۱۳۹۲ شهریور ۹, شنبه

============== Persepolis ===================


Persepolis (Old Persian: Parsa, New Persian: Takht-e-Jamshid) is a site located in the southwest Iranian province of Fars, on the eastern edge of the broad plain called Marv Dasht. It was an ancient ceremonial capital of the second Iranian Dynasty, the Achaemenid Empire (648-330 BC), situated some 70 km northeast of modern city of Shiraz, not far from where the small river Pulwar flows into the Kur (Cyrus). It should be noted that the Median Empire (728-550 BC) has been considered as the first Iranian Dynasty in the history of Iran. The Medes are credited with the foundation of Iran as a nation and empire, and established the first Iranian empire, the largest of its day until Cyrus the Great established a unified empire of the Medes and Persians, often referred to as the Achaemenid Persian Empire. To the ancient Persians, the Persepolis was known as Parsa, meaning the city of Persians, Persepolis being the Greek interpretation of the name (Perse, meaning Persian plus Polis, meaning city) or the Capital of Persia
The First Builders: The first capital of Achaemenid Dynasty was established in Pasargadae, 70 Kilometers to the north. Pasargadae was first built by Cyrus the Great (reigned 558-529 BC) and before long the capital was moved to Susa the western district, then known as Elam, which occupied a more important position in political and economic relationships with Mesopotamia. Since that time, Pasargadae came to hold religious significance rather than political. It is documented that Darius the Great (522-486 BC) powerfully demanded the building of Persepolis, collecting materials and gathering architects and workers from all over the Persian Empire. He built many palaces and the largest and most complex building in Persepolis was the audience hall or Apadana with 36 columns, accessible by two monumental stairs.
The Site: The site of Persepolis consists of many monuments built on a large terrace made by leveling a part of the mountain and piling up blocks of stone. The great terrace measured about 500 meters extending north to south and about 400 meters east and west and is 10 to 13 meters high facing the plain. The buildings include facilities for public ceremonies and reception of foreign delegates, privet royal palace buildings and also such minor ones as treasuries. The important public buildings are the Hundred Column Hall built by Darius the Great, and the Apadana and the Tripylon completed by his son, Xerxes I. The minor facilities are exemplified by treasuries, barracks, the stairway of the terrace and the Xerxes gate. Most of the above mentioned buildings were constructed in the reigns of Darius the Great and Xerxes I (reigned 486-465 BC) the most prosperous periods of the Achaemenid Dynasty. They are magnificent art works as well as living materials for historical studies. After the time of Darius and his son, Xerxes I, the successors of the Dynasty also added some buildings to the site until this capital was sadly burned down and destroyed by Alexander, the Greek invader, in 330 BC.
Toghrol-e-Saljughi, the author of the Book of Wonders (in Persian: Ajab-Nameh), considered the monuments of Pasargadae and Persepolis to be among the works which supernatural beings or fairies (in Persian: Jen-o-Pary) had made. In his book, Toghrol-e-Saljughi wrote that, "Know that the work of a genius or supernatural being is no delusion, and anyone who has seen the province of Fars, and the place of Soloman, on him be peace, let him know that the massive ruins and sculptured figures there are the works of a genius. And in the palace of Jamshid, as it is called, a thousand columns have been put up, each one of which is 48 cubits in height, and their girth is such that four men cannot encompass it with their arms extended, and it was not within human capacity to set them up, and many have claimed that in that age, even by mechanical means, it would not be possible".
Persepolis in Poetry: Persepolis has been the subject of Persian poems for centuries. Those poems have been composed in different categories or traditions, Epic (Hemaasi), Patriotic (Meehani), and Didactic (Aamoozeshi or Pandi). A Chain of Persian Poems on Persepolis as selected by this author (MSN) may be viewed online.
Here are the links to some of those poems as composed by Ferdowsi, Nezami, Sanaaii, Parvin Etesami, Shariyar (1, 2), and MSN. It should be also noted that in 1922 when Qajar Dynasty was in power in Iran, the late Iranian poet Danesh Noubakht Shirazi, wrote a poem in reference to Persepolis and entitled it as “This Great Site of Persepolis”. His poem was later appeared in the “Anthology of the Poems composed by 74 Iranian Poets”, which was published in 1933.
Iranian poet Seyamak Ghambari also wrote an English poem on Persepolis in 2010. In his poem, he noted that, “Memory of ancient times, stored in pillars of stone, Magnificent, majestic and yet elegant Throne. Reminder of Persian Empire once before, the greatest kings world had ever known, Ruled their kingdom with their much wisdom”.
Manouchehr Saadat Noury, PhD
Ganjoor Website (2010): Online Poetry Collection (in Persian).
Ghambari, S. (2010):  Online Poem on Persepolis.
Iran Chamber Website (2010): Online Article on Parse or Persepolis: Ancient Capital of Persian-Achaemenid-Empire.
Saadat Noury, H. (1933): Flowers of Literature (An Anthology of the Poems composed by 74 Iranian Poets), Akhgar Publications, Isfahan, Iran (in Persian).
Saadat Noury, M. (2006): Online Article on “A Historical-Poetical Note on Persepolis”.
Saadat Noury, M. (2010): Online Chain of Persian Poems on Persepolis.
Stronach, D. & Codella, K. (1997): Online Article on Persepolis (Parsa).
Wikipedia Encyclopedia (2010): Online Note on Persepolis.

گفتنی های تغذیه : ٧ - "پسته" و برخی خواص آن

خواص و ارزش غذایی پسته : پسته نه تنها در دو نوع خام و بو داده از جمله اجزاي مهم آجيل‌هاي شور و شيرين است، بلكه نوع تازه آن نيز كه در اواخر تابستان و اوايل پاييز به بازار مي‌آيد طرفداران بسياري دارد. از آن جایی كه پسته حاوی آهن فراوان قابل جذب است، مصرف آن در درمان كم خونی ناشی از فقر آهن بسیار مفید می باشد. مغز پسته ماده ای نیروزا و سرشار از مواد پروتئینی، چربی ها، ویتامین ها و املاح است. پسته گران ترین آجیل و البته با ارزش غذایی فراوان است. ارزش غذایی پسته به نسبت سایر آجیل ها و نیز مواد پروتئینی همانند گوشت، شیر، تخم مرغ، و نیز حبوبات در خور اهمیت است. مغز پسته در بین بیش از دویست ماده خوراكی شامل انواع آجیل ها، حبوبات، سبزی ها، میوه های خشك و تر، لبنیات، انواع گوشت و دهها نوع خوراكی دیگر بیشترین میزان آهن قابل جذب بدن را داراست. مغز پسته دارای ۲۰ درصد پروتئین خالص و بیش از ۵۰ درصد روغن یا چربی مایع است. مقدار ویتامین آ در صد گرم مغز پسته، ۶۹۸ میكروگرم و میزان كاروتنوئید ۷/۱۳ میكروگرم است. املاح مختلفی از كلسیم، منیزیم، سدیم، پتاسیم، آهن، مس، روی، گوگرد و فسفر دارد.

ارزش غذايي پسته نسبت به ساير آجيل ها و مواد پروتئيني و حبوبات در خور اهميت است. فيبر موجود در پسته بسيار بالا بوده و امروزه اهميت فيبر و الياف در علم پزشكي و براي سلامتي انسان كاملاً مشخص شده و در رژيم هاي روزانه غذايي بسيار تاكيد شده است. فيبر موجود در پسته علاوه بر اينكه حركات غذا را در دستگاه گوارش زياد مي كند درجلوگيري از بيمارهاي سرطاني نیز موثر است. علاوه بر اين فيبر بالاي موجود درپسته آب بيشتر جذب و پرخوري را كمتر مي كند
پسته ، دارای اسيدهاي چرب ضروري مانند اسيد لينوليیك و اسيد لينولنيك است و همچنين حاوي برخي از عناصر غذايي و ويتامين ای (توکوفرول) و نيز حاوي در صد بالايي  از پروتئين و عناصر معدني مانند كلسيم،آهن و روي مي باشد. يك مزيت ديگر پسته اين است كه چربي موجود در پسته عمدتاً از چربي هاي مفيد غير اشباع تك زنجيره اي و چند زنجيره اي  با درصد پايين از چربي هاي اشباع شده (بطور ميانگين ١ تا ۵/١ گرم در اونس) مي باشد. اسيدهاي چرب غيراشباع تك زنجيره اي ميزان پيوند پروتئين هاي باچگالي بالا را افزايش مي دهند. امروزه توليد محصول با كلسترول كم مورد توجه زيادي واقع شده چرا كه تحقيقات جديد مشخص نموده كه اين گونه توليدات گياهي از امراض قلبي و برخي از سرطان ها جلوگيري مي نمايد. بسياري از تحقيقات انجام شده اخيراً نشان داده كه افرادي كه  بطور منظم خشكبار به خصوص پسته را دررژيم غذايي خود دارند (حداقل يكبار در هفته) ٢۵ درصد كمتر نسبت به افرادي كه اين رژيم غذايي را استفاده نكرده اند، به بيماري هاي قلبي مبتلا مي شوند
خواص داروئي پسته : ١ - مغز پسته از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است
٢ - مغز پسته بعلت داشتن آهن خون ساز است و آنهائي كه مبتلا به كم خوني هستند بايد حتما روزانه مقداري پسته بخورند
٣ - خوردن پسته نيروي جنسي را تقويت مي كند
٤ -  پسته براي آرامش قلب و آرام كردن اعصاب مفيد است
۵  -  خوردن پسته مغز و ذهن را تقويت مي كند
٦ - براي تسكين سرفه مفيد است
٧ - خوردن پسته معده را تقويت مي كند
٨ -براي درمان اسهال معمولي و اسهال خوني مفيد است
تحقیقات جدید و خواص پسته : تحقیقات جدید نشان می‌دهد داوطلبانی كه مدت یك ماه مرتبا ٢٨ گرم پسته در روز مصرف كرده‌اند، میزان كلسترول خون آنها ٤ تا ٨ درصد كاهش یافته‌است. با مصرف پسته سطح كلسترول بد لیپوپروتئین با غلظت كم ٦ تا ١١ درصد كاهش می‌یابد. پژوهش‌ها نشان می‌دهد كه پسته، سطح كلسترول بد را در بدن كاهش می‌دهد و در ضریب لیپوپروتئین هم تغییراتی مفید صورت می‌دهد. محققان می‌گویند پسته دارای مقادیر زیادی ماده ی گیاهی آنتي اكسیدان لوتئین است كه معمولا در سبزیجات پربرگ و تیره رنگ موجود است. مصرف زياد پسته باعث مي شود كه مقدار ازت در خون بالا رود و شايد به همين علت است كه عده اي معتقدند پسته باعث كثيف شدن خون مي شود ، البته اشخاصي كه دچار ضعف و نارسائي كبد هستند و مبتلايان به بيماري هاي نقرس و ديابت و ناراحتي كليه بايد از خوردن پسته خودداري كنند. زياد خوردن پسته يبوست مي آورد و توليد نفخ مي کند.
پسته دارویی برای سرگیجه، رنگ ‌پریدگی، بی‌ حوصلگی و کم ‌خونی : پسته در توليد و تشکيل هموگلوبين خون همکاري دارد و آهن موجود در پسته برای رفع سرگیجه، رنگ‌پریدگی، بی‌حوصلگی و کم‌خونی مؤثر است.
پسته احتمال ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد : رژيم غذايي حاوي مقاديري پسته مي ‌تواند در كاهش خطر ابتلا به سرطان ريه نقش داشته باشد. يافته‌هاي علمي در اين خصوص كه توسط انجمن آمريكايي پيشگامان تحقيقات سرطان در كنفرانس مربوط به پژوهش‌هاي مبتني بر پيشگيري از سرطان ارائه شد، بيانگر اين مهم است كه ويتامين اي نقش مهمي در پيشگيري از ابتلا به بسياري از سرطان‌ها دارد. مصرف مقادير زيادي از گاما توکوفرول‌ كه يكي از اشكال ويتامين ياد شده است خطر ابتلا به سرطان ريه را كاهش مي‌دهد. پژوهشگران تاكيد دارند: از آنجا كه پسته يكي از منابع اصلي گاما توکوفرول است بر اين اساس مي‌تواند نقش مهمي در پيشگيري از ابتلا به سرطان ريه داشته باشد. مواد خوراكي ديگر نظير مغز گردو و بادام ، ذرت و سويا نيز كه حاوي ماده ياد‌شده هستند در پيشگيري از ابتلا به سرطان نقش دارند.
در عین حال باید توجه داشت که مصرف مغزهای کپک زده پسته دارای قارچ افلاتوکسین است و می تواند باعث سرطان کبد شود.
خواص درمانی پسته کوهی یا پسته وحشی : بَنِه یا پسته کوهی یا پسته وحشی را به گویش محلی لارستانی و بستکی: بُّـه ، کردی: داره بن، برخی مناطق کردنشین دیگر آن را ون می‌خوانند. پسته کوهی یا پسته وحشی مقوی کبد و طحال است.خارج کننده ی اقسام کرم معده بوده و سرفه را تسکین می دهد و مسکن درد کمر، درد پشت و درد قولنج می باشد. ضماد آن در درمان ورم ها و زخم های سخت مفید است. از آنجایی که بنه دارای ویتامین های آ و اقسام ب و د می باشد، مقوی اعصاب بوده و ترک لب را معالجه و از شبکوری جلوگیری می کند و نرمی استخوان را درمان می نماید. در صنعت داروسازی با صمغ آن پمادی درست می کنند که مالیدن آن بر بدن از گزش پشه جلوگیری می نماید.
ونوشك ميوه درخت "بنه" است كه در برخي مناطق به پسته كوهي نيز معروف است. بنه مدر و قاعده آور است ، برای تقویت نیروی جنسی مفید است ، معده و کلیه را گرم می‌کند ، برای درمان سرفه ، فلج و استسقاء مفید است ، خوردن آن با سرکه برای پاک کردن کبد و رفع سردرد نافع است.
خواص درمانی پسته شامی یا بادام زمینی : تحقیقات و بررسی های متعدد نشان داده اند، چربی بادام زمینی و كره ی بادام زمینی برای انسان مفید است. طی یك مطالعه در یكی از دانشگاه های آمریكا، اثرات رژیم غذایی حاوی بادام زمینی و كره ی آن در كاهش كلسترول خون، با میانگین رژیم غذایی آمریكایی ها مقایسه شد. نتایج نشان داد كه خطر بیماری های قلبی با مصرف متناوب و مكرر بادام زمینی( هر بار به مقدار كم) كاهش می یابد. بادام زمینی و كره ی آن، منبع خوب و با صرفه ای از پروتئین است و بیشتر ویتامین ها و املاحی را كه به سختی بدست می آید، تامین می كنند. این ویتامین ها و املاح شامل اسید فولیك، ویتامین ای ، مس، سلنیوم، منیزیم، روی و همچنین رنگدانه های گیاهی و فیبر خوراكی می باشند.
رباعی "پسته" از همین نگارنده

