ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۲۲, یکشنبه

یاد نامه ها : ١ - یاد نامه ی ایرج افشار



یادداشت نخستین : زنده یاد ایرج افشار (۱۶ مهر ۱۳۰۴ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۹) پژوهشگر ، ایران‌شناس و پدر کتابشناسی ایران و فرزند دکتر محمود افشار بود. دکتر محمود افشار بنیاد گذار موقوفات افشار ،
بنیا نگذار مجلهٔ آینده و یکی از استادان مدرسهٔ دارالفنون بود. ایرج افشار در سال های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۵ به عنوان مدیر داخلی مجله آینده فعالیت داشت و پس از درگذشت پدرش، سردبیری این مجله را بر عهده گرفت. چکیده ای از زندگینامه ی روانشاد ایرج افشار را همراه با بخشی از سوگنامه هایی راکه به شکل نوشته ، بیانیه و سروده برای او ارایه شده است با یکدیگر مرور می نماییم:

زندگی نامه : ایرج افشار تحصیلات ابتدایی را در دبستان «زرتشتیان» و «شاپور تجریش» به انجام رساند. سپس وارد دبیرستان فیروز بهرام شد و در سال ۱۳۲۴ گواهینامهٔ دبیرستانی را در رشتهٔ ادبی اخذ نمود. از سال ۱۳۲۴ تا ۱۳۲۸ در  دانشکده حقوق دانشگاه تهران در رشتهٔ قضایی تحصیل کرد و رساله خود را با عنوان «اقلیت‌ها در ایران» ارائه کرد. بیشتر
 
در سوگ استاد افشار یزدی : نوشته ی تورج اتابکی شاید یکی از برچسته‌ترین کارهای ایرج افشار درحوزۀ مجله ‌نگاری بود. در راهنمای کتاب نه تنها خواننده با تازه‌های نشر در پهنۀ علوم انسانی و اجتماعی آشنا می‌شد ، بلکه در هر شمارۀ این مجله ، به انتخاب ایرج افشار ، در زمینۀ تاریخ و فرهنگ دیروز و امروز ایران نشانی از پژوهشی نو به چشم می‌خورد. همسنگ راهنمای کتاب را در بسیاری از کشورهایی که طرح فرهنگ‌سازی تجدد را به جد انتخاب کردند، می‌توان یافت. بیشتر
 
مرور زندگی ایرج افشار، ایرانشناس و پدر نسخه شناسی ایران: نوشته  خداداد رضاخانی ایرج افشار به معنای واقعی «ايران» شناس بود. يعنی نه شرق شناسی که ايران را به ديده پديده ای قابل توجه می نگرد، بلکه متخصصی که زندگيش را وقف شناختن ايران کرده بود. ايران زمينی که شناخت او از آن ، به معنی دهه ها مسافرت در سراسر خاک کشور ايران و کشورهای همسايه اش بود. بیشتر

کوکب سیاری به نام ایرج افشار: نوشته ی سیروس علی نژاد ایرج افشار مردی بود که از سالهای دهه بیست، هم در عرصه فرهنگ و هم در عرصه طبیعت و کوه و کمر ایران حضور داشت. کوره راههای ایران نقش پایش را می شناختند؛ پرت افتاده ترین راهها را می شناخت. کوهستانی نبود که نرفته باشد. بیابانی نبود که در ننوردیده باشد. خودش می گفت "جهان بگشتم و آفاق سر به سر دیدم ولی صفت جهاندیدگی نیافتم و در نوشتن هیچ چیز به دروغ نگراییدم". بیشتر

درسوگ استاد ایرج افشار: نوشته ی حسن گل محمدی از مهمترین فعالیت های استاد افشار اقداماتی بود که او در زمینه ی نسخه شناسی سند شناسی انتشار اسناد و نگارش فهرست های مهم نسخه های خطی فارسی در دانشگاه ها و
کتابخانه های مختلف ایران و جهان انجام داد.اکثر کتب و اسنادی که او انتشار داد مدارک و منابعی بودند که محققین و پژوهشگران برای انجام کارهای تحقیقاتی خودسخت به آنها نیازداشتند بطوریکه امروزه بدون استفاده ازاین منابع و مراجع هیچ محققی نمیتواند به تحقیق در باره ی تاریخ و فرهنگ ایران بپردازد. بیشتر

به یاد استاد ایرج افشار : نوشته ی سید ابوالحسن مختاباد درباره استاد ایرج افشار بیش از آنها باید نوشت، برخی از خاطرات شخصی‌ام از گفته‌ها و خاطراتش را باید در مجالی فراختر بنویسم،همچنانکه استادان و فرهنگ‌پژوهان هم چنین خواهند کرد و به قطع یقین آفتاب معرفت این مرد بزرگ و کم نظیر، بعد از درگذشتش فروزان‌تر از پیش خواهد بود و مصداق آن بیت معروف استاد هوشنگ ابتهاج سایه است که : مردن عاشق نمی‌‌میراندش/ در چراغ تازه می‌گیراندش. بیشتر

درسوگ استاد ایرج افشار: نوشته ی ف.م.سخن در گرامی‌داشت مرد بزرگ فرهنگ کشورمان چه چيز می توانم بگويم که قبلا گفته نشده است؟ چه می توانم بگويم که با آن‌چه بعد از اين خواهند گفت تفاوت داشته باشد؟ با اين افکار به خودم دلداری می دهم ولی هم‌چنان غمگين ام. سعی می کنم علت اين غم را در خود جست و جو کنم. چشمه ای زيبا و پاک را در دل سرزمينی خشک می بينم که بی هيچ توقع و تکبری آبی زلال و گوارا به خاک آن می بخشد و محيط اطراف را سر سبز و حاصل‌خيز می کند. اين چشمه ی جوشان به بستر دريايی بزرگ از آب شيرين در لابه‌لای صخره ها و لايه های پنهانی که طی قرون متمادی شکل گرفته است راه دارد و می تواند سال ها بجوشد و سرزمين خشک را به سرزمينی سر سبز و حاصل‌خيز تبديل کند. اين چشمه به ناگهان خشک می شود. آيا می توان از اين اتفاق غمگين نشد؟ بیشتر

