۱۳۹۲ خرداد ۲, پنجشنبه

عروس نامه : برخی نوشتارها و سروده ها پیرامون "عروس"




عروس : در فرهنگ واژه ها

١- زن_ به خانه ٔ شوی رفته : یادداشت دهخدا در لغت نامه دهخدا
٢ - زنی که تازه زناشویی کرده ، در مقابل داماد : فرهنگ فارسی تالیف معین
٣ - عروس وام‌ واژه‌ای از عربی است و برابر فارسی آن وِیو، وَیوگ یا بَیوگ است و به حشن ازدواج هم جشن بیوگانی گفته می‌شود : دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٤ - در فارسی عموما به زنی که تازه شوهر کرده گفته می شود، کنایه از هر چیز زیبا : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
برخی دانستنی ها پیرامون "عروس" و  " عروسی" در طول تاریخ

١ - در طول تاریخ مردم سراسر جهان آیین های متنوع و عجیبی داشته اند اما بر طبق یک رسم عجیب در بخشی از چین عروس در هنگام برگزاری مراسم عروسی اش باید گریه کند. این رسم که در ایالت «سیچوآن» مرسوم بوده است در طول قرن ۱۷ طرفداران زیادی داشته و تا سال ۱۹۱۱ میلادی نیز ادامه یافته است. بر طبق این رسم عروس در شب مراسم عروسی اش مجبور است، گریه کند و در صورتی که قادر به گریه کردن نبود افراد حاضر در مجلس از او به عنوان فردی ضعیف یاد می کرده اند. گفته شده است در یکی از این مراسم عروس که قادر به گریه کردن نبوده است مورد ضرب و شتم مادرش قرار می گیرد. همچنین این رسم در بخش های مختلف ایالت «سیچوآن» به روش های متنوع برگزار می شده است؛ به طور مثال در غرب این ایالت، عروس مجبور است از یک ماه پیش از برگزاری مراسم عروسی اش گریه کند.
٢ - لباس عروس لباسی است که عروس در میهمانی عروسی یا در پای سفره عقد به تن می‌کند. رنگ و مدل لباس عروس به فرهنگ رسوم قومیتی بستگی دارد. لباس عروس همواره در طول تاریخ اهمیت فراوانی داشته ‌است. همه عروس‌ها، مایل بودند زیباتر به نظر برسند. گاهی جواهرات نصب شده بر لباس عروس از لباس وی پر اهمیت تر بوده‌است و لباس عروس چنان با جواهرات پوشیده می‌شد، که فقط جواهرات به چشم می‌آمد. زیاده روی در این کار باعث شد تا در قرن پانزدهم میلادی در انگلستان، شاهزاده مارگریت مجبور شود به دلیل سنگینی لباسش، برای راه رفتن از دو همراه کمک بگیرد. رسم پوشیدن لباس عروس به رنگ سفید، به انگلستان در دوره ملکه ویکتوریا باز می‌گردد. با وجود فراگیر شدن رنگ سفید در برخی از کشورها، عروس‌های هندی، چینی، ویتنامی و ژاپنی همچنان از رنگ‌های ملی خود برای لباس عروس استفاده می‌کنند.
٣ - بلندترین لباس عروس جهان با ٣٠٠٠ متر طول در کتاب رکوردهای جهانی گینس به ثبت رسید. به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، دوخت بلندترین لباس عروس جهان نزدیک به ١٠٠ روز زمان برد. این رکورد در مارس سال ٢٠١٢ میلادی در رومانی بدست آمد.
٤ - جريان يك عروسي ايراني (از عقدكنان تا پاتختي) در دوره ی قاجاريه : "سوزني ترمه‌اي می‌انداختند و مجلس عقد را طوري ترتيب می‌دادند كه در موقعي كه در اطاق مجاور ملا مشغول خواندن خطبه عقد می‌شود، عروس رو به قبله نشسته و آئينه قدي و يك جفت جار دو سه الي پنج شاخه كه از خانه داماد با خونچه اسفند و رنگ و حنا آورده بودند، بايد در اين مجلس حاضر باشد، آئينه روبه‌روي عروس به ديوار تكيه داشت و جارها در طرفين گذاشته شده بود و از وقتي عروس قدم به اطاق عقد می‌ گذاشت تا خاتمه تشريفات شمع‌هاي آن اگر چه روز و اطاق هم روشن بود، بايد بسوزد..." : از تاريخ اجتماعي و اداري دوره ی قاجاريه نوشتة ی عبدالله مستوفي - بیشتر
٥ - آخرین عروسی سلطنتی در ایران :  گزارش بی بی سی فارسی درباره ی عروسی پهلوی دوم با فرح دیبا و اشاراتی به عروسی های او با فوزیه و ثریا اسفندیاری - بیشتر
پر هزینه ترین عروسی های تاریخ

۱ - اولین عروسی پر هزینه ی دنیا متعلق به شیخ محمد حاکم دبی و پرنسس سالما بود که در سال ۱۹۸۱ یکصد میلیون دلار هزینه داشت.
٢ - دومین عروسی گران قیمت دنیا مربوط به ازدواج وانیشا میتال دختر مالک بزرگترین کمپانی فولاد جهان با آمیت باتی از ثروتمند ترین سرمایه داران هندی در انگلستان در سال ۲۰۰۵ می باشد : مخارج = ۷۸ میلیون دلار.
عروسی آنها شش روز طول کشید و ۱۲ جت جهت انتقال میهمانان به بیروت پایتخت لبنان به پرواز درآمدند ، ۴۵ سرآشپز مسئولیت تهیه غذا را برعهده داشتند و یک کیک بزرگ و ۱۰ هزار شاخه گل نیز برای جشن سفارش داده شد. آنها همچنین با حضور در یک فیلم بالیوودی نحوه آشناییشان را به تصویر کشیدند.
٣ - سومین عروسی گران قیمت دنیا مربوط به عروسی پرنس چارلز و دیانا اسپنسر بود که با هزینه ۷۰ میلیون دلار در سال ۱۹۸۱ اتفاق افتاد.
٤ - چهارمین عروسی گران قیمت دنیا مربوط به ازدواج کیت میدلتون و پرنس ویلیام در سال ۲۰۱۱ بود : مخارج = ۳۴ میلیون دلار. ازدواج پرنس ویلیام و کیت میدلتون نیز مانند دیگر ازدواج های خاندان سلطنتی پرخرج برگزار شد. به هزینه های اصلی این جشن می توان به حلقه ۱۳۶ هزار دلاری، کیک ۸۰ هزار دلاری، لباس ۷۰ هزار دلاری، گل ٨٠٠ هزار دلاری، پذیرایی میهمانان ۶۰۰ هزار دلار و ۵۵۰ هزار دلار برای اقامت میهمانان در هتل به ازای هر شب اشاره کرد. سایر عروسی های پر هزینه که البته برخی از آنها به طلاق منجر شده است:
١ - ازدواج لیزا ماینللی و دیوید گست در سال ٢٠٠٢ : مخارج = ٥/٣ ملیون دلار
٢ - ازدواج پل مك كارتنی و هدر میلز در سال ٢٠٠٢ : مخارج = ٣ ملیون دلار
٣ - ازدواج الیزابت هارلی ( مدل ) و آرون نایار ( تاجر هندی ) در سال ٢٠٠٧ : مخارج = ٥/٢ ملیون دلار
٤ - ازدواج تام كروز و كتی هولمز در سال ٢٠٠٦ : مخارج = ٢ ملیون دلار
٥ - ازدواج الیزابت تیلور و لاری فورتنسكی در سال ١٩٩١ :  مخارج = ٢ ملیون دلار
٦ - ازدواج كریستینا آگوئلر و جردن براتمن در سال ٢٠٠٥ :  مخارج= ٢ ملیون دلار
٧ - ازدواج التون جان و دیوید فرنیش در سال ٢٠٠٥ : مخارج = ٥/١ ملیون دلار
٨ - ازدواج مایكل داگلاس و كاترینا زتا جونز در سال ٢٠٠٠ : مخارج = ٥/١ ملیون دلار
٩ - ازدواج تایگر وود و الین نوردگرن در سال ٢٠٠٤ : مخارج = ٥/١ ملیون دلار
١٠ - ازدواج ادی مورفی و نیكول میتچل در سال ١٩٩٣ :  مخارج = ٥/١ ملیون دلار
١١ - ازدواج پیرز برازنان و كلی شای اسمیت در سال ٢٠٠١ : مخارج = ٥/١ ملیون دلار
١٢ - ازدواج مدونا و گای ریتچی در سال ٢٠٠٠ : مخارج = ٥/١ ملیون دلار
١٣ - ازدواج دونالد تامپ و ملینا نوز در سال ٢٠٠٥ : مخارج = یك ملیون دلار
١٤ - ازدواج توری اسپلینگ و چارلی شانن در سال ٢٠٠٤ : مخارج = یك ملیون دلار
١٥ - ازدواج براد پیت و جنیفر انیستون در سال ٢٠٠٠ : مخارج = یك ملیون دلار
١٦ - ازدواج دیوید و ویكتوریا بكهام در سال ١٩٩٩ : مخارج = ٨٠٠ هزار دلار
١٧ - ازدواج اشلی جود و داریو فراچیتی در سال ٢٠٠١ : مخارج = ٧٥٠ هزار دلار
١٨ - ازدواج ماریا كری و تومی موتالا در سال ١٩٩٣ : مخارج = ٥٠٠ هزار دلار
١٩ - ازدواج مارك آنتونی و دیانا را تورز در سال ٢٠٠٠ : مخارج = ٥٠٠ هزار دلار
٢٠ - ازدواج نیكول كیدمن و كیت اوربان در سال ٢٠٠٦ : مخارج = ٢٥٠ هزار دلار
عروس در فرهنگ جغرافیائی ایران

١ - عروس محله : دهی جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان لاهیجان . سکنه ٔ آن ٢١٦ تن . محصول آن برنج و مختصری چای . آب آن از پلرود است : تارنمای لغت نامه دهخدا به نقل از فرهنگ جغرافیایی ایران
٢ - عروس محله ، روستایی از توابع بخش رحیم‌آباد شهرستان رودسر در استان گیلان ایران است. این روستا در دهستان سیارستاق ییلاقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده‌است : دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
کتب و آثاری که در آن ها  از عروسی ها نوشته شده است

