۱۳۹۸ اردیبهشت ۲۰, جمعه

نگاهی به "مصر" و روابط تاريخي آن با ایران

 Map indicating locations of Iran and Egypt
وجه تسمیه ی واژه ی مصر
 نام مصر از ریشهٔ سامی است و با نام ‌های دیگر زبان سامی برای مصر هم‌ ریشه است. در فارسی باستان، مِصر را "مودرایه" و" مودرایا " می خواندند. نام مصر به معنی " دو تنگه" است و به جدایی میان دو دودمان در بخش ‌های شمالی و جنوبی مصر اشاره دارد. واژهٔ مصر در اصل خود معانی شهر، تمدن، کلان‌ شهر، زمین، و مرز هم می‌داده ‌است
برخی از ویژگی های جغرافیایی مِصر
مِصر با نام رسمی جمهوری عربی مصر کشوری در شمال شرقی قاره آفریقا است و شبه جزیره سینا هم که در قاره آسیا قرار گرفته بخشی از قلمرو این کشور است. مصر در جنوب دریای مدیترانه و غرب دریای سرخ قرار داشته و از غرب با لیبی، از جنوب با سودان و از سوی شبه جزیره سینا با اسرائیل و نوار غزه در فلسطین مرز زمینی دارد. مصر پرجمعیت‌ترین کشور در خاورمیانه و بعد از نیجریه و اتیوپی، سومین کشور پرجمعیت در قاره آفریقا است. اکثر جمعیت ۱۰۰ میلیون نفری آن در کنار رود نیل زندگی می‌کنند. کرانه‌های رود نیل منطقه‌ای است که ۴۰ هزار کیلومتر مربع یعنی حدود یک بیست و پنجم این کشور و تنها زمین‌های بارور آن را تشکیل می‌دهد. بخش عمدهٔ این کشور که در مجموع ۱ میلیون کیلومتر مربع وسعت دارد، از بیابان تشکیل شده و جمعیت پراکنده‌ای را در خود جای داده‌است. حدود نیمی از جمعیت مصر شهرنشین هستند که بیشتر آنان در دو شهر بزرگ قاهره و اسکندریه، دیگر شهرهای دلتای رود نیل و حومه آن‌ها زندگی می‌کنند
مصر باستان و فرمانروایی ایرانیان بر مصر
مصر باستان به تمدنی در شمال شرقی آفریقا در درهٔ رود نیل گفته می‌شود که در دورهٔ زمانی میان ۳۰۰۰ پیش از میلاد تا زمان تسخیر مصر بدست اسکندر مقدونی وجود داشت. تمدن مصر باستان نمونه‌ای از شاهنشاهی‌های بنا شده بر اصل آبیاری است. به فرمانروایان مصر باستان فرعون گفته می‌ شد. تمدن مصر باستان در سال ۳۱۴۰ پیش از میلاد یعنی زمانی که دو قلمروی مصر سفلی و مصر علیا تحت پادشاهی نخستین فرعون به نام "نارمر' که برخی او را "منس" می‌نامند، به وحدت سیاسی رسیدند شکل گرفت. مصر باستان در دورهٔ دراز تمدن خود چندین بار زیر فرمانروایی نیروهای بیگانه از جمله ایرانیان هخامنشی درآمد. سالشمار فرمانروایی ایرانیان بر مصر در دوران هخامنشیان و پس از آن، این چنین است
در سال ۵۲۵ پیش از میلاد سپاه ایران تحت فرماندهی کمبوجیه دوم دومین شاه هخامنشی، سرزمین مصر را کاملاً ضمیمه قلمرو پادشاهی این دودمان کرد
در سال ۴۸۵ پیش از میلاد خشایارشا شورش مصر را سرکوب کرد و برادرش هخامنش را به عنوان فرماندار ساتراپی مصر منصوب کرد
در سال ۴۰۵ پیش از میلاد در دوران داریوش دوم مصر از خاک ایران جدا شد
در سال ۳۴۲ پیش از میلاد در دوران اردشیر سوم مصر باز پس گرفته و به خاک ایران ملحق ‌شد. این فتح پس از چندین حمله در طول یک دهه، نصیب امپراتوری هخامنشی گردید
در سال ۱۶۸ پیش از میلاد مصر توسط آنتیوخوس چهارم پادشاه سلوکیان تخلیه گردید
دوران فرمانروایی ایرانیان بر مصر
در دورهٔ هخامنشیان، مصر دو بار توسط هخامنشیان فتح شد. در حکومت نخست هخامنشیان در مصر، در سال ۵۲۵ پیش از میلاد نخستین حکومت هخامنشیان بر مصر آغاز شد. دودمان بیست و هفتم مصر دوره‌ای از تاریخ مصر باستان میان ۵۲۵ تا ۴۰۲ پیش از میلاد مسیح است که در آن این کشور زیر سلطه شاهنشاهی هخامنشی در می‌آید و یکی از ساتراپی‌های ایران می‌شود. واپسین فرعون دودمان بیست و ششم مصر، پسامتیخ سوم، در سال ۵۲۵ پ. م. در جریان نبرد پلوسیم در شرق نیل از کمبوجیه ی دوم شکست خورد. مصر از آن پس به همراه قبرس و فینیقیه جزو ساتراپی ششم ایران شد. این هنگام را آغاز دوره نخست فرمانروایی ایرانیان بر مصر می‌خوانند. پس از دوره‌ای از استقلال که در آن سه دودمان محلی مصر فرمانروایی کردند  اردشیر سوم دره نیل را دوباره گشود و برای دوره کوتاهی دودمان سی و یکم مصر را پایه‌گذاری کرد
اقدامات داریوش هخامنشی در ساتراپی مصر
یکی از مهم ترین اقدامات داریوش هخامنشی قراردادن مصر به عنوان یکی از ولایات ایران بود. این اقدام برابر با ٤ ژوئیه سال ٤٨٩ پیش از میلاد صورت گرفت. وی قلمرو امپراتوری ایران را به ٣٠ ایالت تقسیم کرد و هر ایالت را ساتراپی نامید و دستور داد که با تاسیس پستخانه ارتباط مردم این ایالت ها با هم تامین شود و داد و ستد با پول انجام شود (سكه هایی که ضرب کرده بود). مصر یكی از ساتراپی های ایران آن زمان بود که داریوش توجه خاصی به آن داشت. هرودت تاریخ‌دان یونانی که سیاحت‌های متعدد در ممالک مشرق قدیم کرده و تحقیقات خود را راجع به احوال و تاریخ این ممالک نوشته، در کتاب سومش نام قسمت‌های مالیات دهنده و مقدار مالیات و خراج هر ساتراپی را آورده‌ و در مورد ساتراپی مصر چنین نگاشته است: ساتراپی مصر، همراه با لیبی ‌های سرحدی و شهرهای سیرین و بریقه ۷۰۰ تالان می‌پرداختند، به اضافهٔ این پول، از سهم ماهی گیری در دریاچهٔ موریس و ۱۲۰،۰۰۰ بوشل گندم هم برای خرج سپاه هخامنشی که در دژ سفید واقع در ممفیس مستقر شده‌ بودند، مصرف می‌شد می‌ گویند ششمین مردی که به تدوین قانون مصر پرداخت، داریوش پدر خشایارشا بود؛ زیرا او از بی قانونی سلف خود کمبوجیه، که در رفتار او با مقدسات مصر بروز یافته بود، خمشمگین بود و بر آن شد تا زندگی توأم با فضیلت و احترام به خدایان در پیش گیرد. تأیید قاطع این موضوع در پاپیروس عامیانهٔ شمارهٔ ۲۱۵ کتابخانهٔ ملی پاریس یافت می ‌شود. این متن در سدهٔ سوم پ. م نوشته شده است و در کنار متن، گزارشی از حکم داریوش در سال ۵۱۸ پ. م دیده می‌شود: داریوش فرمان می‌دهد که خردمندان از میان سپاهیان و مردان مذهبی و دبیران گرد هم آیند و تمام قانون‌های مصری را که تا سال ۴۴ سلطنت آماسیس (سال ۵۲۶ پ. م) جاری بوده‌اند، به نوشته درآورند
روابط تاریخی، فرهنگی و سیاسی ایران و مصر
ایران و مصر روابط تاریخی، فرهنگی و سیاسی بسیار با یکدیگر دارند. رابطهٔ سیاسی این دو کشور تا قبل از انقلاب ۵۷ در ایران در بالاترین سطح قرار داشت. اما پس از انقلاب روابط این دو کشور پایین آمد. ایران در سال ۱۹۷۹ میلادی در اعتراض به امضای قرارداد صلح کمپ دیوید بین قاهره و تل آویو روابط خود را با مصر قطع کرد. پس از انقلاب مصر در ۲۰۱۱ میلادی دو کشور تلاش‌ هایی را در جهت گسترش روابط آغاز کردند. محمدعلي فيروزآبادي در نوشتاری  پیرامون "روابط ایران و مصر در در گذر تاريخ" یادآور می شود: بر پايه متون و اسناد تاريخي، روابط ايران و مصر به عنوان دو كانون تمدن شرق به دوران باستان باز مي گردد. اين روابط با فرمان كوروش و تسلط كمبوجيه بر مصر آغاز مي شود. سپاهيان ايران پس از تسلط بر اين كشور طر ح هايي براي حفر كانالي ميان درياي مديترانه و درياي سرخ تهيه مي كنند و به فرمان داريوش به آموختن تقويم و طب از مصريان مي پردازند. مصر يها نيز در مقابل نظام آبياري و قنات را از ايرانيان مي آموزند. علاوه بر آن به دستور داريوش كتابخانه هايي در مصر تاسيس مي شود و بعدها مردم مصر نوروز و مهرگان ايراني را پاس مي دارند. اين روابط به دنبال حملات اسكندر مقدوني به ايران تحت تاثير روابط خصمانه و متشنج ايران و روم قرار مي گيرد اما پس از پيدايش اسلام و گسترش آن به شرق و غرب مردم ايران و مصر نيز به اسلام گرويدند و برخي از فرماندهان ايراني در تصرف مصر به نيروهاي ارتش اسلام ياري رساندند و به اين ترتيب ايرانيان تا قرن ها در مصر حضور داشته و حتي برخي واليان مصر نيز تبارايراني داشتند
ایمهوتِپ پزشک و دانشمند همه ‌چیز دان مصر باستان
چنانکه اشاره شد در دوران فرمانروایی هخامنشیان بر مصر به فرمان داريوش ایرانیان به آموختن طب از مصريان پرداختند. باید یادآور شد که مصر به خاطر "ایمهوتِپ" پزشک و دانشمند همه ‌چیز دان مصر باستان، در تاریخ پزشکی جهان جایگاه ارزنده ای دارد. بسیاری از پژوهشگران، ایمهوتِپ (۲۶۵۰ تا ۲۶۰۰ پیش از میلاد) را هم ردیف بقراط یا هیپوکراتس (۴۶۰ تا ۳۷۵ پیش از میلاد) بزرگ ‌ترین پزشک و حکیم یونانی می دانند.  ایمهوتِپ در زمینه ی مراقبت و درمان مجروحین و آسیب دیدگان بنا و احداث اهرام ثلاثه ی مصر بسیار فعال بود
روابط تاریخی ایران و مصر در دوران پهلوی
