ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۷, شنبه

یادداشت هایی پیرامون "امانوئل والرشتاین" و برخی نظریات او

امانوئل موریس والرشتاین، رئیس پیشین انجمن جهانی جامعه شناسی، تحلیل گر نظام های بین الملل، جامعه شناس و متفکر چپ‌گراست. او از بزرگ ترین متفکران سوسیالیست قرن ۲۱ است. امانوئل والرشتاین در اسفند سال ١٣٩٢ در دانشگاه تهران (ایران) سخنرانی کرد.
ماجرای زندگی امانوئل والرشتاین
والرشتاین (زاده ی ۲۸ سپتامبر ۱۹۳۰ در شهر نیویورک)، همه ی درجات دانشگاهی اش، از جمله دکترایش را در سال ١٩۵٩ از دانشگاه کلمبیا گرفت. گرچه والرشتاین در دهه ی ١٩٦٠ به عنوان متخصص آفریقا، آوازه ای به هم زد، اما مهم ترین خدمت او به جامعه شناسی، کتاب "نظام نوین جهانی" (تحلیل نظام جهانی از سال ١٤۵٠ تا سال ١٦٧٠) در سال ١٩٧٤ است که چاپ های دوم و سوم آن به ترتیب در سال های ١٩٨٠ و ١٩٨٩ در امریکا منتشر شد. این کتاب توفیقی روزافزون به دست آورد و با استقبال جهانی روبرو گشت به طوری که به ٩ زبان، و به خط نابینایان ترجمه شد. در ١٩٧۵، او با تالیف این اثر توانست جایزه معتبر انجمن جامعه شناسی آمریکا موسوم به «جایزه سوروکین» را دریافت کند. این جایزه احتمالا به پاس بزرگداشت پیتیریم آلکساندروویچ سوروکین جامعه‌ شناس آمریکایی روسی ‌تبار (۲۱ ژانویه ۱۸۸۹ - ۱۱ فوریه ۱۹۶۸) است. والرشتاین از آن به بعد همچنان کار درباره ی "نظام نوین جهانی" را پی گیری و چندین مقاله و کتاب از جمله جلد دوم کتاب نظام نوین را منتشر کرد که در آن، تحلیل نظام جهانی را تا سال ١٧۵٠ ادامه داد.
امانوئل والرشتاین تا سال ١٩٧٠ در دانشگاه کلمبیا مشغول به‌کار بود. بعد از سال‌ها ماندن در این دانشگاه و پنج سال کاردر دانشگاه مک‌گیل (مونترال کانادا)، در ١٩٧٦، استاد برجسته جامعه­شناسی دانشگاه ایالتی نیویورک در بینگهمتون (یکی از چهار دانشگاه ایالتی نیویورک که در سال ۱۹۴۶ تاسیس گردیده‌است) و مدیر مرکز مطالعات اقتصاد و سیستم­های تاریخی گشت. وی هم اکنون محقق برجسته ی دانشگاه ییل است.
برخی از كتاب‌های والرشتاین
علاوه بر كتاب "نظام نوین جهانی"، از دیگر كتاب‌های والرشتاین می­توان به علوم اجتماعی نیاندیشیدنی (١٩٩١)، پس از لیبرالیسم (١٩٩۵)، پایان جهان چنان كه ما می­فهمیم (١٩٩٩)، سقوط قدرت امریكا: ایالات متحده در دنیای آشوب‌زده (٢٠٠٣) و جهان شمولی اروپا: خطابه ی قدرت (٢٠٠٦) اشاره كرد.
