ه‍.ش. ۱۳۹۵ فروردین ۷, شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ۵۲ - آریایی ها و هنر مجسمه سازی

پیدایش مجسمه سازی به عنوان یک هنر و فن، تقریباَ مقارن با تاریخ پیدایش بشر است. از متقین‌ترین ومحکم‌ترین شواهد و مدارک در بیان تاریخ پیدایش مجسمه و انگیزه پدید آورندگان آیات متعددی از جمله در سوره نوح می‌باشد که خداوند در قرآن به نام و مشخصات این تندیس‌ها و پیکرها که به عنوان خدایان مورد پرستش بودند اشاره می‌کند و از آنها نام می‌برد: ودٌ، سواع، یعوث و یعوق و نسر.... نخستین قومی که در ایران هویت تاریخی یافتند ایلامی‌ها بودند که از آنان تعدادی آثار تصویری از جمله نقش برجسته صخره‌ای باقی مانده است. این دست آفریده‌های کهن را با صفت کلی ایرانی مشخص و متمایز می‌کنند، حال آنکه در واقع در زمانی پیش از آغاز فرهنگ و تمدن آریایی در این سرزمین پدید آمده‌اند. پژوهندگان معمولاَ مبدا هنر ایرانی را به دوران نو سنگی (هزاره‌ی هفتم پیش از میلاد) ربط می‌دهند؛ ولی براساس کشفیات و اطلاعات دقیق‌تر شاید بتوان سر آغاز قدیمی‌تری بر این هنر قائل شد.
http://www.bashgah.net/fa/content/show/93391
مجسمه در فرهنگ واژه ها
مجسمه به معنی بت (آنندراج) - مأخوذ از تازی پیکر و پیکر بیروح (ناظم الاطباء) - بت - صنم - وثن - فغواره (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) - لعبتی که از سنگ و آهن و دیگر فلزات سازند و مجسمه ٔ نیم تنه یعنی لعبت که تا نصف بدن باشد - مجسمه ٔ چدنی ؛ لعبتی که آهن و مس و مانند آن گداخته در قالب ریزند (آنندراج) - پیکری که از فلز و سنگ گچ و جز آن به شکل انسان و حیوان سازند (ناظم الاطباء) - هیکل - تندیسه - تمثال (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) - مثل مجسمه بر جای خشک شدن؛ بی جنبش و حرکتی ماندن (امثال و حکم): تارنمای لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-2f69052465bf47599f4ba55f9b50b08d-fa.html
پیشینه ی مجسمه سازی و پیکر تراشی
شايد بتوان قديمي ترين مجسمه يافته شده در ايران را پيكره ی آدمكي گلي دانست كه در تپه ی سراب حصار سفيد كرمانشاه و از داخل يك قبر متعلق به حدود هفت هزار سال پيش پيدا شده است. باستان شناسان ساخت اين گونه آدمك هاي گلي را كه تحت عنوان كلي "بت" نامگذاري كرده اند ناشي از عقايد اقوام باستاني پيرامون ادامه ی حيات انسان در دنياي ديگر مي دانند. سنگ نگاره هاي ايلامي موجود در خوزستان و نواحي اطراف از جمله مهمترين آثار پيكره سازي متعلق به ايران قبل از ورود آريايي هاست. مجسمه مرمرين گاوي كه از زيگوارت چغازنبيل شوش به دست آمده نيز از جمله عالي ترين آثار تجسمي است كه از ايلام باستان برجاي مانده است. همچنين بايد به مجسمه هايي مفرغي به دست آمده از لرستان و ساير نقاط ايران اشاره كرد كه نمونه هايي جالب توجه از هنرهاي تجسمي ايران در دورانهاي پيش از ورود اقوام آريايي محسوب مي شوند. اما از جمله قديمي ترين سنگ نگاره هايي كه از ايرانيان آريايي موجود است، سنگ نگاره هايي است كه در كنار آرامگاه هاي صخره اي بازمانده از دوران "ماد" در غرب ايران يافت مي شود. از جمله مي توان به حجاری هاي گوردخمه هاي اسحاق وند، دكان داود، صحنه (همه در كرمانشاه) اشاره كرد. پيكره هاي حجاري شده در پاسارگاد، تخت جمشيد، نقش رستم (همه درفارس)، در شوش(خوزستان) و بيستون(كرمانشاه) همه و همه نمايانگر اعتلاي هنر پيكره سازي در ايران دوره ي هخامنشي است. از دوران سلوكي غير از نقوش موجود بر روي سكه هاي اين دوران و برخي آثار تجسمي بايد به "مجسمه ي هركول" در بيستون كرمانشاه اشاره كرد كه شاهدي برجسته از فنون مجسمه سازي سبك يونان باستان است. در دوران اشكاني و هم زمان با تسلط سلسله اي بر ايران، كه در اصل پيشينه شبانكاره اي داشتند هنر مجسمه سازي ايران نزول فاحشي پيدا كرد. كافي است كه نقوش هخامنشي بيستون را با نمونه هاي نقوش اشكاني در همان محل مقايسه كنيم تا صحت اين نظر تأييد شود. اما در دوران ساساني هنر پيكره سازي ايران باز به دوراني از اعتلا بازگشت. نشانه ي اين تحول غير از حكاكي هاي موجود بر روي ظروف و اشياي فلزي، سنگ نگاره هايي است كه از اين عهد در نقش رستم، نقش رجب، فيروزآباد و ساير نقاط فارس، و بخصوص در طاق بستان كرمانشاه، باقي مانده است