آغاز مناسبات سياسي نوين ايران با مصر به زمستان سال ۱۳۰۰ خورشيدي و همزمان با اعلام استقلال اين كشور از انگلستان بازمي گردد. در آن زمان كه احمد شاه قاجار آخرين سال هاي پادشاهي خود را مي گذراند و زمام امور كشور در عمل در اختيار سردار سپه (رضاشاه پهلوي بعدي) بود، دولت وقت ايران بيدرنگ استقلال مصر را به رسميت شناخت و سركنسولگري ايران در قاهره را به سفارت ارتقا داد. البته اين سفارت تا هنگام انقراض سلسله قاجار در سال ۱۳۰۴ فعال نبود اما پس از تاجگذاري رضاشاه در سال ۱۳۰۵ اولين قرارداد مودت و دوستي ميان دو كشور در سال ۱۳۰۷ به امضا رسيد. بنا بر گزارش تارنمای ویکی‌پدیا:خواهر ملک فاروق پادشاه مصر (از ۱۹۳۶ تا ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۲) مشهور به "فوزیه" نیز از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۸ نخستین همسر محمدرضا شاه پهلوی بود.  محمدرضا شاه پهلوی و محمد انور سادات، رئیس‌جمهور مصر (از ۱۵ اکتبر ۱۹۷۰ تا ۶ اکتبر ۱۹۸۱ )، در خارج از محدوده دیپلماتیک، با یکدیگر دوستان صمیمی و نزدیک بودند. در طول جنگ یوم کیپور (از ششم تا بیست ‌و پنجم اکتبر ۱۹۷۳)، محمدرضا شاه پهلوی کمک‌هایی را به ارتش مصر در مقابل ارتش اسرائیل به عمل آورد
برخی از گزارشات ویدیویی درباره ی روابط ایران و مصر
دفن محمد رضا پهلوی شاه ایران در مصر
https://www.youtube.com/watch?v=4kxy3TxyUa8
مصر و ایران
https://www.youtube.com/watch?v=cwIXAbDfiFs
روابط ایران با مصر بعد از مرسی
https://www.youtube.com/watch?v=45mYsq9RKRk
روابط عاشقانه مذهبی‌ها در ایران، مصر
https://www.youtube.com/watch?v=MlpBZe_cmvA
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
وجه تسمیه ی واژه ی مصر و برخی از ویژگی های جغرافیایی مِصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ مصر درلغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ مصر باستان و فرمانروایی ایرانیان بر مصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ دوران فرمانروایی ایرانیان بر مصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ ساتراپی‌های هخامنشیان: تارنمای ویکی‌پدیا/ ایرانیان در ساتراپی‌های مصر و سوریه و لیبی و یمن و عربستان: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ روابط ایران و مصر: تارنمای ویکی‌پدیا/ روابط ایران و مصر در در گذر تاريخ: تارنمای شرق/ ایمهوتِپ: تارنمای ویکی‌پدیا/  برخی از گزارشات ویدیویی درباره ی: تارنمای یوتیوب/
*
This article is respectfully dedicated to my daughter Parya Nouri, and her Canadian husband Samy Tadros. Samy's ancestors are originally Egyptian (from the Father side), and also French Canadian (from the Mother side).
همچنین نگاه کنید به
مجموعه ی .نگاهی به برخی از کشورهای جهان
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_10.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
====================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

گفتنی های تغذیه: ۳۴ - دانستنی هایی پیرامون خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو

Image result for ‫خربزه wiki‬‎
خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو درلغت نامه ی دهخدا 
خربوزه (خَربُزه) = میوه ای است شیرین و لذیذ و خوشبو و کلان (ناظم الاطباء) - خر به فتح "خ" بمعنی کلان و بزه بضم "ب" و فتح "ز" بمعنی میوه ٔ شیرین و خوشبو - چون خربزه به نسبت اکثر میوه ها کلان و خوشبو است به این اسم مسمی گردید (غیاث اللغات و آنندراج) - "خربزه ٔ برگ نی" نوعی از خربزه است که مشهور بین پارسی زبانان هند می باشد - "خربزه ٔ گرگاب" خربزه ای است که در گرگاب اصفهان بعمل می آید و از بهترین نوع خربزه است
گرمک = نوعی از خربزه ٔ پیش رس و آن سفید رنگ و شیرین و معطر باشد (غیاث برهان آنندراج) - نوعی از این میوه را طالبی نیز گویند
طالبی = قسمی خربزه ٔ پیش رس شیرین و لطیف که درون سبز یا زرد دارد. نوعی گرمک از جنسی شیرین تر و پرآب تر، که اواخر بهار و اوایل تابستان، یک ماه و نیم الی دو ماه پیش از خربزه رسد
دستنبو = ثمری باشد کوچک تر از خربزه که آنرا به هندی کچری نامند (آنندراج) - گلوله ای از عنبر و مشک و دیگر عطریات که به دست گرفته ببویند (جهانگیری) - شمامه
برخی از ویژگی های خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو
خربوزه (خَربُزه) گیاهی از تیره کدوییان است و جزو صیفی‌جات به‌شمار می‌آید. میوه‌ ی‌ خربوزه درشت و شیرین و آبدار است. بوتهٔ آن کوتاه و ساقه‌ هایش روی زمین می‌خوابد. به‌طورکلی خانوادهٔ خربزه شامل انواع گرمک و طالبی نیز می ‌شود که البته این دو نوع کم‌ آب ‌تر از خربزه هستند. معمولا هرچه رنگ خربزه زرد تیره مایل به نارنجی و خطوط سفید رنگ روی آن بیشتر باشد شیرین‌ تر است. خربزه حاوی مقدار زیادی ویتامین های ث، بتاکاروتن، ای  و کا و همچنین آهن و روی است. ماسک خربزه برای پوست صورت عالی است و از پرهیزات مهم خربزه، خوردن آن همراه با عسل است که منجر به مسمومیت شدید می‌ شود. خربزه در درمان سنگ کلیه و بیماری ‌های مثانه و مجاری ادرار بی ‌نظیر است. همچنین مادران باردار برای زیبا شدن جنین خود می‌ توانند این میوه را مصرف کنند
گرمک میوه‌ای است که آن را در جنوب آمریکا و در تجارت غالباً به نام کانتالوپ می‌شناسند و عقیده بر این است که مبدأ آن هندوستان بوده‌ است. گرمک یکی از پرطرفدارترین میوه‌ های فصل تابستان است و به خاطر عطر و طعم دلپذیرش بسیار محبوب است. گرمک شباهت زیادی به خربزه دارد با این تفاوت که پیش از خربزه می‌ رسد و لطیف تر است و هضم آن آسان تر است.گرمک از میوه‌ های پرآب فصل تابستان است. قسمت ‌های مورد استفاده گرمک عبارتند از:میوه و تخم میوه.البته از پوست آن نیز برای درمان شکستگی نیز استفاده می‌شود. مصرف این میوه به دلیل دارا بودن مقدار زیادی از ویتامین ث، بتاکاروتن، ابتلا به بسیاری از بیماری‌های مزمن مثل بیماری‌های قلبی، سکته و سرطان را کاهش می‌دهد . وجود مجموعه‌ای از ویتامین‌های گروه ب در این میوه آن را به یک ماده بسیار خوب برای سوخت و ساز انرژی در بدن تبدیل کرده‌است. از این رو میوه‌ای بسیار مفید برای افزایش وزن کودکان و نوجوانان و افراد لاغر است
طالبی نام یکی از صیفی‌جات است. میوه طالبی شیرین و آبدار بوده، ریشه آن در کشور فرانسه و الجزایر است. کسانی که مرض قند دارند باید در خوردن طالبی جانب احتیاط را رعایت کنند یا آن را مصرف نکنند. کسانی که ورم معده دارند، نباید در مصرف طالبی زیاده روی کنند
دستنبو میوه‌ای از خانواده کدوییان است. اندازهٔ آن کوچکتر از خربزه، تقریباً به اندازه یک کف دست و به رنگ نارنجی مایل به قهوه‌ای می‌باشد. در ابتدای رشد سبز رنگ بوده و به مرور زمان در اثر تابش خورشید به رنگ نارنجی مایل به قهوه‌ای در می‌آید. شهرت این میوه بیشتر به خاطر بوی خوشی است که دارد. این میوه در ایران بیشتر در خراسان، سیستان، آذربایجان، کردستان و کرمانشاه یافت می‌شود  کشاورزان قدیمی به‌طور سنتی، در بینابین هندوانه و سایر محصولاتشان این گیاه را نیز می‌کاشته‌ اند. به سیستانی به آن بنگارک و در کردستان و کرمانشاه به آن شمامه می‌گویند، این اسم به مناطق کردستان و کرمانشاه محدود نشده و در برخی از مناطق آذربایجان نیز به اسم " شاماما " رایج است. در لرستان و بین لرها هم این اسم رواج داشته ‌است . البته با اندکی تغییر شمامه را شمومه تلفظ می‌کنند. واژه ی شمامه  طبق لغت نامه های عمید و کمبریج عربی بوده و به معنی خربزه است
خواص غذایی خربوزه، گرمک، طالبی و دستنبو
طبیعت خربزه گرم و تر است و هر ۱۰۰گرم آن حدود ۲۳ کالری انرژی دارد. ۹۰ درصد مواد تشکیل دهنده خربزه را آب تشکیل می دهد که توام با مواد قندی است. خربزه حاوی ویتامین های ث، بتاکاروتن  نیاسین و فلزات پتاسیم٬ کلسیم٬ فسفر و فیبر است. خربزه مثانه را شستشو داده و ادرار را زیاد می کند و باعث از بین رفتن سنگ مثانه می شود. به علت دارا بودن مقادیر بالای بتاکاروتن در ترمیم و تجدید سلول های بدن، پیشگیری از بیماری های چشمی و جلو گیری از بیماری های عفونی موثر است. سلولز موجود در خربره حجم مدفوع را افزابش داده و تعداد دفعات اجابت مزاج را زیاد می کند. لذا ملین خوبی بوده و یبوست را بر طرف می کند و همچنین از راه دفع مدفوع٬ سموم بدن را خارج می نماید.