برخی از نوشتار ‌های والرشتاین
شورش‌ در همه جا - آینده سرمایه‌داری - كودتاي دست‌راستي‌هاي آمريكا در هندوراس و تلوتلوهاي اوباما - نرمش قهرمانانه: ايران و ايالات متحده - پایان سرمایه‌داری و بسیاری نوشتار ‌های دیگر
والرشتاین بر این نظر است که نظام سرمایه داری نه به خاطر ناکامی ها بلکه به دلیل موفقیت هایش از بین خواهد رفت . وی در نظریه ی بحران ساختاری می گوید که همه ی نظام های جهانی حرکت دورانی دارند به این معنا که بعد از متولد شدن و طی زندگی عادی، شرایط افول آنها از درون خودشان پدید می آید. به باور این نظریه پرداز؛ وقتی نظام سرمایه داری از بین برود، دو امکان برای آینده پدید می آید، یک گروه مدافع سرمایه داری می مانند و یک گروه نیز به دنبال جایگزین ها یی برای آن هستند و به یقین نظامی که در آینده پدید می آید در وهله ی اول قطبی نبوده و به دور از نظام سلسله مراتب و خودکامگی است.
نظریاتی درباره ی والرشتاین و آثار او
١ - محمدامين قانعي راد در نوشتاری زیر عنوان "سفر والرشتاين فرصتي براي همگرايي در علوم اجتماعي ايران" می نویسد: "والرشتاين در آستانه ی ٨٤ سالگي همچنان تحولات جهاني را دنبال و ديدگاه هاي خود را منتشر مي کند. او در سال ٢٠١١ چهارمين جلد اثر سترگ خود درباره نظام نوين جهاني را با عنوان «نظام نوين جهاني: ليبراليزم مرکزگراي پيروز، از ١٧٨٩ تا ١٩١٤» منتشر کرد. او در اين مجلد تکوين، تعارض و وضعيت هژمونيک گرايش هاي سياسي از انقلاب فرانسه تا آغاز جنگ جهاني اول را در زمينه نظام جهاني سرمايه داري بررسي مي کند. در آغاز اين دوره سرنوشت ساز، انقلاب فرانسه به حاکميت مردم مشروعيت بخشيد و در واکنش به اين دگرگوني فرهنگي جهاني، سه ايدئولوژي بزرگ کانسرواتيزم، ليبراليزم و راديکاليسم ظهور کردند و سرانجام سرمايه داري پس از دوران آشوبناک انقلابي، نظم نسبي را در جهان پديد آورد و ليبراليزم به مثابه ی ايدئولوژي مسلط به پيروزي رسيد. والرشتاين علاوه بر نيم قرن مطالعات گسترده و برنامه ی پژوهشي بلند مدت خود، در مقالات پژوهشي و همچنين يادداشت ها و تفاسير سياسي خود به تحليل علمي و اظهارنظر پيرامون مسايل جاري جهان کنوني مي پردازد. او در سال هاي اخير در نوشته هاي کوتاه خود در سايت شخصي اش رخدادهاي اجتماعي و سياسي از انتخابات ايران در سال ١٣٨٨ تا تحولات خاورميانه، از بحران سوريه که آن را لاينحل توصيف مي کند تا اعتراضات اخير در اوکراين را به گونه اي تحليلي مورد بررسي قرار داده است. او در يکي از يادداشت هاي اخيرش با عنوان: «نرمش قهرمانانه: ايران و ايالات متحده» به بررسي چشم انداز تحولات احتمالي در رابطه ايران و آمريکا مي پردازد. به اين ترتيب والرشتاين علاوه بر انجام مطالعات تاريخي و تمدني با گستره وسيع، نسبت به مسايل و رخدادهاي سياست معاصر نيز با رويکردي راهبردي واکنش نشان مي دهد".
٢ - بنا بر نوشتاری در تارنمای ویکی‌پدیا: "امانوئل والرشتاین نقش مهمی برای دولت‌ها قایل نیست و مبارزه طبقاتی را در اندیشه‌هایش نادیده می‌گیرد".
٣ - مینا ذبیحی  در "بررسی نظریه ی جهانی شدن والرشتاین با تاکید بر ابعاد فرهنگی" می نویسد: "در واقع از بسیاری جهات، توجهی که او تاکنون به خود جلب کرده و احتمالا همچنان ادامه خواهد داشت، از خود آثارش مهم تر است. مفهوم نظام جهانی به کانون تفکر و تحقیق در جامعه شناسی تبدیل گشته است، دستاوردی که کمتر دانشوری می تواند مدعی آن شود. می توان گفت بسیاری از جامعه شناسانی که اکنون درباره ی نظام جهانی تحقیق و نظریه پردازی می کنند، کم و بیش انتقادهایی به والرشتاین دارند، اما هیچ کدام نقشی را که او در تکوین افکارشان بازی کرد، انکار نمی کنند".
