ه‍.ش. ۱۳۹۳ دی ۳, چهارشنبه

زنان نامدار ایران: ٢٩ - شمس کسمایی سراینده ی نوگرا و پیشگام


 شمس کسمایی در ۱۲٦۲ خورشیدی در یزد به دنیا آمد. از او گاهی به عنوان "شمس جهان کسمائی" نیز نام می برند. "خلیل کسمایی" پدر او، و"هما" مادر او بود. نیاکان او، گیلک و از روستای کسمای گیلان بودند.
آگاهی هایی پیرامون "کسما" زادگاه نیاکان او
١ - کسما دهی است از دهستان مرکزی بخش صومعه سرا در شهرستان فومن: تارنمای لغت نامه دهخدا
٢ - دهستان کسما در مرکز شهرستان صومعه سرا و در میان دهستان‌های مرکیه،اباتر, طاهرگوراب، ضیابر، هندخاله، تولمات و شهرستان‌های بندرانزلی و فومن و در منطقه‌ای جلگه‌ای قرار گرفته است. دهستان کسما در طی دوران مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی مهمترین مرکز جنگلیان و در حقیقت پایگاه سیاستگذاران این نهضت بود. یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچک خان جنگلی (۱۲۵۷ - ۱۱ آذر ۱۳۰۰ خورشیدی) مبارز انقلاب مشروطه و رهبر جنبش جنگل بود که در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه قیام کرد: دانشنامهٔ آزاد ویکی ‌پدیا
ماجرای زندگی او
شمس کسمایی در شهر یزد با حسین ارباب‌ زاده بازرگان چای ازدواج کرد و به همراه وی به روسیه رفت و ده سال در عشق آباد روسیه زندگی کرد و زبان روسی ‌آموخت. بنا بر نوشته ی رسول رخشا در تارنمای وازنا "در سال ۱۲۹۷ شمس و حسین به همراه دو فرزندشان صفا و اکبر به ایران باز می‌گردند و در تبریز ساکن می‌شوند. تبریز در آن سال‌ها مرکز ثقل تحرکات اجتماعی و انقلابی ایران است، سال‌هایی‌ست که شیخ محمد خیابانی مشغول سازمان دهی مردم برای یک خیزش اجتماعی، و تقی رفعت در کار تشکیل هسته‌ های مبارزاتی در عرصه‌ ی شعر، برای مبارزه با شعر سنتی ا‌ست. عرصه‌ی عمل این هر دو نیز نشریه ی تجدد است. شمس کسمایی که اقامت ‌او در روسیه مقارن با شکل‌گیری و گسترش انقلاب ا‌ست به محض ورود به تبریز، به گروه نویسندگان تجدد می ‌پیوندد و شروع به نوشتن مقالات انقلابی می‌کند، عمده‌ ترین مقالات شمس موضع‌ گیری علیه قرداد ۱۹۱۹ است. شمس که زبان‌های فارسی و روسی را می‌دانست، در تبریز، ترکی را نیز می‌آموزد. شمس زنی روشنفکر، فعال، و جمع‌گرا و خانه‌اش در تبریز محفل هنرمندان و اندیشمندان بود... حسین ارباب زاده همسر شمس کسمایی در سال ۱۳۰۷ در گذشت و شمس بعد از دست دادن پسرش با تنها دخترش صفا، به یزد ‌رفت و چند سالی آنجا ‌ماند و بعد با همسر جدیدش محمد حسین رشتیان به تهران ‌آمد و در این شهر اقامت ‌گزید".
