ه‍.ش. ۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه

پلنگ نامه




پلنگ در فرهنگ واژه ها
١ - پلنگ = جانوری است از رده ٔ پستانداران از راسته ٔ گوشتخواران جزو تیره ٔ گربه سانان - گویند که دشمن شیر است - جانوری شبیه گربه از جنس یوزپلنگ که در افریقا و هند بسیار است - پوست آن به رنگ زرد و دارای لکه هائی به گونه ٔ مرمر است (بعضی پلنگ ها سیاه رنگ اند) - پلنگ حیوانی است درنده و دلیر و چابک و قوی که به جمله ٔ جانوران حتی انسان حمله کند و از شاخ درختان بالا رود و در کمین نشیند - در ایران زیباترین نوع آن موجود است و در مازندران و اغلب جبال ایران یافت می شود - در بهار عجم نوشته که پلنگ درنده ای است غیر از یوز که به هندی چیتا گویند - در کتاب قاموس مقدس آمده است: این لفظ در عبرانی بمعنی نقاطی می باشد تا اشاره ٔ بیشه هائی که در آن حیوان است باشد - در کوههای لبنان وفلسطین کمیاب است لکن در کوههای شرقی و در جلعاد و موآب و حوالی دریای لوط بسیار است - پوستش بسیار گران قیمت و برای پوشش زین و سجادات بکار آید و از جمله ٔ عادت های این حیوان که در کتاب مقدس مذکور است کمین کردن در حوالی شهرها و در سر راه حیوانات یامردم است و پلنگ از حیوانات مکاری است که به قوت و سرعت و شجاعت معروف است و بعضی بر آنند که مضمون آیه ٔ حبقوق اشاره به نوعی از پلنگ باشد و آن را فیلس گویند و امرا و پادشاهان از برای صید نگاه دارند - در حبیب السیر آمده است: پلنگ متکبرترین سباع است واو چون سیر شود سه شبانه روز خواب کند و از دهانش بوی خوش آید بخلاف شیر و هر گاه پلنگ مریض گردد موش خوردتا نیک شود و پلنگ را با شراب آنقدر محبت است که اگر به شراب رسد چندان بخورد که او را شعور نماند و گرفتار گردد - نام فارسی برای پَنثراپاردوس، پستاندار بزرگ خالدار از تیره گربه ها که در افریقا بیشتر به «لئوپارد» معروف است  -  در شاهنامه پلنگ به معنای ببر نیز به کار رفته است: لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
٢ - پلنگ = جانوری از تیرة گربه سانان و گوشت خوار که روی پوست بدنش خال های سیاه بسیار وجود دارد و آن گونه های متعدد دارد: فرهنگ فارسی معین
٣ - پلنگ = جانوری است درنده که پوست پر خط و خالی دارد و بسیار قوی و چابک است: واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
٤ - پلنگ = حیوانی گوشت ‌خوار و قوی ‌جثه از تیرۀ گربه‌سانان، نظیر شیر و ببر و بسیارچابک و درنده: فرهنگ لغت عميد 
پلنگ در جغرافیا
١ - پلنگ دژ: نام یکی از بخش های سقز کردستان که پیش تر عرب لنگ نامیده می شد ٢ - پلنگ رود: نام رودی کوچک که در مجاورت کلارستاق مازندران جاری است ٣ - قوچ پلنگ: دهی است از دهستان بالا ولایت بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر ٤ - پلنگ دره: دهی جزء دهستان بهنام پازوکی در ورامین از شهرستان تهران ٥ - پلنگ کوه: نام کوهی است در غرب سیستان ٦ -  پلنگ آباد: نام قریه ای در دهستان نشتای تنکابن ٧ - پلنگ آباد: دهی جزء دهستان اشتهارد در بخش کرج از شهرستان تهران ٨ - پلنگ آباد: دهی است جزء دهستان مزدقان چای در بخش نوبران از شهرستان ساوه ٩ - پلنگ کلار: نام قریه ای در تنکابن  مازندران ١٠ - پلنگ دروازه: نام قریه ای از دهستان یالورود (یالرود) نور در مازندران ١١ - پلنگ آواز جدید: ده کوچکی است از بخش افجه ٔ شهرستان تهران ١٢ - پلنگ آواز قدیم: دهی جزء دهستان سیاه رود در بخش افجه از شهرستان تهران: لغت نامه دهخدا/ واژه نامه‌ی پارسی ویکی