ای خبره به کار_ باغداری/ مشغول شدی به پسته کاری/ فردا ، که چو پسته ها در آید/ سرگرم شوی به پسته خواری!
دکتر منوچهر سعادت نوری
منابع و مآخذ
خواص پسته : بسیاری از تارنماها
خواص و ارزش غذایی پسته - خواص داروئي پسته - تحقیقات جدید و خواص پسته : نوشتار "پسته نامه" از همین نگارنده
پسته دارویی برای سرگیجه، رنگ‌پریدگی، بی‌حوصلگی و کم‌خونی : تارنمای همشهری آنلاین
پسته احتمال ابتلا به سرطان را کاهش می‌دهد : تارنمای تابناک و بسیاری از تارنماها
سرطان کبد و مصرف مغزهای کپک زده پسته : تارنمای مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی ایران   
خواص درمانی پسته کوهی یا پسته وحشی : تارنمای پرشین پرشیا
ونوشك ميوه درخت "بنه" : تارنمای کلینیک دیجیتالی طب سنتی
خواص درمانی پسته شامی یا بادام زمینی : تارنمای تبیان

۱۳۹۲ شهریور ۷, پنجشنبه

ایرانیان : درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی - بخش ششم

در بخش های پیشین، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی" ، به پاره ای از نشانه های فرهنگی ، هنری در برخی نقاط  این سرزمین اشاره شد. در این بخش ، این نشانه ها  را در شهرستان نور (واقع در مازندران ایران) و ولایت نورستان (واقع در افغانستان)  پیگیری می کنیم:
شهرستان نور
این شهرستان در استان مازندران واقع شده و مرکز آن شهر نور است. نام قدیمی نور که حتی ساکنان کنونی آن نیز گهگاه به کار می ‌برند، سولده است. شهرستان نور به عنوان پایتخت ساحلی ایران نیز نام گذاری شده ‌است... در جدیدترین کشفیات باستان شناسی در این شهر آثاری از دورهٔ اشکانیان پیدا شده ‌است.
شهرستان نور با مساحتی معادل ٢٦٧۵ کیلومتر مربع در غرب استان مازندران واقع شده است. پوشش گیاهی شهرستان نور شامل دو قسمت جنگل و مرتع است که قسمت جنگلی آن  به وی‍ژه در فصول بهار و پاییز بسیار زیبا و دیدنی است. در حال حاضر شهرستان نور دارای٢٣٢ نقطه روستایی و پنج نقطه شهری شامل شهر های نور ، رویان ، چمستان ، بلده ، ایزد شهر و شهرک های مسکونی متعدد است. شهر نور از دو جاده ی ارتباطی هراز و کندوان با استان تهران مرتبط می شود و جاده ی دیگری نیز در دست احداث است که با عبور ازشرق شهر بلده ، نور را به شمال تهران ارتباط می دهد. گستردگی شهر نور از سواحل دریا تا ارتفاعات البرز میانی ، وجود تنوع آب و هوایی ، رودخانه ها ، آبشار های طبیعی همراه با آثار تاریخی و باستانی اعتبار ویژه ایی به این شهر بخشیده است
وجه تسميه ی نور منتسب به رود نور است كه به دليل زلالی آب و انعكاس نور در آن به اين نام خوانده شده است.  نور در زمان های گذشته به سبب موقعيت طبيعی و سوق الجيشی از اهميت ويژه‌ای برخوردار بوده است، وجود قلعه و استحكامات متعدد در اين منطقه و منطقه كجور، تاييد کننده اين ادعا است. شهرستان نور از شمال به دريای ‌مازندران از خاور به آمل از جنوب به رشته ‌كوه‌ هاي البرز و لاريجان (شهرستان آمل) و از باختر به شهرستان نوشهر محدود می شود. آمل نزديك ترين شهرستان به نور است كه به فاصله ٤٦ كيلومتری از آن قرار دارد. فاصله نور تا مركز استان (ساری) ١١٤ كيلومتر و تا تهران ٢٤٣ كيلومتر است. خاك منطقه نور خاك زراعتی و باتلاقی است و آب كشاورزی آن از رودخانه تأمين می‌شود. ٩٠ درصد مردم اين شهرستان به شغل كشاورزی اشتغال دارند. از مهم‌ترين محصولات كشاورزی آن می‌توان برنج، گندم، جو، مركبات و انواع سبريجات را نام برد. برنج، ‌مركبات، فرآورده‌های شيری و فرآورده های چوبی صادرات شهرستان نور را تشکيل می دهد. گليم و جاجيم بافی، ظروف سفال، ظروف و مجسمه های چوبی، حصيربافی و دست بافت ها از عمده ترين صنايع دستی نور است.
بخش نور : ازحیث وضع طبیعی، بخش نور به سه منطقه تقسیم می شود: ١ - قسمت شمالی بخش دشت و ساحل دریای مازندران است و هوای آن مانند دیگر سواحل دریا مرطوب و معتدل است و محصول عمده ٔ آن برنج و کنف و مختصری غلات است. ٢ - قسمت میان بند، در بین دشت و ییلاق، منطقه ای است کوهستانی با جنگل های انبوه و هوای معتدل و مرطوب و محل قشلاق گله داران است. ٣ - قسمت ییلاقی بخشی که مشتمل است بر دره های خوش آب وهوای جبال البرز، از ارتفاع ١٢٠٠ گز به بالا و محل ییلاق سکنه ی نواحی میان بند و دشت است.
گذشته ی منطقه ی نور و کجور
داود ظفری می نویسد : "شهرستان نور در استان مازندران در شمال  ایران  واقع شده است. این شهرستان درغرب استان واقع شده و مرکز آن شهر نور است. نور يكی از قديمی ترين نواحی شهرنشين طبرستان یا مازندران كنونی بوده كه به گواهی تاريخ بخشی از آن رویان  و بعد از حمله ی مغول ، رستمدار نام گرفت. تاریخ نور را باید همزمان با دیگر نواحی مازندران غربی مطالعه نمود . تمیشه یا تميشان نامی آشنا در افسانه های ایران و شاهنامه و شهر  ناتل در جنوب  شهر نور پایتخت ساحلی حكومت رويان و رستمدار بود. از لحاظ تاریخی منطقه ی رویان و رستمدار از شرق به آلیش رود و غرب به هوسم ( رودسر) و بعد ها تا نمک اوه رود (نمک آب رود) محدود شد که شامل شهرستان های نور ، نوشهر ،چالوس می باشد... در سده ی اخیر برای حفظ نام های تاریخی نور و رویان، سولده به نور و علمده به رویان تغییر نام یافت... در تاریخ مازندران غربی  پایتخت رویان ، کجور شهر در کوهستان و ناتل در  جلگه بود .(جدیداً در کاوش ‌های باستانشناسی آثاری از دوران پارت در ناتل  بدست آمده است). پادوسبانان که از اولاد ساسانیان بودند در این منطقه بیش از هزار سال حکومت می کردند که در عصر صفویه به علت سر کشی از دولت مرکزی  به فرمان شاه عباس کبیر در سال ١٠٠٦ هجری قمری  با تخریب قلعه های نور و کجور و لاریجان و لواسانات منقرض گشتند و این منطقه مستقیم زیر نظر دولت مرکزی ایران قرار گرفت.
مهم ترین آثار تاریخی که در منطقه ی نور (رویان شرقی) باقی است شامل خرابه های شهر ناتل و آرامگاه شاه رضا کیا سلطان ناتل ، قلعه ی پولاد نور در شهر بلده ، مقبره ی شاه بالو در کنار منطقه ی تاریخی پایدشت چمستان و آرامگاه جمشید کیا سلطان در شهر رویان ، پل خشتی نور و ... می باشد. سولده یا شهر فعلی نور از زمان قاجار رو به رشد افتاد و ظاهرا باید پیش بندری برای شهر ناتل باشد که پس از نابودی ناتل با رشدش جانشین ناتل گردید چنان که شهر چمستان (چمازستان) وارث پایدشت تاریخی و شهر محمودآباد وارث بندر تاریخی اهلم گردید. سولده از آن جایی که بزرگ ترین روستای ساحلی نور در عصر قاجار بود مورد توجه ناصرالدین شاه قرار گرفت... منطقه ی نور و کجور در مازندران محل خیزش حرکت های مهم تاریخی و ظهور شخصیت های مهمی بوده است که تاثیری بزرگ در تاریخ ایران داشته اند .منطقه ی زیبا و تاریخی  نور و کجور دارای گویش و فر هنگ خاص و متمایز در غرب مازندران است".
شهر نور مرکز بخش مرکزی شهرستان نور و شهری گردشگری است که محبوبیت فراوانی میان مسافران داخلی و خارجی دارد. دید جنوبی شهر به سمت کوه‌ های پوشیده از درختان پهن‌برگ واز سمت شمال نیز به دریای خزر مشرف است.جنگلهای شمال ایران جزء جنگل ‌های هیرکانی می‌باشند که قدمت شان به دوره‌های دوم و سوم زمین‌شناسی باز می‌گردد... چارلز فرانسیس مکنزی که در سال ۱۸۵۹ میلادی از این محل عبور کرده چنین وصفی در خصوص آن ارائه می‌دهد: «دهکده سولده، هشتصد متر از دریا فاصله داشت.... سولده دهکده بزرگی است و میرزا آقاخان نوری بخصوص به آن توجه داشت. این ده دویست خانه، بیست دکان و دو حمام دارد و یک پل آجری به سه دهنه روی رودخانه‌ای به همین نام ساخته‌اند».
مناطق دیدنی شهرستان نور : ١. پارک جنگلی شهر نور - ۲. سواحل زیبا و پلاژ تفریحی در نور ، رویان و ایزدشهر - ٣. قلعه پولاد بلده - ۴. خانه ی نیما یوشیج در یوش بلده - ۵. پارک جنگلی و چشمه کشپل چمستان - ۶. آبشار آب پری رویان - ۷. روستای پیمط - ۸. آب گرم و جنگل لاویج - ۹. هتل نارنجستان - ١٠ - روستای سلیا کتی نزدیک پارک جنگلی و چشمه کشپل چمستان
آشنایی با برخی از آثار تاریخی شهرستان نور
١- كاخ‌ تميشان‌ نور : اين‌ كاخ‌ در ۵ كيلومتري‌ شهرستان‌ نور واقع‌ شده‌ و در دوران‌ سلطنت‌ پهلوي‌ دوّم‌ به‌ دستور اشرف‌ (خواهر محمّد رضا شاه‌) ساخته‌ شده‌ و در زمره‌ ی مجموعه‌ كاخ‌ هايي‌ است‌ كه‌ امروزه‌ در اختيار بنياد جانبازان‌ قرار گرفته‌ است‌. محوطه‌ ی كاخ‌ بسيار بزرگ‌ و داراي‌ استخر، اصطبل‌ و محل‌ اقامت‌ نگهبانان‌ است‌. روبروي‌ آن‌ بناي‌ زيبا و بزرگ‌ ديگري‌ وجود دارد كه‌ در كنار ساحل‌ درياي‌ مازندران ساخته‌ شده‌ و به‌ عنوان‌ پلاژ اختصاصي‌ سلطنتي‌ مورد استفاده‌ قرار مي‌گرفت‌. ساختمان‌ اين‌ بنا از نظر طراحي‌ و تزئينات‌ ، زيبايي‌ خاصي‌ دارد و با ساير ارزش‌هاي‌ هنري‌ و معماري‌ آن‌ برابري‌ مي‌كند.
٢ - خانه‌ ی نيمايوشيج‌ :
در روستاي‌ يوش‌ واقع‌ شده‌ است‌. ساختمان‌ خانه‌ شامل‌ حياط‌ مركزي‌ با اطاق ‌هاي‌ متعدد در اطراف‌ است‌ كه‌ با عناصري‌ از قبيل‌ آجر كاري‌ ، گچ بري ‌، ارسي‌هاي‌ زيباي‌ ملهم‌ از موتيف‌هاي‌ تزئيني‌ قاجاري‌ در زمره‌ ابنيه‌ مشهور تاريخي‌ استان‌ مازندران‌ بشمار مي ‌رود. خانه‌ ی نيما يوشيج‌ كه‌ امروزه‌ خانه‌ فرهنگ‌ ناميده‌ مي‌شود ، تعمير و مورد حفاظت‌ واقع‌ شده‌ است‌.
٣ - قلعه‌ ي‌ بلده‌ : اين‌ قلعه‌ بيش‌ از ديگر قلعه‌هاي‌ استان‌ مشهور است‌ و تا اوايل‌ دوره‌ صفوي‌ داير بوده‌ و مركز يكي‌ از مهّم‌ترين‌ قدرت‌هاي‌ محلي‌ آن‌ روز بشمار مي ‌رفت‌. اين‌ قلعه‌ در بالاي‌ كوهي‌ مشرف‌ بر بخش‌ بلده‌ ی نور واقع‌ شده‌ و عظمت‌ آن‌ از قسمت‌هاي‌ باقيمانده‌ آن‌ بخوبي‌ مشهود است‌. قلعه‌ بلده‌ پس‌ از انقراض‌ سلسله ‌پادوسپاني‌ به‌ دست‌ صفويان‌ و تسلط‌ اين‌ خاندان‌ بر منطقه‌ نور و كجور فعلي‌ همانند ساير قلاع‌ طبرستان‌ خراب‌ و ويران‌ شد و در صورت‌ مرمت‌ مي‌تواند به‌ يكي‌ از جاذبه‌هاي‌ بي‌ نظير جهانگردي‌ تبديل‌ شود.
٤ - غار پيرزن‌ خاني‌ :
اين‌ غار در نزديكي‌ روستاي‌ (اوكلاو) از منطقه‌ نور و كجور واقع‌ شده‌ است‌ و رودخانه‌اي‌ از پايين‌ آن‌ عبور مي‌كند. دهانه‌ غار در حدود ٢×٢ متر است‌ و در ابتداي‌ آن‌ سوراخ‌هاي‌ متعددي‌ وجود دارد. فضاي‌ غار در جهت‌ طول‌ آن‌ كوچك‌ و تنگ‌ مي‌شود.
۵ - موزه‌ و فرهنگسراي‌ كندلوس‌:
روستاي‌ كندلوس‌ كه‌ امروزه‌ آن‌ را ميخسار مي‌گويند در دامنه‌هاي‌ سبز و خرم ‌سلسله‌ جبال‌ البرز در منطقه‌ كجور مازندران‌ قرار دارد. فرهنگسراي‌ كندلوس‌ بر فراز تپه‌اي‌ مشرف‌ بر روستاي ‌كندلوس‌ بنا شده‌ و كتيبه‌اي‌ سنگي‌ دارد. اين‌ بنا در سال‌ ١٣٦٠ خورشيدي‌ به‌ كوشش‌ بنيانگذار آن ‌، علي‌ اصغرجهانگيري‌ آغاز و در سال‌ ١٣٦٦ خورشيدي به‌ پايان‌ رسيده‌ است‌. هدف‌ از ايجاد اين‌ فرهنگسرا نگاهداري‌ و ارائه‌ مدارك‌ و اسناد و اشياء باستاني‌ اين‌ دهكده‌ قديمي‌ است‌ كه‌ ساليان‌ دراز با شور و ذوق‌ فراوان‌ گردآوري‌ شده‌اند و عبارتند از: سفالينه‌ها ، سكه‌ها ، اسناد تاريخي ‌، كتب‌ و نسخ‌ خطي‌ و آثار مربوط‌ به‌ مردم‌شناسي‌ مثل‌ ابزار آلات‌ و دست‌افزارهاي‌ كشاورزي‌ و دامداري‌ ، صنايع‌ دستي‌ ، زينت ‌آلات ‌، البسه‌ محلي‌ و نقاشي‌هاي‌ ديواري‌ كه‌ مورد بازديد مشتاقان‌ بومي‌ و ديگر علاقه مندان‌ قرار مي‌گيرد.
٦ - مسجد جامع‌ بلده‌ :
اين‌ بنا در بلده‌ شهرستان‌ نور واقع‌ گرديده‌ و متشكل‌ از شبستاني‌ است‌ كه‌ پوشش‌ طاق ‌گنبد آن‌ بر روي‌ سه‌ فيلپا قرار گرفته‌ است‌. مصالح‌ مورد استفاده ‌، سنگ ‌، آهك‌ و نماي‌ بنا سفيد كاري‌ است‌. در ضلع‌ جنوبي‌ شبستان ‌، محراب‌ ساده‌اي‌ تعبيه‌ كرده‌اند. در اين‌ مسجد ، منبري‌ از سنگ‌ سياه‌ يكپارچه‌ وجود دارد كه‌ ۵ پله ‌دارد. بر بالاي‌ محراب‌ نيز شرح‌ تعميرات‌ مسجد به‌ تاريخ‌ ١٣٣٣ خورشيدي با رنگ‌ سياه‌ نوشته‌ شده‌ است‌. نزديك ‌مسجد ، سنگ‌ قبري‌ به‌ تاريخ‌ ٩٧٩ هجري قمري و مربوط‌ به‌ شخصي‌ به‌ نام‌ (قاهر علي‌ بيگ‌ غجر جاوشلو) وجود دارد.
٧ - مسجد جامع‌ يالو : اين‌ بنا در دهكده‌ يالي‌ يا يالو از دهكده‌هاي‌ يالورود شهرستان‌ نور واقع‌ گرديده‌ وشبستاني‌ است‌ كه‌ شش‌ فيلپاي‌ مربع‌ به‌ ابعاد هر ضلع‌ ١١٨ سانتي‌ متر، پوشش‌ طاق‌ و گنبد آن‌ را استوار ساخته ‌است‌. اين‌ مسجد ، محرابي‌ گچ كاري‌ دارد كه‌ سوره‌ نور بر اطراف‌ آن‌ گچ بري‌ شده‌ است‌. در سال‌ ١٢٣٠ هجري قمري ، اين ‌مسجد تعمير و مرمت‌ شده‌ است‌.

