ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۲۰, چهارشنبه

تغذیه در ایران باستان (٢)

ادامه ی نوشتار: تغذیه در ایران باستان (١)
بخش سوم: تغذیه ی ایرانیان در دوران اشکانی 
تغذیه ی ایرانیان اشکانی (پارت ها) کم و بیش بمثابه ی دوره ی هخامنشی بوده و آبیاری و کشت و زرع از نظر تأمین مواد غذائی مورد لزوم، بیش از پیش مورد توجه بوده است. علی اصغر حکمت (۲۶) از قول نلسون دوبواز مولف کتاب تاریخ سیاسی پارت می نویسد: "در زمان پارت ها، ویرانه های بلاد قدیم که سال ها به صورت تل خاکی افتاده و متروک مانده بود ، آباد گشت. پارت ها ، آبرو های تازه ای حفر کردند و ترعه ها ی کهن را لای روبی نمودندو مشرق زمین را حیاتی تازه بخشیدند. ترعه یا کانال عظیم نهروان در مشرق دجله و شعب و فروع عدیده ی آن شاید از ابنیه و آثار آنان باشد" (۲۶).
آیلیف نیز ضمن اشاره  به اینکه در زمان سلطنت مهرداد دوم ، ایران اشکانی با چین و روم ارتباط پیدا نمود مطالبی در مورد بعضی خوراکی های آن عصر ارائه می دهد. وی می نویسد: "یکی از هیئت های اعزا می توسط امپراطوران سلسله ی "هان" چین که برای تهیه ی گزارش در مورد سرزمین های دوردست مأموریت یافته بود، تحت فرماندهی شخصی به نام چانک کی ین بالاخره به پارت رسید و گزارشی تهیه کرد که در حال حاضر هم موجود است. در این گزارش محصولات کشاورزی کشور پارت ذکر شده است. بیشتر در نتیجه ی این گزارش و مسافرت این هیئت  اعزا می بود که راه کاروان رو میان چین و ایران از طریق ترکستان چین آغاز شد و در این شاهراه عظیم، علاوه بر ابریشم که بعد ها نام خود را به این جاده داد کالاهای بسیاری حمل می شد. ظاهرا هر دو طرف معامله یعنی چین و پارت به میوه هائی که در سرزمین دیگری می روئید علاقه داشتند ،  زرد آلو و هلو از چین به ایران آمد و انار که در چین معروف به (میوه ی پارت) است از ایران به چین رفت. اشکانیان، شتر عربستان را به بلخ می فرستادند و اسب معروف ایرانی و شتر مرغ بابل (که معروف به پرنده ی پارت شد)نیز به چین صادر می شد" (۱۰). دکتر محمد معین (۲۷) نیز از قول گیرشمن ، ضمن بیان تاریخچه ی روابط ایران و سایر ممالک و اشاره به وضع اقتصادی اجتماعی ایران در عصر اشکانیان می نویسد: "فن کشاورزی که در دوره ی یونانیان (سلسله ی سلوکیه در ایران : م.س. ن) به طرزی بسیار عالی رسیده بود رو به انحطاط گذاشت ، اما پرورش حیوانات اهلی و مخصوصا پرندگان که در بازارهای خارجی مشتری بسیار داشت ترقی کرد. در تعقیب نخستین سفارت هائی که چین به ایران فرستاد خیار، پیاز، زعفران و مو را از ایران به چین بردند و در آنجا شروع به کشت آن ها کردند.در عوض ایران از چین ابتدا  زرد آلو و هلو و سپس کرم ابریشم وارد کرد. نیشکر از هند وارد می شد و در همان دوران به کشت آن شروع کردند" (۲۷).
پیرامون عادات غذائی اشکانیان اطلاعات زیادی در دست نیست ولی آنچه معلوم است این است که ایرانیان اشکانی، همه قسم گوشت می خوردند و شکار را دوست داشتند . شراب خرما زیاد می آشامیدند و مانند زرتشتیان احترام زیادی برای آب قائل بودند. مشیرالدوله پیرنیا مولف کتاب ایران باستان ، ضمن تایید مطالب فوق می نویسد: "نجبای پارت اساسا در اوایل دولتشان در وقت خوردن و آشامیدن معتدل بودند ولی بعد ها به پر خوردن و زیاد آشامیدن عادت کردند" (۹).