کتاب و کتابشناسی بزرگترین نماینده‌اش را از دست داد: از کامران فانی با توجه به خدماتی که ایرج افشار داشت با درگذشت او کتاب، کتابشناسی، نسخه‌شناسی و کتابداری برجسته‌ترین نماینده‌اش را از دست داد. بیشتر

ایرج افشار، بزرگمردی با کارنامه درخشان : نوشته ی فرید قاسمی ایرج افشار بزرگمردی با کارنامه درخشان است که نام بلندآوازه‌ای در جهان ایران‌شناسی و دنیای زبان فارسی دارد. بیشتر

ایرج افشار حرمت دانش و فرهنگ بود: بیانیه ای از سوی برخی دوستداران افشار حرمت گذشته و گذشته‌ها بود و در گردبادهای حوادث و رویدادهای زمانه، و در پی مصلحت روز، قلم به پلیدی‌ها نیالود. پاس اندیشه و علم،کلام و کلمه را رها نکرد. در قلم او، زبان فارسی روانی، روشنی، صحت و دقت دیگری یافت. افشار حرمت دانش و فرهنگ بود. بیشتر

در سوگ ایرج افشار: سروده ای از محمد جلالی ( م. سحر) آنکه تارش عشق و پودش کار بود / راست خواهی ایرج افشار بود
ایرجی بود از فریدون یادگار / کاینچنین کوشای ایرانیار بود
یا مگر پیمان او با راستی / بهر میهن ، نادری کردار بود
از پدر شایستگی آموخته / کاروانسالار و پرچمدار بود : بیشتر . . .

ظرفیت و ظرافتِ ایرج افشار: افشار، این نظام «آرشیو آفرینی» را نه تنها در کتابخانة شخصی خود سامان داده است که در هر کجا مسئولیتی پذیرفته است، کوشیده است که در این راه بنیادی نهاده شود؛ گرچه پس از او و رفتن او از آن‌جا، دیگران به ادامة کار او دلبستگی نشان نداده باشند. آنچه در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران وجود دارد و نشانه‌های «انضباط آرشیوی» است همه و همه یادگار اوست. آرشیو عکس‌های تاریخی رجال و اماکن و جمعیت‌ها، اسناد و مکاتبات و فرمان‌ها و مجسمه‌های بزرگان فرهنگ ایران زمین در عصر ما. به یاد دارم که او برای کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران، مهم‌ترین نشریات ایران‌شناسی و اسلام‌شناسی جهان را مشترک شده بود و دوره‌های این گونه نشریات در کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران به طور منظم موجود بود. بعد از فروپاشی نظام پیشین و رفتن افشار، به تعبیر بیهقی، «کار از پرگار افتاد» و آن‌ها که به جای او آمدند، خواستند در بیت‌المال «صرفه‌جویی» کنند؛ حق‌اشتراک بسیار ناچیز این مجلات را به نفع مستضعفین «صرفه‌جویی» کردند و نپرداختند. در نتیجه، استمرار و تکامل آن «آرشیو» عظیم فرهنگی منقطع شد. حالا اگر روزی بخواهند جبران این خسارات را بکنند، چندین برابر آن وجوه را باید بپردازند تا عکس یا زیراکس یا میکروفیلم آن مجلات را به دست آورند ـ اگر این کار امکان‌پذیر باشد. این قدر می‌دانم که دریافت نسخه‌های اصل آن مجلات امروز دیگر امری است محال. از قدیم نیاکان ما گفته‌اند که «خود کرده را تدبیر نیست». در‌‌ همان هنگام قطعه‌ای به شوخی و جدی منظوم کردم که نشر تمامی آن در این مقال روا نیست ولی دو بیت پایانی آن این چنین بود:
حکمت مشرقـی‌ست ایـن گفتار - از «پکن» بشنو این سخن نه ز «رُم»
هـر که در میخ صرفه‌ جویی کرد - می‌کند نعل اسب خود را گُم : محمدرضا شفیعی کدکنی

یادداشت پایانی : سال‌ها پیش زنده یادحبیب یغمایی گفت: "یکی باید به راهی صعب پوید/که وصف ایرج افشار گوید". روانش شاد و یادش پیوسته ماندگار ایرج افشار ، خردمندی یگانه وایراندوستی به تمام معنا فرزانه بود.  نگارنده بی مناسبت نمی داند که با اندکی دست کاری در مرثیه ای که مولوی برای سنایی سروده است ، از آن خردمند یگانه وایراندوست فرزانه ، بدینگونه یاد کند:
    گفت کسی ، ایرج افشار  ُمرد/ مرگ چنان مرد، نه کاریست خرد
کاه نبد ، او که به بادی پرید/ آب نبد، او که به سرما فسرد
شانه نبود او، که به مویی شکست/دانه نبود او،که زمینش فسرد
گنج زری بود درین خاکدان/ کو دو جهان را ،به جویی می شمرد

روانش شاد و یادش جاودانه باد
دکتر منو چهر سعادت نوری
 http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2013/02/blog-post_10.html
۲۴ مارس ۲۰۱۱