١ - كتاب شب عروسی بابام :  نوشته ی عباس پهلوان است. نثر و طرح داستان ‌های عباس پهلوان، رنگ و شتابی ژورنالیستی یا روزنامه‌نگارانه دارد. انگار که سردستی نوشته شده باشند و قرار بوده که در آخرین ساعت به چاپخانه برسد! زبان او نشات گرفته از زبان مردم کوچه و بازار و گفت‌وگوی آدم‌ها و قصه‌های او غنی از اصطلاحات روزمره، ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌های رایج همان مردم است. در داستان کوتاه «شب عروسی بابام» جدا از این زبان محاوره، عادات و سنت‌های مرسوم در نزد مردم این قشر از جامعه را هم می‌بینیم. از سفرۀ حضرت صغرا، و حمام رفتن دست‌جمعی داماد و دوستانش، تا جشن عروسی‌هایی که با رقص تخته‌حوضی همراه است و رسم پشت در حجله ایستادن زن‌ها. داستان کوتاه «شب عروسی بابام»، با همۀ هیجان و شوخ و شنگی ماجراهای آن، در ضمن غم‌نامۀ زن ایرانی نیز هست، مادر «جمال» (راوی قصه) یکی از نمونه‌های آن است. زنی که «لام تا کام» چیزی نمی‌گوید و چنان گم و کمرنگ، که جز در یک جمله و به اشاره‌ای گذرا، حتی در خود داستان هم دیده نمی‌شود. «. . . یاد روزی افتادم که تو بازار ارسی‌دوزا، مادرم منو گم کرده بود و داشتم از غصه می ‌مردم. . .». روی دیگر این سکۀ نارواج، «معصومه» زن‌بابای تازه و جوان است که دل در گروی «تقی»، آن جوان غزلخوان دارد و هنوز یاد آواز کوچه‌باغی خواندن‌های او را به‌خاطر دارد
٢ - کتاب نامزدی و عروسی در فرهنگ کردها :  نوشته ی آمد تیگریس و ترجمه ی عباس فرهادی است. در این کتاب ، نویسنده و مترجم سعی دارند بخشی از سنت های خوب کردها را در باب نامزدی و عروسی احیا کنند .آدابی که مدتی است دارد رو به فراموشی می رود و مثل سنن اقوام دیگر تحت تاثیر فرهنگ های مسلط ، در حال نابودی است. 
٣ - كتاب عروسي : ترجمه ی شهرزاد فتوحي و براي ثبت و نگهداري وقايع و خاطرات عروسي است. این کتاب شامل همه ی جوانب برنامه ریزی، از دعوت از مهمانان و خرید گل گرفته تا سازمان دهی کل مراسم است. توصیه هایی نیز درباره ی آداب معاشرت و رسوم و سنت ها و برگزاری بی نقص مراسم ازدواج دارد. سیاهه ی تفصیلی کارهایی که باید انجام شود، ایجاد اطمینان می کند از این که هیچ چیز از قلم نیفتاده است
٤ - كتاب عروسي خونين پاريس : نوشته ی هاينريش مان و  ترجمه ی محمود حدادي است. «پاريس، ٢٤ اوت ١٥٧٢، در گرگ و ميش سحر، بين ساعت سه و چهار، زنگ هاي خطر به صدا درآمدند، به علاوه دو ناقوس كوچك كه به ناقوس هاي جنگ شهرت داشت و در يك آن شايع شد كه شاه اجازه داده كه سر همه هوگنوها را ببرند و خانه هايشان را غارت كنند. پس در سراسر پاريس چنان كشتاري درگرفت كه در كوتاه زماني نماند، حتي يك كوچه كه در آن كسي جان نبازد و آنقدر خون در خيابان ها ريخته شد كه انگاري باران باريده است» ... اين جملات روايت شاهدان «شب بارتلمي» و «عروسي خونين پاريس» است، قتل عامي كه اوج نبردهاي خونيني بود كه در عصر رنسانس براي ٣٦ سال تمام فرانسه را به ورطه جنگ داخلي ميان كاتوليك ها و پروتستان ها كشاند.
۵ - عروسي خون : نمايشنامه ايست اثر فدريكو گارسيا لوركا. خلاصه داستان : در يكي از روستاهاي اسپانيا پسري عاشق دختر عموي خود بود. اما از بد روزگار پدر دختر آدم طماعي بود و به آنها اجازه ازدواج نميداد. بهرحال پسر كه اسمش آلفردو بود با دختر ديگري ازدواج كرد. پس از مدتي خبر رسيد دختر قصد ازدواج دارد با مردي از روستاي ديگر. آلفردو بمحض شنيدن خبر به خانه عموي خود ميرود و خبر را درست ميبيند. بساط عروسي مهيا ميشود اما آلفردو با دختر عمويش قرار فرار ميگذارند واز وسط مراسم عروسي فرار ميكنند. داماد بمحض خبردار شدن با گروهي از دوستانش به تعقيب آنها ميپردازد و بالاخره آنها را پيدا ميكنند. داماد و آلفردو به روي هم كارد ميكشند و در يك لحظه به همديگر ضربه اي وارد ميكنند وجلوي چشم دختر هر دو ميميرند.
شايد داستان كليشه اي باشد و شايد هم در اين چند جمله حس داستان منتقل نشود اما اين داستاني بود كه توسط يك گروه اسپانيايي بصورت باله به اجرا درآمد همراه با يك موسيقي جاودانه اثر آلفرد دو ديه گو .
اين داستان توسط زنده ياد احمد شاملو با سبك آهنگين و منحصربفرد خود او به فارسي ترجمه شده است. در سال ١٣٧٧ خورشیدی جشنواره تاتر به كارگرداني علي رفيعي براي نخستين بار به روي صحنه رفت. فرزاد دانشمند در گوشه صحنه با يك گيتار موسيقي زنده آنرا به عهده داشت. البته آهنگ اصلي نبود اما در پرده هايي ملودي اصلي بود .در بعضي جاها هم از آهنگهاي پاكو پنيا استفاده كرده بود و در بعضي جاها هم قطعاتي از خود دانشمند بود. اين نمايش پس از اين در دو نوبت ديگر هم به اجرا در آمد و در هر بار هم انبوهي از مردم از آن استقبال كردند.
٦ - «عروس نیل» : نوشتة ی "محمد بهارلو" ست .  "میترا داور" در مروری بر اين کتاب مي نويسد : "مكان وقوع داستان عروس نيل مسافرخانه اي است قديمي در جزيره اي متروكه. نامي از جزيره نيست اما لهجه جنوبي مردمان آن ورسم ورسوم شان نشان مي دهد كه احتمالا اين جزيره يكي از جزاير جنوب ايران  است. زمان داستان كاملا مشخص نيست اما خواننده در مي يابد كه در اين جزيره به هر علتی خبري از تلفن و يا تلويزيون نيست. مبحث بسيار مهم ديگر دراين رمان زبان داستان است. نويسنده با بازگشايي فرهنگ جنوب موفق شده است كلمات بسيار زيبا و قابل فهمي را وارد فرهنگ گفتگوهاي فارسي كند و اين امر موجب پويايي زبان گرديده است . فرهنگ بومي جنوب در اين رمان بدون جداسازي فرهنگي موفق شده دنياي جديدي را به سوي خواننده باز نمايد".
عروس در ترکیب برخی از واژه ها

کرسی عروس - شکل عروس ؛ نام قضیه ٔ فیثاغورس است در هندسه که در هر مثلث قائم الزاویه مجموع مربعات اضلاع زاویه ٔ قائمه مساوی است با مربع وتر.
گنج عروس ؛ در موسیقی ، نام یکی از تصنیفات باربد است
لباس عروس ؛ لباس که در هنگام زفاف پوشند. لباس که در جشن عروسی در برکنند
بیت العروس ؛ حجله . حجله گاه . خانه ٔ عروس . عروس خانه
عروس عرب ؛ کنایه از مکه ٔ معظمه - کعبه ٔ معظمه
تازه عروس ؛زن که تازه عروسی کرده باشد. زن که اخیراً زناشوئی کرده است . نوعروس
عروسان باغ ؛ کنایه از گلها و میوه ها و نهالهای نوبرآمده و درخت میوه دار
عروسان چمن ؛ بمعنی عروسان باغ است ، که کنایه از نهالها و گلها و میوه های نورسیده باشد
عروسان خُلد ؛ کنایه ازحوران بهشتی
عروسان درخت ؛ کنایه از شاخه های نورسته
عروسان عور ؛ کنایه از ستارگان
عروس اَرغنون زَن ؛ کنایه از ستاره ٔ زهره (رب النوع طرب ) است و آسمان سوم جای اوست
عروس تاک ؛ شراب
عروس جَهان ؛کنایه از جهان باشد به طریق اضافه ، یعنی عروسی که آن جهان است
عروس چرخ ؛ کنایه از آفتاب جهان گرد است . (برهان ) (آنندراج ). عروس چهارم فلک . عروس خاوری . عروس روز. عروس نه فلک .
عروس چهارم ؛ کنایه از آفتاب
عروس چهارم فلک ؛ کنایه از خورشید جهان آرا باشد. بمناسبت این که خورشید را در فلک چهارم فرض می کردند - عروس چرخ - عروس خاوری - عروس روز - عروس نه فلک
عروس خاوری ؛ به معنی عروس چرخ است که آفتاب جهان تاب باشد
عروس خشک پستان ؛ زنی که عقیمه بود یعنی هرگز نزاییده باشد - زن نازا
عروس زَر ؛ کنایه ازآتش
عروس سبا ؛ اشاره به بلقیس ملکه ٔ سبا است
عروس عَدن ؛ کنایه از ماه
عروس در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی

به کلاغ گفتند چرا سرت سیاه است گفت عروس خاله ام شده ام. یعنی از بس توسری از خاله ام خورده ام . کنایه از بد بودن خاله با دختر خواهر
پا کشا کردن داماد و عروس : تازه داماد و عروس را دعوت کردن
خر را که به عروسی می برند برای خوشی نیست برای آبکشی است :آدم زحمتکش را برای کار دعوت می کنند
 عروسی که مادر شوهر ندارد اهل محل مادرشوهرش هستند
قرض عروسی را خدا می دهد: در تشویق به ازدواج می گویند
عروس بی‌جهاز، روزه بی‌نماز، دعای بی‌نیاز، قورمه بی‌پیاز
عروس تعریفی عاقبت شلخته درآمد
عروس که به ما رسید شب کوتاه شد
عروس میاد وسمه بکشه نه وصله بکنه
عروس نمی‌تونست برقصه می‌گفت: زمین کجه
عروس را که مادرش تعریف کنه برای آقادائیش خوبه
عروس مردني را گردن مادر شوهر نگذاريد
مرگ خران،‌ عروسي سگان است
حالا چند کلمه از مادر عروس بشنو
عروس جوان داماد پیر - سبد را بیار جوجه بگیر
عروس شدم خلاص شدم : اختیارم با خود شد و از قیدی که داشتم رستم
عروس مردنی را گردن خارسو نگذارید : این چیز خود معیوب است ، عیبش را متوجه دیگری نسازید
عروس در  برخی ترانه ها و موسیقی

شاه داماد / چه قشنگه تازه عروس - اجرا : ویگن
عروسی افغانی  و آهنگ ایرانی
رقص زیبا : جشن عروسی
آهنگ عروس با صدای نسرین
آهنگ عروسی با صدای شهناز تهراني
عروس در  برخی فیلم های سینمایی

فیلم سینمایی جنجالِ عروسی‌ - بابازی گوگوش و گرشا رئوفی
فیلم عروس - بابازی نیکی کریمی
فیلم مستند «عروس بختیاری» ساخته هوشنگ صالحی
عروسی لر های بختیاری
فیلم‌  «عروس افغانی»
فيلم عروسی محمد رضا گلزار
عروسی لیلا فروهر
فيلم عروس فرنگی
عروس : در زنجیری از سروده ها


مبارک باد بر ما ، این عروسی
خجسته باد ما را ، این عروسی
چو شیر و چون شکر بادا همیشه
چو صهبا و چو حلوا ، این عروسی... : مولوی

بیا که قصر امل ، سخت سست بنیادست
بیار باده ، که بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم ، که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد ، آزادست...
نصیحتی کنمت ، یاد گیر و در عمل آر
که این حدیث ، ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد
که این لطیفه ی عشقم ، ز رهروی یادست
رضا به داده بده ، وز جبین گره بگشای
که بر من و تو در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد ، از جهان سست نهاد
که این عجوزه ، عروس هزاردامادست... : حافظ


باز کن پنجره را من تو را خواهم برد
به عروسی_ عروسک های کودک_ خواهر_ خویش
که در آن مجلس جشن صحبتی نیست ز دارایی داماد و عروس
صحبت از سادگی و کودکی است چهره ای نیست عبوس
کودک خواهر من در شب جشن عروسی عروسک هایش می رقصد
کودک خواهر من امپراتوری پر وسعت خود را هر روز
شوکتی می بخشد... : حمید مصدق

او درین بستر به خود پیچید مگر
 رغبتی سوزنده را تسکین دهد
وان دگر هر شب به فرمان هوس
نو عروسی تازه را کابین دهد... : سیمین بهبهانی

(همین نگارنده)
خون دل خوردی و فریا د رسا ، سر دادی
باورت سا خت ، مسیحا نفسی بر آمد
به افق خیره شدی ، تا که پرستو بینی
زهی افسوس ، که کفتار بسی‌ بر آمد
آسمان را طلبیدی همه جا ، روشن و صاف
با د و طوفان بشد ، و خا ر و خسی‌ بر آمد
تا سخن یا قلم ات ، در راه آزاد به رفت
بر حذر ماندی ، و فوج عسسی‌ بر آمد
نوعروس ملک کابین گشته درچنگال خصم
فره هشیا ر : صدای جرسی بر آمد

***
سفره ی عقد بچینید و نشا نید بر آن ، مجمر عود
شمع و آیینه گذارید و بر آرید ز دل بانگ و سرود

کف زنید ، گل بفشا نید ، بسا زید بسی ولوله ها
جمع مجلس به سرورست و فضا گشته پر از هلهله ها