در مسیر جاده ی کوهستانی رویان تا روستای ییلاقی کد یر در منطقه نور و کجور مازندران
روستای ییلاقی كندلوس در ناحیه نور و کجور مازندران
هالیلی - برداشتی از ملودی فولکلور مازندرانی - آواز شکیبا
تی مله سنگتراشون
رقص محلی مازندرانی

ولایت نورستان

نورستان یکی از ۳۴ ولایت (استان) افغانستان است و در شرق این کشور قرار گرفته‌است. مرکز این ولایت شهر پارون است... زبان مادری ٨٤ درصد مردم نورستان، نورستانی است. پشه‌ای نیز توسط ١۵ درصد از مردم سخن گفته می‌شود. زبان پشتو زبان مکاتب، مدارس و اداری این ولایت بوده و به حیث زبان دوم به واسطه اکثریت مردم این ولایت افهام و تفهیم می گردد... مردم نورستانی از نظر جمجمه‌شناسی اغلب درازسرند و موهای پرپشت سیاه دارند. چشمان آبی نیز در منطقه زیاد دیده می ‌شود
عبدالرحيم بختانى می نویسد : "ولايت نورستان يکی از جمله ولايات مشهور و تاريخی افغانستان بشمار می رود. از ولايت نورستان دردوره های مختلف تاريخ افغانستان به نام های مخلتف ياد گرديده است و در دوره های مختلف تاريخ رل مهم را دارا بو ده است. از نورستان در زمانه های باستان به نام بلور يا بلورستان ياد می شد. بلور يا بلورستان باستانی ساحت کنونی نورستان را در بر نمی گرفت... از مردم بلورستان يا نورستان در زمانه هاى باستان به نام (اليناها) ياد مي شد . النياها از مردم اصلى آريايى بشمار مى روند که از زمانه هاى بسيار قديم در همين سرزمين زندگى مي کردند .  احمد على کهزاد در مورد اقوام الينا تحقيقاتى را انجام داده است: اليناها يا نورستانى ها در گوشه شمال شرق آريانا در دره هاى صعب العبور و مرتفع هندوکش جنوبى تا حال بجاى خويش باقى مانده اند. الينا ها چون در دره هاى خيلى دشوار زندگانى داشته و دارند و قطعه مسکونه آنها از راه هاى بزرگ رفت و آمد کنار افتاده در مرور زمان تماس شان با ساير قبايل بيش از پيش کم شده و از همين جهت است که مميزات زبان و کولتور و عرف و عادات قديم آريايى در ميان آنها خوب تر محفوظ مانده و از اين جهت ازآن ها به نام(هوموالپيتوس) يعنى (آريايي هاى کوهى) ياد مي کنند ، بعضى ها ايشان را در ردیف (داردها) مى آرند و داردها از اقوام خيلى قديم بوده و در حاشيه ی شمال شرقى آريانا سکونت داشتند و هنوز هم در بخش هاى دشوار گذار نورستان و چترال زندگانى دارند. بهر حال ، اليناها خون و مميزات آريائى را بوجه احسن حفظ کرده و مطالعه ی حيات و عرف و عادات و زبان آنها روشنى هاى بزرگى در تاريخ قديم مى اندازد و جا دارد که براى معرفى آنها و کولتور و مدنيت قديم شان آثار جداگاه و مستقلى نوشته و نشر شود.
بعداز سقوط دولت یونان و بوجود آمدن دولت هخامنشی ، بلورستان با استقلال داخلی زندگی کرده است. در دوره ی تسلط یونانیان ، واقعا تاحال علایمی به دست نیامده که بتوان گفت یونانیان دربلورستان به تشکیل دولت ومدنیتی پرداخته اند. ولی بعداز آنکه دولت های کوشانیان و یفتلی ها از قرن اول تاقرن ششم میلادی در افغانستان حکمفرما بوده ویونانیان برای ابد سقوط کردند یک تعداد از باختری های مدنی درهمان جنگ های اولی به دره های بلورستان پناه بردند.
بلورستانی ها دردوره اسلا می تا ظهور امیر تیمور مستقل زندگی می کردند و به دین ومذهب قدیمی خویش پابند بودند. امیر تیمور درسال ١٣٩٨ میلادی زمانی که مناطق اندراب و تخارستان را اشغال نمود به جانب بلورستان لشکرکشی نمود. او از سمت شمال ازکتل خاواک به وادی پنج شیر عبور کرده و بعداً  وارد بلورستان شد. تیموردراین مسافرت زمستانی درسبدی نشسته به واسطه یخ مالک خوردن ازکوه سرازیر شد واو می گویدکه درسمت چپ خودیک گروپ ده هزارسواره گی روان کردم، معلوم می شودکه  آنهابه حصه شمالی نورستان رفته وتباه شده اند.
اما تیمور ادعا می کندکه من غالب بودم. به هرحال تیموربه سرعت این ولایت صعب المرور وکوه های خطرناک آن راتخیله می کند واز راه خاواک بیرو ن می شود و ضمناً دردره ی کتور کتیبه ای به یادگار گذاشت .درداخل نورستان برکناردریای ناجل تاحال قلعه ای موجوداست که آن را قلعه ی تیمور می نامند. بعداز حملات امیر تیمور گورگان ، ظهیرالدین محمد بابر و محمد حیدر نیز در قرن شانزدهم میلادی به بلورستان حملاتی نموده اند. اما دسته های سواره آن ها عاجز بود از اینکه موفقیت محکمی درآنجا احراز نمایند. این حملات آن ها فقط بخاطر غارت و چپاول بود.
در قرن شانزدهم ميلادى اين سرزمين را بنام کافرستان هم ذکر نموده اند. ظهير الدين محمد بابر که در آغاز قرن شانزدهم از ماوراء النهر به جانب افغانستان و هندوستان لشکر کشى نمود ، به ولايت نورستان هم رسيد. بابر در کتاب مشهور خود به نام بابرنامه چندين جا در مورد نورستان تذکر داده است. او در مورد موقعيت جغرافيايي ، پيداوار و مردم نورستان در آنزمان چنين مي نويسد : کوه هاى عقب همه کافرستان است. انگور و ميوه اش بسيار و شرابش نيز خيلى زياد است. مردمش شراب خور و کافرند... در اواسط قرن هجدهم میلادی بلورستان شرقی یعنی چترال امروز زیر تسلط چینی ها رفت وبعدها دوباره آزادگردید. درقرن نوزدهم میلادی مطابق معاهده دیورندکه دردوازدهم نومبر سال ١٨٩٣ میلادی بین دولت های افغانستان وانگلیس به امضاء رسید حقوق سیاسی افغانستان ازبلورستان شرقی یعنی چترال سلب گردیده ودرسال ١٨٩٥ میلادی عساکر انگلیس تمام بخش های آن  را اشغال نمود و بخش بلورستان غربی یعنی نورستان امروزی ازحملات مستقیم انگلیس ها محفوظ ماند و در همین سال امیر عبدالرحمن خان داخل اقدامات عسکری شده و ولایت مذکور را جزو لاینفک افغانستان قرارداد و امروز اهالی با ذکاوت و فعال نورستان در ردیف متدین ترين و وطن پرست ترین طبقات افغانستان به شمارمی روند. باید متذکر شد که تا زمان امیرعبدالرحمن خان این مناطق به نام های بلورستان و کافر ستان شهرت داشت. کوهسار بلورستان که کافران سفيد پوش و سياه پوش در آن زندگانى داشتند و همواره از دسترس حکومت افغانستان خارج بودند ، در سال ١٨٩١ م به حکم امير عبدالرحمن خان مورد حمله جنرال غلام حيدر خان چرخى واقع گرديد و مردم آنرا تماماً مطيع و مسلمان ساخت و آنرا نورستان ناميد.
در نورستان عرف و عادات مردم متفاوت است. آنها مردم مالدار بوده خانه هاى دو منزله از چوب و سنگ مى سازند ، در چپرکت هاى چوبى مي خوابند و در چوکى مى نشينند و طعام خود را روى ميز پهن مي کنند. از پوست حيوانات گاه گاه لباس مى سازند و کلاه نوع پکول مي پوشند... در نورستان راه ها قناعت بخش نبوده ، در بعضى جاها پاى پياده و يا توسط اسپ و قاطر رفت و آمد صورت مى گيرد. مساحت ولايت نورستان ٣٦٢٧ کيلو متر مربع است ، از سطح دریا حدود يک هزار متر ارتفاع دارد و داراى ٤٧ قريه مي باشد. کار مردم نورستان زراعت ، باغدارى و مالدارى است. يک تعداد مردم در جنگل هاى انبوه نورستان به شکار پلنگ و گرگ مشغول هستند و پوست اين حيوانات را به فروش مي رسانند. مردم نورستان در صنعت دستى هم مهارت زياد دارند. تکه هاى پشمي و نخى مى بافتد و از آنها لباس هاى محلى تهیه مي نمايند".

