبه

ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ١١ - مردمان بلوچ


در بخش های پیشین، با موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی" و "برخی نقاط این سرزمین" آشنا شدیم. در این بخش به ارائه ی توضیحاتی پیرامون "مردمان بلوچ" و "بلوچ های ساکن در ایران، پاکستان،  افغانستان، هند و دیگر کشورها " می پردازیم:

مردمان بلوچ
مردمان بلوچ یکی از اقوام ایرانی‌ هستند. آنان به زبان بلوچی سخن می‌گویند که یکی از زبان‌های شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی است. بیشتر مردم بلوچ، مسلمان اهل سنت هستند. برخی منابع جمعیت مردم بلوچ را حدود ۱۵ میلیون تن برآورد کرده اند که به طور تخمینی ۱۰ میلیون تن در پاکستان، ۳ میلیون تن در ایران، ۵۰۰  هزار تن در افغانستان، ۴۳۴ هزار تن در عمان، ۲۰۰ هزار تن در امارات، و سایر آنان در هند ،تاجیکستان، ترکمنستان، زنگبار و دیگر کشورها زندگی می‌کنند. برخی منابع نیز جمعیت بلوچ‌ ها را ۲۰ میلیون تن تخمین زده اند.

پیرامون آریایی بودن مردمان بلوچ
١ - ژنرال سایکس در کتاب ده هزار میل در ایران می نویسد: "پروفسور رالينسون مى ‏گويد بلوچ، مفرس بلوس است كه پادشاه بابل بوده، با نمرود پسر كوش كه در كتاب مقدس ذكر او رفته، يكى است. بلوس و كوش به مرور ايام به بلوچ و كوچ تبدیل شده است".
٢- محمد شریفی در نوشتار "مردم شناسی مکران و شرح آداب و رسوم و اعتقادات مردمان خونگرم خطه ی مکران" می نویسد: "بسیاری از افراد می گویند که بلوچ ها از نسل عرب ها هستند اما تحقیقات امروزی و گسترده ی دانشمندان و دیرینه شناسان نشان می دهد که این قوم از نسل آریایی ها هستند. یکی از دلایل  دانشمندان برای اثبات اینکه بلوچ ها آریایی می باشند اینست که نام ماکا یا مکران در سنگ نوشته های دوره ی هخامنشیان وجود دارد و به همین جهت این قوم را آریایی می گویند. در شاهنامه نیز به دفعات نام قوم بلوچ آمده است. اولین بار در داستان سیاوش هنگامی که وی در کار جمع آوری لشکر برای جنگ با افراسیاب است از بلوچ ها یاد می شود: هم از پهلوی پارس و کوچ و بلوچ/ ز گیلان جنگی و دشت سروچ. همچنانکه از بیت مستفاد می شود در اینجا اشاره ای صریح به محل بلوچ ها نکرده است اگرچه در مصرع دوم می توان گیلان را به معنای سرزمین گیلان گرفت. دشت سروچ چنانکه در برهان قاطع آمده است نام دشتی است در نواحی کرمان پس باز جای ابهام باقیست چراکه در مصرع دوم از گیلان و کرمان هردو یاد شده که جایگاه بلوچ ها هستند . در جایی دیگر در داستان کیخسرو هنگامی که پسرش قصد لشکرکشی بر ضد افراسیاب را دارد باز نام بلوچ در نامه ی ملی ایران ذکر شده است در این صفحه زیبای شاهنامه که فردوسی یک یک بزرگان سپاه ایران را بر می شمارد و از لشکر زیر نظر هریک سخن می گوید به پهلوانی به نام اشک می رسد که با زور و دل بود و با عقل و هوش. در برهان قاطع آمده است که اشک موسس سلسله اشکانیست. سپاه اشک متشکل از قوم کوچ و بلوچ بوده است. فردوسی در این باره می گوید: سپاهش زگردان کوچ و بلوچ/  سگالیده جنگ و بر آورده خوچ. لغت خوچ در برهان به چند معناست که مطابق این معانی بلوچ و خوچ کاملا هم معنا هستند و احتمالا فردوسی هم همین هم معنا بودن را در انتخاب لغت خوچ در نظر داشته است. فردوسی در توصیف سپاه کوچ و بلوچ چنین می گوید: کسی در جهان پشت ایشان ندید/ برهنه یک انگشت ایشان ندید . فردوسی پرچم سپاهیان بلوچ را چنین ترسیم می کند: درفشی بر آورده پیکر پلنگ/ همی از درفشش ببارید جنگ. در هر قسمت از شاهنامه قوم بلوچ از مقربان پادشاهان کیانی ایران بوده اند".
