۱۳۹۳ شهریور ۱۴, جمعه

برداشت هایی پیرامون شناخت سیاست

 
سیاست در فرهنگ واژه ها
١ - سیاست: این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست: اِکایان٬ نایا٬ کایوتیل - پاس داشتن ملک (غیاث اللغات) (آنندراج) - نگاه داشتن (دهار) - حفاظت٬ نگاهداری٬ حراست٬ حکم راندن بر رعیت (غیاث اللغات) (آنندراج) - رعیت داری کردن (منتهی الارب) حکومت٬ ریاست٬ داوری (ناظم الاطباء) - از چنین سیاست باشد که جهانی را ضبط توان کرد (تاریخ بیهقی) - تدبیر و اصلاح امور٬ مراقبت و اداره مملکت، رعیت‌ داری٬ مردم‌ داری - قانون نشانه سیاست است و هیچ سیاستی بدون قانون اجرا نمی‌شود - زیرَکی: لغت نامه دهخدا
٢ - سیاست:  حکومت کردن - حکومت - داوری - تنبیه: فرهنگ فارسی معین
٣ - سیاست: اداره و مراقبت امور داخلی و خارجی کشور - درایت - باهوشی - خردمندی: فرهنگ لغت عمید
٤ - سیاست: تدبیر، خطمشی، دیپلماسی - تنبیه، جزا، سزا، شکنجه، عقوبت، مجازات - حقه بازی، دوز و کلک - حکومت، حکم، ریاست - حکومت کردن، حکم راندن، ریاست کردن: فرهنگ واژگان مترادف و متضاد
۵ - سیاست: به معنای دانشی است که از شهر (مدینه در عُرف فیلسوفان دوران اسلامی مانند فارابی) و مناسبات شهروندی (مدنی) بحث می‌کند. هم‌چنین سیاست به روندی گفته می‌شود که در آن شهروندان به اتخاذ یک تصمیم جمعی مبادرت می‌ورزند. به تعریف دیگر «سیاست فعالیتی اجتماعی است که با تضمین نظم در نبردهایی که از گوناگونی و ناهم‌گرایی ِ عقیده‌ها و منافع ناشی می‌شود، می‌خواهد به یاری ِ زور که اغلب بر حقوق متکی است امنیت بیرونی و تفاهم درونی ِ واحد سیاسی ویژه‌ای را تأمین کند. سیاست در معنای عام: هرگونه راهبرد و روش و مشی برای اداره یا بهکرد هر امری از امور، (چه شخصی چه اجتماعی) است. و در معنای خاص: اموری است که مربوط به دولت و مدیریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد. سیاست به معنای باستانی کلمه: دخالت در امر عمومی و به معنای جدید: شهر مدرن صنعتی است که کنشگرانش به سیستم سازمان دهنده آن مشروعیت می‌دهند: دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٦ - سیاست: اداره امور داخلی و خارجی کشور - سیاست اصحاب: طریقه ی اداره کردن افراد و یاران و نزدیکان است - سیاست اقتصادی: طریقه ای که دولت یا حزبی در اداره امور اقتصاد کشور پیش می گیرد - سیاست جسمانی (جسمانیه): طریقه ی حفظ بدن و تقویت آن از بر هم خوردن تعادل بدن است - سیاست فاضله که آن را امامت نیز خوانند و غرض از آن تکمیل خلق بود و لازمه اش نیل به سعادت است (اخلاق ناصری): فرهنگ واژگان فارسی به فارسی
٧ - سیاست: حکم راندن و اداره کردن کارهای کشور - تنبیه، جزا، سزا، مردم‌ داری، جهان داری: واژه نامه ی نوین محمد قریب
 برخی از سیاست نامه ها
١ - سیاست نامه ی ارسطو: رسائلی که ارسطو در سیاست نوشته همه باقی نمانده است . تنها یکی را در دست داریم و آن نیز از نفایس کتب است. ما حصل تحقیقات آن کتاب از این قرار است: انسان مدنی الطبع است و افراد آن باید به اجتماع زیست کنند و بیکدیگر یاری کرده، کارهای زندگی را میان خود تقسیم کنند تا حوائج ایشان برآورده شود و حسن معاش و سعادت زندگی که اصل مقصود و غایت مطلوب است، حاصل گردد. برخلاف افلاطون که افراد و خانواده را در جماعت مستهلک می سازد و سعادت جماعت را منظور قرار می دهد، ارسطو افراد را اصل میداند. چه هیئت اجتماعیه که وجود مستقل از افراد ندارد بدون سعادت اشخاص چگونه سعید تواند بود و همچنین بر خلاف افلاطون، مالکیت شخصی را واجب و هیئت خانواده را بنیان زندگانی اجتماعی و بهترین اقسام اداره ٔ آن می شمارد که پدر در رأس جمعیت واقع و خانواده را در خیر و صلاح همه راه می برد. عدالت را رعایت می کند و از عدالت بهتر مهربانی و شفقت می ورزد... شکل حکومت در هیئت های اجتماعیه به اختلاف مقتضیات محلی از احوال مردم و اوضاع جغرافیائی و غیرها مختلف می شود. اساساً چون دولت مجموعه ایست از اشخاص آزاد و متساوی ، باید حکومت متعلق بعموم باشد (جمهوری و دموکراسی). همه در اتخاذ تصمیمات شرکت کنند و آزادی و امور را به اکثریت آراء فیصل کنند و آزادی و مساوات و عدالت را بین اعضاء هیئت اجتماعیه نگاه دارند و این کیفیت وقتی دست می دهد که میان مردم از حیث تمول و تعقل فرق بسیار نباشد یا اگر باشد میان جماعت شریف و گروه حقیر یک طبقه ٔ متوسط هم باشد که بین آنها اعتدال را نگاه دارد تا اشراف چندان خودسر و زبردست نشوند و مردمان حقیر پر زیردست نمانند. ولیکن بسا هست که جماعتی از مردم از جهت هوشیاری و چالاکی و پیش آمدهای روزگار مقتدر و متنفذ شده و حیثیات توانگری و نسب و شرافت بخود می دهند و قدرت و حکومت را در دست می گیرند و این شکل (حکومت اعیانی و اشرافی) است و نیز اتفاق می افتد که یک فرد از مردم سمت برتری و قدرت پیدا کرده بر جماعت پادشاه می شود و (سلطنت موروثی) تأسیس می کند. در هر یک از این سه قسم حکومت اگردر خیر و صلاح جماعت واقع شود و کارها بدست کاردان و قدرت محدود و مسئولیت در کار و قانون حکمفرما باشد، صحیح است اما اگر نفع شخصی و هوای نفس مدار امر شود، غلط خواهد بود و در دو قسم اخیر ظلم و استبداد و در قسم اول عوام فریبی شیوع می یابد و هرج و مرج برپا می شود و امور مختل می گردد. ارسطو معتقد است که انقلابات در ممالک وقتی روی می دهد که مردم در حقوق یکسان نباشند و در تقسیم اموال و مناصب شئونات و اجر و مزد میان آن ها رعایت تناسب و استحقاق نشود و از این جهت ناراضی گردند. پس برای امور مذکور حدود و نظاماتی قائل است که باید بموجب قانون برقرار شود. اما اصلاح حقیقی مفاسد و معایب هیئت اجتماعیه را بتربیت می داند و معتقد است که نباید امر تربیت را بمردم وا گذاشت و دولت باید آنرا بدست بگیرد و برطبق صلاح هیئت اجتماعیه جریان دهد و اساس تربیت باید بر محافظه ٔ حد اعتدال بین قوای آن باشد. ورزش کاری و ریاضت برای صحت بدن و تعلیم موسیقی و امثال آن برای نرم کردن احوال اخلاقی لازم است اما نه به اندازه ٔ افراط یعنی نه چندان که همه بخواهند پهلوان شوند یا اهل حال باشند. لیکن متفکرین هر چه بیشتر باشند بهتر است. حاصل اینکه تن را برای جان پرورش دهند و نفسانیات را تابع اراده ٔ عقلیه سازند تا نفس مستعد و قابل تفکر و تعقل شود که آن حسن معاش حقیقی و غایت مطلوب زندگانی انسانی است: لغت نامه دهخدا
٢ - سیاست نامه ی خواجه نظام ‌الملک طوسی یا سیرالملوک: کتابی است به زبان فارسی در آیین فرمان روایی و کشور داری و اخلاق و سیاست پادشاهان پیشین، نوشتهٔ خواجه نظام ‌الملک طوسی. این کتاب از آثار مهم نثر فارسی در قرن پنجم هجری است. سبک نگارش کتاب ساده و روشن و خالی از تصنع است و از شاهکارهای زبان فارسی به شمار می‌آید. نظام ‌الملک نگارش کتاب را به فرمان ملکشاه سلجوقی آغاز کرد و در دورهٔ سلطنت محمد بن ملکشاه (۴۹۲-۵۱۱) به پایان رسانید. قطعه‌های گوناگون کتاب که از منابع مختلف گردآوری شده، شامل اندرزهای نویسنده، منقولات از قرآن و احادیث و گفته‌های مشاهیر، حکایت‌ هایی در بارهٔ شاهان و وزیران و امیران است و برخی حکایت‌های بلند آن دارای مکررات و حشو و زوائد است: تارنمای ویکی پدیا
٣ - سیاست نامه ی علیزاده طوسی: "اگر ما مردمِ مبتلا به بیماریِ «خاورمیانگی»، از آغاز دورۀ «روشنگری»، یا به قول بعضی از عربها «حَرَکُةُ التّنویر الفلسَفیَة»، در اواخر قرن هفدهم میلادی در «اروپامیانه»، که موجبِ سنّت زدایی و خردگرایی اهل فرنگ و ظهور حکمت «اروپا میانگی» شد، فرق «فلسفۀ سیاست» با «بازار سیاست» را فهمیده بودیم، همۀ پیشرفتهایی را که «غرب» کرده است، کرده بودیم، به اضافۀ داشتنِ مالکیتِ بِلامُعارضِ ثَروتِ خاک آوردۀ «نفت»، منهای دنیاپرستیِ صوفی مآبانۀ «این نیز بگذردی»، و آنوقت از «شرقی» بودنِ خودمان احساس سرافکندگی نمی کردیم! در این صد، صد و پنجاه سالی که ما پس پسکی در راه «روشنگری» و «خرد گرایی» پیش رفته ایم، متأسّفانه هر نسلی از ما همیشه منتظر ظهور یک قهرمان ملّی برای برانداختن دیکتاتور زمان خودش بوده است، غافل از اینکه «دیکتاتور» با «دیکتاتوری» فرق می کند. در جامعه های دیکتاتور پرور، «دیکتاتور براندازی» «دیکتاتوری» را بر نمی اندازد. ای بسا که قهرمان ملّی و سراسریِ دیکتاتور برانداز، خودش می شود دیکتاتور بعدی، با این تفاوت که صد رحمت به دیکتاتور قبلی!
