ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۴۷ - شناخت آریایی ها از فرهنگ وعلم و فلسفه

 نخستین جایگاه دانش و فرهنگ در جهان باستان: درگذشته های دور، ایلام و بابل و مصر بود که در آن میان ایلام، اهمیت ویژه ای داشت. ایلام نخستین دولتی بود که در هزاره ی چهار پیش از میلاد مسیح، بازرگانی و تجارت را پدید آورد و این کار نیز موجب پیشرفت دانش های کاربردی چون کاشی سازی و شیشه گری شد و اینها از جمله هنرهایی هستند که ایرانیان در آن مهارت داشتند و در واقع ایرانیان نخستین کسانی بودند که این هنرها را پدید آوردند. ورود آریایی ها به سرزمین ایران و آمیزش با مردم بومی آن و همچنین آشنایی آنها با فرهنگ ایلامی و نیز آموزه های زرتشت پیامبر ایران باستان در بزرگداشت راستی و حقیقت گرایی، ایرانیان را به دانش آموزی و دانش آموختن فرا خواند. بنیان و ریشه ی فلسفه جهان از آموزه های زرتشت سرچشمه می گیرد و حقیقتی انکار ناپذیراست. تاثیر پذیری افلاطون ازفلسفه و نظام اجتماعی ایران برکسی پوشیده نیست. هرمیپوس یونانی گفته است که اوستا به یونانی ترجمه شده بود و گویا بسیاری ازفرزانگان یونانی از جمله افلاطون آن راخوانده بودند واز آن بهره جستند. سیسرو نویسنده ی رومی نیز کتاب ماهیت بد وخوب خویش را بر پایه ی آیین زرتشت نگاشته است و در یکی  از کتابهای خود  از آموزه های زرتشت استفاده کرده است...اندیشمندان یونانی همه پس ازروی کار آمدن دولت هخامنشی و ایجاد ارتباط میان خاور و باختر پدید آمدند. گسترش دانش در یونان بسیار مقطعی بوده است و گواه آن اینست که با تغییر شرایط سیاسی در روزگار ساسانیان بسیاری از یونانیان به ایران کوچیدند و در دانشگاه گندی شاپور (جندی شاپور) به فرا گیری دانش پرداختند. گزارش های یونانی از سده ششم پیش از میلاد حاکی از آن است که دانشمندان بسیاری ازیونان برای فراگیری علوم  به ایران می آمدند. برای نمونه فیثاغورث که از نخستین ریاضی دانان یونانی است ۲۰ سال در ایران و بابل بسر می برده است. در زندگینامه او آمده که وی دانش را از مغان آموخته است. افلاتون درباره ی آموزش پسران پادشاه هخامنشی می نویسد: پسران شاه را از چهارده سالگی به آموزگاران می سپارند و مغان نیز در میان آموزگاران جایگاه ویژه ای دارند چرا که دانا ترین آنان بهترین دانش ها را از دانسته های مغان می آموزند. به نوشته سیسرو هیچ کس نتواند شاه پارس شود مگرآنکه دانش مغان را فرا گرفته باشد. دراینجا منظور از دانش مغان بیشتر فلسفه، استدلال و منطق بوده است... باید یادآور شد زرتشت گاه شماری آریایی را پدید آورد که دقیق ترین گاه شماری به شمار می رود و احتمالا گاه شماری جلالی که خیام آنرا پدید آورد برگرفته از آن بوده است.
کهن ترین چاه نفت نیز که تاریخ از آن یاد می کند در روزگار داریوش هخامنشی (۵۲۱ تا ۴۸۶ پیش از میلاد) است. این چاه در ۲۶ کیلومتری شوش بود. هرودوت در کتاب جنگ های ایران در این باره می نویسد:" از این چاه نفت و قیر بیرون  می آورند".  دردانشگاه گندی شاپور علومی چون پزشکی، فلسفه، ستاره شناسی، ریاضیات، الهیات و دیگر دانش های عالی تدریس می شد. فرهنگ و هنر ساسانی دارای چنان شکوه و رفعتی بود که آوازه ی دانش وخرد آنان بر همه جهان آنروز نافذ و تاثیر گذاربود. باید دانست که بر روی سر در دانشگاه گندی شاپور نیز چنین نگاشته شده بود " دانش و دانایی برتر از زوربازو و شمشیر است".