مجموعه ی عکس رحمت الله جعفری از ولایت نورستان
مراسم افتتاح شعبهٔ بانک در ولایت نورستان
دختران افغانی
نوشتاری از دکتر منوچهر سعا دت نوری

منابع و مآخذ
شهرستان نور : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
بخش نور : تارنمای لغت نامه دهخدا
شهر نور : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
وجه تسميه نور - شهر نور در یک نگاه : تارنماهای گوناگون
گذشته ی منطقه ی نور و کجور : تارنمای کلين خوني
مناطق دیدنی شهرستان نور - آشنایی با برخی از آثار تاریخی شهرستان نور : بسیاری از تارنماها
برداشتی از ملودی فولکلور مازندرانی - تی مله سنگتراشون - رقص محلی مازندرانی : تارنمای یوتیوب
در مسیر جاده ی کوهستانی رویان تا روستای ییلاقی کد یر در منطقه نور و کجور مازندران - روستای ییلاقی  كندلوس در ناحیه نور و کجور مازندران : تارنمای یوتیوب
ولایت نورستان : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
ولايت نورستان در زمانه های گذشته و امروز ، نوشتاری از عبدالرحيم بختانى : تارنمای قندهار
مجموعه ی عکس رحمت الله جعفری از ولایت نورستان : تارنمای بی بی سی
مراسم افتتاح شعبهٔ بانک در ولایت نورستان - دختران افغانی : تارنمای یوتیوب
ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی : بخش های نخست و  دوم و سوم و چهارم و پنجم - تارنمای ایرانیان


۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

گفتنی های تغذیه : ٦ - تغذ یه و سلا مت جسم و روان

تغذیه افراد پیوندی ناگستنی با روح و روان آنها دارد. این پیوند از مراحل اولیه زندگی انسان سرچشمه می گیرد و نوزاد نسبت به هر نوع غذا و در مقابل هر یک از اعمال آن ، یک سلسله عکس العمل هایی از قبیل لذت یا دل زدگی ، بی نیازی یا درماندگی و پذیرش یا وازدگی نشان می دهد. همه افراد بشر علاقه مند هستند که تندرست باشند و از هر گونه بیماری یا ناراحتی در امان باشند زیرا خوشبختی ، ظرفیت کار و طول عمر بستگی به سلامتی دارد. علم تغذیه که به سرعت در حال توسعه و پیشرفت می باشد به حقایق و اطلاعات فراوانی درباره غذای مطلوب و چگونگی تاثیر آن در ایجاد یک بدن سالم و نیرومند دست یافته است. آگاهی از اصول صحیح تغذیه برای تمام افراد و آحاد یک جامعه لازم است. بعلاوه باید توجه داشت که هیچ کشوری قادر نیست نیروی لازم برای ثبات اقتصادی و اجتماعی و سیاسی به دست آورد مگر آنکه برای افراد خود به مقدار کافی غذای مناسب در اختیار داشته باشد. به همین جهت آگاهی از اصول صحیح تغذیه از نظر برنامه ریزی و اجرای آن در سطح کشور نیز لازم و حیاتی به نظر می رسد، زیرا بد غذایی و یا سوء تغذیه به مدت طولانی نه تنها اثرات وخیمی روی جسم انسان میگذارد ، بلکه موجب تغییرات نامطلوب در ظرفیت کار و رفتار و هوش و استعداد می شود که در نسبت کارآیی جامعه نیز تاثیر فراوان خواهد داشت. غذا از نظر زندگی انسان واجد اهمیت فوق العاده ای است و افراد با برخورداری از غذای مناسب میتوانند نیازهای گوناگون خود را از نظر روانی و اجتماعی و فیزیولوژیک برآورده سازند

تغذیه در واقع یک امر ساده عبور مواد غذایی از لوله گوارشی نیست. بلکه بر اثر تحریک دستگاه عصبی توسط غذا، نوزاد در حقیقت یک عکس العمل فیزیولوژیک و روانی عمومی انجام می دهد. در مرحله طفولیت ، اگر طفل هم از محبت خانواده و هم از میزان کافی غذا برخوردار گردد، زمینه و فرصت مناسبی خواهد داشت که در زندگی آتیه خود نسبت به غذا و مصرف آن نظری صائب و روشی منطقی داشته باشد ولی اگر قضیه معکوس باشد و طفل جسما از نظر غذا و روحا از جهت برخورداری از محبت ، گرسنه بماند در ساختمان شخصیت او تغییراتی ظاهر می شود، که در دوران رشد ، وی را مجبور می کند که برای جبران کمبود محبت ، با روشی احیانا غلط غذا بخورد یا غذا بپزد که نتیجه آن چاقی یا لاغری بیمار گونه است. افرادی که احساس می کنند در کانون خانواده یا اجتماع و دوستان هم مشرب خود مورد توجه نیستند ، بعضی اوقات چاره ای جز این نمی بینند که خودبینی و خوداندیشی خود را با توسل به زیاد خوردن ، ارضاء و امتناع نمایند. کسانیکه به علت درماندگی و ناتوانی سرخورده شده اند ، ممکن است ناراحتی های مربوط به درماندگی خود را با پرخوری جبران کنند تا بدینوسیله بر روی احساسات منفی و وازده خود سرپوش بگذارند و همین پرخوریهای با منشا روانی است که سرانجام ممکن است یکی از علل بروز چاقی مفرط گردد و متعاقب آن خطر بیماریهای قلبی ، تصلب شرائین ، بالا رفتن فشارخون و دیابت و.....را نمایان یا زیاد کند

در مقابل اشخاص پرخور ، افراد کم خوراک هم بسیار دیده می شوند. اینان افرادی هستند که ممکن است نیازمند محبت و توجه باشند وچون نیازهای فوق برآورده نمی شود، معمولا از اجتماع کناره گیری می کنند. اینگونه افراد پیوسته اوقات به واسطه همین کناره گیری اجتماعی ، دچار حزن و اندوه بوده و به صورت افراد افسرده و ناتوان در می آیند. افراد این دسته به تدریج از خورد و خوراک کافی امساک می کنند و این امر را آنقدر ادامه می دهند تا میل و اشتهای طبیعی آنها نسبت به غذا از بین می رود و به کم خوری دچار می شوند و همین کم خوریهای با منشا روانی ، فرد را به سوءتغذیه و لاغری مفرط سوق میدهد

بروز اختلالات عصبی هم از مسائل واجد اهمیت در این زمینه است. اختلالات عصبی در دسته بیماری هایی است که در اثر کمبود غذایی یا مصرف الکل به وجود می آید. در این اختلالات ، ضایعات مغزی و عصبی و ناپایداری مشاعر، از دست رفتن قدرت حافظه ، غش و سرگیجه و بسیاری از عوارض دیگر ظاهر می شود. بر اثر بدغذایی و مصرف الکل ، اولا الکل ، جایگزین غذا در رژیم غذایی می شود، ثانیا جذب روده ای عوامل مغذی مختل می شود و احتیاجات ویتامینی بدن افزایش می یابد

به هر حال باید توجه داشت که اکثر ناراحتیهای روانی و اجتماعی نتیجه نگرانی های مداوم و اختلالات عصبی متوالی است و امکان سوءتغذیه مستمر در هر یک از حالات نامبرده موجود است. ناراحتی های روانی و اجتماعی توام با سوءتغذیه حاد یا مزمن، نشانه آنست که بیمار از اثرات کمبود عوامل متعدد مغذی رنج می برد و در اینصورت بسیار مناسب و به جا خواهد بود که اینگونه افراد را تحت درمان غذایی و در بعضی موارد تحت درمان غذایی و دارویی به طور توام قرار داد

منبع: اصول نوین تغذیه در سلامتی و بیماری  - انتشارات اشرفی، تهران (١٣٦٣) / تالیف : دکتر منوچهر سعادت نوری

۱۳۹۲ شهریور ۳, یکشنبه

ایرانیان : درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی - بخش پنجم


 در بخش های نخست ، دوم ، سوم  و چهارم ، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی" ، به پاره ای از نشانه های فرهنگی ، هنری و بویژه موسیقی ایرانی در برخی نقاط  این سرزمین اشاره شد. در این بخش ، این نشانه ها  را در  بعضی دیگر از سرزمین های ایرانی نشین هندوستان یعنی "احمد آباد" ، "حیدر آباد" و "پونه"   پیگیری می کنیم:

احمد آباد
 شهر احمدآباد را احمدشاه گجراتی بسال ٨٣٠ هَ . ق . / ١٤١١ م . بنا کرد و آنرا حصار و قلعه های سخت استوار است و رونق این شهر در زمان محمد اکبر و جانشینان وی رو بفزونی نهاد و بدانجا رسید که در قرن ١٧ میلادی زیباترین شهرهای هندوستان گردید و به تجارت نیل و پنبه و تریاک و صنایع زرین و سیمین و حریربافی و منبت کاری شهرتی بسزا داشت و هنگامی تحت حکومت قبیله ٔ مهرات درآمد (١٢٣۵ هَ . ق .) و این قبیله اطاعت انگلیسان را گردن نمی نهادند تاکار این شهر و ناحیه بخرابی کشید و راه انحطاط پیمود و در سال ١٨١٨ م . بتصرف انگلیسان درآمد. گویند احمدآباد را هزار مسجد و هر مسجد را دو مناره بود، و بزرگترین آنها مسجد سلطان احمد است ، و نیز ٣٦٠ محله داشته است و تا شهر محمودآباد که اکنون ده میل از آن فاصله دارد ممتد می شده است . این شهر از زلزله ای که بسال ١٢٣۵ هَ . ق . دچار آن شد آسیب دید و اکنون مساجد و مزاراتی از دو قرن ١۵ و ١٦ میلادی در آنجا دیده می شود که بسیاری از آثار صنایع قدیم اسلامی در آن برجاست و سه مسجد زیبای آن هنوز برپا باشد یکی از آنها مسجد هند است و همچنین است مسجد سوجات خان و از بناهای قابل ذکر، آتشکده و برج سکوت است. اطراف آن نیز زیبا و دلکش می باشد و در پنج میلی شهر مسجدی است بصورت خانه ٔ کعبه
احمد آباد یکی از شهرهای استان گجرات هند است و چون در هند چندین احمدآباد وجود دارد در بیشتر منابع از آن با نام احمدآباد گجرات یاد شده است و آنرا ناحیه ای از گجرات دانسته اند. احمدآباد را به مناسبت اینکه مدتی پایتخت بوده، دارالملک نیز نامیده اند.
در روزگار گورکانیان هند، صنعتگران ماهر و استادان چیره دست از ایران و ماوراءالنهر به هند رفتند و سبک معمری هرات، هرات، اصفهان، شیراز، سمرقند و بخارا و مشهد رادر شهرهای هند معمول ساختند. با گذشت زمان، ازترکیب سبک ایرانی و قرینه سازی و پیکر نگاری هند، سبکی به وجود آمد که در احمدآباد جلوه گر شد و در شهرهای آگره و شاه جهان آباد (دهلی) و کشمیر به کمال رسید.
احمدشاه بناهای بسیاری ساخت و بعد از او جانشینانش نیز چنین کردند، تاآنجا که در سده ی ۱۷م احمدآباد زیباترین و مهمترین شهر مسلمان نشین هند و دارای آنچنان آثاری از معماری ایران شدکه تنها ساختمان های پادشاهان مغول در شهرهای دهلی و آگره را می توان برتر از آنها دانست. در همان روزگار ایرانیان مقیم احمدآباد به حدی بودند که آنجا را بصورت یکی از بلاد ایران درآورده بودند.
از جمله بناهای اسلامی احمدآباد که تاکنون محفوظ مانده، اینها را می توان نام برد: مسجد جامع با ۳۰۰ ستون حجاری شده که برجای معبد جینی و با مصالح آن ساخته شده است. مسجد هیبت خان که آن هم برجای بتکده و با مصالح آن ساخته شده است.
مراسم عروسی دسته جمعی در احمد آباد هند
 دختر أحمد آباد