طالبی منبعی غنی از ویتامین ث و فیبرهای خوراکی است. گرمک نیز سرشار از ویتامین‌های ث، اسید فولیک و بتاکاروتن  بتاکاروتن است. هر دوی آن ‌ها در صد گرم تنها ۶۴ کالری انرژی دارند و این به خصوص در مورد طالبی با طعم شیرینش بسیار شگفت ‌انگیز است. طالبی اندکی شیرین ‌تر از گرمک است. اما گرمک تقریبا دو برابر طالبی ویتامین دارد. در عین حال طالبی همچنان مفید و پرخاصیت است. ترکیب آب بالای موجود در طالبی با مقدار قابل توجه پتاسیم موجود در آن معجونی برای کنترل سطح فشار خون ساخته ‌است. طالبی، هم  ویتامین ث بالایی دارد و هم از مقدار قابل ملاحظه‌ای فلز مس برخوردار است، بنا بر این به تولید کولاژن و ترمیم پوست کمک می‌کند. گرمک به دلیل دربرداشتن طیف وسیعی از آنتی‌اکسیدان‌ ها و بتاکاروتن، برای چشم بسیار مفید است. این میوه به تقویت سیستم ایمنی در بدن کمک می‌کند و خواص ضد التهاب و ضد سرطان دارد. همچنین به لطف داشتن پتاسیم برای کاهش استرس و ایجاد آرامش بسیار مفید است
در يك تحقيق علمي كه پژوهشگران آرژانتيني و آلماني انجام داده‌اند، نشان داده شده است كه طالبي از نظر خاصيت ضد انعقاد خون در رديف «سير»، «پياز» و «زنجبيل» قرار دارد ... محققان براي آزمايش، مقداري از پلاكت‌هاي خون را گرفته، با مقدار كمي عصاره يا آب طالبي شيرين مخلوط كردندو مشاهده نمودند در طالبي عاملي وجود دارد كه به شدت مانع از انباشته شدن غير طبيعي پلاكت‌ها مي‌شود و در نتيجه از انعقاد و لخته‌شدن خون در رگ‌ها - كه عامل حمله‌هاي قلبي است - جلوگيري مي‌شود. بنابراين، طالبي يكي ديگر ازخوراكي‌هايي است كه براي رقيق‌شدن خون و كاهش خطر حمله‌هاي قلبي مي‌تواند مفيد باشد. البته اگر طالبي و آسپرين با هم خورده شود خاصيت ضد انعقاد خون نيرومندتري تشكيل مي‌گردد. در بررسي‌هاي علمي كه ضمن آن خوراكي‌هاي مختلف را از نظر خاصيت ضدسرطان با يكديگر مقايسه نموده‌اند، معلوم شده است طالبي در رديف گياهان و خوراكي‌هايي قرار دارد كه از اين نظر بسيار مفيد و مؤثر هستند. در اين تحقيقات، ميوه‌ها از نوع مركبات، و همچنين سبزيجات به رنگ سبز و نارنجي، خواص ضد سرطان نشان داده‌اند. براي مثال، در پژوهشي كه روي تعداد نسبتاً زيادي از ساكنان ايالت ماساچوست در امريكا به‌عمل آمد، مشاهده شد بين افرادي كه بيش‌ترين مقدار ميوه، سبزي و طالبي مي‌خورند، كم‌ترين ميزان ابتلا به سرطان بروز نموده است. به عبارت ديگر، افرادي كه ميوه و سبزيجات بيش‌تر مي‌خورند، به نسبت قابل توجهي، كم‌تر در معرض خطر سرطان قرار مي‌گيرند. دانشمندان، اين خاصيت طالبي را مديون وجود مقدار زيادي ماده شيميايي ضد سرطان از نوع كارتنوئيد مي‌دانند. دستنبو، گرمک و طالبی، تشنگی را در تابستان تسکین می‌دهد. مصرف زیاد دستنبو، طالبی و گرمک برای بیماران دیابتی، ورم روده و سوء هاضمه ضرر دارد و موجب نفخ روده، معده و درد معده می‌گردد. همچنین بهتر است
گرمک و طالبی را قبل از غذای اصلی خورد چرا که همراه با غذا باعث سوء هضم شدید می شود
در اصطلاحات و سروده ها
پایش روی پوست خربزه است؛ مقصود سست بودن زیر پای آدمی است . کنایه از عدم اتکای محکم است
خربزه خور ترا به پالیز چکار؛ کار خود پیش گیر بدیگران ترا چکار است
خربزه ٔ شیرین نصیب کفتار می شود: نظیر "میوه ٔ خوب نصیب شغال" است
خربزه می خواهی یا هندوانه، هر دو آنه؛ کنایه از صاحب طمع است
زیر پای کسی پوست خربزه گذاشتن؛ مقصود آن است که کسی را به امری غره کنند و بعد به حمایت او بر نخیزند
فکر نان کن که خربزه آب است؛ به کسی اطلاق می شود که کار اصل را می گذارد و کار فرعی پیش می گیرد
کسی برنداشته ست به دستی دو خربزه: منسوب به رودکی
وز همه عیش و خوشی ها و مزه/ او نبیند غیر قشر خربزه: مولوی
نیکوتر از این میوه همه عمر که خورده ست
شیرین تر از این خربزه هرگز که بریده ست: سعدی
آل برمک در کرم گرمک فروش این درند
این سخن نرمک نمی گویم که هست این مشتهر: ابواسحاق شیرازی
بودم از گنج نهانی بی خبر/ ورنه دستنبوی من بودی بتر: مولوی .
یار دستنبو بدستم داد و دستم بو گرفت
وه چه دستنبو که دستم بوی دست او گرفت: منسوب به مولوی
در دست کمال آن مطهر/ دستنبویی است خلد انور: خاقانی
استفاده از واژه های خربوزه، گرمک و دستنبو در برخی از اصطلاحات و اشعار سرایندگان کهن از دلایل قدمت تاریخی شناخت آن ها در فرهنگ ایران و ایرانیان است
در برخی از گزارشات ویدیویی
گلخانه ي خربزه در گرگاب و شاهين شهر و ميمه
https://www.youtube.com/watch?v=rJi3IUXpHt0
خربزه و خواص درمانی آن
https://www.youtube.com/watch?v=V27kcl4S9_I
با خوردن خربزه ی تلخ یا کارلا سرطان و دیابت را نابود کنید
https://www.youtube.com/watch?v=vLKFZmXh-Aw
طالبی بخورید تا افسردگی نگیرید
https://www.youtube.com/watch?v=qda5UQizRmw
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ

تغذیه و سلامت جسم و روان/ نوشتاری از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ خربوزه (خَربُزه) در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ گرمک در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ طالبی در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ دستنبو در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ خربوزه (خَربُزه): تارنمای ویکی‌پدیا/ گرمک: تارنمای ویکی‌پدیا/ طالبی: تارنمای ویکی‌پدیا/ دستنبو: تارنمای ویکی‌پدیا/ خواص غذایی و دارویی خربزه: تارنمای آکا ایران/ طالبی در برابر گرمک: تارنمای سان استار/ تحقيق علمي پژوهشگران آرژانتيني و آلماني: تارنمای تغذیه و رژیم درمانی/ مصرف زیاد دستنبو، طالبی و گرمک: تارنمای تبیان/
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post_9.html
بخش های پیشین مجموعه ی گفتنی های تغذیه
========================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

نگاهی به "مَجارستان" و روابط تاريخي آن با "ایران"


تندیسی از آرپاد، بنیان‌گذار دودمان پادشاهی مجارها
برخی از ویژگی های جغرافیایی و فرهنگی مَجارستان
مَجارستان یا هنگری (فارسی دری) کشوری در اروپای مرکزی است و با مساحت ۹۳٬۰۳۰ کیلومتر مربع در حوضهٔ پانونی قرار دارد. مجارستان از شمال با اسلواکی، از شمال‌شرقی با اوکراین، از شرق و جنوب شرق با رومانی، از جنوب با صربستان و کرواسی، از جنوب غرب با اسلوونی و در غرب با اتریش هم‌مرز است. با جمعیتی حدود ۱۰٬۰۰۰٬۰۰۰ نفر، مجارستان جزء کشورهای متوسط اتحادیهٔ اروپاست. پایتخت و پرجمعیت‌ترین شهر این کشور بوداپست است و پس از آن به ترتیب شهرهای دبرتسن، سگد، میشکولتس، پچ و دْیور بزرگترین شهرهای مَجارستان محسوب می‌شوند. مجارستان با تاریخ و فرهنگ غنی آن شناخته می‌شود و مشارکت های گسترده‌ای در حوزه‌های هنر، موسیقی، ادبیات، علوم، تکنولوژی و ورزش داشته‌ است. بر اساس آمار سازمان جهانی گردشگری، مجارستان یازدهمین کشور محبوب اروپاست و در سال ۲۰۱۷ تعداد گردشگرانی که از آنجا دیدن کردند ۱۵٬۷۸۵٬۰۰۰ نفر، گزارش شده‌ است. از جاذبه‌ های گردشگری فراوان آن می‌توان به هِویز بزرگترین چشمه آب‌گرم جهان، بالاتون بزرگترین دریاچه اروپای مرکزی و پارک ملی هورتوبادْی بزرگترین مرتع اروپا (ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو) نام برد
وجه تسمیه ی واژه ی مجارستان