http://ganjezarrin.bydoctor.ir/page-479050.html
مجسمه ي شاپور ساساني
شاپور اول فرزند ارشد اردشير اول بابكان در سال ۲۴۰ ميلادي پس از مرگ پدر بر تخت سلطنت نشست. مجسمه سنگي شاپور اول  واقع درتنگه چوگان بيشاهپور كه توسط پيكر تراشان رومي ساخته شده است به گونه اي كه عرض شانه ها سه متر و طول اين مجسمه نه متر و به وزن هفت تن ميباشد. اين مرد بلند قامت، درشت اندام، ورزيده ،با چشمان سياه و درشت با نفوذ، موي بلندآراسته، ريش و سبيلي فردار كه جذابيت خاص مردان پارسي را به دنبال داشت وبا شانه هاي ورزيده اي كه اقتدار او را دو چندان مي كرد در ميان بزرگان و سرداران دربار ساساني با تاج پادشاهي كه بر سر داشت چشمان همگان را خيره مي كرد.
http://darian.blogfa.com/post-52.aspx
نظریاتی پیرامون هنر مجسمه سازی در ایران باستان
۱ - امروزه صدها مجسمه سنگین و برنزی در یونان قدیم و تقریباً برابر آن در مصر قدیم به یادگار مانده و تعداد مجسمه‌های سنگی یا برنزی ایران انگشت شمار است.كم بودن مجسمه در ایران بی دلیل نیست. یونانیان، خدایان متعدد خود را بصورت مجسمه در معابد قرار می‌دادند و مجسمه‌های سنگی و برنزی بیشماری نیز از قهرمانان خود در میدان ها و معابر عمومی‌ می‌گذاشتند. مصریان عقیده داشتند كه روح انسان پس از مرگ به این جهان بر می‌گردد و برای اینكه آن روح سرگردان نشود مجسمه‌هایی از سنگ یا برنز یا چوب یا گچ می‌ساختند و در مكان های امنی قرار می دادند. بعلاوه مصریان نیز خدایان خود را بصورت موجوداتی در سنگ یا برنز مجسم می‌كردند و در معابد قرار می‌دادند. هرودت كه ایرانیان عهد هخامنشی را به هم میهنان خود در كتابی تحت عنوان «تاریخ» معرفی نموده تعجب می‌كند از اینكه ایرانیان برای خدایان خود معبد و مجسمه ای نمی‌سازند و می‌گوید آنها برای انجام مراسم مذهبی روی بلندی ها می‌روند و خداوند را به این طریق پرستش می‌نمایند. در عهد ما هیچ مجسمه‌ای كه خدای ایرانیان قدیم یعنی "اهورامزدا" را به ما نشان بدهد نمی‌شناسیم. انسان بالداری كه در پیشانی آرامگاه بعضی از پادشاهان هخامنشی نقش شده اهورامزدا نیست و فقط تقلید از نقوشی است كه در همان زمان در آرامگاه های پادشاهان مصر نقش می‌شده و چون شاهان هخامنشی بر كشور مصر تسلط یافته بودند از بسیاری رسوم مصریان تقلید نمودند. هیچ مدرك منطقی به ما نشان نمی‌دهد كه این نقش اهورامزدا باشد. با این حال وقتی اشكانیان خواستند "رب النوع ناهید" یا "آناهیتا" را نشان دهند آنرا بصورت زنی روی سنگ نقش كردند و به همین طریق اهورامزدا در عهد ساسانیان بصورت انسانی نقش شده و مهر یا میترا نیز بارها بر روی نقوش برجسته در دامنه ی كوه ها بصورت انسانی نشان داده شده كه اشعه، اطراف صورت او را احاطه كرده ولی هیچ یك از خدایان بصورت مجسمه‌ای كه بتواند روی پایه ای قرار گیرد و اطراف آن آزاد باشد در دوران پیش از اسلام در ایران ساخته نشده است... چند سال پیش علی سامی‌ در تخت جمشید سر مجسمه كوچكی را پیدا كرد از جنس سنگ لاجورد و تنها مجسمه ی قابل توجهی است كه تاكنون در تخت جمشید پیدا شده صورت جوانی است حدود ۲۲ سال موهای او مانند تمام موهائی كه در دوران هخامنشی نقش شده مجعد است و بر سر او كلاه كنگره داری است كه مخصوص پادشاهان یا وارثان بلا فصل آنهاست... چون كتیبه ای همراه این سر مجسمه نبوده نمی‌توان بطور قطع آن را به شاهنشاه معینی نسبت داد ولی چون خشایارشا بیش از