ذکر یکی از عادات مهرداد ششم پادشاه اشکانی در این قسمت مناسب بنظر می رسد و چنانکه مولف تاریخ طب ایران نقل می نماید: "مهرداد ششم، مردی محتاط بود و چون ترس آن را داشت که روزی توسط سرداران اشکانی مسموم گردد، خود را به زهر خوردن عادت داده بود و آنقدر این امر را ادامه داد که به میزان زیاد و مهلک، سم در وی اثر نمی نمود. اتفاقا در جنگ با رومیان شکست خورد و از این شکست بسیار خشمگین گردید و ننگ شکست را نتوانست تحمل کند. لذا در صدد خودکشی بر آمد و هر چه زهر خورد در وی موثر واقع نشد. آنگاه به یکی از افرادش دستور داد او را با ضربت خنجر از پا درآورد. او نیز چنین کرد و به زندگی مهرداد خاتمه داد. بر اساس ماجرای فوق، اتول بتمن مولف تاریخ طب مصور آمریکائی ، مهرداد ششم پادشاه اشکانی  را به عنوان اولین ا یمن شناس تاریخ معرفی نموده است " (۱۴).
در واقع ، مکانیسم تولید ایمنی به علت وجود پادزهر در برابر زهر، به سادگی در عادت زهر خواری مهرداد ششم  و ایمنیت او توجیه می شود.

بخش چهارم: تغذیه ی ایرانیان در دوران ساسانی
درباره ی وضع تغذیه ی ایرانیان عهد ساسانی اطلاعات نسبتا جا لبی در دست می باشد و قبل از آنکه بحث در اطراف دوره ی ساسانی را آغاز نمائیم به مناسبت مطلب ، نظریه ی آمین مارسلین افسر و مورخ رومی را درباره ی عادات غذائی ایرانیان ساسانی نقل می نمائیم . نامبرده می گوید: "قناعت و صبر ایرانیان در مقابل لذات طعام ، قا بل ستایش است.  جز پادشاه، هیچیک از ایرانیان وقت معینی برای صرف غذا ندارند. هر وقت گرسنه شوند بر سر خوان می نشینند و هر چه قابل خوردن باشد می خورند. هرگز معده را انباشته نمی کنند و به سیر شدن خرسندند. اگر چه بنظر اغراق می آید ولی نسبت به شکم خوارگی رومیان عهد قیصر ، مردم ایران را می توان مردمی قانع شمرد" (۲۸).
غلا مرضا رشید یاسمی  به نقل از کریستن سن در کتاب "ایران در زمان ساسانیان" درباره ی فراوانی خوراکی های این عهد صحبت می دارد و از قول یکی ازغلا مان دربار خسرو پرویز انواع اغذیه و اشربه را بر می شمرد: "زیرک خوش آرزو که غلامی از واسپوهران یعنی از زادگان روسای دهقانان و مختص به خدمت خسرو پرویز بود و چگونگی آماده کردن طعام های با مزه و خوشگوار و طریقه ی پرورش بدن را بهتر از همه ی مردم می شناخت و بهتر از هر کس می توانست خوشی های زندگی را توصیف کند، روزی پیش خسرو پرویز نیکو ترین اطعمه ای را که از گوشت چرندگان می توان ساخت چنین بر شمرد: وهیک (بزغاله ی دو ماهه که با شیر مادروهمچنین شیر گاو پرورده شده است) ، رودن (مرغ و یا بره ای را که پر و یا پشم کنده با روغن بریان کرده باشند) ، آبکامه ( خورشی است معروف که در اصفهان از ماست و شیر و تخم اسپند و خمیر خشک شده و سرکه سازند و به عربی به آن مری گویند). اما مغز استخوان و زرده ی تخم مرغ با مزه ترین خوردنی هاست.
