۱۳۹۶ اسفند ۲۴, پنجشنبه

مجموعه ی نامدارترین افسانه ها در تاریخ ایران


آناهیتا: ایزدبانوی نامدارآریایی ها همراه با نمادهایی چون  آب و باران و باروری و شفا و خرد
چمروش: پرنده ی افسانه ای ایران
افسانه ی عنقا (قُقنوس)
جشن نوروز و بستگی آن با چهره‌ های افسانه ای ایران
افسانه ی هما: پرنده خوشبختی یا مرغ همای سعادت
افسانه ی رستم جهان پهلوان
افسانه ی "ضَحاک مار دوش" یا " اژدها "
  افسانه ی خاله سوسکه و آقا موشه
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
=========

۱۳۹۶ اسفند ۲۳, چهارشنبه

هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان: ۳۳ - شهریار رومی، خواننده و آهنگساز پاپ ایران


ماجرای زندگی او
شهریار رومی معروف به شهریار (زاده ی  ۲۳ بهمن ۱۳۵۴ در تهران) خوانندهٔ و آهنگساز پاپ ایران است. او تا حدود سن ۹ سالگی در کرج زندگی می‌کرد و پس از آن به همراه خانوادهٔ خود رهسپار سوئد می‌گردد و در آنجا به ادامهٔ تحصیل می‌پردازد. در سن یازده سالگی، با ساز پیانو آشنا می‌شود بطور اتفاقی در یک هتل در نروژ ارگ کلیسا را مشاهده نمود و در همان‌جا آهنگ گل سنگم از ستار را می‌نوازد و از سن ۱۵ سالگی شروع می‌کند به زمزمه کردن آهنگ‌های داریوش و فریدون فروغی. پس از اتمام دورهٔ دبیرستان، وی برای ادامهٔ تحصیلات در دوره دانشگاه، سوئد را به مقصد آمریکا ترک گفت. او در رشتهٔ مهندسی معماری در میامی آمریکا مشغول به تحصیل می‌ شود. پس از آن به علت همکاری با یک شرکت ساختمانی، در چند شهر دیگر از جمله تگزاس، فلوریدا، میشیگان و نیویورک زندگی می ‌کند. شهریار مهندس ساختمان است و هم اکنون در ارواین در شهر اورنج، کالیفرنیا زندگی می‌کند.
برخی از نظریات و ویژگی های او
از نظر وی مهمترین عامل در جاودانه ماندن یک اثر، شعر آن می باشد و به همین دلیل سعی بر آن دارد که در ترانه های خود از اشعار عاشقانه و پر معنی و مفهوم استفاده کند. به گفته ی او، یکی از بزرگترین الگوهای وی کریس دی برگ می باشد. شهریار به ورزش بسیار علاقه دارد و آن را برای خود یک نوع اعتیاد تلقی می کند. ورزش مورد علاقه ی وی تنیس می باشد.
برخی ازآلبوم های او
آلبوم آغاز شیرین، اولین کار شهریار بود که با همکاری حسن شماعی زاده، شهیار قنبری، هما میر افشار و پاکسیما در سال ۲۰۰۴ منتشر و با موفقیت رو به رو شد. هم چنین آلبوم پرسه در سال ۲۰۰۵  دیگر اثر او بود که مورد استقبال طرفدارانش قرار گرفت. آلبوم بعدی شهریار آلبوم ناجی می باشد که در سال ۲۰۰۶ ارائه شد و بیش از پیش هوادارانش را به صدای خود مجذوب کرد. آلبوم دیگر او، آلبوم سراب می باشد که در سال ۲۰۰۸ (با 6 ماه تاخیر) به بازار ارائه شد و مورد توجه عده ی زیادی قرار گرفت.
برخی از اجراهای او
ترانه ی آریایی نژاد/ شعر از فردوسی/ اجرا: شکیلا و شهریار
https://www.youtube.com/watch?v=wJgT5NRGJIQ
و
https://www.youtube.com/watch?v=U9kWcjcdBfM
ترانه ی فقط نفس/ شعر از مولانا/ اجرا: شهریار
https://www.youtube.com/watch?v=OpZmtdE9o4k
ترانه ی بارون/ شعر از امید اولیایی/ اجرا: شهریار
https://www.youtube.com/watch?v=209YPS9tzcc
ترانه ی باران که شدی/ شعر از مهدی مختارزاده/ اجرا: شهریار
https://www.youtube.com/watch?v=WyrkqM4xWn4
ترانه ی ریشه در خاک/ شعر از فریدون مشیری/ اجرا: شهریار
https://www.youtube.com/watch?v=4othqeucsuo
ترانه ی این پرچم بی نام و نشان پرچم من نیست/ شعر: منسوب به مهدی یعقوبی/ اجرا: شهریار
https://www.youtube.com/watch?v=QZ73sds2HT4
متن ترانه ی فقط نفس
چه تدبير اي مسلمانان كه من خود را نمي دانم/ نه تـرسا و يهوديـم نه گبرم نه مسلمانم
نه شـرقيّم نه غـربيّم نه بـريّم نه بـحريّم/ نه اركـان طبـيعيّم نه از افـلاك گـردانم
نه از خاكم نه از بادم نه از آبم نه از آتش/ نه از عرشم نه از فرشم نه از كونم نه از كانم
نه از هندم نه از چينم نه از بلغار و سقسينم/ نه از مـلك عراقـينم نه از خـاك خراسانم
نه از دنيا نه از عقبي نه از جنت نه از دوزخ/ نه از آدم نه از حوا نه از فـردوس رضـوانم
مـكانم لامـكان بـاشد نشانم بي نشـان باشد/ نه تن باشد نه جان باشد كه من از جان جانانم
دوئي از خود برون كردم يكي ديدم دو عالم را/ يـكي جويم يكي كويم يكي دانم يكي خوانم
هو الاول هو الآخـر هو الظاهـر هو البـاطن/ بـغير از هو و يـا من هو دگر چيزي نمي دانم
زجان عشق سر مستم دو عالم رفت از دستم/ بـجـز رندي و قـلاشي نبـاشد هيـچ سامانم
اگر در عمر خود روزي دمي بي او بر آوردم/ از آن وقت و از آن ساعت زعمر خود پشيمانم
اگر دستم دهد روزي دمي با دوست در خلوت/ دو عالـم زيـر پـا آرم دگـر دستـي بـرافشانم
عجب ياران چه مرغم من كه اندر بيضه پرّانم/ درون جـسم آب و گل همـه عشقم همـه جانم
الا اي شمس تبريزي چنان مستم در اين عالم
كـه جـز مـستي و قـلاشي نبـاشد هيچ درمانم: مولانا
*
متن ترانه ی "این پرچم بی نام و نشان"
این پرچم بی نام و نشان پرچم من نیست/ این مظهر ایران من و خاک کهن نیست
بر روی تنش واژه بیگانه شده نقش/ روح شرف میهن تب دیده ی من نیست
این پرچم ننگ است مگیرش به دو دستت/ بر خاک بیفکن که بجز ننگ وطن نیست 
نه شیر نشان دارد و نه چهره ی خورشید
ای شیر دلان موقع خاموش شدن نیست: منسوب به مهدی یعقوبی

تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
شهریار رومی: تارنمای ویکی پدیا/ برخی از نظریات و ویژگی های او: تارنمای کلوب/ برخی ازآلبوم های او: بسیاری از تارنماها/ برخی از اجراهای او: تارنمای یوتیوب/ متن ترانه ی فقط نفس: تارنمای عرفان و طریقت/ متن ترانه ی این پرچم بی نام و نشان: تارنمای دریچه
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/03/blog-post_14.html
بخش های پیشین مجموعه ی " یادی از برخی هنرمندان ایران و ترانه های مشهورشان ".
========

۱۳۹۶ اسفند ۲۲, سه‌شنبه

افسانه ی عنقا (قُقنوس): مرغی که از خاکسترش پرنده ای به پرواز در می آید


★ عنقا مرغی را گویند افسانه ای که هر زمان قصد یار کند تخمی نوین گذاشته و آنچنان بروی آن بال بال می زند تا خود در اثر حرارت و شوق وصال آتش گرفته می سوزد واز خاکستر وجودش، فرزندش بارور شده و تولد می یابد. گویند در تمام هستی تنها یک مرغ عنقا وجود دارد و این مرغ بر قله ی قاف که بلند ترین قله ی وجودست، آشیان دارد.
★ عنقا را به اشتباه با سیمرغ یکی می دانند. هر چند داستان سیمرغ و عنقا در نهایت در یک سو است و هر دو داستان تعالیمی عرفانی در بر دارند اما واژگانی مجزا می باشند. عنقا مرغی اسطوره ای است که در عربی عنقا و در پارسی قُقنوس گویند.
★ قُقنوس (به انگلیسی: فونیکس) پرندهٔ مقدّس افسانه‌ای است که در اساطیر ایران، یونان، مصر و چین از آن نام برده شده است. ققنوس در اغلب فرهنگ‌ها نماد جاودانگی و عمر دگربار تلقی شده‌ است. امّا برخی فرهنگ‌ها ویژگی‌های دیگر هم به او نسبت داده‌اند. از جمله در مورد او گفته شده: اشک ققنوس زخم را درمان می‌کند ققنوس صدای دل نشینی دارد و موسیقی از آوای او پدید آمده‌است. گرچه ققنوس در اساطیر ملل آسیایی همچون چین و ایران جایگاه ویژه‌ای دارد، امّا برخی معتقدند که اسطورهٔ ققنوس از مصر باستان برخاسته، به یونان و روم رفته، و هم سو با باورهای مسیحیت شاخ و برگ بیشتری یافته‌است. در اساطیر ایران، قُقنوس یا قُقنُس، معرب کلمهٔ یونانی کوکنوس و همتای کلمهٔ هند و اروپایی فونیکس است و چنین می‌نماید که شکل آن ترتیب و برآیندی از قرقاول، مرغ چینی و آمیزهٔ آن با دیگر مرغان اسطوره ایست. این مرغ در روایت‌های ایرانی نیز همچون روایت‌های هندواروپائی، مرغی نادر و تنهاست که او را جفتی نیست و در نتیجه از او زایشی نیز پدید نخواهد آمد. ققنوس هزار سال زندگی می‌کند و چون عمرش به پایان می‌رسد، توده ‌ای بزرگ از هیزم فراهم می‌آورد و با نشستن بر آن توده چندان آواز می‌خواند که از آواز خود به وجد می‌آید و با برهم زدن بال و به یاری منقار، آتشی می‌افروزد و با سوختن در آتش از وی تخم مرغی پدیدار و بدینسان ققنوسی دیگر زاده می‌شود. در این روایت ققنوس همتای قو در ادبیات اروپایی است که با آوازخوانی، زیست و زندگی خود را به پایان می‌برد. اساساً در ادبیات ایران نیز همچون ادبیات هندواروپایی، سوختن در رنج خویش و از خاکستر خود برآمدن و تولدی دیگر، راه به اسطورهٔ ققنوس دارد.
★ بر اساس نوشتاری از شکوه بانو میرزادگی: "هر سال نوروز که می آید دريچه هایي روشن به سوی تاريخ هزاران ساله ی ما ایرانیان می گشاید، و به ما نشان می دهد آن انسانی ارزش بودن دارد که هیچ گاه امید را از دست نمی دهد، شادی را به اندوه نمی فروشد، و نیک را فدای بد نمی کند. او به ما نشان می دهد چگونه بارها و بارها سرزمین مان در آتش بیدادگری و تهاجم بیرونی و درونی سوخته، اما انسان هایی باورمند به این ارزش ها بوده اند که چونان ققنوسی از خاکستر خویش برخاسته و دوباره پروازی با شکوه را آغاز کرده است.  و این همان چیزی ست که نه تنها ایران و ایرانی را تا کنون زنده نگاهداشته، بلکه نوروز را نیز جهانی کرده است".
عنقا و ققنوس در زنجیری از سروده ها:
 نگاه کنید به
تارنمای گلچینی از سروده ها
http://saadatnoury.blogspot.ca/2018/03/blog-post_13.html
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
منابع و مآخذ
عنقا: تارنمای پارسی ویکی / ققنوس: تارنمای ویکی پدیا/ زیبای هزاران ساله ما امسال شاد تر می آید (از شکوه بانو میرزادگی): تارنمای ایرانیان ایرون/ عنقا و ققنوس در زنجیری از سروده ها: تارنمای گنجور و تارنمای گلچینی از سروده ها
*
همچنین نگاه کنید به
مجموعه ی نامدارترین افسانه ها در تاریخ ایران
آناهیتا: ایزدبانوی نامدارآریایی ها همراه با نمادهایی چون  آب و باران و باروری و شفا و خرد ★ هوشنگ: پیامبر و پادشاه دانا و عادل و افسانه اي ايران باستان ★ "استر": ملکه ی افسانه ای ایران"شهربانو": همسر افسانه ای امام سوم شیعیان
★ " سیمرغ ": مشهورترین پرنده ی افسانه ای ایران★ مرغ طوفان : در زنجیری از سروده ها ★ چمروش: پرنده ی افسانه ای ایران
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/03/blog-post_13.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها

۱۳۹۶ اسفند ۲۱, دوشنبه

چمروش: پرنده ی افسانه ای ایران


افسانه ی چمروش
★ چَمروش یا چمروش مرغ، در "بندهش" مرغی غول آساست و آنانی که سودای گزند به ایران را دارند، نابود می‌کند. بدین روایت چمروش مرغی است که چونان مرغان دیگر میان آسمان و زمین پرواز می‌کند و کاری بزرگ به انجام می‌ رساند. در این روایت "بسیاری از مردمان انیرانی، هر سه سال بر سر البرز برای رفتن به سرزمین‌های ایرانی گرد آیند، برای زیان رساندن، کندن و نابود کردن جهان، تا بُرزایزد، از دریای ژرف ارنگ برآید و چمروش مرغ را بر فراز آن کوه بلند (البرزکوه) برایستاند و چمروش مرغ، همهٔ مردم سرزمین انیران را، بدانگونه که مرغ دانه را برمی چیند، از زمین برچیند".
چمروش، نام پرنده ایست در اساطیر ایران، که گفته می‌شود که در قله البرز زندگی می‌کند. چمروش را به صورت موجودی توصیف کرده‌اند که بدن او، همچون سگ است و دارای سر و بالهایی همانند یک پرنده می‌باشد. گفته می‌شود که این پرنده بر روی زمین، زیر درخت سوماً (همان هوم) سکونت دارد که این محل همان جایی است که سیمرغ نیز شب‌ها را در آن به سر می‌برد. وقتی که سیمرغ از مکانی که شبها در آن سکنی دارد، فرود می‌آید و به پایین می‌رسد، تمامی دانه‌های رسیده بر زمین سقوط می‌کنند. این دانه‌ها توسط چمروش جمع آوری می‌شوند، و او سپس آنها را در بخش‌های دیگر زمین نیز، می‌پراکند.
★ یک شرح معروف از چمروش که در روایات فارسی مورد اشاره قرار گرفته‌ است: «اهورامزدا، خالق و آفرینشگر بزرگ، در سواحل دریای وروکاشا یک درخت و دو پرنده می ‌آفریند که جاویدان و بدون مرگ هستند. هر سال هزار شاخهٔ جدید بهاری، از آن درخت می‌روید و همه انواع دانه‌ ها بر آن شاخه‌ ها پدید می‌آید و تمامی آنها به زودی تبدیل به دانه‌ های رسیده می‌ شوند. سپس پرنده‌ای به نام آمروش می‌ آید و بر یکی از شاخه‌ های درخت می‌ نشیند و باعث لرزیدن شاخه و پراکنده شدن و بر زمین ریختن تمامی دانه‌ های آن می ‌شود. پرنده‌ ای دیگر به نام چمروش می‌ آید و تمامی دانه‌ ها را با بال‌ های خود از همه طرف جمع آوری می ‌کند و همهٔ آنها را به دریا می ‌ریزد. سپس تمامی دانه ‌ها، به ابری پر از باران داخل می‌ شود و هنگامی که آن ابر، می‌بارد دانه‌ ها به زمین وارد می‌ شود و سرانجام تمامی دانه ‌ها از زمین می‌روید».
★ چمروش در واقع نمونهٔ اولیه‌ای از تمامی پرندگان در زمین است، و گفته می‌شود که این امر به عنوان قانونی حاکم بر همهٔ پرندگان زمین و برای حمایت از تمامی آنان، صورت می‌پذیرد. بر طبق گفتهٔ " اوستا " (صحیحتر: بر طبق بندهش)، ایران زمین هر سه سال یکبار توسط بیگانگان (انیران)، مورد هجوم و غارت واقع می‌ شود و وقتی این اتفاق می‌ افتد، فرشته ی برج (صحیحتر: ایزد بُرز یا بُرزایزد)، چمروش را به روی بالاترین نقطه از قله کوه می ‌فرستد تا او ضمن پرواز، بیگانگان را به سان پرنده‌ ای که به دانه ‌های ذرت نوک می‌زند، برمی چیند.
★ در اساطیر یهودی، گاهی چمروش معادل با پرنده‌ای غول آسا به نام "زیز" تلقی شده ‌است. زیز پرنده ای بسیار بزرگ به صورت شیرعقاب در داستان ها است. گفته می شود که زیز آنقدر بزرگ بود که بال هایش می توانست جلوی نور خورشید را بگیرد. نوشته اند که زیز مشابه سیمرغ در ادبیات پارسیان است ولیکن تاریخ دانان آن را با " آنزو" در فرهنگ سومری و " ققنوس " در فرهنگ یونانیان مقایسه می کنند.  در کتاب مقدس در مورد زیز گفته شده است: "همانگونه که لویاتان شاه ماهی ها است زیز بر همه پرندگان حکومت دارد. نام او از چندین ویژگی بدنش تشکیل شده است. طعم آن مانند زه است. اندازه زیز به اندازه لویاتان است. پاهای او بر روی زمین است ولیکن سر او به آسمان می رسد".
★ درمورد مرغ چمروش (چینامروش) یعنی پرندهً بسیار برچیننده وکشنده در کتاب پهلوی بندهش میخوانیم: " در بارهً چمروش مرغ گوید که به سر کوه البرز، هر سه سال، بسیاری از مردم سرزمینهای انیرانی گردآیند برای رفتن به سرزمینهای ایرانی، برای زیان رسانیدن، کندن و نابودکردن جهان.آنگاه که بُرزیزد(ناهید) از آن ژرف دریای ارنگ (مازندران) برآید، آن چمروش مرغ را بر ایستاند بربالست همهً آن کوه بلند، تابرچیند همهً مردم سرزمینهای انیران را بدانسان که مرغ دانه را."مهردادبهار درتوضیح مرغ چمروش می افزاید: "چمرو در اوستا نام مردپرهیزکاری است." این نام اوستائی را میتوان دارای روش چینندگی وقضاوت معنی نمود که این خود اصل چمروش را با سیمرغ یکی میگرداند. می دانیم که شاهنامهً فردوسی هم مکان سیمرغ را همین البرزکوه یا البروج کوه نشان میدهد: یکی کوه بُد نامش البرزکوه به خورشید نزدیک و دور از گروه بدان جای سیمرغ رالانه بود که آن خانه ازخلق بیگانه بود. از سوی دیگرهمین مرغ اساطیری چمروش با مرغ کَمک اوستا و کتب پهلوی مربوط می گردد که در این جا نیز دارای رل منفی است. چه معانی لفظی چمروش (چینامروش) یعنی بسیارچیننده با مرغ کمک (کم کننده، کاهنده) و همچنین مرغ استیمفالی یونانیان (لقظاٌ یعنی کاهنده ونابودکننده) گویای مقهوم واحدی میباشند. اصل این مرغ اساطیری را باید در اساطیرآریاییان هندی سراغ گرفت چه در آنجا مرغی به نام گارودا (به معنی لفظی نابودکننده و کاهندهً زهر) مرکب پروازگر ایزد معروف هندوان یغنی ویشنو (پُرشکل) است. امّا از آنجاییکه ویشنو درمقام ایزد بیگانه رعد و برق نسبت به ایرانیان، نزد خود هندوان ملقب به راما و کریشنا (هردو به معنی سیاه) بوده، لذا مرکب وی یعنی مرغ گارودا (کمک ایرانیان) نیز موجودی تاریک کننده و اهریمنی به شمار رفته است و این خود گواهی بر این است که اهریمن به ایزد رعد آریائیان سکایی و هندی یعنی تور و ایندره اطلاق می گردیده است.به هر صورت از اینجا معلوم میشود که یونانیان نیز مرغ اسیمفالی خود را- که در اساطیر مربوط به هراکلس و یاسون ذکر گردیده/  از مردمان خاورمیانه و هندوستان اخذ نموده اند. اصلاٌ خود هراکلس (پهلوان معروف) مترادف گیلگامش بابلی ها و ماًخوذ از آن است، چنانکه برخی از صفات گرشاسب و رستم ایرانی ها؛ و این هردو خود از سوی دیگر با ایندرهً هندوان مربوط می گردند. ناگفته نماند در پس پردهً اساطیر مربوط به گرشاسب و رستم، خصوصاٌ هفت خوان وی قهرمان سکائیان آماردی دورهً مادها یعنی آتردات پیشوای مردان نهفته است که لشکریان ابرقدرت آشور مهاجم ومذاکره کننده با مادهای تحت رهبری خشتریتی (کیکاووس) را در اطراف شهر آمول مازندران (آمل کنونی) غافلگیرکرده و قتل عام نموده است. در پایان برای حسن ختام مطالب مربوط به نبرد گرشاسب با مرغ کمک را از تعلیقات کتاب پهلوی مینوخرد که تّوسط دکتر احمد تفضّلی تدوین گردیده، بیان می کنیم: وصف مرغ کمک از زبان گرشاسب در بندهش و با اختلافاتی جزئی در روایات داراب هرمزدیار، چنین آمده است: "چون مرغ کمک پدید آمد و پر به سر همهً جهانیان بازداشت و جهان تاریک کرد و ار باران که می بارید همه بر پشت او میبارید وبه دم همه باز به دریا میریخت و نمی گذاشت که قطره ای در جهان باریدی، همهً جهان از قحط و نیاز خراب شد و مردم و چارپای مانند اینکه مرغ گندم چیند، او می خورد و هیچ کس تدبیر آن نمیتوانست کردن ومن تیرو کمان برگرفتم و هفت شبانه روز مانند آنکه باران بارد تیر می انداختم و به هردو بال او میزدم تا بالهای او چنان سست شد که به زیر افتاد و بسیار خلایق در زیر گرفت و هلاک کرد وبه گرز، من منقار وی خرد کردم. و اگر من آن نکردمی عالم را خراب کردی وهیچ کس به نماندی."
استفاده از واژه ی "چمروش" در نامگذاری پرنده هدایت ‌پذیر از دور (پهپاد) 
★ پرنده هدایت ‌پذیر از دور یا "پهپاد" که به آن وسیله هوایی بدون سرنشین نیز گفته می‌شود، نوعی وسیله هوایی هدایت‌پذیر از راه دور است. بیشترین سرمایه‌ گذاری در جهان در زمینه ساخت و تجهیز پهپادها را وزارت دفاع آمریکا انجام داده ‌است؛ به طوری که بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ حدود ۳ میلیارد دلار هزینه برای طراحی ساخت و تجهیز پهپاد ها هزینه کرده‌ است. حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ باعث شد تا آمریکا بودجه بیشتری را به طراحی و ساخت و تجهیز پهپادها اختصاص دهد. ارزش این صنعت در سال ۲۰۲۰ حدود ۱۲۷ میلیارد دلار بود.
★  در ایران از واژه ی "چمروش" در نامگذاری پهپادها استفاده است. "پهپاد چمروش" یکی از این پهپاد هاست و ساخت آن به "کمال شیر خانی" بسبت داده می شود. "کمال شیرخانی در تمامی مراحل طراحی، ساخت و پرواز این پهپاد حضور داشت. این پهپاد برای نخستین بار توسط نامبرده که اولین استاد خلبان پهپاد ایران بود در آسمان به پرواز در آمد".
رباعی: چمروش
بنگر به سپهر_ صاف ایران/ چمروش_ پرنده شد نمایان
مانده ست به جا به روزگاران/ از نسل_ اصیل و پاک_ مرغان
دکتر منوچهر سعادت نوری
*