همه لب ها به تبسم ، همه جا شا دی ها ست
وقت پاینده ی عشق است و به پا ساز و نواست

چه مبارک سحری هست و چه فرخنده شبی
جشن داماد و عروس است و زمان ، کامرواست

دکتر منوچهر سعادت نوری
منابع و مآخذ
عروس : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عروس: فرهنگ فارسی تالیف معین
عروس : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عروس : تارنمای لغت نامه دهخدا
برخی دانستنی ها پیرامون "عروس" و  "عروسی" در طول تاریخ : تارنمای پايگاه خبری جهان نيوز - تارنمای آفتاب - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا و تارنمای بی بی سی فارسی
پر هزینه ترین عروسی های تاریخ : تارنمای کلوب - تارنمای گروه اینترنتی ایران ناز
کتب و آثاری که در آن ها  از عروسی ها نوشته شده است : تارنمای کتابناک -  تارنمای شبکه بخوان دات کام - 
تارنمای بابک بدر و بسیاری از تارنماها
مروری بر کتاب «عروس نیل» : تارنمای ديباچه
جريان يك عروسي ايراني (از عقدكنان تا پاتختي) در دوره ی قاجاريه : تارنمای ديباچه
عروس در فرهنگ جغرافیائی ایران : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ ویکی‌پدیا - فرهنگ جغرافیا ئی ایران
عروس در ترکیب برخی از واژه ها : تارنمای لغت نامه دهخدا و بسیاری از تارنماها
عروس در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای ویکی گفتاورد
عروس در ترانه ها و موسیقی : تارنمای یوتیوب
عروس در فیلم های سینمایی : تارنمای یوتیوب
عروس در برخی سروده ها : تارنمای گلچینی از سروده ها - تارنمای ایرانیان


۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه

======= Some Observations on Altruism ============




Cambridge Dictionaries Online defines Altruism as "willingness to do things which bring advantages to other people, even if it results in disadvantage for yourself". In Persian, Altruism may be translated as Enssaan Doosti, Bashar Doosti, Nou@ Dousti (in which @ stands for the letter Ain), Az Khod Gozashtegi, Eissaar, etc.Oxford Dictionary identifies it as a term meaning "disinterested and selfless concern for the well-being of others". Webster Dictionary describes Altruism as the "consideration for other people without any thought of self as a principle of conduct". According to the Free Encyclopedia of Wikipedia, the "Altruism is a concern for the welfare of others". In this article, the various views on Altruism, Examples of Altruistic People, and the Altruism in Persian Culture will be briefly pointed out, and Some Quotations, Poems, and a Musical Video about Altruism will be presented

Various Views on Altruism
The term Altruism was invented in the 19th century by the French philosopher Auguste Comte, who devised it as the opposite of egoism. Herbert Spencer and John Stuart Mill, English contemporaries of Comte, accepted the worth of altruism but argued that the true moral aim should be the welfare of society, rather than that of individuals (Columbia Encyclopedia, 2007).
In her essay on the Reality of Altruism, Blogger Jeannette wrote that, "Altruism is a somewhat magical concept that we desperately believe to be true. Yet, with the natural tendencies of humanity as an entity, and the deliberation of cruel behavior that is witnessed throughout the world, it is difficult to assume altruism is a reality if not on the verge of extinction. I propose that altruism does indeed exist and that it must be nurtured to survive. we must rely on the fact that it does show up in life. And when it does, it lights up our belief system in such a way that it multiplies courage and perpetuates altruism to spread in generous ways. So how do we know when altruism is genuine rather than a façade? When celebrities donate to causes or exert themselves in humanitarian endeavors, is it just for publicity or is it truly for the cause without any care for how they are perceived in doing such acts? It seems that faith is the only way to truly discern the existence of altruism, and if it really is not evident, at least good deeds are being tended to. In a world in which we are all guilty of acting upon reward and doing only what promotes personal success or gratification, it is refreshing to have such a concept as altruism alive in the study of psychology. I submit that this is not merely a myth or a fantastical proposition, but that altruism is in fact a part of humanity whether it is uncovered or not. It seems that it must be pruned and cared for so that when it occurs, it will be embraced more readily and cherished as a privilege of being a part of the human race": Jeannette, 2009

Examples of Altruistic People
Some good examples of altruistic people could be Martin Luther King, who recognized the need of basic civil rights for all people and was willing to place himself in great danger to support his beliefs. He was ultimately killed for trying to improve the lives of other people. Another example could be Mother Teresa who was a well-known figure for the help and work she did in under developed countries, and who’s activity seemed to always be at the altruistic end of a spectrum of motivations. More recent examples of altruistic people could be, Bob Geldof and Midge Ure, for their work with the live aid concerts which raise money for poverty in Africa, or Nobel Peace Prize winner Nelson Mandela for the many things he has done throughout his life, most recently, his support in the fight against aids or his opposition to the Iraq war (D. McDonnell, 2009).

Altruism in Persian Culture
Altruism behavior has been always considered as a very significant part of Persian culture. The great Iranian Sufi poets like Mawlana Rumi, Saadi, Hafiz, and Attar in many occasions praised altruism in their poetry. In Sufism, the concept of Eisaar is the notion of 'preferring others to oneself'. For Sufis, this means devotion to others through complete forgetfulness of one's own concerns.
Iranian researchers Abdollahi and Amini in their article published in the Iranian Journal of Sociology found that the altruistic actions performed by a group of Iranians in the city of Tehran may be related to the various levels of capital, social belief, and religious views (Abdollahi and Amini, 2007).

Some Quotations about Altruism
"Every man must decide whether he will walk in the light of creative altruism or in the darkness of destructive selfishness": Martin Luther King, Jr
"I would rather be kept alive in the efficient if cold altruism of a large hospital than expire in a gush of warm sympathy in a small one": Aneurin Bevan
"If any civilization is to survive, it is the morality of altruism that men have to reject": Ayn Rand
"In brief, egoism in its modern interpretation, is the antithesis, not of altruism, but of idealism": John Buchanan Robinson
"Let us try to teach generosity and altruism, because we are born selfish": Richard Dawkins
"Most men have always wanted as much as they could get; and possession has always blunted the fine edge of their altruism": Katherine Fullerton Gerould
"Altruism is a motive to increase another’s welfare without conscious regard for one’s self-interests": D. Myers

Altruism in Poetry
"What if we got outside ourselves and there
really was an outside out there, not just
our insides turned inside out? What if there
really were a you beyond me, not just
the waves off my own fire, like those waves off
the backyard grill you can see the next yard through,
though not well -- just enough to know that off
to the right belongs to someone else, not you.
What if, when we said I love you, there were
a you to love as there is a yard beyond
to walk past the grill and get to? To endure
the endless walk through the self, knowing through a bond
that has no basis (for ourselves are all we know)
is altruism: not giving, but coming to know
someone is there through the wavy vision
of the self's heat, love become a decision": Molly Peacock

"Our memories will grow with sensitivity and insight,
Live clean and be yourself;
For, loving yourself first means the love of all mankind
Here we are today,
Love is the power supreme;
True nobility is revealed in selfless unobtrosive service,
Love one another to crown the day.
To the voiceless and the disadvantage,
Do your best to bring smiles on their faces too;
Because, there is no vision except by faith.
Altruism, altruism, altruism
There is no faith except by hope;
So is the voice of hope to the love of one another": Edward Kofi Louis

And here is a link to the Persian poem on Eissaar (as Sacrifice) composed by Attar

Altruism in Music
Self-Sacrifice Project - Paparazzi, metal remix feat. Lady Gaga

Epilogues: 1 - The altruism and praising selflessness have been and will be always a part of Iranian beliefs and Persian Cultures. 2 - Here is the Persian text of a Poem referred to Eissaar composed by this author

از من درود باد به یاران به دوستان 
بر مردمان_ کشور_ ایران_ باستان

آن مهد_ مهر و عاطفه و ایثار
گنجینه ای ز علم و نقش و بسی آثار

آن سرزمین_کهنسال_ این جهان
آن یادگار_ عصر_ نیاکان_ آریان

از من درود باد ، به کاوه به مازیار
بر مرد و زن ، تمامی_ افراد_ آن دیار

دکتر منوچهر سعادت نوری  

References
Abdollahi, M.and Amini, S. (2007): Sociological Analysis of Altruism in Iran, Iranian Journal of Sociology: 8(3):28-50
Blogger Jeannette (2009): Online Article on the Reality of Altruism
Brainy Quote Website (2012): Online Quotations about Altruism
Cambridge Dictionaries Online (2012): Online Note on the Definition of Altruism
Columbia Encyclopedia (2007): Notes on Altruism
Louis, E. K. (2000): Online Poetry on Altruism
McDonnell, D. (2009): Online Aeticle on Studies into Human Altruism
Oxford Dictionary (2012): Online Note on the Definition of Altruism
Peacock, M. (2002): Online Poetry on Altruism
Saadat Noury, M. (2012): Various Articles on Persian Culture
Wikipedia Encyclopedia (2012): Online Article on Altruism

Collected and prepared by: Manouchehr Saadat Noury, PhD

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۰, جمعه

ایرانیان : درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی - بخش دوم


در بخش نخست ، ضمن آگاهی از موقعیت جغرافیایی "سرزمین نیاکان آریایی" بنا بر منابع گوناگون ، به بعضی نشانه های فرهنگی ، هنری و موسیقی ایرانی در برخی نقاط  این سرزمین نیز اشاره شد. در این بخش ، این نشانه ها  را در چند نقطه ی دیگر سرزمین نیاکان آریایی پیگیری می کنیم:

در بالکان
زبان فارسی در بالکان/ نوشتاری از محمود فضیلت

در ارمنستان
ارمنستان مدت ها جزئی از ایران بوده است و فرهنگ آن از ایران تاثیر زیادی پذیرفته است... بیشتر
جاینام های ایرانی در ارمنستان : شهرها و آبادیهای بسیاری در ارمنستان نام های ایرانی داشته‌اند... بیشتر
پیوندهای دیرپای فرهنگ ارمنی با فرهنگ ایرانی : برگرفته از کتاب ایران و قفقاز- گردآوري و تنظيم از دکتر پرويز ورجاوند
جشن عروسی ایرانی ارمنی

در اوکراین
میخائیل گروشفسکی موسس مکتب فاسفه تاریخ در اوکراین ، که نفوذ فرهنگ های کشورهای شرقی مانند ایران ، مصر ، ترکیه ، ماوراء قفقاز و آسیای مرکزی را در تغییر فرهنگ اوکراین مورد تجزیه و تحلیل قرار داده به این نتیجه رسیده است که تاثیر فرهنگ ایران بر فرهنگ اوکراین قابل ملاحظه بوده و آثار این تغییرات در جای جای اوکراین به چشم می خورد
رقصی زیبا و هنرمندانه  : از ایرانیان اوکراین

در هندوستان
پارسیان هند در گذر تاریخ

در افغانستان
آهنگ هزاره ای - مغولی
ترانه ی هزارگی گل من
ترانه ی سرزمین من با اجرای داود سرخوش

در ایران
ایذه از شهرهای استان خوزستان و مرکز شهرستان ایذه در جنوب غرب ایران است که پیشینه تاریخی آن بنابر پژوهش‌های انجام شده و وجود آثار و سنگ نبشته‌های باستانی مربوط به دوران هخامنشیان و پیش از آن (ایلامیان) می‌باشد. تقریبا بیشتر باستان شناسان بر پیشینه تاریخی ۴۰۰۰ ساله ایذه اتفاق نظر دارند.
ایذه : گنجینه ی جاویدان نقش برجسته ها
نوای چنگ ، از دل سنگ نگاره ها و اعصار
رقص در ایران
معماری در ایران
برخیز شـتربانا بربند کجاوه : شعری از ادیب الممالک فراهانی - دکلمه: فریدون فرح اندوز