٣ - تارنمای بلوچ در نوشتار "نژاد مردم منطقه ی سرباز" (یکی از مناطق استان سیستان و بلوچستان ایران) می نویسد: "مردم بلوچ از نژاد آريايى هستند كه مسكن اصلى آنها در كنار درياى خزر، ناحيه گرگان امروزى بوده است و بعدها به قسمت كرمان آمده و از آنجا به بلوچستان كوچ داده شده‏اند و چون به لحاظ موقعيت جغرافيايى، از تهاجم مغول و تيمور و اعراب و ساير اقوام به دور بوده ‏اند، نژاد خود را به خوبى حفظ كرده و چهره‏ هاى اصيل آريايى در ميان آنها به خوبى مشاهده مى‏شود. بيشتر پژوهشگران ايرانى و خارجى معتقدند كه نژاد ايرانى ، خاصه نژاد بلوچ از زيباترين نژادهاست و عليرغم قرب و جوار با كشورهاى پاكستان و هندوستان، از ساكنان آن مرز و بوم متمايز هستند و خطوط اصلى سيماى نجيب و قديم خود را حفظ كرده ‏اند. اوژن اوبن فرانسوى مى ‏گويد: در سلسه جبال غربى و جنوبى، كردها، لرها و بلوچ ها نمونه‏ هايى از نژاد خالص ايرانى‏اند كه كاملاً خالص و دست نخورده مانده ‏اند.در باره ايرانى بودن بلوچها، شک و ترديد نمى ‏توان كرد، زيرا زبان و آداب و رسوم بلوچها نمايانگر ايرانى بودن آنهاست. اكثر نژاد شناسان و مردم شناسان از قبيل برتن هنرى فيلد و كرزن و ديگران، ايرانى الاصل بودن آنها را ثابت كرده ‏اند. برتن انگليسى مى ‏نويسد: بلوچ هيچ شباهتى به فرزندان عرب ندارد؛ چشمانش درست و سياه، مانند چشمان پارسى است. و بسان ديدگان عرب، ريز، ناآرام و آتشين نيست. بالايش بلند، خوش اندام، و ايرانى وار، ريشش انبوه و بلند است كه خود نشانه‏اى از تندرستى است. پروفسور كاين، بلوچ ها را از نژاد تاجيک دشتى مى‏داند. كلنل ديمز، مسأله را از طريق علمى بررسى مى‏كند و جمجمه ی بلوچ را از نوع پهن سران ايرانى مى ‏داند و مى ‏نويسد كه جمجمه های عرب و هندى از نوع دراز سران است. او مي گويد كه اگر خصوصيات مغزى و جسمى بلوچ را در نظر بگيريم، بايد او را ايرانى نژاد و مانند تاجيكان و ديگر مردمان فلات ايران بدانيم".