منابع و مآخذ
چَمروش یا چمروش مرغ: تارنمای ویکی پدیا/ زیز پرنده ای بسیار بزرگ به صورت شیرعقاب: تارنمای ویکی پدیا/ مرغان اساطیری اوستا و کتب پهلوی (مرغ چمروش یا چینامروش): تارنمای درمهر/ پهپاد: تارنمای ویکی پدیا/ "پهپاد چمروش" و کمال شیر خانی: بسیاری از تارنماها/ زندگی ‌نامه اولین خلبان پهپاد ایران: تارنمای روزامه جستجوگر هوشمند خبری
*
همچنین نگاه کنید به
مجموعه ی نامدارترین افسانه ها در تاریخ ایران
آناهیتا: ایزدبانوی نامدارآریایی ها همراه با نمادهایی چون  آب و باران و باروری و شفا و خرد ★ هوشنگ: پیامبر و پادشاه دانا و عادل و افسانه اي ايران باستان ★ "استر": ملکه ی افسانه ای ایران"شهربانو": همسر افسانه ای امام سوم شیعیان
★ " سیمرغ ": مشهورترین پرنده ی افسانه ای ایران★ مرغ طوفان : در زنجیری از سروده هاچمروش: پرنده ی افسانه ای ایران
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/03/blog-post_12.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
========