سخن ایران

بنگر مرا به عهد _ شکوه و بزرگی ام

منگر مرا به چهره ی غمگین و سوگوار
بنگر مرا ، به دوره ی شاد و سترگی ام

منگر مرا نحیف و ضعیفی به روزگار
بنگر مرا به عصر_ حماسی و جنگی ام

منگر مرا چنین که شدم زشت و بی عیار
بنگر مرا چو گلشن و گلهای_ رنگی ام

منگر مرا به شیون و بس ناله، زار زار
بنگر مرا ، به غرش_ شیر و پلنگی ام

منگر مرا چو ابر_ سیه فام_ پر غبار
بنگر مرا ، چو پرچم پاک_ سه رنگی ام

منگر مرا چنین، شده مغلوب_ کارزار
بنگر مرا ، چو آرش و تیر_خد نگی ام

بنگر مرا ، به دوره ی شاد و سترگی ام
بنگر مرا به عهد _ شکوه و بزرگی ام

دکتر منوچهر سعادت نوری


۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۵, یکشنبه

ایرانیان: درپهنه ی سرزمین نیاکان آریایی - بخش نخست




سرزمین نیاکان آریایی کجاست؟

۱ - سرزمین نیاکان آریایی که بخشی از آن شامل ایران ویچ (سرزمین نیاکانی آریایی های ساکن در فلات ایران) می شود. به عقیده عده ای از صاحب نظران از جمله دکتر مهرداد بهار ایران ویچ در طرف شمال غربی رود ینی‌سِی واقع بوده است. به عقیده همان صاحب نظران رود ینی‌سِی یا ینی‌سئی همان رود دایتی یا دائیتی یا دائیتیا یا دایتیا در اوستا (دایتی --به معنی رود بزرگ یا "دریا" و وخشو که به معنی فزاینده و بالنده‌است) می باشد. رود ینی‌سِی از مغولستان سر چشمه گرفته و در روسیه به اقیانوس منجمد شمالی می ریزد: تارنمای لغت نامه دهخدا
٢- فلات ایران یا ایران زمین : نام یک منطقهٔ گسترده جغرافیایی و زمین شناختی در قارهٔ آسیا (اورآسیای مرکزی) در نیمکره شمالی است. این فلات در آسیای جنوبی، آسیای جنوب غربی و قفقاز گسترده شده است... این منطقه، زیستگاه اقوام ایرانی و محدودهٔ اصلی کشور ایران در دوره‌های مختلف تاریخی بوده است. بلندترین قله فلات ایران تیریچ میر با بلندی ۷۶۹۰ متر در افغانستان است. فلات ایران جزء مهم‌ترین فلات‌های آسیائی-اروپائی است. رشته کوه‌های آن ، مرزهای سیاسی دوران معاصر را شکل داده اند و نیز رشته کوه البرز در آن جای گرفته است : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٣- ایران بزرگ (همچنین ایران زمین و یا ایرانشهر) محدودهٔ جغرافیایی و حوزه تمدنی فلات ایران و جلگه‌های مجاور آن، شامل ایران کنونی، بخش اعظم قفقاز، افغانستان و آسیای مرکزی است که گهگاه از آن با عنوان پارس بزرگ هم یاد می‌کنند. عنوان ایران صرفا محدود به بخش غربی آن که هم اکنون به این نام خوانده می‌شود، نیست و تمام مرزهای سیاسی کشوری که تحت تسلط ایرانیان بود (بین النهرین و ارمنستان و جنوب قفقاز) را هم در بر می‌گیرد : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
قوم آریایی
داریوش کیانی، پژوهشگر ایرانی در مقاله ای در سایت آذرگشنسپ اسناد تاریخی در زمینه ی مفهوم "قوم آریایی" جمع آوری کرده که در" این نشانی " قابل دسترسی است

نشانه ها و موسیقی ایران در برخی بخش های سرزمین نیاکان آریایی

نخستین ایرانیان در فلات ایران
در چین
ترانه ای با اجرای یک دختر تاجیک در چین
تاشغورگان شهر تاجیک نشین چین
تاجیکان چین در فلات پامیر
 نوروز در چین
در ازبکستان
ازبکستان کشوری است در آسیای میانه ، دارای مرز مشترک با کشورهای افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان، و قزاقستان. پایتخت این کشور شهر تاشکند است
زبان فارسی در ازبکستان
ترانه ای با اجرای منوچهر
نرگس منجذب خواننده ای از ازبکستان
در تاجیکستان
 تاجیکستان یا جمهوری تاجیکستان کشوری در آسیای میانه است. این کشور از جنوب با افغانستان، از باختر با ازبکستان، از شمال با قرقیزستان، و از خاور با چین همسایه‌است. تاجیکستان یک کشور محاط در خشکی است که در گذشته راه ابریشم از آن گذر می‌کرده‌است
تلاش برای بازگشت به خط فارسی در تاجیکستان
در قفقاز
اوستیا منطقه‌ای در دو طرف رشته‌کوه‌های قفقاز است که ساکنانش عمدتا اوستیایی هستند، مردمانی ایرانی‌تبار که به زبان اوستیایی (یک زبان ایرانی شرقی از خانواده زبان‌های هندواروپایی) سخن می‌گویند. مردم اوستیا خود را ایرُن، و سرزمین خویش را «ایرستون» می‌نامند
نمونه ای از رقص ایرانی با ریتم تاجیکی و قفقازی : این رقص بر پایه رقص ایرانی و ترکیب شده با رقص تاجیک و قفقازی می باشد. این رقص در فستیوال رقص لهستان در ورشو اجرا شده است

 دکتر منوچهر سعادت نوری
گزیده ی نوشتارها

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

============ Mummies of Iran =============



INTRODUCTION
A mummy is a human or animal, whose skin and organs have been preserved by either intentional or incidental exposure to chemicals, extreme cold (ice mummies), very low humidity, or lack of air when bodies are submerged in bogs, so that the recovered body will not decay further if kept in cool and dry conditions. Some authorities restrict the use of the term to bodies deliberately embalmed with chemicals, but the use of the word to cover accidentally desiccated bodies goes back at least to the 1730s. Mummies of humans and other animals have been found all around the world, both as a result of natural preservation through unusual conditions, and as cultural artifacts. Over one million animal mummies have been found in Egypt, many of which are cats. The oldest known naturally mummified human corpse is a severed head dated as 6,000 years old, found in 1936 at the site named Inca Cueva No. 4 in South America
In addition to the well-known mummies of Ancient Egypt, deliberate mummification was a feature of several ancient cultures in areas of South America and Asia which have very dry climates. There are more than 1000 mummies in Xinjiang, China. The oldest-known deliberate mummy is a child, one of the Chinchorro mummies found in the Camarones Valley, Chile, and dates from around 5050 BC. View here

SALT MUMMIES OF IRAN
In the winter of 1993, miners near the city of Zanjan, came across a body with long hair, a beard and some artifacts. Until 2010 the remains of six men have been discovered, most of them having been accidentally killed by collapsing galleries they were working in. After archeological studies which included C14 dating of different samples of bones and textiles, the Salt Man was dated to about 1,700 years ago. By testing a sample of hair, the blood group B+ was determined.Three bodies are dated to the Parthian (247 BC-224 AD) and Sassanid (224-651 AD) eras, and the remainder to the Achaemenid Dynasty, 550-330 BC. View here

The Saltmen were discovered in the Chehrabad salt mines, located on the southern part of the Hamzehlu village, on the west side of the city of Zanjan, in the Zanjan Province in Iran. By 2010 the remains of six men had been discovered, most of them accidentally killed by the collapse of galleries they were working in. The head and left foot of Salt Man 1 are on display at the National Museum of Iran in Tehran. View here
Read more on Salt Mummies of Iran

MUMMY IN SANANDAJ
(Kurdisytan), Iran
A strange old mummy man has found around sanandaj, Iran. It is supposed that belong to more than 3 thosands years ago: http://www.youtube.com/watch?v=FOYcabdHDgE

IRAN CHINA MUMMIES - 1
Certain Mummies found in Western China, near Afghan Tajik border, indicating a branch of Iranian Race living there.... Film was made in 1998. Also, from other historical sources, we know that Iranians (Afghans/Tajiks) Buddhist were the ones who took the Buddhist teachings to China: http://www.youtube.com/watch?v=YwlB_yLjCHI

IRAN CHINA MUMMIES - 2

IRAN CHINA MUMMIES - 3

IRAN CHINA MUMMIES - 4

IRAN CHINA MUMMIES - 5, its link was not found

IRAN CHINA MUMMIES - 6
Collected and Prepared By
M. Saadat Noury, PhD

خواب نامه : برخی نوشتارها و سروده ها پیرامون "خواب"