 حیدرآباد یکی از شهرهای بزرگ هند و پایتخت ایالت آندرا پرادش است. این شهر با وسعت ۶۲۵ کیلومتر مربع ششمین شهر بزرگ هند است. که در ارتفاع ۵۰۰ متری از سطح دریا در فلات دکن واقع شده و بیشتر طبیعت اطراف آن سنگلاخی است. این شهر حدود ۶٫۷ میلیون نفر جمعیت دارد که اکثر آن‌ها را مسلمانان تشکیل می‌دهند. ۳۵٪مردم حیدر آباد مسلمانان سنی مذهبند. قدمت این شهر به حدود ۴۰۰ سال قبل برمی گردد. حیدرآباد شهر معابد، مساجد و بازارها شناخته شده‌است و دارای طبیعت بسیار زیبایی می‌باشد. حیدرآباد از دو شهر بزرگ حیدرآباد و سکندرآباد تشکیل شده و در این اواخر شهر خیبر آباد نیز به این شهر وصل شده‌است.. در اواخر قرن شانزدهم میلادی محمد قلی قطب شاه (ایرانی اهل همدان) از سلسله شیعه مذهب قطب شاهیان دکن که بر منطقه وسیعی از این ناحیه هندوستان حکومت می‌کرد، تصمیم به انتقال مرکز حکومت خود از قلعه گلکنده (که امروز در بخش غربی حیدرآباد و بر فراز کوهی قرار گرفته) به نزدیکترین دشت در حاشیه رودخانه موسی گرفت و شهر جدیدی را که امروز حیدرآباد نام دارد بنیان گذارد. در سال ۱۶۸۷ میلادی این شهر جدید توسط لشکر اورنگ زیب امپراتور گورکانی هند فتح شد و حکومت قطب شاهیان به پایان رسید. در سال ۱۷۲۴ نظام الملک آصف جاه با استفاده از ضعف حکومت مرکزی، منطقه تحت سلطه خود و از جمله آن حیدرآباد را مستقل اعلام نموده و سلسله نظام شاهیان حیدرآباد را بنیان گذارد که تا زمان استقلال هند در سال ۱۹۴۸میلادی پابرجا ماند. در سال۱۹۵۳ طی تقسیمات کشوری جدید دولت هند، ایالت آندرا پرادش به مرکزیت حیدرآباد تشکیل گردید.
گفتنی است معماران ایرانی شهر حیدرآباد تلاش نمودند تا شهر حیدرآباد را مشابه شهر اصفهان بنا کنند و به همین خاطر نام دوم شهر حیدرآباد «اصفهان‌نو» می‌باشد زیرا سبک شهرسازی اصفهان در آن مشاهده می‌شود.
پس از فروپاشی حکومت گورکانیان در دهلی حکومت پادشاهان نظام در جنوب هند (دکن) مرکزی برای تجمع هنرمندان و دانشمندان و محل رونق و شکوفایی فرهنگ و هنرهای اسلامی گردید. وجود معادن متعدد سنگ ‌های قیمتی در این ناحیه ثروت بی‌حسابی را در اختیار حکومت نظام در حیدرآباد قرار داد تا به راحتی بتوانند مشوق و حامی هنرمندان و دانشمندان باشند.
در اوایل قرن ۱۹ میلادی توسط نیروهای ارتش انگلیس پادگانی در خارج از شهر حیدرآباد بر پا گردید که به نام حاکم وقت سلسله نظام شاهی یعنی سکندرجاه آن را سکندرآباد نام گذاری کردند. به تدریج در اطراف این پادگان شهری به همین نام ایجاد گردید و امروزه هر چند این دو شهر (حیدرآباد و سکندرآباد) کاملا به هم متصل شده‌اند ولی هنوز هویت مستقل خود را حفظ کرده‌اند. حکومت نظام حیدرآباد پس از استقلال هند نیز تا مدتی ادامه داشت و با تقسیم هند به دو کشور هند و پاکستان عثمان علی خان حاکم وقت سلسله نظام خود را هم پیمان پاکستان اعلام نمود ولی به علت درگیری‌های قومی و نیز حمله نظامی دولت مرکزی هند ناحیه تحت حکومت وی تصرف گردید و این ناحیه ضمیمه خاک هندوستان شده و حکومت نظام بر چیده شد.
شهر حیدرآباد بویژه بخش قدیمی آن که در حاشیه رود موسی قرار دارد، با فرهنگ غنی و شکوفای اسلامی خود چهره خاصی در میان شهرهای هندوستان دارد. بناهای عظیم و با شکوه اسلامی، مساجد و بانوان محجبه این شهر حکایت از عمق فرهنگ اسلامی در این شهر داشته و شهر حیدرآباد را به عنوان یک شهر اسلامی - ایرانی معرفی می‌کند.
این شهر به جهات مختلف سیاسی، فرهنگی، تاریخی، علمی و اقتصادی از شهرهای مهم هند و یکی از قطب‌های اقتصادی، سیاسی در جنوب این کشور می‌باشد. سابقه ۵۰۰ ساله حضور ایرانیان در این منطقه، عامل مهمی در ایجاد تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در جنوب هند شده به طوری که امروزه هیچ مورخ و باستان شناسی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن نقش ایرانیان و پادشاهان مسلمان و شیعه مذهب ایرانی در این منطقه تصویر کامل و درستی از وضعیت گذشته و حال منطقه ارائه کند. اثرات این حضور تاریخی را می‌توان در معماری، زبان، فرهنگ، هنر و دیگر ابعاد زندگی مردم جنوب هند به خوبی مشاهده نمود. طی ۱۵ سال گذشته توسعه شهر حیدرآباد در تمامی جهات سرعتی فزاینده یافته و این امر به خاطر توجه روز افزون شرکت‌ها و بنیادهای علمی و فرهنگی کشورهای مختلف به این منطقه‌است
رقص یک دختر ایرانی در "حیدر آباد" هند

پونه یا پونا هشتمین شهر بزرگ کشور هند و دومین شهر ایالت مهارا شترا پس از کلان شهر بمبئی است. این شهر در ۱۶۰ کیلومتری شرق بمبئی و در پس یک رشته کوه، در فلات دکن واقع شده‌است... لوح‌های مسی موجود متعلق به ۷۵۸ و ۷۶۸م نشان می‌دهد منطقه کنونی شهر پونه به نام «پوناکا» از مراکز مهم کشاورزی در سده هشتم میلادی بوده‌است. پونه از سده نهم میلادی تا سال ۱۳۲۷م بخشی از امپراتوری یاداوا بود. سپس تحت حکمرانی سلطنت نظام شاهیان قرار گرفت. در سال ۱۵۹۵م جهانگیر برای پونه حاکمی تعیین کرد و در سده هفدهم این شهر بخشی از امپراتوری بزرگ گورکانیان هند شد.
شهر پونه زادگاه بسیاری از هنرمندان، شاعران، نویسندگان و پیشوایان مذهبی سرشناس هند می‌باشد.. حضور دانشجویان و اقامت نسبتاً زیاد خارجی‌ها از جمله ایرانیان مقیم یا دانشجویان ایرانی در فرهنگ مردم این شهر بی‌تاثیر نبوده‌است. مسجد امام باره که مسجد ایرانیان و شیعه‌های پونه و در متطقهٔ کمپ واقع شده از جمله مراکز دیدنی پونه است.

"پونه" در قصیده ای از قاآنی شیرازی (مهر ١١٨٧ - اردیبهشت ١٢٣٣ خورشیدی) از سرایندگان دربار فتحعلی‌شاه و محمدشاه و اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار:
پیام ده‌ که ملک ‌گر گرفت ملک هری
عنان رخش نگیرد مگر به مُلک دکن
نه قندهار بماند به جای نه ‌کابل
نه بامیان نه لهاور نه غزنه نه پرون
نه ملک "پونه" بماند به جای نه سیلان
نه سومنات و نه ‌گجرات نه سرنگ و پتن... : قاآنی

رقص چند دختر ایرانی در دانشگاه "پونه" ی هند

منابع و مآخذ
احمد آباد : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
"حیدر آباد" و "پونه" : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
"پونه" در قصیده ای از قاآنی شیرازی : تارنمای گنجور
دختر أحمد آباد ... هندي فارسي : تارنمای یوتیوب
رقص دختر ایرانی در دانشگاه "پونه" و در "حیدر آباد" هند : تارنمای یوتیوب
ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی : بخش های نخست و  دوم و سوم و چهارم - تارنمای ایرانیان

 دکتر منوچهر سعادت نوری

گزیده ای از نوشتارها

۱۳۹۲ مرداد ۳۰, چهارشنبه

گفتنی های تغذیه : ۵ - میوه ی "سیب" و برخی خواص آن

سیب یک میوه ی درختی از خانواده گلسرخیان است. سیب گلاب، سیب سرخ، سیب سبز و سیب وحشی از جمله انواع گوناگون این میوه ی درختی است. انواع وحشي آن كوچك و پرورش يافته ی آن درشت مي باشد. سيب نوع ترش و شيرين نیز دارد.
موطن اصلی سیب حوالی قفقاز، ترکمنستان و نامیه هایی از شوروی سابق است.اروپای غربی، آمریکا، کانادا، ژاپن، چین، فرانسه، آلمان ، ترکیه، هندوستان و ایران جزو کشورهای عمده تولید کننده سیب هستند. در ايران، اين درخت بصورت وحشي در جنگل هاي شمال وجود دارد. در لاهيجان و رودسر آنرا آسيب ، هسي و هسيب و در مازندران به آن سه مي گويند.

ارزش غذایی سیب: سيب داراي ويتامين و مواد مغذي زيادي است و و شاید بهمین جهت است كه يك ضرب المثل انگليسي مي گويد خوردن يك سيب در روز، مردم را از رفتن نزد پزشک بي نياز مي كند. عوامل مغذی در هر ۱۰۰ گرم سیب (با پوست) بشرح زير است : انرژی ۵۲ کالری/ کربوهیدرات‌ها ٨٠ /١٣ گرم/ قندها ۳۹ / ١٠ گرم/ فیبر  ٤ / ٢ گرم/ چربی ۰٫۱۷ گرم/ پروتئین ۰٫۲۶ گرم/ آب ۸۵٫۵۶ گرم
ناگفته نماند كه ويتامين هاي وجود در سيب بيشتر در پوست سيب وزير پوست آن قرار دارد بنابراين آنهايي كه مي توانند پوست سيب را هضم كنند بهتر است كه آنرا با پوست ميل كنند و اگر مي خواهند پوست آنرا بكنند بهتر است كه سيب را خيلي نازك پوست كنند. کارشناسان تغذیه معمولا توصیه می کنند هميشه سيب با پوست خورده شود زيرا مقدر زيادي پكتين در پوست سيب وجود دارد. پکتین یک پلیمر اشتقاقی قندی اسیدی و کربوهیدراتی است که در پوست و هسته ی اغلب میوه‌های خام وجود دارد. در واقع، پکتین همان «سیمان» ساختاریی است که کمک می‌کند تا دیواره‌ های سلولی در کنار هم بمانند. سيب هايي كه در بازارهاي داخل ايران يا آمريكا و كانادا بفروش مي رسد روي آن داراي يك لايه چربي براي حفاظت آن مي باشد. بنابراين حتما اين سيب ها را بدقت بشوئيد. آنهائيكه داراي معده ضعيف هستند بايد سيب را بسيار نازك پوست بگيرند كه پكتين ها و ويتامين هاي آن از بين نرود.

سیب و سرطان: خوردن روزانه یک سیب با پوست، می تواند از بیماری سرطان جلوگیری کند. تحقیقات نشان می دهند که صد گرم سیب تازه بهمراه پوست خود، حاوی ترکیب آنتی اکسیدانی است که ۱,۵ میلی گرم ویتامین ث بهمراه دارد.آنتی اکسیدان، ترکیبی است که از رشد سلولهای سرطانی جلوگیری می کند. تحقیقات به عمل آمده توسط پژوهشگران و انکولوژیستها ثابت کرده است که مصرف پوست سیب از بروز اغلب سرطانها بویژه سرطان روده و جگر جلوگیری می کند. همچنین خوردن سیب با پوست به بیماران سرطانی نیز توصیه می گردد، چرا که این میوه لذیذ، در درمان این بیماری بسیار کارا و موثر است. پیشنهاد برخی از پزشکان به بیماران سرطانی، مصرف سه عدد سیب در روز، البته با پوست است. یک عدد (نیم ساعت) قبل از صبحانه، یک عدد قبل از نهار و یکی پس از شام. شاید خوردن سیب بدون پوست لذیذ تر از سیب با پوست آن باشد، اما این نکته را نباید فراموش کرد که با پوست کندن سیب و دور انداختن آن، در واقع خاصیت اصلی آن دور انداخته می شود.پوست سیب هر چه سرخ تر باشد حاولی آنتی اکسیدان بیشتری است.
خواص سيب شيرين
١ - سيب يك ميوه قليايي و تميز كننده بدن است و بعلت درا بودن پكتين زياد، آب اضافي بدن را خارج مي سازد.
٢ - سيب را مي توان براي برطرف كردن اسهال حتي براي كودكان بكار برد. بدين منظور سيب را بايد رنده كرد .سيب را مي توان پخت و براي آنهايي كه روده ی تنبل دارند استفاده نمود. در عمل، سیب را روي آتش ملايمي مي پزند و البته حتما بايد از ظرف لعابي يا تفلان استفاده كرد زيرا به اين طريق پكتين  و ويتامين هاي آن حفظ مي شود.
٣ - شربت سيب بهترين دارو براي درمان سرفه و گرفتگي صدا مي باشد. براي تهيه شربت سيب بايد يك كيلو سيب را شسته و با پوست قطعه قطعه كرد و در يك ليتر آب پخت. سپس آنرا با پارچه نازكي صاف و چند حبه قند به آن اضافه مي كنند و دوباره روي آتش ملايم قرار مي دهند تا قوام بيايد و سپس آن را از روي آتش بر مي دارند و روزي سه تا چهار فنجان از اين شربت مي نوشند.
٤ - سيب داراي مقدر زيادي كلسيم است و كلسيم سيب به بدن كمك مي كند كه كلسيم غذاهاي ديگر را نيز جذب كند.
۵ - سيب، يبوست را برطرف مي كند و براي خستگي مفرط مفيد است.
٦ - دم كرده ی برگ درخت سيب، ادرار آور است و درمان كننده ی التهاب كليه و مثانه مي باشد.
٧ - آب سيب، داروي موثري براي درمان سرما خوردگي و گرفتگي صدا و سرفه است.
٨ - سيب، مقوي كبد و اشتها آور است.
٩ - سيب، براي درمان تنگي نفس بسيار مفيد است و حتي بوئيدن سيب نيز اين خاصيت را دارد.
١٠ - سيب پخته، تقويت كننده ی معده و كبد و دفع كننده ی سودا  و سموم بدن است.
١١ - سيب، حرارت را از بدن خارج مي سازد.
١٢ - سيب، درد چشم را برطرف مي كند.
١٣ - خوردن سيب حتي براي آنهايي كه بيماري قند دارند مفيد است چون قند خون را بالا نمي برد.
١٤ - كساني كه مي خواهند لاغر شوند حتما بايد سيب را با پوست بخورند.
١۵ - دم كرده ی گل سيب داروي سرفه و تورم مجراي تنفسي است.
١٦ - سيب داروي خوبي براي درمان زخم ها مي باشد.
١٧ - سيب بهترين دارو براي سوء هاضمه است زيرا داراي مقدار زيادي پكتين است.
١٨ - تنقيه ی آب سيب براي بيماري هاي روده بسيار موثر است.
١٩ - اگر پوست سيب را مانند چاي دم كنند و بياشامند براي كليه مفيد است.
٢٠ - پس از تهيه ی آب سيب در منزل بايد فورا آن را نوشيد زيرا در اثر ماندن آنزيم اي خود را از دست مي دهد.
٢١ - آب سيب براي زيبايي پوست استفاده زيادي دارد و براي از بين بردن چين و چروك پوست موثر است.
خواص سيب ترش
١ - سيب ترش قابض است و حالت استفراغ و دل بهم خوردگي را از بين مي برد.
٢ - پخته ی سيب ترش درمان اسهال خوني است.
٣ - آب سيب ترش مخلوط با انار براي تقويت معده و درمان اسهال و دل بهم خوردگي بكار مي رود.
٤ - رب سيب ترش علاج اسهال ، استفراغ و درد و غم است.
۵ - مرباي شكوفه ی سيب براي ضعف معده و ازدياد نيروي جنسي مفيد است.
٦ - سيب ترش براي آنهائي كه مزاج گرم دارند بسيار مفيد است بالعكس آنهائي كه مزاج سرد دارند بايد سيب شيرين بخورند
رباعی "سیب " از همین نگارنده
یاوه گویی زیر چندین شاخ سیب/ غیراز آن ، کاری و رفتاری نماند/ ثبت_میزان دم و بغض فضا/ در توان_ هیچ ابزاری نماند!
دكتر منوچهر سعادت نوري
منابع و مآخذ
سیب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
سیب : تارنمای پایگاه اطلاع رسانی پزشکان ایران
سیب : تارنمای همشهری آنلاین
سیب : تارنمای بوستان
سیب و سرطان : تارنمای ایران سلامت
زنجیره ی ”سیب“ و سروده ها : تارنمای ایرانیان