برداشت مردم از این معنی فرعی «فلسفه» هدف، مقصود، منطق، منظور، خاصیت، ماهیت، دلیل، پایه، اساس و امثال اینهاست. «سیاست» هم معنی مهمّش، لابُد، ادارۀ آگاهانۀ امور جامعه به وسیلۀ نمایندگان مردم است، با حفظ آزادیهای فردی و اجتماعی، و پرورش و گسترش فکر و فرهنگ، و فراهم داشتنِ امکانات زندگی آبرومندانه برای همۀ مردم. امیدوارم بتوانیم «دیکتاتور» فردیِ درونِ خودمان را «دموکرات» کنیم، و با اتّکاء به «فلسفۀ سیاست» از «بازار سیاست» دور بمانیم، انشاءالله": تارنمای بی بی سی فارسی
سیاست در طنز
"یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدرجان لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی؟ پدرش فکری می کنه و می گه: بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی. من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پابرهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادرکوچکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی کثافت خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرورفته و هرکاری می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره توی اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده و داره... می ره و سرجاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پابرهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی کثافت خودش دست و پا می زنه..."
تفسیر هایی پیرامون هنر سیاست
١ - "بر این باورم که اگر سیاست مداران بیشتری به هنر سروده و ترانه آشنا بودند و یا تعداد زیادتری از سرایندگان و شاعران از امر سیاست نیز آگاهی داشتند دنیای ما جای بهتری برای زیست بود": جان کندی رئیس جمهور پیشین آمریکا -  ترجمه از منابع گوناگون
٢ - "کسانی که وارد عرصه سیاست می شوند باید مثل شطرنج بازِ ماهر، حرکات و تغییرات بعدی عرصه را نیز محاسبه و پیش بینی کنند" : سید علی خامنه‌ای
٣ - "...اینکه چگونه برخی از سیاستمداران وارد جریانات سیاسی می شوند جای تامل بسیاری دارد. متاسفانه در تمام اعصار عده ای فرهنگ سیاست را با خیانت و دسیسه آلوده کرده اند... آیا سیاستمداران امروز ما به یکدیگر اعتماد دارند و با یکدیگر همدل هستند. امروز کشور ما به شیر نیمه جانی تبدیل شده که کشورهای دیگر برای اثبات شجاعتشان به آن لطمه می زنند و برای ضربه زدن به ما سبقت می گیرند. سئوالی که مطرح می شود اینست که آیا اینهمه هجمه ای که بر ضد ما صورت می گیرد تنها به دلیل برحق بودن ماست؟ یا گاها اشتباهاتی باعث شوریدن افکار جهانی برضد ما می شود. چه چیز موجب گستاخی برخی همسایگان یا قدرت های فرامنطقه ای شده است. شما فکر میکنید که این جو تا به کی بر سر مملکت ما سایه خواهد انداخت و ما تا کی باید به مسئولینی اعتماد کنیم که با سخنان و رویه های نسنجیده کشور را در معرض تهدید و خطر قرار داده اند. همانطور که همه میدانیم هر چیز بهایی دارد پس ما بهای چه چیزی را می پردازیم، چه عقل سلیمی باور می کند که این همه هزینه فقط برای حق ایران در داشتن انرژی هسته ای است... چرا در این چند سال به دستهایی که به بیت المال تجاوز کرد فرصت سوء استفاده داده شد. جدا کم کم از اینکه به کسانی بعنوان سیاستمدار اعتماد کردم احساس خسارت می کنم ...": استوديو خبر
سیاست در زنجیری از سروده ها
بچشم سیاست در او بنگریست/ که سودای این بر من از شهر چیست: سعدی
 ور ز عشق تو بگویم نکته ای/ از سیاست بر سر دارم کنند: عطار
 بگفتن با پرستاران چه کوشی/ سیاست باید اینجا یا خموشی: نظامی
 من خضر دانشم تو سکندر سیاستی/ هرچند خضر پیش سکندر نکوتر است: خاقانی
 زنگ همه مشرق به سیاست بزدودی/ زنگ همه مغرب به سیاست بزدایی: منوچهری
 چون نباشد سیاست اندر شهر/ ندرخشد سنان و خنجر قهر: اوحدی
 سخاوت تو ندارد در این جهان دریا/ سیاست تو ندارد بر آسمان بهرام: عنصری
 گفتمش چيست جدال وطن و دين؟ گفتا/ بر يكى خوان، پىِ نان همهمه و غوغايى
گفتمش مرد سیاست كه  بود؟ گفت كسى
كز پى رنج و تعب طرح كند دعوايى ...: ملک الشعرای بهار
 این مذاهب ، این سیاست ، وین رسوم/ او نداند هیچ وضع گفت و گو... :  نیما یوشیج
من قطاری دیدم/ فقه می بردو چه سنگین می رفت
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت...
کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن
پی_ آواز_ حقیقت بدویم: سهراب سپهری
 سیاست دلمرده/ آرمانهای قلم خورده/ ارواح قسم خورده
مورخین پژمرده/ ملت کلک خورده
از صندوق صدقه/ به صندوق رأی
رأ ی برای فرو رفتن به خواب/ خوش خواب، خوش بخواب
سراسیمه برو به پای انتخواب
رای بده بعدا بخواب/ کجاست انتهای خواب
آی آی رای بقاپ از آدم خواب... : افسانه خاکپور
 باز گفته ها یا نقل قول هایی در زمینه ی سیاست
بنظر می اید سال های متمادی است که در کار سیاسی ، به جای آنکه به درست (راست) و یا غلط (اشتباه) بودن یک مسئله بپردازیم ، بیشتر به اختلاف نظر جناح های راست و چپ توجه کرده ایم : ریچارد آرمور
در سیاست باید اغلب از دشمنان آموخت : ولادیمیر لنین
صداقت بهترین سیاست است : سروانتس
سیاست پدر و مادر ندارد: ضرب المثل فارسی
دین ما ، سیاست ماست : حسن مدرس
سیاست پره های تیز دارد : ضرب المثل فارسی
در دوران ما، سیاست جای فلسفه و حکمت را گرفته است : مارتین گراس
در سیاست ، دشمنان آزاری نمی رسانند، اما دوستان ممکن است انسان را از کوره به درکنند : ا. ریچاردز
آنان که دلبسته ی صلح و آشتی هستند و یا در راه پیروزی خرد و عدالت بر جهل و بیدادی تلاش می کنند بهتر است واقف و آگاه باشند که در"سیاست"، منطق و صداقت نقش بسیار نا چیزی ایفا می کند: آلبرت انیشتین
سیاستمدار معمولا خود را غلام و نوکر مردم جا می زند تا سرور و ارباب همه شود : شارل دوگل
کند ذهن ها بر آنان که زیرک و سیاستمدار هستند حکومت می کنند: افلاطون
سیاستمداران در همه جای دنیا یکسانند، از وعد و نوید های پوچ دم می زنند، قول می دهند پلی را خواهند ساخت آن هم در جایی که از رودخانه حتی خبر و اثری نیست : نیکیتا خروشچف
سیاست یعنی هنر دست و پنجه نرم کردن با مشکلات ، یعنی روشن ساختن اینکه اصولا مشکلی وجود دارد یا خیر، غلط تشخیص دادن آن مشکل و بالاخره تجویز دارو و درمان نادرست : ارنست بن
سیاست مانند جنگ کاری است نسبتا پرهیجان و کاملا خطرناک ، با این تفاوت که در جنگ ، مرگ و شیون فقط یکبار است اما در سیاست هزاران بار : وینستون چرچیل
سیاست و سیاست ورزی به مصداق جنگی است بدون خونریزی ، اما جنگ نوعی سیاست گذاری است با خونریزی : مائوتسه تونگ
سیاست ، هنری است که بوسیله ی آن می توان کاری کرد که مردم از دل مشغولی به مسائل اساسی خود فاصله بگیرند : پل والری: ترجمه از منابع گوناگون
یادداشت پایانی
 ماندگار و جاودانه باد سخنان تاریخی و بسیار ارزنده ی جان کندی رئیس جمهور پیشین آمریکا که گفت: "بر این باورم که اگر سیاست مداران بیشتری به هنر سروده و ترانه آشنا بودند و یا تعداد زیادتری از سرایندگان و شاعران از امر سیاست نیز آگاهی داشتند دنیای ما جای بهتری برای زیست بود".
تهیه و ترجمه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری
An Exploration on Politics
 Abstract
: Politics are the activities of the government, politicians, or political parties, or the study of these activities...In this article, Some Books and Articles about Politics, Some Political Satires, Some Comments on Politics & Politicians, Some Poems about Politics  and Some Quotations on Politics are briefly explained and studied. And as the late John Fitzgerald Kennedy said, "If more politicians knew poetry, and more poets knew politics, I am convinced the world would be a little better place to live". May his words never be forgotten
Manouchehr Saadat Noury, PhD
 http://iranian.com/posts/an-exploration-on-politics-38195