خواب : در فرهنگ واژه ها
١ - خواب :  متضاد بیداری - مترادف نوم - حالت آسایش و راحتی که بواسطه ٔ از کار بازآمدن حواس ظاهره و فقدان حس در انسان و سایر حیوانات بروز می کند : لغت نامه دهخدا
٢ - خواب : عبارت از کاهش تا فقدان سطح هوشیاری ، تعلیق نسبی ادراکات حسی و غیر فعال شدن تقریبا تمام عضلات ارادی در زمان استراحت است به طوری که فعالیت بدن و ذهن تغییر کرده و توهم ‌های بینایی جایگزین تصاویر واضح واقعی بشوند. در بین پستانداران ، پرندگان ، ماهیان و دیگر جانوران مراحل خواب و بیداری وجود دارد. خواب برای سلامت و بازسازی سیستم اعصاب ، سیستم ایمنی و سیستم عضلانی اسکلتی انسان و جانوران اهمیت دارد : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
٣ - خواب : حالت آسایش که حس و اعصاب از کار می افتد و برای دفع خستگی در انسان است - خفتن ، آرام گرفتن : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
٤ - خواب : فرآیندی است که مغز برای عمل‌كرد مناسب به آن نیاز دارد : منابع گوناگون
اختلالات خواب
اختلالات خواب مانند زیاد یا کم خوابیدن ، پریدن از خواب ، نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به خواب رفتن است. این اختلالات می‌تواند ناشی از بیماری های روانپزشکی مانند اضطراب ، بیماریهای سیستم تنفسی (خرناس) یا به عنوان نوعی بیماری سالمندان باشد. باید دانست که اختلالات خواب مشتمل بر بیش از صد بیماری است که در سه گروه عمده تقسیم بندی می شود: اختلالات مربوط به خواب مانند پرخوابی، خواب‌آلودگی و بیخوابی - اختلالات همراه با خواب یا پاراسومنیا ها مانند کابوس شبانه - اختلالات خواب ثانویه به واسطه ی سایر بیماریها مانند سکته مغزی. اختلالات زیر مهم‌ترین اختلالات خواب است:
١ - بیماری حمله خواب یا نارکولپسی : یکی از اختلالات خواب است و عبارت است از میل ناگهانی و مقاومت‌ناپذیر به خواب. مبتلایان به حمله خواب ، در پی هیجان‌های شدید دچار گرفتگی ماهیچه می‌شوند. بسیاری از این بیماران به فلج خواب نیز مبتلا هستند. نوجوانان پسر دچار مراحل حمله خواب طولانی می‌شوند و پس از بیدار شدن از خواب احساس گرسنگی می‌کنند. نارکولپسی برای اولین بار در سال ۱۸۷۷ در یک بشکه ساز دیده شد. او در حالی که سخت مشغول کار بود ناگهان به خواب می رفت.
٢ - فلج خواب : که در میان عوام به "بختک" معروف است نوعی اختلال خواب است. حالتی است که معمولا از چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌کشد و در این مدت شخص پس از بیدار شدن از خواب و یا گاهی پیش از به خواب رفتن، توانایی انجام حركات ارادي از خود ندارد و این حالت معمولاً با ترس همراه است.
٣ - خواب ناكافی بی‌خوابی و کم‌خوابی (اینسومنیا): حالتی است که فرد به طور مستمر به خواب نمی ‌رود. به عبارتی دیگر مشکل در به خواب رفتن ، بیدار شدن مکرر در خلال شب همراه با ناتوانی یا اشکال در به خواب رفتن مجدد ، بیدارشدن خیلی زود در صبح و خوابی که باعث تجدید قوا نشود را بی‌خوابی گویند. خواب ناكافی علل متعددی می تواند داشته باشد: بیماری های جسمی مانند آرتریت (التهاب مفاصل) ، نارسایی قلبی، آسم، و پركاری تیروئید و پاركینسون (كه با سختی و لرزش عضلات مشخص می شود) ، بیماری های روانی مانند افسردگی و اضطراب و عادات نامناسب مانند مصرف قهوه زیاد ، مصرف سیگار یا الكل قبل از خواب یا خواب بعد از ظهر بیش از حد.
برخی دانستنی ها پیرامون "خواب" در طول تاریخ
١ - دیونی سیوس یونانی که حاکمی ظالم و خونخوار بود و در قلمرو امپراطوری اسکندر مقدونی حکومت می راند خور و پف شدیدی داشت و در اثر پرخوری و خمر شراب تمام روز خواب آلود بود. عاقبت مقادیری گوشت پر چربی موجب خفگی او گشت و جان وی را ستاند.
٢ - یونانی ها و رومی ها برای خواب های خود خدایانی داشتند: "هیپنوس مورفوس" که هیپنوتیزم و مرفین از اسم او گرفته شده و "سومنوس" که سومنوگرافی یا خواب نگاری که یاد آور نام اوست از جملهٔ این خدایان هستند.
٣ - در متون کلاسیک نیز به خواب و اختلالات آن اشاره شده است. در کتاب ”باشگاه پیک ویک“ چارلز دیکنز نه تنها به توصیف آقای پیک ویک که چاق و تنومند بودپرداخت بلکه قهرمان دیگری به نام ”جو“ را معرفی کرد که پسری چاق با صورتی فربه و سرخ و حالت خواب آلودی داشت. ”جو“ غذاهای چرب می خورد و ویسکی می آشامید و درشکه های سلطنتی را در لندن می راند، روی افسار اسب می خوابید و از این عادت رنج می کشید. بعدها مشخص شد که قهرمان داستان به بیماری نارکولپسی دچار بوده است.
٤ - روبرت کاتون پزشک لیورپول در سال ۱۸۹۹ مرد دامداری را معرفی کرد که به طور سریع افزایش وزن پیدا کرده بود و دچار خواب آلودگی شدیدی بود. حتی وقتی می ایستاد یا قدم می زد خواب او را می ربود. او دائماً در مغازه ٔ خود خوابیده بود و مشتریان و مراجعین از پشت پیشخوان وی را بیدار می کردند. دکتر کاتون این مورد را به انجمن پزشکان بالینی لندن ارائه کرد. رئیس انجمن شباهت بین این مورد را با قهرمان دیکنز مورد توجه قرار داد و اصطلاح ”سندرم پیک ویکین“ را برای بیمار به کار برد. باید دانست که ”سندرم پیک ویکین“ با چاقی ، تعداد تنفس پائین ، خواب‌آلودگی ، پلی سیتمی ثانویه ، نارسائی بطن راست در زمان خواب مشخص می‌شود و تمام علائم و نشانه‌ها به‌طور مشخص با کاهش وزن بهبود می‌یابد.
خواب در فرهنگ جغرافیائی ایران
١ - پل خواب : روستایی از توابع بخش آسارای شهرستان کرج در استان البرز ایران است. پل خواب جزء دهستان آدران  در ٣٤ هزارگزی شمال خاور کرج کنار راه شوسه ٔ کرج به چالوس در دره ٔ رود کرج واقع است. این روستا سردسیر است و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۷ نفر (۵۹خانوار) بوده‌است.
٢ - شب خواب : نام دهی است از ده های شاه ولی در شهرستان شوشتر.
مقدار خواب ٢٤ ساعته ی برخی مردان بزرگ تاريخ
١ - لئوناردو داوینچی : برخي منابع ادعا مي كنند كه لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ۱۵۱۹) دانشمند و هنرمند ایتالیایی دوره رنسانس که در رشته‌های نقاشی، ریاضی، معماری، موسیقی، کالبد شناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه برجسته بود ، ٢٢ ساعت كامل بر روي آثار درخشان خود كار مي كرد و فقط ٢ ساعت براي خواب شبانه صرف مي نمود. البته در روز به ميزان ١٥ تا ٢٠ دقيقه هم چرت مي زد.
٢ - نیکولا تسلا‏ (۱٠ ژوئیه ۱۸۵۶ - ۷ ژانویه ۱۹۴۳) : مخترع، فیزیکدان و مهندس صربی الاصل آمریکایی است که یکای قدرت میدان مغناطیسی در دستگاه اس ‌آی به نام او  خوانده‌ شده و مهم‌ترین کار شایسته او در مهندسی برق قابل استفاده کردن جریان متناوب در صنعت بوده‌است. ادعا شده كه نیکولا تسلا فقط روزي ٢ تا ٣  ساعت وقت براي خواب مي گذاشت و ما بقي زمان خود را صرف كشفيات و مطالب علمي مي کرد.
٣ - وینستون چرچیل (۳۰ نوامبر ۱۸۷۴ - ۲۴ ژانویه ۱۹۶۵) : سیاست‌مدار بریتانیایی روزانه فقط  ٥ تا ٦ ساعت وقت براي خوابيدن مي گذاشت. البته او اعتقاد راسخي به خواب بعد از نهار داشت كه بين ١ تا ٢ ساعت در حال چرت هم بود.
٤ - کالوین کولیج (۴ ژوئیه ۱۸۷۲ - ۵ ژانویه ۱۹۳۳) : سی‌امین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا به طور متوسط روزانه ٨ ساعت وقت خوابيدن داشت البته ظهر ها هم ٢ تا ٣ ساعت در خواب به سر مي برد. گفته مي شود او به عنوان رئيس جمهور آمريكا تنها كسي است كه بيشتر زمان را نسبت به ديگران در كاخ سفيد در خواب بود.
٥ - توماس آلوا ادیسون (۱۱ فوریه ۱۸۴۷ - ۱۸ اکتبر ۱۹۳۱) : مخترع و بازرگانی آمریکایی بود. او وسایل متعددی را طراحی یا کامل کرد که مهم‌ترین و معروفترین آنها لامپ رشته‌ای است. اديسون روزانه كمتر از ٥ ساعت مي خوابيد و بيشتر در آزمايشگاه بود . البته در آزمايشگاه براي خود يك تختخواب داشت كه زمان زيادي بر روي آن استراحت نمي كرد.
٦ - آلبرت انیشتین (۱۴ مارس ۱۸۷۹ - ۱۸ آوریل ۱۹۵۵) : فیزیک‌دان نظری آلمانی روزانه ١٠ ساعت خواب بود و خواب مي ديد. او ادعا كرده كه از خواب هاي خود در اختراعات كمك گرفته است و اعتقاد داشت كه با چرت زدن خلاق تر مي شد.
٧ - بنجامین فرانکلین (۱۷ ژانویه ۱۷۰۶ - ۱۷ آوریل ۱۷۹۰) : یکی از پدران بنیانگذار ایالات متحده است. فرانکلین یک دانشمند، نویسنده برجسته و چاپخانه‌دار، طنزنویس، نظریه پرداز سیاسی، سیاستمدار، رئيس پست، مخترع، فعال مدنی و دیپلمات بود. گفته شده است كه فرانكلين روزانه ٣ تا ٤ ساعت بيشتر نمي خوابيد و هميشه در حال فعاليت بود جمله ی معروفی هم در اين باره دارد : "زمان زيادي براي خوابيدن در گور داريم".
٨ - توماس جفرسون (۱۳ آوریل ۱۷۴۳ - ۴ ژوئیه ١٨٢٦) : یکی از متفکرین اصلی و بنیانگذاران آمریکا (برای ترویج  ایده‌آل‌های جمهوری خواهی در آمریکا)، نویسندهٔ اصلی اعلامیه استقلال ایالات متحده آمریکا و سومین رییس جمهور آمریکا بود. او روزانه فقط ٢ ساعت مي خوابيد يكي از عادت هاي او اين بود كه ٣٠ دقيقه مانده به وقت خواب كتاب مي خواند تا خوابش ببرد.
٩ - ناپلئون بناپارت (۱۵ اوت ۱۷۶۹ - ۵ مه ۱۸۲۲) : به عنوان نخستین امپراتور فرانسه در فاصله سال‌های ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۵ میلادی بر این کشور حکومت کرد و نقش بسزایی در تاریخ اروپا ایفا نمود. ناپلئون از ساعت ١٢ شب تا ٢  صبح مي خوابيد و تا از خواب بيدار مي شد به كار خود ادامه مي داد و سپس از ٥ صبح الي ٧ دوباره خواب بود.
١٠ - اسحاق نیوتن (۴ ژانویه ۱۶۴۳ – ۳۱ مارس ۱۷۲۷) : فیزیک‌دان، ریاضی‌دان، ستاره شناس، فیلسوف و شهروند انگلستان بود. نيوتن روزانه ٣ تا ٤ ساعت بيشتر نمي خوابيد و بار ها شده بود كه چند روز نمي خوابيد تا از بيخوابي مريض شود و به اجبار تن به تخت خواب دهد. او عاشق بيداري بود.
خواب در ترکیب برخی از واژه ها
خواب و خيال : وهم - خيال - توهم
خواب ربا : رباینده ٔ خواب - ازبین برنده ٔ خواب
خواب آور : خواب آورنده - مخدِّر - بیهوش کننده     
سبک خواب : آنکه به صدا و آوازی آهسته بیدار شود
هم خواب : دو تن که در یک بستر خوابند - ملازم - همراه - آمیخته - مخلوط (گلت چون با شکر هم خواب گردد/ طبرزد را دهان پرآب گردد : نظامی)
خواب آلو : آنکه کاملاً بیدار نشده است - خواب آلوده ، خواب آلود : آن که بسیار خسبد (بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر/ زآنکه زد بر دیده آبی روی رخشان شما : حافظ)
خواب سير : خواب كافي - خواب به اندازه
نيمه خواب : آنكه به خواب رفته ولي نه كاملاً - آنكه بين خواب و بيداري است
خواب نيمروز ، خواب قيلوله : خواب قبل از ظهر
خواب جامه - لباس خواب : پيراهن بلند كه هنگام خواب پوشند
خواب خوش : خواب راحت - خواب امن - خواب عافيت
خواب ناز : خواب نوشين - خواب شيرين - خواب خوش - خواب راحت - خواب آرام
خواب زدگي : خواب آلودگي -حالت خواب داشتن - خفتگي
خور و خواب (خورد و خواب) : عمل خوردن و خوابيدن - كنايه از راحت و آسايش
خواب گران : خواب سنگين - خواب عميق
پیر بی خواب : پیری افسانه ای که هیچ نمی خفته است
خواب آشفته : خواب پریشان - رؤیای ناراحت کننده
خواب غفلت : غفلت - خواب خرگوشی (تو مست خواب غفلتی و از برای تو/ ایزد فکنده خوان کرم در سپیده دم: منوچهری)
خواب موحش : خواب ترس آور - خواب دهشتناك - خواب وحشت افزاي - روياي مخوف  
خواب عدم : كنايه از مرگ - خواب مرگ - خواب جاويد - خواب جاوداني
خواب بندی ، خواب مصنوعی : فلان را خواب بند کردن - آن که کسی را بخواب عملی بخوابانند - هیپنوتیزم
خواب مغناطيسي : نوعي لختي و بي ارادگي كه در مانيتيزم براي شخصي پيدا مي شود 
خواب نامه ، خوابنامج ، خواب گزارنامه : کتابی که در آن تعبیر خواب ها نوشته شده است
خواب نامه : کتابی که در آن داستان خواب ها نوشته شده است
خواب در  برخی ترانه ها و موسیقی
خواب ستاره : عارف
خواب نوشین : مرضیه
رگ خواب : محسن یگانه
ترانه ی شهر رویاها : اجرا ی جو ترنر
خواب در  برخی فیلم های سینمایی
خواب در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی 
آدم گرسنه، خواب نان سنگک می‌بینه
شتر در خواب بیند پنبه دانه، گهی لپ لپ خورد گه دانه  دانه
از خواب قیاس مرگ گیر
خواب است و مرگ
خواب برادر مرگ است
خوابیدن و مردن هر دو قبض روح است (قرآن مجید)
خواب پاسبان ، چراغ دزدان است
خواب خواب می آورد
خواب از مرگ بدتر ست
دنیا را آب برد کچل را خواب برد
عمو یادگار خوابی یا بیدار
فتنه در خواب است بیدارش مکن
هر که خواب است روزیش آب است
کتب خواب نامه که در آن ها  داستان خواب ها نوشته شده است
١ - کتاب خلسه مشهور به خوابنامه : این کتاب از آخرین نوشته های محمد حسن خان صنیع الدوله ملقب به اعتماد السلطنه است . اعتمادالسلطنه از رجال دربار دوره قاجار و عهد ناصرالدین شاه و صاحب کتاب‌های بسیار بود. او که جرات نمی کرد اندیشه های سیاسی خود را آشکارا بر زبان آورد در کتاب خلسه چنان وانمود می کند که در حالت بین خواب و بیداری دیده است که پادشاهان ایران یازده تن از صدر اعظمان قاجار (از حاجی ابراهیم اعتماد الدوله شیرازی تا میرزا علی اصغر خان اتابک مشهور به امین السلطان) را به بازپرسی کشیده و درباره ی آنان داوری کرده اند.
٢ - خوابنامه‌ مار‌های ايرانی (رمان یا داستان میم): رمانی است از علی‌مراد فدایی‌نیا. این اثر كه توسط نشر ثالث در سال ۱۳۸۵ انتشار يافت، در واقع جلد نخست رمان پنج جلدی به همين نام است. عنوان فرعی جلد نخست (كتاب اول) «آغاز» است. جلد نخست رمان در ابتدا به همت نشر افسانه در سوئد و سپس توسط نشر ثالث و دوره كامل رمان پنج جلدی «ميم» توسط انتشارات نارنجستان در لس‌آنجلس منتشر شده است.
٣ - خوابنامه و باغ تناسخ : از احمد عزیزی مجموعه ی ٢٧ قطعه شعر در قالب مثنوى با مضامين‏ اجتماعى ، اخلاقى و مذهبى است كه در دو بخش «باغ تناسخ» و«خوابنامه» ارائه شده و در سال ۱۳۷۱ منتشر گردیده است. بيشتر اشعار ، گلايه از اوضاع اجتماعى‏ و در مايه‏ ى سبك هندى ادا شده است. وصف‏خداوند و مناجات با خدا ، ستايش پیامبر از ديگر موارد مطرح شده در اين اشعار است.
خواب و جایزه
هئیت داوران جایزه ی رمان‌های تاریخی ، «استیو اسپولیدر» نویسنده ی رمان «تالاب خواب» را به عنوان برنده ی جایزه ی نقدی سال ٢٠١٢ انتخاب و معرفی کرد. «استیو اسپولیدر» در رمان «تالاب خواب» تلاش کرده تا زندگی ٤ نسل از یکی از معروف‌ترین خانواده‌های آمریکایی را به رشته تحریر در آورده و تجربه ها، اتفاقات و حوادثی را که این خانواده در طول یکصد سال پشت سر گذاشتند را با روایتی جذاب و خواندنی برای مخاطب روایت کرده است. رمان تاریخی «تالاب خواب» با رقابتی تنگاتنگ از میان ٦ اثر که به مرحله نهایی داوری جایزه رمان های تاریخی راه یافته بود انتخاب و به عنوان برنده جایزه نقدی سال ٢٠١٢ انتخاب شد.
خواب در برخی سروده ها