٤ -  تارنمای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ايران در بخش مربوط به "استان سیستان و بلوچستان" می نویسد: " به عقیده پژوهشگران پس از مهاجرت اقوام آريايی به ایران، گروهی از آنان از راه خوارزم به سمت بلخ و اطراف آن سرازير شدند و در حدود شرق و شمال شرق ايران کنونی ساکن گشتند. همين گروه بعدها غرب کشور را به عنوان محل سکونت خود انتخاب کردند. در زمان حکومت هخامنشیان این سرزمین جزو مناطق تحت حکومتی آنان به شمار می آمد. در برخی از کتيبه های داريوش از جمله کتيبه ی بیستون که در آغاز سال ۵۲۰ پیش از میلاد،  به فرمان وی در صخره ای از کوه بيستون کنده شده از ايالت های ۲۳ گانه ی هخامنشی از جمله ماکا یا بلوچستان نام برده شده است. بدون شک قوم بلوچ از همين اقوام آريايی جدا شده و پس از گذشتن از بخش های شمالی به ناحيه ی جنوب آمده است. بلوچستان نام خود را از طوایف بلوچ که در این ناحیه سکونت دارند، گرفته است. درنتيجه قوم بلوچ، ايرانی نژاد و همانند کرد، لر ، فارس، تاجيک و غیره شعبه ای از نژاد آريايی ایران هستند. در اين مورد نزديکی زبان بلوچی به زبان باستانی اقوام ماد، مويد اين نظر است. زبان رایج در این استان زبان بلوچی است. این زبان با زبان پهلوی اشکانی و نیز پهلوی اوایل دوره ی ساسانی نزدیک است این زبان به لحاظ شرایط سخت تردد در سده های گذشته و نیز عدم اختلاط با زبان ها و گویش های دیگر اقوام، صورت اصلی کلمه ها بدون دگرگونی مانده است. زبان بلوچی با توجه به ریشه ی بسیاری از واژه ها و سابقه ی برخی از اصطلاح های رایج در زبان فارسی به دو بخش تقسیم می شود: بخش بلوچی شمالی یا سرحدی که بیشتر در نواحی زاهدان، خاش و سیستان متداول است و بخش بلوچی جنوبی که در ایرانشهر، سراوان، سرباز و چابهار رایج است".

برخی از ویژگی های استان سیستان و بلوچستان ایران و مردمان آن
استان سیستان و بلوچستان در شرق جنوب شرقی ایران واقع است. این استان با حدود ۱۸۷٬۵۰۲ کیلومتر مربع وسعت، پهناورترین استان ایران می‌باشد. سیستان و بلوچستان ۱۱۰۰ کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است به ویژه بندر چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران و آسان ترین و بهترین راه دسترسی کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد است. مردم استان سیستان و بلوچستان از قومیتهای سیستانی و بلوچ می‌باشد. سیستانی ها به زبان زابلی و بلوچ ها به زبان بلوچی صحبت می کنند
لباس محلی در منطقه ی بلوچستان بر می‌گردد به اقلیم و آب و هوای بلوچستان که حالت گرم و خشک دارد لباسشان هم را از قدیم الایام بیشتر برهمین اساس انتخاب کرده‌اند. پوشاک و لباس بلوچی نیز می‌تواند برای بررسی قدمت تاریخی این قوم و مطالعات فرهنگی و تبار شناسی مورد توجه قرار گیرد. لباس بلوچی، لباسی است که در یک منطقه بزرگ جغرافیایی از قدیم مورد استفاده مردم بوده است. مناطقی چون ناحیه سیستان و بلوچستان ایران، بخش‌هایی از خراسان (به خصوص جنوب آن)، بخش‌هایی از استان کرمان و هرمزگان، کشورهایی چون پاکستان، هندوستان، افغانستان و... از جمله نواحی هستند که مردمان ملبس به این لباس را می توان مشاهده نمود.