ماجرای پسر او
بنا بر نوشته ی دانشنامهٔ آزاد ویکی ‌پدیا: "پسر او، کریم ارباب ‌زاده که نقاش چیره‌دستی بود و با چند زبان آشنایی داشت، در سال ۱۹۲۰ میلادی در مبارزات جنگل کشته شد. ابوالقاسم لاهوتی در شعری با عنوان عمر گل به دلداری مادر داغدار شتافت و خطاب به شمس سرود:
در فراق گل خو ای بلبل/  مکن آشفته موی چون سنبل
نه فغان برکش و نه زاری کن/ صبر بنما و بردباری کن"
نمونه ای از سروده های او
(۱)
گرفتار یک سرزمین
ز بسیاری آتش مهر و ناز و نوازش/ از این شدت گرمی و روشنایی و تابش
گلستان فکرم/ خراب و پریشان شد افسوس
چو گلهای افسرده افکار بکرم/ صفا و طراوت زکف داده گشتند مایوس
بلی، پای بر دامن و سر به زانو نشینم
که چون نیم وحشی گرفتار یک سرزمینم
نه یاری خیرم/ نه نیروی شرم
نه تیر و نه تیغم بود، نیست دندان تیزم/ نه پای گریزم
از این روی در دست همجنس خود در فشارم
ز دنیا و از سلک دنیا پرستان کنارم
برآنم که از دامن مادر مهربان سر برآرم
(۲)
کشتزارها
ما دراین پنج روز نوبت خویش/ چه بسا کشتزارها دیدیم
نیکبختانه خوشه ها چیدیم/ که زجان کاشتند مردم پیش
زارعین گذشته ما بودیم
باز ما راست کشت آینده/ گاه گیرنده گاه بخشنده
گاه مظلم گهی درخشنده/ گرچه جمعیم و گر پراکنده
در طبیعت که هست پاینده
گر دمی محو، باز موجودیم
(۳)
غفلت وغیرت
تا تکیه گاه نوع بشر سیم و زر بود/ غفلت برای ملت مشرق خطر بود
تا اینکه حق به قوه ندارد برابری/ هرگز مکن توقع عهد برادری
آن ها که چشم دوخته در زیر پای ما/ مخفی کشیده تیغ طمع در قفای ما
مقصودشان تصرف شمس و قمر بود/ حاشا به التماس برآید صدای ما
باشد همیشه غیرت ما متکای ما/ ایرانی از نژاد خودش مفتخر بود
http://sorayeh.com/podcast/?p=381
بیشتر:
http://www.qoqnoos.com/body/poem/new-poem/Kasmaei%20Shams/poem.htm
چند نوشتار و یک ویدیو از کار های او
درباره‌ی شمس جهان کسمایی: رسول رخشا
http://www.vazna.ir/?p=1898
چه کسانی در شکل گیری شعر نو سهیم بودند؟ و درباره‌ی شمس کسمایی: ناهید باقری گلداشمید
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=64267
کسمایی (شمس جهان)
http://www.qoqnoos.com/body/poem/new-poem/Kasmaei%20Shams/bio.htm
پادکست سرایه: شعرهایی از شمس کسمایی
https://www.youtube.com/watch?v=ynDEA6m3L9k
پایان او
شمس کسمایی در ۱۲ آبان ۱۳۴۰ در سن ۷۸ سالگی در گذشت. او را در شهر قم به خاک سپردند.
نظریاتی پیرامون آثار او
١ - "شمس کسمایی مادر شعر مدرن ما بود، همان‌طور که نیما پدر شعر مدرن ماست": پوران فرخزاد
٢ - "شمس جهان کسمایی در تبریز به همراه شاعران دیگری در نشریه "آزادیستان" سروده هایش را به چاپ رساند. او زنی اندیشمند، پیشرو و بی پروا بود. در آن سال ها که بیشتر زنان سواد نداشتند، از نخستین کسانی بود که حقوق زن را مطرح کرد. کسمایی اگر چه هنوز شاعری قدرتمند نشده بود، ولی تلاش وی برای نوآوری در سروده هایش، ستودنی است. این تلاش ها همه پیش از زمانی بوده که نیما یوشیج (علی اسفندیاری) راهی را که او و همسنگران شعری اش آغاز کرده بودند، پی گرفت. شمس پس از مرگ همسرش نخست به یزد رفت و پس از چندی به تهران نقل مکان نمود و درسال ۱٣۴۰ وفات یافت. آرامگاه او در گورستان وادی السلام شهر قم می باشد. در اندک کناب هایی به این بانوی شاعر پرداخته شده است. تذکره نویسان دوره ی مشروطیت به شعر کهن و سنتی علاقه مند بودند. آن ها شعر نو را به رسمیت نمی شناختند که بخواهند نامی از شمس بیاورند. چند سروده ی او که همان اوایل در نشریه