در زبان فارسی واژه ی مجارستان از قوم "مجار" ریشه می گیرد. بر پایه ی لغت نامه ی دهخدا: تاریخ مهاجرت قوم مجار به جلگه ی دانوب دقیقاً معلوم نیست. قوم مجار به ‌صورت قبایلی به ‌تدریج از آسیا و نواحی غربی سیبری به این سرزمین آمده و پس از زد و خورد های فراوان با دیگر قبایل برای تصاحب اراضی پربرکت سرانجام در جلگه ی دانوب بین نژادهای ژرمن و اسلاو حائل و مستقر گردیدند. تاریخ این  استقرار را حدود سال ۸۹۶ میلادی می ‌دانند، یعنی زمانی‌‌که قبایل مجار به رهبری آرناپه (آرپاد) ساکن حوزه ی کارپات (سرزمینی که از لحاظ آب و مراتع غنی بوده است) را تماماً تصرف کردند و امروز به ‌نام «مجارستان» و «ترانسیلوانی» خوانده می‌شود. بنا بر گزارش تارنمای ویکی‌پدیا: سرزمین ترانسیلوانی تا پیش از جنگ جهانی اول جزئی از امپراتوری اتریش - مجارستان بوده‌ است اما پس از فرو پاشی این امپراتوری به عنوان بخشی از خاک کشور رومانی محسوب می‌شود
رابطه ی زبان مجارها با زبان‌ های هند و ایرانی
زبان رسمی مجارها از زبان‌ های فینو اوگری، پر گویش ترین زبان‌ ها در بین زبان‌ های اورالی است. بسیاری از زبان‌ شناسان زبان‌هایی چون مجاری، فنلاندی، استونیایی و شماری دیگر را در این دسته جای‌ می‌دهند. در باز سازی زبان فینو اوگری وام واژه ‌های بسیاری از زبان‌ های هند و ایرانی به چشم می ‌خورد. پیشینه ی درون شد این واژگان شاید به زمان زیست قوم‌ های ایرانی سکاها و سرمتی‌ ها در استپ ‌های اوراسیا بازگردد
ریشه ی ایرانی مجارها
چنانکه اشاره شد مجارها به ‌صورت قبایلی از آسیا و نواحی غربی سیبری به سرزمین مجارستان آمده اند. بنا بر گزارش تارنمای ایرنا در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۷ خورشیدی خانم «اورشایا پاچای تماشیچ» معاون اول وزیر فرهنگ مجارستان نیز در دیدار با سید عباس صالحی وزیر فرهنگ ایران در همایش بین المللی فرهنگی سن پترزبورگ اعلام کرد: ما بر این باوریم که نیاکان ما نه فقط از روسیه و نواحی غربی سیبری بلکه از ایران به مجارستان امروز آمده اند و مجارها ریشه ی ایرانی دارند
روابط تاریخی ایران و مجارستان در دوران صفوی و قاجار
دودمان هابسبورگ، یکی از مهم‌ترین دودمان های پادشاهی در اروپا بود. این دودمان که خاستگاه‌ آن به سوئیس و کانتون آرگاو بازمی‌گردد، حکمرانی را، نخست در اتریش آغاز کرد که شش سده به طول انجامید. سپس، یک رشته از ازدواج ‌ها مجارستان را نیز به قلمرو آنان افزود و کشور "اتریش - مجارستان" پدید آمد. نخستین رابطه ی دیپلماتیک دو کشور "ایران"  و "اتریش - مجارستان"، به سندی که از جانب شاه طهماسب اول صفوی در سال ۱۵۵۲ میلادی به دودمان هابسبورگ ارسال شده، باز می‌گردد. بعد از تأسیس فرهنگستان خاورشناسی در کشور "اتریش - مجارستان"، برخی از فارغ‌ التحصیلان این مرکز، با سفر به خاورمیانه و ایران، اقدام به نشر ادبیات و شعر ایران در مجامع ادبی اروپا نمودند. از جمله این افراد می‌توان به "جوزف ون هامر پورگشتال" اشاره کرد. وی نخستین فردی بود که دیوان حافظ را به زبان آلمانی ترجمه کرد که این ترجمه، بعد ها مورد الهام گوته قرار گرفت. روابط دوجانبهٔ دو کشور "ایران"  و "اتریش - مجارستان"، در زمان قاجار توسط عباس میرزا ادامه یافت. وی که به دنبال تجهیز قوای ایران در مقابل ارتش روسیه بود، نامه ‌ای به "کلمنس ونتسل فون مترنیخ" ارسال کرد و درخواست خرید برخی از سلاح ها‌ را کرد که احتمالاً توسط فون مترنیخ رد شد. روابط دو کشور به بهانه ی تأسیس دارالفنون، وارد مرحله جدیدی شد. دعوت امیرکبیر از اساتید دانشگاهی کشور "اتریش - مجارستان" در رشته‌ های معدن و پزشکی برای عزیمت به ایران و تدریس در دارالفنون، موجب نزدیکی بیشتر دو کشور به یکدیگر شد. از آنجا که معلمان روسی، فرانسوی و انگلیسی اعزام‌ شده در گذشته، نتوانسته بودند که انتظارات امیرکبیر را برآورده کنند و به جای آموزش دروس تخصصی، بی شتر سعی در انتشار افکار و عقاید سیاسی دولت ‌های متبوع خود را داشتند. در نهایت، ۹ مربی از کشور "اتریش - مجارستان" به ایران آمد که ۷ نفر از آن‌ها مورد تأیید قرار گرفتند و مشغول به کار شدند. اما از آنجا که پیش از ورود این نفرات، امیرکبیر به قتل رسید، در زمان شروع فعالیت آنان، هیچ کس حامی آن‌ها در ایران نبود که در مقابل کارشکنی‌های روسیه و انگلیس، از آن‌ها حمایت کند. در نهایت، با فوت و استعفای برخی از آن‌ها، این پروژه با موفقیت ناچیزی پایان یافت. در سال‌های بعد، در خلال دو سفر ناصرالدین‌شاه به "اتریش - مجارستان" و دیدار با مقامات این کشور و بازدید از قشون آنجا، چند قرار داد دوجانبه منعقد شد که مهمترین دستاورد آن‌ها، تبدیل چاپارخانه‌ های کشور به یک اداره ی پست منسجم و تشکیل پلیس تهران، احداث تلفن خانه از کاخ شاه به مرکز شهر و جذب چند مربی و تکنسین ماهر برای دارالفنون و کارگاه ‌های صنعتی بود. بعد از این اقدام موفقیت‌آمیز بود که اتریش در ۱۸۷۲ میلادی (۱۲۵۱ خورشیدی)، اقدام به تأسیس نمایندگی خود در تهران نمود (کنت دوبسکی، نخستین سفیر اتریش - مجارستان در ایران بود) اقدامی که ۶ سال بعد، با تأسیس نمایندگی ایران در وین (نریمان ‌خان قوام السلطنه نخستین سفیر ایران در اتریش - مجارستان بود) پاسخ داده شد
روابط فرهنگی و تاریخی ایران و مجارستان
بنا بر گزارش تارنمای سفارت ايران در بوداپست: مردم مجارستان  و ایران با توجه به ریشه های تاریخی ناشی از مهاجرت مردمی از فلات مرکزی ایران به منطقه مجارستان، از احساس دوستی و خویشاوندی برخوردار بوده و علیرغم فاصله فیزیکی، به فرهنگ و هنر مشترک دو کشور علاقه مند می باشند.  اشتراکات فرهنگی و تاریخی باعث شده مناسبات فرهنگی مجارستان با ایران قدمت و تنوع قابل توجه ای داشته باشد. تعامل علمی و دانشگاهی در مناسبات دوجانبه نقش تاثیرگذاری دارد. بر اساس آمار، بیش از هزار و پانصد دانشجوی ایرانی در دانشگاه های مجارستان مشغول به تحصیل می باشند. حضور دانشجویان و تمایل آنها به تحصیل در دانشگاه های مجارستان، نزدیکی فرهنگی و ارتباط مردم با مردم را تقویت نموده است. سالانه جمع کثیری از ایرانیان بخاطر حضور فرزندان خود در مجارستان، به این کشور سفر نموده و از نزدیک با فرهنگ و سنن مردم این کشور آشنا می شوند. موسیقی سنتی ایران، اشعار شاعران ایران، زبان فارسی و صنایع دستی نیز در مجارستان از اقبال عمومی برخوردار بوده و اتباع این کشور علاقه وافری به آشنایی با مولفه ها و میراث فرهنگی ایران نشان می دهند. از دیگر موارد همکاریهای فرهنگی می توان به موارد زیر اشاره نمود
خواهرخواندگی بین شهرهای ایران و مجارستان: تاکنون خواهر خواندگی میان تهران و بوداپست، یزد و یاسبیرین و شیراز و پچ به امضاء رسیده است که همکاری میان این شهرها در حوزه های مختلف آموزشی، تجاری، فرهنگی و علمی ادامه دارد. سفر شهردار بوداپست به ایران و سفر شهردار تهران به بوداپست سبب تقویت همکاریهای بین دو شهرگردید
بدنبال نصب نماد شهر یاسبرین در یزد در سال ۱۳۹۱، نماد شهر یزد (بادگیر) نیز که توسط شهرداری این شهر ساخته شده بود، طی مراسمی با حضور شهردار یزد و هیأت همراه در شهر یاسبرین در شهریورماه ۱۳۹۳ نصب و رونمایی شد. استاندار و شهردار یزد در راس یک هیات اقتصادی و فرهنگی طی سفر به مجارستان در ملاقات با مقامات مجاری حوزه های همکاری های استانی را بررسی  نمودند. شهردار شهر پچ مجارستان نیز از شهردار شیراز جهت سفر به مجارستان دعوت بعمل آورده و این سفر در اردبیهشت ۹۵ انجام و قرارداد خواهر خواندگی بین دو شهر به امضاء رسید.