۱۳۹۶ اسفند ۱۹, شنبه

" سیمرغ ": مشهورترین پرنده ی افسانه ای ایران

افسانه ی سیمُرغ

جام نقره‌ای سیمُرغ مربوط به دوره ی ساسانی
★ سیمُرغ نام یک پرندۀ افسانه‌ای ایران است و نقش مهمی در داستان‌ های شاهنامه دارد. آشیانه ی او بیشتر اوقات کوه اسطوره‌ ای قاف است. سیمرغ، دانا و خردمند است و بر اساس شاهنامهٔ فردوسی به رازهای نهان آگاهی دارد، زال را می‌ پروراند و همواره او را زیر بال خویش پشتیبانی می‌کند. به رستم در نبرد با اسفندیار رویین ‌تن یاری می‌ رساند... ورود سیمرغ به شاهنامه با تولد «زال» آغاز می ‌شود. «سام» پدر زال فرمان می‌دهد فرزندش را که با مو های سپید به دنیا آمده در صحرا رها کنند تا از بین برود. سیمرغ به سبب مهری که خدا در دلش می‌افکند، زال را به آشیانه می‌برد و می‌ پروراند. سرانجام وقتی سام به دنبال خوابی که دیده ‌است به پای البرز کوه به سراغ زال می‌آید، سیمرغ بعد از وداع با زال پری از خود را به او می‌دهد تا به هنگام سختی از آن استفاده کند. سیمرغ دو جا در شاهنامه کمک ‌های مهمی به زال می ‌کند. یکی به هنگام به دنیا آمدن رستم که به علت درشت بودن تولدش با مشکل مواجه شده بود‌ و سیمرغ با چاره جویی به هنگام، این مشکل را بر طرف می ‌کند. دیگری به هنگام جنگ رستم و اسفندیار است که رستم ناتوان از شکست دادن اسفندیار با روشی که سیمرغ به وی می ‌آموزد موفق می ‌شود اسفندیار را در نبرد مغلوب کند. سیمرغ هم چنین زخم‌های بدن رستم و رخش را درمان می‌کند. اگرچه در شاهنامه سیمرغ به منزلهٔ موجودی مادی تصویر می‌شود، اما صفات و ویژگی‌های کاملاً فراطبیعی دارد. ارتباط او با این جهان تنها از طریق زال است. به یکی از امشاسپندان یا ایزدان یا فرشتگان می‌ماند که ارتباط گهگاهشان با این جهان، دلیل تعلق آنها با جهان مادی نیست. سیمرغ در دیگر متون اساطیری فارسی، همچون «گرشاسب نامه» ی اسدی توسی، چهره‌ ای روحانی و فرا طبیعی ندارد. پس از شاهنامهٔ فردوسی کتاب ‌های دیگری نیز در ادبیات فارسی هست که در آنها نشانی از سیمرغ و خصوصیاتش آمده‌ است. از جملهٔ آنها رسالة الطیر ابن سینا، ترجمهٔ رسالة الطیر ابن سینا توسط شهاب الدین سهروردی، رسالة الطیر احمد غزالی، روضة الفریقین ابوالرجاء چاچی، نزهت نامهٔ علایی، بحر الفواید و از همه مهم‌تر منطق الطیر عطار نیشابوری است. منطق الطیر عطار نیشابوری داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هدهد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هر مرغ به عنوان نماد دستهٔ خاصی از انسان‌ ها تصویر می‌ شود. سختی ‌های راه باعث می‌شود مرغان یکی یکی از ادامهٔ راه منصرف شوند. در پایان، سی مرغ به کوه قاف می‌رسند و در حالتی شهودی در می ‌یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند. اکثر محققان ادبیات، از جمله دکتر شفیعی کدکنی بر این باورند که "در این داستان، سیمرغ رمزی از وجود حق تعالی است. سیمرغ رمز آن مفهومی است که نام دارد و نشان ندارد. ادراک انسان نسبت به او ادراکی است بی چگونه. سیمرغ در ادبیات ما گاهی رمزی از وجود آفتاب که همان ذات حق است، نیز می‌شود. ناپیدایی و بی همتا بودن سیمرغ، دستاویزی است که او را مثالی برای ذات خداوند قرار می‌دهد".
سیمُرغ در زنجیری از سروده ها
به بالین رودابه شد زال زر/ پر از آب رخسار و خسته جگر
یکی مجمر آورد و آتش فروخت/ وزآن پر سیمرغ لختی بسوخت
هم اندر زمان تیره گون شد هوا/ پدید آمد آن مرغ فرمان روا
چو ابری که بارانش مرجان بود/ چه مرجان که آرایش جان بود...: فردوسی
*
قاف تویی مسکن سیمرغ را/ شمع تویی جان چو پروانه را
چشمه حیوان بگشا هر طرف/ نقل کن آن قصه و افسانه را...: مولوی
*
ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست/ عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم/ از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری...: حافظ
*
گر چه دل من مرغ بلند است چو سیمرغ
لیکن چو دمت خورد به دام تو درافتد...: عطار نِیشابوری
*
سیمُرغ پرنده ی خردمند/ افسانه ی کوهیار و خرسند
از "قاف" چو گشت او روانه / "البرز" بساخت آشیانه
با " زال" بشد رفیق و همراه/ " رستم" بنمود نیک آگاه
جلوه گر_ آسمان_ ایران/ یادآور_ شوکت_ نیاکان: دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
سیمُرغ: تارنمای ویکی پدیا/ سیمُرغ در زنجیری از سروده ها: تارنمای گنجور و تارنمای گلچینی از سروده ها/ سیمُرغ در یک سروده ی کوتاه: تارنمای گلچینی از سروده ها
*
تهیه و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری

*
مجموعه ی نامدارترین افسانه ها در تاریخ ایران
 آناهیتا: ایزدبانوی نامدارآریایی ها همراه با نمادهایی چون  آب و باران و باروری و شفا و خرد ★ هوشنگ: پیامبر و پادشاه دانا و عادل و افسانه اي ايران باستان ★ "استر": ملکه ی افسانه ای ایران"شهربانو": همسر افسانه ای امام سوم شیعیان
★ " سیمرغ ": مشهورترین پرنده ی افسانه ای ایران ★ اشاراتی به "مرغ طوفان":  مرغ طوفان : در زنجیری از سروده ها ★ چمروش: پرنده ی افسانه ای ایران
*
گزیده ای از نوشتارها
http://msnselectedarticles.blogspot.ca/2018/03/blog-post_10.html
بخش های پیشین مجموعه ی یادداشت ها و نوشتارها و نامه ها
=========

۱۳۹۶ اسفند ۱۶, چهارشنبه

ده (۱۰) " هم دوره ی من" در عرصه ی سیاست و دانش و هنر ایران

در عرصه ی سیاست
دکتر مرتضی صالحی: در نوجوانی ساکن کوچه ی آموزگار روبروی خیابان فرهنگ واقع در خیابان امیریه بود. مرتضی صالحی دیپلم متوسطه را از دبیرستان رهنما (واقع در تهران، خیابان فرهنگ کوی خدایار خان) دریافت کرد و سپس از دانشکده ی پلی تکنیک تهران فارغ التحصیل شد. پلی‌تکنیک تهران، یکی از باسابقه ‌ترین مؤسسات آموزش عالی ایران در زمینهٔ فنی و مهندسی است. این دانشکده در آبان ۱۳۳۵ برابر  با ۱۹۵۶ میلادی، توسط مهندس حبیب نفیسی و به دستور محمد رضا شاه پهلوی تأسیس گردید. دکتر مرتضی صالحی پس از بازگشت به ایران با دختری از خانواده ی آموزگار وصلت کرد و در کابینه ی دکتر جمشید آموزگار (از ۱۶ مرداد ۱۳۵۶ تا ۵ شهریور ۱۳۵۷) وزیر راه و ترابری شد. وی در کابینه ی جعفر شریف‌ امامی (از ۵ شهریور ۱۳۵۷ تا ۱۵ آبان ۱۳۵۷) ‌وزیر مشاور و در کابینه ی ارتشبد غلامرضا ازهاری (از ۱۵ آبان تا ۱۴ دی ۱۳۵۷): ‌وزیر مشاور و رییس سازمان برنامه و بودجه بود و اکنون ساکن آمریکاست (در تصویر سه نفره ی این پیوند، وی احتمالا نفر اول از سمت راست است). دکتر مرتضی صالحی هم دوره ی نگارنده طی تحصیل در دبیرستان رهنما بود.
 