در میان مرغان، از همه خوش تر و بامزه تر قرقا ول چاق و پروار، کبک زمستانی، تذرو، تیهو، سپید دنبه، کبوتر بچه ی به روغن پرورده شده ، چرز (پرنده ای است که با باز شکار کنند)، کبکنجیر، مرغابی و مرغ خانگی جوان که به شاهدانه و آبکامه و روغن زیتون پرورده شده است .
در میان گوشت حیوانات اهلی، گوشت گاو ، گوزن، گور، گراز، گاومیش و خوک که به سبوس جو پرورده شده است و پیه دارد و آن ها را به شیر ترش زنند و چاشنی گوناگون دهند.
از میان خوردنی های خام پزی، از همه بامزه تر و دل پسند تر و خوشگوارا تر گوشت خرگوش ، اسب و سمور است اما با آهوی ماده ی سترون که افسرده (خوراک سرد شده) است و پیه دارد هیچ خام پزی را پیکارنیست.
از میان باده های نیکو و خوش، باده یا می انگوری است که خوشرنگی ، پاکی، روانی، خوشبوئی، خوشگواری و زود گیری را فراهم سازد و باده های هریوه، مرورودی، بسنی، ارانی، بلخی، یوشنجی، گوری و قبازری از همه بهتر. اما با باده ی آشوری  و باده ی واج رودی ، هیچ باده ای را پیکار نیست (در معجم البلدان، واج رود نام محلی میان قزوین و همدان است).
از میان تنقلات و ماکولاتی که بعد از غذا و شراب خورند: نارگیل که آن را با شکر خورند و به پارسی جوز هندی و به هندی انارگیل خوانند، پسته ی گرگانی، نخود تازه، خرمای هراتی، دانه ی شفتالوی ارمنی پوست کنده، بلوط و شاه بلوط و شکر، دانه ی انار شیرین، دانه ی انار ترش با گلاب، سیب شامی، سیب قمسی و مغز ترنج طبری. اما با شاهدانه ای که با پیه پاژن (پاژن نام قوچ معروف منطقه ی لارستان است: م.س.ن) برشته شده باشد هیچیک از آنان را پیکار نیست" (۲۸ و ۲۹).
علاوه بر شرح فوق که به تفصیل  تنوع غذاهای ایرانیان و تا حدودی نیز روش تهیه ی آن ها را در عهد ساسانیان بیان می کند ، آداب تغذیه ی مردم ایران را می توان ضمن مطالعه ی مراسم جشن ها و اعیاد مختلف در آن روزگار به روشنی باز شناخت. سعید نفیسی (۳۰) مولف کتاب تمدن ایران ساسانی می نویسد: ‎"روز اول فروردین ماه، همواره آغاز سال ایرانیان قدیم بوده و همیشه آن را نوروز نامیده اند و جشن بزرگی بوده است. در ایران قدیم عادت شده بود که در این جشن هر کسی برای دوستان خود شیرنی می فرستاد و این عادت نه تنها در ایران همچنان پایدار مانده بلکه در میان ترکان عثمانی نیز ضمن بعضی اعیاد راه یافته است و آن ها درعید فطر ، برای دوستان خود شیرینی می فرستند و به همین جهت عید فطر را عید شکر (به فتح ش)  می نامند" (۳۰).