http://parsi.wiki/ 
آبشار پلنگ (در آلبرتای کانادا) و دره ی پلنگ (در نیوجرسی آمریکا)
http://iranian.com/posts/the-booklet-of-tiger-panther-in-persian-palang-nameh-50646
پلنگ در تاریخ
١ - پلنگ پوش بهادر: نام یکی از سران سپاه سلطان حسین میرزا بایقرا - سلطان حسین میرزا بایقرا پسر امیر منصور پسر بایقرا پسر عمر شیخ پسر تیمور گورکانی معروف به «خاقان منصور» آخرین سلطان بزرگ از امرای تیموری بود: بسیاری تارنماها
https://www.google.com
٢ - ببری خان گربه ی محبوب ناصرالدین شاه قاجار: در اواخر دهه ۱۳۰۰ قمری ناصرالدین شاه قاجار رفته رفته به وظایف سلطنت بی اعتنا می‌شد و بیش از پیش به انزوا و علاقه‌های خود در اندرونی پناه می‌برد. اندرون از چندسال قبل شاهد قدرت گرفتن یکی دیگر از همسران شاه بود. زبیده خانم، طفلی یتیم بود، که شاه در بازگشت از سفر به عتبات در گروس خریداری کرده بود، با بهره‌گیری از ضعف‌های شاه و برآوردن خواسته‌های رنگارنگ او، توانسته بود در دل شاه جا بازکند، از او لقب «امینه اقدس» گیرد و خزانه‌دار مخصوص شاه شود و به رقیبی برای انیس‌الدوله تبدیل گردد. زبیده خانم ابتدا سرپرستی ماده گربه محبوب شاه، ببری خان را برعهده گرفت؛ به عقیده بعضی او خود علاقه شاه را به این گربه برانگیخت و شاه به گربه چنان دلبست که برایش پرستار مخصوص و مواجب تعیین کرد؛ بچه‌های او را به اعیان و بزرگان هدیه می‌داد و هیچ‌گاه کسانی را که عریضه تقاضای خود را به دم گربه می‌بستند، بی پاسخ نمی‌گذاشت: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Naser_al-Din_Shah_Qajar
٣ - القاب "ببرالسلطنه" و "پلنگ الدوله": لقب در ایران پیشینه دور و درازی دارد. می توان تا دوره هخامنشیان و ساسانیان پیش رفت و از اردشیر درازدست و یزدگرد بزهکار و خسرو نوشیروان یاد کرد.... اما این در دوره قاجار بود که آش القاب رفته رفته شور شد و صدای همگان در آمد. هم حکومت در دادن لقب بذل و بخشش داشت و هم مردم در دادن لقب به هم... پس از مشروطه روشنفکران کوشیدند بی ارزشی و بلکه مسخرگی القاب را نشان دهند. جراید نواندیش با "ببرالسلطنه" و "پلنگ الدوله" خواندن رجال، به تحقیر و تمسخر القاب مرسوم پرداختند تا از اعتبار اجتماعی صاحبان آن ها بکاهند ...: حمید رضا حسینی
http://www.jadidonline.com/story/30072008/frnk/titles
٤ - احمد شاه قاجار پس از شکار یک پلنگ ایرانی: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Ahamad_and_Leopard.jpg
پلنگ در برخی اصطلاحات فارسی
۱ - هر بیشه گمان مبر که خالی ست/ شاید که پلنگ، خفته باشد
(هر  پیسه گمان مبر که خالیست/ شاید که پلنگ_ خفته باشد) : سعدی
۲ - وضع شتر، گاو ، پلنگ
تفاوت پلنگ با یوز پلنگ
بسیاری از مردم پلنگ را با یوز پلنگ اشتباه می گیرند اما تفاوت ظاهری بارز این دو حیوان در شکل خال هاست. در یوز پلنگ خالها تو پر و گرد بوده در حالی که در پلنگ خال های بدن درشت و تو خالی است. یکی دیگر از ویژگی های بارز ظاهری یوز وجود نوار سیاه رنگی است که در ناحیه صورت از گوشه چشم به گوشه دهان امتداد پیدا کرده است که به آن خط اشکی می گویند. که در پلنگ این خط اشک وجود ندارند و فرق دیگر آنها این است که پلنگ سری بزرگ و پوزه ای کشیده دارد اما در یوزپلنگ این چنین نیست. همچنین جثه پلنگ بزرگتر از یوز پلنگ است واز لحاظ قدرت جنگیدن نیز پلنگ بسیار تواناتر از یوزپلنگ است.