بی همگان به سر شود ، بی‌تو به سر نمی‌شود
داغ تو دارد این دلم ، جای دگر نمی‌شود
دیده ی عقل ، مست_ تو ، چرخه ی چرخ ،پست_ تو
گوش_ طرب به دست_ تو ، بی‌تو به سر نمی‌شود
جان ز تو جوش می‌کند ، دل ز تو نوش می‌کند
عقل خروش می‌کند ، بی‌تو به سر نمی‌شود
خمر_ من و خمار_ من ، باغ_ من و بهار_ من
خواب_ من و قرار_ من ، بی‌تو به سر نمی‌شود... : مولوی

آنانکه محیط_ فضل و آداب شدند
در جمع_ کمال ، شمع_ اصحاب شدند
ره ، زین شب_ تاریک نبردند برون
گفتند ، فسانه ‌ای و در خواب شدند : حکیم عمر خیام

عجب خواب پریشانی ست ، دنیا
عجب آشفته بازاریست ، دنیا
عجب بیهوده تکراریست ، دنیا
میان آنچه باید باشد و نیست
عجب فرسوده دیواریست ، دنیا : اردلان سرفراز

خیا ل و خواب من ، ای نوبهار کودکی‌ام‌
گذر دریغ مدار ، از دیار کودکی‌ام‌
مرا به خانه ی خود بر ، که یاد خوبی و مهر
به خاطر آورد ، این یادگار کودکی‌ام‌... : محمد جلالی چیمه (م . سحر)

هرشب ، به خا ل_ گونه‌ ی ‌تو ، بوسه می زنم
بوسه به روی خا ل_ ‌تو ، هر گوشه می زنم
با یاد_ خا ل_ گونه‌ ی ‌تو ، در خلا ل خواب
صد ها هزار بوسه  ،  برآن گونه می زنم
***
من یک انسانم که عمری خواب را گم کرده ام
چون وطن یعنی که خاک و آب را گم کرده ام
گریه و نوحه ، فضا را یکسره تسخیر کرد
بلبل و بس گلشن_ شا د ا ب را گم کرده ام
 کار_ رقص و شادمانی زشت و ناهنجار شد
دلبر و جا م شراب_ نا ب را گم کرده ام 
یا چه شیوا گفت آن پیرایه بانو در غزل:
 "ماه را گم کرده ام ، مهتاب را گم کرده ام"   
حمله ی روبه مزاجان ، شیر پرچم را زدود
همزمان ، خورشید عالمتاب را گم کرده ام
بس مبارز قهرمان را ، اهرمن نابود ساخت
مازیار و با بک و سهراب را گم کرده ام
ناله ها یم از ستمگر ، در گلو فریاد شد
من توان_ حاکم_ نا با ب را گم کرده ام
آن اهورا سرزمین شد مرکز تزویر و ظلم
سرگریبان مانده ا م ، آداب را گم کرده ام
مازیار و بابک و سهراب را گم کرده ام
من یک انسانم که عمری خواب را گم کرده ام

دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
خواب : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
خواب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
خواب : تارنمای لغت نامه دهخدا
اختلالات خواب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای پاتوق و بسیاری از تارنماها
برخی دانستنی ها پیرامون "خواب" در طول تاریخ : تارنمای تک بانو - تارنمای آفتاب و تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
خواب در فرهنگ جغرافیائی ایران : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - فرهنگ جغرافیا ئی ایران
مقدار خواب ٢٤ ساعته ی برخی مردان بزرگ تاريخ : تارنمای سورن ۶۱ و بسیاری از تارنماها
خواب در ترکیب برخی از واژه ها : تارنمای لغت نامه دهخدا
خواب در ترانه ها و موسیقی : تارنمای یوتیوب
خواب در فیلم های سینمایی : تارنمای یوتیوب
خواب در برخی اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ های فارسی : تارنمای لغت نامه دهخدا - تارنمای ویکی گفتاورد
کتب خواب نامه که در آن ها  داستان خواب ها نوشته شده است : تارنمای کتابناک - تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا - تارنمای آرت (هنر) همدان
خواب و جایزه : تارنمای فارس نیوز (خبرگزاری فارس)
خواب در برخی سروده ها : تارنمای گلچینی از سروده ها - تارنمای ایرانیان