آزادیستان چاپ شد و در اوج جنگ های داخلی فراموش گشت، تاریخ ۱۲۹۹را دارند. کسمایی به سبب آشنایی و تاثیر پذیری از زبان و ادبیات ترکی و روسی شاعری نو اندیش و پیشگام بود. او با دیدگاهی نو هنر ابتکاری خود را جهت از بین بردن ضعف های شعر کلاسیک فارسی به کار گرفت. وی با آن که نتوانست آن چنان که باید هنر خود را شکل دهد، ولی در شکل گیری شعر نو فارسی سهیم است، زیرا هنر نو و ابتکاری، محصول تجربه های یک شاعر نیست، شرایط تاریخی، اجتماعی و جهان بینی شاعر به ضرورت دگرگونی کمک می کند تا هنری نو شکل بگیرد. کسمایی با پی بردن به راز پایداری هنر در نو آوری، کوشید نخست در محتوا و سپس در صورت شعر دگرگونی ایجاد کند. در سروده های نخستین او که در قالب کلاسیک است، محتوی کهنه و کلیشه ای نیست، شاعر با بینشی خاص در پی نوعی آشنایی زدایی در زمینه ی محتوای شعر است. او زمانی که ساختار مرسوم و معمول شعر فارسی را کنار گذاشت، زبانش در بیان مطالب، تازه، رسا و گویا نبود، ولی به زبان عصر خود سخن می گفت. کسمایی دراین شیوه ی نو، موضوعات تازه را در پیکره ی جدیدی به کار گرفت. او تفاوت فرهنگی ایران و عثمانی و روسیه را می دانست. شناختی درست از ادبیات کشور خود و جهان پیرامونش داشت. توجه او بیشتر در جهت ایجاد یک انفلاب ادبی برای از بین بردن رکودی بود که سال ها ادبیات ایران را از خلاقیت به دور نگاه داشته بود... تنها اشعاری اندک از او به جا مانده است. شمس جهان کسمایی شاید اگر میدان بیشتری برای عرضه ی درونمایه هایش می یافت، می توانست همپای شاعران مرد معاصر خود بدرخشد": ناهید باقری گلداشمید شاعره و نویسنده ی ایرانی اتریشی
٣ - "نخستین شعر شکسته (نیمایی) توسط شمس کسمایی نوشته شد و همین امر یعنی شکستن قالب ‌های سنتی در شعر توسط او شاید مهم ‌ترین دلیلی باشد که از او با عنوان مادر شعر مدرن یاد می‌کنند": رسول رخشا
٤ - "شمس کسمایی، شاعر و دانشور ایرانی بود. وی عروض و قافیه را از شعر خود برداشته و در این زمینه نوگرایی کرد. از او همچنین نوشتارهای تند سیاسی در روزنامه‌های تبریز منتشر می‌شد":  دانشنامهٔ آزاد ویکی ‌پدیا
 یادداشت پایانی
١ - باید یادآوری نمود آخرین سروده ای که در ویدئوی "پادکست سرایه/شعرهایی از شمس کسمایی" بازخوانی شده همانگونه که در بخش "ماجرای پسر او" در همین نوشتار آمده از ابوالقاسم لاهوتی سراینده ی مشهور اواخر دوران قاجار و اوایل عصر پهلوی است.
٢ - سروده ها و نوشتارهای شمس کسمائی جایگاه ویژه ای در تاریخ فرهنگ و ادب ایران دارد و بسیاری از آن ها فراموش ناپذیر و جاودانه است.  روانش شاد و یادش گرامی باد
دکتر منوچهر سعادت نوری
Famous Iranian Woman: Shams Kasmaii
Abstract
: Shams Kasmaii (aka Shams-e Jahan Kasmaii) was born in the city of Yazd to Khalil Kasmaii and his wife Homa in 1883. Her ancestors were from Kasma located in Gilan province, which lies along the Caspian Sea in north of Iran. She was a modernist poet. Her poem on "I am used to be involved with my country" is considered by some to be one of the best-structured modern poems in Persian. She died in Tehran on 3 Novemver 1961.
Manouchehr Saadat Noury, PhD
http://iranian.com/posts/famous-iranian-woman-shams-kasmaii-43126
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/12/blog-post_24.html

بخش های پیشین زنان نامدار ایران
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_571.html