کاظم کاظم زاده (۳۱) از قول کنستانتین اینوسترانتسف پژوهشگر روس، مراسم روز اول سال نو را در دربار ساسانی به تفصیل شرح می دهد: "پس از آنکه شاه جامه ی خود را می پوشید و پذیرائی را که در این روز مرسوم بود آغاز می نمود، شخصی که خوشنام و در آوردن نیکبختی آزموده بود با روی خندان و بذله گویان به حضور شاه می آمد و روبروی شاه می ایستاد و شاه از او می پرسید تو کیستی و از کجا می آیی و به کجا می روی و کی با تو همراه است و چه با خود آورده ای ؟ و او می گفت من از جانب دو نفر نیکبخت می آیم  و به سوی دو نفر پر برکت می روم و با من پیروزمندی همراه است ، نام من خجسته است و من با خود سال نو و برای پادشاه  خبر خوش و درود و پیام می آورم . هنگامی که شاه اجازه می داد، آن مرد میزی سیمین روبروی شاه می گذاشت  و  در کنار آن کلوچه هائی  می نهاد که از حبوبات گوناگون مانند گندم، جو، ارزن، نخود، عدس برنج، کنجد و لوبیا پخته شده بود و هفت دانه از هر یک از انواع کلوچه ها را بر داشته و روی میز می گذاشت . در وسط میز هفت شاخه از درختانی را می نهادند که از روی آن ها و نام آن ها پیشگوئی می کردند و سال نو را به فال نیک می گرفتند. شاخه ها از درختانی مانند بید، زیتون، به و انار بود که هر کدام به اندازه ی یک یا دو سه بند قطع شده بود. به علاوه هفت جام سفید و هفت درهم سفید ضرب همان سال و یک دینار نو و یک بسته اسپند می گذاشتند و آن مرد تمام آن ها را بر می داشت و برای شاه زندگی ابدی و سلطنت طولانی و خوشبختی و خوشنامی آرزو می کرد. در آن روز، قبل از هر چیز بشقاب زرین یا سیمین با قند سفید و جوز هندی تازه و پاک شده و پیاله های زرین  و سیمین به شاه تقدیم می شد و شاه، روز را با نوشیدن شیر تازه دوشیده شده که درون آن خرمای تازه و مرغوب بود، آغاز می کرد و بعد از میان پوست جوز هندی ، خرماهای ریز را بر می داشت و می خورد و کسی را که دوست داشت از آن خرماها می بخشید" (۳۱).
از نظر تولید گوشت مرغ و تخم مرغ و بطور کلی از لحاظ توجه به کار مرغداری و پرورش طیوردر دوران ساسانی همین بس که معاش مردم برخی شهر ها فقط از همین راه تأمین می گردید واز این شهرها ، شهر کسگر را به عنوان نمونه می توان نام برد، طبق روایات و مدارک موجود ، کسگر محل آخرین مأموریت نعمان (سردار عرب در آخرین جنگ با ایران) بود. بنا بر قول دکتر مراد علی زهری (۳۲)،  شهر کسگر (که به واژه ی هراتی به معنای جو است) در زمان ساسانیان به نام خسرو شاپور بود و در دوران حجاج به نام واسط خوانده می شد و شهری بود میان بصره و کوفه و در این ناحیه ی بزرگ کشاورزی ایران، پرورش جوجه و مرغ شهرت به سزائی داشت و می گفتند همه ی غذای مردم آن شهر، جوجه است و در آن جا ۲۴ جوجه ی بزرگ را به یک درهم (یک سکه نقره) خرید و فروش می کردند. 