۱۳۹۳ شهریور ۱۰, دوشنبه

زنان نامدار ایران: ٢۵ - دکتر طلعت بصاری نویسنده و سراینده و پژوهنده و نخستین معاون دانشگاه جندی شاپور اهواز


 زندگی نامه: دکتر طلعت بصاری متولد ۱۳۰۲ (در برخی از منابع  ١٣٠٤) در شهر یابل در استان مازندران، نویسنده و سراینده و پژوهنده، متخصص شاهنامه، استاد دانشگاه و ساکن ایالت نیوجرسی در آمریکاست. او در رشته ی زبان و ادبیات فارسی دکترا گرفته است. دکتر طلعت بصاری به عنوان نخستین زن در سمت معاونت دانشگاه در ایران شناخته می شود. وی در اواسط دهه ی ١٩٦٠ میلادی نخستین معاون دانشگاه جندی شاپور اهواز بود.

دکتر طلعت بصاری و شاهنامه ی فردوسی
: دکتر طلعت بصاری اغلب اوقات پژوهش خود را صرف شناختن و شناساندن پیام های زنانه و مادرانه ی شاهنامه ی فردوسی کرده است و به این اثر از دیدگاه و جنبه های پندآموزی نگاه می کند. وی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: "من به نكاتي توجه مي كنم كه خود فردوسي هم بيشتر به آنها توجه دارد و آن نكات بسيار بسيار پندآموز است و برخلاف اين كه گفته مي شود فردوسي با خانم ها ميانه خوبي نداشته، وقتي انسان تمام شاهنامه را مي خواند، مي فهمد كه اينطور نيست". خانم بصاری ضمن بررسی شخصیت برخی از کودکان شاهنامه از جمله فریدون، داراب، اردشیر بابکان، رستم و سیاوش، به اهمیت امر تعلیم و تربیت کودکان در شاهنامه نیز اشاره دارد.

برخی از کتاب ها و مقالات دکتر طلعت بصاری: ١ - دستور زبان فارسی (۱۳۴۵ و ۱۳۴۸ - تهران) ٢ - دس‍ت‍گ‍اه‍ ه‍ا و آه‍ن‍گ‍ ه‍ای م‍وس‍ی‍ق‍ی و ن‍ام س‍ازه‍ای ای‍ران‍ی (۱۳۴۶ - ت‍ه‍ران) ٣ - زنددخت پیشاهنگ نهضت آزادی بانوان ایران (۱۳۴۶ - تهران) ٤ - زنان شاهنامه (۱۳۵۰ - تهران، انتشارات دانشسرای عالی) ۵ - چ‍ه‍ره ش‍ی‍ری‍ن (۱۳۵۰ - ناشر دانشگاه جندی شاپور) ٦ - تاثیر زن در ادبیات فارسی ٧ - گردآفرید ٨ - امیر پازواری

 برخی از سروده های دکتر طلعت بصاری
١ - اي دوست
ز سنگ جور تو بي مهر و بي وفا اي دوست/ دلم شکسته شد اما چه بي صدا اي دوست
منم که يک سر مويت به عالمي ندهم/  ولي تو داده اي آسان زکف مرا اي دوست
تو قدر دوست چه داني که هست گوهر عشق/ به پيش چشم تو بي قدر و بي بها اي دوست
منم چو گوهر رخشان ميان گوهريان/ چو گوهري نشناسي مرا چرا اي دوست
کمال عشق بود اعتماد و يکرنگي/ به سوء ظن مشکن رونق صفا اي دوست
من از تو شکوه به بيگانگان نخواهم برد/ که آشنا نکند شکوه ز آشنا اي دوست
شکايت از تو به جايي نمي برد (طلعت)/ پذيرد آنچه که باشد ترا رضا اي دوست
٢ - سوگند
به جانت که سوگندي آسان نباشد/ دل خسته را جز تو درمان نباشد
تو اي اختر آسمان اميدم/ کسي جز تو روشنگر جان نباشد
تو اي برتر از وهم و انديشه ی من/ همانند تو کس به دوران نباشد
گرفتم که از کوي تو پا کشيدم/ سرم را به غير از تو سامان نباشد
من از تو، به تو مي گريزم که دانم/ مرا دادخواهي چو جانان نباشد
تحمل توانم به دل هر غمي را/ وليکن غم هجر آسان نباشد
بگريم به شمعي که از بزم ياران/ ورا بهره جز اشک سوزان نباشد
جز او (طلعتا) ره ندارد به دل کس/ گواهم بجز پاک يزدان نباشد
٣ - درد درون
گفتم ز سر هواي تو بد خو برون کنم/ تا چاره اي به مشکل درد درون کنم
دل را که مي طپد به برم نا شکيب وار/ از سينه آرمش به در و غرف_ خون کنم
گفتم دگر که نام تو از ياد مي برم/ کاخ وفا و مهر همه سرنگون کنم
غافل که هست سلسله ي مهرت آن چنان/ بر پاي دل که هيچ ندانم که چون کنم
جانان من به کشور جان حکمران توئي/ قصر اميد بي رخ تو واژگون کنم
(طلعت) جدا ز دوست که بهتر زجان بود/ رخسار خود ز اشک چو خون لاله گون کنم
http://www.canoun.org/Persisch/Dichterin_FA/Dichterin_Iran_25.htm
٤ - نازنین یارا
صبحگاهان در چمن، مرغان چو آوا می کنند
روح را، آوازهای عشق، شیدا می کنند
چون تبسم، غنچه‌های شوخ و رعنا می کنند
با ورود نو بهاران، شور برپا می کنند
نازنین یارا ، ترا ناگاه ، می‌آرم به یاد...
http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/583572

با بهترین آرزوها برای طلعت بانو بصاری و همه ی ایرانیان ادیب و فرهنگ پرور و آزاده
 دکتر منوچهر سعادت نوری
منابع و مآخذ
زندگی نامه ی دکتر طلعت بصاری: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای کانون - تارنمای گزیده ای از نوشتارها
دکتر طلعت بصاری و شاهنامه ی فردوسی: تارنمای راديو فردا و تارنماهای گوناگون
سخنراني دكتر طلعت بصاري در لس آنجلس: تارنمای راديو فردا
برخی از کتاب ها و مقالات دکتر طلعت بصاری: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای نورمگ
برخی از سروده های دکتر طلعت بصاری: تارنمای کانون - تارنمای نورمگ
جندی شاپور سرزمین نخستین مرکز علمی ایران - نوشتاری به زبان انگلیسی از همین نگارنده: تارنمای گزیده ای از نوشتارها و تارنمای ایرانیان
Famous Iranian Women: 25 - Dr Talat Basari
Abstract: Talat Basari was born in Babol, the capital of Babol County, Mazandaran Province, Iran. According to various sources, her birthdate was either 1302 or 1304 Khorshidi (1923 or 1925 AD). After the completion of primary and high schools, she continued her studies at the university level and obtained a doctorate degree in Persian Language and Literature. The first woman ever to be appointed as vice-chancellor in a university in Iran, Dr Talat Basari, was appointed at the University of Jundishapour in the mid 1960s. Talat Basari is a writer, a poet, and a scholar. She has carried out many research works on the Book of Kings (in Persian: Shahnameh). Talat Basari now lives in New Jersey, USA
http://iranian.com/posts/famous-iranian-woman-dr-talat-basari-38023  

گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/09/blog-post.html

بخش های پیشین زنان نامدار ایران
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_571.html

۱۳۹۳ شهریور ۸, شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٢۵ - آریایی ها در"جندی شاپور" سرزمین نخستین مرکز علمی ایران


 در بخش های پیشین، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی"، به پاره ای از نشانه های فرهنگی و جغرافیایی در برخی نقاط  این سرزمین اشاره شد. در این بخش، این نشانه ها  را در"جندی شاپور" سرزمین نخستین مرکز علمی ایران پیگیری می کنیم:

جندشاپور = گندی شاپور = جندیشاپور = جندیشاهبور = جندیسابور: شهری است در خوزستان که آنرا شاپور پسر اردشیر بنا کرد (معجم البلدان) - جغرافیادانان اسلامی این شهر را به خاطر نعمت و نخل و زرع و رودخانه های بسیار ستوده اند. و گندیشاپور معرب «گندشاه پوهر» است و اصل آن «وه اندوشاهپوهر» یعنی «به از انطاکیه ، شاهپور» وبه عبارت دیگر «شهر شاپور بهتر از انطاکیه » است - محل آن در خوزستان واقع در شرق شوش و جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر کنونی بوده است - بانی آن بنابر مشهور شاپور اول (٢٤١ - ٢٧١ میلادی) بوده ، وی از اسیران رومی دسته ای را به کار بنای آن شهر گماشت -گندی شاپور از آغاز کار مرکزیت علمی یافت و حتی به نقل بعضی از مورخان شاپور فرمان داد عده ای از کتب یونانی به پهلوی ترجمه شود و آنها را در شهر مذکور گرد آورند و گویابه فرمان شاپور، گندیشاپور مرکزیت طب یونانی یافته بود - در عهد شاپور دوم یا شاپور ذوالاکتاف (٣١٠ - ٣٧٩ میلادی) تیادورس طبیب نصرانی برای معالجه ٔ شاه به دربار خوانده شد و شاپور او را در گندیشاپور مستقر ساخت - وی در آن شهر اشتهار یافت وطریقه ٔ طبابت او معروف شد -  گندیشاپور از مهمترین مراکز تجمع علمای عیسوی و محل تعلیم طب یونانی و آمیزش آن با طب ایرانی و هندی شد و این ترقی خصوصاً در عهد انوشیروان بیشتر برای آن حاصل گشت، چنانکه دانشمندان سریانی زبان ایرانی و علمای هندی و زردشتی در آنجا مشغول کار بودند - توجه این علما کمتر به فلسفه و ریاضیات و بیشتر به طب بود و اصولاً مدرسه ٔ طب گندیشاپور و بیمارستان آن در اواخر عهد ساسانی به مراحل عالی شهرت ارتقاء جسته بود - در این مدرسه از تجارب ملل مختلف یعنی طب ایرانیان و هندوان و یونانیان و اسکندرانیان و علمای سریانی زبان استفاده می شد ولی همه ٔ آنها را با تصرفاتی قبول کردند چنانکه طب ایرانی به قول قفطی از طب یونانی کامل تر شده بود - در بیمارستان گندیشاپور عده ای از اطباء هندی می زیستند که به آموختن اصول طب هندی اشتغال داشتند و چند کتاب از آثار طبی هند به پهلوی ترجمه شده بود که بعداً به عربی درآمد  - شهرت بیمارستان و مدرسه ٔ طب گندیشاپور محصلین ملل مجاور را هم به آنجا جلب می کرد و از آن جمله است الحارث بن کلدة الثقفی طبیب معروف عرب - این مدرسه و بیمارستان و شهرت رؤسای آن تا مدتی از دوره ٔ اسلامی هم با قوت سابق باقی ماند - حوزه ٔ علمی گندیشاپور از قرن سوم هجری که بغدادشهرت یافت مقام سابق خود را از دست داد (تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تألیف صفا و ایران در زمان ساسانیان): لغت نامه دهخدا
 
جُندی شاپور یا گُندی شاپور یکی از مهمترین شهرهای دوره ساسانی بود که توسط شاپور یکم ایجاد گردید. جندی شاپور از همان بدو تأسیس بتدریج بصورت یکی از مراکز علمی و پزشکی جهان آن روز در آمد و بنا بگفتهٔ تاریخ‌نویسان شاپور دستور داده بود تعداد زیادی از کتاب‌های طب یونانی را به زبان پهلوی ترجمه و در آنجا نگهداری کنند، خسرو انوشیروان در این شهر بیمارستان بزرگی ساخت و بر توسعهٔ دانشکدهٔ پزشکی آن افزود... دانشگاه گندی شاپور در عصر خود بزرگترین مرکز فرهنگی شد. دانشجویان و استادان از اکناف جهان بدان روی می‌آوردند. مسیحیان نسطوری در آن دانشگاه پذیرفته شدند و ترجمه سریانی‌های آثار یونانی در طب وفلسفه را به ارمغان آوردندنو افلاطونیها در آنجا بذر صوفی گری کاشتند. سنت طبی هندوستان، ایران، سوریه و یونان در هم آمیخت و یک مکتب درمانی شکوفا را به وجود آورد. به فرمان انوشیروان، آثار افلاطون و ارسطو به پهلوی ترجمه شد و در دانشگاه تدریس شد... گندی شاپور در قرون سوم و چهارم هجری که بر اهمیت بغداد افزوده شد، بتدریج موقعیت خود را از دست داد و به ویرانی گرائید از این شهر بزرگ دوران ساسانی فعلاً هیچ آثاری بر جای نمانده است و بزحمت بقایای مختصری از خرابه‌های آن را در نزدیکی رودخانه ی کارون می ‌توان مشاهده کرد. ویرانه‌های جندی شاپور در خوزستان واقع در شرق شوش، جنوب شرقی دزفول و شمال غربی شوشتر جای دهکده شاه آباد کنونی بوده است.
دانشگاهی با نام گندی‌شاپور در یکشنبه ۲ مهر ماه سال ۱۳۳۴ خورشیدی به فرمان محمدرضا شاه پهلوی نیز در اهواز گشایش یافت. پس از چندی این نام به جندی‌شاپور تغییر کرد. دانشگاه در نزدیکی رودخانهٔ کارون در زمینی هموار و نزدیک باغ گیاهان گرمسیری بنا گردید. دانشکدهٔ کشاورزی اولین دانشکدهٔ راه‌اندازی‌شده در دانشگاه و رشته‌های کشاورزی، ادبیات، ریاضی و پزشکی از اولین رشته‌های ارائه شده در دانشگاه جندی ‌شاپور است. یکشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۳۷ نخستین گروه سی و هشت نفری فارغ‌التحصیلان دانشکده کشاورزی دانشگاه جندی‌شاپور طی مراسمی گواهینامه خود را دریافت کردند. مدتی بعد رشته‌های پزشکی به دانشگاه مستقلی تحت نام دانشگاه علوم پزشکی جندی‌شاپور اهواز انتقال یافت. در دوران جنگ ایران و عراق، دکتر مصطفی چمران بخش‌هایی از این دانشگاه را پایگاه فرماندهی خود قرار داده بود که پس از شهادت وی دانشگاه جندی‌شاپور به دانشگاه شهید چمران اهواز تغییر نام یافت: : دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا

شهر باستانی جندی شاپور و دانشگاه آن: ابیات زیر در توصیف شهر باستانی جندی شاپور و دانشگاه آن چند سال پیش توسط همین نگارنده سروده شد: 
ای ‌تو شهر_ جند_ شاپور ، جایگاه_ علم و فن / ای که دانشگاه_ ‌تو ، یاد آور_ فر_ کهن
پیشتاز _ دانش و فرهنگ _ عهد _ باستان/ ساختی مردان_ دانشور، به یکجا انجمن
ساحت _ ‌تو ، سنگر _ارزنده ی جهد و تلاش/ داشتی از هند و یونان، عالمانی رایزن
تربیت دادی ‌پزشکان ، حا‌ذق و نیکو سرشت/ ملجائی بودی برای دردمندان، مرد و زن
مرکز_ اسناد و آرشیو _ زمانه بوده ای/ شهر‌ت_ ‌تو، قرن ها در عالمی، پر‌تو فکن
یورش بیگانگان، هر چندگاه، دادت رکود/خوش که فا ئق آمدی، برصد گزند و بس فتن
جاودانه‌ ماندگاری ‌تو ، به تاریخ_ جهان/ ای ‌تو شهر_جند_ شا پور، جایگاه علم و فن
http://saadatnoury.blogspot.ca/2014/08/blog-post_30.html

برخی دیدنی ها و شنیدنی های جندی شاپور در گذشته و حال
جندی شاپور: سخنرانی بانو مهشید مشیری به زبان فرانسوی 
https://www.youtube.com/watch?v=ePJOjqJf0Pg
نگاهی به پیشینه ی علم در ایران
https://www.youtube.com/watch?v=3Y2TbAqRiRg
دکتر طلعت بصاری نخستین معاون دانشگاه جندی شاپور اهواز
http://commons.wikimedia.org/wiki/File:Talat_basari.jpg
دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی جندی شاپور اهواز
http://en.wikipedia.org/wiki/Shahid_Chamran_University_of_Ahvaz

یادداشت پایانی
درود بر بنیانگذاران آریایی نخستین مرکز علمی ایران و با بهترین آرزوها برای مردمان سخت کوش اهواز‎و دزفول و شوشتر و شاه آباد و سراسر استان خوزستان
دکتر منوچهر سعادت نوری
Aryans in Jundishapur, the Land of First Iranian Academic Center
Abstract: During Sassanids, Jundishapur was one of seven major cities in the Khuzestan province of the Persian Empire. The name Jondishapur comes from the Persian word Jund-dez-i Shapur, the Military fortress of Shapur, and many researchers documented that Shapur I (241-272) son of the King Ardeshir founded the city after defeating The Roman army led by Valerian. Shapur II (310-379) made Jondishapour his capital. The exact date of the establishment of Jundishapur University is unknown. Some evidences indicate that the Academy of Jundishapur was founded in 566 AD during Sassanians and it was under the rule of Khosrow Anushiravan (531-579) that the institution reached its peak. It was by his decree that the famous physician Borzouyeh was given a mission to go to India to gather the best minds and sources of knowledge of the day. Upon these efforts, Jundishapur University became an important center of medicine, science and philosophy of the ancient world... Jundishapur has been identified with extensive ruins south of Shah-Abad, a village 14 km south-east of Dezful, to the road for Shush, in the present-day province of Khuzestan, southwest Iran. It is not an organised archaeological place as of today, and except of the ruins it is full of remainings like broken ceramics.
 گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/08/blog-post_30.html

بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/04/blog-post_17.html

۱۳۹۳ مرداد ۲۷, دوشنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٢٤ - آریایی ها در"گرگان" سرزمین نخستین دیوار بزرگ تدافعی جهان


 در بخش های پیشین، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی"، به پاره ای از نشانه های فرهنگی و جغرافیایی در برخی نقاط  این سرزمین اشاره شد. در این بخش، این نشانه ها  را در "گرگان"  سرزمین نخستین دیوار تدافعی جهان پیگیری می کنیم:

نام گرگان
گرگان: پهلوی آن ورکان = هیرکانیا (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین) نام شهری است در دارالملک استرآباد، معرب آن جرجان است (برهان). گرگان به اطلاق عام شامل ایالت استراباد است که از شمال به بحر خزر و از شرق به خراسان و از مغرب به طبرستان می کشد (معجم البلدان از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین). شهری است که در دارالملک استراباد بود و "گرگین میلاد"  آن را ساخته است و گویند محل استران "گرگین" بوده است (آنندراج) گرگین نام پهلوانی است ایرانی پسر میلاد که آن را گرگین میلاد می گفته اند و به گرگ منسوب داشته اند یعنی به حدت و قوت گرگ است و در جنگ گرازان با بیژن گیو غدر کرده اما وقتی از جانب پادشاه ایران به حکمرانی اراضی خوارزم مأمور شد چنانکه مرقوم شده در آن حدود شهری بنام خود بساخت و به گرگان موسوم شد: تارنمای لغت نامه دهخدا

موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی گرگان
شهر گُرگان مرکز شهرستان گرگان و استان گلستان در جانب شرقی شمال ایران است. گرگان کنونی تا سال ۱۳۱۶ «اِستَرآباد» یا «اَستراباد» نام داشت... گرگان از مهم‌ترین منطقه‌ها در زمینه پژوهش‌ها و کاوش‌های باستان‌شناسی است. در کتاب مقدس وندیداد اوستا گرگان به عنوان نهمین سرزمین مقدس که اهورامزدا آفریده، ذکر شده است. آثار بدست آمده از تورنگ‌تپه (۱۹ کیلومتری شرق گرگان فعلی) و شاه تپه (۱۶ کیلومتری غرب گرگان فعلی) نشان از حضور و توقف انسان در حدود ۵۰۰۰ سال قبل و در دوره نوسنگی دارد. نخستین کاوش‌ها در حدود سال ۱۸۴۱ میلادی در زیر تپه‌ای مصنوعی در نزدیک شهر گرگان انجام شد که خزانه ی معروف استراباد (نام قدیم گرگان) در آن کشف گردید. کارشناسان برخی از اشیای موجود در آن خزانه را که شباهت بسیار با کشفیات تپه حصار دامغان داشته متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد و (نزدیک به ۵ هزار سال پیش) دانسته‌اند. در پایان سده ۱۹ در محلی به نام خرگوش‌تپه در نزدیکی گرگان امروز (در قسمت شمال شهر) نیز پژوهش‌هایی انجام شد، و در سال ۱۹۳۱ یک گروه آمریکایی از دانشگاه پنسیلوانیا به روستای معروف تورنگ‌تپه در ۲۰ کیلومتری شرق گرگان رفته و به کاوش و بررسی پرداختند و آثاری ارزشمند از تمدن کهن در این منطقه یافتند. ۲ سال پس از این در سال ۱۹۳۳، یک گروه باستان‌شناسی سوئدی به منطقه گرگان آمدند و پس از مطالعه حوزه ی رودخانه قره‌سو یا سیاه‌آب در شمال گرگان اعلام کردند بیش از ۳۰۰ تپه تاریخی در این منطقه وجود دارد که یکی از آن‌ها شاه‌تپه بزرگ یا اسلام‌تپه است که در ۱۵ کیلومتری شمال غربی گرگان قرار دارد: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
به اعتقاد مورخان، استرآباد یکی از مراکز و پایگاه های اصلی مدنیت و شهرنشینی در شمال کشور است؛ بررسی میراث بر جای مانده از گذشته های دور، این واقعیت را ملموس تر می کند. آثار و محوطه های باستانی گوناگون چون قلعه خندان، تورنگ تپه و نرگس تپه از مناطق باستانی گرگان هستند و شناسنامه تاریخ چندهزار ساله استرآباد به حساب می آیند. همچنین بافت تاریخی گرگان که خاطرات و اسرار بسیاری از اعصار و دوره های مختلف تاریخی چون سلجوقیان، صفویه، افشاریه، قاجار و پهلوی را در خود جا داده است، با بیش از ٣٠٠ بنای تاریخی، ارزشمندترین بافت تاریخی شمال کشور است. آثار و بناهایی چون مدرسه تاریخی عمادیه، مدرسه های تاریخی دقیقی و تقوی، مجموعه تاریخی باقری، خانه تاریخی تقوی، خانه حاجی قاسمی معروف به خانه مشروطه استرآباد و دیگر خانه های تاریخی چون شایگان، شیرنگی، کبیر، مفیدیان و فاطمی، خراسانی، میرشهیدی، خانه قدس مفیدی(محل تولد آقامحمدخان قاجار)، حمام های تاریخی سرچشمه، کاسه گران و قاضی و همچنین موزه باستان­شناسی گرگان، موزه صنایع دستی و کاخ موزه گرگان همه و همه چون ردپایی از تاریخ و فرهنگ و حماسه در دیار تاریخی گرگان برجای مانده است. مقبره ی میرکتولی، مسجد جامع گرگان، امامزاده نور و ده ها بنای تاریخی – مذهبی دیگر با قدمت چندصد ساله، نمود و جلوه ای از حضور اثرگذار بزرگان، عالمان و دانشمندان است: تارنمای گرگان امروز