★ مهندس محمّد توسّلی حجتی: سوّمین دبیرکل نهضت آزادی ایران و نخستین شهردار تهران پس از انقلاب ۵۷ است. او پیش از انتخاب به ‌عنوان دبیرکل حزب نهضت آزادی ایران، سال ‌ها رئیس دفتر سیاسی و عضو شورای مرکزی این حزب بود. محمد توسلی، متولد ۲۵ اردیبهشت ۱۳۱۷، در محله سنگلج تهران و در یک خانواده متوسط مذهبی با پنج برادر و دو خواهر است. پدر وی یک کاسب در بازار تهران بود، مادر وی نیز نوه حاج‌آقا میرهوشی‌السادات از بازاریان قدیم تهران بود. محمّد توسّلی در نوجوانی ساکن کوچه ی سعادت واقع در خیابان مولوی بود. وی دیپلم متوسطه را از دبیرستان رهنما دریافت کرد و سپس در سال ۱۳۳۵ وارد دانشکده ی فنی دانشگاه تهران شد و از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجویان بود. محمّد توسّلی در دانشکده ی فنی دانشگاه تهران با مهندس مهدی بازرگان استاد این دانشکده آشنا گردید. از سال ۱۳۴۰ با تشکیل نهضت آزادی از اعضای آن شد و در سال ۱۳۴۱ برای تحصیل در رشته مهندسی حمل‌ و نقل و ترافیک به آلمان و سپس برای ادامه تحصیل در رشته راه و ترافیک به آمریکا رفت. توسلی در سال ۱۳۴۶ در تهران ازدواج کرد. قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ مسئول تبلیغات ستاد های راهپیمایی و ستاد استقبال از خمینی بود و با روی کار آمدن دولت موقت مهندس مهدی بازرگان به عنوان شهردار تهران برگزیده شد. وی پس از انقلاب چندین بار بازداشت شد. توسلی در جریان اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، در ۲۶ خرداد ۱۳۸۸ و در سال ۱۳۹۰ به دنبال انتشار نامه ای به امضاء ۱۴۳ نفر از فعالین سیاسی به سید محمد خاتمی رئیس‌جمهور سابق بازداشت و پس از ۶/۵ ماه حبس انفرادی با وثیقه آزاد شد. محمّد توسّلی حجتی هم دوره ی نگارنده طی تحصیل در دبیرستان رهنما بود.
 
پروفسور احمد اشرف (زادهٔ ۱۳۱۳): نویسنده و جامعه ‌شناس ایرانی است که در دانشگاه ‌های پنسیلوانیا، کلمبیا، پرینستون و تهران، به تدریس جامعه‌ شناسی و تاریخ اجتماعی ایران پرداخته‌ است. تاکنون چند کتاب و نیز مقالات متعددی از او منتشر شده است. از جمله کتاب موانع تاریخی رشد سرمایه‌ داری در ایران دورهٔ قاجاریه است که در سال ۱۳۵۹ به چاپ رسید. موضوعات مطرح‌ شده در آثار او عبارتند از: سلسله ‌مراتب اجتماعی در ایران، سنت و مدرنیته، هویت ملی ایرانیان، روابط زراعی در ایران و رهبری کاریزماتیک و حکومت تئوکراتیک (دین‌ سالار) در ایران پس از انقلاب. احمد اشرف در هیئت ویراستاران نشریاتی چون مطالعات ایران، ژورنال بین‌المللی سیاست، فرهنگ و جامعه و ایران‌ نامه به کار مشغول بوده‌ است و از سردبیران ارشد دانشنامهٔ ایرانیکا می‌ باشد. مقالاتی چون «هویت ایرانی» در طول تاریخ و «نظام طبقاتی» در ایران (به‌همراه علی بنوعزیزی) از تألیفات او در دانشنامهٔ ایرانیکا است.  وی در سال ۱۳۵۸ مانند نگارنده در جلسات کمیسیون سیاست گذاری های کشاورزی ایران در اداره ی نخست وزیری شرکت داشت و هر دو عضو  این کمیسیون و هم دوره ی جلسات آن بودیم.
 در عرصه ی دانش
لعبت والا (شیبانی): شاعر، ترانه‌سرا، روزنامه‌نگار و داستان‌نویس در روز بیستم آبان‌ ۱۳۰۹ خورشیدی در تهران متولد شد. پدرش محمدحسین والا، ملقب به ظهیرالسلطان، مادرش منیر والا. او از اواخر دههٔ بیست شروع به فعالیت فرهنگی کرد و از سال ۱۳۴۰ به ترانه ‌سرایی پرداخت. لعبت والا از نخستین دانش‌ آموختگان دورهٔ روزنامه‌نگاری دانشکدهٔ حقوق دانشگاه تهران است. سال ‌ها در مجلهٔ هفتگی سیاسی و اجتماعی «تهران مصور» که برادرش مهندس عبدالله والا، مدیر مسئول هفته نامهٔ «تهران مصور» بود، کار می‌کرد و سردبیر مجلهٔ «کوچولوها» ی آن نشریه بود. این شاعر و نویسنده، پس از سال‌ ها فعالیت در مجلهٔ «تهران مصور»، کارمند وزارت فرهنگ و هنر، سرپرست شورای تهیه و تنظیم برنامه‌های موسیقی ایرانی در رادیو و تلویزیون و از ترانه‌ سرایان گروه‌ های موسیقی این وزارتخانه شد. در کارنامهٔ هنری او علاوه بر فعالیت در زمینهٔ ادبیات، تجربه‌ هایی نیز در زمینهٔ طراحی داستان اپرا و باله نیز به چشم می‌خورد. لعبت والا در سال ۱۳۵۷ ایران را ترک و برای ادامهٔ تحصیل به استرالیا رفت و در رشتهٔ مطالعات خاور میانه لیسانس گرفت و سپس مقیم انگلستان شد. او مدتی بعد به همکاران روزنامهٔ «کیهان لندن» پیوست. در سال ۱۳۸۹  وی در گفتگو با عنایت فانی در پاسخ این پرسش " الان که یک مقدار فارغ البال تر شده اید و درد معاش به آن شکل ندارید و بچه ها بزرگ شده اند، بیشتر به شعر می پردازید؟" اظهار داشت: " بیشتر می گویم، ولی مرثیه خوان دل دیوانه خویشم. بیشتر شعرهایم، حس غربت دارد و دوری از دیار. بعد هم از دور تماشاگر مبارزه عزیزان هستم و آرزوی موفقیت برایشان می کنم و اینها را تا جایی که ذهن خسته و مغز پیرم اجازه دهد در شعرهایم به روی زبان می آورم". لعبت والا (شیبانی)، هم دوره ی نگارنده طی تحصیل در کلاس آزاد روزنامه ‌نگاری دانشگاه تهران بود.