٤ - تارنمای مرکز دائر‌ه‌المعارف بزرگ اسلامی می نویسد: "امانوئل والرشتاین یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان حال حاضر چپگرا در عرصه جهانی است و به سنتی فکری‌ای تعلق دارد که تحلیل سیستمی- جهانی نامیده می‌شود. تحلیل سیستمی تاریخی- جهانی رویکردی چندرشته‌ای است که می‌کوشد هم‌نهادی از مطالعات علوم مختلف برای درک سازوکار زایش و پویش و زوال سیستم‌های تاریخی جهانی به‌دست دهد. از این‌رو، عمده تحلیل‌های والرشتاین به روایتی تاریخی- انتقادی از زایش سرمایه‌داری، تکامل این نظام، تحولات هژمونیک در این سیستم و در نهایت فرادستی آمریکا در نظام جهانی اختصاص دارد".
۵ - نوذر شفیعی، در نوشتاری زیر عنوان "بازخوانی نظریه ی سیستم جهانی از دیدگاه والرشتاین" می نویسد: "نظریه ی سیستم جهانی یکی از معروفترین نظریه‌های روابط بین‌المللی است.این نظریه در افکار مارکسیستی ریشه دارد، به عبارت دیگر از انتقاد مارکسیست ها از امپریالیسم الهام گرفته‌ است.نظریهء سیستم جهانی، رخدادهای بین‌المللی را در چهارچوب ساختاری تقسیم می‌کند که براساس منطق سرمایه ‌داری شکل گرفته است. نظریه‌پردازان آن معتقدند که هرگونه تلاشی‌ برای فهم سیاست بین‌الملل باید براساس درک وسیع تر و عمیق تر از فرایندهایی صورت گیرد که در درون سیستم جهانی عمل می‌کند. امانوئل والرشتاین، در میان نظریه‌پردازان سیستم جهانی از جایگاه خاصی برخوردار است به گونه‌ای که اساسا نظریهء سیستم جهانی با نام والرشتاین همراه است".
الگوی جدید روابط قدرت های بزرگ و منطقه ای
روز ١١ اسفند سال ١٣٩٢ والرشتاین درنشستی بانخبگان ایرانی درباره ی الگوی جدید روابط قدرت های بزرگ و منطقه ای با تاکید براینکه امروزبهترین گزینه پیش روی آمریکا وایران ادامه گفت وگو و دستیابی به توافقی جامع است، گفت: "چالش پیش روی مذاکرات این است که هر دو طرف می خواهند به توافقی دست یابند که بتوانند آن را نزد مردم خود با افتخار توجیه کنند. وی تصریح کرد: اما به هر حال، گفت وگو بهترین راه حل است چرا که اگر گفت و گو به شکست منجر شود، اتفاقی که پس از آن رخ خواهد داد، قابل پیش بینی نیست. وی با اشاره به رخدادهای اخیر در سوریه و افغانستان، گفت : در جهان امروز نوع روابط قدرت های منطقه ای با قدرت های بزرگ در حال تغییر است. واقعیت این است که برخی قدرت های جهانی، امروز همانند گذشته قوی نیستند و برخی قدرت های منطقه ای بیش از گذشته قدرت دارند و به همین علت روابط میان آنان نیز تغییر کرده است. البته این بستگی دارد که چه کشورهایی درفهرست ˈقدرت بزرگˈ و چه کشورهایی نیز جزو ˈقدرت منطقه ایˈ باشند. برزیل به عنوان یک قدرت منطقه ای در آمریکای جنوبی، توانسته است گام هایی چشم گیر در محدود کردن قدرت ایالات متحده بر دارد و ساختارهایی را در آمریکای جنوبی به وجود آورد که در حال تغییر دادن شرایط گذشته است.