همکاریهای ورزشی: تیم های مختلف ورزشی ایران و مجارستان ارتباط گسترده ای داشته و در سال های گذشته مسابقات تدارکاتی، دوستانه و منطقه ای برگزار شده است. مجارستان در حوزه ی ورزش های آبی و همچنین فوتبال و بسکتبال دارای جایگاه جهانی می باشد و تیم های ایرانی بخاطر جایگاه جهانی از جمله در زمینه کشتی،  والیبال و ورزش های باستانی مورد توجه مجارها هستند
روابط اقتصادی تاریخی ایران و مجارستان 
در سال ۱۹۵۲ برای اولین بار بعد از جنگ جهانی دوم یک موافقت‌نامه بازرگانی بین ایران و مجارستان منعقد گردید که اساس و پایه مبادلات بین دو کشور در سال‌های بعد قرار گرفت. از آن تاریخ تا ۱۹۶۶ به‌طور کلی حجم مبادلات بین دو کشور چندان زیاد نبود و جمعاً از ۵/۱۱ میلیون دلار تجاوز نکرد. در مه ۱۹۶۶ یک موافقت‌نامه بازرگانی و پرداخت برای مدت سه سال بین دو کشور منعقد گردید که به‌موجب آن حجم مبادلات بازرگانی بین طرفین برای سال اول ۲۶ میلیون دلار و برای سال دوم ۲/۲۹ میلیون دلار و برای سال سوم ۳۳ میلیون پیش ‌بینی شد. برطبق این موافقت‌نامه کالای صادراتی ایران به مجارستان عبارت بودند از: خشکبار، دانه‌های روغنی، چای، توتون و فراورده‌های آن، پنبه، روغن نباتی، ماهی و کنسرو و پوست و روده و پشم و ابریشم طبیعی و فرش و پارچه‌های ابریشمی، منسوجات جوراب و زیرپوش و منسوجات نخی و نخ پنبه و سنگ‌های معدنی و سنگ‌های قیمتی مانند فیروزه، محصولات شیمیایی و فراورده‌های نفتی و گوگرد که قریب چهل رقم کالای صادراتی بود ولی عملاً صادرات از هشت قلم کالا تجاوز نکرد. در مه ۱۹۶۵ یک موافقت‌نامه همکاری اقتصادی و فنی بین دو کشور در تهران به امضاء رسید که بر اساس آن دولت مجارستان موافقت نمود اعتباری به میزان ده میلیون دلار با بهره ۵/۲٪ جهت تحویل ماشین‌آلات و تجهیزات و انجام خدمات فنی در اختیار دولت ایران قرار دهد؛ ولی به‌علت اینکه شرایط این موافقت‌نامه با موافقت‌نامه‌های مشابه که ایران با دیگر کشورها منعقد نموده و تا حدی متفاوت بود، از تمام اعتبار مذکور استفاده نشد. در آوریل ۱۹۶۸ یک موافقت‌نامه دیگر همکاری اقتصادی و فنی بین ایران و مجارستان به امضاء رسید که به‌موجب آن دولت مجارستان اعتباری به میزان چهل‌میلیون دلار با بهره ۵/۲٪ در اختیار دولت شاهنشاهی برای انجام پروژه‌های صنعتی و خرید ماشین‌آلات و تجهیزات و خدمات قرارداد و موافقت نمود که ایران در مقابل به همان میزان نفت خام شرکت ملی نفت ایران به مجارستان صادر نماید. با توجه به اینکه مبادلات بازرگانی بین دو کشور با وجود امکانات فراوان برای بسط و توسعه به میزان پیش‌بینی شده در موافقت‌نامه بازرگانی مورخ مه ۱۹۶۶ نرسیده بود لذا کمیسیون مختلط مرکب از نمایندگان دو دولت ایران و مجارستان در ژانویه ۱۹۶۹ در تهران تشکیل گردید و نتایج حاصله از اجرای موافقت‌نامه بازرگانی و پرداخت را مورد بررسی قرار دادند و چون مدت اعتبار در ژوئن ۱۹۶۹ به پایان می‌رسید لذا هیئت‌های نمایندگی دو کشور پیش‌نویس موافقت‌نامه‌های وزرای اقتصادی ایران و مجارستان آن را در بوداپست امضاء نمودند. برطبق آن قرار شد ایران در سال اول معادل یک‌میلیون دلار اتومبیل سواری - اتوبوس، ۲۰۰ هزار دلار کفش - ۶۰۰ هزار دلار یخچال - چراغ گاز و آبگرمکن و ۳۵۰ هزار دلار فرش - یک‌صد هزار دلار صابون و پودر رختشویی - یک‌صد هزار دلار جوراب و پیراهن و زیرپیراهن، ۲۰۰ هزار دلار تریکو و پتو - ۵۵۰ هزار دلار دخانیات - ۲۳۰ هزار دلار روغن نباتی و دانه‌های روغنی - ۳۰۰ هزار دلار محصولات نخی به مجارستان بفرستد. در امضای موافقت‌نامه فوق طرفین توافق کردند که اجرای اصل کاملةالوداد را در مورد یکدیگر رعایت نمایند. روابط اقتصادی ایران و مجارستان در سال ۱۹۷۰ وارد مرحله تازه‌ای شد. در اردیبهشت این سال در تهران مذاکرات مفصلی بین هیئت‌های نمایندگی دو کشور صورت گرفت و قرار شد که کالاهای صنعتی ایران در فهرست کالاهای قابل صدور به مجارستان قرار گیرد. در مهرماه ۱۳۵۰ یک هیئت بازاریابی و بازرگانی مرکب از وزیران صنایع و کارشناسان اقتصادی ایران به اروپا از جمله مجارستان مسافرت نمودند و سرانجام در آذرماه همان سال هیئت اقتصادی و بازرگانی مجار به‌مدت یک هفته به ایران آمد و پیمان‌هایی به‌منظور خرید کالاهای گوناگون از قبیل کفش و جوراب و تریکو و کشمش و پنبه به امضاء رسید. از سال ۱۳۴۹ ایجاد یک کارخانه تولید قند از خرما در خرمشهر با همکاری فنی کارشناسان مجارستان آغاز به کار کرد و در سال ۵۰ به مرحله بهره‌برداری رسید. در مهر ۵۱ وزیر بازرگانی خارجی مجارستان در رأس یک هیئت شش نفری از مقامات اقتصادی و بازرگانی آن کشور برای شرکت در دومی اجلاس مشترک وزیران اقتصادی ایران و مجارستان به تهران آمد و طی مذاکراتی توافق شد که دولت مجار میزان خریدهای خود را از ایران افزایش و متنوع سازد. در همین سال مذاکرات دیگری برای تأمین دومین واحد تولیدی تحقیق شده خرما صورت گرفت و ایجاد یک واحد عظیم کشت و صنعت در دشت مغان در دستور همکاری‌های اقتصادی و فنی دو کشور قرار گرفت.
همکاری های تاریخی ایران و مجارستان برای اجرای طرح های مشترک هسته ای
در فروردين ۱۳۹۶ ایران و مجارستان موافقت کردند تا همکاری برای یک پروژه نیروگاه هسته ای کوچک را توسعه دهند. دو کشور یک رآکتور کوچک را برای اهداف آموزشی و علمی خواهند ساخت. تفاهم نامه همکاری هسته ای ایران و مجارستان به امضای رئیس سازمان انرژی اتمی و معاون نخست وزیر مجارستان رسید. محور همکاری هسته ای دو کشور طبق این تفاهم نامه، همکاری در طراحی نیروگاه های کوچک هسته ای است. بانک های مجارستان ۸۵ میلیون یورو اعتبار برای اجرای طرح های مشترک هسته ای در ایران اختصاص می دهند
برخی از گزارشات ویدیویی درباره ی مجارستان
اطلاعاتی در باره ی شهر بوداپست  پایتخت مجارستان
https://www.youtube.com/watch?v=KXSmiV9HcW0
نمونه ای از موسیقی فولکلور (موسیقی بومی) مجارستان
https://www.youtube.com/watch?v=kQ9h9UEeyUI
برنامه ای از یک نوازنده ی فلوت در مجارستان
https://www.youtube.com/watch?v=6_fn7w1IOik
تهیه و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
برخی از ویژگی های مَجارستان: تارنمای ویکی‌پدیا/ پارک ملی هورتوبادْی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ قوم "مجار" در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ ترانسیلوانی: تارنمای ویکی‌پدیا/ زبان‌ های فینواوگری: تارنمای ویکی‌پدیا/ ریشه ی ایرانی مجارها: تارنمای ایرنا/ دودمان هابسبورگ: تارنمای ویکی‌پدیا/ روابط "اتریش - مجارستان" و ایران: تارنمای ویکی‌پدیا/ روابط فرهنگی و تاریخی ایران و مجارستان: تارنمای سفارت ايران در بوداپست/  مناسبات بازرگانی ایران و مجارستان: تارنمای ویکی‌پدیا/ همکاری های تاریخی ایران و مجارستان برای اجرای طرح های مشترک هسته ای: تارنماهای خبرگزاری تسنیم و خبرگزاری مهر/ برخی از گزارشات ویدیویی درباره ی مجارستان: تارنمای یوتیوب
همچنین نگاه کنید به
=====================

۱۳۹۸ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

نگاهی به " لهستان" و روابط تاريخي آن با " ایران"

Map indicating locations of Iran and Poland

ایران و لهستان روابط دیرینه ی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی با هم دارند. اگرچه گاهگاهی بنا به دلایلی بر این روابط خدشه وارد گردیده اما دیری نپاییده است که سوء تفاهمات رفع و روابط دیرینه به نحو احسن و شایسته از سر گرفته شده است. در این نوشتار ضمن اشاره به "برخی از ویژگی های جغرافیایی و تاریخی و سیاسی لهستان"، روابط دوجانبه ی ایران و لهستان را در طول تاریخ با یکدیگر بررسی و مرور می کنیم
برخی از ویژگی های جغرافیایی و تاریخی و سیاسی لهستان
لهستان با نام رسمی جمهوری لهستان کشوری است در مرکز اروپا، از غرب با آلمان، از جنوب غربی با جمهوری چک، از جنوب با اسلوواکی، از شمال شرقی با لیتوانی و روسیه، از شرق با بلاروس، از جنوب شرقی با اوکراین و از شمال با دریای بالتیک همسایه است. مساحت این کشور بالغ بر ۳۱۲٫۶ هزار کیلومتر مربع است که آن را شصت و نهمین کشور بزرگ جهان و نهمین کشور بزرگ اروپا کرده ‌است. این کشور با جمعیت ۳۸٫۵ میلیون نفری، سی و چهارمین کشور پرجمعیت جهان، هشتمین در قاره اروپا و ششمین در اتحادیه اروپا می‌باشد. لهستان با حاکمیتی متمرکز دارای ۱۶ استان است و پایتخت آن ورشو نام دارد. نام این کشور در بیشتر زبان ‌های اروپایی صورتی از " پُل" است. در برخی زبان ‌های اروپای شرقی به آن صورتی از " لِه" می‌گویند. لِه از نام قومی می‌آید که حدود بیش از یک هزار سال پیش در سرزمین کنونی لهستان زندگی می‌کرده‌ اند. به این کشور به زبان ارمنی لِهستان و به فارسی لَهستان می‌گویند. قوه ی مجریه این کشور به ترتیب رئیس‌جمهور، نخست‌ وزیر و هیئت وزیران است. رئیس‌جمهور برای مدت ۵ سال انتخاب می‌گردد و می ‌تواند حداکثر دو دوره در این پست خدمت کند.