★ دکتر عبدالرفیع حقیقت (زاده ی ۸ مرداد ۱۳۱۳ در سمنان) متخلص به رفیع، محقق، مورخ و شاعر معاصر ایرانی است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در سمنان به پایان رساند. تحصیلات عالی در رشته مدیریت را در مدرسه عالی بازرگانی تهران و دوره‌ های تخصصی تاریخ را در دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران به پایان رساند. دکتر عبدالرفیع حقیقت بین سال های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷ با بسیاری از مجلات ادبی و تاریخی مانند "وحید" و "ارمغان" همکاری داشت. وی در سال ۱۳۷۰ خورشیدی از دانشگاه یو سی ال ای کشور آمریکا لوح افتخاری تاریخ دریافت کرد. وی از سال ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۷ با مجله ادبی گوهر به  سردبیری دکتر نصرت‌الله کاسمی از انتشارات بنیاد نیکوکاری نوریانی نیز همکاری داشت و از سال ۱۳۵۶ تا ۱۳۶۹ خورشیدی به سمت مدیر عامل شرکت مولفات و مترجمان ایران که با همکاری دانشمندان مشهور تشکیل شده بود انجام وظیفه نمود و در این مدت نزدیک به یکصد مجلد کتاب‌های تحقیقی ارزنده را انتشار داد. بین سال های ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷ دکتر عبدالرفیع حقیقت مانند نگارنده در جلسات فرهنگی - اجتماعی که روزهای یکشنبه هر هفته در منزل روانشاد دکتر سیف الله وحید نیا مدیر مجله ادبی و تاریخی "وحید"تشکیل می شد شرکت داشت و هر دو هم دوره ی آن جلسات بودیم.
گشتاسب فیروزان: پدر گشتاسب فیروزان از صاحب منصبان عالی رتبه سازمان ثبت احوال کشوربود. برادر بزرگتر او سیاکزار فیروزان (مولف کتاب خدمتگزاران ملک و ملت) در شرکت سهامی تلفن ایران کار می کرد و زمانی سرپرستی تلفن شهر خاش را در استان سیستان و بلوچستان بر عهده داشت. گشتاسب فیروزان در نوجوانی ساکن کوی انتظام در خیابان امیریه بود. وی هنگامی که در سال سوم دبیرستان رهنما بود داستان کوتاه "ژولیده" را به رشته ی تحریر در آورد و به صورت کتاب چاپ و منتشر نمود. گشتاسب فیروزان دیپلم متوسطه را از دبیرستان رهنما دریافت کرد و در سال ۱۳۳۵ وارد دانشکده ی نفت آبادان شد. سپس برای ادامه ی تحصیلات در رشته ی نفت به انگلستان اعزام گردید. وی در لندن ازدواج کرد و پس از پایان تحصیلات تکمیلی همراه همسر انگلیسی خود به ایران باازگشت و در استخدام شرکت ملی نفت ایران در آمد. سالها بعد یکی از اعضای فعال اداره ی امور بین المللی شد و پس از پیروزی انقلاب ۵۷ همرا ه هیئتی به نمایندگی ایران برای شرکت در کنفرانس  نفت به اروپا رفت. در سال ۱۳۵۷  وی در جلسه ی معروف به انتقال پالایش نیز حضور داشت. در این جلسه همچنین افرادی از جمله مهدی مهرورز، عطا مقربی، صمد حریری، فرخ کمالی، علی عابدین زاده، مرتضی مسعودی، قباد فخیمی، محمود حق شناس، مصطفی صرافان، دکتر محمدعلی جعفری و  رضا عظیمی شرکت داشتند. گشتاسب فیروزان یکی دیگر ازهم دوره ی های نگارنده طی تحصیل در دبیرستان رهنما بود.
دکتر عباس شفیعی (زاده ی ۳ مهر  ۱۳۱۶ در تهران – درگذشته ی ۱۳۹۵ در تهران): داروساز، شیمیدان، استاد دانشگاه و ملقب به پدر داروسازی نوین ایران بود. وی استاد دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی تهران، رئیس سابق دانشکده داروسازی (از ۱۳۶۵ تا ۱۳۸۸)، رئیس مرکز تحقیقات علوم دارویی (از سال ۱۳۸۲) و یک چهره ماندگار علم پزشکی ایران بود. عباس شفیعی دوره دبیرستان را در دبیرستان‌ های بدر و دارالفنون گذراند و در سال ۱۳۳۶ وارد دانشکده داروسازی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۴۱ دکتری عمومی داروسازی را دریافت کرد. برای تحصیلات تکمیلی به آمریکا رفت و فوق لیسانس شیمی و دکترای تخصصی علوم دارویی را در دانشگاه کلمبیا اخذ نمود و در سال ۱۳۴۷ از دانشگاه شیکاگو فوق دکترای شیمی گرفت. بعد از تحصیلات به ایران بازگشت و در سال ۱۳۴۹ در دانشکده داروسازی دانشگاه تهران استخدام و به تدریس و پژوهش مشغول شد. در دوران جنگ عراق و ایران، پس از شروع حملات شیمیایی عراق، او به مطالعه و آزمایش بر روی این گازهای شیمیایی و راه خنثی سازی آنها پرداخت. دکتر عباس شفیعی هم دوره ی نگارنده طی تحصیل در کورس درسی بیوشیمی دانشگاه کلمبیا بود.