مردمان گرگان
گرگانی ها مردمانی اند درشت صورت و جنگی و پاک جامه و بامروت و میهمان دار: تارنمای لغت نامه دهخدا
گرگان طی دوره‌های تاریخی بیشتر به عنوان شهرستانی در ایالت پارت به‌شمار می‌آمد و گاه بخشی از تبرستان شمرده می‌شد. شهر گرگان کهن (در نزدیکی گنبد کاووس امروزی) در زمان حملهٔ مغول ویران شد و مرکز منطقهٔ گرگان به شهر استرآباد منتقل شد. زبان مردم منطقهٔ گرگان در سده‌های گذشته گویشی از ریشهٔ زبان پارتی بود. نمونه‌هایی از گویش قدیم گرگانی در نوشتارهای فرقهٔ حروفیه به‌جا مانده است. در سدهٔ دهم میلادی که منطقه گرگان از مراکز بازرگانی و فرهنگی منطقه شد نفوذ زبان فارسی به‌ویژه از سوی خراسان در گرگان افزایش یافت و در همین سده در شهر گرگان (نزدیک گنبد گاووس امروزی) زبان پارسی جای زبان گرگانی را گرفت. استرآباد زبان گرگانی را حفظ کرد تا این‌که در دورهٔ بین سده ‌های ۱۵ تا پیش از آغاز سدهٔ ۱۹ میلادی این زبان در این منطقه به‌طور کل منقرض شد و جای خود را در استرآباد و پیرامون نیز به فارسی و در بخشی از گنبد کاوس و ترکمن‌صحرا به ترکمنی داد. این گویش پارتی بومی گرگان و خراسان هنوز در مناطقی از شمال خراسان چون سنخواست، راز، گیفان، و شوقان رایج است: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
فهرست برخی از مشاهیر گرگان به قرار زیر است:
 ١ - در دوره صفاریان: ابوسلیک گرگانی شاعر معروف قرن ٣ هجری قمری معاصر عمرولیث - ابوعبدالله محمدابن ابراهیم استرآبادی - ابوبکرصولی شطرنجی گرگانی و ابراهیم بن عباس بن محمد بن صول معروف به صولی: تارنمای هیرکان
٢ - اَبو سَهلِ عیسی بن یحیی مسیحی جرجانی پزشك، فیلسوف، ستاره شناس و ریاضی دان ایرانی است. ابوسهل، متوفی ٣٩٠ و بقولی ٤٠١ قمری طبیب و فیلسوف بود. وی اصلأ ازاهل گرگان بود و با ابوریحان و ابن سینا و ابن الخمار و ابونصر عراق در دربار خوارزمشاه مأمون بن مأمون میزیست و درآن دربار مقام بلندی داشت: تارنمای میهن
٣ - حکیم ابوالفضائل سيداسماعيل گرگانی (حکیم جرجانی) پزشکی ایرانی بود که به عربی و فارسی می‌نوشت. او در ۴۳۴ قمری از جرجان در شرق دریای خزر (و به روايتي اصفهان) برخاست و در دربار خوارزم برآمد و در ۱۱۳۵ میلادی مطابق با ۵۳١ قمری، درگذشت. وی رساله ی طبی مفصلی به ‌فارسی نوشت به نام ذخیره خوارزمشاهی‌ (احتمالاً اندکی پس از ۱۱۱۰میلادی) که برای شاه قطب‌الدین محمد (پادشاهی‌اش از ۱۰۹۷ تا ۱۱۲۷میلادی)، تألیف شده است. احتمالاً این نخستین دائرةالمعارف طبی بود که به جای عربی به ‌فارسی نوشته می‌شد و از کتب پایه و جامع در پزشکی سنتی امروز است: ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
٤ - فخرالدین اسعد گرگانی: شاعر ایرانی در اوایل قرن پنجم قمری متولد شد  برای کسب دانش خراسان بزرگ را درنوردید و در مرو ، پایتخت سلجوقیان به حضور طغرل رسید. طبع موزون فخرالدین اسعد گرگانی سلطان سلجوقی را سخت تحت تاثیر قرار داد و او را جزء خواص منشیان خود نمود... فخرالدین پیش از سفر به بغداد در اصفهان به پیشنهاد والی آنجا ، عمید ابوالفتح مظفر نیشابوری با تسلط و اشرافی که بر زبان پهلوی داشت، داستان عاشقانه پارتی ویس و رامین را به پارسی دری ترجمه کرد: تارنمای پایگاه خبری تحلیلی گلستان ما
۵ - میرداماد (میر محمد باقر شمس الدین محمد حسینی استر آبادی) فیلسوف بزرگ ایرانی در سال ٩٦٩ قمری، در استرآباد متولد شد . وی در شرح صحیفه، خود را استر آبادی الاصل و اصفهانی المسکن و سید حسینی نسب معرفی می کند . شخصیت میر داماد از جهت علمی و اجتماعی بدان حد بود که حتی در زمان حیاتش هم چون بعد از فوت او مشحون از افسانه ها است. میرداماد از شاگردان حوزه ی درس شیخ عبدالعالی کرکی ، فخرالدین محمد حسینی استرآبادی ، سید نورالدین علی بن ابی الحسین عاملی ، تاج الدین حسین صاعد بن شمس الدین طوسی ، شیخ عز الدین حسین بن عبدالصمد پدر شیخ بهایی بود: تارنمای پایگاه خبری تحلیلی گلستان ما
٦ - حکیم سید ابوالقاسم میر فندرسکی، حدود سال ٩٧٠ قمری در فندرسک از نواحی گرگان دیده به جهان گشود. وی از چهره های درخشان حکمت و عرفان به شمار می رود . این حکیم وارسته دروس مقدماتی را در زادگاه خود فراگرفت، آن گاه روح جستجوگرش وی را واداشت تا به شهر اصفهان که در عهد صفوی از مراکز مهم علمی و کانون دانشوران و مهد پرورش فقیهان و فیلسوفان بزرگ به شمار می رفت هجرت کند و از محضر علمای بزرگ اصفهان در علوم عقلی و نقلی از فضل و دانش آن فرزانگان بهره ها برد: تارنمای پایگاه خبری تحلیلی گلستان ما
٧ - محمد رضا لطفی موسیقدان ایرانی که سال ١٣٢۵ در گرگان به دنیا آمده بود، استاد نوازندگی تار و سه تار و آهنگسازی صاحب سبک در حوزه موسیقی ایران بود. لطفی تحصیلات موسیقی را در هنرستان موسیقی ایران نزد استادانی چون علی اکبر شهنازی و حبیب الله شهبازی ادامه داد و پس از آن به دانشکده موسیقی رفت و محضر استادانی چون نورعلی برومند، عبدالله دوامی و سعید هرمزی را دریافت. او در ١٨ سالگی (درسال ١٣٤٣) جایزه ی نخست موسیقی دانان جوان ایران را به دست آورد... محمد رضا لطفی بامداد روز جمعه ١٢ اردیبهشت ۱۳۹۳ دار فانی را وداع گفت: تارنمای استرآباد

گرگان سرزمین نخستین دیوار بزرگ تدافعی جهان
در دوره ی ساسانیان دیوار تدافعی بزرگی در این منطقه به نام دیوار بزرگ گرگان ساخته شد که توسط باستان‌شناسان انگلیسی به مار سرخ شهرت یافته است. این دیوار بزرگ در سده ی ۵ میلادی تکمیل شد و بیانگر صنعت پیشرفته تدافعی آن دوران است: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
نخستین دیوار بزرگ تدافعی جهان - نوشتاری از همین نگارنده به زبان انگلیسی
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/08/first-iranian-defensive-wall.html

برخی دیدنی ها و شنیدنی های گرگان
دیوار بزرگ گرگان
http://iranian.com/main/singlepage/2008/great-wall-gorgan.html
دیوار بزرگ گرگان: مار سرخ
http://www.iranreview.org/content/Documents/The_Red_Snake_The_Great_Wall_of_Gorgan.htm
مناظری از گرگان - ١
https://www.youtube.com/watch?v=J3YZhFi4_tc
مناظری از گرگان - ٢
https://www.youtube.com/watch?v=KesCU8v83a0
بام گرگان
https://www.youtube.com/watch?v=LaqdtN1wKwE
قطعه ی موزیکال - ماییم: گرگان
https://www.youtube.com/watch?v=Lnp3zos8Aos

یادداشت پایانی
درود بر مبتکران و سازندگان آریایی نخستین دیوار بزرگ تدافعی جهان و با بهترین آرزوها برای مردمان میدان پیکار و میهمان نواز گرگان و سراسر استان گلستان
دکتر منوچهر سعادت نوری
منابع و مآخذ
نام گرگان: تارنمای لغت نامه دهخدا
موقعیت جغرافیایی و پیشینه ی تاریخی گرگان: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای گرگان امروز
مردمان گرگان: تارنمای هیرکان - تارنمای پایگاه خبری تحلیلی گلستان ما - تارنمای استرآباد و بسیاری تارنماها
گرگان سرزمین نخستین دیوار بزرگ تدافعی جهان: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای ایرانیان
برخی دیدنی ها و شنیدنی های گرگان: تارنمای ایرانیان - تارنمای ایران ریویو - تارنمای یوتیوب
Aryans in Gorgan, the land of First Great Defensive Wall in the World
Abstract: The Great Wall of Gorgan (GWG) is an ancient defensive bulwark located in the Plain of Gorgan (in Persian: Dasht-e-Gorgan) in Golestan Province, which is in the north-eastern of Iran, south of the Caspian Sea. Its construction is about three decades earlier than the Great Wall of China (GWC), and it is second only to that edifice as the largest defensive wall in existence.
The name of Gorgan is after Gorgin Milad who was an Iranian epic hero. Some Notable People of Gorgan are Abu Salik, Abu Sahl, Hakim Jorjani, Fakhruddin As'ad Gorgani, Mir Daamad, Hakim Mir Fendreski, Mohammad Reza Lotfi, etc.
With best wishes for the peoples of Gorgan and the Province of Golestan 
Manouchehr Saadat Noury, PhD
Full Text: http://iranian.com/posts/aryans-in-gorgan-the-land-of-first-great-defensive-wall-in-the-w-37350