سایر شاهان هخامنشی در تخت جمشید اقامت داشته، احتمال دارد این سر او باشد. جز این سر مجسمه، پیكر دیگری كه در سنگ یا گچ تراشیده شده باشد یا در برنز ریخته شده باشد از دوره هخامنشیان در دست نیست. با این حال در مجموعه‌ های خصوصی خارج از ایران چند مجسمه گلی كوچك وجود دارد كه به دوره ی هخامنشی نسبت داده می‌شود ولی از نظر هنری به پای سر مجسمه ی نامبرده نمی‌رسد. از دوره اشكانیان مجسمه‌های برنزی و گلی بسیار كوچك بدست آمده كه بعضی از آنها به سبک یونانی ساخته شده و بعضی دیگر به سبك ایران است. ولی از همه آنها مهمتر دو مجسمه است كه هر دو در موزه ایران باستان قرار دارد و قابل مطالعه می‌باشد. یكی از آنها سر مجسمه مرمری است كه حدود سی سال پیش در شوش بوسیله ی هیئت فرانسوی پیدا شد و باستان شناسان فرانسوی پس از مطالعه و تحقیق درباره ی آن اظهار كرده اند كه مجسمه ی ملكه «موزا» زن فرهاد چهارم است... در روی پیشانی مجسمه نام سنگ تراش به خط یونانی نوشته شده (آنتینوكوس پسر درایانتوس). بنابراین تنها مجسمه مرمر كه از عهد اشكانیان باقی مانده بدست سنگ تراش یونانی ساخته شده و این فرض تأیید می‌شود كه شاید هنرمندان ایرانی علاقه زیاد به ساختن مجسمه نداشته‌ اند. مجسمه سوم متعلق بدوره ی اشكانی و از جنس برنز است. این مجسمه تمام قد است حتی كمی ‌از قد معمولی انسان بزرگتر است. میان سر و بدن كه مجزا از هم ساخته شده تناسب صحیحی موجود نیست و باز می‌بینیم كه ساختن مجسمه‌ های دو قطعه یعنی بدن مجزا از سر در ایران مورد توجه بوده ‌است و اینطور به نظر می‌رسد كه سازنده ی این مجسمه آشنایی به یك مجسمه سازی برنزی یونانی داشته. با این حال گذشته از فن برنز ریزی، سایر جزئیات پیكر سازی مربوط به این مجسمه كاملاً ایرانی است. شاید می‌توان چنین نتیجه گرفت ایرانیان كه در تمام رشته‌های هنری تزئینی مانند نقاشی، سنگ تراشی، منبت‌ كاری و غیره مهارت فوق‌العاده بخرج داده‌اند در فن مجسمه سازی علاقه زیاد از خود نشان نداده اند و این عدم علاقه به ایجاد مجسمه، در تمام ادوار تاریخی پیش از اسلام و در دوران اسلامی ‌همچنان ادامه داشته است: دكتر عیسی بهنام 
http://seemorgh.com/culture/visual-arts/45751-45751/
۲ - مجسمه شاپور ساساني و امپراطوران روم: شاپور وقتی بر سه امپراطور روم پیروز شد دستور داد تا از کشته شدن امپراطور روم "گردیانوس" و اسیر گشتن امپراطور دیگر "والرین" به دست شاپور و باج دادن امپراطور سوم "فیلیپ" سنگ نگاره بسازند تا این شکست رومی ها جاویدان شود... بعد از آمدن اسلام بود که این سنت فرخنده و هنر والای مجسمه سازی به دلیل هنرستیزی منع شد: تارنمای ایرون
http://www.iroon.com/irtn/blog/8212/
۳ - بررسی آثار باستانی ایران نشان دهنده ی تصاویر بسیاری از تقش "شیر" است. شیر پادشاه درندگان و حیوان پر قدرتی است که از دیرباز مورد توجه و هماورد دلاوران نامی ایران بوده است. قدمت نقش شیر در آثار باستانی دست کم به هزار سال پیش می رسد. تصویر این حیوان در هنر هخامنشی و نقش برجسته های تخت جمشید و شوش حک شده است...  در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی سه امپراطور روم به ایران حمله ور شدند. یکی "گردیانوس" جوان بود که کشته شد . دیگری "فیلیپ" بود که در برابر شاپور ناچار به تسلیم شد و قبول کرد که سالیانه به ایران برای حملاتی مکرری که به آنجا نموده بود و خساراتی که وارد کرده بود باج بدهد. سوم "والرین" بود که با ۷۰ هزار سرباز و امیر و سناتور رومی اسیر ایرانیان شد. شاپور این پیروزی بزرگ را در چندین مکان حجاری نمود تا درس عبرتی برای آیندگان گردد: تارنمای مهرمیهن
http://www.mehremihan.ir/
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2016/03/blog-post_26.html
بخش های پیشین مجموعه ی ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html