در زمینه ی زبان بلوچی باید یاد آور ساخت که اولین محققی که زبان بلوچی را بیشتر بطور سیستماتیک مورد مطالعه قرارداد ویلهلم گیگر بود. او بلوچی را به دو لهجه ی اصلی تقسیم کرده و بلوچی شمالی (سرحدی) و بلوچی جنوبی (مکرانی) نامید. وی همچنین بلوچی جنوبی را به گروه های شرقی و غربی و بلوچی شمالی را به گروههای شمالی و جنوبی که بترتیب توسط طوایف لغاری و مری نمایندگی می‌شدند تقسیم کرد. گیگر برای نشان دادن تفاوت لغوی لهجه‌ها به این واقعیت اشاره می‌کند که بلوچی شمالی به میزان بالایی از زبانهای هندی همسایه لغت اقتباس می‌کند در حالیکه بلوچی جنوبی بیشتر دارای لغات اقتباس شده با ریشه فارسی می‌باشد. سر جرج گریرسون نیز لهجه‌های بلوچی را به شرقی و غربی تقسیم کرد. وی معتقد بود که بلوچی غربی در محدوده ی حکومتی بریتانیا دارای سه لهجه می‌باشد و آنهارا بر اساس منطقه عمده‌ای که در آن صحبت می‌شوند، لهجه کراچی، کیچی و پنچوری نامید.

طوایف بلوچ در ایران و نام آن ها
بلوچ ها به چندین طایفه تقسیم می‌شوند. این طوایف دو بخش را در بلوچستان (سرحدو مکران) ویک بخش را در سیستان فرا می گیرند. طوایف سرحدی شهر های خاش و زاهدان و سایر مناطق مربوط به این دوشهر و طوایف مکرانی شهرهای ایرانشهر، سراوان، سرباز، راسک ، نیکشهر، چابهار و دیگر مناطق را شامل می شوند:
زاهدان: ایجباری، شه بخش، نارویی، گرگیج، شاهو زهی، گمشاد زهی، حسن زهی، قنبرزهی، کهرا زهی، رخشانی
خاش: ریگی، کهرا زهی، شهنوازی، میربلوچ زهی، شهلی بر، جمالزهی، کردی، مرادزهی، کرم زهی، هاشم زهی، عمر زهی، محمود زهی، آزادیی ،عیدو زهی ،جمشید زهی ،قلندر زهی، رخشانی
سراوان: سکوزهی پسکوهی ، گمشادزهی، نصرتی، سپاهی، رئیسی، ریگی، دهواری ،ملکزاده، بزرگزاده، باران زهی، بارک زهی، بهرامی، میرمرادزهی، نوشیروانی، ملازهی ، دهانی ، بلوچ‌زهی ، درازهی، درزاده ، چاکری
چابهار: گرگیج، هوت، جدگال ، نوهانی، جت، چاردیواری، آفرین
ایرانشهر: گرگیج، برهانزهی، محمود زهی، شاهک زهی، کلکلی، بیجارزهی، ارباب (انوری - لشکرزهی - پندار - اژدری - قادری - دادآفرین - کشاورز)، سنجرزهی، نایگونی ، بامری ، کهرازهی، شیرخانزهی، شیروانی، شیبانی
بمپور: نارویی، طوقی، رودینی، باشی زهی (امیریان)، صلاح زهی، زین الدینی ،بامری، ساویز، آچاک، حق شناس
نیکشهر: رئیسی ،رئیسی زاده، چاکرزهی ،درزاده ،بلیده ،بلوچ،امیری ، بلیده‌ای ،بلوچی ،دهداتی
لاشار - میرلاشاری ،مبارکی ،رئیسی، طوقی ،لاشاری ،امیری، جاوشیری ، گردهانی ، بلوچی،دانش پیپ، قاضی زاده،نوایی،درزاده،نوکری،چاکری،باشنده،بلوچ لاشاری ،ملازهی
سرباز: بلیده‌ای -آسکانی- ملازهی- رئیس- بلوچ- کیشکوری- رند - ملک- -بلوچی-میر - شهدادی- شهداد زهی-نسکندی- (افضل زایی و دلمرادزهی دو تیره از طایفه حسین بر) - بزرگزاده، ملازاده، درخشان، پایدار، درخانی ،اربابی، ایران نژاد، ایراندوست، ایران پناه، حسین زهی، بهرامزهی، دهقان، نظرزهی، مزارزهی، آزموده، کریمزایی