والرشتاین که پیشتر گفته بود آمریکا و چین نه در مسیر تقابل که در مسیر تعامل گام بر می دارند، درباره امکان تقابل واشنگتن و پکن بر سر منافع اقتصادی در شرق آسیا، گفت: اگر برخوردی هم به وجود آید، برخورد کوچک خواهد بود. وی همچنین راجع به افول نظام ابرقدرتی در جهان، به ظهور و شکست طیف ˈبازهاˈ در میان نو محافظه کاران آمریکایی پرداخت و مذاکره و تعامل را منطقی ترین راه حل برای چالش های میان آمریکا و ایران دانست. این پژوهشگر ارشد دانشگاه ییل آمریکا درباره ظهور اندیشه موسوم به ˈقرن آمریکاییˈ در ایالات متحده نیز گفت: همه چیز از نشستی آغاز شد که گروه هواداران اعمال قدرت در آمریکا در اواخر دهه ٩٠ میلادی برگزار کردند. این گروه ٢٠ نفره اعتقاد داشتند که همه رییسان جمهوری آمریکا از نیکسون تا کلینتون روشی نادرست را در عرصه بین الملل پیمودند و آنان وارد نشدن نیروهای آمریکایی به بغداد در جنگ نخست خلیج فارس را هم باعث تحقیر ایالات متحده آمریکا می دانستند. نکته جالب درباره نشست یادشده این است که جرج دبیلو بوش که امروز نماد اجرای سیاست های ˈقرن آمریکاییˈ است، غایب بزرگ آن نشست بود. وی افزود: در واقع برگزارکنندگان این نشست چون تصور می کردند که جرج دبیلو بوش در دور تازه انتخابات فرمانداری تگزاس شکست خواهد خورد و جب بوش (برادر جرج) در ایالت فلوریدا پیروز خواهد شد، ˈجبˈ را دارای بخت بیشتری برای ریاست جمهوری می دانستند و او را در این همایش دعوت کردند؛ هر چند بعدها، داستان دقیقا برعکس شد. جمع بندی شرکت کنندگان نشست طرح قرن آمریکایی به گفته والشتاین این بود که ایالات متحده باید با استفاده از نیروی نظامی برتر خود، اقتدارعمل بیشتری درعرصه جهانی نشان دهد تا سه گروه از کشورها مانند ایران و کره شمالی؛ کشورهای اروپای غربی و طیف های میانه رو در جهان عرب که بالقوه می توانند اتمی شوند را مرعوب یا متاثر کند. والرشتاین در ادامه با بررسی دوران ریاست جمهوری بوش پسر گفت : جرج بوش در عمل طی هشت ماه نخست ریاست جمهوری اش،سیاستی کاملا متفاوت از طیف تندروی نومحافظه کار داشت. وی افزود:چنانکه درجریان سقوط هواپیمای آمریکا توسط چین هم وی تاکید کرد که موضوع از طریق گفت وگو با چین حل و فصل شود اما حادثه یازده سپتامبرهمه چیز را عوض کرد. والرشتاین با تاکید بر اینکه حادثه ی یازده سپتامبر قطعا توسط القاعده برنامه ریزی و اجرا شد، گفت: این حادثه، نقطه ی عطفی در سیاست خارجی جرج بوش بود و او را بر آن داشت که از راهبرد هواداران قرن آمریکایی پشتیبانی کند.