۱۳۹۲ فروردین ۲۴, شنبه

عشقبازی ها : در زنجیره ی برخی نوشته ها و سروده ها




عشقبازی : در فرهنگ واژه ها
عشقبازی : عمل عشقباز. عاشقی . غَزَل . عشق ورزی . معاشقه . مغازله . تصابی . مهرورزی : تارنمای لغت نامه دهخدا
عشقبازی (معاشقه) : همدیگر را نوازش کردن و دوست داشتن : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عشقبازی یا معاشقه یا مغازله : به مجموعه‌ای از حرکات و رفتارهای روانی یا جسمی میان دو یا چند فرد گفته می‌شود که منجر به انگیزش جنسی آنان گشته و اغلب مقدمه‌ای برای آمیزش جنسی تلقی می‌شود. نوعی از عشق‌بازی که هدف از آن تنها تحریک و هیجان جنسی به منظور انجام آمیزش جنسی باشد، پیش‌نوازش نام دارد. عشق‌بازی می‌تواند بوسیدن، نوازش، در آغوش گرفتن و حتی تعریف و تمجید و کنایه‌های کلامی را نیز در بر گیرد. مقبولیت عشق‌بازی بستگی کامل به هنجارهای فرهنگی و مذهبی و سن طرفین دارد: تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی : در اصطلاحات ادبی
١ - تشبیب (یا همان نسیب و یا تغزل): تشبیب در لغت به معنای یاد ایام جوانی کردن است در اصطلاح، تشبیب مقدمه ای در مدح معشوق و توصیف زیبایی های طبیعت و وصف مجلس بزم و از این قبیل است : تارنمای آریا ادیب
٢ - تشبیب ، صفت جمال زن و حال خود با وی بگفتن است (تاج المصادر بیهقی ) - وصف جمال زن و حال خود با وی در شعر بگفتن (زوزنی ) - غزل گفتن یعنی صورت و جمال زنی و حال خود با وی در عشق گفتن - غزل خواندن به زنان و اظهار عشق کردن به ایشان - ذکر احوال ایام شباب کردن و صفت معشوق : تارنمای لغت نامه دهخدا
٣ - تشبیب ، نسیب یا تغزل بیتی است که در ابتدای قصیده ‌ها سروده می‌شود تا پس از آن به هدف اصلی قصیده پرداخته شود. این سه کلمه با یکدیگر مترادف و به معنی غزل گفتن، عشقبازی کردن و سخن عاشقانه سرودن است : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی : در تحقیقات علمی
١ - با وجود باور رایج مبنی بر اینکه عشق‌بازی طولانی مطلوب زنان است و آنان نیاز به زمان بیشتری برای تحریک جنسی دارند، برخی تحقیقات علمی نشان داده‌اند که تفاوت قابل توجهی در زمان لازم برای برانگیختگی جنسی کامل بین زن و مرد وجود ندارد. محققان مرکز سلامت دانشگاه مک‌گیل در مونترآل، کانادا با استفاده از روش تصویر برداری متناوب برای ثبت تغییر درجه حرارت محدوده آلت تناسلی، زمان مورد نیاز برای انگیزش جنسی را تعیین کرده‌اند. نتیجه ی این تحقیقات نشان می‌دهد که مدت زمان لازم برای رسیدن به اوج انگیزش جنسی در هر دو جنس تقریباً برابر و میانگین آن حدود ده دقیقه‌ است.
٢ - نتایج تحقیقات پیرامون "نقش عشقبازی در روابط زناشوئی" نیز در نوشتار ی مشتمل بر بیست رهنمود ، توسط  دکتر مهرداد رضایی ارائه شده است
داستان های مشهور عشق و عشقبازی
١ - در فرهنگ ایران : زال و رودابه - رستم و تهمینه - بیژن و منیژه - سیاوش و سودابه - امیر ارسلان و فرخ لقا - بهرام و گل اندام - خسرو و شیرین- فرهاد و شیرین - وامق و عذرا - رابعه و بکتاش - ویس و رامین - لیلی و مجنون -  یوسف و زلیخا - سلامان و ابسال - ناظر و منظور - نور جهان و جهانگیر - زهره و منوچهر
٢ - در فرهنگ دیگران : سامسون و دلیله - سلیمان و ملکه سبا - کلئوپاترا و ژولیوس سزار- کلئوپاترا و آنتوان - اوتللو و دزدمونا - رومئو و ژولیت - ناپلئون و ژوزفین - ماری آنتوانت و کاردینال روهان -تریستان و ایزولت - هیتلر و اوا براون - موسولینی و کلارا پتاچی - مارگارت و تاونزند
کتب عشقبازی
١ - بسیاری از نویسندگان از دیرباز تاکنون موضوع عشقبازی را دستمایه آثار خود قرار داده‌اند. کتاب هندی ِ کاما سوترا که به اصول آمیزش جنسی می‌پردازد یکی از قدیمی‌ترین کتابهایی است که درباره عشقبازی نوشته شده است.
٢ - جونیچی واتانابه نویسنده ژاپنی است که عشقبازی خارج از ازدواج مردمان میان سال را به تصویر می‌کشد. رمان ۱۹۹۷ او یک بهشت گمشده پرفروش ترین در ژاپن و آسیا شد. این کتاب به فیلم در آمده‌است و یک سری تلوزیونی از آن ساخته شده‌است.
٣ - تیتوس لیویوس‏ یا تیت لیو ‏، مشهور به لیوی ، از تاریخ‌نگاران و سرایندگان سرشناس رومی بود. اشعار عاشقانه ی او بویژه آن بخش که در مورد کورینا معشوقه‌اش سروده خیلی بی‌پرده و پرتمنا و دیوانه‌وار است و در مجموعه ی اشعار این سراینده ، عشق بازی و فریب نقش عمده بعهده دارد و رسالاتی نیز در این زمینه ‌ها تألیف کرد از جمله هنر عشق، درمان عشق، داروهای آرایش زنان، کتاب زنان قهرمان، کتاب مسخ. او در اوج بدنامی قرار گرفت و از راه انتشار اشعار و رسالات در زمینه عشقبازی شهرتی فراوان کسب کرد و آثارش فراوان بفروش رسید.
٤ - کتاب عشقبازی ناپلئون :  تالیف لئون ویال دوریویر توسط  ف. بهروان ترجمه و منتشر شده است. کتاب دیگری نیز پیرامون عشقبازی های ناپلئون با معشوقه اش دزیره در دسترس است که به نام "رمان دزیره" (تالیف ماري سلينكو)  معروف است. آخرین ترجمه ی این کتاب از پرويز شهدي است.
۵ - کتاب عشقبازی های ناصرالدین شاه قاجار بقلم لطف الله ترقی  که شرح لذت ها و عشقبازی های این پادشاه  است.
عشقبازی های تاریخی
١ - عشقبازی های بهرام گور ساسانی : دم غنیمت شمردن و عشق‌بازی از مؤلفه ‌های بارز این پادشاه ساسانی بود. جهان از نظر او ناپایدار بود و بهره جستن از فرصت‌ها را ضروری می‌دانست. بنا بر سروده ی نظامی گنجوی :
دید کاین خیل خانة خاکی/ نارد الا غبار غمناکی
مُلک بی‌تکیه را شناخته بود/ تکیه بر ملک عشق ساخته بود
روزی از هفته کارسازی کرد/ ششِ دگر را به عشق‌بازی کرد : (هفت‌پیکر، نظامی گنجوی)
٢ - عشقبازی های ادوارد هشتم و خانم سیمپسون : ادوارد هشتم (۲۳ ژوئن ۱۸۹۴- ۲۸ مه ۱۹۷۲) پادشاه بریتانیا بود. وی از تاریخ ۲۰ ژانویه ۱۹۳۶ تا ۱۱ دسامبر ۱۹۳۶ و پس از جرج پنجم و پیش از جرج ششم پادشاه بود. او به خاطر عشقبازی ها و ازدواج با والیس سیمپسون، زن مطلقهٔ آمریکایی مجبور به استعفاء و ترک سلطنت شد.
ادوارد بزرگترین پسر شاه جرج پنجم و ملکه ماری بود. او عنوان پرنس ولز را در شانزدهمین سال تولدش گرفت. به عنوان یک مرد جوان در نیروهای مسلح بریتانیا در جنگ جهانی اول شرکت کرد. همچنین در چند سفر خارجی بجای پدر شرکت کرد. بعد از مرگ پدر در ١٩٣٦ و پادشاه شدنش خیلی زود ماجرای او و خانم سیمپسون سر زبان ها افتاد. نخست وزیر مخالف این ازدواج بود و اعلام کرد مردم هرگز یک خانم مطلقه با دو شوهر سابق زنده را به عنوان ملکه قبول نمی کنند. به اضافه اینکه چنین ازدواجی باعث شکاف بین دولت و کلیسای انگلستان که خود به عنوان پادشاه در راسش بود می شد. ادوارد می دانست که اگر ازدواج انجام شود دولت استنلی بالدوین استعفا خواهد داد که می توانست او را در خطر انتخابات عمومی قرار دهد و وجهه او را به عنوان پادشاه مشروطه نابود کند. بعد از اینکه تصمیم گرفت ارتباط خود را خانم سیمپسون قطع نکند از سلطنت کناره گیری کرد و جانشین او برادرش البرت شد که عنوان جرج ششم را برای خود برگزید. ادوارد هرگز تاجگذاری نکرد. و با ٣٢٦ روز یکی از کوتاه ترین دورانهای سلطنت را را بین پادشاهان انگلستان داشت. یعد از کناره گیری به او عنوان دوک ویندسور اعطا شد.
عشقبازی : در حیوانات و نباتات
١ -  شیخ الرئیس ابو علی سینا رساله ای دارد در بیان عشق به اسم (رساله ی عشق) و در آنجا اثبات کرده است که عشق اختصاص به نوع انسان ندارد بلکه در جمیع موجودات اعم از فلکیان و عنصریات و معدنیات و نباتات و حیوانات بصورت غریزی و سرشت، عشق در آنها قرار داده شده است. برای یک زیست شناس بسیار دشوار است که عشق را تعریف کند زیرا جانوران آنقدر متنوعند که مشکل است تعیین کنند که چگونه رفتاری عاشقانه و برخاسته از غریزه جنسی است. وجود اصلی غریزه جنسی در حیوانات امری ثابت است ولی کیفیت ظهورش مختلف است در همه جانوران وحشی معاشقه در زمان معینی از سال وقوع می یابد؛ تنها از جانوران اهلی شده و نزد انسان تولید مثل در هر زمانی از سال رخ می دهد. بدن یک جانور برای عشقبازی با عوامل بیرونی مجهز است که جنس ها را برای انجام وظایف حیاتی که گونه را حفظ می کند تطبیق می دهند. الگوهای رفتاری ویژه ای، تکامل یافته اند که نر و ماده را به شناختن یکدیگر توانا ساخته و از تلاش های زاید در جفتگیری با گونه های دیگر جلوگیری می کنند. نمایش اظهار عشق طاووس به عنوان نمونه ای از معاشقه تشریفاتی در میان حیوانات است. هدایا در بسیاری از تشریفات اظهار عشق نقش مهمی بازی می کنند مثلا پرستوی دریایی نر برای جفتش یک ماهی کوچک به رسم هدیه می آورد و کبوتر های الماسی استرالیا یک دسته علف آبی برای یکدیگر پیشکش می آورند.
٢ - عشقبازی در پنگوئن ها : "پنگوئن امپراطور" بزرگ‌ترین گونه پنگوئن است. این پرنده بر خلاف پرندگان دیگر، هرگز به زمین خشک پا نمی ‌گذارد. او تمام عمر خود را یا در دریا و یا روی یخ های قطب جنوب می‌ گذراند. پرنده ی ماده در فصل پاییز تخمگذاری می‌کند و در طول زمستان تاریک قطب جنوب پرنده نر روی تخم ها می‌خوابد. در طول این سه ماه پرندگان نر هیچ چیز نمی‌خورند و برای گرم شدن به همدیگر می ‌چسبند. در پاییز پنگوئن های بالای ۵ سال اقیانوس را که زیستگاه طبیعی آنهاست ترک می کنند و به زادگاه اجدادی خود بر می گردند تا در آن به عشقبازی بپردازند و اگر این عشقبازی نتیجه دهد یک تخم پنگوئن بوجود خواهد آمد. این سفر چند ماهه ی سخت و طولانی برای حفظ جان پنگوئن نوزاد صورت می گیرد.
٣ - عشقبازی گل و زنبور : برخی نویسندگان ارتباط بین زنبورها و به ویژه زنبور عسل را با گل و ریاحین ، یک نوع عشقبازی می دانند و می نویسند : "عشقبازی : خوشی زنبور در گردآوردن نوش گل هاست و خوشی گل در سپردن نوش خود به زنبور. برای زنبور ، گل چشمه ای از زندگی است و گل ، زنبور را به ديده ی پيام آور عشق می نگرد. داد و ستد شادکامی ، برای زنبور و گل ،‌ هر دو ، يک نياز و نشئه است". باید یاد آور شد که زنبور عسل گونه‌ای زنبور است که عسل می‌سازد. زنبور عسل این کار را با گردآوری شهد گل‌ها در کندو انجام می‌دهد.
٤ - عشقبازی گل و بلبل : با از راه رسیدن نوروز ، عشقبازی گل و بلبل یکی از مظاهر زیبای طبیعت می شود و به گفته ی حافظ " فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش/ گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش". چنانکه در سطور زیر خواهد آمد بسیاری از سرایندگان کهن ، در سروده های خود به موضوع عشقبازی گل و بلبل اشاره دارند.
عشقبازی : عنوان یکی از بازی‌های سنتی ایرانیان
کفتربازی یا کبوتربازی، که بدان عشقبازی نیز اطلاق شده است، یکی از بازی‌های سنتی ایرانیان به ‌شمار می‌رود. این بازی منحصراً به مردان اختصاص دارد ودراکثر شهرهای ایران هنوز هم رواج دارد. اصولاً کبوتر بازی در ایران به دو شکل مختلف انجام می‌شود: شکل اول رقابت بازیکنان بوسیله کبوتران در حین پرواز و شکل دیگر آن، شرط ‌بندی بین صاحبان کبوتر است. در این روش کبوتر باز می‌کوشد کبوتران حریف را در حین پرواز به بام خود بکشاند و آن‌ها را تصاحب کند.
عشقبازی : داستان ها ، حکایت ها
موضوع عشقبازی مورد استفاده ی بسیاری از سرایندگان و داستانسرایان در سروده ها و داستان ها قرار گرفته است.  سعدی شیرازی در باب پنجم گلستان ، حکایات فراوانی از عشقبازی ها را به میان می آورد. بعد ها در اواخر دوران مظفرالدین شاه قاجار ، محمد باقر میرزا خسروی کرمانشاهی یا محمد باقر میرزا دولتشاه، متخلص به خسروی ، داستان عشقبازی های " شمس و طغرا " را به رشته ی تحریر کشید و آن را در سه مجلد انتشار داد. برخی پژوهشگران، " شمس و طغرا " را نخستین رمان تاریخی در تاریخ ادبیات ایران می دانند.
در قرن اخیر ، محمد حجازی مطیع الدوله و علی دشتی و  حسینقلی مستعان از جمله ی داستانسرایانی بودند که در این زمینه ، آثاری ارزنده عرضه کردند. هما (۱۳۰۷) ، پریچهر (۱۳۰۸) ، زیبا (۱۳۰۹) و پروانه (۱۳۳۲) نوشته ی  محمد حجازی مطیع الدوله ، فتنه (۱۳۲۳) - جادو (۱۳۳۰) - هندو (۱۳۳۳) نوشته ی علی دشتی و شهرآشوب (دهه ۳۰) ، آفت (دههٔ ۴۰) نوشته ی حسینقلی مستعان نمونه های مشهوری از اینگونه داستان هاست.
عشقبازی : در فیلم های سینمایی
١ - عشقبازی به یادماندنی ‏(ماجرای بیادماندنی) : فیلمی درام و عاشقانه به کارگردانی لئو مکری بود. این فیلم در سال ۱۹۵۷ میلادی ساخته شد. بازیگر اصلی این فیلم کری گرانت بود. دبورا کر و ریچارد دنینگ نیز در این فیلم نقش داشتند.
٢ - گل هزار و یک شب : عنوان فیلمی به کارگردانی پیر پائولو پازولینی (ایتالیایی) در سال ۱۹۷۴ میلادی می ‌باشد. فیلم اقتباسی از داستان‌های عشقی هزار و یک شب ایران است. داستان اصلی فیلم درباره جوانی به نام نورالدین  است که اسیر عشق کنیزی به نام زمرد می‌شود که ارباب اوست. بخش های از این فیلم در ایران فیلم برداری شده است.
نمایشنامه های عشقبازی
۱ - نمایشنامه ی "حکایت عشقبازی آقا هاشم خلخالی" نوشته ی میرزا آقا تبریزی (نمایشنامه ‌نویس آغازگر ایرانی دوره ی قاجار) است. این نمایشنامه حکایت عاشق شدن آقا هاشم خلخالی به سارا، دختر حاجی پیرقلی و سرگذشت آن ایام را بیان می کند. نمایشنامه‌های میرزا آقا در دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، امکان چاپ نیافت اما بعدها با عنوان "نمایشنامه ‌های میرزا آقا تبریزی" در تبریز و تهران منتشر شد.
٢ - نمایشنامه ی "عشقبازی سایه ها" به کارگردانی مهران جلیلوند از جمله نمایشنامه هایی بود که در آذرماه ١٣٩١ در ایران ، به عنوان نمایش برگزیده ی جشنواره مونولوگ پارین اعلام شد.
عشقبازی : در برخی سروده ها