 طوایف بزرگ نیز دارای چندین زیر مجموعه می باشند یا به عبارتی هر طایفه به چندین تیره و هر تیره به چند زیر مجموعه ی دیگر (شلوار رند) تقسیم می شود . به طور نمونه : طایفه ریگی که تیره های آن از سه تیره بزرگ (سه برادر) نتوزهی - گنگوزهی - حسین بر را شامل می شوند و بقیه شاخه و زیر مجموعه ی این سه برادر می باشند

آداب و رسوم و فرهنگ بلوچ ها
فرهنگ و رسوم بلوچ ها از سنن متداول در استان سیستان و بلوچستان جدا نیست:
١- مجموعه ی اقوام ساکن در استان سیستان و بلوچستان به همراه سنن و شیوه خاص زندگی، زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، از جاذبه های چشم نواز استان است. در برپایی مجالس شادی، دهل و سرنا و چوب بازی، رونقی خاص داشته و جشن برداشت محصول نیز در بعضی نقاط برگزار می شود. پوشش مردان را اغلب پیراهنی بلند و شلواری گشاد با چین های متفاوت و کلاه ویا عمامه ای بر سر و پوشش زنان را پیراهن هایی بلند به همراه سوزن دوزی ها، خامه دوزی ها و سرمه دوزی های هنرمندان، چادر و زیورهای مختلف تشکیل می دهد.
٢- موسیقی سیستان و بلوچستان از جمله هنرهایی است که به جهت شرایط خاص استان، شاخص تر از دیگر استان ها، طی سالیان دراز گرما بخش شادی و شور مردم این سامان بوده است. سازهایی مثل قیچک، رباب ، تنبورک، دهلک و سازهای ضربی، مانند طشت و کوزه که خاص منطقه است، وسعتی در خور توجه به موسیقی این خطه داده و به همراه دهل و سرنا از دیگر سازهای رایج، در منطقه می باشد. از انواع موسیقی در استان می توان موسیقی های رزمی ، مجلسی، عرفانی و بزمی را نام برد، که بیان کننده غم ها،شادمانی ها، حماسه ها و روحیه فداکاری، تقوی، وفای به عهد، حب وطن و میهمان نوازی مردم است. در موسیقی بلوچ آوازهایی مانند نازینک در مراسم عروسی، هالو و شپتاکی در مراسم زایمان و تبریک تولد کودک کاربرد دارند. زندگی قوم بلوچ آمیزه‌ای از مراسم، آیین ها، عقاید و باورهایی است که ریشه در سنتی دیرین دارند. به ندرت مراسم یا آیینی می‌توان یافت که با موسیقی همراه نباشد. مراسم بلوچی در مجموع یاآیینهای کیشی-مذهبی هستند و یا جشنها و اعیاد را تشکیل می‌دهند. عمده‌ترین آیین های کیشی-مذهبی عبارتند از: گواتی، مولود(مالد و پیر پتز)، انواع زار، محفل دراویش صاحبان، مجالس ترحیم؛ و مهمترین جشنها عبارتند از: عروسی، زایمان، ختنه سوران، هامین(خرما چینی) و گندم چینی.
٣ - رقص بلوچی: قدمت این رقص بسیار زیاد و ریشه در فرهنگ بلوچستان دارد. رقص در زبان بلوچی، ناچ ، صحبت ، چاپ و مَلّ نام دارد. رقص های بلوچی گروهی و در دایره و برخی به صورت دو نفره اجرا می شود که در مناطق شمالی و مرکزی و جنوبی بلوچستان تفاوت هایی دارند. انواع دیگر رقص بلوچی، رقص کوزه و طشت و رقص سِحت است. رقص کوزه و تشت امروزه کمتر رواج دارد و رقص سِحت که در آن النگوهای رقصان به شدت تکان داده می شود و جنبه های درمانی نیز دارد امروزه متداول نیست.