لِهِستان بزرگ در سال ۹۶۶ میلادی توسط میزکوی اول بنا نهاده شد که متعلق به خاندان پیاسْت بود. قبایل جنوبی لهستان، لهستان کوچک را تشکیل دادند. دو لِهِستان در سال ۱۰۴۷ میلادی توسط کازیمیر اول با یکدیگر متحد شدند، لهستان با یک ازدواج سلطنتی در سال ۱۳۸۶ میلادی بین دختر پادشاه لهستان و پسر پادشاه لیتوانی با این کشور ادغام شد. این دولت لِهِستانی - لیتوانیایی بین قرون ۱۴ تا ۱۶ میلادی به اوج اقتدار خود رسید و توانست در مقابل قدرت ‌های برتر آن زمان مانند شوالیه‌ های آلمانی، توتنی‌ها، روس‌ها و ترک‌های عثمانی، موفقیت‌هایی حاصل کند. فقدان یک پادشاهی نیرومند در سده ی ۱۸ میلادی باعث شد که ابرقدرت ‌های آن زمان مثل روسیه، پروس و اتریش بتوانند لهستان را سه بار در سال‌های ۱۷۷۲، ۱۷۹۲ و ۱۷۹۵ میلادی تجزیه و تقسیم کنند. برای آگاهی بیشتر در مورد ویژگی های تاریخی سیاسی لهستان در سال‌های بعد تا عصر حاضرنگاه
کنید به بخش منابع و مآخذ
برخی دیگر از ویژگی های لهستان
ظروف ورشو: بر پایه ی لغت نامه ی دهخدا ورشو فلزی سفید رنگ را گویند که در شهر ورشو (پایتخت لِهِستان) از آن ظروف می سازند.  آلیاژی از نیکل و روی  و مس که به خوبی ذوب و به آسانی قالب گیری می شود، از این جهت ساختن اسباب های
مختلف از آن آسان است و چون سفیدرنگ و محکم و فساد ناپذیر است از آن جهت ساختن قاشق و چنگال استفاده می کنند
.صندلی لهستانی: گونه‌ای صندلی چوبی است که در برخی اجزای آن چوب خم شده بکار رفته است. روش ساخت میز و صندلی به این روش را "میشائل تونت" در قرن نوزدهم ابداع کرد. میشائل تونت (۲ ژوئیه ۱۷۹۶ -- ۳ مارس ۱۸۷۱) کابینت (کمد یا قفسه‌) ساز آلمانی - اتریشی بود. چون نخستین بار یکی از مهاجران لهستانی این روش را در ایران بکار گرفت این صندلی در ایران به صندلی لهستانی معروف شد
کالباس (به لهستانی: کیل باسا): نوعی سوسیس سنتی در لهستان و کشورهای اروپای شرقی است. این محصول بطور سنتی از گوشت خوک یا گاو تهیه می‌شود، اما انواع دیگری نیز دارد که از گوشت بوقلمون، مرغ، اسب، بره، گوساله و غیره تهیه می‌گردد. در ایران به تمام سوسیس‌های حجیمی که به طور سرد مصرف می‌شود، کالباس گفته می‌شود. برخی کالباس‌ها از مخلوط کردن چند نوع گوشت مختلف تهیه می‌شوند. برای ایجاد طعم‌های گوناگون، در کالباس موادی مانند سیر، خلال بادام، پسته و زیتون نیز می‌افزایند
شعر و شاعران معاصر لهستان: لِهِستان كشوري است با سابقه ي تاريخي كهن كه قرن ها مركز فعاليت هاي سياسي و اجتماعي و يكي از قدرت هاي  سياسي اروپا به شمار مي‌رفته است. به ‌خاطر همين قدمت تاريخي و فعاليت اجتماعي و غناي فرهنگي است كه توانسته شاعران بزرگي چون چسلاو ميلوش و ويسلاوا شيمبورسكا به جامعه ي ادبي جهان عرضه دارد كه اولي در ۱۹۸۰ ميلادي و دومي در ۱۹۹۶ ميلادي موفق به دريافت جايزه ادبي نوبل شدند. از سوي ديگر شايد به خاطر گستردگي سرزمين لهستان است كه در اين كشور فعاليت هاي ادبي در يك شهر متمركز نيست و در كنار شهر ورشو، شهرهايي چون لودز، كراكوف، ورتسلاف و پزنان از مراكز عمده ي ادبي اين كشور به شمار مي ‌روند كه در سال هاي بعد از جنگ دوم جهاني شاهد رشد و پرورش شاعران خلاقي بوده‌اند. از اين ميان مي‌توان از تادئوش روژويچ، چسلاو ميلوش، زبيگنيف خربرت، ميرون بيالوشفسكي، تيموتئوش كاربويچ، يان بولساف اوزوگ و تادئوش نواك نام برد
پیشینه ی روابط فرهنگی ایران و لهستان
قدمت روابط فرهنگی ایران و لهستان به مانند روابط سیاسی دوجانبه به قرن پانزدهم میلادی بر می گردد در حقیقت از همین زمان با برقراری تماس های سیاسی بین پادشاهان دو کشور به نوعی مناسبات فرهنگی دوجانبه نیز برقرار گردید. در این ارتباط شاید بتوان وجود صنایع دستی و فرش های ایرانی در دربار و در بین شاهزادگان لهستانی را نشانه ای از وجود این مبادلات و ارتباطات فرهنگی دانست. این ارتباطات به موازات مناسبات سیاسی دوجانبه در طول دوره های مختلف تاریخی تا دوره معاصر ادامه یافته است. در همین ارتباط می توان یکی از تاثیرات مهم این مناسبات را در تاسیس و راه اندازی موسسه ی تدریس زبان فارسی در سال ۱۸۲۰ میلادی در دانشگاه یاگلونی کراکوف برشمرد که بعدها در سال ۱۹۱۹ میلادی با شکل گیری دانشکده مستقل ایران شناسی در دانشگاه مذکور پژوهش های زبان و فرهنگ فارسی رسمیت بیشتری پیدا نمود. شایان ذکر است که در حال حاضر کرسی زبان فارسی علاوه بر دانشگاه کراکوف در دانشگاه ورشو و پزنان نیز فعال می باشد. بخش دیگر همکاری های فرهنگی دوجانبه با ورود صد و بیست هزار آواره لهستانی جنگ جهانی دوم به ایران در سال ۱۹۴۲ میلادی و استقبال و میزبانی دولت و مردم ایران از آن ها ایجاد گردید که این حضور لهستانی ها در ایران خود زمینه ساز شناخت و آمیزش فرهنگی ویژه ای شد که وجود گورستان های لهستانی در شهرهای بزرگ ایران از جمله تهران، مشهد، اصفهان و همچنین ازدواج اتباع دو کشور در این دوران از جمله نماد های آن می باشد. البته مناسبات فرهنگی دو کشور در سال ۱۳۴۷ خورشیدی با امضای اولین موافقت نامه ی فرهنگی بین دولت های وقت ایران و لهستان شکل رسمی و قانونی به خود گرفت که تاکنون بعنوان بستر اصلی همکاری های فرهنگی دوجانبه عمل نموده است. مهمترین زمینه های همکاری فرهنگی در سند مبادلات علمی و فرهنگی را می توان همکاری های دانشگاهی، اعطای بورس های کوتاه مدت، همکاری جهانگردی، برگزاری هفته های فرهنگی، فیلم و نمایشگاه های عکس دانست. علاوه بر این نباید از نظر دور داشت که حضور قابل توجه دانشجویان ایرانی در دانشگاه های لهستان و همچنین اقلیت ایرانی موجود در این کشور از جمله پیوندهای فرهنگی دیگر دو کشور به شمار می رود
روابط سیاسی و اقتصادی ایران و لهستان
بنا بر نوشته ی "حامد کاظم زاده" پژوهشگر ارشد مطالعات اروپای شرقی دانشگاه ورشو: مناسبات تاریخی و سیاسی میان ایران و لهستان از سابقه و دیرینه بسیار زیادی برخوردار می باشد به طوریکه نخستین سند مکتوب تماس رسمی بین ایران و لهستان به سال ۱۴۷۴ میلادی و نامه اوزون حسن آق قویونلو به پادشاه وقت لهستان بر می گردد. در همین دوران یعنی از قرن ۱۵ میلادی همواره در بین هیات های اروپایی که با دربار صفویه در ایران ارتباط داشتند، تعدادی لهستانی حضور داشتند به گونه ای که این ارتباطات موجب شد زبان ، فرهنگ و حتی صنایع دستی ایرانی در میان اشراف وقت لهستان جایگاهی ویژه پیدا نماید. در سال ۱۷۹۵ و به هنگام تجزیه لهستان، ایران یکی از تنها دو کشور جهان بود که اشغال و تجزیه لهستان را هرگز به رسمیت نشناخت. در ۱۸۳۸، ایزیدیر بوروفسکی یک افسر لهستانی تبار در جریان نبرد هرات جان خود را در دفاع از تمامیت ارضی ایران از دست داد. علاوه بر این، ایران پس از جنگ جهانی اول و بلافاصله پس از تشکیل مجدد لهستان، در میان نخستین کشورهایی بود که لهستان را به رسمیت شناخت و با تاسیس سفارت در ورشو به برقراری روابط دیپلماتیک اقدام نمود. اگر چه ایران حتی پیش از جنگ جهانی اول، در شهر ورشو کنسول افتخاری داشت. در آذر ماه ۱۲۹۹ قمری (۱۹۲۰ میلادی) سفارت ایران در ورشو توسط اسد بهادر تاسیس شد و نامبرده تا اسفند ۱۳۰۰ کاردار و سپس تا مهر ۱۳۰۵ وزیر مختار بود. متقابلاً در سال ۱۹۲۵ میلادی سفارت لهستان در تهران نیز دایر شد. متعاقب این تحولات در سال ۱۹۲۷ میلادی عهدنامه دوستی و مودت بعنوان یکی از مهمترین اسناد فیمابین دو کشور منعقد و بدین ترتیب روابط دوستانه دو کشور نهادینه و از تثبیت بیشتری برخوردار گردید مبادلات بازرگانی دو کشور از دیرباز حتی پیش از برقراری روابط سیاسی که قدمتی پانصد ساله دارد میان بازرگانان دو کشور وجود داشته است و کاروان های بازرگانی ایرانیان در مسیر خود به آلمان با بازرگانان لهستانی مراوده و دادوستد می کردند. سپس با طولانی شدن دوران تجزیه و اشغال لهستان در طی دو قرن ۱۸ و ۱۹ میلادی توسط دولت های روس، پروس و اتریش روابط بازرگانی مستقیم دو ملت دچار وقفه شد پس از جنگ جهانی اول و استقلال لهستان، روابط سیاسی دوباره برقرار گردید و به دنبال آن، ارتباطات بازرگان دو کشور نیز احیاء شد. نخستین موافقت نامه ی بازرگانی دو کشور در اکتبر سال ۱۹۵۲ به امضاء دو طرف رسید. در طول بیش از نیم قرن، روابط اقتصادی و مبادلات بازرگانی دو کشور کم و بیش ادامه داشت که اوج آن مربوط به دورانی بود که لهستان از ایران نفت می خرید. نخستین سال صدور نفت خام به لهستان ۱۳۵۲ (۱۹۷۳) بود که با فروش ۳۰۵ هزار تن نفت خام به ارزش ۱۳ میلیون دلار انجام گردید