http://www.araas.ir/panther/
مشخصات پلنگ ایرانی
١ - پلنگ ایرانی بزرگترین یا یکی از بزرگترین زیرگونه‌های پلنگ است که بومی غرب آسیا است و در فهرست جانوران «در معرض خطر انقراض» آی‌یوسی‌ان قرار دارد... شمار پلنگ‌های ایرانی بالغ در سراسر کشورهای محل زیست آن کمتر از ۸۷۱ تا ۱۲۹۰ قلاده برآورد می‌شود. تازه‌ترین برآوردهای ملی به این شرح است: ۵۵۰ تا ۸۵۰ در ایران، ۲۰۰ تا ۳۰۰ در افغانستان، ۷۸ تا ۹۰ در ترکمنستان، حداکثر ۱۰ تا ۱۳ در ارمنستان، حداکثر ۱۰ تا ۱۳ در آذربایجان، ۳ تا ۴ در قراباغ، حداکثر ۵ در گرجستان، حداکثر ۱۰ در قفقاز شمالی فدراسیون روسیه و حداکثر ۵ قلاده در ترکیه. ایران مهمترین زیستگاه پلنگ در خاورمیانه است و جمعیت مناسب پلنگ در این کشور امکان بقای گروه‌های کوچک این حیوان در قفقاز، شرق ترکیه و احتمالاً ترکمنستان را از راه مهاجرت ‌های بین‌مرزی افزایش می‌دهد. با این حال تراکم جمعیتی پلنگ در ایران بسیار پایین است و بین ٦ صدم تا ١ دهم قلاده در هر ۱۰۰ کیلومترمربع برآورد می‌شود: بخش فارسی دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
http://en.wikipedia.org/wiki/Persian_leopard
٢ - پلنگ در اکثر نقاط ایران یافت می‌شود اما اندازه‌ها و رنگ آن‌ها با هم تفاوت قابل توجهی دارند. به طور کلی طول بدن پلنگ‌های بالغ به ۱۶۰ و گاهی تا ۱۸۰ سانتی‌متر می‌رسد و طول دم آن‌ها ۱۱۰ سانتی‌متر است. وزن این پلنگ هم تا ۹۰ کیلوگرم و ارتفاع آن تا شانه تا ۷۵ سانتی‌متر می‌‌رسد.
غذای پلنگ ایرانی: با توجه به منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کند متفاوت است. بخش عمده رژیم غذایی پلنگ ایرانی از شکار سم‌داران میان‌جثه همچون بز کوهی (کل و بز)، انواع گوزن به ویژه مرال، گوسفند وحشی (قوچ و میش)، انواع غزال به ویژه آهوی گواتردار ایرانی، و گراز تأمین می‌شود. در کنار آن از شکارهای کوچک‌تری نظیر موش، خرگوش و تشی و گوشتخواران کوچک‌تر مانند روباه و شغال در کنار انواع پرندگان و خزندگان طعمه او می‌گردند. در ایران شکار اصلی این جانور کل و بز است و محل زندگی پلنگ نیز تا حد زیادی با محل زندگی کل و بز همسانی دارد.
تولید مثل پلنگ ایرانی: جفت‌گیری پلنگ ایرانی معمولاً در اواسط زمستان صورت می‌گیرد. در این فصل صدای نعره پلنگ‌ها شنیده می‌شود و درگیری‌هایی نیز ممکن است بین نرها ایجاد گردد. مدت آبستنی حدود ۹۵ روز است. زایمان در غارها و سوراخ‌ها صورت می‌گیرد. از یک تا شش بچه می‌زاید. چشم‌های بچه‌ها بعد از ۱۰ روز باز می‌شوند، به مدت سه ماه شیر می‌خورند. در ۱۸ ماهگی از مادر جدا می‌شوند. حدود سه سالگی بالغ می‌شوند. طول عمر در اسارت حدود ۲۳ سال است.