http://anahit15.blogfa.com/post-16.aspx
فلسفه ی ایرانی به اندیشه‌ ها و سنن فلسفی ایران باستان بر می‌گردد که از اندیشه ‌های باستانی هندوآریایی آغاز می‌شود. بعدها همین اندیشه‌ها تحت تأثیر دین زرتشتی قرار گرفتند و مکتب زرتشت را تشکیل دادند براساس دائرة المعارف فلسفه آکسفورد تاریخ موضوع و دانش فلسفه به هندوآریایی‌های ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد. این دائرةالمعارف اضافه می‌کند که پس از آن فلسفه زرتشتی از طریق یهودیت وارد اندیشه غربی و نهایتاً افلاطونی می‌شود. اما هیچگاه تأثیر فلسفه ایرانی تا اندازه تأثیر متقابل یونان بر ایران نمی‌شود. از جمله فلاسفه این دوره می‌توان به استون و پالس پارسی و مانی و مزدک اشاره کرد. سرتاسر تاریخ ایران را به دلیل تغییرات قابل توجه سیاسی اجتماعی متأثر از حملات قوم عرب در سال ٦٥١ ميلادى و مغول ها در سال ١٢٢١ ميلادى پهنه فراخی از اندیشه‌ های فلسفی پوشانده‌است.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86
فلسفه ی زرتشت
۱ - زرتشت چنین گفته‌است: «سخن‌ ها را بشنوید و با اندیشه روشن در آن ‌ها بنگرید و راهی را که باید در پیش گیرید برای خود برگزینید، از آن دو مینوی همزادی که در آغاز آفرینش در اندیشه و انگار پدیدار شدند، یکی نیکی را می‌نمایاند و دیگری بدی را؛ و میان این دو، دانا راستی را برمی‌گزیند و نادان دروغ را». این بزرگ‌ترین اهدایی است که زردتشت به فلسفه دینی کرده‌ است. دلیل آفرینش انسان مانند دیگر آفرینش‌ها نگهداری از درستی است. این هدف با مشارکت زنده در زندگی و گفتار، پندار و کردار نیک دست یافتنی خواهد شد. عنصرهای فلسفه زردتشت از طریق تأثیر آن بر یهودیت و افلاطون گرایی میانی وارد فلسفه غرب شده‌ است و به عنوان یکی از نخستین وقایع کلیدی در پیشرفت فلسفه شناخته می‌شود.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D8%B2%D8%B1%D8%AA%D8%B4%D8%AA
۲ - زرتشت با انتخاب آتش به عنوان سمبل کیش خود از پیروان خود خواسته است که مثل آتش پاک و درخشان باشند/ همانطوری که شعله های آتش به سوی بالا زبانه می کشند، پیروان دین هم به سوی بالا، به سوی ترقی و تعالی پیشروی کنند/ همانطوری که شعله های آتش هرگز به سوی پایین جذب نمی شوند، آنها هم سعی کنند مجذوب خواهش های پست نفسانی نشوند و همیشه آمال بزرگ معنوی را در نظر داشته باشند/ همانطور که آتش ناپاک را پاک می کند و خود آلوده نمی شود، آنها هم با بدی بستیزند بی آنکه خود را آلوده بدی ها کنند/ همانطوری که از اخگر می توان آتشی برافروخت، با روح و فکر یک انسان نیکوکار، روان های بی شماری پاک و منزه خواهد شد/ همانطوری که آتش فعال و بیقرار است و تا پایان عمر حتی لحظه ای از کوشش باز نمی ایستد، انسان هم باید، مانند آتش فعال باشد و از کار و کوشش باز نایستد.
http://7country.persianblog.ir/post/211/
۳ - فلسفه زرتشت و جدایی دین از سیاست: گفتگوی سایت انجمن زرتشتیان با دکتر آبتین ساسانفر
https://www.youtube.com/watch?v=s2945_wnQYw
همچنین نگاه کنید به "زَرتُشت یا زَردُشت یا اشوزَرتُشت" در نوشتار "نخسیتن سرایندگان آریائی": از همین نگارنده 
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post.html
فلسفه ی مانی
مانی پیامبری ایرانی بود که در سال ۲۱۶ میلادی در نزدیکی تیسفون به دنیا آمد و در روزگار ساسانی، پیام‌آور آیین مانوی یا کیش روشنی بود. او از سوی مِهرشاه و پیروز، برادران شاپور یکم پشتیبانی شد و شاپور به او اجازهٔ تبلیغ دینش را داد؛ اما درنهایت مورد خشم موبدان زرتشتی دربار ساسانی قرار گرفت و سرانجام در ۲۷۶ میلادی به دستور بهرام یکم کشته شد... مانی می‌گفت: «روان (روح) را می‌توان با خویِ مهرورزی (فضیلتِ عشق) برادرانه، باورمَندی (ایمان)، شکیبایی، خِرَد، راستی، آشتی و شادی ‌بخشی رهایی (نجات) داد». عرفان مانوی ریشه در کیش گنوسی دارد و شناخت، خودآگاهی و خِرَد مهم‌ترین ویژگی کیش مانوی است.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C
همچنین نگاه کنید به "مانی" در نوشتار "نخسیتن سرایندگان آریائی": از همین نگارنده 