کشف سکه ‌های ایرانی عهد سامانی در لهستان
منابع گوناگون و بسیاری از تارنماها به کشف سکه ‌های ایرانی عهد سامانی در لهستان اشاره دارند. یافتن سکه‌ های عهد سامانی در لهستان نشان می‌دهد که مناسبات تجاری این کشور با ایران را باید تا سده‌ های دور میلادی عقب برد، همچنین باید گفت کشف این سکه ‌ها در لهستان نشان از این دارد که از حدود بیش از هزار سال قبل، مردمان ایران و لهستان با یکدیگر رابطه داشتند. باید یادآور شد که امپراتوری  سامانی (۸۷۴  - ۱۰۰۴ میلادی) یک امپراتوری سنی ایرانی بود که حدود دو سده بر بخش‌ های بزرگی از جهان ایرانی حکومت کرد. مرکز این امپراتوری در خراسان و فرارود بود. دولت سامانی توسط چهار برادر، نوح، احمد، یحیی و الیاس بنیان گذاشته شد. هر کدام از آن‌ها بخشی از سرزمین ‌های سامانی را زیر کنترل خود داشتند. سرانجام در سال ۸۹۲ میلادی، اسماعیل سامانی تمام قلمروی سامانی را زیر یک پرچم واحد در آورد؛ همچنین در دوران فرمانروایی او بود که سامانیان از عباسیان مستقل شدند. با این‌حال آنان به صورت دوژور حاکمیت خلیفه‌ را پذیرفته بودند
روابط تاریخی ایران و لهستان در دوران آق قویونلو و عهد صفویه
 کتاب "ایران و لهستان"، مجموعه مقالاتی است که به پیوندهای تاریخی و فرهنگی ریشه ‌دار دو کشور می‌پردازد. کتاب با نوشتاری از «یولانتا شراکوفسکا ـ دیندو» آغاز می‌شود. او در جستار «مناسبات ایران و لهستان در دوران صفوی» ریشه‌های تاریخی نخستین آشنایی‌های دو ملت را برمی‌ شمارد. این آشنایی از آنجا ضرورت پیدا می‌کرد که اروپاییان به دلیل پیدایش امپراتوری عثمانی، خواهان اتحاد و همبستگی با ایران بودند. این ارتباط به پیش از صفویه، و به روزگار فرمانروایی «آق قویونلوها» باز می‌گشت. بنا بر گزارش تارنمای سفارت ايران در ورشو مکاتباتی بین "اوزون حسن آق قویونلو" و "کازیمیر چهارم" یا "گیلون" پادشاه وقت لهستان در سال ۱۴۷۴ میلادی صورت گرفته است. «دیندو» می‌نویسد که در آن زمان نام ایران برای لهستانی‌ها بیشتر با ثروت، شگفتی، هنر، توسعه و تجربه همراه بود
کتاب "روابط ایران و لهستان در عهد صفویه" و داستان مسیحی شدن شاه ­عباس
این کتاب ترجمة ی فارسی نخستین سفرنامۀ لهستانی یا ترجمۀ سفرنامۀ "صفر موراتوویچ" تاجر و سیاح لهستانی ارمنی ­تبار است که در سال ۱۶۰۲ میلادی (در دوران سلطنت شاه عباس یکم صفوی معروف به شاه عباس بزرگ) به ایران سفر کرد.  در کتاب­ های مرجعی که تاکنون به زبان فارسی منتشر شده است، دربارۀ روابط ایران و لهستان مطالب چندانی وجود ندارد؛ مانند « تاریخ روابط ایران و اروپا در دورة صفویه » که نصرالله فلسفی در قسمت اول آن، تنها در برخی سطور به لهستان اشاره کرده و اصلاً از روابط ایران و لهستان سخنی نگفته است. البته، کتاب «لهستان و ایران» تألیف علیرضا دولتشاهی و چند مقالۀ دیگر که بخش صفوی آن ها از روی پژوهش­ های قدیمی و ناقص لهستانی نوشته شده است، به مطالبی دربارۀ این روابط اشاره می­کنند، همچنین در کتاب «ایران و جهان» عبدالحسین نوایی نیز چند اشارۀ مختصر به این موضوع دارد. در کتب لهستانی نیز اطلاعات جزئی دربارۀ زندگانی نگارندۀ این سفرنامه درج شده­ است. لازم به یادآوری است که داستانی دربارة مسیحی­شدن شاه­ عباس به این سفرنامه وارد شده که از گفته ­های میسیونرهای کاتولیک در ایران است که حقیقت ندارد. غیر از این، معلوم است که دست­کم بخشی از این کتابچه ساختگی و دروغ است؛ زیرا اسامی رجال صفوی که در آن نام برده شده­اند درست نیست. این همه دلایلی است که مشخص می­کند این سفرنامه با وجود این که تا حدودی واقعی است، قابل اعتبار مطلق نیست چون داستان­ها و دروغ­ها با بخش معتبر تاریخی آن آمیخته شده است. مجددا باید خاطرنشان ساخت پیچیده­ترین مطلبی که در این کتاب آمده است داستان مسیحی شدن شاه ­عباس است. این داستانی است که در ایام قدیم (تا نیمة ی اول قرن بیستم) در اروپا و به­ویژه در لهستان دانشمندان بسیاری آنرا باور می­کردند. ریشه و سرچشمۀ این داستان گفته­های میسیونرها بود که می­خواستند خود را هرچه موفق­تر بنمایند و نیر کتاب­هایی است که اعتبارشان ثابت نشده است. فقط یک دلیل برای داستان موراتوویچ در باب مسیحی شدن شاه عباس می­شود آورد و آن این است که شاه عباس مسلمان بود و فقط برای کسب کمک اروپاییان در جنگ­ها علیه عثمانیان به مسیحی بودن تظاهر می­نمود و این دلیلی بر مهارت شاه عباس در فن دیپلماسی است نه برای مسیحی بودن وی
خدمات ژنرال بروسکی  لهستانی در طراحی ارتش ایران در عهد قاجار
ژنرال ایزیدر بروسکی همکار  ژنرال بارتلمی سمینو افسر فرانسوی بود. آن ها مورد توجه عباس میرزا نایب السلطنه (فرزند فتحعلی‌شاه و آسیه خانم که در فاصلهٔ سال‌های ۱۷۹۷ تا ۱۸۳۳ م ولایتعهدی ایران و نیابت سلطنت پدرش در آذربایجان را بر عهده داشت و قبل از مرگ پدرش درگذشت) بودند و در طراحی سطوح ارتش ایران از تجربیات آن ها استفاده فراوانی شد. از  نبردهایی که ژنرال بارتلمی سمینو به عنوان ژنرال ارتش ایران فعال بود جنگ‌های هرات بود. در این پیکارها یکی از کسانی که سمینو را همراهی می‌کرد ژنرال بروسکی لهستانی بود که در یکی از همین جنگ‌ها کشته شد و سمینو با بیوهٔ او ازدواج کرد و حاصل این ازدواج فرزندی بود به نام نیکلا سمینو. بنا بر نوشتاری در دانشنامه ی ایرانیکا، ژنرال ایزیدر بروسکی دو پسر داشت. یکی از آن ها استانیسلاس بروسکی بود که بعد ها در مدرسه ی معروف دارالفنون تهران به تدریس پرداخت و در سال ۱۸۹۸ در تهران درگذشت. فرزند دیگر ژنرال بروسکی نیز مانند استانیسلاس و پدرش در خدمت دولت ایران بود. وی متاسفانه در عنفوان جوانی خود کشی کرد و به زندگی خود پایان داد
 مهاجرت لهستانی‌ها به ایران در جنگ دوم جهانی
مهاجرت لهستانی‌ها به ایران در میانه ی جنگ دوم جهانی روی داد. در طی سال‌های ۱۳۲۰ الی ۱۳۲۳ خورشیدی بیش از ۱۵۰ هزار نفر از لهستانی‌ها برای مهاجرت به فلسطین و آفریقا، از کشور شوروی وارد خاک ایران شدند. پس از دو سال و با آغاز حمله آلمان به شوروی، استالین مجبور شد با دولت در تبعید لهستان از در دوستی درآمده و فرماندهی واحدی در مقابل آلمان در جبهه لهستان ایجاد کند. طبق این توافق قرار بر این شد که علاوه بر عبور افراد نظامی تجهیز شده لهستانی از خاک ایران، زندانیان و افراد داخل اردوگاه‌ها نیز از طریق ایران به فلسطین و آفریقا مهاجرت کنند. این عمل با نقض بی‌طرفی ایران و اشغال ایران توسط قوای انگلیسی و سپس شوروی در تاریخ سوم شهریور ۱۳۲۰، امکان‌ پذیر گشت. نخستین گروه در اوایل فروردین ۱۳۲۱ با چهار کشتی روسی که حامل ۲۹۰۰ نفر سرباز و مهاجر بود، وارد بندر انزلی (پهلوی) شدند. این نیروی نظامی قرار بود از طریق همدان و کرمانشاه به عراق برود. تعداد مهاجرین در اردیبهشت ۱۳۲۱ خورشیدی به حدود ۱۳۰۰۰ نفر رسید