زیستگاه های پلنگ ایرانی: بیش از ۳۰در صد جمعیت پلنگ در ایران، در شمال شرقی کشور وجود دارد، استانهای خراسان رضوی و شمالی، گلستان، مازندران و سمنان هنوز بیش از بسیاری از دیگر استانها پلنگ دارند. در جنوب، فارس را باید پرجمعیت ترین استان کشور در نیمه جنوبی کشور دانست. در جنوب شرقی کشور، اطلاعات بیشتری درخصوص وضعیت و پراکنش پلنگ در استان پهناور سیستان و بلوچستان در سالهای اخیر بدست آمده و حداقل ۵ منطقه در سرتاسر این استان، زیستگاه پلنگ می باشد. در شمال شرقی ایران، آذربایجان شرقی متراکم ترین استان از حیث پلنگ است و منطقه کیامکی شناخته شده ترین زیستگاه این استان می باشد. در مرکز ایران، شهرستان بافق یزد معتبرترین زیستگاه این گربه سان در میان استانهای کویر مرکزی (مانند اصفهان و یزد) می باشد. ولی اطلاعات موجود درباره بزرگترین گربه سان ایران از غرب کشور بسیار ضعیف است. درباره پلنگ کرمانشاه و کردستان کمتر سخن گفته شده و به نظر می رسد ایلام از این نظر اطلاعات بیشتری را در دسترس دارد. در جنوب، استانهای هرمزگان، بوشهر و خوزستان، پیش از آنکه آخرین انشعابات زاگرس وارد جلگه های ساحلی شوند، می توان آثاری را از پلنگها رؤیت نمود. درمجموع، شاید به جرأت بتوان گفت که اکثر مناطق کوهستانی و جنگلی کشور زیستگاه پلنگ بوده و عمدتا هستند و تقریبا تمامی استانهای کشور در حوزه پراکنش این جانور قرار دارند
http://www.araas.ir/panther/
٣ - در جستجوی پلنگ ایرانی (فیلم مستند)
http://iranian.com/posts/persian-leopard-documentary-hq-50130
زنجیره ی "پلنگ" در کتاب ها
١ - کتاب پلنگ یکه تاز: عباس یمینی شریف (نویسنده)، پرویز کلانتری (نقاش)
http://www.adinehbook.com/gp/product/9649098763
٢ - کتاب اگه من پلنگ بودم: غلامحسین مردانیان
http://www.adinehbook.com/gp/product/9649634746/
٣ - کتاب پلنگ صورتی
https://www.google.com
٤ - کتاب بچه پلنگ بد شانس: زابری زکریا (نویسنده)، روسلی حمید (نقاش)
https://www.google.com
۵ - کتاب صوتی«ماه و پلنگ»: بیژن مفید (نویسنده)
https://www.google.com
٦ - کتاب افسانه ی مینا و پلنگ: سکینه حسنی (تهیه کننده)
http://podcast.irib.ir/section/index/1921/900
زنجیره ی "پلنگ" در نوشتار ها
١ - آن وقت ها خيابان هاي تهران محل رفت و آمد پلنگ و يوزپلنگ بود: خيابان دماوند را كه از ميدان امام حسين به سمت سرخه حصار برويد، احتمالاً ساعتي در ترافيك خواهيد بود تا به پايانه شرق برسيد؛ يعني همان مسيري كه زماني يكي از مهم ترين مناطق زندگي حيات وحش تهران بود. جايي كه قوچ ها و ميش ها در آن به راحتي رفت و آمد مي كردند و خطري جز حمله پلنگ، کفتار يا يوزپلنگ گريبانشان را نمي گرفت. فقط هم دوشان تپه و سرخه حصار نبوده و بسياري از مناطقي كه امروز جزئي از پايتخت است و محل زندگي ما، محل زندگي ديگران بوده. از اين ماجرا زمان خيلي زيادي هم نمي گذرد، چيزي حدود ١٠٠ سال پيش؛ يعني از وقتي كه شاهان قجري ميل شكار در پايتخت به سرشان زد و زيستگاه جانوران تهران شد شكارگاه سلطنتي.... چه كسي باور مي كند كه در اين شهر بزرگ، در محلي كه خيابان ها و ساختمان هاي بسياري قرار دارد، پلنگ و يوزپلنگ رفت و آمد مي كرده اند؟... اگر با اتوبوس هاي تندرو به شرق تهران رفته باشيد، لااقل اسم ايستگاه دوشان تپه را شنيده ايد، همان جايي كه كمتر از ١٣٠ سال پيش جمعيت پُر تعدادي از پلنگ در آن زندگي مي كرده اند. باورش شايد سخت باشد اما در همان دوره ها و در همين نقطه از شهر، يوزپلنگ آسيايي توسط شاهان قجري شكار شده است... : كيارش يشايائي
http://rasekhoon.net/article/print-111007.aspx
٢ - از شهرمان فقط پسر بزرگ پلنگ ميرزا رفته بود خارج: ما که از غرب و شرق برگشتيم, قد کشيده بوديم, گرچه در آنجا سيگار و قليان هم بود ولی ما فقط قد کشيديم. ما که برگشتيم به شهر بسيار محبوب شديم. از شهرمان فقط پسر بزرگ پلنگ ميرزا رفته بود خارج و هنوز هم برنگشته بود, ما به حساب انگشتانمان ٢ پايتخت ديده بوديم از دو کشور متمايز... : گفته های مکتوب يک بلغورگوی دوپا
http://balghoorgoo.blogspot.ca/2013/06/blog-post_3955.html
زنجیره ی "پلنگ" : در برخی از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2015/05/blog-post_7.html
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2015/05/blog-post_11.html
The Booklet of Tiger/ Panther, in Persian: Palang Nameh
Abstract: Definitions/ Iranian Panther or Persian Leopard/ In Persian Proverb/ In Geography/ In History/ In Some Books and Movies/ In Some Quotations/ In Some Poems
Collected & prepared by
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/the-booklet-of-tiger-panther-in-persian-palang-nameh-50646
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/03/blog-post_8004.html