 
دکتر منوچهر سعادت نوری 


References
R1. Frazer, J. G. (1931): The Golden Bough, ed., Vol. I. Pp. 21, 238. New York, USA
R2. Biggar, H. P. (1924): The Voyages of Jacques Carttier, Publication of Public Archives of Canada No III
R3. Brehaut, E. (1933): A Translation of "Cato the Censor on Farming", Columbia Univ. Press, New York, USA
R4. Quinn, V. (1938): Roots, Seeds, and Leaves and their Place in Life and Legend, ed., F. A. Stokes Co., New York, USA
R5. Lucas, A. (1948): Ancient Egyptian Materials and Industries, ed., Edward Arnold & Co., London, UK
R6. Kornrohh, M. (1936): A Translation of "History written by Herodotus, New York, USA
R7. Adams, F. (1929): A Translation of "The Authentic Writings of Hippocrates", Wood & Co., New York, USA
R8. Guilk, C. B. (1927): Athenaeus Deipnosophistae, ed., Putnam's Sons, New York, USA
R9. Pirnia, H. (1953): Ancient Iran (in Persian), ed., Vol. II. Pp. 1464 - 1534, Ebn Sina Publications, Tehran, Iran
R10. Hatami, A. (1957): Iran's Heritage (A Translation in Persian), p. 28. Publications of Bongaah-e Tarjomeh-o Nashr-e Ketaab, Tehran, Iran
R11. Behnam, I (1967): Iranian Civilization (A Translation in Persian), Publications of Bongaah-e Tarjomeh-o Nashr-e Ketaab, Tehran, Iran
R12. Homan, A. (1955): Economics of Agriculture (in Persian), ed., P 9, Tehran University Publications, Tehran, Iran
R13. Mashaiekhi, R (1962): Cyropaedia written by Xenophon (A Translation in Persian as Kourosh Nameh), Pp 6-8, Publications of Bongaah-e Tarjomeh-o Nashr-e Ketaab, Tehran, Iran
R14. Najm Abadi, M. (1963): The Medical History of Iran (in Persian), ed., Tehran, Iran
R15. Zargari, A. (1966): Herbs (in Persian), ed., Pp 116-221, Amir Kabir Publications, Tehran, Iran
R16. Alavi Nainii, A. (1964): Principles of Food Heigin (A Translation in Persian from an Arabic Text written by Zakaria Razi), Tehran, Iran
R17. Moghadam, M. (1960): History of Achaemenid Empire (A Translation in Persian), Ibn Sina Publications, Tehran, Iran
R18. Zohari, M. A. (1969): Principles of Poultry Husbandry (in Persian), ed., Tehran University Publications, Tehran, Iran
R19. Sattari, M. (1969): Sheep Husbandry in Iran (in Persian), ed., Tehran University Publications, Tehran, Iran
R20. Bahrami, T. (1961): Animal Husbandry (in Persian), ed., Tehran University Publications, Tehran, Iran
R21. Vahid Mazanderani, A. (1964): The History of Herodotus (A Persian Translation from English version as translated by George Rawlinson), Publications of Bongaah-e Tarjomeh-o Nashr-e Ketaab, Tehran, Iran
R22. Mehrin, M. (1958): The History of Civilization: Our Oriental Heritage (A Persian Translation from an English Text written by Will Durant), Eghbal Publications, Tehran, Iran
R23. Aryanpour, A. H. and Ahmadi, A. (1961): The History of Civilization: Ancient Greece  (A Persian Translation from an English Text written by Will Durant), Eghbal Publications, Tehran, Iran
R24. Javan, M. (1960): The Social History of Ancient Iran (in Persian), ed., Tehran, Iran
R25. Bahrami, T. (1951): The History of Agriculture in Iran (in Persian), ed., Tehran University Publications, Tehran, Iran
R26. Hekmat, A. A. (1965): The Political History of Parthia (A Persian Translation from a Text written by Neilson Carel Debevoise), Ibn Sina Publications, Tehran, Iran
R27. Mouin, M. (1965): Iran: from the earliest times to the Islamic conquest (A Persian Translation from a Text written by Roman Giroshman in 1954), Publications of Bongaah-e Tarjomeh-o Nashr-e Ketaab, Tehran, Iran
R28. Saami, A. (1965): Sasanid Civilizations (in Persian), ed., Shiraz, Iran
R29. Rashid Yasemi, G. R. (1938): Iran during Sasanids (A Persian Translation from a Text written by Kristensen), Tehran, Iran
R30. Nafisi, S. (1952): The History of Civilization: Iran during Sasanids (in Persian), ed., Tehran University Publications, Tehran, Iran
R31. Kazem Zadeh, K. (1964): Some Studies on Sasanid Empire (A Persian Translation from a Text written by Constantine Ivanstrantsf), Publications of Bongaah-e Tarjomeh-o Nashr-e Ketaab, Tehran, Iran
R32. Zohari, M. A. (1971): Studies on the Poultry Breeds Native to Iran, J. Faculty of Vet. Med., Tehran Univ., 26: 4, Tehran, Iran
 
Originally published online here: http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury-74.html