۱۳۹۲ مرداد ۲۷, یکشنبه

نگاهی به غزل های میهنی سراینده ی جوان : بانو آناهیتا ترکمان

بانو آناهیتا ترکمان، یکی از سرایندگان جوان ایران است که سروده های میهنی وی اخیرا بسیار مورد توجه ی سرایندگان و دوستداران ادب و سخن قرار گرفته است. بخشی از این سروده ها را با یکدیگر مرور می کنیم:

١ - به نظر بانو آناهیتا ترکمان، فصل مشترک همه ی ایرانیان، صرفنظر از تمام تفاوت ها، چه از لحاظ عقیدتی، نگرش، سن، مذهب، یک عشق می باشد و آن هم عشق به ذره ذره ی خاک سرزمین_ ایران است. او این غزل زیبا را به عشق مشترک همه ی ایرانیان تقدیم می کند:
ایران جاویدان من

لبت را وا به خنده ، مردمت را شاد،  می خواهم
ترا بر قله های بیستون_ سبز_ آزادی
نماد کوشش عاشق ترین فرهاد می خواهم
ترا با قلبی از جنس گل آلاله ی دشتی
تنت را باغ سرو و سبزه و شمشاد می خواهم
دو دستت را پر از احساس ناب رویش امید
تمام غصه هایت را به دوش باد می خواهم
ترا ای خانه ی تاریخی قومی سراسر مهر
نه تاریک و نه بی رونق، ترا آباد می خواهم
ترا خاموش نه، خسته و زخمی نمی خواهم
که دائم در خروش و جنبش و فریاد می خواهم
ترا از ابتدای یک خلیج بی نهایت پاک
و تا آنجا که تیر «آرشت» افتاد می خواهم
برای پر کشیدن تا دل یک آسمان لبخند
ترا «ایران» جاویدان من آزاد می خواهم

٢ - غزل میهنی او در مورد خلیج فارس نیز خواندنی و شنیدنی است:
خلیج من

آبی، وسیع، حرمت_ دریا، خلیج من/ صد آسمان نگاه_ تماشا، خلیج من
هستی اگر کتاب و من و تو قصیده‌ایم/ زیبا ترین سروده‌ی دنیا، خلیج من
مهر_ شناسنامه‌امان چشم آبی اش/ برهان_ ناب- زندگی ما، خلیج من
در بطن_ خاطرات_ دفاعی که پاک بود/ از دور دست حادثه پیدا، خلیج من
در کهکشان_ تیرگی و جنگ و دلهره/ منظومه‌ای گشوده به فردا، خلیج من
هم‌قصه با قداست_ این مرز_ پرگهر/ با کوه و دشت و خاک هم‌آوا، خلیج من
جوشیده از نجابت_ زردشت_ پاک، پاک/ تفسیر_ آیه‌های اوستا، خلیج من
روشن‌ترین ستاره‌ی بی‌مرگ و جاودان/ بر بام_ سبز و آبی دنیا، خلیج من
آبی، وسیع، حرمت_ دریا، خلیج پارس/ منظومه‌ای گشوده به فردا، خلیج من

٣ - بانو یکی دیگر از سروده های بانو آناهیتا ترکمان به بهانه ی روز جهانی زن (٨ مارس) است. آناهیتا ترکمان، این غزل زیبا را به فرشته های زمینی یعنی به زنان پاک سرزمین خود ایران تقدیم می کند. زنانی که به گفته ی او هر روز به بهانه ای حلقه های اسارت آنها تنگ تر و تنگ تر می شود.
غزل زیبای بانو

رنجور و دلشکسته و بی شور و تاب می خواهند
خورشید_ شرقی این آسمان، همیشه تو را
دلگیر و پشت ابر_ ستم، در نقاب می خواهند
آتشفشانی از غرور و شعوری، ولی تو را
از تلخ داغ زهر_ اسارت، مذاب می خواهند...

خواندن و شنیدن سروده های میهنی و غزل های شور انگیز و هیجان آمیز بانو آناهیتا ترکمان، پیوسته و جاودانه باد
دکتر منوچهر سعادت نوری

۱۳۹۲ مرداد ۲۳, چهارشنبه

خروش نامه

خروش در فرهنگ واژه ها
خروش : بانگ و فریاد : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
خروش : بانگ و فریاد بی گریه (برهان قاطع) (لغت نامه ٔ اسدی) - غریو (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی) (صحاح الفرس) - غوغا - شور (غیاث اللغات) - فریاد - نفیر - نعره - غیه - آواز - داد - آوا : تارنمای لغت نامه دهخدا
خروش و جغرافیا
١ - خروش : ده کوچکی است از دهستان امجر بخش جبال بارز شهرستان جیرفت : تارنمای لغت نامه دهخدا
٢ - قلعه کوش خران (خروش) : مربوط به دوره سلجوقیان است و در شهرستان پل دختر، بخش معمولان، روستای سرچک داد آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۱۴۷ به ‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
خروش و تاریخ
عليرضا اباذري مي نویسد : "در زمينه ی تاريخ ايران در سده هاي نخستين اسلامي تا کنون چندين کتاب نوشته شده است. کتاب تاريخ ايران در سده هاي نخستين اسلامي، اين موضوع را بررسي مي کند. آن گونه که از مقدمه بر مي آيد، مولف (ميترا مهرآبادي) قصد داشته در برابر ديدگاه (دکتر زرين کوب) راجع به همان سده ها که آنها را دو قرن سکوت ناميده بود، نظريه دو قرن خروش را ارائه دهدوچنين به ارائه ی ديدگاه خود ميپردازد : (شرح دوران خوشي ايرانيان در پرتو ورود اسلام، چندان ضروري نيست، چرا که دورانش بس کوتاه بود. غلبه ی عمال و حکام دست نشانده اموي و عباسي در ايران که صرفا از راه سر نيزه صورت مي گرفت و به این سرزمين، تنها به چشم يک منبع تامين ماليات ولو با شديدترين فشارها مي نگريستند، همه آمال پيامبر و پيشوايان را که در درجه اول تسخير قلوب مردم بود، نقش بر آب کرد و آنچه که در عرصه ی اجتماع ايران بر جاي گذاشت، نفرت بود و وحشت. همه اين ها به اضافه ی عوامل ديگر، دست به دست هم دادند تا سده هاي نخستين اسلامي را پر از عصيان ها، طغيان ها، گريزها، آشوب ها و ايستادگي ها بکنند و سردمداران اين حرکات هم البته از هر قماشي بودند. اين است که مولف، نام فصل نخستين کتاب را دو قرن خروش گذاشته و اين پاسخي به دکترين ديگري است که در همين عصر ما ارائه شد: دو قرن سکوت)... مولف در فصل اول به معرفي قيام هاي مختار، ابومسلم، به آفريد، شريک بن شيخ المهري، روانديه، سنباد، اسحاق ترک، استادسيس، مقنع، يوسف بن البرم و بابک خرم دين پرداخته است. با توجه به گفته مولف مي توان رويکرد وي را در فصل اول و به وطور کل در تمام کتاب تشخيص داد. البته داوري درباره اين دو ديدگاه بر عهده اساتيد و پژوهشگران تاريخ است. بايد ديد آيا سکوت مورد نظر دکترزين کوب همان خروش نبوده است"؟
خروش در کتاب ها و آلبوم ها
١ - کتاب صوتی "خروش فردوسی" : سروده ی فریدون مشیری
٢ - کتاب "خروش خاموشی" (١٣٧٠) : مجموعه ی سروده های مستانه سلطانی معروف به ژاله اصفهانی‏ (۱۳۰۰ خورشیدی، اصفهان – ۷ آذر ۱۳۸۶، لندن)
٣ - آلبوم "خُروش" : با صدای سیاوش ناظری
٤ - کتاب "خروش شاهین ها" : نوشته ی ستار سلیمی
۵ - کتاب "خروش لاجوردی" : روایت تصویری مردم استان اصفهان در دفاع مقدس، به سه زبان فارسی، عربی و انگلیسی
٦ - آلبوم "خروش برای انتقام" :‏ عنوان هشتمین آلبوم استودیویی از گروه هوی متال بریتانیایی جوداس پریست است. این آلبوم در استودیویی به نام آیبیز ساند در آیبیز اسپانیا ضبط ود ر استودیوهای بیجی رکوردینگ و بای‌شور رکوردینگ در فلوریدا آمریکا میکس شد و برای اولین بار در ۱۷ ژوئیه ۱۹۸۲ منتشر گشت. همچنین نسخه دیگری از این آلبوم به صورت ضبط مجدد در مه ۲۰۰۱ منتشر شد. بر روی پشت جلد خروش برای انتقام این جمله نقش بسته است: "سربازی بالدار از سرزمینی ناشناخته و از آسمان ‌های دوردست آمده است. هیچ چیز مقدسی دیگر باقی نمانده و کسی از دست این موجود دوزخی در امان نیست".
٧ - آلبوم "خروش بحر" : نام یک آلبوم موسیقی اثر علیرضا افتخاری، هنرمند ایرانی است که در سبک سنتی تهیه شده و دارای ۸ آهنگ است.
٨- خروش کبک (چریکه کو) : نام یکی از آهنگ ‌های آلبوم "زیندو" است. "زیندو" نام یک آلبوم موسیقی اثر گروه کامکارهاست که در سبک سنتی تهیه شده و دارای ۸ آهنگ است.گروه کامکارها یکی از برجسته‌ترین گروه‌های موسیقی کردی و ایرانی است.
٩ - خروش حدیث مستان : نام یکی از آهنگ ‌های آلبوم "شهرآشنایی" است. "شهرآشنایی" نام یک آلبوم موسیقی اثر حسام الدین سراج، هنرمند ایرانی است که در سبک سنتی تهیه شده و دارای ۹ آهنگ است.
١٠ - کتاب «دیباچه ی خروش» : توسط دفتر تهیه و تالیف متون و نشریات معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی تهیه و در کتابخانه ‌های شبستان مساجد ایران توزیع شده است. کتاب «دیباچه ی خروش» نوشته ی مهدی رنجبریان است، این کتاب در قالب طرح تغذیه ی فکری روحانیون مستقر در کتابخانه های شبستان تهیه شده است.
خروش در نام هنرمندان
کیخسرو خروش : در سال ١٣٢٠ در تهران به دنیا آمد. او یکی از بزرگترین استادان خط نستعلیق معاصر به ویژه در عرصه کتابت است و آثار خوشنویسی او در سه دهه ی گذشته مورد اقبال خاص و عام بوده است. کتابت دیوان حافظ، خسرو و شیرین نظامی، چهارمقاله عروضی سمرقندی و مثنوی پیروجوان از جمله آثار هنری خروش در حوزه ی خوشنویسی است. کیخسرو خروش در هنر نقاشی به ویژه در تصویرگری از چهره نیز مهارتی منحصر به فرد دارد. خروش نقاشی را نزد استاد حیدریان آموخته و حیدریان از پروردگان مکتب کمال الملک است.