رفتار ایرانی‌ها با لهستانی‌ها: در آن زمان ایران خود با قحطی و کمبود مواد غذایی، نابسامانی سیاسی و اقتصادی در اثر اشغال کشور و … مواجه بود. با این وجود ایرانیان علی‌رغم مصائبی که داشتند از میهمان نوازی دریغ نکردند. کارل بادر وزیر مختار لهستان در نامه‌ای به استاندار خراسان از این رفتار ایرانیان چنین یاد می‌کند: من از صمیم قلب از مراحم خیرخواهانه و نوع پرستانه جنابعالی متشکرم و اطمینان می‌دهم که لهستانی‌ها برای همیشه کمال امتنان را از جنابعالی خواهند داشت
خروج لهستانی‌ها: با وجود آنکه طبق قرارداد و توافق با دولت ایران قرار بود مهاجرین هرچه زودتر از ایران خارج شوند، ولی به دلایل متعدد از جمله بیماری، مشکلات ملی و اشتغال آنان آهنگ خروج بسیار کند گ ردید. از دهم مردادماه ۱۳۲۱ بتدریج خروج آن‌ها آغاز شد و پایگاه اصلی خروج آن‌ها شهر اهواز و بندر شاهپور بود. مهاجرین از بندر انزلی، تهران، اصفهان و مشهد عازم اهواز شدند ولی با این حال ۳۰۰ نفر از آنان در ایران ماندند و با ایرانیان تشکیل خانواده دادند
فیلم سینمایی "مرثیه ی گمشده" از یک کارگردان ایرانی پیرامون مهاجرت لهستانی‌ها 
در سال ۱۳۶۲ خسرو سینایی فیلمی ۵۹ دقیقه‌ای بنام «مرثیه ی گمشده» دربارهٔ مهاجرت لهستانی‌ها ساخت که به دلیل مشکلات، ساخت آن ۱۳ سال طول کشید سینایی برای ساخت این فیلم، عکس‌های باقی‌مانده از جنگ جهانی دوم را به‌کار برد و با افرادی که آن دوره را به یاد دارند، گفتگو کرد. مرثیه ی گمشده در ۱۳ اکتبر ۲۰۰۷ برای نخستین بار در دانشگاه علوم انسانی لهستان به نمایش درآمد و از سینایی تجلیل شد. یک سال پس از آن در ۲۱ سپتامبر ۲۰۰۸، در مراسم اختتامیه ی جشنواره ی فیلم لهستانی در گدنیا، صلیب لیاقت جمه  وری لهستان از سوی لخ کاچینسکی، رئیس‌جمهور این کشور به سینایی اهدا شد. این نشان افتخار به خاطر تلاش فراوان سینایی برای معرفی تاریخ ملت لهستان به وی اعطا شد
برخی از "ایرانی - لهستانی" های مشهور
خانواده ی ژنرال ایزیدر بروسکی: نگاه کنید به "خدمات ژنرال بروسکی لهستانی در طراحی ارتش ایران در عهد قاجار" که در بالا به آن اشاره شد
آنا بورکوسکا هنرپیشه و بازیگر فیلم های سینمایی: در لهستان به دنیا آمد اما بخش عمده ای از عمر خود را در ایران و به ویژه در شهر تهران گذراند و در همین شهر در سال ۲۰۰۸ میلادی به خاک  سپرده شد. وی در بسیاری از فیلم های ایرانی از جمله "مرثیه ی گمشده" نقش آفرین بود
دانیال داوری (زاده ی ۱۶ دی ۱۳۶۶ در گیسن در حومه ی فرانکفورت آلمان) بازیکن فوتبال است. او پدری ایرانی و مادری لهستانی - آلمانی دارد. دانیال داوری کار خود را از تیم ماینس شروع کرد و در ۲۹ می ۲۰۱۴ با عقد قراردادی دوساله به تیم فوتبال گراس ‌هاپر زوریخ نایب قهرمان فصل ۲۰۱۴–۲۰۱۳ لیگ برتر کشور سوئیس پیوست. در تاریخ ۲۱ ژانویه ۲۰۱۳، کارلوس کی‌روش، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، دانیال داوری را به تیم ایران دعوت کرد. دانیال اولین بازی ملی خود را در تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۱۳ در جریان بازی‌های مقدماتی جام ملت‌های آسیا مقابل تایلند انجام داد. وی همچنین در دیدار مقابل لبنان در مقدماتی جام ملت ‌های آسیا در درون دروازه ایران ایستاد اما به یک‌باره در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ برزیل از ترکیب اصلی تیم خارج و حتی پس از این تورنمنت دیگر هیچ‌گاه به تیم ملی فوتبال ایران دعوت نشد که هم‌چنان دلیل آن نامعلوم است
لهستان در گلچینی از سروده ها
 از زبان ملک ‌الشعرای بهار، یغما گلروئی وسلمان هراتی
نگاه کنید به بخش منابع و مآخذ

پژوهش و تدوین
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
برخی از ویژگی های جغرافیایی و تاریخی و سیاسی لهستان: تارنمای ویکی‌پدیا/ ظروف ورشو در لغت نامه ی دهخدا: تارنمای پارسی ویکی/ صندلی لهستانی; تارنمای ویکی‌پدیا/ کالباس (به لهستانی: کیلباسا): تارنمای ویکی‌پدیا به فارسی و انگلیسی/  شعر و شاعران معاصر لهستان (نوشته ی ضیاءالدین ترابی): تارنمای شهرآشوب/ روابط فرهنگی ایران و لهستان: تارنمای سفارت ايران در لهستان (ورشو)/ روابط ایران و لهستان (به زبان انگلیسی): تارنمای ویکی‌پدیا/ روابط سیاسی واقتصادی ایران و لهستان (نوشته ی حامد کاظم زاده): تارنمای مرکز بین المللی مطالعات صلح/ کتاب "ایران و لهستان": تارنمای تاریخ شفاهی/ نظریه ای پیرامون کشف سکه‌ های سامانی در لهستان: تارنمای پايگاه خبری تحليلی فرارو/ سامانیان: تارنمای ویکی پدیا/ مکاتبات "اوزون حسن آق قویونلو" با پادشاه وقت لهستان (به زبان انگلیسی): تارنمای سفارت ايران در ورشو/ کتاب روابط ایران و لهستان در عهد صفویه: تارنمای پژوهش های علوم تاریخی/ ژنرال بارتلمی سمینو: تارنمای ویکی‌پدیا/ پسران ژنرال ایزیدر بروسکی: تارنمای دانشنامه ی ایرانیکا/ مهاجرت لهستانی‌ها به ایران در جنگ دوم جهانی: تارنمای ویکی‌پدیا/ تخلیه غیرنظامیان لهستانی از اتحاد جماهیر شوروی در جنگ دوم جهانی: تارنمای ویکی‌پدیا
مرثیه ی گمشده: تارنمای ویکی‌پدیا/ ایزیدر بروسکی: تارنمای ویکی‌پدیا
 آنا بورکوسکا: تارنمای ویکی‌پدیا/ دانیال داوری: تارنمای ویکی‌پدیا/ لهستان در گلچینی از سروده ها: تارنمای گنجور و تارنمای اشعار معاصر/
همچنین نگاه کنید به
تأثیر فرهنگ ایرانی و زبان فارسی در لهستان: نوشتاری به زبان انگلیسی از دکتر نصرالله بیات
و
هزاران مهاجر لهستانی در ایران:  تارنمای مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی
Poland and Poland - Iran Historical Relations
By M. Saadat Noury, PhD
Abstract: Some short notes on Etymology, History, Geography, Politics, Demography and Culture of Poland, Historical and Bilateral Relationship between Iran and Poland, The Impact of Iranian Culture and Language in Poland, Discovery of Coins belonging to Samanian Empire of Ancient Iran in Poland, Iranian Studies in Poland, Poland and Persia during the Safavid Period, Evacuation of Polish civilians from the USSR in World War II, About 120,000 refugees from Poland began their exodus to Iran from remote parts of Russia, The complex story of Polish refugees in Iran, The Lost Elegy; A documentary about the Poles who found refuge in Iran during Second World War, Iranian people of Polish descent, and More
This article is respectfully dedicated to my daughter Paradise Nouri, and her American husband Scott Sawicki. Scott's ancestors are originally from Poland (from the Father side), and also from Hungary and Czechoslovakia (from the Mother side).
گزیده ای از نوشتارها
https://msnselectedarticles.blogspot.com/2019/05/blog-post.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
====================================