٤ - شعر: شعر که در زبان بلوچی به آن شیر می‌گویند، عبارت از آوازی است که مضمون متن آن را داستان های حماسی، عشقی، وقایع تاریخی و رویدادهای اجتماعی، پند و اندرز و غیره تشکیل می‌دهد. شاعر کسی است که شعر را با ساز و آواز اجرا می‌کند. به شاعر پهلوان نیز می‌گویند.پهلوان، به معنای شجاع، دلاور و توانا و خواننده یا ارائه کننده ی شجاعت ها و دلاوری‌هاست. از جمله سروده های حماسی می‌توان به میر قنبر، چاکر و گوهرام اشاره کرد. این سروده به حکایتی می‌پردازد که حدود پنج قرن پیش در دوران حکومت همایون شاه، دومین پادشاه سلسله ی گورکانیان هند و حکومت شاه طهماسب اول در ایران روی داده است. پادشاه ایران سعی در بازگرداندن تاج و تخت از دست رفته سلطان هندی را دارد؛ اما محور روایت بر اساس زندگی و ماجراهای بیوه‌زن دامدار و ثروتمندی به نام گوهر می‌باشد که با رد تقاضای ازدواج میر گوهرام خان (از حکام منطقه) و  سلسله ماجراهایی که پیش می‌آید، منجر به درگیری‌های دو طایفه ی "رند" و "لاشاری" به مدت سی سال می‌گردد. بدین ترتیب شعر چاکر و گوهرام از دو قسمت تشکیل می‌شود و هر یک از این قسمت ها پیروزی یکی از این دو طایفه و شکست دیگری را توصیف می‌کند. "جنیدخان" و "دادشاه" نیز از جمله شعرهای تاریخی بلوچ به شمار می‌آیند.
۵ - صنایع دستی بیشتر در نقاط روستایی و توسط زنان و دختران انجام گرفته و مخصوصاً در فصل زمستان رونق بیشتری می یابد. مهمترین انواع صنایع دستی استان عبارتند از: سوزن دوزی بلوچی، قالی و قالیچه، سکه دوزی، حصیربافی، سفال سازی، جواهرسازی، خراطی، پلاس بافی، خامه دوزی، پارچه بافی سنتی و ساخت ادوات موسیقی. دراین بین سوزن دوزی به جهت ظرافت و تنوع و کاربرد متفاوت آن، قالی و قالیچه به جهت رواج دامپروری، با کیفیت و نقوش زیبای آن، سکه دوزی به جهت استفاده در جشن ها و عروسی ها و تنوع زیاد، سفال سازی به جهت استفاده از دست و عدم بکارگیری ابزار مدرن با سابقه ای بسیار طولانی و حصیربافی به جهت فراوانی نخل وحشی و تنوع محصولات از جایگاه و جلوه خاصی برخوردارمی باشند.

هنر سوزن دوزی زنان بلوچ
شاید نتوان سند دقیقی از تاریخچه هنر سوزن دوزی ارائه نمود اما در خصوص قدمت و معرفی هنر سوزن دوزی زنان بلوچ می توان به این بسنده نمود که در آثار مشکوفه بر روی سفال های مربوط به هزاره پنجم و ششم قبل از میلاد اشکالی هندسی مشابه نقوش دست زنان بلوچ دیده می شود و همچنین به اعتقاد برخی پژوهشگران و بر اساس شواهد موجود نقوش سوز ن دوزی بلوچ قرابت و نزدیکی خاصی با نقوش سنگ نگاره های پیش از تاریخ دارد که همین قدمت سوزن دوزی باعث شده بر جذابیت و اعتبار این هنر رازآلود افزون گردد.