چو بی‌گاه است و باران خانه خانه
صلای جمله یاران خانه خانه
چو جغدان چند این محروم بودن
به گرداگرد ویران خانه خانه
ایا اصحاب روشن دل شتابید
به کوری جمله کوران خانه خانه
ایا ای عاقل هشیار پرغم
دل ما را مشوران خانه خانه
به نقش دیو چند این عشقبازی
لقبشان کرده حوران خانه خانه
بدیدی دانه و خرمن ندیدی
بدین حالند موران خانه خانه
مکن چون و چرا بگذار یارا
چرا را با ستوران خانه خانه
در آن خانه سماع ختنه سور است
ولیکن با طهوران خانه خانه
بنا کرده ‌ست شمس الدین تبریز
برای جمع عوران خانه خانه : مولوی

از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جانی مشکل توان بریدن
خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ
وان جا به نیک نامی پیراهنی دریدن
گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن
گه سرّ عشقبازی از بلبلان شنیدن
بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار
کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن
فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل
چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن ... : حافظ

دولت عشق تو آمد عالم جان تازه کرد
عقل، کافر بود آن رخ دید و ایمان تازه کرد
داغ دلها را به سحر آن جزع جادو تاب داد
باغ جان‌ها را به شرط آن لعل رخشان تازه کرد
تا ز عهد حسن تو آوازه شد در شرق و غرب
آسمان با عشق‌بازی عهد و پیمان تازه کرد
عشق نو گر دیر آمد در دل سودائیان
هر که را درد کهن‌تر یافت درمان تازه کرد
نور تو صحرا گرفت و اشک من دریا نمود
موسی آتش باز دید و نوح طوفان تازه کرد... : خاقانی

عشقبازی چیست ؟ سر ، در پای جانان باختن
با سر ، اندر کوی دلبر ، عشق نتوان باختن
آتشم در جان گرفت ، از عود_ خلوت سوختن
توبه کارم ، توبه کار از ، عشق_ پنهان باختن
اسب در میدان رسوایی جهانم مردوار
بیش ازین در خانه ، نتوان گوی و چوگان باختن
پاکبازان طریقت را صفت دانی که چیست
بر بساط_ نرد_ عشق ، اول ندَب ، جان باختن
زاهدی بر باد الا، مال و منصب دادن است
عاشقی در ششدر لا، کفر و ایمان باختن
بر کفی ، جام شریعت ،بر کفی ، سندان عشق
هر هوسناکی نداند ، جام و سندان باختن
سعدیا ، شطرنج ره ، مردان خلوت باختند
رو تماشا کن ، که نتوانی چو ایشان باختن : سعدی

عشقبازی کن و سیکی خور و برخند بر آن
که تو را گوید سیکی مخور و عشق مباز : فرخی

کنم واصل ، همه ذرّات اينجا/ نمايم جمله ، عين ذات اينجا
کنم واصل ، تمامت جزو و کل را/ نمايم تا نمايد ، عين ذل را
حقيقت ، ذات بيچونم نموده/ نمودم بيچه ، و چونم نموده
ندارد کس خبر ، زين عشقبازي/ که من با جمله ، کردم عشقبازي
ندارد کس خبر ، زين جوهرالذات/ که سرتاسر ،عيان تست ذرّات... : عطار

دل دوش هزار چاره سازی میکرد
با وعده ٔ دوست عشق بازی میکرد : عسجدی

چو مجنون سر مکش در عشقبازی
چو لیلی پاک شو در چاره سازی
چنین فصلی بدین عاشق نوازی
خطا باشد خطا، بی عشقبازی
جهان عشق است و دیگر زرق سازی
همه بازیست الاّ عشقبازی : نظامی گنجوی

هین مکش هر مشتری را تو به دست
عشقبازی با دو معشوقه بد است : مولوی

هر کسی را نتوان گفت که صاحب نظراست
عشقبازی دگر ونفس پرستی دگر است...
که سعدی راه و رسم عشقبازی
چنان داند که در بغداد تازی... : سعدی

اگرچه حسن تو از عشق غیر مستغنی است
من آن نیَم که ازاین عشقبازی آیم باز...
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی ...: حافظ

چیست دانی عشقبازی، بی سخن گویا شدن/ چشم پوشیدن ز غیر حق، به حق بینا شدن
سر به جیب خود فرو بردن، برآوردن ز عرش/ پای در دامن کشیدن، آسمان پیما شدن
سنگ طفلان لوح خاک خویش کردن وقت شام/ صبحدم از زیر سنگ کودکان پیدا شدن
با دد و دام جهان مانند مجنون ساختن
صاف، با خلق جهان چون سینه ی صحرا شدن... : صائب تبریزی

خوشا آنان که با تو همنشینند
همیشه با دل_ خرم نشینند
همین بی رسم_ عشق وعشقبازی
که گستاخانه آیند و تو بینند : بابا طاهر عریان همدانی

دید مجنون را ، یکی صحرا نورد
در میان_ بادیه ، بنشسته فرد
ساخته بر ریگ ، ز انگشتان قلم
می‌زند حرفی ، به دست خود رقم
گفت ای مفتون_ شیدا ، چیست این
می‌نویسی نامه ، سوی_ کیست این؟
گفت شرح_ حسن لیلی می دهم
خاطر_ خود را ، تسلی  می دهم
نا چشیده ، جرعه‌ ای از جام_ او
عشقبازی می‌ کنم ، با نام_ او.. : نورالدین عبدالرحمن جامی

من به اوج لامکان بردم، وگرنه پیش ازین
عشقبازی ، پله‌ای از دار ، بالاتر نداشت : صائب تبریزی

چرا جز عشق ، چیزی پرورد دل/ اگر سوزی نباشد ، بفسرد دل 
مباد آندل که او ،سوزی ندارد/ هوای- مجلس افروزی ندارد 
برو در عشقبازی ، سر برافراز/ به کوی عشق ، نام و ننگ در باز 
کزین بهتر ، خرد را پیشه‌ای نیست/ وزین به در جهان ، اندیشه‌ای نیست... : عبید زاکانی

عشقبازی کار هر شیٌاد نیست
این شکار_ دام_ هر صیٌاد نیست
عاشقی را قابلیت لازم است
طالب حق را حقیقت لازم است
عشق از معشوق اول سر زند
تا به عاشق جلوه ای دیگر زند
تا به حدٌی که برد هستی از او
سرزندصد شورش ومستی از او ... : منسوب به  ناصرالدین شاه قاجار

تو زمن خسته و من از تو ، بسی خسته ترم
سر_ خود گیر و برو ، ما و تو را جنگ که نیست
من غزل خوان_ بهارم ،  تو بد آواز_ خزان
قول ما و تو در ین نغمه ، هماهنگ که نیست
عشقبازی ست نه بازی ، که مرا مات کنی
نازنینا دل من ، صفحه ی شطرنج که نیست
چشم گریان تو ، آتش فکند بر دل من
تاب این غصه ندارم ، دلم از سنگ که نیست
گل گلزار غزل ، جامه ی صد رنگ من است
چو منی را ، هوس_ جامه ی صد رنگ که نیست : مهدی سهیلی

وقتی که آب ، از حرکت می ماند
من ، در رسوب جوی تهی چنگ می زدم
تا آن گل خنک را ، در پنجه بفشرم
وان را ، به شکل آدم خاکی در آورم
گویی ، من وخدای بنی آدم ، سازندگان پیکره ها بودیم
من هم بسان او  ، بازیچه های خود را بر سنگ می زدم
من ، هرکسی که بودم : ابلیس یا خدا
دیوانه ی جمال_ جهان بودم  ، دلداده ی تمامی_ آفاق
مشتاق_ عشقبازی ، باخاک و باد و آب
آه ، ای چراغ دور ، ای ماه_ مهربان_ جوانی
بار دگر ، به خانه ی تاریک_ من_ به تاب : نادر نادرپور

گفتم که خانمانم ، در کار عاشقی رفت
گفتا به کار خودباش ، تدبیر خانه با من
گفتم به جرم شادی ، جور زمان مرا کشت
گفتا تو شادمان باش ، جور زمانه با من
گفتم ز عشقبازی ، در کس نشان ندیدم
زد بوسه بر لبانم ، گفتا نشانه با من
گفتم دلم چو مرغی ست ، کز آشیانه دورست
دستی به زلف خود زد ، گفت آشیانه با من... : مهدی سهیلی

نقش او در دل چه زیبا می نشست
سنگدل آیینه ی ما را شکست
آینه صد پاره شد در پای دوست
باز در هر پاره ، عکس روی اوست
آینه درعشقبازی صادق است
آینه یک دل نه ، صد دل عاشق است... : اهورا - شاعر ناشناس

شعر من وقتی که با تو ، عشقبازی می کند
در تنور داغ آغوشت ، چـه نازی می کند
در تو می پیچد ، تمام واژه های پیکرش
در میـان بـوسه هایت ، یکه تازی می کند
می شود آن کس ، کـه باید باشد و باید شود
عاشقی را پیش چشمت ، صحنه سازی می کند
مثل مجنون می شود ، در پاره ای از لحظه ها
چـون کـه لیـلی ، دائما عاشق نوازی می کند
شعر من ، آری ، تو باشی . جور دیگر می شود
وصف غم ها ، را فقط با فعل ماضی می کند
بی خیال درد و غم های درونی  می شود
چون تو هستی ، ادعای  بی نیازی می کند : نیما - شاعر ناشناس

عشقبازی به همین آسانیست
که گلی با چشمی، بلبلی با گوشی
رنگ زیبای خزان با روحی/ کار همواره ی باران با دشت
برف با قله ی کوه/ رود با ریشه ی بید/ باد با شاخه و برگ
ابر_ عابر با ماه/ چشمه ای با آهو/ برکه ای با مهتاب
و نسیمی با زلف/ دو کبوتر با هم/ و شب و روز و طبیعت با ما
عشقبازی به همین آسانیست
شاعری با کلمات شیرین/ دست آرام و نوازش بخش بر روی سری
پرسشی از اشکی/ و چراغ شب یلدای کسی با شمعی
و دل آرام و تسلا/ و مسیحای کسی یا جمعی
عشقبازی به همین آسانیست... : مجتبی کاشانی

عشقبازی گل و بلبل

نوروز آمد و طرب و جشن ، شد پدید
توفان_ خشم_ زمستان ، به سر رسید

باد_ خوش_ بهار، به دشت و دمن دمید   
وز عشقبازی_ گل و بلبل ، خبر رسید

دکتر منوچهر سعادت نوری

منابع و مآخذ
عشقبازی (معاشقه) : واژه نامه ی نوین تالیف محمد قریب
عشقبازی : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی : تارنمای لغت نامه دهخدا
آشنایی با اصطلاحات ادبی ، نوشتاری از آریا ادیب : تارنمای آریا ادیب
داستان های مشهور عشق و عشقبازی : بسیاری از کتب و تارنماها
بررسی شخصیت بهرام گور در هفت‌پیکر و شاهنامه ، نوشتاری از قاسم براری : تارنمای رشد
نقش عشقبازی در روابط زناشوئی : تارنمای دکتر مهرداد رضایی 
گفت و گو با پرويز شهدي مترجم "رمان دزیره" ، نوشتاری از ساير محمدي : تارنمای روزنامه ايران
فیلم عشقبازی به یادماندنی - فیلم گل هزار و یک شب : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
عشقبازی در حیوانات : تارنمای بالاترین
عشقبازی در پنگوئن ها ، نوشتاری پیرامون فیلم مستند رژه پنگوئن‌ها : تارنمای ۳۰ روزه
عشقبازی ، خوشی زنبور در گردآوردن نوش گلهاست : بسیاری از تارنماها
کفتربازی یا کبوتربازی، که بدان عشقبازی نیز اطلاق شده است : تارنمای دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا
چهار تیاتر میرزا آقا تبریزی ، نوشتاری از م. ب. مومنی : نشر ابن سینا - تبریز ۱۳۵۵
نمایشنامه ی "حکایت عشقبازی آقا هاشم خلخالی" : تارنمای ویکی پدیا
نمایشنامه ی "عشقبازی سایه ها" : تارنمای همشهری
نقش او در دل چه زیبا می نشست : تارنمای اهورا
سروده های عشقبازی : تارنمای گنجور و بسیاری تارنماها