بخش های پیشین ایرانیان درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی

========= First Iranian Defensive Wall ===========


Amid the famous walls of the world (e.g. Berlin Wall, Jerusalem Wall, Kremlin Wall, London Wall, etc.) there are only two walls known as the Great Walls. Those two walls are the Great Wall of China (GWC) and the Great Wall of Gorgan (GWG). A Great Wall (in Persian: Deevaar-e-Bozorg or Deevaar-e-Pahnaavar) usually refers to a building site that has permanent visible walls on the map that reduce passage to a bottleneck. In addition to those two great walls which are earthworks and barricades, there is also a mural (wall painting) named as the Great Wall of Los Angeles. That wall was designed by Judith Baca in 1976 and it is located on the eastern edge of the Valley College campus in the San Fernando Valley on the concrete sides of the Tujunga Wash (part of the drainage system of Los Angeles) in California, USA. With a length of 2754 feet, the Great Wall of LA is considered as one of the longest murals in the world. In this article, the most important aspects of GWG which is possibly the First Iranian Defensive Wall are briefly studied and discussed.
Location: The GWG is an ancient defensive bulwark located in the Plain of Gorgan (in Persian: Dasht-e-Gorgan) in Gollestaan Province, which is in the north-eastern of Iran, south of the Caspian Sea. The Wall, which is one of the most outstanding and gigantic architectural monuments in Dasht-e-Gorgan starts from the Caspian coast, circles north of Gonbad-e-Kaavous, continues towards northwest and vanishes behind Pishkamar Mountains (in Persian: Koohsaar-e-Pishkamar).
History: The GWG was built during the Parthian Empire (248 BC - 224) to protect Iran from the invasions of the various external adversaries. Some researchers believe that the GWG was constructed to prevent attacks by the Hephthalites (in Persian: Heptaalian) from northern regions of the country. (The Hephthalites were a people of obscure possibly from the Indo-European origin who at certain periods played an important role in the history of Persian Empire and ancient India. They were also called as Ephthalites by the Greeks and as Hunas by the Indians. According to Chinese chronicles they were originally a tribe living to the north of the GWC and were known as Hoa or Hoa-tun. Elsewhere they were called White Huns or Sveta Hunas. There is, however, no definite evidence that they were related to the Huns, the early confederation of Central Asian equestrian nomads).
The Great Wall of Gorgan was restored during the Sassanid Empire (224 - 651). Its construction is about three decades earlier than the GWC, and it is second only to that edifice as the largest defensive wall in existence.
Other Names: The GWG has been also called as a Dam or a Barrier to Alexander (in Persian: Sadd-e-Sekandar), Anushirvaan Dam, Firooz Dam, Ghezel Arssalan Dam, and the Defensive Wall of Gorgan in various reliable documents.
Archeology and Composition: The archeological studies of the GWG were first launched in 1976-1977 under Mohammad Yousef Kiani, an Iranian scholar and archaeologist. More recent studies have revealed that the barrier consists of a 155 kilometers long, and 6 to 10 meters wide wall, along the length of which are located a number of fortresses, spaced at intervals of between 10 and 50 kilometers. Scientific works have also shown that the GWG is entirely made of bricks measuring 40 x 40 x 10 centimeters. Stone is hardly noticed on the structure. It consists of military castles, an old dam, brick kilns, a trench, and water channels for directing the water to the trench and kilns as well as the farming lands.
The Most Famous Great Wall of the World: Here are some facts about the Great Wall of China (GWC), which is also known as the most famous Great Wall of the world:
The GWC is an extensive bulwark erected in ancient China. It is a series of stone and earthen fortifications in China, built, rebuilt, and maintained between the 5th century BC and the 16th century to protect the northern borders of the Chinese Empire during the rule of successive dynasties. Several walls, referred to as the GWC, were built since the 5th century BC, the most famous being the one built between 220 BC and 200 BC by the first Emperor of China, Qin Shi Huang. That wall was much further north than the current wall, built during the Ming Dynasty, and little of it remains.
The GWC is the world’s longest human-made structure, stretching over approximately 6400 km (4000 miles) from Shanhai Pass near the Bo Hai (Gulf of Chihli) to Jiayu Pass in modern Gansu province of China. It is also the largest human-made structure ever built in terms of surface area and mass.
Epilogues
1. In present Iran, the walls in major cities are usually the favorite places on which various slogans, defensive and offensive, may be written.
2. Many Iranians have found the walls of the Iranian Embassy in some cities around the world as one of the best spots to express themselves by using graffiti and to write slogans defending the human rights in Iran. 
Manouchehr Saadat Noury, PhD
10-Jul-2010
REFERENCES
Circle of Ancient Iranian Studies, CAIS (2005): Online Article on “Gorgan Home to Asia’s Second Great Wall”.
Gorgani, T. (2007): Online Article on “Gorgan Defense Wall”.
Saadat Noury, M. (2007): Online Article on Great Wall of Gorgan  as the First Iranian Defensive Wall.
Tabeshian, M. (2006): Online Article on “Great Wall of Gorgan to be nominated for UNESCO Status”.
Totty, P. (2004): The World’s Most Notable Walls through the Ages, ed., ISSN 1538-893X.
Various Sources (2007): Online Notes on “Great Wall of Los Angeles”.
Visual Utopia (2007): Online Note on “What is a great wall”?
Wikipedia Encyclopedia (2010): Online Articles on “List of Walls” and Hephthalites
Originally published in
http://iranian.com/main/blog/m-saadat-noury/first-iranian-defensive-wall.html



۱۳۹۳ مرداد ۲۵, شنبه

======= Nikki Yanofsky/ English & Persian ========


Nicole "Nikki" Yanofsky (born February 8, 1994) is a Canadian jazz-pop singer-songwriter from  Montreal, Quebec. She is best known as the vocalist of the Canadian CTV theme song for the 2010 Winter Olympic Games, "I Believe". She performed Canada’s National Anthem at the Opening Ceremonies of the 2010 Winter Olympic Games in Vancouver, British Columbia. She also performed as part of the Closing Ceremonies and the 2010 Winter Paralympic Games Opening Ceremony.
Yanofsky had these releases; Ella...Of Thee I Swing (Live DVD/CD - 2008), Nikki (CD - 2010), Live in Montreal (Live DVD - 2010), "Something New" executive-produced by Quincy Jones (September 2013), and Little Secret (CD - 2014).
Yanofsky was born and raised in a "close-knit Jewish family" in Montreal, Quebec. Her parents are Elyssa (née Rosenthal) and Richard Yanofsky. She graduated from St. George's School of Montreal.
http://en.wikipedia.org/wiki/Nikki_Yanofsky
 What the critics are saying:
“Her gift is channeling the voices and spirits of Ella Fitzgerald, Billie Holiday, Aretha Franklin and Judy Garland, among others. Not even the experts can understand it”.
“…A golden voice that will only increase in value over the years”.
http://www.intl-media.com/main/programs/nikki
 Some of Her Songs
I Believe
https://www.youtube.com/watch?v=AS8M7dpvYjk
and
https://www.youtube.com/watch?v=7v0o27BPIIk
Little Secret
https://www.youtube.com/watch?v=AFl9SwnItj0
Something New
: https://www.youtube.com/watch?v=_bzFbTFIttA
 And
https://www.youtube.com/watch?v=lnIqCKpasPQ
آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان: ٧ - نیکی یانوفسکی خواننده‌ ی هنرمند جاز
 نیکول یانوفسکی مشهور به نیکی یانوفسکی خواننده‌ ی هنرمند جاز و پاپ و ‎ترانه سرا در ٨ فوریه ١٩٩٤ در شهر مونترال کانادا به دنیا آمد. مادر او "الی سا" و پدر او "ریچارد یانوفسکی" از منسوبان نزدیک یکدیگر و یهودی می باشند. نیکی یانوفسکی فارغ التحصیل  مدرسه سنت جرج مونترال است: منابع گوناگون
 بر اساس گزارش تارنمای تابناک: "مراسم افتتاحیه ی المپیک زمستاني ٢٠١٠، با حضور بیش از ٦٠ هزار تماشاگر، در مجموعه ی ورزشی بي سي ونکوور کانادا برگزار شد... یک دختر نوجوان به نام "نیکی یانوفسکی"، بخشی از سرود ملی کانادا را به انگلیسی و بخشی را نیز به فرانسه اجرا کرد.
http://www.tabnak.ir/fa/news/85754
بنا بر گزارش تارنمای گنجیکو در سال ٢٠١١: "در جشنواره ی جاز امسال  مونترال نیز دو چهره تازه حضور دارند که یکی از آنها، نابغه ی کم سن و سال، نیکی یانوفسکی ستاره ی درخشان عالم جاز، متولد هامستدِ کبک و ساکن مونترال است که برای نخستین بار در سال ۲۰۰۶ در حالی که دوازده سال بیشتر نداشت در این جشنواره به جهان موسیقی معرفی شد و از آن زمان تاکنون با شرکت و اجرای برنامه در مراسم و مجامعی مثل افتتاحیه المپیک زمستانی ونکوور و المپیک معلولان، سالن المپیای پاریس و کلاب بلونت نیویورک در جاده موفقیت پیش می رود. یانوفسکی گرچه تا رسیدن به بلوغ هنری و استفاده از همه امکان های صدایش فاصله دارد، ولی او را از هم اکنون با الا فیتزجرالد مقایسه می کنند که از سنین بلوغ وارد صحنه شد و تا پایان حیات به خواندن ادامه داد. اجرای قطعه معروف و مشکل الا فیتز جرالد به نام "ایر مایل اسپشال" توسط یانوفسکی خردسال به راستی شنیدنی است".
http://ganjico.blogsky.com/print/post-29
آرش عزیزی در ١٩ آوریل ٢٠١٢ در تارنمای شهروند نوشت:"شب شنبه نوبت نیکی یانوفسکی ، نامزد جایزه‌ی جونو‌، است که در تالار مسی بدرخشد. نیکی همان خواننده‌ی سرود رسمی المپیک زمستانی ۲۰۱۰ ونکوور که ترانه‌ ی «باور دارم» را اجرا کرد. او حالا آخرین آلبومش را که شامل جاز و پاپ و آر اند بی است به تورنتو می‌آورد. یادتان باشد که نیکی ۱۷ سالش بیشتر نیست و تا به حال دو تا آلبوم بیرون داده و نامزد جایزه‌ی جونو شده و در آمریکا هم کلی شنونده و طرفدار دارد".
http://www.shahrvand.com/archives/26570
برخی از اجرا های نیکی یانوفسکی
ترانه‌ ی باور دارم
https://www.youtube.com/watch?v=AS8M7dpvYjk
ترانه ‌ی راز کوچک
https://www.youtube.com/watch?v=AFl9SwnItj0
ترانه ‌ی چیزی جدید
https://www.youtube.com/watch?v=lnIqCKpasPQ

تهیه و تدوین: دکتر منوچهر سعادت نوری
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/08/nikki-yanofsky-english-persian.html
 مجموعه ی آشنایی با برخی هنرمندان نامدار جهان
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2014/07/blog-post_3704.html

۱۳۹۳ مرداد ۲۱, سه‌شنبه

ایرانیان در پهنه ی سرزمین نیاکان آریایی: ٢٣ - آریایی ها در "سیستان" و "نشتیفان" سرزمین های نخستین آسیاب بادی