١ - خروش در زنجیر برخی از ترانه ها

خروش ایران
خروش فردوسی
بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود...عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
اجرا:  محمدرضا شجریان
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
اجرا: همایون شجریان و همنوازان حصار
گر یکی از عشق برآرد خروش
خروش خشم

از آن چـرم کاهنگـران پشت پـای/ بپـوشنـد هنگـام زخــم درای
همان کاوه آن بـر سر نیـزه کـرد/ همان گه ز بازار برخاست گـرد
خروشان همی رفت نیزه به دست/ که ای نامداران یـزدان پرست
کسی کو هوای فریدون کند/ سر از بند ضحاک بیرون کند : فردوسی توسی

 گر یکی از عشق برآرد خروش/ بر سر آتش نه غریب ست جوش 
پیرهنی گر بدرد ز اشتیاق/ دامن عفوش به گنه بربپوش 
بوی گل آورد نسیم صبا/ بلبل بی‌دل ننشیند خموش 
مطرب اگر پرده از این ره زند/ بازنیایند حریفان به هوش 
ساقی اگر باده از این خم دهد/ خرقه صوفی ببرد می فروش...
سعدی اگر خاک شود همچنان/ ناله زاریدنش آید به گوش 
هر که دلی دارد از انفاس او/ می‌شنود تا به قیامت خروش : سعدی  

بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود
دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو
گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود
خمر من و خمار من باغ من و بهار من
خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود... : مولوی

 در كارگه كوزه گري رفتم دوش
ديدم دو هزار كوزه آرام و خموش
ناگه كه يكي كوزه برآورد خروش
كو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش : خيام

بیا و کشتی ما در شط_ شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی
که گفته‌اند نکویی کن و در آب انداز : حافظ
 دل چو ز درد_ درد_ تو مست و خراب می شود
عمر وداع می کند عقل خروش می زند... : عطار

دوش رفتم به کوی باده فروش/ ز آتش عشق دل به جوش و خروش
مجلسی نغز دیدم و روشن/ میر آن بزم پیر باده فروش
چاکران ایستاده صف در صف/ باده خوران نشسته دوش بدوش
پیر در صدر و می‌کشان گردش/ پاره‌ای مست و پاره‌ای مدهوش
سینه بی‌کینه و درون صافی/ دل پر از گفتگو و لب خاموش...
به ادب پیش رفتم و گفتم/ ای تو را دل قرارگاه سروش
عاشقم دردمند و حاجتمند/ درد من بنگر و به درمان کوش
پیر خندان به طنز با من گفت/ ای تو را پیر عقل حلقه به گوش
تو کجا ما کجا که از شرمت/ دختر رز نشسته برقع‌پوش
گفتمش سوخت جانم، آبی ده/ و آتش من فرونشان از جوش
دوش می‌سوختم از این آتش/ آه اگر امشبم بود چون دوش
گفت خندان که هین پیاله بگیر/ ستدم گفت هان زیاده منوش
جرعه‌ای درکشیدم و گشتم/ فارغ از رنج عقل و محنت هوش
چون به هوش آمدم یکی دیدم/ مابقی را همه خطوط و نقوش
ناگهان در صوامع ملکوت/ این حدیثم سروش گفت به گوش
که یکی هست و هیچ نیست جز او/ وحده لااله الاهو... : هاتف اصفهانی

ای دیو سپید پای در بند/ ای گنبد گیتی! ای دماوند
از سیم به سر یکی کله خود/ ز آهن به میان یکی کمر بند...
ای مادر سر سپید بشنو/ این پند سیاه بخت فرزند
بگرای چو اژدهای گرزه/ بخروش چو شرزه شیر ارغند
ترکیبی ساز بی‌ مماثل/ معجونی ساز بی ‌همانند
از آتش آه خلق مظلوم/ وز شعلهٔ کیفر خداوند
ابری بفرست بر سر ری/ بارانش ز هول و بیم و آفند
بشکن در دوزخ و برون ریز/ بادافره کفر کافری چند
ز آن گونه که بر مدینهٔ عاد/ صرصر شرر عدم پراکند
بفکن ز پی این اساس تزویر/ بگسل ز هم این نژاد و پیوند
برکن ز بن این بنا، که باید/ از ریشه بنای ظلم برکند
زین بی‌خردان سفله بستان/ داد دل مردم خردمند : ملک‌الشعرای بهار
- خروش در زنجیر برخی از سروده های این زمانه
در خروش آیم ، چو بینم کج نهادی های خلق
جویبارم ، ناله از هر پیچ و خم باشد مرا
گر چه در کارم چو انجم ، عقده ها باشد رهی
چهره ی بگشاده ای ، چون صبحدم باشد مرا : رهی معیری

در چشم من، تو باد سیاهی که ناگهان
چندین هزار برگ جوان را، ربوده ای
یا روح ظلمتی که پس از مرگ آفتاب
چندین هزار دیده ی پر اشتیاق را
بر بامداد بسته و بر شب، گشوده ای
گر نقش شیر و صورت مهر مُنیر را
از رایتِ سه رنگ دلیران، ربوده ای
یادش ، همیشه مایه ی جوش و خروش ماست
ور نام آن سخنور شهنامه گوی را
از لابلای دفتر و دیوان، ربوده ای
تنها ، سروش اوست، که در گوش هوش ماست : نادر نادرپور

من آنچه از آتش ، به خاطرم باقی است
فروغ_ مشعل_ همواره تاب_ زرتشت است
شراب_ روشن_ خورشید و گونه ی_ ساقی است
سرود_ حافظ و جوش_ درون_ مولانا ست
خروش_ فردوسی است... : فریدون مشیری
 بشنو ای جلاد/ می خروشد حشم ، در شیپور
می کوبد غضب ، بر طبل/ هر طرف ، سر می کشد عصیان
و درون بستر خونین خشم خلق/ زاده می شود ، طوفان... : هوشنگ ابتهاج

خواهی نباشم و خواهم بود، دور از دیار نخواهم شد
تا "گود" هست، میان دارم اهل کنار، نخواهم شد
یک دشت شعر و سخن دارم، حال از هوای وطن دارم
چابک غزال غزل هستم، آسان شکار نخواهم شد
من زنده ام به سخن گفتن، جوش و خروش و برآشفتن
از سنگ و صخره نیاندیشم، سیلم، مهار نخواهم شد... : سیمین بهبهانی
یک سبد گل در کویر ِ لوت ِ دین / بهر ِ ماهی مشت آبی بر زمین
دختران در پیله عصر حجر / همچنان در لاک خود هستند در
غنچه های نو جوان ِ تازه پا / سرد از آواز و خروش و مدعا
بی ترنم برگ ِ سبز ارغوان / بی هیاهو مرغک ِ آواز خوان
سیب سرخی بر بلند ِ شاخسار / ملتی در شوق ِ وصلش بی‌قرار...
در چنین حال بد و تحریم ِ سخت/ همچنان دوریم از سیب و درخت : داریوش لعل ریاحی

شیخ قبا پوش ، به من گفت ، دوش/ از چه چنین آمده ای در خروش
تا ببری سر به سلامت ، برو/ ساکت و آرام به کنجی ، خموش
گفتمش ، ای خواجه ی عاقل ، بدان/ چشمه ی عشق است درونم به جوش
سر، که نه در راه عقیده بود/ بار گرانی است، کشیدن به دوش: محمد رضا عالی پیام
 شیخ ِ تبهکار غلط کرد، دوش/ گفت به شاعر که : « ازین پس خموش»
کیست چنین جاهل نابُرده رنج/ تاجرک ِ غاصبکِ دین فروش؟
تا به نهیب ِ قلمی گُربه سان/ راست فرستمش به سوراخِ موش
شیخ ِ تُنُک مایه چه داند که شعر/ می شکُفد از بُن ِ فرهنگ و هوش؟
او چه شناسد که دلِ شاعران/ چون خُم می از چه درآید به جوش؟
جهل، چه داند که در این سینه ها/ کیست که چون رعد برآرد خروش؟
او چه شنیده ست جز آوای وحش
در همه عمری که بُریده ست گوش؟... : محمد جلالی چیمه (م. سحر)
(همین نگارنده)
شعر، رود جاری اندیشه است
راحت روح و روان را، ریشه است
ساحت صدق و صفا را، پیشه است
قامت زرق و ریا را، تیشه است
شعر فصلی از خرد، از دانش است
یک کرانه از هنر، از بینش است
پنجره بر کوچه آسایش است
چشمه ای از، زایش و از رویش است
شعر یعنی دفتری از بهر عشق
از قرار و از مدار امر عشق
از شکوه و از نشاط شهر عشق
از خروش و از خموش بحر عشق...
هیچ حرفی، همردیف شعر نیست
کی توان آخر، بدون شعر زیست
شعر، تاریخ است و "حی" و "حاضر" است
بر همه آثار هستی، ناظر است
یکزمان آید که قومی خسته از چنگال ظلم
آتش قهر و غضب را ، افکند هرجای شهر
 کوی و برزن را بسوزاند زخشمی پرلهیب
شعله ها بالا دهد،گیرد تمام خشک و تر
 بغض ها، فریاد ها گردد،بسان بانگ موج
موج ها سرکش شود، افتد درون بحرو بر
 هرخروشی ، دامن آ ه سحر جوید از آنک
داد ديرين را ستاند ، ازبسی بیداد گر
 یکزما ن آید که قومی جان خود گیردبه کف
روزگاران شاد سازد درنسیم یک سحر
 عهد نیک و خرمی را ، آورد یکسر پدید
دوره ی ظلم و تباهی را، نهد بر پشت سر
 سرزمینی نو بسازد، عاری از هر دیو و دد
تا شود ایمن ، ز آسيب ریا و قهر و شر
 یکزمان آید که گردون ، این فلک این آسمان
چترمهرخویش بگشاید ، خوش وگسترده تر
 دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
خروش : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
خروش : تارنمای لغت نامه دهخدا
خروش و جغرافیا : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - فرهنگ جغرافیائی ایران
خروش و تاریخ : تارنمای تاریخ و کتابخانه
خروش در کتاب ها و آلبوم ها : بسیاری از تارنماها
آلبوم "خُروش" با صدای "سیاوش ناظری" : تارنمای ایران ترانه
خروش در نام هنرمندان : تارنمای همشهری آنلاین و تارنماهای گوناگون
خروش : در ترانه ها و موسیقی : تارنمای یوتیوب
خروش : در برخی سروده های کهن : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای ری‌را و تارنمای گنجور
خروش : در برخی سروده های این زمانه : تارنمای جستجو - تارنمای آوای آزاد و تارنمای گلچینی از سروده ها
خروش های یک سراینده : تارنمای گلچینی از سروده ها