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/06/blog-post.html
فلسفه ی مزدک
مزدک پسر بامداد در سال ۴۶۰ میلادی در شهر نیشابور خراسان بدنیا آمد (در فرهنگ ایران باستان آمده است: مزدک پسر بامداد ازمردم استخر فارس بود) و در ۵۲۴ یا ۵۲۸ میلادی در گذشت. به باوربرخی دانشمندان و ایرانشناسان، ساختاری هشت ضلعی که به نام پیرسرخ درشهرلار کهن (در جنوب استان فارس) وجود دارد آرامگاه مزدک است. بنا به گفته «کریستنسن» ایران شناس دانمارکی: آئین یا فلسفه ی مزدک یکی ازشاخه های دین مانی است... مزدک یکی ازموبدان عالی آئین مانوی بود و درعهد پادشاهی قباد اول ساسانی دعوی پیامبری کرد و به ترویج آئین خود شروع نمود. چون کشور به نسبت تداوم جنگ های فرسایشی با همسایگان در یک بحران حاد اقتصادی و اجتماعی قرارداشت و قحطی و ناداری و احتیاج مردم را به جان رسانیده بود پیدایی آئین مزدک در این برهه ی تاریخ که در آن مسائل اقتصاد و مذهب عمیقا بهم گره خورده بود بمثابه راهبردی بود در تقویت  روحیه اجتماعی و رهایی مردم از تنگدستی و سیه روزی. قباد پادشاه با درک این اصل در ابتدا از روى عقیده و علاقه یا بمفهوم یک راهکارسیاسى براى  فرونشاندن طبقه اشراف و روحانیون زرتشتى و نجات جامعه از بحران و رفع تناقضات اجتماعی به مزدك ميدان داد كه  اندیشه های اصلاحی خود را تبلیغ نماید. مزدک موفق شد با حمایتی که قباد از او به عمل آورد و با استفاده از فرمان هایی که از شاه می گرفت، مردم کشور را در راه دست یابی به عدالت همه پسند به حرکت در آورد. همین بود که آئین و اندیشه او با سرعت هرچه تمامتر گسترش یافت وپیروان زیادی پیدا کرد. مزدک به مدد پیروانش انبارهای غله اشراف واعیان را گشود و برای مردم تهیدست تقسیم کرد . ولى به فاصله اندکى درهمان زمان قباد و بعد به دستیارى فرزندش انوشیروان و یا در زمان سلطنت خود انوشیروان مزدکیان قتل عام شدند و از آن پس به صورت یک فرقه سرى درآمدند. مزدکیان دردوره ى اسلام نیز لااقل تا دو سه قرن وجود داشته اند. دردوره ى اسلام برخی از نهضتهاى آریایی ــ خراسانی ضد خلافت و احیانا ضد اسلامى را غالبا مزدکیان رهبرى مى کرده اند....مزدک می گفت: مساوات و دوستی را پیشه خود سازید و با سلطه و قدرت یک نفر بردیگران مبارزه کنید و ثروت را همگانی سازید، رفتار و کردار پسندیده را پیشه خود سازید، در صدد قتل و آزار کسی برنیائید: بصیر کامجو
http://www.khorasanzameen.net/php/read.php?id=706
نام اصلی مزدک
نام های بندوس (بون- دا- اوک= مخلوق دانای منسوب به بن و زهدان)، مزدک (دانا، دانای خُرد) و زرتشت خورگان (زرتشت خُرد) که نام مؤسسین آیین مزدکی به شمار رفته جملگی نام مشترک دو فرد در مقام مراد و مرید بوده که استاد و شاگرد این مکتب معرفی شده اند. می توان تصور نمود که مزدک ایرانی خود را به نام استادش بدین القاب ملقب ساخته بوده است. اما با توجه به همین مفاهیم نام اصلی وی باید شروین بوده باشد چه خرمدینان مزدک را تحت نام کودک دانا (مزد-ک) و شروین (پرهوش) تقدیس می نموده اند: منابع گوناگون
http://www.google.com
داستان مزدک
https://www.youtube.com/watch?v=58o7V9xwkO8
نگاهی به برخی تفاوت ها در فلسفه های زرتشت و مانی و مزدک/ به زبان انگلیسی
https://www.youtube.com/watch?v=IQfUYwrLFFo
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/10/blog-post.html
Notes on Aryans: The Knowledge of Aryans about Culture, Science, and Philosophy 
Abstract: The Ancient Site of Culture/ The Knowledge of Aryans about the Science of Medicinal Plants/ The Knowledge of Aryans about the Science of  Mathematics/ The Knowledge of Aryans about the Art , Crafts, and Food/ Iranian philosophy or Persian philosophy/ Some Examples of Zarathustra's Philosophy/ The Philosophy of Mani/ The Philosophy of Mazdak
Collected and Prepared By
Manouchehr Saadat Noury, PhD

http://iranian.com/posts/notes-on-aryans-the-knowledge-of-aryans-about-culture-science-an-58368
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html