رییس پیشین انجمن جهانی جامعه شناسی با مرور سیاست های بین المللی جرج دبیلو بوش بین سال های٢٠٠١ تا ٢٠٠٦، افزود : در عمل، این سیاست ها نه تنها موفقیتی به بار نیاورد، بلکه به شکست قطعی منجر شد به طوری که هیچیک از طرف هایی که قرار بود از اقتدار ایالات متحده بترسند، مرعوب نشدند! افزون بر این، آمریکا در سال ٢٠٠٣ برای اولین بار در تاریخ در شورای امنیت شکست خورد و واشنگتن که هیچگاه در شورای امنیت کمتر از ٩ رای موافق نداشت، اکنون با مخالفت اکثریت اعضا روبرو می شد. وی افزود: شکست سیاست های جرج دبیلو بوش به شکست حزب جمهوری خواه در انتخابات پارلمانی ایالات متحده درسال ٢٠٠٦ انجامید و در این زمان بود که بوش دست به تغییراتی در سیاست و در ترکیب کابینه اش زد از جمله، وی دونالد رامسفلد وزیر دفاعش که یکی از پایه گذاران طرح قرن آمریکایی بود را بر کنار کرد. در واقع، باراک اوباما با دنبال و برجسته کردن رویکردی پیروز شد که جرج بوش از سال ٢٠٠٦ به بعد برگزیده بود و مردم آمریکا نیز به افرادی چون جان مک کین که نماینده رویکرد موسوم به قرن آمریکایی بود، رای منفی دادند.
وی با اشاره به این که استفاده از نیروی نظامی، موجب تضعیف موقعیت کشورها درعرصه ی بین الملل می شود، گفت: هزینه های اقتصادی هنگفت بکارگیری ارتش و ورود به جنگ، هزینه ی فراوان سیاسی استفاده از نیروی نظامی و آرمانی و ایده آل نبودن نتایج حمله نظامی سه دلیل آشکار این واقعیت در تضعیف موقعیت کشورهاست".
یادداشت پایانی
 ١ - گزارشی از سفر امانوئل والرشتاین به ایران (در اسفند ١٣٩٢) را می توان در بسیاری از تارنماها پی گیری نمود و برای نمونه علاقه مندان می توانند به نشانی های زیر مراجعه نمایند:
٢ - آگاهی های بیشتری پیرامون ماجرای زندگی و آثار امانوئل والرشتاین را می توان به زبان انگلیسی در تارنمای شخصی وی به نشانی زیر یافت:
۵ - بی تردید بررسی زندگی و آثار امانوئل والرشتاین تنها در یک نوشتار نمی گنجد و این امر نیازمند پژوهش ها ی گسترده تری است.
دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
امانوئل والرشتاین : تارنمای شبکه ایران - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای پژوه
ماجرای زندگی امانوئل والرشتاین : تارنمای انسان شناسی و فرهنگ - بسیاری از تارنماها
برخی از كتاب‌های والرشتاین - نوشتاری از ابوذر رحيمي : تارنمای پژوه
برخی از نوشتار ‌های والرشتاین : تارنماهای باشگاه اندیشه - خبرگزاری فارس - همشهری ‌آنلاین و بسیاری از تارنماها
سفر والرشتاين فرصتي براي همگرايي در علوم اجتماعي ايران - نوشتاری از محمدامين قانعي راد: تارنمای بانک اطلاعات نشريات کشور 
بررسی نظریه ی جهانی شدن والرشتاین با تاکید بر ابعاد فرهنگی - نوشتاری از مینا ذبیحی : تارنمای انسان شناسی و فرهنگ
امانوئل والرشتاین و آینده سرمایه‌داری در گفت‌وگو با پرویز صداقت : تارنمای مرکز دائر‌ه‌المعارف بزرگ اسلامی
بازخوانی نظریه ی سیستم جهانی از دیدگاه والرشتاین - نوشتاری از نوذر شفیعی: تارنمای نورمگ و نشریه ی مصباح مهر و آبان ١٣٨٢ - شماره ٤٧
الگوی جدید روابط قدرت های بزرگ و منطقه ای : تارنمای شبکه ایران
 گزیده ای از نوشتارها
Some Notes about Immanuel Wallerstein and his Theories
By Manouchehr Saadat Noury, PhD
Abstract: In this reference article, the "Life Story" of American Professor Immanuel Maurice Wallerstein (born 28 September 1930), List of his "Articles and Books", Some Remarks on his "Sociological Theories", His Analyses on "The New Model of International Relations and World Affairs" are briefly presented and discussed. The Epilogue of the article provides some interesting links to the "Reports on his Trip to Iran in February 2014" and also to the Personal Website of Immanuel Wallerstein.