دکتر محمود رازجویان (زاده ی ۱۳۱۷ در تهران): استاد رشته ی معمارى، دانشکده ی معمارى و شهرسازى، دانشگاه بهشتى (ملی سابق) است. سوابق تحصیلى: کارشناسى ارشد پیوسته معمارى از دانشگاه تهران در سال ۱۳۴۴، کارشناسى ارشد معمارى از دانشگاه پنسیلوانیاى آمریکا در سال ۱۳۴۹، دکتراى معمارى از دانشگاه پنسیلوانیاى آمریکا در سال ۱۳۵۸. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: هندسه و معمارى، نما، تقویم نیاز به سایه و آفتاب شهرهاى ایران، آسایش در فضاهاى باز و معابر، تدریس طراحى معمارى، مبانى نظرى معمارى و روش تحقیق در دانشگاه بهشتى، تدریس طراحى معمارى در دانشگاه یزد. دکتر رازجویان در موضوع "طراحی اقلیمی" حرف اول را می زند و چند کتاب ارزشمند در این زمینه دارد که یکی از آن ها سال هاست که نایاب است: "آسایش به وسیله معماری همساز با اقلیم" و "آسایش در پناه باد" که در میان کتاب های فارسی منحصر بفرد و بی نظیر است. دکتر محمود رازجویان هم دوره ی نگارنده طی تحصیل در دبیرستان رهنما بود. هنگامی که رازجویان و نگارنده در سال سوم دبیرستان رهنما بودیم هر دو در هیئت تحریریه ی نخستین سالنامه ی این دبیرستان عضویت داشتیم. در آن هیئت تحریریه افراد دیگری از جمله فریبرز مافی و کیوان طبری (دانش آموزان سال های چهارم و پنجم) نیز شرکت داشتند.
در عرصه ی هنر

پروين دولت آبادي: در سال ١٣٠٣ در اصفهان چشم به جهان گشود. او تحصيلاتش را در همان شهر شروع كرد و در تهران به پايان رساند. بعد از اتمام دوره دبيرستان نوربخش مدتي به كار در يك كودكستان پرداخت و حاصل تماسش با كودكان خردسال مجموعه سروده هاي ارزشمند او در زمينه ادبيات كودكان است كه نسل هاي متعددي از كودكان ايراني آن ها را مي شناسند و از مفهوم آن ها درس زندگي آموخته اند. پروين دولت آبادي براي ادامه تحصيل وارد دانشكدة هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد. اما بازديدي اتفاقي از شيرخوارگاه شهرداري تهران مسير زندگي او را تغيير داد و تصميم گرفت نيرويش را براي نگاهداري از كودكان بي سرپرست به كار بگيرد. به همين منظور در پرورشگاه شهرداري تهران مشغول به كار شد و سال ها در آنجا ماند. مرحلة بعدي فعاليت شغلي او در بخش آموزش كارگران شركت نفت بود كه در آنجا به با سوادكردن كارگران همت گماشت. پروين دولت آبادي بعد يك مدرسه ابتدايي به نام ( شيوا ) تأسيس كرد و پس از يك دوره پنج ساله دوباره به شركت نفت بازگشت و تا رسيدن به سن بازنشستگي در اداره تعاون سازمان پخش به كار ادامه داد. طي سال ها سروده هاي او در زمينه ي ادبيات كودكان در مجلات "پیک" و "بخارا" انتشار يافت و علاوه بر آن آثار و تأليفات او در ده جلد به چاپ رسيد... پروین دولت آبادی احتمالا هنر سرایندگی را از پدر خود مرحوم حسام الدین دولت آبادی به ارث  برده بود. نگارنده، چند بار پروین بانو را همراه با حاج آقا حسام در جلسات فرهنگی - اجتماعی که روزهای یکشنبه هر هفته در منزل روانشاد دکتر سیف الله وحید نیا تشکیل می شد ملاقات کرد و به یاد می آورد که حاضران، به سروده هایی که گاه گاه پدر و دختر در آن جلسات می خواندند با اشتیاق وافر گوش فرا می دادند و به طبع روان و ذوق سلیم آنان آفرین می گفتند. متاسفانه پروین دولت آبادی روز سه‌شنبه ۲۷ فروردین سال ۱۳۸۷ شمسی در سن ۸۴ سالگی بر اثر سکته قلبی در تهران درگذشت و در قطعه ي هنرمندان بهشت زهرا دفن گردید.
رویین پاکباز
رویین پاکباز (متولد سال ۱۳۱۸): تاریخ‌نگار هنر، منتقد و نقاش نوگرای ایرانی است که نقش مهمی را در تبدیل رشتهٔ تاریخ هنر به یک زمینهٔ علمی و دانشگاهی در ایران بر عهده داشته است. مهم‌ترین دستاوردهای پژوهشی او «دایرة المعارف هنر» در سه جلد و «نقاشی ایران از دیرباز تا امروز» است. رویین پاکباز دیپلم متوسطه را از دبیرستان رهنما دریافت کرد و در سال ۱۳۳۵ وارد دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.  او دانش‌آموختهٔ دانشکدۀ هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشتۀ نقاشی (۱۳۴۷) است و کارشناسی ارشد خود را رشتهٔ زیباشناسی از دانشگاه پاریس یک دریافت کرد (۱۳۵۶). پاکباز در سال‌های دور در چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی، آثار نقاشی خود را به تماشا گذاشته بود که از آن جمله می‌توان به شرکت در سومین بی‌ینال تهران (۱۳۴۱)، آتلیه ممیز (بی تا)، چهارمین بی‌ینال تهران (۱۳۴۵)، گالری بورگز (بی تا) و غیره اشاره کرد. او از مؤسسان و بنیان‌گذاران تالار ایران (قندریز) بود که چندین بار آثارش در نمایشگاه‌هایی در این تالار به نمایش درآمد. در آثار نقاشی پاکباز توجه به روابط بصری عناصر و فرم‌ها، با دقتی موشکافانه و ریاضی‌گونه دیده می‌شود.  رویین پاکباز یکی دیگر ازهم دوره ی های نگارنده طی تحصیل در دبیرستان رهنما بود.

نگارش و تدوین:
دکتر منوچهر سعادت نوری
*
منابع و مآخذ
پلی‌تکنیک تهران: تارنمای ویکی پدیا/ دکتر مرتضی صالحی در کابینه ی دکتر جمشید آموزگار: تارنمای ویکی پدیا/ دکتر مرتضی صالحی در کابینه ی ارتشبد غلامرضا ازهاری: تارنمای ویکی پدیا/ مهندس محمّد توسّلی: تارنمای ویکی پدیا/ احمد اشرف: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/ سیاکزار فیروزان در شرکت سهامی تلفن ایران: تارنمای پونه/ جلسه ی معروف به انتقال پالایش (سی سال نفت ایران از ملی شدن تا انقلاب اسلامی تالیف مهندس قباد فخیمی): تارنمای راهنمای کتاب گوگل/ لعبت والا: تارنمای ویکی پدیا/ لعبت والا در گفتگو با عنایت فانی: تارنمای بی بی سی/ دکتر عباس شفیعی: تارنمای ویکی پدیا/ محمود رازجویان: تارنمای راسخون/ عبدالرفیع حقیقت: تارنمای ویکی پدیا/ پروین دولت آبادی: تارنمای گزیده ای از نوشتارها/  رویین پاکباز: تارنمای ویکی پدیا
*
همچنین نگاه کنید به
*