بدون تردید سوزن دوزی بلوچ را باید در زمره ی یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته‌های صنایع دستی ایران به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگ ها دورتر نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه ی آن می‌شناسند. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می‌آیند. در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزن دوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می‌کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی‌توانند منشأ آنرا تعیین کنند. سوزن دوزان بلوچ با نقش گل‌ها و بوته‌ها و ترکیب رنگ‌ها، طبیعت رنگین و زیبایی آفریده و جهانی ساخته‌اند که در اندیشه و خیالشان شکل می گرفته است. طبیعت را آن چنان که دوست داشته و می خواسته‌اند ترسیم کرده‌اند، نه به آن شیوه و شمایلی که وجود دارد. پیراهن بلوچ با چهار قطعه تزئین یافته است که عبارتست از یک قطعه پیش سینه، دو قطعه سرآستین و قطعه دیگر که در زیر پیش سینه به طور عمودی تا پایین پیراهن دوخته می‌شود و جیب یا در اصطلاح محلی "گوپتان" نامیده می‌شود. سوزن دوزی بلوچ به صورت پیش سینه، جیب، سرآستین، پادامنی، سجاده، نوار، کراوات، کمربند، کوسن، دستمال، رومیزی، پرده، سفره، اشارپ و پارچه کلهمک آباژور ارائه می‌شود. از طرح های اصیل مورد استفاده در سوزن دوزی بلوچ می‌توان از طرحهای گل سرخ، چشم ماهی و مروارید نام برد. پریوار دوزی و توردوزی نیز از دیگر انواع رودوزیهای بلوچستان است.

نمونه سروده هایی در ستایش بلوچستان و مردمان بلوچ
من گرگ كوهستانم/ عاشق بلوچستانم
رهرو پیچان بمپور/ لسان زاهدانم
شرم سال تربت/ كوه آتشفشان تفتانم
زدل جان كن سوران/ آب زمزم سراوانم
چو زعیم كرمان/ آبی دریای مكّرانم... : انور بلوچستانی

مَئ مکـُّران جان زنده باد (مکران جان من زنده باد)
سرحد زمین پاینده باد (سرحد زمین پاینده باد)
هر دو مَنی مُلک و کـَـتان (هر دو وطن و خانه ی من هستند)
هر دو مَنی شهر و کـیان (هر دو شهر و کیان من هستند)
هر دو مکان کامران (هرمکان کامران هستند)
هر دو دیار جاودان (هر دو دیار جاودان هستند)
سوزڃن گل و سبزڃن نلان (در این دیار گلهای سرخ و نی های سبز وجود دارند)
کـَوْرو تـَلار و مچگان (دراین سرزمین رودخانه کوه و صخره و درخت خرما وجود دارند)
نڃستن بَرڃ مُلک، بزدلان (در سرزمین من افراد بزدل و ترسو وجود ندارند)
مَردنـْت و شڃرانی نران (مردان این سرزمین همچون شیران نر دلاور هستند)...
یڃ شئ بلۏچ مَرد کلان (بله این است بلوچ بزرگ مرد تاریخ)
کوچ و بلۏچَئ وارثان (قوم بلوچ وارث و فرزندان قوم کوچ و بلوچ در شاهنامه هستند)
شَه کۏها بگر تا بندران (از کوه گرفته تا بندر در جنوب شرق ایران)
پَهْکان بلۏچَن پَر جهان  ( اینها از آن قوم بلوچ در جهان و ایران هستند): شعیب جمال زهی

گزارش ها و جشن ها و ترانه ها
چابهار، زیبای آرمیده بر ساحل دریای مکران
https://www.youtube.com/watch?v=Cv9uUZxZFR0
طبيعت زيباي نيكشهر- استان سيستان و بلوچستان
:https://www.youtube.com/watch?v=V3z-uFoXpuM
آهنگ بلوچی انار انار
https://www.youtube.com/watch?v=N4JSiZGVcHk
آهنگ بلوچی شاد
https://www.youtube.com/watch?v=Mibbzj7GNDE
آهنگ شاد بلوچی محلی
https://www.youtube.com/watch?v=heF-T3nsUUg
آهنگ بلوچی زیبا - خواننده: حسین کدخدایی
https://www.youtube.com/watch?v=iyS1jlm2GdE
و
https://www.youtube.com/watch?v=T6EjI_pKJbM

یادداشت پایانی:
١ - اطلاعات و آگاهی های بیشتری پیرامون "فرهنگ بلوچ" را می توان در تارنماهای "انسان شناسی و فرهنگ" و "دهکده‌ی جهانی پارپیرار" و بسیاری دیگر از تارنماها یافت.