در بخش های پیشین، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی"، به پاره ای از نشانه های فرهنگی و جغرافیایی در برخی نقاط  این سرزمین اشاره شد. در این بخش، این نشانه ها  را در "سیستان" و "نشتیفان" سرزمین های نخستین آسیاب ها پیگیری می کنیم:
پیشینه ی تاریخی: پیشینه ی آسیاب های بادی را به ۱۳۰۰ سال پیش گمانه می‌زنند. نخستین آسیاب های بادی دارای پره‌های عمودی بود و برپایه ی ‌گزارش ها نزدیک به سده هفتم میلادی درسیستان ایران و همچنین در دهستان باستانی نشتیفان خواف ساخته شده بود. آن ها میان شش تا دوازده پره داشتند که پره‌ هایشان با پارچه یا برگ درخت خرما پوشانده شده بود. کاربرد آن ها آسیاب کردن دانه‌های خوراکی و یا آبکشی بوده‌ است. نمونه ی دیگری از آسیاب های عمودی در سده ی ۱۳ (میلادی) در چین ساخته شد... اگر چه کتاب اصطخری که در آن اشاره به ساخت آسیاب بادی شده ‌است مربوط به پیش از سال ۳۳۰ هجری خورشیدی (۳۴۰ هجری قمری) بوده ‌است ولی در یکی از کتاب‌های مسعودی که چند سال بعد نوشته ‌شده ‌است، به داستانی اشاره می‌شود که در آن یک ایرانی به نزد خلیفهٔ دوم، عمر (در سدهٔ هفتم میلادی) ادعا می‌کند که می‌تواند یک آسیاب بادی بسازد و عمر نیز برای ثابت شدن این ادعا از او می‌خواهد تا این کار را انجام دهد و او نیز موفق می‌شود. اشاره ی تاریخ نویسان به داستان کشته شدن یزدگرد ساسانی بدست آسیابان و اشاره به کشتار ایرانیان یک بار در الیس به فرماندهی خالد پسر ولید و یک بار در زمان امویان در گرگان به فرماندهی یزید بن مهلب از روایت هایی است که در آن ها به آسیاب آبی و بادی آشاره شده‌است... در سیستان نزدیکی شهر سوخته ی زابل نیز بقایای نخستین آسیاب بادی یافت می‌شود وحتی در شهر زابل محله‌ای بنام "آس باد" وجود دارد.
مردمان سیستان: از نژاد آریایی و زبانشان در ایران بیشتر فارسی با گویش سیستانی (زاولی) که یکی از شاخه‌ های زبان فارسی است می‌ باشد. یعقوب لیث صفاری پادشاه ایران و بنیانگذار سلسله ی صفاریان، کسی که موفق به شکست اعراب عباسی شد و زبان فارسی را جان دوباره بخشید یکی از مردمان سیستان بود. سیستان در اساطیر ایران و آئین زرتشت، اهمیت بسزایی دارد. در داستان های قدیم ایرانی، سیستان و زابلستان از این جهت واجد شهرت و اهمیت است که موطن زال، پدر رستم، پهلوان نامدار ایران باستان می‌باشد. در یک متن پهلوی به نام شهرهای ایران، ساخت سیستان و بنای آتشکده کرکویه، به افراسیاب تورانی نسبت داده شده‌است. با ورود آخرین دسته از آریایی‌ها در حدود سال ۱۲۸ پیش از میلاد که سکه یا سکاها نامیده می‌شدند از شمال افغانستان به طرف جنوب یعنی قندهار و سپس به طرف غرب راه پیمودند تا به ایالت زرنک و کناره‌ های دریاچه زره رسیدند و نام زرنک به واسطه ورود سکاها به سکستان تبدیل گردید و عرب ها سجستان می‌گفتند و بالاخره به سیستان تغییر نام یافت که امروزه به همین نام خوانده و شناخته می‌شود.
مردمان نشتیفان خواف: نشتیفان شهری است قدیمی که دست‌کم در شش سده ی گذشته با همین نام خوانده می‌شده ‌است. سوزنی سمرقندی آورده‌است که آل مظفر یکی از سلسله پادشاهان و حکام ایرانی اهل نشتیفان بوده‌اند و شاه شجاع از بزرگان این شهر سال ها بر شیراز و فارس حکمرانی نمود که در زمان حکومت وی اندیشمندان و شاعران فراوانی چون حافظ در تاریخ ایران ماندگار شدند و شهر نشتیفان در اوایل قرن نهم هجری شناخته شده و معمور بوده‌است. همچنین قبرستان‌ هایی به شیوه ی مقبره‌ ی زرتشتیان باستان اطراف شهر را فرا گرفته که بعضی از ساکنین معتغدند عده‌ای از فرزندان و نوادگان پادشاهان سلسله اشکانیان (که اتفاقاً در خراسان بر ایران حکمرانی می‌کردند) در آنها خفته‌اند و دسته ‌ای دیگر معتقدند در گذشته برای ایمن نگه داشتن شهر از حملات و تجاوزات احتمالی در اطراف شهر بزرگان آن را تدفین می ‌نموده‌اند تا به اصالت و درستی مردمان آن اشاره کنند.
 موقعیت جغرافیایی
١ - سیستان در شرق ایران و در شمال استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. از شمال به استان خراسان جنوبی، از جنوب تا نزدیک دشتک، از شرق به کشور افغانستان و از غرب به کویر کرمان محدود است. مساحت دشت سیستان ۱۵۱۹۷ کیلومتر مربع است که ۵۵۶۰ کیلومتر مربع آن را دریاچه هامون و اراضی مشرف به دریاچه هامون تشکیل می‌دهد. سیستان جلگه‌ای است که شاهرگ حیاتی آن رودخانه معروف هیرمند است. رودخانه هیرمند در سیستان بارها تغییر مسیر داده و دلتای جدیدی ایجاد کرده‌است. به همین دلیل هم در گوشه و کنار این منطقه آثارحیات انسانی و خرابه ‌های باقی‌مانده دیده می‌شود که توسط سیلاب یا تغییر مسیر آب متروک شده‌اند و مردم آنجا را ترک گفته‌اند. قدیمی‌ترین مکان سکونتی انسان را در شهر سوخته و یا همان کاخ گلشن زرنگار، در کنار جاده زابل - زاهدان می‌ توان مشاهده نمود.
٢ - نَشتیفان یکی از شهرهای استان خراسان در شرق ایران است. شهر نشتیفان درحاشیه ی جاده قاین در ۳ کیلومتری جاده ی تایباد تربت حیدریه ۸ کیلومتری جنوب غربی سنگان و در جنوب شرقی شهرستان خواف واقع شده‌است. شهر نشتیفان بالغ بر ده هزار نفر جمعیت دارد و یکی از مراکز تولید عمده ی نهال در منطقه و حتی در سطح کشور می‌باشد.
برخی دیدنی ها و شنیدنی های "سیستان" و "نشتیفان"
استان سيستان و بلوچستان‎
https://www.youtube.com/watch?v=hFbSKrqQp-o
موسیقی در استان سيستان و بلوچستان‎ - نی دو سر
https://www.youtube.com/watch?v=GXwYnoboptU
آسیاب بادی قلعه مچی سیستان
http://www.asrehamoon.ir/vdcev78n.jh8xoi9bbj.html
جاذبه های زیبای سواحل پزم دیاب کنارک در سیستان
https://www.youtube.com/watch?v=sSTpIK9Hl70
بقایای آسیاب های بادی قدیمی در نشتیفان - بخش نخست
https://www.youtube.com/watch?v=vNp2C8IWOKY
بقایای آسیاب های بادی قدیمی در نشتیفان - بخش دوم
https://www.youtube.com/watch?v=lhjww8FBsZk
آسياب هاي بادي نشتيفان
http://www1.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100881354642
آسياب هاي بادي نشتيفان (به زبان انگلیسی)
http://naturalhomes.org/nashtifaan-windmills.htm

یادداشت پایانی
درود بر مبتکران آریایی آسیاب ها و با بهترین آرزوها برای مردمان پر تلاش و سخت کوش سیستان و نشتیفان
دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
آسیاب های بادی، مردمان سیستان و نشتیفان، موقعیت جغرافیایی سیستان و نشتیفان: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای سازمان انرژی های نو ایران و بسیاری تارنماها
برخی دیدنی ها و شنیدنی های "سیستان" و "نشتیفان": تارنمای یوتیوب و تارنمای جام جم و منابع گوناگون

Abstract: Aryan Peoples of Sistan & Nashtifan and Windmill Invention
Persian civilization was highly ethical and progressive for 1,200 years (e.g., they invented the windmill. Vertical windmill was invented in Persia, in 9th century, A.D. Also the hand operated mills.. The first practical windmills had sails that rotated in a horizontal plane, around a vertical axis.  According to Ahmad Y. al-Hassan, these panemone windmills were invented in eastern Persia as recorded by the Persian geographer Estakhri in the ninth century. Windmills in Seistan, on the borders of Iran and Afghanistan, were mentioned by al-Mas’udi in his encyclopaedia published in A. D. 947
Read more: http://iranian.com/posts/aryan-peoples-of-sistan-amp-nashtifan-and-windmill-invention-37029