۱۳۹۲ مرداد ۱۹, شنبه

گفتنی های تغذیه : ٤ - "زرشک" و برخی خواص آن

زرشک در ایران و جهان : از گیاه زرشک سه قسم در ایران موجود است و هر سه را زرشک خوانند. یکی در کوهستان های خشک و دو گونه دیگر در جنگل های خزر. گیاهی است از رده ٔ دولپه ای های جدا گلبرگ که تیره ٔ زرشکیان را بوجود می آورد تیره ٔ زرشکیان از تیره های نزدیک به تیره ٔ آلالگان است . زرشک معمولی درختچه ای است به ارتفاع ٢ تا ٣ گز که معمولاً در حاشیه ٔ جنگل های غالب نقاط اروپا و ایران می روید. برگ هایش دندانه دار و گل هایش زردرنگ مجتمع، بصورت خوشه و آویخته است. ریشه و برگ و میوه ٔ آن مصارف دارویی دارد. زرشک گلی است خوشبوی و در بعضی از فرهنگ ها مسطور است که از گل های هندوستان است.
برخی دیگر از اختصاصات زرشک : ‏زرشک درختچه ایست تیغ دار وچوب آن به رنگ قرمز، قهوه‌ای یا زرد است. برگ‌های آن بیضی شکل با دندانه‌های اره‌ای و میوه اش قرمز رنگ بیضوی شکل و ترش مزه‌است. انتهای بهار و ابتدای تابستان فصل شکوفه دادن بوته ی زرشک است، غنچه‌های زرد رنگ زرشک در فصل پاییز رنگ قرمز گیلاسی به خود می‌گیرند. زرشک بومی مناطق معتدل و نیمه استوایی اروپا، آسیا، آفریقا، آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی است. کشور ایران بزرگترین تولیدکننده زرشک در دنیاست که در این میان استان خراسان جنوبی و شهرستان قائنات با در اختیار داشتن نزدیک به ۹۷ درصد از اراضی زیرکشت این محصول، تولید ۹۵ درصد از زرشک دنیا را در اختیار دارد.
مصرف طبی : مصرف طبی زرشک به دوره ی مصر باستان می رسد. فراعنه ی مصر این گیاه را باتخم رازیانه به منظور درمان طاعون مصرف می کردند - زرشک حاوی الکالوییدی بنام بربرین میباشد که خواص آنتی بیوتیکی و ضد سرطانی و پایین آورنده قند و کلسترول خون را دارد - زرشک از سرماخوردگی پیشگیری می‌کند - زرشک برای درمان سنگ کلیه مناسب است.
خواص غذایی زرشک : زرشك از نظر طب قدیم ایران سرد و خشك است میوه زرشك خواص زیررا دارد:
قابض است - تقویت كننده قلب و كبد است - بواسیر خونی را درمان می كند- خونریزی را برطرف می كند - برای برطرف كردن بیماری های كبدی مفید است - صفرا بر است.
بررسی برخی از خواص فیزیکوشیمیایی زرشک سیاه : استفاده از گیاهان دارویی در جوامع مختلف از دیرباز معمول بوده است و تحقیقات نشان داده که این گیاهان علاوه بر ارزش اقتصادی با توجه به ترکیبات فنلی موجود در آنها و نقش آنتی اکسیدانی این ترکیبات، جایگاه ویِژه‌ای در بهداشت وسلامت جوامع دارند. لذا رویکرد جهانی به سمت شناسایی گونه‌های جدید و ترکیبات موثره آنها بوده است. زرشک سیاه از تیره زرشکیان، درختچه‌ای با میوه ای بنفش تا سیاه‌رنگ است که در اواخر تابستان و اوایل پاییز می‌رسد. این درختچه به عنوان یکی از پوشش های گیاهی مناطق کوهستانی ایران به ویژه خراسان محسوب و میوه آن بیشتر به طور تازه خوری، خشک و یا در تهیه غذاهای سنتی استفاده می‌شود. زرشک تازه در فصل پاییز از ارتفاعات شهرستان شیروان جمع ‌آوری و پس از جداسازی شاخ و برگ و ناخالصی ها خصوصیات شیمیایی و تغذیه‌ای آن مورد بررسی قرار گرفت. خصوصیات مورد بررسی شامل رطوبت، چربی، پروتئین، کربوهیدرات، خاکستر، میزان قندهای احیاکننده، اسیدیته، ماده جامد، میزان ترکیبات فنلی، میزان آنتوسیانین‌ها و املاح معدنی شامل کلسیم، سدیم، پتاسیم و آهن بود. نتایج این بررسی نشان داد که میزان‌ رطوبت، چربی، پروتئین، کربوهیدرات، خاکستر، قندهای احیاکننده این گونه به ترتیب ٧١ درصد،  ٥/٣ درصد، ٣درصد، ٢٢ درصد، ١درصد، ٤ گرم محاسبه شد. همچنین میوه این گیاه در مقایسه با سایر گونه‌های زرشک نظیرزرشک بی‌دانه و همچنین سایر میوه‌های غنی از آنتوسیانین نظیر شاتوت، توت سیاه، تمشک و قره‌قاط دارای آنتوسیانین‌ و ترکیبات فنلی بالاتری می‌باشد. این نتایج بیانگر این است که این میوه وحشی و بومی منبع غنی از ترکیبات آنتی اکسیدانی است.
خواص آب زرشک : ضد چربي – ضد قند – پايين آورنده ی فشار خون – شستشو دهنده ی مثانه و كليه –كوچك كننده ی شكم – تقويت قلب – نابود كردن سنگ هاي كليه و مثانه – تسكين دهنده ی روح و روان و اعصاب.
رباعی "زرشک" از همین نگارنده
تا به او گفتند ، از وصف_ فلان/ خنده ای کرد و بگفتا ای زرشک
عادت او گشته ، گوید بی امان/ پاسخ هر گفته را با ای زرشک!
دکتر منوچهر سعا دت نوری

۱۳۹۲ مرداد ۱۷, پنجشنبه

عصیان نامه

عصیان در فرهنگ واژه ها
عصیان : گردن کشیدن - نافرمانی کردن : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عصیان : نافرمانی و بیفرمانی کردن - خلاف طاعت - ترک انقیاد. (تعریفات جرجانی ). در اصل لغت معنی آن سخت شدن است ، پس گناه را عصیان از آن نام کردند که آدمی از گناه سخت دل می شود، و نافرمانی کردن - سرکشی - سر کشیدن : تارنمای لغت نامه دهخدا
عصیان مترادف شورش : به معنای به هیجان آمدن، آشفتن و پریشان کردن است و در اصطلاح اقدام همراه با خشونت دسته‌ای از افراد که در مقابله با نظام حاکم بر هر مجموعه ‌ای اتفاق می ‌افتد و همواره بی ‌نظمی و نا امنی با خود به همراه دارد. عمل مقابل شورش، سرکوب است. شورش، گاه به لغت ‌هایی نظیر اغتشاش، عصیان و یا انقلاب نیز اطلاق می‌گردد : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا عصیان : شورش - سرکشی - طغیان - تمرد- عناد : تارنمای گوگل
عصیان در مجموعه ی سروده ها و کتاب ها
 ١ - عصیان : مجموعه ی سروده هایی از فروغ فرخزاد و مشتمل بر ۱۶سروده است: عصیان بندگی - عصیان خدایی - عصیان خدا - شعری‌ برای تو - پوچ - دیر - صدا - بلور رویا - ظلمت - گره - بازگشت - از راهی‌ دور - رهگذر - جنون - بعدها - زندگی
 ٢ - گل عصیان : مجموعه ی سروده های فارسی : از محمود پاینده لنگرودی
 ٣ - عشق و عصیان : نام یک کتاب ادبی است که توسط آناتول فرانس، نویسنده ی فرانسوی نوشته شده‌است. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است. نام دیگر این کتاب زنبق سرخ میباشد.
عصیان در زنجیری از سروده ها

١ - در زنجیری از سروده های کهن
بود عمران هم ، ز اسرائیلیان
لیک مر فرعون را ، دل بود و جان
کی گمان بردی ، که او عصیان کند
آنک خوف جان فرعون ، آن کند... : مولوی

دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشینان
گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی
جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد
ما را چگونه زیبد دعوی بی‌گناهی... : حافظ

پی عصیان امت گفتگو کرد
دلش خط نجاتی آرزو کرد... : وحشی بافقی

عاقل کجا دهد جان ، در آرزوی جانان
در خانه‌ی بخیلان ، مهمان چه کار دارد
در دیر درد نوشان ، درس ورع که خواند
در ملت مطیعان ، عصیان چه کار دارد... : خواجوی کرمانی

مو آن رندم ، که عصیان پیشه دیرم
بدستی جام و دستی ، شیشه دیرم
اگر تو بیگناهی ، رو ملک شو
من از حوا و آدم ، ریشه دیرم : باباطاهر

عصیان خلایق ارچه صحرا صحراست
در پیش عنایت تو یک برگ گیاست
هرچند گناه ماست کشتی کشتی
غم نیست که رحمت تو دریا دریاست : ابوسعید ابوالخیر

تن بی جانم و جانم توئی تو
سراپا کفر و ایمانم توئی تو
چو با خویشم نه سر دارم نه سامان
چو با تو سر تو سامانم توئی تو
غم دل تنگی من هم منم من
خوشی های فراوانم توئی تو
ز خود سر تا بپا اندوه و دردم
سرور سور و درمانم توئی تو
بکی بی برگ بی بر خار خشکم
برو برگ بهارانم توئی تو
گرسنه تشنه عریانم بخود من
شراب و جامه و نانم توئی تو
منم فاسد توئی اصلاح فاسد
منم عصیان و غفرانم توئی تو
منم هر بد توئی هر نیک و نیکی
کنم گر نیکی احسانم توئی تو... : فیض کاشانی

خون دل چند خوری زین فلک مینایی
ساغری چند بزن با لب خندانی چند
ایمن از فتنهٔ این گنبد مینا منشین
خیز و با دور قدح تازه کن ایمانی چند
راه در حلقهٔ پیمانه کشانت ندهند
تا سرت را ننهی بر سر پیمانی چند
کرم خواجه بهر بنده مشخص نشود
تا نباشد به کفش نامهٔ عصیانی چند... : فروغی بسطامی

از بر این کرهٔ پست حقیر
زیر این قبهٔ مینای بلند
نیست ‌خرسند کس ‌از خرد وکبیر
من چرا بیهده باشم خرسند
شده‌ام در همه اشیا باریک
رفته تا سرحد اسرار وجود
چیست هستی‌؟ افقی بس تاریک
وندر آن نقطهٔ شکی مشهود
بجز آن نقطهٔ نورانی شک
نیست در این افق تیره فروغ
عشق بستم به حقایق یک‌یک
راست گویم ‌همه ‌وهم ‌است‌ و دروغ‌
غیر وهمیم نیاید به‌نظر
غم و شادی‌ خوش‌ و ناخوش ‌بد و خوب
نکندکوکبهٔ صبح دگر
در برم جلوه‌، نه تشییع غروب
فکر عصیان زدهٔ مستاصل
محو گرداب یکی روح عظیم
چون یکی کشتی بشکسته دکل
پیش امواج حوادث تسلیم... : ملک‌الشعرای بهار

چشمان بیگناه تو چون لغزد/ بر این کتاب در هم بی آغاز
عصیان ریشه دار زمان ها را/ بینی شکفته در دل هر آواز
اینجا ، ستاره ها همه خاموشند/ اینجا ، فرشته ها همه گریانند
اینجا ، شکوفه های گل مریم/ بی قدرتر ز خار بیابانند
اینجا ، نشسته بر سر هر راهی/ دیو دروغ و ننگ و ریا کاری
در آسمان تیره ، نمی بینم/ نوری ز صبح روشن بیداری... : فروغ فرخزاد

چرا ز کوزه ی ماه امشب ، نمی برون نتراویدست؟
چرا نگاه خدا دیگر ، درین خرابه نکاویدست؟
ستارگان طلایی خشم ، چرا به باد فنا رفتند؟
پرندگان طلایی بال ، چرا به کام بلا رفتند؟
چرا درین شب بی فرجام ، ز هیچ سو نوزد بادی؟
چرا به گوش نیاویزد ، طنین وحشی فریادی؟
چرا به خاک نریزد نرم ، غبار سربی بارانی؟
چرا ز خواب نخیزد باز ، زمین به نعره ی طوفانی؟
زمین و من ، دو تب آلودیم ، پر از تشنج هذیان ها
نهفته در دل ما خاموش ، لهیب آتش عصیان ها
زمین و من ، دو غضبناکیم ، لب از خروش ، فروبسته
ز گیر و دار عبث ، رنجور ، ز پیچ و تاب عبث ، خسته... : نادر نادرپور

می تازی ، همزاد عصیان/ به شکار ستاره ها ، رهسپاری
دستانت ، از درخشش تیر و کمان ، سرشار/ اینجا ، که من هستم
آسمان ، خوشه ی کهکشان ، کی آویزد... : سهراب سپهری

با ناله های مرغ ِ حزین ِ شب/ این رقص ِ مرگ ، وحشی و جانفرساست
از لرزه های خسته ی این ارواح/ عصیان و سرکشی و غضب پیداست... : احمد شاملو

جای رنج و خشم و عصیان بوته ها/ پشک بن های پلیدی رسته اند
مشت های آسمان کوب قوی/ وا شده ست ، و گونه گون رسوا شده ست
یا نهان سیلی زنان ، یا آشکار/ کاسه ی پست گدایی ها شده ست ... : مهدی اخوان ثالث

همه ، پرواز کنان ، آمده ام/ نرم ، زی بام_ جهان ، آمده ام
باده ، در جام سحر ریخته ام/ مست آن رطل گران آمده ام...
دشت خنیاگر خورشید سرود/ دشت را چنگ و چغان آمده ام
بوسه ، بر آتش عصیان زده ام/ دیده را ، شعله فشان آمده ام
یک جهان ، خشم کنان آمده است
صد جهان ، خشم کنان آمده ام : محمود مشرف آزاد تهرانی

همیشه می گفتم من و سکوت؟/ محال است ، سکوت عین زوال است
سکوت یعنی مرگ.../ کجایی ای انسان؟ عصاره ی عصیان
چگونه مسخ شدی؟/ با سکوت خو کردی؟... : حمید مصدق

ای انفجار ، انفجار مقدس ، سر تا به پا عصیان ، باید درون دیگ بجوشیم
تو راست گفته ای ، او راست گفته است ، ما راست گفته ایم
افسوس ، ای راست گفته ها
آن کس که بهره مند از این راستی ست ، کیست؟
آن با فریب هم آغوش؟... : نصرت رحمانی

من ز عصیانی که در رگهای دستم می جهد ، پرسم
با سواری ، سینه ی او تشنه ی فریاد
با سواری ، پای او آزاد
در کدامین صبح آیا بشکنی دیوار این خاموش؟ فرخ تمیمی

تو ، بارانی ترین ابری ، که می گرید به باغ مزدک و زرتشت
تو ، عصیانی ترین خشمی ، که می جوشد ز جام و ساغر خیام
درین شب ها ، که گل از برگ و برگ از باد و باد از خویش می ترسد
و پنهان می کند ، هر چشمه ای سرو سرودش را
درین آفاق ظلمانی ، چنین بیدار و دریا وار
تویی تنها ، که می خوانی : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی

بشنو ای جلاد/ می خروشد حشم در شیپور
می کوبد غضب بر طبل/ هر طرف سر می کشد عصیان
و درون بستر خونین خشم خلق/ زاده می شود طوفان... : هوشنگ ابتهاج

ترانه ی عصیان : صدا - گیسو شاکری ، آهنگساز - شاپور باستان سیر ، سراینده - یاور استوار

ملتی ، شد دوباره هم پیمان/ بهر_ سرکوب_ دشمن_ ایران

خسته ، از ظلم های_ فتنه گران/ حربه ی او ، تمرد و عصیان
دكتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ

عصیان : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عصیان : تارنمای لغت نامه دهخدا
عصیان : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عصیان : تارنمای گوگل
عصیان در مجموعه ی سروده ها و کتاب ها : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عصیان در ترانه و موسیقی : تارنمای یوتیوب
عصیان در زنجیری از سروده های کهن : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای ری‌را، کتاب‌خانه‌ی آزادِ فارسی و تارنمای گنجور
عصیان : در برخی سروده های این زمانه : تارنمای جستجو - تارنمای گلچین سروده ها