٢ - پیرامون "دادشاه" که در بخش "آداب و رسوم و فرهنگ بلوچ ها" به او اشاره شد نظرات و باورها و برداشت های گوناگون وجود دارد و علاقه مندان می توانند به صفحه ی "دادشاه" در تارنمای ویکی‌پدیا و نیز به نوشتاری از "هم نشین بهار" و یا دیگران مراجعه نمایند.
٣ - انواع رقص بلوچی و چگونگی اجرای هر یک را تارنمای بلوچ موزیک در نوشتار ارزنده ای توضیح و توجیه کرده است.
٤ - نوشتار پیرمحمد زهی به زبان انگلیسی در تارنمای "کانون پژوهش های ایران باستان"پیرامون "مطالعات مردم شناسی بلوچ" نیز قابل ملاحظه است و می تواند مورد استفاده ی علاقه مندان قرار گیرد.  
دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
 مردم بلوچ : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
بلوچستان: سفرنامه ژنرال سرپرسی سایکس یا ده هزار میل در ایران، ترجمه ی حسین سعادت نوری -  انتشارات ارمغان، چاپ اول ١٣١٤ اصفهان - انتشارات ابن سینا، چاپ دوم ١٣٣٦ تهران - انتشارات لوحه، چاپ سوم ١٣٦٣ - تهران
مردم شناسی مکران و شرح آداب و رسوم و اعتقادات مردمان خونگرم خطه ی مکران، نوشتاری از محمد شریفی: تارنمای مکرانات
نژاد مردم منطقه ی سرباز: تارنمای بلوچ
استان سیستان و بلوچستان: تارنمای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ايران
طوایف بلوچ: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
آداب و رسوم و فرهنگ بلوچ ها: تارنمای ایران ویج و تارنماهای گوناگون
سوزن دوزی بلوچ: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا و بسیاری از تارنماها
نمونه سروده هایی در ستایش بلوچستان و مردمان بلوچ: بسیاری از تارنماهای بلوچی ها
گزارش ها و جشن ها و ترانه ها: تارنمای یوتیوب
شگفتی های شهر سوخته: تارنمای مهرمیهن
فرهنگ بلوچ: تارنماهای "انسان شناسی و فرهنگ" و "دهکده‌ی جهانی پارپیرار" و بسیاری دیگر از تارنماها
دادشاه: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه نوشتاری از "هم نشین بهار": تارنمای دیدگاه
هنر سوزن دوزی زنان بلوچ: تارنمای بهپوشی
رقص بلوچی: تارنمای بلوچ موزیک
مطالعات مردم شناسی بلوچ: نوشتاری از پیر محمد زهی به زبان انگلیسی : تارنمای کانون پژوهش های ایران باستان

بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
بخش هفتم : نشانه های فرهنگی ، هنری و موسیقی ایرانی در جمهوری تاجیکستان
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/10/blog-post_18.html
بخش هشتم : فارسی ‌سرایان تاجیکستان
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/10/blog-post_28.html
بخش نهم : مردم هند و اروپایی - نکاتی در باره ی "مردم پنجابی" و "پنجاب"
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/11/blog-post_9.html
بخش دهم : مردمان تاشکند و بخارا و سمرقند و خوارزم
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/01/blog-post_5137.html

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/01/blog-post_22.html